bn28.jpg

سلام به دوستای خوب لست سکندی

 ازاونجایی که برای خودم برنامه ریزی سفر یکی از لذتبخش ترین کارهاست و قبل سفر حسابی از سفرنامه ها اطلاعات کسب میکنم دوست داشتم با نوشتن این سفرنامه من هم بتونم تجربیاتم رو با دوستای سفردوستم به اشتراک بذارم .شاید کمک کوچیکی باشه..

من به اتفاق همسرم قرار بود به عنوان اولین سفر متاهلی توی تعطیلات خرداد 97 یه برنامه ای بذاریم. با کلی پرس و جو وتحقیق آخرش بین دو مقصد مالدیو و بالی به این نتیجه رسیدیم که بالی به سلیقه ما نزدیک تر هست.

قدم بعدی انتخاب هتل بود. همیشه یکی از فانتزیام این بود که وقتی ازدواج کردم حتما هتل های رویایی و رمانتیک که عموما عکساشون توی اینترنت و شبکه های مجازی دست به دست میشه  رو امتحان کنم. با توجه به فرصت پیش اومده به خودم گفتم وقتشه!! آژانس به ما هتل جنگلی پادما اوبود رو پیشنهاد داد که هم قشنگ بود و هم به نسبت هتل های این لول قیمت مناسبت تری داشت. ولی خب نکته ای که وجود داشت این بود که این مدل هتل ها اصولا توی مناطق بکر دور از شهر قرار دارن و مناسب ریلکس کردن هستن جوری که خیلی تردد به بیرون هتل آسون نیست و خب البته خیلی گرون هم هستن. بنابراین ما سفرمون رو دو قسمت کردیم. برای پنج شب اول سفر هتل پنج ستاره ساحلی دپاترا بالی توی منطقه شهری و پرتردد کوتا رو انتخاب کردیم و برای دو شب آخر، هتل بی نظیر پادما ابود. که با پرواز امارات 3750+550دلار حدودا هزینه شد.

البته لازمه بگم که سفر به بالی باهزینه خیلی پایین ترهم ممکنه. مثلا ما پنج روز اول اقامتون توی منطقه کوتا به واسطه اینکه هر روز از تورهای تفریحی مختلف استفاده میکردیم خیلی فرصت استفاده از امکانات هتل رو نداشتیم ولی خب ما چون سفرماه عسلمون بود یخورده لاکچری تر رفتار کردیم. هتل هایی که آژانس ها پیشنهاد میدن اصولا توی یکی از دو منطقه ساحلی کوتا و نوسادوا قرار گرفتن. کوتا پرترددتر هست و رفت و آمد آسونتره ولی منطقه نوسادوا خلوت تر و یه مقداری گرونتر و لوکس تر هست که بیشتر برای استراحت مناسبه.دیگه با این تفاسیر انتخاب جای هتل کاملا سلیقه ای و متناسب با بودجه هست..

 

واما روز اول

پرواز ساعت 19 با هواپیمایی امارات به موقع از فرودگاه تهران به دبی و بعداز 3 ساعت توقف از دبی به سمت جزیره بالی انجام شد. با توجه به مدت طولانی پرواز 48 ساعت قبل به صورت انلاین چک این کردیم که البته خیلی توی انتخاب صندلی دستمون باز نبود ولی در عوض برای پرواز برگشت با انلاین چک این تونستیم جای خوبی رزرو کنیم و خستگی روز آخر سفرمون رو کمتر کنیم.

با در نظر گرفتن اختلاف زمانی سه ساعته ماحوالی ساعت چهار بعدازظهر به فرودگاه دنپاسار بالی رسیدیم. چمدون ها رو تحویل گرفتیم و از سالن خارج شدیم. اونجا میون انبوه تور لیدرهای تابلو بدست اسم خودمونو روی تابلوی یه خانوم اندونزیایی پیدا کردیم.

خانوم لیدرکاملا به زبون انگلیسی  مسلط بود و توضیحات لازمه رو داد و به اتفاق سوار ماشین شدیم و خیلی زود به هتل دپاترا بالی در کوتا رسیدیم. هتل نزدیک فرودگاه بود جوری که از توی ساحل هتل باند فرودگاه و هواپیماها مشخص بود ولی بابت سروصدا مشکل خاصی نداشت.

هتل دوقسمت بود یک بخش اتاق های این هتل که به صورت ویلاهای مجزا بود و بخش دیگه که شامل رسپشن و رستورانها و استخرو... میشد تردد پیاده یا با استفاده از ماشین های برقی که هتل تعبیه کره بود انجام میشد. صبحانه هتل توی رستوران کنار استخر سرو میشد و خیلی مفصل بود ولی خب متاسفانه باب تبع ما ایرونی ها نبود ولی بلاخره از بین اون همه چیز میشد با یه چیزایی خودمونو سیر کنیم.

بعداز تحویل اتاق و یه استراحت مختصر محوطه هتل رو یه ارزیابی کردیم و توی ساحل نشستیم تا خورشید غروب کرد.

تصویر1 غروب دل انگیز ساحل هتل دپاترا

تصویر 1.JPG

تصمیم گرفتیم بریم یه دوری توی شهر بزنیم. از صرافی هتل یه مبلغ کوچیک چنچ کردیم. بنا به توصیه های سفرنامه های قبلی با استفاده از تاکسی های GRAB خودمون روبه پاساژ دیسکاوری رسوندیم. برای این مسیرکوتاه 11000 روپیه پرداخت کردیم.

پاساژ دیسکاوری توی خیابون اصلی کوتا ومشرف به ساحل قرار گرفته که  کمی تونسته  به این خیابون چهره مدرن تری بده.  مرکز خرید دیسکاوری شامل فروشگاه های بزرگ لباس و مجموعه رستورانهای مختلف مثل kfc و برگرکینگ پیتزا هات میشه. اطراف این پاساژ پره از دکه های تور فروشی، سوپرمارکت، صرافی و... نکته جالب اینه که برخلاف اکثر شهرهای توریستی توی بالی همه رستوران ها و مغازه ها راس ساعت ده بسته میشه و دیگه هیچگونه سرویسی ارائه نمیشه.

بعداز خوردن یه ساندویچ توی برگرکینگ رفتیم تا توی خیابون قدمی بزنیم اول توی یه صرافی که قبلا  توی سفر نامه ها خونده بودم معتبر هست (علامت و تابلو آبی رنگ داشت اسمش متاسفانه یادم نیست) پول چنج کردیم بعد رفتیم سراغ دکه های تور فروشی تا برای روزهای بعد برنامه بریزیم. بعداز کلی پرسو و جو و چونه زنی بلاخره سه تا تور رافتینگ، تفریحات آبی و جزیره نوساپنیدا رو تونستیم تقریبا نصف قیمت پیشنهادی اولیه بگیریم. با استفاده از برنامه نقشه  map.me که آفلاین هم کار میکنه مسیرمون رو به سمت هتل مشخص کردیم و پیاده راه افتادیم تا ببینم شهر چه جوریه..

خیابونها باریک و پرترافیک و در برهم بودن و سیمای برق خیلی تو ذوق میزدن.اینجا بود که فهمیدیم خیلی نمیشه ازین شهر توقع یه شهر مدرن رو داشت. چون ساعت از ده گذشته بود همه جا تاریک و بسته و خلوت شد ما هم سرعتمونو تند کردیم تا زودتر به هتل رسیدیم..

هزینه ها

تاکسی 11000  روپیه

برگرکینگ برای دونفر 189000

آب 8000

 

روز دوم

صبح بعداز صرف صبحانه راس ساعت هفت و نیم یه ماشین برای اجرای تور رافتینگ  دنبالمون اومد. اتفاقا دوتا زوج ایرانی دیگه هم باهامون همراه بودن. تا رودخونه تلگا که مسیر رافتینگ انتخابی ما بود دو ساعت و نیم راه بود. ولی دیدن  مزرعه های پله ای و سبز رنگ که همرنگ مداد سبز مداد رنگیای بچگیامون بود اصلا آدمو از زمان جدا میکردو مسافت رو کوتاه ..بعد از رسیدن به مقصد موبایل و وسیله های مورد نیازمون رو داخل کیسه های مخصوص گذاشتیم که خیس نشه و کوله پشتی و مابقی وسایلمونو به راننده ماشین سپردیم تا در انتهای مسیر رافتینگ  تحویل بگیریم.بعداز پوشیدن جلیقه نجات و کلاه سوار قایق ها شدیم  چون قایق ها چهار نفری بود برای من و همسرم یک قایق و برای اون دوتا زوج یه قایق در نظر گرفتن. مسیر رافتینگ فوق العاده هیجان انگیز بود. رودخونه توی دل جنگل بود و سر مسیرچندتا آبشار قرارداشت که وایمیستادیم و عکس میگرفتیم. حتی آخرای مسیر از بالای یه آبشار حدودا دومتری با قایق پرت شدیم پایین که خیلی باحال بود. بعداز حدود سه ساعت به یه رستوران کوچیک رسیدیم که گویا ایستگاه آخر بود. اونجا رانندمون رو پیداکردیم و وسایلمون رو تحویل گرفتیم..بعد از تعویض لباس ناهاری که روی پکیج تور بود رو نخوردیم!!!! چون بد مزه بود!!! ما قبل سفر پیش بینی میکردیم ذائقه ما غذاهای اندونزیای رو نخواهد پسندید  پس همراه خودمون چند وعده کنسرو برده بودیم که یه همچین جاهایی گرسنه نمونیم. بعد ناهار به سمت هتل حرکت کردیم و اینقدر خسته بودیم که کل مسیر برگشت رو خواب بودیم. رسیدیم هتل یه تجدید قوا کردیم و رفتیم یه دوری توی شهر زدیم وشامی خوردیم و برگشتیم..

هزینه های روز دوم

تور رافتینگ برای دونفر ترنسفر 650000

تاکسی به مرکز خرید گالریا 62000   

پیتزا هات 306000

 

روز سوم

برای این روز تور تفریحات آبی منطقه نوسا دوا رو توی برنامه داشتیم. راننده ما رو به کلوپی که باهاش هماهنگ شده بود برد. اونجا وسیله هامون رو توی کمد گذاشتیم. ما قرار بود پاراسل و سی والکر رو انجام بدیم که همونجا با پرداخت یه هزینه جداگونه عکس و فیلم هم به پکیجمون اضافه کردیم. سوار قایقای مخصوص پاراسل شدیم و رفتیم وسط دریا. چترش رو آماده کرد. اول یه زوج ژاپنی سوار شدن بعد از پنج شش دقیقه پایین اومدن و ما سوار شدیم و تا اومدیم بفهمیم چی به چی شده وسط آسمون سر درآوردیم. توی آسمون پر بود از چترای رنگی رنگی با بک گراند آبی اقیانوس.. از کنار یه کشتی که فک کنم مخصوص حمل بار بود ردشدیم.. پنج دقیقه سواریمون خیلی زود تموم شد و اومدیم پایین و برگشتیم توی کلوپ. ازاونجا دوباره با یه قایق دیگه به سکوی وسط اقیانوس که مخصوص غواصی وسی واکر بود رفتیم. روی سکو توی صف منتظر شدیم تا کلاه های مخصوص سی واکر خالی بشن تا ما بتونیم بریم کف دریا. بر خلاف غواصی برای سی واکر دردسر لباس مخصوص پوشیدنو کپسول و ماسک و این چیزا نبود. فقط یه کلاهی تو مایه های کلاه فضا نوردی بود که با یه شلنگ به اکسیژن روی سکو وصل بود و توی اون خیلی عادی میشد نفس کشید و اصلا نیازی به دونستن شنا نبود. بلاخره نوبتمون شد. اول همسرجان رفت توی آب و آماده شد. تا کلاه بذارن سرش (: (تاباشه ازین کلاها). کلاه سی واکر خیلی سنگین بود و تا روی سر میذاشتی با کمک غواص پایین کشیده میشدی. بعدازاینکه کلاه روی سرش قرارگرفت در کسر از ثانیه زیر آب ناپدید شد. بلافاصله بعد من هم رفتم کف دریا تا به همسر بپیوندم. به محض ورود با کمک غواص به سمت نرده هایی هدایت شدم که با کمک اونا کف آب بهتر میشد تعادل رو حفظ کرد و راه رفت. نزدیک نرده بود که همسرو پیدا کردم. غواص توی دستمون یه مقدار غذا واسه ماهیا گذاشت و خیلی سریع دسته دسته ماهیا دورمون جمع شدن. منظره فوق العاده عجیب و حس جالبی بود. انگار که وسط یه اکواریام پراز ماهی نشستی .. مسیر نرده گذاری شده رو طی کردیم و غواص عزیز مرتب با هر دسته ماهی ازمون عکس وفیلم میگرفت. آخر مسیر دوربین رو کنار گذاشت و ما رو آورد روی سطح آب که کلاه رو اونجا از سرمون برداشتن..

اومدیم و دوباره سوار قایق شدیم وبه کلوپ برگشتیم. وسایلمونو برداشتیم و سی دی عکس و فیلممونو تحویل گرفتیم. توی اون شلوغی رانندمونو پیدا کردیم و به هتل برگشتیم.

میخاستیم واسه بعداز ظهر بریم معبد تاناه لوت. برای اینکه غروب آفتاب معروف اونجا رو از دست ندیم، سریع یه ترنسفر برای رفت و برگشت به اونجا از هتل گرفتیم و راهی شدیم. که خوشبختانه خیلی به موقع رسیدیم. قبل از غروب اونجا بودیم و تا خورشید پایین اومد مشغول عکاسی بودیم.

تصویر2 نمای معبد تاناه لات

تصویر 2.JPG

تصویر3 شکار لحظه ها

تصویر 3.JPG

داخل معبد که اجازه ورود نمیدادن ولی بیرون معبد مراسمی که بودایی ها موقع غروب توی ساحل انجام میدادن رو تماشا کردیم و راهی هتل شدیم تا استراحت کنیم.

هزینه ها

تور تفریحات آبی(پاراسل+سی واکر+ ترنسفر)1،000،000 برای دو نفر

عکس و فیلم پاراسل و زیر آب 400،000

ترنسفر تا معبد تاناه لوت 500،000

ورودی معبد 155،000 دونفر

 

روز چهارم

امروز رو توی برنامه خالی گذاشته بودیم تا توی هتل بمونیم و یکم استراحت کنیم. صبح دیرتر بلند شدیم و صبحونه رو بر خلاف هر روز که هول هوللکی میخوردیم سر صبر و آرامش خوردیم. تاظهر کنار استخر ولو شدیم که یهو به سرمون زد باز بریم گردش.  پس دوباره به تلاطم افتادیم که  تور سافاری روهماهنگ کنیم. باغ وحش در فاصله نسبتا دوری از ما بود(یک ساعت و نیم حدودا) و مانصف روز رو از دست داده بودیم. با این اوصاف تونستیم به گشت نصف روزه سافاری برسیم. راس ساعت دو بعداز ظهر برنامه های مربوط به پکیج ما شروع شد. در مرحله اول سافاری بود که درواقع یه اتوبوس بود که شیشه های بلند داشت و داخلش نیمکت گذاشته بودن. این اتوبوس ازبین محیطهای مجزای  بزرگی که برای حیوونات مختلف در نظر گرفته شده بود ودراون حیوونا آزاد بودن حرکت میکرد . نزدیک هر حیوونی یه توقف کوچیک داشت و توضیحاتی رو مسئول باغ وحش راجع بش میداد و اتوبوس حرکت میکرد. البته به نظر من دیدن حیوونا از نزدیک خیلی جالب تره و ازین بابت کل تصورات من راجع به سافاری به هم خورد..

