بنام خدا
من برای یک گوشه از دنیا به زائیده نشده ام، کل دنیا سرزمین مادری من است(سنکا)
فکر سفر به عمان از پارسال ذهن بنده را به خود درگیر کرده بود. باتوجه به اینکه موقع مناسب سفر معمولا از آبان ماه تا آخراسفند می باشد در سال 1403 موفق به انجام این سفر نشدیم. نهایتا بنده و یکی از دوستان عشق سفر آق موسی عزیز که در اکثر سفرها همراه بنده هستند، تصمیم گرفتیم از تعطیلی موجود در آذر ماه امسال استفاده کنیم و برنامه ریزی و خرید بلیط هواپیمای یک سفر 4 روزه تور عمان که بعدا به لطف هواپیمایی کاسپین به یک سفر 5 روزه تبدیل شد، از مهرماه شروع شد. بنده بیشتر عادت دارم برنامه ریزی سفر را خودم به شخصه انجام بدم تا اینکه دست به دامن پرمهر آژانس های گردشگری بشم!
برای خرید بلیط هواپیما گزینه های متنوع زیادی پیش رو نیست و معمولا یا سلام ایر یا کاسپین را باید انتخاب کرد که ما باتوجه به زمان پرواز و ظرفیت بار و ... بلیط رفت و برگشت در تاریخ 3 تا 7 آذر ماه را از یکی از سایت های فروش بلیط به مبلغ 20 میلیون تومان برای هر نفر با 30 کیلو بار مجاز از هواپیمایی کاسپین را تهیه کردیم. برای اقامت از سایت بوکینگ طبق تحقیقاتی که انجام دادم و بررسی بازخورد مهمان های قبلی، نهایتاً سه گزینه را از طریق کارت مجازی خریداری شده از یکی از سایت های داخلی، بصورت کنسلی رایگان رزرو کردم که تا زمان رسیدن به موعد سفر در نهایت یک گزینه که هتل 4 ستاره رادیسون بلو(Radisson Blu) با امتیاز مناسب 8 که به مراکز خرید و توریستی دسترس خوبی داشت و دارای استخر و سالن ورزشی و ... بود به قیمت 386 دلار برای 4 شب(دو نفر) با صبحانه رزرو شد که بعدا داستانی برای ما درست کرد.
اماکن و جاهای دیدنی عمان نیز با گشت و گذار در اینترنت و مطالعه سفرنامه های و جستجو در اینستاگرام نشان کرده و در گوگل مپ همه رو تحت یک فولدر مجزا به نام عمان ذخیره کردیم. برنامه ریزی سفر نیز به شرح زیر انجام شد تا از وقت و زمان حداکثر استفاده را کنیم.

