bn1.jpg

 

وقتایی که تو سفریم انگار جز عمر آدم حساب نمیشه شبیه بُل گرفتنه تو بازیه وسطی

من و دوستم توی اسفند ماه سال 97 درست زمانیکه خسته از فشار کار و استرس اسفند ماه بودیم تصمیم گرفتیم سفری  به گرجستان داشته باشیم ... 

 پرچم  و حدود جغرافیایی کشور گرجستان

تصویر شماره 1.jpg

 و من به شدت سفر زمینی رو دوست دارم... تو همین ایام در یه تماس تلفنی با یکی دیگه از دوستانم متوجه شدم احتمال ریجکت شدن تو مرز گرجستان خیلی بالاست مگر اینکه موارد زیر رعایت بشه

  1. حتما بلیط برگشت دستتون باشه 2.واچر هتل یا محل اقامت 3.به ازای هر روز اقامت مبلغ 50دلار 4.بیمه نامه مسافرت خارجی

          خب ما ذهنمون درگیر شد اما تمام موارد بالا رو جمع و جور کردیم.

برای اقامت من از سایت بوکینگ یه هاستل رزرو کردم که برای 6 شب اقامت حدود 89 دلار شد و در نهایت فایل پی دی اف رو بصورت افلاین پرینت گرفتم ( حواستون باشه پرینت واچر اقامت تو مرز حتما به زبان انگلیسی باشه و تاریخ ورود و خروجتون نگذشته باشه)ضمنا اسم تمامی افراد که قصد اقامت تو هاستل ، هتل و ... رو دارن در پرینت آورده بشه.

 نمایی از سایت بوکینگ

تصویر شماره 2.jpg

   

بلیط اتوبوس رو هم تلفنی از شرکت مسافربری ایران پیام نو برای تاریخ رفت و برگشت رزرو کردم و روز حرکت حدود یه ساعت زودتر تو ترمینال غرب بودم تا کارای صدور بلیط انجام بشه.تو ترمینال برای برگشت یه بلیط به زبان انگلیسی و یکی به زبان فارسی بهتون میدن که تا اخرین لحظه سفر باید همراهتون باشه.

و در مورد بیمه نامه شما میتونید از هر دفتر بیمه ای اقدام کنید من از بیمه ملت به مدت 15 روز تا سقف 10هزار یورو ترکیه رو گرفتم که 17تومن هزینش شد.

بعد از انجام همه این کارا روز موعد فرا رسید دهم فروردین مدارکمو کامل چک میکنم ( پاسپورت ، بیمه نامه ، پرینت واچر اقامت و کارت ملی و فیش پرداختی عوارض خروج –سعی کنید عوارض خروج رو از قبل واریز کنید چون تو مرز بعد از واریز باید حدودا یه ربع صبر کنید تا تو سامانه بشینه )میرم ترمینال غرب بعد از گرفتن بلیطا ساعت 12 حرکت میکنیم ، ماشین یه بار نزدیک قزوین برای ناهار توقف داشت و شبم نرسیده به تبریز برای شام، تو تبریزم مسافر سوار کرد و راه رو به سمت مرز بازرگان ادامه دادیم حدود ساعت یک و ده دقیقه شب رسیدیم مرز بازرگان قبل مرز یه ایست بازرسی بود که پاسپورت همه مسافرا رو چک کرد.

خب وارد محوطه مرز بازرگان که شدیم راننده اعلام کرد همه مسافرا  تمام وسایلشون رو از ماشین بردارن و همراه خودشون ببرن حتی چمدونای توی صندوق ، ما رفتیم و ماشینم رفت تو قسمت بازرسی خودش

ما از فرصت استفاده کردیم و رفتیم از سرویس بهداشتی طبقه بالا استفاده کردیم ، تو این فاصله که تو سالن منتظر بودیم خیلیا میومدن و میگفتن براشون سیگار یا چای رد کنیم ما قبول نکردیم چون نمیشه ریسک کرد ولی بعضیا قبول کردن و میگفتن تا سه بسته رو میشه هر کسی رد کنه و به ازاش بهشون 10 لیر میدادن.خب مرز بازرگان مرز بین ایران و ترکیه اس . مسئول گیت اومد و ما رفتیم تو صف . پاسپورتامونو چک کردن و مهر خروج رو زدن ولی تو مرز ایران وسایلمونو نذاشتیم رو غلتک از سالن که عبور کردیم تو یک کانکس هم سربازا نشستن و باز پاسپورت رو چک میکنن و بعد اون شما وارد مرز ترکیه میشید اینجا دیگه هم پاس رو چک میکنن هم وسایل رو رو غلتک میزارید هم بازرسی بدنی داره البته برای خانوما یه مسیول خانوم میاد و میبره تو یه اتاقک تا اونجا که من فهمیدم از همه میپرسه کجا میخوای بری. و در نهایت وارد یه سالن انتظار میشی تا بقیه همسفرا بیان و کار اتوبوس تموم بشه خب کنار سالن یه کافه هست که خوراکی و .. میفروشه شمام میتونین از صندلیاش استفاده کنید ولی خب خیلی محیط تمیزی نبود،حدود سه ساعت و ربع  بعد راننده اومد  تو سالن صدا زد مسافرای ایران پیام نو بیان سوار شن.در واقع حدود ساعت 4:25 از مرز ترکیه به سمت مرز گرجستان که همون واله هست حرکت کردیم.تو راه  راننده اتوبوس یه توقف کوتاهی برای تبادل گازوئیل میکنه.شهرای مرزی ترکیه رو دونه دونه میگذرونیم و یه جا برای صبحانه و سرویس بهداشتی توقف داریم.خب برای سرویس بهداشتی نفری 2000 تومن ازمون گرفتن .شما هم میتونید لیر بدید هم ریال ایران.سرویس بهداشتی نسبتا تمیزی بود ولی فقط آب سرد داشت و اینکه تو دسشویی شلنگ نبود یه ظرفایی بود مثل پارچ کوچیک از اون برای شستشو باید استفاده میکردیم...

 

تصویر شماره 3.jpg

خب از اینجا که حرکت کردیم حدودای ساعت 11:35 رسیدیم مرز واله .بازم همون داستان جمع کردن بساطمون از ماشین و رفتن و صف مرز ...

خب گیت خروج از مرز دیگه تو سالن و اینا نبود تو فضای باز تو صف ایستادیم و یه اقایی که تو اتاق مخصوص خودش بود چک میکرد و مهر میزد و اینجا هم باز وسایل رو رو غلتک نذاشتیم مجددا تو محوطه باید منتظر میشدیم تا اتوبوس کاراشو انجام بده و از مرز رد بشه تو این فاصله رفتیم سراغ سرویس بهداشتی ، سمت راستتون یه سری ساخنمون بلااستفاده هست که اونجا دسشویی داره دسشوییا به سبک ایرانییه اما بازم شلنگ و اینا نبود مایع دسشویی هم نداشت پیشنهاد میکنم همراه خودتون یه مایع دسشویی کوچیک یا ژل ضدعفونی داشته باشید.خلاصه خبر دادن که ماشین مشکل داره و نمیتونه از مرز رد شه ما باید با یه اتوبوس دیگه بریم.قدم زنان رفتیم سمت سالن گیت گرجستان به هممون گفتن بشینیم و منتظر باشیم .بعد یه اقایی اومد بسیار جدی و خشن تمام مدارکمون رو چک کرد و پرسید چند روز میخواییم بمونیم و چقدر پول همراهمونه اما خواست پولامونو نشون بدیم ولی به یه سری از مسافرا گویا گفتن که پولاشونو نشون بدن .خلاصه ما رو قبول کردن اما تعداد زیادی از مسافرا ریجکت شدن که خب من ندیدم بی دلیل اینکارو انجام بدن اگه اون شرایطی که برای عبور از مرز هست و بالا بهش اشاره کردم داشته باشید احتمال ریجکت شدن درصد زیادی میاد پایین و البته لحن مامورین مرز گرجستان تند هست اما شما سعی کنید با آرامش برخورد کنید که شانس شما رو برای عدم ریجکت بالا میبره.

بعد از عبور از مرز حدود ساعت 14:00 برای ناهار نزدیک خود مرز یه جا توقف داشتیم .بسیار محل تمیزی بود

 

تصویر شماره 4.jpg

همونجا کیوسک صرافی هم بود که به ازای 100 دلار به ما 265 تا لاری داد و ما ناهار سفارش دادیم و یه آبمیوه خریدیم بعد از یه استراحت کوتاه ساعت 14:27 مسیرمون رو به سمت تفلیس ادامه دادیم حدودا ساعت 6:00 رسیدیم ترمینال اورتاچالا (تفلیس) .خب از ترمینال غرب تهران تا ترمینال اورتاچالا تفلیس حدودا 27 تا 28 ساعت راهه که البته اینا مدت زمان به عوامل زیادی مث مدت توقف تو مرز و شرایط جاده ای هم بستگی داره.

تو ترمینال اول یه سیم کارت خریدم سه تا خط مخابراتی دارن که خانومه به ما گفت GEOCELL اینترنت بهتری داره ما 16 مگابایت اینترنت خریدیم و 2 لاری. اعتبار تماس تلفنی و در نهایت 23 لاری پرداخت کردیم. از ترمینال خارج شدیم از پل عابر رفتیم سمت دیگه خیابون و از اونجا یه ماشین دربست گرفتیم و رفتیم سمت خیابون روستاولی ، جائیکه اقامتگاهمون بود و 7 لاری پرداخت کردیم.خب اولش یکم خورد تو ذوقمون چون عکسای هاستل تو بوکینگ بهتر از چیزی بود که تو واقعیت دیدیم وسایل رو گذاشتیم و رفتیم بیرون تا یه دوری بزنیم.تصمیم گرفتیم پیاده روی کنیم تا با حدود منطقه آشنا بشیم .پایین خیابون آنتون 14 جایی که هاستلمون بود گل فروشیا ردیف کنار هم بودن رفتیم سمت پل صلح تا نمای شبش رو ببینیم یکم عکاسی کردیم

 

تصویر شماره 5.jpg

 و از پل رد شدیم رفتیم سمت پارک اریکه که دیدم یه گروهی دارن موسیقی اجرا میکنن و مردم از دختر و پسر جوون و سن دار دارن  شادمانی میکنن مام یه توقف کوتاهی کردیم

 

تصویر شماره 6.jpg

 

 و بعدش رفتیم تو پارک یه دوری زدیم و چندتا عکس انداختیم و بعد از پل بالادست صلح اومدیم و رفتیم سمت میدون آزادی چندتا عکسم اونجا انداختیم

تصویر شماره 8.jpg

 و قدم زنان تو خیابون روستاولی رفتیم تا هاستل که تو مسیرمون بازم با اجرای موسیقی خیابونی مواجه شدیم.

 

روز اول :

صبح یه صبحانه ای تو هاستل خوردیم و رفتیم سمت موزه ملی تو خیابون روستاولی نفری 7 لاری ورودی دادیم و حدودا یه ساعت و خورده ای رو تو موزه بازدید کردیم و بعد مسیرمون رو تو خیابون روستاولی به سمت کلیسای کاشوتی ادامه دادیم (تصویر شماره 7).

نکته مهم برای ورود به کلیسا اینه که خانوما باید موهاشون پوشیده باشه و ... البته جلو در ورودی کلیساها نکاتی که باید رعایت بشه روی یه تابلو مشخص کردن. بازدید از کلیسا رایگان بود .چون بارندگی بود برگشتیم هاستل و یه ناهار آماده کردیم و یه استراحت کوتاه بعدش دوباره رفتیم بیرون. این سری سمت پل صلح و پارک اریکه و به مقصد تله کابین ، قبلش یکی از خوراکیای گرجستان رو خریدیم تا از مزه های این کشور رو بچشیم.

 

IMG_20190331_145111.jpg

تو سفرنامه های دوستان خیلی از تله کابین تعریف کرده بودن .این تله کابین از پارک میره تا ارتفاعی که مجسمه مادر و قلعه ناریکلا هستش.هزینه تله کابین نفری دو لاری بود که ما 4 لاری دادیم و یک کارت بهمون دادن بعدا فهمیدیم این کارت همون کارت مترو هستش و نیاز نبوده ما دوباره کارت مترو بخریم البته توفیق اجباری بود.باد سرد و شدیدی میوزید، رسیدیم بالا اول چندتا عکس از سطح شهر انداختیم

IMG_20190331_150645.jpg

 و بعدش رفتیم از مجسمه مادر بازدید کردیم تو مسیرتون تا برسید به مجسمه مادر تعدادی غرفه هست که صنایع دستی و سوغاتی های مختلف میفروشن باید بگم تو این سوغاتیا کالای چینی هم دیده میشه دوباره برگشتیم و رفتیم به سمت قلعه ( به بالای تله کابین میرسید سمت راست مجسمه مادر و سمت چپ قلعه هستش به سمت شمال هم برید باغ گیاهشناسیه ) ما باغ رو نرفتیم ولی دید خوبی داشت قلعه هم خیلی جذبمون نکرد اما خب سعی کردیم همه قسمت ها رو ببینیم.

 

IMG_20190331_154529.jpg

 پیاده از پله ها اومدیم پایین و تو مسیر چشممون خورد به یه مسجد تک مناره ای رفتیم از نزدیک دیدیم و عکاسی کردیم

 

IMG_20190331_164916.jpg

 بعد از کوچه پس کوچه های کنار مسجد رسیدیم به حمام سولفور

 

IMG_20190331_172050.jpg

 

 و رفتیم تا آبشار

 

IMG_20190331_173659.jpg

.قبل آبشار یه پلی هست بنام پل عشاق

 

IMG_20190331_172902.jpg

 دو نفری که عاشق هم هستن اسمشونو رو قفلا مینوشتن و به پل قفل میکردن .پایین حمام های سولفور یه کیوسکی بود که تور شهر های مختلف رو تبلیغ میکرد ازشون در مورد تورها پرس و جو کردیم بعد با دوستانمون تماس گرفتیم که همدیگه رو تو کلیسای سامبا ببینیم ، این کلیسا تو خیابونای اون سمت رودخانه متکواری هست باز ما قدم زنان رفتیم و تو مسیر یه 100دلاری دیگه چنج کردیم و به ازاش 268 لاری گرفتیم سر راه از مترو یه کارت خریدیم و شارژش کردیم

 

IMG_20190331_185936.jpg

سامبا کلیسای بسیار جذاب و فاخریه

 از اونجا با یاندکس(  سرویسیه شبیه اسنپ تو ایران) رفتیم مک دونالد انتهای روستاولی اونجا چندتا تیکه مرغ سوخاری ، یه همبرگر دوتا سیب زمینی و یه کوکا سفارش دادیم که 16 لاری شد بعدشم با یه یاندکس اومدیم سمت هاستل .

 

 روز دوم 

صبح که از هاستل زدیم بیرون رفتیم سمت میدون آزادی و میدون رو به سمت جنوب قدم زنان رفتیم تا به باقی سایت ها برسیم. با توجه به تابلوهای قهوه ای رنگ که سایتای تاریخی و فرهنگی رو مشخص میکردن به سمت خیابون چپ پیچیدیم و اولین ساختمونی که نظرمون رو جلب کرد .ساختمون ساعت بود چندتا عکس انداختیم

ساختمان ساعت

IMG_20190331_140301.jpg

و رفتیم سمت کلیسای سیونی

 