تصویر4 اسب آبی های خسته

تصویر 4.JPG

تصویر 5 زرافه تنها

تصویر 5.JPG

وقتی اتوبوس سواریمون تموم شد رفتیم از اکواریومش دیدن کردیم. سر راهش یه قسمتی بود که میشد پرنده های رنگی رنگی رو روی دست گذاشت و یا حتی کنار یه گوریل بی آزار ایستاد و عکس گرفت.

تصویر6

تصویر6.JPG

در ادامه برنامه های باغ وحش یه شو حیوانات بود که حیوونای مختلف با مربیهاشون برنامه اجرا میکردن. بعد از اون نمایش فیل ها شروع شد که درواقع فیلها بازیگر یه روایتی بودن و داستانی رو داشتن دنبال میکردن. علاوه براینا یه قایق سواری هم روی پکیج بود که از توی یه غار کوچیک رد میشد. برنامه باغ وحش برنامه کاملی بود و حتی واسه کسایی که پکیج روز کامل رو داشتن هم پر از برنامه های متنوع بود ولی با توجه به انبوه تفریحاتی که توی بالی هست باغ وحش خیلی به نظرما جالب نیومد. البته که فکر میکنم برای خانواده هایی که با بچه های کوچیکن خیلی میتونه جذاب و مناسب باشه.

بعداز اینکه برنامه ها تموم شد سوار ماشین شدیم و به سمت هتل حرکت کردیم تا استراحت کنیم چون تور روز بعد صبح خیلی زود شروع میشد

تور سافاری برای دونفر با ترنسفر 1،540،000

 

روز پنجم

صبح زود آماده شدیم و سر موقع راننده سر رسید. هنوز رستوران ساعت سرو صبحونش شروع نشده بود. واسه همین یه چیزایی برداشتیم که توی راه بخوریم. راننده دو نفر دیگه رو هم سوار کرد و ما رو به بندری توی منطقه سنور اگه اشتباه نکنم رسوند. از اونجا ما رو سوار کروزهای کوچیک کردن و بعد از حدود 45 دقیقه کشتی سواری بلاخره چشممون به دیدن جزایر افسانه ای نوسا پنیدا روشن شد. توی جزیره به چند گروه تقسیم شدیم و هرگروه با یه راننده رفتیم تا قسمتای مختلفی که توی گشت جزیره در نظر گرفته شده بود رو ببینیم. جزیره خیلی جای به نظر محروم و فقیر نشین میومد. خیلی جاها جاده خاکی میشد و سرویس بهداشتیش حتی آب نداشت . همین باعث شده بود که خیلی بکر باشه. به جرات میتونم بگم از قشنگ ترین مناظری که به عمرم دیدم اینجا بود.صخره های بلندی که موج بهشون میخورد ساحل شنی سفید و آب های کریستالی دقیقا شبیه توی فیلما بود...!!مناظری که برای توصیف زیباییشون زبون قاصره.

تصویر7

تصویر7.JPG

تصویر8

تصویر8.JPG

تصویر9

تصویر9.JPG

تصویر10

تصویر10.JPG

دیدن جای جای این جزیره فوق العاده تا بعداز ظهر طول کشید و ما تا دوباره سوار کشتی بشیم و از بندر سنور خودمون رو به هتل برسونیم شب شده بود. پس توی مرکز کوتا شام خوردیم و به هتل رفتیم تا وسیله هامون رو برای فردا جمع کنیم و برای نقل مکان به هتل پادما ابود آماده باشیم

هزینه ها

تور نوساپنیدا برای دونفر ترنسفر وناهار 1،550،000

شام KFC 229000

انعام به راننده توی جزیره 50000

نوشیدنی  90000

 

و اما روز ششم

امروز تور لیدرمون دنبالمون اومد که ما رو به هتل جدید منتقل کنه. ما از قبل باهاش هماهنگ کردیم که هزینه اضافه تری پرداخت کنیم ولی در عوض یه گشت نیم روزی توی معبد براتان و دریاچه شگفت انگیزش که در واقع  یه جورایی نماد بالی هست داشته باشیم.