روز اول: تحویل اتاق، استراحت و گشت گذار در ساحل قوروم و پیاده روی
روز دوم: اپرای مسقط، کاخ العالم، موزه ملی عمان، موزه بیت الزبیر و ساحل مطرح
روز سوم: وادی شاب- هویه النجم
روز چهارم: مسجد سلطان قابوس، قلعه مطرح، بازار سرپوشیده مطرح و ساحل موج المسقط
روز پنجم: استراحت در هتل، بازدید از مرکز خرید مسقط مال و عمان مال
بد نیست اینجا هم اشاره کنم که برای سیر و سیاحت شهر مسقط 3 و حداکثر 4 روز زمان کافی بوده و در صورتیکه قصد سفر به شهر صلاله در جنوب عمان که هوایی شبیه شهرهای شمالی خودمان را دارد و مسافت طولانی هم هست ندارید، همین تعداد روز کفایت می کند.
واحد پول کشورباستانی عمان با قدمت 14000 ساله، ریال است که یکی از ارزهای قدرتمند دنیا بوده و در زمان سفر ما هر 100 دلار برابر 36-37 ریال عمانی بود. این کشور از سمت شمال غرب با امارات متحده، از سمت غرب با عربستان سعودی، از سمت جنوب با یمن همسایه است. در سال ۱۵۰۷ کشور عمان تحت اشغال پرتغال قرار گرفت. بزرگترین شهر و پایتخت عمان مسقط نام دارد. به گفته باستانشناسان تاریخ عمان به هزاره دوازدهم قبل از میلاد و در پایان عصر یخبندان بر میگردد. در آن دوران عمان سرزمینی سرسبز، حاصلخیز و پربار بودهاست. حفاریهایی در مختلف باستانی منجر به کشف قبرستانهای ولایت بریمی در منطقه ظاهره و ولایت ابراء در منطقه شرقیه و محوت در منطقه وسطی و نزوی در منطقه داخلیه و دیگر مناطق سلطنت عمان و به ویژه مناطق ساحلی شدهاست.
( نقشه کشور پادشاهی عمان، عکس از گوگل)
قصد داشتیم برای اجتناب از خرید ریال در فرودگاه که معمولا مقرون به صرفه نیست مقدار ریال عمان در ایران خرید کنیم که وقت نشد و کارها به فرودگاه مسقط موکول شد. یک هفته قبل از سفر طی ایمیل و پیامکی از سایت کاسپین به ما اطلاع داده شد که پرواز شب به صبح تغییر یافته است و در صورتی که تمایل به تغییر زمان دارید تائیدیه را باید بدهید که ما به هم به ناچار تائید کردیم و مبلغی هم اضافه ندادیم و باتوجه به اینکه روز تعطیل بود مجبور شدیم اول صبح به سمت فرودگاه حرکت کنیم. پرواز راس ساعت 8:55 دقیقه به وقت تهران انجام شد و بعد از 2:30 ساعت در فرودگاه مسقط به زمین نشست در میانه راه با وعده مناسب صبحانه از ما پذیرایی شد.
همسفران هم عمدتا از تورهای مختلف تشریف داشتند و بخش عمده ای از آنها خانم های عزیز کشورمان بودند که تا خود مسقط بی وقفه صحبت و خاطره گویی و خنده شان قطع نمی شد. خدا رو شکر بالاخره هموطنان اینجا لااقل شاد و سرزنده هستند و این هم خاصیت ذاتی سفر و گشت وگذار است که باعث ایجاد روحیه شادی و سرزندگی در مردم می شود.
در بدو ورود، مهر با ذکر تاریخ و ساعت ورود در پاسپورت زیبای ما نقش بست. برخورد ماموران کنترل فرودگاه بسیار خوب و مودبانه و گرم بود و کلا مردم عمان دیدگاه مثبتی نسبت به ملت ایران دارن که ریشه در اقدامات قبل از انقلاب و کمک به پادشاه عمان سلطان قابوس در تثبیت قدرت و جایگاه خود و سرکوب شورش ظفار دارد. البته در خصوص مدت زمان اقامت از ما سئوال کردن که اون هم به دلیل امکان اقامت 12 روزه بدون ویزا در کشور عمان برای ایرانیان است و چیز عجیبی نبود.
فرودگاه زیبای و جمع و جور مسقط در سال 1973 افتتاح شده است و تا مرکز شهر حدود نیم ساعت فاصله دارد. در بدو ورود به دنبال واجب تر از نان شب که همانا اینترنت و سیم کارت است گشتیم و در گوشه ای از فرودگاه فروشنده های دو اپراتور را دیدیم که با توجه به قیمت، یک سیم کارت وودافون با 15 گیگ اینترنت و قابلیت مکالمه داخل شبکه ای به قیمت 5 ریال عمانی خریداری کردیم که مجهز به اینترنت 5g با سرعت بالا بود و در سفر خیلی به کار ما اومد.
برای خرید سیم کارت و پرداخت کرایه تاکسی مجبور شدیم از صرافی داخل فرودگاه استفاده کنیم که به قیمت عجیب 31 ریال عمانی، 100 دلاری عزیز را برای ما تبدیل کرد. اکثر مردم عمان به زبان انگلیسی تسلط نسبی دارند و این کار را برای ما بسیار راحت تر می کرد. البته تعداد زیادی از ایرانی ها نیز در این کشور ساکن و به زندگی و تجارت مشغول هستند. از مسئول فروش سیم کارت در خصوص نرم افزار گرفتن تاکسی سئوال کردیم و ایشان هم یکی از کلیدی ترین نکات سفر را به ما آموزش داده و نرم افزار بسیار خوب Yango را به ما معرفی و نصب کردند. خوشبختانه در موعد بسیار مناسبی تصمیم به سفر گرفتیم و هوای بسیار مطبوع و خنک مسقط به ما خوش آمدگویی گرمی کرد. دمای هوا بین 26 تا 28 درجه متغیر بود که نیاز به هیج وسیله سرمایشی اضافی در سفر نداشتیم.
( نرم افزار عالی یانگو)
بعد از تحویل چمدان و خرید سیم کارت و نصب یانگو بلافاصله یک تاکسی اینترنتی به مقصد هتل گرفتیم و بعد از چند دقیقه راننده با ماشین در محل حاضر شد و ما با ایشان به سمت هتل حرکت کردیم. هتل در بلوار الخویر از خیابانهای اصلی مسقط واقع شده و نمای خوبی به شهر و کوههای اطراف دارد. شهر زیبای مسقط کلا دارای ساختمانهای کوتاه مرتبه با نمای سفید و معماری اسلامی است که احتمالا رنگ سفید برای دفع نور آفتاب در تابستانهای طاقت فرسای این شهر است. مساجد فراوانی هم در شهر هست که دائم صدای اذان از آنها بخش میشه. پذیرش در هتل انجام شد و ما با پرداخت هزینه هتل بصورت نقدی اتاق دو تخته خودمان را تحویل گرفتیم.

(نمایی از هتل رادیسون بلو)
بعد از استراحت مختصری برای خوردن نهار و گشت و گذاری در اطراف از هتل خارج شدیم. نزدیک هتل یک شعبه از رستوران مک دونالد خودنمایی کرد و من که انسان شکمو و سیری ناپذیری هستم را به سمت خود کشاند. بعد از سفارش غذا و خوردن نهار کمی در محله های اطراف گشت زدیم و مقداری پول در یکی از صرافی ها تبدیل کردیم. ریتم کند زندگی و بی خیالی و ریلکس بودن مردم مسقط برای ما که عادت به زندکی در شلوغی و استرس تهران و ایران را داریم واقعا مثال زدنی و کمی عجیب بود. فرآیند تبدیل پول و بررسی پاسپورت با ریزبینی وصف ناپذیری نزدیک 10-15 دقیقه طول کشید و حتی تاریخ روی اسکناس های دلار را هم چک میکردن و اونهایی که تاریخ شون قبل از 2013 بود را یا تبدیل نکردن و یا با عدد کمتری پرداخت میکردن. البته کمی پول اضافی برای چنین مواقعی برداشته بودیم و جای نگرانی نبود.
نزدیک هتل مرکز خریدی بود که سری به اون زدیم تا شاید متاع مناسبی برای خرید پیدا کنیم که متاسفانه کیفیت چندانی نداشتند و کلا قید خرید لباس و پوشاک با قیمت مناسب را باید در عمان زد چون لباس رسمی دوستان دشداشه و عمامه خاصی هست و از پیر و جوان کودک و بزرگ همه این لباس را می پوشند. پوشاک متنوع دیگری در برابر این سبک، شانس چندانی برای خودنمایی ندارند.
کلکسیون ماشین های امریکایی و آلمانی و ..... هم در خیابان های مسقط خودنمایی می کردند و ما هم که فقط حسرت میخوردیم که چرا از وجود چنین ماشین های با کیفیت و قیمت مناسب محروم هستیم.
من و دوستم به تصمیمات عجیب در طول سفر عادت داریم و یکباره تصمیم گرفتیم تا ساحل دریای قوروم را با استفاده از گوگل مپ پیاده روی کنیم. نهایتا بعد از 40 دقیقه پیاده روی و کمی هم پرس و جو به ساحل تمیز و خلوت رسیدیم که در منقطه سفارت های مختلف کشورها بود. مردم با راحتی و فراغ مشغول ورزش و دویدن و یا استراحت در کنار پارک اطراف ساحل بودند.



(مسیر پیاده روی و نمایی از شهر مسقط)
برای صبحانه روز دوم راهی رستوران هتل شدیم که متاسفانه مسئول اش گفت رزرو شما برای صبحانه یک نفر بوده و من این نکته ریز رو در ووچر از قلم انداخته بودم. نمیدونم زرنگ بازی سایت بوکینگ و هتل بود یا غفلت ما. هزینه صبحانه اضافه هم 11 ریال بود که دود از کله ما بلند شد و تصمیم گرفتیم یکی بره صبحانه و یکی هم با خوراکی که از ایران آورده بودیم صبحانه رو میل کنه. در روز دوم سفر تصمیم گرفتیم سری به اپرای زیبای مسقط بزنیم. با استفاده از یانگو تاکسی گرفتم و راهی این مکان زیبا شدیم. ورودی حدود 3 ریال عمانی بود که با وجه نقد پرداخت شد و وارد شدیم. توصیه من به دوستانی که قصد سفر با تور مسقط رو دارن اینه که حتما اگر علاقه مند به برنامه های هنری و ... هستند قبل از شروع سفر از طریق سایت اپرا به نشانی برنامه های اون را بررسی کنند و یکی از برنامه های مناسب خودشان را رزور و در این محیط زیبا به تماشای اون بنشینند که برای ما مقدور نشد.
پس از اینکه تعداد ما به ده نفر رسید یک راهنما ما را به داخل راهنمایی در خصوص تاریخچه و نحوه ساخت و مشخصات ساختمان اپرا توضیحات خوبی دادند. یک قسمت از بنای اپرا مثلا به گفته ایشان از مصالح تهیه شده از کشورهای مختلف مثل استرالیا، ایران و هند و چین و ... ساخته شده بود تا نشان و نمایی از فرهنگ کشورهای مختلف در ساختمان اپرا باشد.







