Close
رستوران خاور خانم
Nastaran
نقدها:
گزارش
نقد رستوران خاور خانم
توصیه شده توسط کاربر

در دی ماه 97 به اتفاق خواهر و مادر و دختر خاله ام سفری به گیلان (چابکسر) داشتیم و در مدت اقامت خود در این منطقه سری به رستوران معروف خاور خانم زدیم، این رستوران که در نزدیکی چابکسر و در ارتفاعات البرز و در ناحیه ای به نام سرولات واقع است توسط خانمی به نام خاور اداره می شود. خاور خانم حدود 20 سال پیش به صورت اتفاقی توانمندی خود در آشپزی و اداره رستوران دریافته و توانسته است که رستوران خود را به معروف ترین ها در شمال تبدیل نماید، رستورانی که در روزهای تعطیل تابستان پذیرایی میهمانان بسیار زیادی از سراسر کشور می باشد و در عین حال باعث رونق روستا و نیز ناحیه و اشتغال زایی برای صدها نفر شده است.

ما روز شنبه برای ناهار و حدود ساعت 13:30 به این رستوران رفتیم و اولین موردی که توجه ما را جلب کرد ماشین های لوکس متعددی بود که در جلوی درب رستوران پارک شده بود و نکته دوم رستوران های بزرگ و زیبای دیگری که در اطراف رستوران خاورخانم وجود داشت ولی میهمانان زیادی نداشتند.

پس از بالا رفتن از چند پله، وارد رستوران شدیم، رستوران از چند قسمت بزرگ و چند بالکن تشکیل شده بود و مشرف به دره بسیار زیبای مقابل، چشم انداز قشنگی که به نتهایی می توانست ما را قانع سازد که این مکان، ارزش پیمودن این مسیر پرپیچ و خام کوهستانی را داشته است.

با اینکه زمستان و روز غیرتعطیل بود، رستوران رونق خوبی داشت و خیلی از میزها پر بود، خوشبختانه با ورود ما یکی از میزهای کنار پنجره خالی شد و در این قسمت قرار گرفتیم و ضمن اینکه از منظره دره روبرو لذت می بردیم منوی رستوران را هم نگاه کردیم، این منو به صورت سیاه و سفید بر روی یک برگه ساده چاپ شده بود و جلد نداشت و به نظر من در خور چنین رستوران معروف و پردرآمد و پرمیهمانی نبود و وقتی که چشم از منظره اطراف برداشتیم و نگاهی به فضای داخل رستوران انداختیم بر روی در و دیوار رستوران چیز زیادی که معرف یک رستوران گیلانی با غذاهای محلی باشد، نیافتیم.

مهیمانان از رده های سنی مختلف و شرایط اقتصادی متفاوتی بودند، از خانم و آقای مسنی که به سختی راه می رفتند و ظاهری آراسته داشتند و با لهجه شیرین گیلکی صحبت می کردند تا جوانهای شیک امروزی که انواع لباسهای گرانقیمت مارک دار به تن داشتند و خانواده اصفهانی که ظاهری معمولی داشتند و با لهجه خاص خود با هم گپ و گفت می کردند،به نظر می رسید که همه میهمانان از فضا و غذا لذت می برند.


جلوی صندوق رفتیم و غذای خود را سفارش دادیم،کباب ترش و میرزاقاسمی و یک کوزه ماست محلی. قیمت غذاها منصفانه به نظر می آمد و با توجه به اینکه در کنار غذاهای اصلی، زیتون پرورده، سیر ترشی و ترشی محلی هم سرو می شد قیمت کاملاً مناسب به نظر می رسید.

مدت زیادی طول نکشید که سفارش ما آماده شد ولی خدمه رستوران چنان از کار زیاد خسته بودند که حتی نای پاسخ گفتن به اظهار تشکر ما را هم نداشتند، از زیتون پرورده و میرزاقاسمی شروع کردیم که بسیار خوشمزه بود و به جرات می توانم بگویم که بهترین نوعی بودند که تا این زمان تجربه کرده بودم. کباب ترش و کته هم خوشمزه بود ولی بهتر از آن را در رستوران حسن رشتی نوشهر تجربه کرده بودم و ماست هم که در کوزه گلی (سفالی) لب شکسته؟! برایمان آورده شد به عنوان یک ماست روستایی هیچ تفاوتی با ماستهای معمولی نداشت.

در مجموع نمره 80 از 100 به غذای این رستوران می دهم، پس از صرف غذا مدت دیگری هم از منظره روبرو لذت بردیم و زمانی که قصد خروج از رستوران را داشتیم در یک نظر، خاورخانم مشهور که مشغول صحبت با خدمه رستوران بود، را هم دیدیم. البته من به این دلیل که قبلاً در شبکه های مجازی تصویر ایشان را دیده بودم او را شناختم ولی خود ایشان تماسی با میهمانان نداشتند، در حالیکه خیلی از میهمانان از جمله خود ما، بسیار مشتاق دیدن و صحبت کردن با چنین زن موفق، توانمند و کارآفرینی بودند. به هرحال شرایط مساعد مزاحمت ما نبود و بدون صحبت با خاورخانم، رستوران ایشان را ترک کردیم و در کوچه باغهای روستا گشتی زدیم و عکس هایی گرفتیم و از خانمهای روستایی که در محدوده رستورانها غرفه هایی داشتند و محصولات روستایی و شمالی را عرضه می کردند خریدهایی کردیم و در نهایت این روستای زیبا و این رستوران به یادماندنی را ترک کردیم، در حالیکه آرزو می کردیم که خداوند فرصت برگشت مجدد به این منطقه و این رستوران را نصیب ما کند.

نوع سفر:
تاریخ سفر: