Close

سکته قلبی در سفر

3.8
از 4 رای
خاطره سفر: سکته قلبی در مسیر بازگشت به خانه

تعطیلات عید سال 98 بود. با تور زمینی وبا اتوبوس، به مدت یک هفته از تبریز به ترابزون و سامسون (ترکیه) رفته بودیم. روز آخر و زمان بازگشت به تبریز فرا رسیده بود. چند روز قبل از بازگشت، یک خانواده سه نفری اعلام کرده بودند که با تور باز نخواهند گشت و بجای آنها یک خانواده تهرانی که از یکماه قبل به استان ریزه ترکیه رفته بودند(منزل برادرِ آقا در یکی از شهرهای کوچک استان ریزه)، جایگزین شدند.

آقای میانسالی بودند و خانمشون و یک پسربچه حدود 6 ساله که اصلا هیچکدومشون یک کلمه هم ترکی استانبولی بلد نبودند. حدود ساعت 12 ظهر جهت بازگشت، همه مسافران از جلو هتل سوار اتوبوس شدیم و این خانواده را هم در مسیر (بیرون شهر ترابزون) سوار کردیم. تا ارزروم همه چیز عالی بود و ساعت 16 ارزروم را رد کردیم و بطرف مرز بازرگان درحرکت بودیم که یهو حال خانمِ این آقا بد شد. صورتش مثل گچ سفید شده بود و از حال رفته بود. شوهرش از راننده درخواست کرد که سریع خانمشو برسونیم بیمارستان.

خوشبختانه بعد از دقایقی به شهر کوچک هوراسان(خراسان خودمون) رسیدیم. ساعت حدود 17 بود. بیمارستان دولتی آنجا را سریع پیدا کردیم و اتوبوس در نزدیکی بیمارستان نگه داشت. چون خانم بنده به مسائل پزشکی وارد بود و من هم بعنوان مترجم به همراه بیمار بودیم. سریع با برانکار،  بیمار را به بخش اورژانس بردیم. بیمارستان بسیار تمیز وتقریبا خلوت بود. دکترها و پرستارها مثل مور و ملخ ریختند سر مریض و در عرض یک ساعت همه آزمایش‌ها و تست‌ها رو انجام دادند.

دکتر کشیش، سکته قلبی تشخیص داده بود و گفت اگه دیرتر آورده بودید بیمار از دست می‌رفت. چندین بار تست و آزمایش‌های مختلف انجام دادند. حال بیما خدارو شکر بهتر شد. دیگه ساعت 11 شب بود و کم کم صدای مسافرها در می‌اومد. دکتر می‌گفت باید مریض تا صبح بمونه تا متخصص بیاد و ببینه و اجازه مرخصی بده. نه می‌تونستیم بریم (چون بیمار و همسرش ترکی بلد نبودند صحبت کنند و شایسته هم نبود آنها رو تواین وضعیت تنها بگذاریم) و نه می‌تونستیم بمونیم (چون مسافرها فردا صبح باید به کار و زندگیشون می‌رسیدند). نهایتا رفتم با دکتر کشیک صحبت کردم و شبانه ایشون با متخصص با واتس آپ گزارش‌ها رو ارسال کردند تا اجازه ترخیص صادر شد و تونستیم ساعت 1 بامداد، همگی بطرف ایران حرکت کنیم.حال بیمار هم تا تبریز خوب بود.

 

نویسنده: فرضاد شفیعی شهیدلو

تمامی مطالب عنوان شده  نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات بر عهده نمی‌گیرد.

اطلاعات بیشتر
نظرات کاربران (7 نظر)

× در حال پاسخ به:

یاسمن شعبان زاده 26 تیر 1399 ساعت 08:20

سلام جناب شفیعی
احساس مسوولیت و نوعدوستی جنابعالی قابل تقدیره.
دردود بر شما.
فکر کنم این خاطره رو خیلی سریع تایپ کردین یا اثرات استرس تعریف این خاطره باعث شده که ما بالاخره از شما دوتا غلط املایی ببینیم :)
(دکتر کشیش و فرضاد شفیعی)

حمیدرضا فتح العلومی 23 تیر 1399 ساعت 14:46

احسنت بر شما که مشکل را به خوبی مدیریت کردید.

100safar 22 تیر 1399 ساعت 12:47

همراهیتون با اون خانواده قابل تحسینه.

محمدمهدی جعفری 18 تیر 1399 ساعت 19:22

فرشته نجات بودن یعنی این،آفرین

و خدارو شکر که به خیر گذشت
و از یه لحاظ خوب شد که آخر سفر این اتفاق رخ داد اگه اوّلای سفر بود کلاً سفرشون زهرمار میشد

روزبه شهنواز 18 تیر 1399 ساعت 17:31

خدا خير بده به شما كه كمكشون كردين