چمدون های رو توی ماشین گذاشتیم و راهی شدیم. قبل از خروج از شهر برای ناهار و یک وعده اضافه تر برای وقتی که توی هتل پادما هستیم غذا خریدیم. چون اونجا دیگه دسترسی به جز رستوران هتل نداشتیم. مسیر به سمت معبد براتان طولانی بود. بین راه توی یه فروشگاه بزرگ که صنایع دستی و اجناس چوبی به قیمت مناسب داشت متوقف شدیم و کلی سوغات و چیزای خشگل خریدیم. مسیر رو ادامه دادیم و شاید سه ساعتی توی راه بودیم ولی خب عبور از قلب جنگلای استوایی جذابیت خاص خودشو داشت و صد البته که برایمان ارزش خیلی بیشتر از اینا رو داشت. از دور چشممون به دریاچه افتاد و بلاخره رسیدیم. ورودی رو پرداخت کردیم و وارد محوطه شدیم. محیط یه حالت عرفانی خاصی داشت وحسابی آرامش وانرژی مثبت القا میکرد. روی دریاچه رو مه نازکی پوشونده بود و دور تا دورش رو جنگل در برگرفته بود. ساختمون معبد وسط دریاچه با اون شکل عجیب و غریبش خودنمایی میکرد. سوار قایق های تندرو که روی دریاچه گشت میزدن شدیم و ده دقیقه ای رو روی دریاچه خوش گذروندیم. البته قایقای پارویی و رمانتیک تری هم وجود داشت که با محیط خیلی هماهنگ تر بود. ولی خب ما بخش هیجان انگیزترش رو انتخاب کردیم.. بعد از قایق سواری توی محوطه اونجا که پر از گل بود یه قدمی زدیم وسوار ماشین شدیم و مسیر هتل رو پیش گرفتیم.

تصویر11 شکل جالب انگیز معبد براتان

تصویر11.JPG

تصویر12نمای معبد از روی دریاچه

تصویر12.JPG

تصویر13

تصویر13.JPG

تا برسیم بازم چند جا توقف داشتیم. اول یه جایی کنار جاده ایستادیم که میمونها از توی جنگل اومده بودن نزدیک جاده. یه کم باهاشون معاشرت کردیم(: و بهشون غذا دادیم.

تصویر14میمونهای شیطون کنار جاده

تصویر14.JPG

 دوباره سوار ماشین شدیم توقفگاه بعدی یه مزرعه کشت قهوه بود. اونجا اون حیوون معروف که با مدفوعش قهوه تولید میکرد رو از نزدیک دیدیم (عیییییییییی) وبعد انواع قهوه رو برای تست آوردن و ما هم برای خالی نبودن عریضه یه مدل رو انتخاب کردیم ویه بسته کوچیک خریدیم. حوالی غروب بود که به هتل رسیدیم و تا چک این بشیم با یه حوله خنک و نوشیدنی ازمون استقبال شد. به سمت اتاقمون راهنمایی شدیم و چون از قبل اطلاع داده بودیم سفر ماه عسلمون هست اتاق رو برامون تزئین کرده بودن و یه کیک کوچیک واسمون گذاشته بودن. اتاقمون و تراس بزرگ رو به جنگلش دقیقا همونجورکه توقعشو داشتم بی نظیر بود. قبل سفر با دیدن عکسای این هتل وخصوصا استخر معروفش عاشقش شدم. ولی این هتل حتی از عکساش هم بهتر بود!!!!! عکسایی که از اتاق و استخر میذارم مربوط به سایت booking هستش.

تصویر 15

تصویر15.jpg

تصویر16

تصویر16.jpg

استخر هتل روی بلندی قرار داشت که دقیقا مشرف به جنگل میشد و خیلی خوش منظره بود. دمای آب استخر متناسب و رو به گرمی بود چون هتل در منطقه به نسبت سردسیر بالی هست. تا شب استخر باز بود. کنارش یه محوطه ای بود که شب آتیش روشن میکردن و بیرون آب میتونستی خودتو باهاش گرم کنی. مشتری اول و آخر این آتیش چندتا ایرونی مقیم هتل بودن. به قول آقایی که اونجا دیدیم میگفت ما ایرانی ها اصل و نژادمون با آتیش پیوند خورده و همین آتیش مارو به هم وصل میکنه. تا آخر شب کنار استخر بودیم و چون دیگه تاریک شده بود خیلی نتونستیم تو محوطه گشت بزنیم و گذاشتیم واسه فردا..

هزینه ها

ترنسفر بابت مسیر اضافه به براتان 400000

ورودی براتان دونفر 100000

پارکینگ برای دیدن میمون 16000

قایق تندرو دونفره 150000

 

روز هفتم

صبح بعد از خوردن صبحانه  توی تراس رستوران طبقه بالا، برای دوچرخه سواری که توی برنامه هتل بود رفتیم . دو چرخه به همراه یه گروه بیست نفره از مهمونهای هتل و دوتا لیدر از پرسنل هتل از جلوی رسپشن به سمت دهکده های بیرون هتل برگزار شد. اولای مسیر به واسطه کوهستانی بودن مسیر سربالایی های تندی داشت. جوری که یه جاهایی مجبور بودیم پیاده بشیم و دوچرخه رو هل بدیم. ولی خب هر چی رو به آخر رفتیم سراشیبی ها بیشتر شدن و آخراش دیگه با سرعت تمام کنار جاده میروندیم. در کل سخت بود ولی خب خوش گذشت. مابقی روز تا اخر شبمون به کنار استخر و آب تنی واستراحت و البته یه پیاده روی یک ساعته توی دهکده اطراف و محوطه هتل همراه با لیدر هتل گذشت.

تصویر17 نمای تراس رستوران

تصویر17.JPG

روز آخر:

با توجه به اینکه ترنسفر فرودگاه ساعت 12 دنبالمون میومد صبح وسایلمون رو جمع کردیم و آماده گذاشتیم. صبحونه رو سر صبر خوردیم و رفتیم یه قدمی بزنیم. موقعیت هتل جوری بود که بالای یه تپه قرار داشت و از توی محوطه هتل پله هایی تا پایین تپه کشیده بودن. در ابتدای این مسیر به سمت پایین یه سکویی رو به جنگل قرار داشت که گویا واسه کسایی که اهلش بودن برنامه یوگا انجام میشد. پایین تر که میرفتیم یه آلاچیق دنج درست کرده بودن. پله ها رو همینجوری ادامه دادیم تا ببینیم به کجا میرسه. بعد از حدود ده دقیقه پایین تپه یه رودخونه خیلی قشنگ رو دیدیم که پله ها بهش منتهی میشد. یه کم اونجا نشستیم و انرژیمونو جمع کردیم که بتونیم این پله ها رو دوباره بالا بیایم. عجب کاری کردیماااا

نصویر18 پله های منتهی به رودخونه

تصویر18.JPG

بلاخره با هر ضرب و زور خودمونو به بالای پله ها رسوندیم و با دیدن دوباره استخر خستگیا فراموش شد. گفتیم فرصت باقی مونده از استخر و تختای دوست داشتنیش استفاده کنیم. بعداز یکی دو ساعت رفتیم اتاقمون وسایلمون برداشتیم و سوار ماشین ترنسفر فرودگاه شدیم. سر راه با روپیه های باقی مونده ساندویچ خریدیم که تو فرودگاه خوردیم. چمدونها رو تحویل دادیم و بدون هیچ گونه تاخیری پرواز سر ساعت انجام شد. همونجور که قبلا گفتم 48 ساعت قبل پرواز چک این کرده بودیم و جامون به نسبت بد نبود. یه کم جلوی پاش بازتر بود. خلاصه که تمام مسیر به سمت دبی و از دبی به سمت تهران رو تخت خوابیدیم.. توی تهران بعداز عبور از گیت با یکی از راننده های تاکسی اینترنتی هماهنگ کردیم و با قیمت خیلی مناسب تر از تاکسی های فرودگاه ما رو به خونه رسوند.

تنها قسمت غم انگیز ماجرا رفتن سرکار بعد از این هم خوشی بود ولی چه میشه کرد زندگی همینه..

نویسنده : شادمان

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.