bn46.jpg

 

 

 

دبی پایتخت تجارت و اقتصاد خاورمیانه است و کشور امارات متحدۀ عربی در طی سالیان اخیر هرساله توانسته رتبۀ خود را در رتبه بندی کسب و کار جهان ارتقا داده و در خاورمیانه هم تقریبا در تمام شاخص های اقتصادی از جمله سادگی راه اندازی کسب و کار در رتبۀ اول قرار دارد. من پس از سفری که در اردیبهشت 97 برای شرکت در نمایشگاه گردشگری دبی به آنجا رفته بودم برای راه اندازی کسب و کار در این شهر پیشرفته مشتاق شده بودم و پس از اینکه یک شرکت ایرانی در دبی اقدام به برگزاری ((دورۀ ورکشاپ کارگاهی دبی)) کرد، در این دوره شرکت کردم که واقعا دورۀ آموزنده و اثربخشی بود. زمان برگزاری ورکشاپ از 15 تا 19 اسفند 1397 بود اما من 13 اسفند به دبی رفتم. مانند دفعۀ قبل با هواپیمایی کیش ایر از فرودگاه بین المللی شیراز به فرودگاه بین المللی دبی رفتم. دلیل انتخاب کیش ایر قیمت مناسب تر آن نسبت به خطوط هوایی دیگر بود و ساعت مناسب پروازی آن. 

20190310_165146_HDR.jpg

تصویر1. قاب دبی

پس از اینکه به فرودگاه دبی رسیدم این بار با اتوبوس به پانسیونی که رزرو کرده بودم رفتم. دلیل انتخاب اتوبوس یکی گرانی تاکسی بود و دیگری اینکه برخلاف سایر ترمینال های فرودگاه دبی، ترمینال2 که من در آن پیاده شده بودم ایستگاه مترو نداشت وگرنه مترو نسبت به اتوبوس ارجحیت دارد. دلیل ارجحیت مترو نسبت اتوبوس به در دبی، تعداد زیاد چراغ قرمزهای دبی و ترافیک های گهگاهی خیابان های دبی است. پانسیونی که رزرو کرده بودم در ((بازار مرشد)) جنب ساختمان بانک صادرات ایران قرار داشت. در ایستگاهی نزدیک بازار طلا پیاده شده و بقیۀ راه را پیاده رفتم. برای پرداخت هزینۀ اتوبوس های دبی باید حتما کارت الکترونیکی پرداخت داشته باشید یعنی همان کارتی که در مترو هم استفاده میشود. من این کارت را از سفر قبلیم داشتم اما شارژش خالی شده بود ولی خوشبختانه راننده قبول کرد. نحوۀ پرداخت هم به این صورت است که هم در زمان سوار شدن و هم پیاده شدن باید کارت را جلوی دستگاه پرداخت الکترونیکی داخل اتوبوس بگیرید. خلاصه به پانسیون مربوطه رسیدم و به محض رسیدن فهمیدم که باید فقط یک شب آنجا مهمان باشم زیرا کلا به لحاظ بهداشتی وضعیت مناسبی نداشت. ابتدا اجازه بدهید در مورد بحث پانسیون ها در دبی و اینکه چرا پانسیون را برای اقامت انتخاب کردم صحبت کنم. بیش از 85 درصد جمعیت امارات متحده عربی را مهاجران تشکیل میدهند و این تعداد در دبی بیشتر هم هست. در واقع تمام فروشنده ها، کارگران بخش های مختلف، راننده ها و در کل تمام مشاغل به غیر از مشاغل دولتی در اختیار مهاجران است که این مهاجران بیشتر از کشورهای هندوستان، فیلیپین، پاکستان، بنگلادش، سریلانکا و سایر کشورهای عربی و آفریقایی هستند. عمدۀ جمعیت این مهاجران مرد هستند و زنان مهاجر بیشتر در ملیت فیلیپینی دیده میشوند. از آنجایی که قیمت مسکن در دبی هم برای خرید و هم اجاره بسیار گران است، بسیاری از این کارگران توانایی اجارۀ واحدهای دربست را ندارند و مجبور به اجارۀ تخت هستند به این صورت که شخصی یک خانه را اجاره کرده و آن خانه را تجهیز میکند، تعدادی تخت خواب و کمد شخصی و سایر وسایل زندگی را در این واحد قرار داده و سپس اقدام به اجارۀ این تخت ها میکند. در خیابان های دبی آگهی های بسیاری را در مکان هایی که برای این کار مشخص شده مشاهده میکنید که هزینۀ اجاره و شرایط اجاره و یک شماره موبایل در آن درج شده است. این تخت ها به صورت ماهیانه و روزانه اجاره داده میشوند و پانسیون ها معمولا به این صورت هستند که ملیت های مختلف در یک پانسیون اقامت میکنند. مثلا در پانسیونی که هندی ها هستند ملیت های دیگر دیده نمیشوند حتی در بسیاری آگهی ها عنوان میشود که تخت خالی فقط برای یک ملیت خاص موجود است. دلیل این امر هم تفاوت های فرهنگی و زبانی است. حال پانسیون هایی که ایرانی ها در آن اقامت میکنند هم مختص ایرانی ها و افغانستانی های عزیز است. دلیل این امر هم طبیعتا مشابهت های فرهنگی و زبانی است. دلیل انتخاب پانسیون از جانب من هم چند عامل بود:

  1. قیمت آنها نسبت به هتل ها خیلی ارزان تر است
  2. صبحانه، ناهار و شام دارند
  3. از آنجایی که احتمال داشت در آینده بخواهم برای چند ماه دبی بمانم طبیعتا امکان اقامت در هتل وجود نداشت و ضمن اینکه پانسیون ها برای اقامت های ماهانه تخفیف هم در نظر میگیرند.
  4. در پانسیون ها افراد مختلفی رفت و آمد دارند که اغلب تجار و بازرگانان هستند و تجربیات خوبی در مورد دبی و نحوۀ تجارت و کسب و کار دارند و میتوانستم از آنها چیزهای زیادی یاد بگیرم.

خلاصه شب اول در پانسیونی اقامت کردم که هزینه اش همراه با صبحانه، ناهار و شام برای هر شب 80 درهم بود. اما به لحاظ بهداشتی شرایط مناسبی نداشت. اول اینکه تخت نداشت و تعدادی پتو روی هم چیده شده بود که هر کس یک پتو به عنوان زیرانداز و یک پتو به عنوان رو انداز برمیداشت و هر جا دلش میخواست میخوابید. دوم اینکه کف تمام اتاق ها قالی پهن بود و گویا چند سال قالی ها شسته نشده بودند و بو گرفته بودند و همین عوامل باعث شدند که فردا به یک پانسیون دیگر بروم. البته انصافا شام خوبی داشت. بعد از اینکه وسایلم را گذاشتم و دو کیلو شیرینی را که برای صاحب پانسیون از شیراز خریده بودم به او دادم! رفتم بیرون گشتی بزنم. ( دلیل اینکه از من خواسته بود برایش شیرینی بخرم این بود که قیمت این 2 کیلو شیرینی در دبی تقریبا 3 برابر بود).

20190304_202220_HDR.jpg

تصویر2. چینش زیبا و اشتها آور شکلات ها در خشکباری های ایرانی بازار مرشد

20190304_202141_HDR.jpg

تصویر3. خشکبار ایرانی در مغازه های خشکبار فروشی ایرانی در بازار مرشد

بازار مرشد در واقع یک خیابان باریک است که بانک های ملی و صادرات ایران هم در آن شعبه دارند و تعداد زیادی از فروشنده های آن ایرانی هستند. این بازار در منطقۀ دیره واقع شده و از مناطق قدیمی دبی محسوب میشود و به بازار طلا و ادویه و نایف هم که ساختاری کاملا سنتی دارند نزدیک هست. خلاصه حدود 2 ساعت در این بازار و بازارهای اطراف گشت زدم و از چند مغازۀ خشکبار هم شکلات ها و خشکبار را به طرز زیبایی چیده بودند عکس گرفتم و سپس به پانسیون برگشتم و شام خوردم و پس از صحبت با چند تن از مهمانان پانسیون که تجار ایرانی و افغانستانی بودند خوابیدم.

20190304_202125_HDR.jpg

تصویر4. چینش پر زرق و برق پاستیل ها در فروشگاه خشکبار ایرانی

20190304_202131_HDR.jpg

تصویر5. همان فروشگاه قبلی

Q1wLOIQpxk7AOOBtM953A3BMzNBW3DLB8kCzPOMO.jpg

تصویر6. یکی از ورودی های سوق نایف، از بازارهای قدیمی دبی

صبح 14 اسفند پس از خوردن صبحانه به ایستگاه مترو میدان بنی یاس رفتم و پس از شارژ کارت حمل و نقل شهری دبی از ایستگاه خارج شده و به میدان ماهی رفتم.