بعد از این مکان، برای بازدید از کاخ العالم راهی شرق مسقط شدیم. کاخ در محوطه ای محصور در کنار پارک زیبایی قرار دارد و امکان بازدید از داخل آن میسر نیست و ما هم پس از بازدید مختصر راهی موزه های اطراف شدیم که جزو موارد مورد علاقه بنده در طول سفر هست: آشنایی با فرهنگ و سنن مردم کشورهای دیگه که بهترین محل بری دیدن آن، موزه ها هستند.

موزه ملی مسقط درست روبروی کاخ العالم قرارداشت و نیاز به گرفتن تاکسی و .. نبود با پرداخت ورودی وارد این موزه زیبا شدیم و از داخل اون بازدید کردیم. موزه در دو طبقه تو در تو واقع شده و بازدید از اون حدود یکی دو ساعت زمان میبره. داخل موزه اتاقی بود که فیلمی از تاریخچه چندهزار ساله کشور عمان در اون پخش می شد.


بعد از بازدید از این موزه، راهی موزه بیت الزیبر شدیم که ملک و ساختمان آن ظاهرا توسط تاجر معروفی به نام محمد ابن زبیر برای موزه تخصیص داده شده و توسط بخش خصوصی اداره میشه و طبیعی است که ورودی بالاتری هم داشته باشه البته ما پول درشت عمانی داشتیم و بعد از کلنجار فراوان راضی شدن بدون پرداخت ورودی بازدید کنیم. این موزه به نوعی موزه فرهنگ و سنت های عمانی هست و عکس های بسیاری از تاریخچه کشور عمان و همچنین وسایل و متعلقات زندگی ابن زبیر و انواع و اقسام خنجر(نماد کشور عمان) در اون قرارداده شده است. در کنار موزه باغ کوچکی به سبک خاص کشور عمان طراحی شده است.





بعد از بازدید قبل ظهر باز هم شکم عزیز راهنمای ما شد و با پرس و جو راهی رستوران زیبای بیت اللبان در منطقه مطرح شدیم و غذای سنتی عمانی یعنی شوا مخلوطی از برنج و گوشت بریانی و افزودنی های شیرین، را امتحان کردیم. دوستان عرب در این کشور به غذاهای با چاشنی گوشت گوسفند و بره علاقه خاصی دارن. غذای خوشمزه ای بود و با سس ها و ادویه های مختلفی تزیین شده بود که کاملا با مذاق ایرانی سازگار بود. آخر سر هم با چایی کمر باریکی از ما پذیرایی شد و راهی ساحل قوروم شدیم. محیط داخلی رستوران بسیار زیبا و جذاب بود.


بعد ظهر را به پیاوده روی در ساحل زیبای منطقه مطرح و معاشرت با مردم و ماهیگیران گذراندیم. بنده در تمام سفرها سعی میکنم به مردم محلی نزدیک باشم که هم تبادل فرهنگی داشته باشیم و اینکه مردم محلی گنجینه اطلاعات در خصوص جاهایی هستند که شاید در هیچ سفرنامه و وب سایتی نشه اونها رو پیدا کرد. ماهیگیران با راحتی و فراغ در ساحل قلاب انداخته و مشغول شکار ماهی(اگر اشتباه نکنم ساردین و غزل آلا) بوند و آفتاب مطبوعی همه جا تابیده بود. بعدا کمی گشت و گذار برای غذا دادن به ماهی ها راهی اسکله مجاور شدیم. کشتی های کروز و گردشگری زیادی هم در ساحل لنگر انداخته بودند که برنامه برای گشت و گذار با اونها داشتیم ولی متاسفانه شرایط مهیا نشد که نشد.
برنامه روز سوم ما بازدید و گشت و گذار در منطقه وادی شاب بود که یکی از اصلی ترین مقاصد گردشگری توریست ها در مسقط هست. دره ای عظیم و زیبا که با محل اقامت ما حدودا 2 ساعت فاصله داشت. روز قبل با یکی از راننده های یانگو به نام خالد هماهنگی کرده بودیم که در ازای پرداخت 45 ریال عمانی یک روز در اختیار ما باشه و صبح اول وقت بیاد دنبال ما. خالد جوان خوش مشرب و کارمند یکی از ادارات دولتی بود که در وقت فراغت با تاکسی کار میکرد.
این دره در سمت شرقی شهر مسقط واقع شده است. صبح ساعت 7 راه افتادیم و میان وعده سبکی در یک رستوران بین راهی با میزبانی آقا خالد خوردیم و دو ساعت بعد به مقصد رسیدیم. نکته جالبی برای من این بود که هیچ پلیس و دوربینی در جاده ها و اتوبانها ندیدیم. فقط پلیس امنیت شهری در روز آخر در یکی از خیابانها مشاهده کردیم که برایم خیلی عجیب بود.