IMG_20190331_143007.jpg

قبل رسیدن به کلیسا تو خیابون شاوتلی به هاستل آنچی برخوردیم که بنظرمون خیلی تمیزتر از هاستل خودمون اومد و فضاشو خیلی دوست داشتیم و به نوعی وسوسه شدیم برای اقامت به اینجا جابجا بشیم داخل رفتیم و در مورد اتاقا و قیمت پرس و جو کردیم و گفتن برای اون روزایی که ما میخواستیم اتاق خالی ندارن بعد از سیونی یکم تو خیابونای اطراف قدم زدیم و دوباره فتیم تا مسجد چون تا اونجا که ما فهمیدیم تو سطح شهر فقط اونجا توالت ایرانی داشت بعد از اونجا رفتیم سمت هاستل آنچی و مجددا برای اتاق خالی پرسیدیم که خوشبختانه اینسری جور شد و نصف مبلغ رو پرداخت کردیم و الباقی رو قرار شد وقتی اومدیم برای اقامت ، بدون صبحانه شبی 40 لاری و سه شب ما 120 لاری شد وما  خوشحال از رسیدن به خواستمون اول رفتیم  هاستل قبلی و به مسئول اونجا اعلام کردیم و هزینه ها رو باهاش تصفیه کردیم بعد رفتیم کلیسای متخی و یادبود وختانگ رو دیدیم

 

IMG_20190401_181345.jpg

 و از اونجا رفتیم  مرکز خرید گالریا تو خیابون روستاولی طبقه سوم فود کورتش بود و برندای مختلف رو میشد دید ما اینبار رفتیم کی اف سی و یه پک مرغ و سیب زمینی و پپسی بهمراه سس کچاپ خریدیم 9 لاری به اضافه یه ساندویچ یه سیب زمینی و یه  پپسی که کل خریدامون شد 16 لاری سفارش دادیم اینجا سفارش که میدید یه شماره بهتون میده منتظر میمونید تا شمارتون رو تابلو بالا نشون داده بشه فیش رو تحویل میدید و غذاتونو میگیرید.سرویس بهداشتی سمت چپ سالن منتهی الیه کی اف سی هستش.بعد از اونجا خیابون کی اف سی رو قدم زدیم تا بستنی بخریم اما نخریدیم و به یه آب پرتقال بسنده کردیم و بعدم رفتیم هاستل و وسایلمونو جمع و جور کردیم تا فردا سریعتر جابجا بشیم و بعدش بریم سمت سیغناقی

 

روز سوم :

صبح سریعا با یه یاندکس جابجا شدیم و وسایل رو بردیم به هاستل جدید و رفتیم سمت ایستگاه مترو آزادی تو خیابون روستاولی که بریم مترو سمگوری تا با مارشروتکا بریم به سیغناغی خب اولین بار بود میخواستیم از مترو استفاده کنیم و مترو میدون آزادی کنار مرکز خرید گالریا واقعا پیدا نبود و کلی وقتمون رو گرفت در نهایت فهمیدیم سردر متروهاشون با یه ام بزرگ انگلیسی به رنگ قرمز مشخص شده ، از شارژ یه کارت برای هر دو نفرمون استفاده کردیم و وارد شدیم حدودا 40 متر با پله برقی که به نسبت پرسرعت حرکت میکرد رفتیم پایین خیلی خطوط ایستگاه مترو پیچیده ای نداشت

 

2 (40).jpg

 2 (41).jpg

IMG_20190402_101908.jpg

سوار قطار لاین راست شدیم و رفتیم به مقصد ایستگاه سمگوری

IMG_20190402_102136.jpg

اونجا از هر کی پرسیدیم نمیدونستن چطور باید بریم سیغناقی یه آقایی گفت اشتباه اومدید باید ایستگاه ایسانی که یه ایستگاه قبل بود پیاده میشدید با مارشروتکا رفتیم به اونجا باز اونجا کسی نمیدونست تا بعد از پرس و جو فراوان با یه مارشروتکایی رفتیم تا سه راهی کاختی و نفری 6 لاری پرداخت کردیم و از اون سه راهی تا میدون اصلی سیغناغی نفری 2.5 لاری تو این فاصله از جاده و موزیک زیبای گرجی که راننده گذاشته بود بسیار کیفور شدیم .خب شهر سیغناغی یا شهر عشاق که یه کلیسا داره 24 ساعت بازه و هر کی اراده کنه میتونه اونجا با هم ازدواج کنه ما متاسفانه عروس داماد ندیدیم ، میدون اصلی شهر که وارد میشید یه سری موتور چهار چرخ هست که تو سطح شهر میگردونه و جلو سایتای تاریخی و خاص میایسته و نفری 20لاری میگیره که ما ترجیح دادیم قدم بزنیم و عکاسی کنیم