20190305_110544_HDR.jpg

تصویر7. میدان ماهی

بعد از آنجا هم به میدان ساعت و سپس سیتی سنتر رفتم.

20190305_111929_HDR.jpg

تصویر8. گل کاری های زیبا نزدیک میدان ساعت

20190305_114126_HDR.jpg

تصویر9. میدان ساعت از میدان های قدیمی دبی

20190305_122005_HDR.jpg

تصویر 10. محوطۀ مقابل مجتمع تجاری سیتی سنتر

سیتی سنتر یکی از مجتمع های تجاری شیک و بزرگ دبی است که یک ایستگاه مترو هم جلوی آن هست. از آنجایی که از فردا ورکشاپ ما شروع میشد و محل شروع ورکشاپ هر روز از جلوی سیتی سنتر بود، میخواستم مسیر رفتن به آنجا را یاد بگیرم. بعد از آنجا دوباره راه برگشت را در پیش گرفتم و به پانسیون برگشتم و هزینۀ یک شب اقامت را دادم و وسایلم را برداشتم و به پانسیونی دیگر رفتم. این پانسیون در خیابان مطینه قرار داشت و بسیار تمیز بود. کلا تخت داشت و سر و شکل یک پانسیون واقعی را داشت اما صبحانه و ناهار و شام نداشت و شبی 80 درهم بود. تمام ساکنان آن اجاره کنندگان ماهیانه بودند و کاملا همدیگر را میشناختند و با هم دوست بودند و به همین خاطر سر و صدا زیاد بود. از طرف دیگر کمد شخصی برای من نداشت و حتی پتو هم نداشت! مجموع این عوامل باعث شد که فردا این پانسیون را هم ترک کنم.

20190305_175436_HDR.jpg

تصویر 11. بلوار مطینه

20190306_131947_HDR.jpg

تصویر12. یک نقاشی دیواری سنتی در یکی از خیابان های دبی

بعد از گذاشتن وسایلم رفتم بیرون و تا عصر به گشت و گذار در مجتمع های تجاری و بازارهای قدیمی مثل بازار ادویه پرداختم. از آنجایی که در این سفر نمیخواستم سیم کارت اماراتی بخرم، از اینترنت سیم کارت ایرانم استفاده کردم که خیلی زود تمام شد علی رغم اینکه 200 هزار تومان شارژ داشت. بنابراین این روش را اصلا توصیه نمیکنم. ماه های آذر تا اوایل فروردین بهترین زمان سفر به دبی هست و هوای دبی در این چند ماه فوق العاده هست. حضور چشمگیر گردشگران اروپایی و آمریکای شمالی به ویژه در بازارهای ادویه و سنتی دبی گواه این امر بود.

20190306_201444_HDR.jpg

تصویر 13. ورودی بازار ادویه دبی

20190306_201757_HDR.jpg

تصویر 14. بطری های شیشه ای با خاک جزیره هرمز که به سفارش تجار صنایع دستی دبی ساخته میشود

20190306_202022_HDR.jpg

تصویر 15. بازی رنگ ها در بازارهای قدیمی دبی که باعث جذب میلیون ها توریست به این بازارها میشود

صبح 15 اسفند ساعت 7 از خواب بیدار شده و عازم سیتی سنتر شدم. هوا عالی بود و قبل از اینکه به سیتی سنتر بروم برای صبحانه یک چای کرک، یک چای زعفرانی و یک کاپ کیک خوردم. چای کرک یک چای فوق العاده خوشمزه و ارزان است که طرفداران بسیاری دارد. با مترو از ایستگاه صلاح الدین و با عوض کردن یک خط به ایستگاه سیتی سنتر رفتم. من اولین نفر بودم که رسیدم و سپس بقیۀ همسفران هم رسیدند و با هم آشنا شدیم. تمام اعضای این ورک شاپ چند روزه ایرانی بودند و فقط دستیار مدیر تور خانمی فیلیپینی به نام ملیسا بود. بعد از اینکه همه جمع شدند ماشین تور که یک ون سفید بود و در تمام طول تور ما را به نقاط مختلف دبی میبرد آمد دنبالمان و ما را به محل شرکت برگزار کنندۀ تور برد. مدیر تور که مدیر شرکت برگزار کنندۀ تور هم بود آنجا منتظر ما بود و مراسم معارفۀ خدمات شرکت، همسفران و معارفۀ تور و آموزش هایی که قرار است در طول مدت تور ببینیم و مکان هایی که قرار است برویم برگزار شد و سپس حرکت به سوی نمایشگاه بین المللی دبی که در بزرگراه شیخ زاید قرار دارد شروع شد اما قبل از آنجا به پیتزا هوت (Pizza Hut) در نزدیکی میدان السطوه رفتیم و ناهار را آنجا خوردیم. ناهار من لازانیا بود که خیلی خوشمزه بود. سالاد مخصوص و خیلی خوشمزه ای هم داشتند که پیشنهاد میکنم اگه تشریف بردید حتما امتحان کنید.