برای ورود به منطقه وادی شاب در کنار یک رودخانه تجمع کردیم و با دادن مبلغی با قایق به مسیر اصلی ترکینگ و کوهنوردی رسیدیم. توریستها از کشورهای مختلف اومده بودن و اول صبح جمعیت اون چندان زیاد نبود. پیمایش این مسیر زیبا را با لباس سبک و کفش راحت شروع کردیم و رودخانه زیبایی که از میان دره جاری بود چشم های ما را نوازش میکرد و هوا بسیار مطبوع و عالی بود و انگار برای پیاده روی امروزمون ساخته شده.
بعد از حدود نیم ساعت به جایی رسیدیم که عمق آب کمی زیاد بود و هوای مناسب اجازه شنا کردن رو میداد. اکثر توریست ها اینجا توقف و برای شنا در مسیر 200-300 متری آماده شدند. من که شنا بلد نبودم در همان حاشیه روخانه در داخل آب موندم و همسفران تنی به آب زدن و بعد از مدتی شنا کردن برگشتند. البته چون زانوی دوستم اجازه نمیداد دیگه دست از ادامه مسیر برداشتیم و مسیر رفته را بعد از شنا برگشتیم. در جاهای مختلف و لوکیشن های عالی طول مسیر توریست های مشغول عکس و سلفی بودند و از مسیر لذت میبردن و وجود درختان موز و مزارع در طول مسیر زیبایی اون را دو چندان میکرد.

درخت موز در مسیر پیاده روی
بعد از اتمام بازدید، به توصیه خالد به سمت سایت تاریخی هویه نجم در بندر بوشهر رفتیم. به گفته افراد محلی این چاله عظیم که در انتهای اون آب هم جریان داشت از برخورد شهاب سنگ عظیمی در 100 سال قبل ایجاد شده بود که در واقع حاصل فعل و انفعالات سنگ های آهکی در طول سالیان دراز است. افراد بسیاری برای گشت و گذار و تقریح اومده بودن که عمده اونها هندی و پاکستانی بودند. در طول مسیر هم با بلوتوث موسیقی از خواننده فقید مهستی در ماشین با دوست عمانی خودمان حرکات موزون انجام دادیم و صفایی کردیم.
اصولا تمامی مشاغل خدماتی و فروشندگی جز مشاغل دولتی در عمان توسط اتباع هند و پاکستانی و چینی (بیشتر رستوران و مراکز خرید) اداره میشه و روزانه پروازهای زیادی مخصوصا به شهرهای مختلف هند از فرودگاه مسقط وجود داره.

روز چهارم سفر تصمیم به بازدید از مسجد عظیم سلطان قابوس گرفتیم. این مسجد باشکوه در سال 2001 با مساحت 32000 مترمربع در شهر مسقط ساخته شده است. زیبایی و تمیزی این مسجد وصف ناپذیر است و وجود باغچه های زیبایی با طرح و اسلوب های خاصی در حاشیه مسجد، زیبایی اون را دو چندان کرده است.فرشهای زیبای ایرانی کف مسجد را مزین کرده است. توریست های بدون چادر و حجاب اجاره، ورود به اون را نداشتند. مسجد چندین ورودی و خروجی و محل هایی برای تعویض لباس و چادر سر کردن داشت که بعد از اون قیافه توریست های اروپایی و .. خیلی دیدنی میشد.