نمای شهر سیغناغی

IMG_20190402_131046.jpg

مورد دیگه ای که جذابه و شما تو شهر میبینید دمپایی ها و روفرشی های نمدی رنگارنگ و زیبا هستن 25 لاری قیمتشون بود که من خیلی دوسشون داشتم اما نخریدم.

IMG_20190402_130237.jpg

قدم زنان رفتیم و رسیدیم به یه دیوار بزرگ مث دیوار قلعه ها کنارش معبر بود قدم زدیم و عکاسی کردیم دوباره قدم زنان از داخل خیابونا رفتیم تا نزدیکی میدون اصلی وارد یه کافه شدیم برای ناهار

IMG_20190402_143417.jpg

دو تا پپسی، یه خاچاپوری و 5عدد خینکالی و یه کباب و یه نوشیدنی گرم کوکو کلا شد 35 لاری

IMG_20190402_150548.jpg

IMG_20190402_145858.jpg

از اونجا رفتیم به سمت صومعه بودبه که کمتر از یه ربع تا خود سیغناغی فاصله داشت و تا اونجا برای هر نفر رفت و برگشت بهمراه توقف یک ربع بیست دقیقه ای 2.5 لاری پرداخت کردیم.

IMG_20190402_162711.jpg

خب چند نکته مهم که ما بهش پی بردیم این بود :

1.از همون ایستگاه سمگوری مارشروتکا بود به سیغناغی از درب مترو که خارج میشدیم باید به سمت شممال خودمون حرکت میکردیم دست چپ پایانه ماشینهایی بود که میامدن به سیغناغی

2- به محض ورود به سیغناغی باید بلیط برگشت به تفلیس رو تهیه کنیم چون تا ساعت 6 بیشتر ماشین برای برگشت نیست و ممکنه بلیط نخرید ظرفیت ماشین کامل بشه

3-محل خرید بلیط کنار زمین فوتبال شهر سیغناغی ابتدای همون ورودی شهر هستش.

ما رفتیم بلیط رو خریدیم برای ساعت 6 و با خیال راحت رفتیم به بودبه و به ازای هر نفر 6 لاری پرداخت کردیم.و بعد از برگشت به ایستگاه سمگوری دوباره با مترو رفتیم ایستگاه آزادیف مجددا یه سر رفتیم مرکز خرید گالریا اینسری طبقه زیرزمین برای خرید آب و خوراکی از فروشگاه مواد غذایی طبقه پایین و از اونجا قدم زنان به هاستل برگشتیم.

 

روزچهارم:

خب امروز میخواییم بریم متسختا ، گوری ، اوپلستیخه

صبحه و ما میریم سمت مترو آزادی و از اونجا به ایستگاه مترو دیدوبه ، خب از سالن مترو که خارج میشیم ماشینایی هستن که میبرن به متسختا و جواری و 5 لاری میگیرن اما ما بازهم میخواستیم با مارشروتکا بریم  بعد از کلی پرس و جو در نهایت فروشنده یه مغازه ما رو برد جلو گیشه بلیط فروشی مقصد گوری و ماشین رو مشخصا بهمون نشون داد و این رفتارش برامون خیلی خوشایند و عجیب بود چون جز معدود افراد گرجی بود که رفتار خوب نشون داد، بلیط خریدیم و برای هر نفر 3 لاری پرداخت کردیم.تو پایانه شهر گوری پیاده شدیم که بگمونم روبرو یه استادیوم بود

IMG_20190403_114435.jpg

 و از اونجا دوباره پیاده از وسط یه کافه محلی رد شدیم و از کوچه پس کوچه ها به موزه استالین رسیدیم

IMG_20190403_125631.jpg

 اگه تو محوطه حیاط بازدید کنید ورودی نیاز نیست اما برای بازدید از داخل ساختمون نفری 15 لاری پرداخت کردیم و در نهایت تو حیاط گوشه سمت چپ از قطار استالین هم دیدن کردیم از اونجا رفتیم به سمت قلعه گوری و کلیسا.