20190306_123248_HDR.jpg

تصویر 16. سالاد بسیار خوشمزه پیتزا هوت

20190306_123527_HDR.jpg

تصویر 17. لازانیای لذیذ پیتزا هوت

20190306_134859_HDR.jpg

تصویر 18. یکی از ورودی های نمایشگاه بین المللی دبی

20190306_135712_HDR.jpg

تصویر 19. سالن ورودی نمایشگاه بین المللی دبی

بعد از اتمام ناهار به نمایشگاه رفتیم. در آن زمان نمایشگاه الکترونیک برقرار بود و هدف از بازدید آشنایی با نحوۀ شرکت در نمایشگاه ها، آداب بازدید از نمایشگاه ها، چگونگی مذاکره با غرفه داران، چگونگی گرفتن اطلاعات و سایر موارد بود. حدود دو ساعت نمایشگاه بودیم و بعد از آنجا به قصر زعبیل رفتیم.

20190306_171320_HDR.jpg

تصویر 20. محوطۀ ورودی قصر زعبیل

این قصر محل زندگی شیخ محمد بن راشد آل مکتوم امیر دبی و نخست وزیر امارات متحدۀ عربی است که ورودی آن شامل محوطۀ بسیار وسیعی است که طراحی فضای سبز بسیار زیبایی دارد و تعدادی طاووس معمولا در این محوطه مشغول گشت و گذار هستند. امکان ورود به داخل قصر برای عموم وجود ندارد و فقط در محوطۀ ورودی تا قبل از درب ورودی قصر امکان گشت و گذار هست که محوطۀ بسیار زیبایی است.

20190306_171341_HDR.jpg

تصویر 21. غروب زیبای دبی

20190306_171528_HDR.jpg

تصویر 22. بلوار ورودی قصر زعبیل

بعد از آنجا به سیتی سنتر رفتیم و برنامه های روز اول به پایان رسید. من هم با مترو به پانسیون برگشته و بعد از تسویه حساب به پانسیونی دیگر که آن هم در بازار مرشد قرار داشت رفتم. این پانسیون هم صبحانه، ناهار و شام داشت و شبی 70 درهم بود اما به لحاظ بهداشتی وضعیت چندان مناسبی نداشت و به این نتیجه رسیدم که کار من با پانسیون پیش نمی رود و تصمیم گرفتم از فردا شب به هتل بروم. در این پانسیون هم هموطنانی از نقاط مختلف ایران و افغانستانی های مقیم ایران و عزیزانی از خود افغانستان مهمان بودند و دوستان خوبی پیدا کردم. باید توجه داشت که محیط پانسیون ها یک محیط غیر رسمی است و میشود دوستان زیادی پیدا کرد. اکثر افرادی که در این پانسیون بودند کاسب بودند و بعضی از آنها هم ساکنان نسبتا دائمی بودند.

xRAeokUcg9Hdul1AfxeX61VO1gOJU3QshwD56pcI.jpg

تصویر 23. نماد منطقه آزاد جبل علی در دفتر مرکزی

صبح 16 اسفند مجددا از سیتی سنتر، روز دوم ورکشاپ آغاز شد. مقصد امروز ما ابتدا منطقه آزاد جبل علی بود. این منطقه آزاد، بزرگ ترین منطقه آزاد خاورمیانه بوده که توانسته بیشترین حجم سرمایه گذاری را در این منطقه جذب کند. برنامه امروز آشنایی با چند شرکت انبار داری در این منطقه بود که پیرو آن از دو انبار بزرگ بازدید کرده و با مسئولان آنها صحبت کردیم. هدف از این جلسات آشنایی با نحوۀ صادرات و واردات کالا از ایران به این منطقه آزاد و بالعکس بود. اهمیت منطقه آزاد جبل علی از این روست که به دلیل دارا بودن مجهزترین امکانات تخلیه، بارگیری و انبارداری یکی از بهترین مکان ها برای صادرات مجدد است و تقریبا به تمام بنادر معروف تجاری جهان، خطوط کشتیرانی باربری دارد. بعد از این دو انبار به دفتر مرکزی این منطقه آزاد رفته و با مسئولان فروش و بازاریابی آن صحبت کرده و از نحوۀ شروع فعالیت در این منطقه آزاد مطلع شدیم. مزیت های این منطقۀ تجاری یکی مالکیت 100 درصد افراد خارجی و دیگری معافیت 100 درصدی مالیات میباشد. بعد از این جلسه به رستورانی هندی رفته و ناهار را آنجا نوش جان کرده و سپس منطقه آزاد جبل علی را ترک کرده و به دوبی برگشته و به جزیره نخل جمیرا یا همان The Palm Jumeirah رفتیم.

