Close

بغض فرو خورده

4.4
از 5 رای
خاطره سفر: بغض فرو خورده در میان ما+ تصاویر

چند سال پیش با تعدادی از دوستان قرار گذاشتیم تا خانوادگی سفری به تبریز داشته باشیم. دو دوست عزیز در آنجا هستند که قرار شد زحمت رزرو هتل و هماهنگی های لازم را کشیده و چند روزی هم زحمت همراهی و راهنمایی جمع را بعهده بگیرند.

همگی با قطار عازم تبریز شدیم و صبح اول وقت رسیدیم. در آنجا یکی از دوستان منتظرمان بود تا با مینی بوسی که کرایه شده بود ما را به هتل برساند.

20180831_174518_HDR.jpg

در جلو هتل دوست دیگر را ملاقات کردیم که بسیار بشاش و پرانرژی به همه خوش‌آمد گفت و از همه عذرخواهی کرد که کار غیرمنتظره‌ای برایش پیش آمده و چند ساعتی همراهمان نخواهند بود اما برای ناهار به ما ملحق میشود.

20180830_104219.jpg

گشت روزانه طبق برنامه با همراهی دوست اول انجام شد. دوست دوم هم خودش را برای ناهار رساند و در برنامه‌های بعدی نیز همراهی‌مان کرد اما بعضا بطور جسته و گریخته غیبش می‌زد ولی چون دوست دیگر همراه گروه بود، غیبت‌های ایشان خیلی به چشم نمی آمد.

20180830_180937_HDR.jpg

images2.jpg

برنامه چند روزه به خوبی و خوشی انجام شد. روز برگشت همه در ایستگاه راه آهن با دو دوست عزیز تبریزی خداحافظی کردیم و سوار قطار شدیم.

پس از حرکت قطار یکی از همراهان گفت دلیل همراهی نکردن آن دوست در روز اول بخاطر شرکت در مراسم خاکسپاری و غیبت های گاه و بیگاهش هم برای شرکت در مجالس سوگواری خواهرشان بود که شب قبل از ورود ما به تبریز فوت شده بود.

همگی شوکه شدیم!

گفت از صحبت تلفنی آن دو نفر چیزهایی فهمیده و وقتی از دوست همراهمان سوال کرده، موضوع را گفته اما قول گرفته بود تا به درخواست دوست سوگوارمان تا روز آخر چیزی به کسی نگوید.

 

تصور اینکه ایشان و همسرشان با چه شور و حرارتی در جلو هتل به ما خوش آمد گفته و بعد در خودرو لباس شان را برای شرکت در مراسم خاکسپاری عوض کرده‌اند.
اینکه در مدت سفر با شرایطی که داشتند بیشترین زمان ممکن را همراه با گروه بودند.
اینکه در مینی بوس همراه با همه با آهنگ های  پخش شده همخوانی کرده اند.
اینکه در خنده ها و شادی های این چند روز با دیگران همراه بوده اند.
اینکه بغض خود را از مرگ عزیزشان فرو برده‌اند تا ناراحتی‌شان باعث رنجش دیگران نشود.
باعث خجالت و شرمندگی ما شد و به بزرگواری و منش والای ایشان احسنت گفتیم.


اگر آن دوست عزیز روزی این خاطره را خواند، بداند که بزرگی و منش ایشان در رفتارشان از یادمان نرفته و همواره سپاسگزار محبت و دوستی‌شان هستم.

 

نویسنده: حمیدرضا فتح العلومی

 

تمامی مطالب عنوان شده  نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات بر عهده نمی‌گیرد.

اطلاعات بیشتر
نظرات کاربران (8 نظر)

× در حال پاسخ به:

محمدمهدی جعفری 29 مهر 1399 ساعت 11:10

بسیار انسان شریفی بودن...هرجا باشن زنده و سرحال و موفّق باشن...مهمان نوازی شغل ما ترکهاست...

علیرضا 28 مهر 1399 ساعت 12:20

با سلام از این قبیل دوستان و مردم مهمانواز واقعا کم پیدا می شوند! خوش به سعادتتان که چنین دوستانی دارید. وباید از ایشان درس آموخت و مهمانوازی را یاد گرفت. خاطره خوب و درسی عالی بود. تشکر از نقل این خاطره زیبا

Saeid Ahmadi 28 مهر 1399 ساعت 01:23

واقعا دمشون گرم که انقدر مهمان نواز بودن و دل بزرگ داشتن.
خاطره تاثیر گذاری بود.

U_4578911 27 مهر 1399 ساعت 15:06

خاطره جالبی بود . درود بر شما و دوستان تبریزی تان . هر جا هستند سلامت باشند و شاد .