IMG_20190403_125211.jpgIMG_20190403_130829.jpg

 

مقصد بعدی اوپلستیخه ( شهر سنگی ) یه ماشین دربست کردیم که بریم و یه ساعت توقف داشته باشه و برمون گردونه 20 لاری هزینش شد.و ورودی خود شهر نفری 7 لاری.

IMG_20190403_142032.jpg

از اونجا اومدیم گوری که بری پایانه ببینیم ماشین هست برای متسختا یا نه که دیدیم از گوری فقط به تفلیس مارشروتکا هست و باز باید با سواری میرفتیم به متسختا ، از 35 لاری به ما قیمت دادن چونه زدیم و رسوندیم به 25 لاری. تو متسختا از کلیسای سوتیتسخولی دیدن کردیم.

IMG_20190403_164046.jpg

 اومدیم بیرون بالاخره ساعت 5 ناهار امروزمونو خوردیم یه خاچاپوری با مدل جدید ، کباب و نون و پپسی وگفتیم نون هم بیارن برامون که جدا برامون هزینه داشت و در نهایت با حق سرویس برامون 42 لاری شد.

مدل دیگه خاچاپوری

IMG_20190403_174519.jpg

بعد از اینکه سیر شدیم و رنگ به رخمون اومد رفتیم که تو بازار قدمی بزنیم و از سوغاتیا و فرهنگ مردم دیدن کنیم

IMG_20190403_181813.jpg

 .این وسط لواشکا میگفتن بیا منو بخور دو تا ورق لواشک خریدیم هر کدوم 1.5 لاری .لواشکا شیرین بودن بجز یه مدلش

IMG_20190403_185811.jpg

.میشد بریم از صومعه جواری هم دیدن کنیم اما خب بالای قله بود و ما سختمون بود بریم. از متسختا تا اونجا با ماشین میبردن 15 لاری

IMG_20190403_183009.jpg

و در نهایت از متسختا به تفلیس(هاستل) یه یاندکس گرفتیم 16.6 لاری شد .راستی تو شهر متسختا دوستم رفت دستشویی و 30 تتری پرداخت کرد.

میدونید دیگه واحد پول گرجستان لاری هست و پول خرداشون تتری میشه.

images (2).jpg

download.jpg

شبشم اومدیم هاستل و شام ماکارونی درست کردیم .

 

روز پنجم:

کم کم داریم به روزای آخر سفرمونزدیک میشیم ، خیلی دوست داشتیم امروز رو بریم سمت برجومی اما هوا رو چک کردیم بارونی بود و منصرف شدیم و تصمیم گرفتیم یه رستوران گرجی پیدا کنیم که رقص گرجی و موسیقی گرجی رو به صورت زنده ببینیم

بعد از کمی سرچ یه رستوران پیدا کردیم به اسم جورجین هوس Georgian house، در خیابانی در راستای رود متکواری خیابان گیورگی تسابادزه قدم زنان رفتیم تا رستوران که هم فضا رو ببینیم و هم سوالمونو بپرسیم و هم اینکه فضای شهری سمت دیگه رودخونه رو ببینیم.و پیاده حدودا 40 دقیقه تو راه بودیم، خب دیدن تمیز نبودن و ریختن فاضلاب به رودخونه خیلی صحنه ناراحت کننده ای بود رسیدیم و رزرو میز رو انجام دادیم و شب یه غذای دیگه گرجی رو امتحان کردیم بنام اوجاخوری.