20190307_160511_HDR.jpg

تصویر 24. هتل آتلانتیس یکی از زیباترین و گران ترین هتل های دبی

این منطقه یکی از شیک ترین، زیباترین و گران ترین مناطق دبی هست. تا جلوی هتل آتلانتیس رفتیم و از ساحل زیبا و محوطۀ این هتل لوکس عکس گرفتیم و سپس به  انبارSelf store  رفتیم. این انبار ایدۀ جالبی داشت و یک سوله را به فضای انبارداری در اندازه های مختلف از بزرگ تا کوچک تبدیل کرده بود. این فضاها هر کدام جداگانه قفل داشتند و هر شخصی بسته به نیاز خود میتواند یکی از این انبارها را اجاره کند. فضای انبارها 24 ساعته در دسترس بود و بوسیلۀ دوربین های مداربسته و حفاظت فیزیکی محافظت میشد و بهترین راه حل برای افرادی بود که نیاز به انبار در اندازه های کوچک داشتند. همچنین برای افرادی که در بازارهای اینترنتی فروش دارند راه حل بسیار مناسبی است. بعد از این مکان روز دوم ورکشاپ ما هم تمام شد و من هم به پانسیون رفته و علی رغم اینکه با مالک پانسیون و آشپز آنجا دوست شده بودم وسایلم را برداشته و به هتل ویکتوریا رفتم و تا پایان تور همانجا ماندم. این هتل یک کوچه بالاتر از بازار مرشد بود و دو ستاره و طبیعتا یک هتل ارزان محسوب میشد، شبی 180 درهم با صبحانه. از دید من هتل خوبی بود و تنها مشکلش این بود که اتاقش سوسک های کوچک داشت. یک اتاق 3 تخته را به من دادند احتمالا چون یا اتاق یک تخته نداشتند یا اگر داشتند پر بوده. وای فای هم خوب بود.

kOY632V3Kmd3WUf7oJeWRESm747tSFskX4eo43kA.jpg

تصویر 25. ورودی دراگون مارت دبی

صبح جمعه 17 اسفند مترو کمی دیرتر شروع به فعالیت میکرد و به همین دلیل مجبور شدم با تاکسی به سیتی سنتر بروم و برای مسافتی حدودا 4 کیلومتری و 10 دقیقه ای 42000 تومان کرایۀ تاکسی دادم. برنامۀ امروز ما در ابتدا بازدید از بازار اژدها (Dragon Mart) بود. این مرکز بازرگانی که یکی از بزرگترین مراکز خرید دبی محسوب میشود، در واقع متعلق به فروشندگان چینی است و به نوعی بازار چینی های دبی محسوب میشود. تقریبا تمام اجناس چینی بود و همه نوع جنس در هر زمینه ای را میشد در آن یافت. این بازار مناسب افرادی است که قصد واردات از چین را دارند اما قصد رفتن به چین را ندارند. پشت این مرکز خرید، تعدادی سوله بود که انبار اجناس مغازه های بازار اژدها بود و افرادی که خرید عمده داشتند از آن انبارها اجناسشان را تحویل میگرفتند. قیمت های عمده فروشی طبیعتا از چین گران تر ولی مناسب بود و برای واردکنندگان، این بازار میتوانست بسیار جالب و کارامد باشد. از آنجایی که هدف اصلی من از این ورکشاپ تجاری آشنایی با بازار تجارت الکترونیک امارات و آشنایی با فروش کالا در بازارهای اینترنتی این کشور بود بازار اژدها را جایی بسیار مناسب برای تامین کالا یافتم و اگر روزی بتوانم شروع به فروش اینترنتی در بازارهای اینترنتی مانند سوق، شرف دی جی، نون و وادی (اینها بزرگ ترین فروشگاه های اینترنتی جهان عرب هستند) کنم، قطعا به این مجتمع بزرگ تجاری سر و کارم خواهد افتاد. این بازار هم از آن بازارهایی بود که گشتن تمام آن نیاز به چند روز زمان داشت.

lDk4czT6Se3EAV2hyoT3IFlEWk8fOHyd6p7kGe68.jpg

تصویر 26. نمایی از داخل بازار دراگون مارت

ocRnKVKH2jeSkKdKhYjeX39FXGGWCCWIIur1KhJc.jpg

تصویر 27. دکور عربی و زیبای رستوران الشامی

بعد از این بازدید ارزشمند به رستوران الشامی در خیابان و منطقۀ المرقبات رفتیم و ناهار را آنجا خوردیم. این رستوران یک رستوران سوریه ای هست و علاوه بر فضای زیبایی که دارد، غذاهایش هم بسیار خوشمزه بودند. من سینی شاورمای گوشت سفارش دادم که واقعا لذیذ بود.

20190308_143547_HDR.jpg

تصویر 28. حمص (پیش غذای عربی)

20190308_144652_HDR.jpg

تصویر 29. خوراک شاورمای گوشت

20190308_160444_HDR.jpg

تصویر 30. حال و هوای شورانگیز خور دبی، مملو از گردشگر و مرغان دریایی

بعد از ناهار به بازار مرشد و بازارهای اطراف آن رفتیم البته قبل از آن با عبره از یک سوی خور دبی که به بازار مرشد نزدیک است به سوی دیگر که بازار ادویه است رفتیم و در این بازار سنتی و زیبا و شلوغ گشت کوچکی زدیم و دوباره برگشتیم. ابتدا در مورد عبره باید بگویم که این وسیله در واقع قایق هایی هستند که جزئی از سیستم حمل و نقل عمومی دبی محسوب میشوند و وظیفۀ حمل و نقل مسافران از یک سوی خور دبی به سوی دیگر آن را دارند و هزینۀ آنها سال هاست که یک درهم است. از آنجایی که خور دبی یک معبر آبی باصفاست و تعداد زیادی کشتی و قایق تفریحی همیشه در آن در حال گشت و گذار هستند و تعداد زیادی مرغان دریایی که من آنها را دوست دارم همیشه در حال پرواز بر فراز و در کنار این خور هستند، این مکان یکی از پر گردشگر ترین مناطق دبی است و بسیاری افراد به واسطۀ ارزان بودن عبره، بارها سوار آن میشوند و از یک سوی خور به سوی دیگر میروند. ما هم تقریبا همین کار را کردیم. بعد از اینکه به سمت بازار مرشد رسیدیم، مدیر تور در چند مغازه نحوۀ قیمت گیری و چگونگی سوال و جواب با فروشندگان را عملا به ما یاد داد. همچنین به دو صرافی رفته و با نحوۀ چگونگی حوالۀ پول و روش های مختلف آن آشنا شدیم. از بازارهای عمده فروشی موبایل و پوشاک هم بازدید کردیم و بدین ترتیب برنامۀ امروز هم تمام شد.

20190308_160515_HDR.jpg

تصویر 31. خور دبی

gZHigYSKelwDA6AuJaxVLuYJugkhyAdlQhdDdbrE.jpg

تصویر 32. لنج های ایرانی و اجناسی که قرار بود توسط این لنج ها به ایران وارد شوند

TQwGhZxpXj8r9anp7rOhyPTHzHs9ZliSarS1fBG7.jpg

تصویر 33. نمای دیگری از خور دبی

شنبه 18 اسفند

شنبه روز بازدید از جاهای مختلف بود. ابتدا به اتاق بازرگانی دبی رفتیم. این سازمان خدمات مختلفی را به بازرگانان برای صادرات و واردات ارئه میدهد اما خدمات آن فقط به همین مورد مربوط نمیشود و به استارت آپ ها، سرمایه گذاران و کلیۀ افرادی که قصد راه اندازی کسب و کار در دبی را دارند خدمات مشاوره ارائه میدهد. بعد از آنجا نوبت بانک ها بود. با وجودی که میدانستیم عملا امکان افتتاح حساب برای ایرانی ها در بانک های امارات وجود ندارد اما برای یادگیری در مورد چگونگی افتتاح حساب و مدارک لازم به چند بانک از جمله حبیب بانک، مشرق بانک، بانک ام القوین و چندی بانک دیگر سر زدیم و شرایط افتتاح حساب و هزینه های آن را پرسیدیم. لازم به ذکر است که در این مرحله بحث دور زدن تحریم ها پیش می آید که از حوصلۀ این سفرنامه خارج است. بعد از بانک ها گشتی در منطقۀ جمیرا زدیم. این منطقه و ساحل آن یکی از زیباترین مناطق و ساحل های دبی هست و ساحل جمیرا به ویژه شب ها میعادگاه بسیاری از گردشگران و ساکنان دبی برای گشت و گذار و شنا و خوشگذرانی است. سپس برای ناهار به یکی از شعب رستوران های KFC در نزدیکی میدان السطوه رفتیم. غذایش که ساندویچ مرغ سوخاری بود از دید من چندان خوشمزه نبود. بعد از آنجا به شهر فرودگاهی دبی و به قسمت بار هوایی رفتیم. ابتدا به دفتر بار هواپیمایی امارات رفتیم و نحوۀ قیمت گیری بار هوایی را یاد گرفتیم. سپس به دفتر یک شرکت خصوصی رفتیم و در مورد خدمات بار هوایی و راه حل هایی که در این زمینه ارائه میدهند جلسه ای حدودا بیست دقیقه ای برگزار کردیم که بسیار آموزنده بود. سپس از شهرک فرودگاهی خارج شده و به دوبی مرسی 2 و 3 رفتیم. این منطقه در واقع منطقه ای ساحلی از خور دبی و نزدیک به اتاق بازرگانی دبی هست که لنج های ایرانی در آن پهلو گرفته و اقدام به تخلیه و بارگیری کالاها مینمایند. در این منطقه همیشه لنج هایی از آبادان، دیلم، گناوه، بوشهر، دلوار، کیش، قشم، بندرعباس و سایر بنادر جنوبی ایران که خطوط دریایی با دبی دارند دیده میشوند. بارهایی که قرار است به ایران حمل شوند یا در لنج بارگیری شده که معنای آن این است که در صورت مساعد بودن هوا، لنج ها آمادۀ حرکت به مقصد خود هستند و یا پای لنج ها روی سکوهای بارگیری گذاشته شده اند که معنی آن این است که منتظرند تا ظرفیتشان تکمیل شود و یکباره همۀ اجناس را بارگیری کرده و حرکت را شروع کنند. در این منطقه هم با چند ناخدای هموطن عزیز صحبت کرده و نحوۀ همکاری در زمینۀ صادرات و واردات و حمل کالا از طریق لنج را از آنها پرسیدیم و بدین ترتیب برنامۀ امروز ما هم تمام شد.

f4NT5pS058S9fYVrZT6687dd5KMOIYjlvetvdctU.jpg

تصویر 34. ورودی هتل کنراد دبی در بزرگراه شیخ زاید

یکشنبه 19 اسفند روز آخر تور گروهی بود. در این روز ابتدا صبح به ادارۀ پست دبی رفته و با نحوۀ ارسال و دریافت بسته های پستی از طریق این اداره آشنا شدیم. سپس به هتل کنراد در بزرگراه شیخ زاید که یکی از شیک ترین، لوکس ترین، مجلل ترین، باشکوه ترین و گران ترین هتل های دبی هست رفتیم. یکی از نقاط قوت این هتل نزدیکی آن به نمایشگاه بین المللی دبی و دیگری چشم انداز زیبایی است که طبقات بالای آن به شهر دبی و ساحل جمیرا دارد. هدف از رفتن به این هتل، جلسه با یکی از شرکت هایی بود که کارش ثبت شرکت در امارات متحدۀ عربی و ارائۀ دفتر کار و راه حل های تجاری بود و سه طبقه از این هتل را در اختیار داشت که این سه طبقه کلا دفاتر کار بودند. هم دفاتر کار اختصاصی و هم دفاتر کار اشتراکی. جلسه با این شرکت که با حضور مدیرعامل و مدیران بازاریابی و فروش آن برگزار شد حدود یک ساعت به طول انجامید و راه حل هایی برای شروع کسب و کار در امارات ارائه شد و سپس دفاتر کار و امکاناتی که این دفاتر دارند توسط مدیر بازاریابی این شرکت به ما نشان داده شد.

5Mjv3aA6ZEyZJV3I81aVAtWGc1R6rsNcnzN5gWZS.jpg

تصویر 35. نمای زیبایی از دبی از طبقۀ 18 هتل کنراد

20190310_131249_HDR.jpg

تصویر 36. آبزیان یخ زده در رستوران چنگال طلایی

بعد از این هتل زیبا برای ناهار به رستوران چنگال طلایی در منطقۀ البرشا رفتیم. این رستوران که چند شعبه در دبی دارد رستوران اختصاصی غذاهای دریایی است. غذای من چلو ماهی بود که نسبتا خوب بود. لازم هست این نکته را یادآوری کنم که چلو ساده به این شکل که ما در ایران داریم غیر از رستوران های ایرانی در رستوران های دیگر در دبی یافت نمیشود و چلوهایشان با انواع ادویه طعم دار میشود.

20190310_132014_HDR.jpg

تصویر 37. ناهار من در رستوران چنگال طلایی

بعد از ناهار به منطقۀ خلیج تجاری یا Business Bay رفتیم تا با یکی از شرکت هایی که خدمات پاسپورت دوم را ارائه میداد جلسه داشته باشیم. این شرکت خدمات شهروندی بسیاری از کشورها را ارائه میداد و در جلسه ای حدودا 2 ساعته اطلاعات جامع و کاملی را در این زمینه به ما ارائه دادند. پس از این جلسه تور گروهی رسما تمام شد و بسیاری از همسفران به هتل رفته تا وسایلشان جمع کرده و به فرودگاه بروند اما من فردا هم کار داشتم و کارم این بود که به اتفاق مدیر تور جلسه ای با یکی از مدیران بازاریابی وب سایت آمازون امارات داشته باشیم. این وب سایت که چند سال پیش نامش سوق بود و سپس توسط شرکت آمازون به قیمت حدود 600 میلیون دلار خریداری شد، بزرگ ترین وب سایت فروشگاه اینترنتی در جهان عرب هست و یکی از بهترین و ساده ترین راه ها برای شروع کسب و کار در کشور امارات همین وب سایت میباشد. محل این شرکت در ابن بطوطه مال که یکی از بزرگ ترین مال های تجاری دبی میباشد بود. خوشبختانه به تمام سوالاتی که میخواستم در این جلسه پاسخ داده شد و توانستم از نزدیک دفتر یکی از بزرگ ترین شرکت های اینترنتی خاورمیانه را ببینم و با فضای کار آن آشنا شوم. بعد از این جلسه عملا سفر پربار و خاطره انگیز من به دبی تمام شد. سپس با مدیر تور عزیزی که در طول این چند روز یک تور تجاری حرفه ای به معنای واقعی کلمه را برگزار کردند خداحافظی کرده و پس از گشت و گذار در مرکز خرید الغریر  که یکی از زیباترین و شیک ترین مراکز خرید دبی میباشد به سمت هتل رفتم تا وسایلم را برداشته و به فرودگاه بروم که بر اثر اشتباه خودم نزدیک بود سفرم با خاطره ای تلخ تمام شود که خوشبختانه اینگونه نشد. قضیه از این قرار بود که در دبی چراغ قرمز عابر پیاده وجود دارد و نادیده گرفتن آن 400 درهم جریمه دارد. از آنجایی که برای رفتن به هتل عجله داشتم یکی از این چراغ ها را نادیده گرفتم و وقتی به آن بر خیابان که خیابان کم عرضی بود رفتم، یک نفر با لباس شخصی و طبیعتا به انگلیسی گفت ایست! پلیس! چون او لباس شخصی بود توجه نکردم و به راهم ادامه دادم اما او جلو آمد و کارت شناساییش را نشانم داد. فهمیدم قضیه جدی است. به من گفت تو از چراغ قرمز عابر پیاده رد شده ای و این بر خلاف قوانین است، مدارک شناساییت را ارائه بده. وقتی ویزایم را دید و فهمید گردشگر هستم گفت در اینجا عبور از چراغ قرمز عابر پیاده جرم است و 400 درهم جریمه دارد اما چون تو توریست هستی با تو کاری ندارم ولی حواست باشد. من هم از او تشکر کرده و به راهم ادامه دادم. نکتۀ جالب این بود که در طول این چند روز همیشه این مسئله را رعایت کرده بودم و فقط همین یک بار رعایت نکردم که خطری 1.400.000 تومانی (با حساب درهم 3500 تومان) از بیخ گوشم رد شد. در هتل بعد از حساب کردن هزینه تاکسی گرفته و به ترمینال 2 فرودگاه دبی رفته و با هواپیمایی کیش ایر به شیراز برگشتم. این دومین سفر من به این شهر مدرن و زیبا بود و امیدوارم بتوانم روزی کسب و کار اینترنتی خود را در این شهر راه اندازی کنم.buTeqIbicFj0UMwOEJu2eZ9nFVbLd1qM5ZAJU8Ad.jpg

تصویر 38. نمای زیبایی از ساحل خور دبی

نویسنده: saeedtrips

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.