بعد از بازدید از این مسجد راهی بازار مطرح(سوق المطرح) شدیم. بازار زیبا و سرپوشیده ای که انواع و اقسام ادویه جات و سوغاتی و مصنوعات دست و هنری در اون وجود داشت یکی دو ساعت وقت ما رو صرف خودش کرد. کمی سوغاتی و کندر(سوغات اصلی عمان) خریدیم که متاسفانه به علت قیمت بالا زیاد قدرت مانور در بازار نداشتم و من که عاشق چیزهای دست ساز و سوغاتی های محلی هستم کمی خرید کردم. دوستم هم چندتایی روسری کشمیری و کمی عود و سوزاندنی خوشبوی هندی و .... خریداری کرد.
شهر مسقط قلعه های فراوانی داره که یکی از اونها در حاشیه بازار مطرح هست و ما هم بازدیدی از اون داشتیم ولی متاسفانه مسیری برای رسیدن به اون پیدا نکردیم. برای نهار به رستورانی در حاشیه بازار رفتیم و دلی از عزا درآوردیم.



شب رو به توصیه یکی از راننده های مسیر، به ساحل موج المسقط رفتیم به دلیل مصادف شدن با جشن ملی عمان در اون منطقه جشن و فستیوال مواد غذایی برپا بود و همه جا پرچم و نماد ملی کشور خودنمایی میکرد که بازدید کردیم و کمی حلوای سوغاتی عمان(حلوی) و نوعی حلوای خرمایی و چیزهای دیگه خریدیم. بعد از بازدید از بازار به ساحل رفتیم و قیمت تورهای کروز را جویا شدیم که به دلیل بالا بودن قیمت اونها از انجام شون صرف نظر کردیم. بعد از گشت و گذاری در ساحل برای خوردن غذا به رستوران زیبای روزنا رفتیم.
به دلیل رزرو بودن برای یک مراسم که شرکت خصوصی انجام داده بود مجبور شدیم از محوطه روباز رستوران استفاده کنیم و نتونستیم داخل شو ببینیم. نمای بسیار زیبایی داشت و مملو از توریست خارجی و مهمان بود. من ماهی آزاد بهمراه برنج و سس سفارش دادم و دوستم غذای قبولی که با گوشت تهیه می شد. حجم غذا خیلی زیاد بود و هر کاری کردیم نتونستیم همه شو در شکم مبارک جا بدیم. به طور کلی قیمت غذا در عمان بر خلاف کرایه تاکسی، در حد معقولی بود و با رستورانهای خوب تهران تفاوت چندانی نداشت.

روز آخر هم به استراحت و استفاده از استخر هتل و خرید از مرکز خرید مسقط مال و عمان مال گذشت. دوستانی که علاقه به تهیه لباس های برند و مارک دارند می توانند از این دو مرکز فروش بزرگ استفاده کنند. کمی سوغاتی خریدیم و نهار را در یکی از شعبه های KFC خوردیم و وسایل رو از هتل تحویل گرفتیم و با یک تاکسی به سمت فرودگاه رفتیم. پرواز با یک ساعت تاخیر انجام شده و بدون مشکلی بعد از دو ساعت در فرودگاه امام به زمین نشست و مهر پایان دیگری بر آغاز یک سفر زده شد. این هم اولین سفرنامه بنده بود و چون تصمیمی از قبل برای نوشتن سفرنامه نداشتم، ممکنه کم و کاستی های زیادی داشته باشه که دوستان به بزرگی خودشان ببخشند.
چندین نکته و توضیح:
· قبل از سفر مقداری ریال عمانی تهیه کنید.
· باتوجه به نبود شبکه حمل نقل عمومی و مترو در شهر مسقط، حتما از نرم افزار تاکسی استفاده کنید.
· در بعضی مسیرها از طرف مسئولین شهری اتوبوسهای رایگان برای گشت و گذار هست که با کمی جستجو و سئوال میتوانید مسیرشان را شناسایی کنید.
· اگر حوصله برنامه ریزی سفر ندارید و دنبال سفر اقتصادی تر هستید، تورهای گردشگری گزینه مناسب تر هستند.
· گزینه کرایه اتومبیل هم قبل از سفر مدنظر داشته و گواهینامه بین المللی تهیه کنید.
· هیچ جای شهر، در فروشگاهها و رستورانها، دلار قبول نمیکنن و حتما باید ریال عمانی داشته باشید.
· بازار نزوی هم در برنامه بازید ما بود که به دلیل زیاد بودن مسافت از محل هتل از دیدن اون صرف نظر کردیم.