IMG_20190404_215048.jpg

 از اونجا پیاده رفتیم تا خیابون روستاولی و مرکز خرید گالریا ناهار خوردیم و بعد از اون تصمیم گرفتیم به یه مرکز خرید دیگه هم سر بزنیم بعد از یه سرچ تو گوگل مپ تفلیس سنترال رو انتخاب کردیم با یاندکس رفتیم تا اونجا3.6 لاری پرداخت کردیم.از بیرون که نگاه میکردی مرکز خرید بزرگی به نظر میومد اما خب داخلش اینطور نبود ، فروشگاه برند ال سی حراج مناسب تری داشت و ما چندتا خرید کوچیک کردیم، طبقات بالاتر فودکورت کوچیکی داشت و نکته جالب این بود که از این مرکز خرید به راه آهن و گیشه خرید بلیط قطار هم دسترسی بود.و البته اونجا بود که فهمیدیم تا اینجا ایستگاه مترو هم بود و ما میتونستیم از مترو استفاده کنیم و قطعا برای برگشت اینکارو انجام دادیم اسم ایستگاه مترو Station square

 .راستی اون دست خیابون چندین صرافی وجود داره و میتونید پول چنج کنید .از اونجا سریع اومدیم هاستل و وسایلمون رو جمع کردیم که برای رفتن آماده باشیم.

 

روز ششم ( روز آخر):

ساعت 13:00 بلیط برگشت داریم از ترمینال اورتاچالا ، ساعت 12:00 باید اتاق رو تحویل بدیم عملا یه نصفه روز کمتر فرصت باقیه ، وسایل رو جمع و جور کردیم و رفتیم تا چندتا مگنت یادگاری و سوغاتی برای دوستانمون بخریم که خب بین 4 تا 5 لاری بودن و بعدشم اومدیم هاستل و وسایل رو برداشتیم با یه یاندکس تا ترمینال رفتیم و با ورودیه پارکینگ 5 لاری پرداخت کردیم .دوستم رفت تا بلیط رو اوکی کنه و هماهنگیا رو انجام بده تو این فاصله خوراکی هم خریدیم ( دوتا موز ، 1 بادوم زمینی و 1 چیپس شد 10 لاری) و پس از چند دقیقه حرکت به سمت ایران و در نهایت تهران.موقع برگشت تو مرز واله ، گیت گرجستان  فقط پاسپورتامونو چک کردن ولی تو گیت ترکیه وسایل و چمدونها رو هم بازدید کردن، دوباره سوار ماشین شدیم و قبل از رسیدن به مرز بازرگان همون رستوران بین راهی رفت توقف داشتیم ، ما خیلی گرسنمون شده بود یه سیخ بال کبابی ، یه سیخ کوبیده و یه جوجه سفارش دادیم که البته انگار با برنج بود ولی بجای برنج گندم پخته بودش و کنارش ترشی و ...گذاشته بودن شد 50لاری ، البته برای این قسمت سفر اگر مقدار کمی لیر همراهتون باشه به نفع خودتون خواهد بود و نفری یه استکان چای رایگان بعد از شام بهمون دادن. دوباره حرکت به سمت مرز بازرگان و چک کردن و زدن مهر خروج از ترکیه تو گیت ترکیه و چک کردن وسایل و چمدون و زدن مهر ورود تو گیت ایران .و باقی مسیر رو تو جاده های ایران بودیم مثل همه مسافرتای داخلی البته صبح حدود طرفای ساعت 8 یه توقف سمت جاده بیجار به زنجان برای صبحانه و سرویس بهداشتی داشتیم و ادامه مسیر تا ترمینال غرب.

مدت زمان برگشت کمتر بود چون هوا دیگه مساعدتر و بهاری شده بود ولی موقع رفت ما بارش برف رو داشتیم.در نهایت بنظرم بهترین فصل سفر بعد از تعطیلات عید نوروزه چون هم قیمتا پایینتر میاد هم از نظر آب و هوایی مناسب تره و هم اینکه تکلیفتون مشخصه لباس چی ببرید و این خودش از بردن بار اضافی جلوگیری میکنه ...

سفر آغاز یه راه است ...

 

نویسنده: Maryam Vahidi Majd

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.