Close
رستوران

بشیکتاش

Besiktas

44-0APlUS9F6EVfCZLrNTBX.jpeg
44-HY2UUSPHsVHvMCoNETjD.jpeg
44-FS9VOZEc4wuGku2doTbw.jpeg
44-qrWtt13JIS1BMabSRV6h.jpeg
44-CCMwKD61OYAGT1849uWy.jpeg
44-qDaB8B1aRkfFKav5LqQL.jpeg
پیشنهاد کاربران
از نقد و بررسی

بشیکتاش یکی از مناطق شهر استانبول محسوب می شود که در بخش اروپایی این شهر قرار گرفته است. این منطقه از شمال با ساری یر و شیشیلی از غرب با کاغذخانه و شیشیلی از جنوب با بی اغلو و از شرق با بسفر هم مرز است.

نوع جاذبه:
  • محله ها

نقد و بررسی کاربران


امتیاز این هتل:
  • آوات مام قادری
    نقدها:
    گزارش
    منطقه بشیکتاش
    توصیه شده توسط کاربر

    از مناطق بالاشهر و زیبای شهر استانبول که ورزشگاه باشگاه فوتبال بشیکتاش هم در این منطقه قرار گرفته .
    کمی جلوتر از ورزشگاه پارک ساحلی و موزه وجود داره و اونجا میتونید اوقات زیبایی رو سپری کنید بلیط ورود به موزه هم 10 لیر بود .
    خیابون و پیاده رو هاشون هم خیلی تمیز بود.

    با کیا اینجا بودید؟:
    تاریخ بازدید:
  • نسرين خوشابي
    نقدها:
    گزارش
    ودافن پارك ارنا
    توصیه شده توسط کاربر

    اگه از من بپرسن به ياد ماندني ترين قسمت سفرت كجا بود ميگم موقعي كه رفتم بازي بشيكتاش و عثمانلي اسپور رو نگاه كردم شايدم چون اولين بار بود ميرفتم توي ورزشگاه و بازي فوتبال رو از نزديك ميديدم..طرفا ساعت ١١ بود رفتيم طرف بشيكتاش كه موزه بشيكتاش رو ببينيم از مسئول موزه كه سوال كردم گفتن امشب بازي هست خيلي دلم ميخواست برم ولي درست توضيح نميداد كه بايد چطور بليط بگيريم كلي سوال گرفتم حتي رفتم باجه بليط فروشي گفت اينجا نميتونيم با پول نقد پسوليگ كارت بديم بايد بريد Nkolay حالا اصلا نميدونيم اين چي هست مغازه هست چيههه . جالبه از هركس ميپرسيديم نميدونست ديگه كلا پشيمون شديم خيلي تو ذوقم خورده بود ولي گفتم چه ميشه كرد ديگه گفتيم بريم جزيره بيوكادا .

    رفتيم ساعت ٣ برگشتيم دوباره ورزشگاه رو ديدم دلم رفت ، گفتم هرطور شده پيدا ميكنم اينو .. رفتيم اينقدر گشتيم اينقدر سوال كرديم با وجود اينكه كسي نتونست كمك كنه اخر خودم پيداش كردم يه يك ساعتي معطل شديم اونجا تا اخر پسوليگ كارت گرفتيم و شارژش كرديم كلا شد ٧٥ لير پسوليگ ٥٠ لير هم بليط .. از بس هول بوديم دو ساعت جلوتر رفتيم جلو گيت چون دو ساعت زودتر از مسابقه گيت باز ميشه..شروع كردم با مسئول گيت حرف زدن جالب اينجا بود نه اون ميفهميد من چي ميگم نه من ، خيلي مبهم چون فقط تركي حرف ميزد همين حرف زدن كمكمون كرد چون نميتونستيم پاور بانك ببريم داخل ميگفتن بايد بندازين دور اين اقا به دادمون رسيد ازمون گرفت نجاتمون داد گفت بعد از بازي بيايد بگيريد خلاصه كه رفتيم داخل من تا استاديوم رو ديدم چناني ذوق زده شدم كه ميخواستم جيغ بزنم .. خلاصه بازي ٤-١ تمام شد..اومديم بيرون اقاهه رو نديديم همسفرم داشت سكته ميكرد چون پاوربانك شوهرشو اورده بود اونم حساس .. من كه گفتم اگه مينداختمش هم دلم نميسوخت چون بليطم گرونتر از پاوربانكم بود و نه فقط از نظر مادي واقعا ارزششو داشت بعد از كلي گشتن ديديم اقاهه رو اعصابم نداشت اخه گالاتاسارايي بود فقط تا ديدمون پاوربانكا رو داد رو برگردوند رفت ?

    با کیا اینجا بودید؟:
    تاریخ بازدید: