بک گراند سفرنامه: هتل ریکسوس پرمیوم آنتالیا برای من بیشتر شبیه آواز دهلی بود که از دور خوشتر آمد.

سرآغاز: به دلیل شغل پر تنش من و همسرم این بار هم تصمیم گرفتیم به یک سفر از نوع ریلکسیشن (بدون هیچ دغدغه برای برنامه ریزی گشت و گذار، خورد و خوارک،خرید، رفت و شد و....) برویم. بسیار دوست داشتیم سفر بالی را تجربه کنیم ولی گویا فصل گردشگری آن به پایان رسیده بود و ممکن بود تمام طول سفر ما در آن جزیره با بارانهای شدید موسمی و شرجی شدید مواجه شود.

و همچنین به دلیل خاطره بسیار خوش اقامت ما در هتل بسیار دوست داشتنی لتونیا آنتالیا و مزه کردن این نوع سفر بر زیر زبانمان دوباره و بدون دردسر تصمیم به انتخاب مقصدی مشابه اما هتلی متفاوت را گرفتیم. هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه! از تعریف و تمجیدهای شنیده شده میان دوستان و آشنایان تا خواندن نقدهای مربوط به این هتل، همه و همه باعث شد به دلمان صابونی بزنیم بس پر کف!


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

نمای بالایی از هتل ریکسوس پرمیوم بلک


و اما شروع سفر: رانندگی 4 ساعته از اصفهان به فرودگاه امام. ساعت 20 وارد خروجی فرودگاه امام در اتوبان قم شدیم. تا پارک ماشین در پارکینگ شماره 3 و رسیدن به گیت ابتدایی نیم ساعتی طول کشید. از ساعت 20:30 تا 21:45 که مرحله آخر و خوردن مهر در پاسپورت، روالی و مدت زمان تقریبی مورد نیاز ایست که ناگزیر به انجام آن بودیم. پرواز قشم ایر یک و نیم ساعت تاخیر داشت و ساعت 30 دقیقه بامداد پریدیم. پرواز نزدیک به دو ساعت و چهل و پنج دقیقه طول کشید. ایرلاین قشم ایر، ایرلاین خوبی بود. هواپیما نسبتا بزرگ ایرباس300 ، مهمانداران دلسوز و پرکار، غذای مناسب و خوشمزه که در حد دو غذا از منو پیشنهادی حق انتخاب داشتی(جوجه کباب یا شوید پلو با گوشت)، و صندلی ما هم که با درخواست از مامور گیت صدور کارت پرواز در ردیف اول صندلی ها تعیین شد، در نوع خود عالی بود.

تمام تصوراتی که از راحتی بی نظیر ترنسفر سفر قبلی داشتیم و فاصله اسپارتا تا بلک را نزدیک به سه ساعت طی کردیم نه نزدیک به هفت ساعت(از لحظه پیاده شدن از هواپیما) ، و باعث شده بود دوباره پرواز ایرانی بگیریم به باد فنا رفت. و در انتهای سفر از صمیم قلب پشیمان بودیم که چرا پرواز ایرانی گرفتیم.

لیدر گرامی ما آقای رضا، از شرکت لوتوس بود که در فرودگاه نبودند! و ما را به شرکت دیگری سپرده بودند، ما سوار یک اتوبوس بزرگ که کاملا پر شده بود شدیم و لیدر یک خانم جوان کاملا ناشی بود که با دادن آمار و اطلاعات غلط و خنده دار در مورد ترکیه و آنتالیا کمی از خستگی راه را برایمان کم کرد.

آخرین اتوبوسی که از فرودگاه فندوقی اسپارتا خارج شد اتوبوس ما بود. یعنی یک ساعت و نیم بعد از اینکه پایمان را از هواپیما بیرون گذاشتیم. چشمتان روز بد نبیند دور تا دور آنتالیا ما را چرخاندند و مسافران هتل های مختلف را پیاده نمودند تا در انتها در ورودی یکی از هتل ها ما را سوار ماشین دیگری نمودند به مقصد بلک. در این هنگام چشممان به جمال آقا رضا روشن شد البته در حد چند ثانیه و در همین فرصت کوتاه از نحو ترنسفر اعتراض دلچسبی کردیم و سوار ماشین بعدی شدیم.

من و همسرم و یک زوج دیگر و یک راننده ترک که حتی یک کلمه زبان انگلیسی نمیدانست بدون هیچ لیدری و همچنین رانندگی مارپیچ و هیجانی که تنها کلمه شوماخر را از زبان ترکی راننده متوجه شدیم که منظورش خودش بود. تنها حسن البته قابل چشم پوشی این علافی دیدن منطقه لارا و هتل های آن بود که اصلا جالب نبود. هتلها یکی بعد از دیگری به فاصله بسیار کمی از هم و به گونه ای تودرتو ردیف شده بودند که البته هتلهای مشهور آن ناحیه نیز از این قائده مستثنی نبودند و اینگونه متمایز بودن و سطح بالاتر بودن ناحیه بلک بر ما نمایان شد.

بلک یک منطقه شیک و دلباز با هتلهای بسیار بزرگ و فاصله دار است.

در میانه مسیر ماشین به یک جاده کاملا فرعی و محلی پیچید، ابتدا فکر کردیم شاید راه میانبر تا بلک است و هر طور هم میخواستیم حالی راننده کنیم که جریان این جاده چیست فایده ای نداشت دو طرف حتی یک کلمه حرفهای همدیگر را نمیفهمیدند.

با اضطرابی که از طی کردن این جاده به دل ما افتاده بود دقایق را میگذراندیم که یکهو وسط یک مرتع باز که هیچ نوع امکاناتی در اطرافش نبود ورودی یک هتل را دیدیم. هتل لیکیا ورد که مقصد همسفرهایمان بود. دهان همگی از موقعیت این هتل باز مانده بود.

واقعا اگر آنها بخواهند نقد آن هتل را بنویسند امتیاز موقعیت و دسترسی به آن هتل صفر تعلق میگیرد. صفر کله گنده! اگر میخواستند به جایی بروند یا به آنتالیا بروند محال ممکن بود بتوانند خودشان این کار را انجام دهند و حتما میبایست با هماهنگی تورلیدرشان و تورهای آماده موجود این کار را بکنند.(که البته در برگشت به ما گفتند یک بار که میخواستند از تور خرید استفاده کنند با سه ساعت تاخیر به دنبالشان آمده بودند!) و آقای همسفری گفت من از قصد چنین هتلی را انتخاب کردم که هیچ ایرانی نداشته باشد! (ولی ما بعدا شنیدیم که اتفاقا هموطنان گرامی زیادی نادانسته این هتل را انتخاب نموده بودند و ایشان از همراهی این گرامیان بسیار نیز فیض برده بودند!) خلاصه با کلی خنده که از زمان دیدن موقعیت آن هتل نصیبمان شده بود از هم دیگر جدا شدیم و ما دوباره آن جاده محلی را بازگشتیم و به جاده اصلی وارد و یک ربع بعد به هتلمان رسیدیم. انعامی 10 لیری به راننده دادیم و او با کلی خوشحالی از ما جدا شد.

ورودی هتل مجلل و گیرا بود، 2 جاده رفت و برگشت با شیب ملایم به بالا به ورودی هتل می رسید که در دو طرف درختان نخل خودنمایی می کردند و آب نمای پلکانی بزرگی در وسط، به ظاهر ورودی اضافه کرده بود.


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

نمای ورودی هتل


هتل ریکسوس پرمیموم در یک کلام زیبـا بود. مدرن،‌ باشـکوه و بسـیار بزرگ مینمود. به وقت خودمان حدود ساعت 9:45 و به وقت ترکیه ساعت 8:15 صبح وارد هتل شدیم. خانمی گشاده روو به استقبالمان آمد. وارد لابی متفاوت ریکسوس شدیم. بسیـــار خسته بودیم.

خانم پاسپورتهایمان را گرفت و به مبلمانی روبروی رسپشن برای نشستن راهنماییمان کرد بعد از تحویل پاسپورتمان به همکارانش، بلافاصله به همراه نقشه ای از هتل نزد ما آمد و اقدام به توضیح کاملی درباره هتل نمود و خبر بدش برای ما این بود که الان اتاقی برای تحویل به ما ندارد و حدود ساعت 12 اتاق تحویل ما میشود ( در اکثر هتلهای منطقه بلک چیزی به نام دستبند استفاده از خدمات هتل وجود نداره چون هتل ها به فاصله نسبتا زیادی از هم قرار دارند و چون یک منطقه توریستی صرف هست امکان ورود افراد متفرقه به هتل تقریبا بعید به نظر میرسد و به نظرم کمی ناخوشایندست که در هتلهایی به این اندازه لوکس دستنبد به مهمانان بدهند).

امسال دقیقا همه چیز عکس پارسال بود حتی تحویل اتاق، و به این ترتیب تقریبا امروزمان را از دست دادیم. بعد از توضیات مربوطه،خانم کارمند چون ما را بسیار خسته و درمانده و گرسنه یافت پیشنهاد سرو صبحانه را به ما داد و در یک رفت و برگشت دیگر پاسپورتمان را تحویلمان داد.

لابی هتل ریکسوس مستطیلی طویل بود که در طبقه ای که واردش شده بودیم رسپشن و میزهای مختلف خدمات دیگر وجود داشت. ساختمان مرکزی هتل به شکل یو شکل در پنج طبق احداث شده بود.. توضیح جز به جز ساختمانها با مختصات کامل از حوصله خواننده خارج است ولی بطور مختصر مجموعه اسپا،استخر ایندور و سالنهای ورزشی و بدنسازی،گیم رووم شامل بازیهای رایانه ای و بولینگ و ... ضلع سمت راست، و رستوران اصلی و یک کافی شاپ بزرگ د رکنار آن که بسیار خلوت و دنج بود با یک پیانو و کتابخانه ای کوچک که کتابهایش بیشتر درباره تاریخ ترکیه، نقاشی و جغرافیا بود که در بین آنها مثنوی حضرت مولانا خودنمایی میکرد ،

سالن همایشات که غالبا برنامه داشت، در ضلع سمت چپ بود. پله های اشرافی که از این طبقه به ضلع موازی آن در طبقه زیرین میخورد که هم سطح حیاط مرکزی بود وارد راهروی رستورانهای مختلف الاکارته، کافه های مختلف، دو سالن سینما با ظرفیت 40-50 نفر، آب نماهای دوست داشتنی، و خیابان زیبای پاریس میشد و در هر دو طبقه بوتیک های شیک از لباس گرفته تا جواهرات و فرش و کارهای دستی و... را شامل میشد البته با قیمتهای بالا.


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

عکسهایی از خیابان پاریس و مغازه های ساختمان مرکزی



سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

در بیرون ضلع غربی ساختمان مرکزی یک سری سوئیت با استخر شنا خصوصی قرار داشت و در بیرون ضلع شرقی هم سالنها و زمینهای ورزشی فوتبال،والیبال،مینی فوتبال،بستکتبال و تنیس و ... قرار داشت. در بیرون ساختمان،در قسمت داخل این یو استخرهای بزرگ تزیینی که اطراف آن پوشش گیاهی بصورت شمشاد به ارتفاع 60 سانت محیط استخرها را محصور کرده بود. دو آبنما یکی در ضلع غربی به صورت قوسی و سنگی با نورپردازی زیبا و دیگری در مرکز این محوطه بصورت موزیکال قرار داشت که پنجره ها و و تراس اتاق های داخلی به سمت این محوطه بود.


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

نمای بیرونی ساختمان اصلی و آبنماهای زیبا و رقص نور در شب


خانم، ما را به سمت رستوران راهنمایی کرد. سالن رستوران اصلی بسیار بسیار بزرگ بود. و مطابق با آیین هتلهای لوکس 5 ستاره یوال ترکیه، از شیر مرغ تا ... به وفور برای خوردن در آن پیدا میشد و همه از نوع درجه 1. این رستوران برخلاف رستوران هتل لتونیا که مرکزیت داشت و تمامی انواع خوراکیها و نوشیدنی ها در فضای دایره ای آن چیده شده بود دارای مراحل پیچیده و در ابتدای کار پازل گونه بود(چیدمان ان به صورت سالنی دراز و خطی بود و چند سالن کوچک به این سالن وصل می شد که هر کدام شامل قسمتهای متنوع دیگر بود)! بطوریکه که ما قطعاتی از این پازل را در دو سه روز آینده کشف کردیم شاید هم ما خیلی کنجکاو نبودیم! و برعکس بیزار بودیم از فیلم برداری و عکس گرفتن مرتب هم وطنانمان از میزهای مختلف غذا و دسر و ... به نظرم اصلا کار جالبی نبود.

بعد از انتخاب چند نوع خوراکی برای صبحانه میزی برای نشستن انتخاب کردیم و در همان ثانیه صدای صحبت هموطن ایرانی با لهجه شیرین اصفهانی در میز کناری، من و همسرم را در یک مکالمه چشم در چشم و بدون کلام فرو برد! که بعله...

بعد از صبحانه که تا ساعت 11 برقرار بود، در کافه دنج کنار رستوران استراحت کردیم تا موعد تحویل اتاق شود، عملا کار دیگری جز انتظار نمیشد انجام داد. در یکی از سر زدنهای من به رسپشن آقای رضا را دیدم که به هتل آمده بود و گفت کلی دنبالمان گشته و ما کجاییم؟! کلی بخاطر ترنسفر عذرخواهی کرد. شماره اتاقمان را بهمان گفت که در حال تمیز شدن است و لیستی از تورهایش را به ما داد و پیشنهاد تور رایگان رفتینگ را داد که ما قبول نکردیم.

بالاخره حدود ساعت 12 اتاقمان تحویلمان شد. اتاق در ساختمان یک( ضلع غربی )، طبقه سه بود. ویوی عالی هم داشت که به فضای جنگلی،قسمتی از دریا و سوئیت های نیمه خصوصی دید داشت. نسبتا بزرگ، یک تخته دو نفره، یک کاناپه، تلوزیون تخت روبروی دیوار تختخواب ،ماهواره. دورتادور آینه، تراس بزرگ و دلباز،سرویس بهداشتی و حمام که با دیوار متحرک از فضای اتاق جدا میشد،کمدهای نچندان بزرگ، مینی بار پر و پیمان شامل انواع نوشیدنی،شکلات،آدامس،پاستیل که در صورت استفاده ، روزانه شارژ میشد،سیف باکس،کتری برقی و مخلفات کنارش،سشوار،آجیل بوداده، پک سرویس بهداشتی کامل شامل شامپو،ژل شستشو،لوسیون و .....(که اصلا کیفیت مناسب و عطر و رایحه خوبی نداشت)، جعبه نخ و سوزن و... و کلا هر انچه که برای یک هفته نیاز میشد وجود داشت سیستم روشنایی و سرمایش اتاق به صورت لمسی و هوشمند بود. حوله ها به نرمی و کیفیت تجربه قبلی ما نبود.

تمیزی اتاق هم ایراداتی جزئی داشت که از این هتل کمی بعید بود. کاتالوگ مخصوص انتخاب بالشهای مختلف وجود نداشت و هیچ دفترچه یا کاتالوگی که نقشه هتل و امکانات و ساعات استفاده به تفصیل درآن شرح داده شده باشد نیز موجود نبود. ظاهرا هر موردی که احتیاج داشتی و در اتاق موجود نبود میتوانستی درخواست نمایی تا به اتاق بیاورند،

از موارد مربوط به پک بهداشتی تا خوراکی و میوه تازه. همچنین موقع تحویل اتاق پسورد اینترنت هم تحویل داده شد که در تمام محوطه هتل، لب ساحل و تمام ساختمانها با سرعت بسیار خوبی قابل استفاده بود.


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

عکسهایی از اتاق و ویو اتاق


وسایلمان را چیدیم و استراحت کوتاهی نمودیم و به سمت رستوران برای ناهار روانه شدیم. غذا عالی بود. چندین نوع کباب با گوشت قرمز واقعا تازه و نازک و واقعا خوش طعم، چندین نوع غذا با گوشت مرغ و چندین نوع غذا با ماهی. بعلاوه صدها نوع غذای آبدار،خورشتی، خام، سرخ کرده، انواع فراوانی از پیش غذا، پیتزا،سوشی،میگو،صدف،دلمه، دورچین، سالاد، میوه، دسر، بستنی و.... هرچه را که بطلبید. محال بود با سخت ترین سلیقه دست خالی از انواع گستره میزهای خوراکی برگردید.

نام غذاهای اصلی در مانیتور کوچکی در کنار محل سرو آن به حدود هفت زبان نوشته شده بود و خوشبختانه یکی از آنها زبان فارسی بود و به نظرم وجود چنین آیتیمی خیلی خوب بود. همزمان با ساعت کار رستوران اصلی فود کورت در طبقه زیرین رستوران در فضای مسقف ولی باز نیز پذیرای افراد با سلائق فست فودی بود که دو ساعتی نیز ساعت کارش از رستوران اصلی بیشتربود. تنها نکته منفی ناهار ساعت کوتاه آن یعنی از 12:30 تا 14:30 بود. البته ساعت شام نیز کوتاه بود و این مورد همیشه به نوعی حالت عجله برای ما که یک ربع -نیم ساعت آخر به رستوران میرفتیم ایجاد میکرد و مرا یاد فیلم دونده ماز می انداخت.

در رستوران قسمتهای مخصوص نشستن خانواده هایی بود که بچه ندارند و آرامش خوبی در آن قسمتها برقرار بود. تعداد گارسون در رستوران نسبت به تعداد افراد، کم بود و ممکن بود برای درخواست احتمالی یا نوشیدنی معطل شوید.

همچنین از رومیزهای خوشرنگ و تمیز پارچه ای خبری نبود و برای روی میزها که از جنس مر مر بود به یک زیر بشقابی ساده بسنده کرده بودند.


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

عکسهایی از رستوان و غذاها


عصر بعداز یک استراحت کوتاه به تور دور هتل پرداختیم. هتل بسیار بزرگی بود. مسیرهای بسیار زیادی برای پیاده روی در فضای جنگل گونه هتل وجود داشت. و ساحلی گسترده. بسیار گسترده و کافی شاپ های فراروان. فضاهای آبی و آبنمایی فروان و چند استخر. اسکله هایی جذاب. اتاقک های مبله برای افتاب گرفتن با پرده هایی رقصنده در باد. صدها تخت آفتاب گرفتن در فضاهای درختی،ساحلی و استخری، ریکسی کلاب مخصوص کوچولوها، کافی شاپهای ساحلی با گارسونهای اسکیت سوارو ... .


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

عکسهایی از محیط های باز هتل و استخر ها و ساحل دریا


با گشت و گذار اولیه متوجه شدیم هتل پر شده از انبوهی از مسافران ترک و تعدادی ایرانی. مسافران اروپایی تعداد بسیار زیادی نداشتند و گویا سفرهای انبوه از روسیه و اروپا به تمامی هتل ها بعد از حوادث اخیر ترکیه بسیار کم شده بود.

هیجانی که فضای بزرگ هتل در ابتدای امر در انسان ایجاد میکرد به زودی فروکش مینمود چون این موضوع از مرکزیت فعالیتها و امور هتل کاسته و پر و پخش شدن مسافران در بخش های مختلف صمیمیت و یکپارچگی تفریحات هتل را به شدت کاهش می داد و باعث میشد اگر تفریحی هم جایی در حال اتفاق است از دست بدهی، چون فاصله ها آنقدر زیاد بود که مطلع شدن از برنامه ها کار بس دشواری بود.

تابلو خاصی از برنامه های تفریحی هتل وجود نداشت و در برگه کوچکی هم که از رسپشن برای اطلاع از برنامه های هتل گرفتیم یک لیست کوتاه بود که چند مورد از آن هم هیچ وقت اجرا نمیشد. هتل در بخش های مختلف در حال بازسازی و یا آماده شدن بود. از جمله محل اجرای موزیک شبانه ساحل که تا سه چهار روز بعد از اقامت ما راه افتاد و انصافا بسیار شیک و جالب طراحی شد،آمفی تئاتر که کلا تعطیل بود و برنامه نداشت و فضای فود کورت که بصورت نرم و زیر پوستی در حال تغییر دکوراسیون بود.


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

عکسهایی از محل اجرای موزیک شبانه ساحلی و فضای فود کورت


بزرگترین نکته منفی هتل در مدت اقامت ما نداشتن شو من و تیم انیمیشن باحال، پرکار و سرگرم کننده بود. تنها چند دختر زیبا روزانه اکتیویتی های بسیار کمی برگزار میکردند که آنها هم بعلت برنامه های کم هتل، آنقدر داوطلب(که تقریبا همه مرد بودند) داشت که رغبتی برای شرکت در آن برنامه ها برای ما باقی نمیگذاشت.

یک سایت ورزشی با کفشهای مخصوصی فنردار و پرشی هم گوشه ساحل بود که مفرح و شاد مینمود.

گرفتن حوله به هر تعداد در ساحل مشکلی نداشت و کارتی به نام کارت تحویل حوله وجود نداشت. در درب ورودی هم ماشینهای داخلی برای رفت و شد ،در صورت تمایل، وجود داشت که معمولا برای رفتن به اکوآ پارک، و ویلاهای خصوصی، زمین های ورزشی و کلا محل های مورد نظر استفاده میشد که شبیه ماشینهایی هست که در زمینهای گلف استفاده میشود.

تمام انواع نوشیدنی با منو واقعا کامل حتی گرانترین و مشهورترین آنها رایگان بود و همراه آن آجیل و خوراکی های باحال سرو میشد.


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

عکسهایی از کافی شاپهای فضای باز و نیمه باز


تعداد بچه ها شاید از تعداد بچه ها در هتل سال گذشته ما کمتر بود ولی متاسفانه صدای جیغ و گریه آنها خیلی بیشتر شنیده میشد، چون اکثرا یا ترک بودند یا عرب یا ایرانی و یعنی کلا شرقی و لوس مآب. همچنین بعکس هتل پارسال که حجاب فقط در یک سطح دیده میشد در این هتل انواع و اقسام پوشش به چشم می آمد، از پوشش نظم بندی شده اروپایی برای هر موقعیت تا پوشش های محجبه از نوع ایرانی، محجبه از نوع عرب و حتی یک نمونه خانمی با حجاب شدید عربی و روبنده که واقعا نمیدانم چه لذتی میتوانست از این نوع سفر ببرد حتی غذا خوردن هم برای او مشکل بود.

دم غروب که هوا تاریک میشد برنامه رقص آب با موزیک و نور در آبنمای بزرگ هتل از همه زوایا هتل به چشم می آمد. شبها بعد از شام فقط قدم زدن در محیط هتل و ساحل و درنهایت برنامه موزیک شبانه بسیار با کیفیت هتل با دی جی های کاربلد و عالی جز معدود و در واقع تنها انتخاب تیپ جوان بود و نبود برنامه درآمفی تئاتر شب ها بسیار خودنمایی میکرد.

روز دوم همراه با شنا و آرامش در لب استخر و زیر درختان،قدم زدن در ساحل گستره، ناهار، کمی والیبال ساحلی و گشت و گذارهای پراز نشاط و حس های خووب بود. غروب متوجه شدیم در محوطه اصلی هتل در حال تدارک و تکاپوی یک مهمانی مفصل با دیزاین قرمز بسیار شیک هستند.

ابتدا فکر کردیم برنامه مربوط به مسافران هتل است ولی بعد از شروع موزیک تند و باحال و انرژی بخش هندی با مهمانان هندی که لحظه ای از پا نمیشستند متوجه شدیم مهمانی خاصی است و مربوط به مسافران نیست(در اینستاگرام هتل خواندم که مهمانی به افتخار پارتنر هندی هتل برگزار شده است) و ماشالا آنقدر یک عده از مسافران(و بیشترشان ایرانی) بی ملاحظه بودند که به داخل مهمانی رفتند و سر میزهای تدارک دیده شده برای مهمانان آن هم میزهای اصلی و وی ای پی نشستند.

به نظرم هتل میبایست با نوشته مشخص میکرد مهمانی خصوصی ایست ولی آنقدر رفتار پرسنل هتل در مواجهه با هر چیزی مودبانه بود که به هیچ یک از افراد متفرقه حتی تذکر کوچکی هم نمیدادند و به رویشان نمی آوردند. )عصر روز بعد هم در تکاپوی تدارک مهمانی دیگری در محوطه بودند با دیزاین آبی و البته نه به مفصلی دیشب. اول شب مهمانان که همگی رسمی و مرد بودند آمدند و چون برنامه پایکوبی نبود و در حد موزیک سنتی ترکی و حرکات موزون عربی بود همگی سرجای خودشان نشستند ) و بعد از شام دوباره برنامه موزیک شبانه و دی جی ای که امشب از تمام شبهای دیگر بهتر بود و کلی به ایرانی ها هم انرژی داد.

روز سوم بعداز گشت گذاری در قسمت اسپای لوکس هتل و متوجه شدن اینکه ماساژ گرفتن در آنجا بسیار هزینه بر است تصمیم گرفتیم به پارک آبی هتل برویم.پارک آبی و قسمت ویلاهای خصوصی که محصور بودند در انتهای ضلع غربی هتل قرار داشتند. تروی آکوآپارک که تعریفش را زیاد شنیده بودم.ساعت کار آن 10 صبح تا 16 بود و به باز به نظر در زمان انتهایی کم لطفی کرده بودند و ای کاش تا 17 یا 18 گسترش اش می دادند.

از در قلعه مانند پارک که وارد شدیم همه چیز به مانند قلعه های افسانه ای شهر تروی بود. وااای اصلا جالب نبود!!! بسیار بسیار دلگیر بود و با این تزی که معمار سازنده این پارک داده بود تمام شور و نشاط را از یک پارک آبی مهیج و پر نشاط ، از وارد شونده میگرفت. تعداد سرسره ها خیلی محدود بود، دو سری سرسرهای مشابه، که یک سری از داخل اسب سرازیر میشد و یک سری از قسمت دیگر.

یک رودخانه آرام کوچک. یک ساحل مواج کوچک. یک سرسره با آب مخالف. دو سرسره با شیب تند ، که مهیج ترینش بودند. قسمت موج سواری و اسکیت روی آب هم که فقط تا ساعت 13 دایر بود فقط شرکت کننده مرد داشت که تمام رغبت مرا برای استفاده و تجربه آن کور کرد. به طرز ناامیدکننده ای نسبت به چیزی که شنیده بودم کوچک بود. شاید اگر این پیش زمینه را از بزرگی آن نداشتم اینگونه در ذوقم نمیخورد و امتیاز خوبی به آن میدادم.
کافه آنجا فقط میوه های تازه و آبمیوه معمولی سرو میکرد که خیلی زود تمام شد و شارژش هم نکردند. از دلفین شو هم خبری نبود. ولی یکی از خانمها که دو سه تا بچه داشت گفت دلفین ها در ساختمان کناری با ورودی از جای دیگری هستند و مستلزم پرداخت هزینه ای برای ورود به آن است و شویی هم وجود ندارد و در حد غذا دادن به دلفین که برای بچه ها لذتبخش است میباشد. تا حدودا ساعت 2 آنجا بودیم و بعد برای ناهار به سمت ساختمان اصلی رفتیم. و امشب هم مثل شبهای دیگر در برنامه موزیک شبانه سپری شد.


سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

سفرنامه آنتالیا، هتل ریکسوس پرمیوم پر آوازه

عکسهایی از پارک آبی هتل


هتل، رستورانهای الاکارته زیاد و متنوعی داشت که با رزرو از روز قبل میتوانستی بصورت رایگان از آنها استفاده کنی. رستوران شف،ایتالیایی،‌فرانسوی وبین الملل و ... برای رستوران شف رزرو روز بعد را انجام دادیم که اگر راضی بودیم رستورانهای دیگر هم بعدا رزرو و امتحان نماییم.

صبح روز چهارم زودتر بیدار شدیم و بعد از صبحانه و رزرو رستوران الاکارته در لابی، برای خرید به سمت آنتالیا روانه شدیم.حدود ساعت هشت و نیم از دم هتل سوار تاکسی شدیم که تا سیتی سنتر بلک 20 لیر کرایه اش شد و با ماشین ساعت 9 با نفری شش لیر به میدان و از انجا با تراموا به ایستگاه پاساژ مارک آنتالیا. و برگشتمان هم طوری برنامه ریزی کردیم که کمی قبل از ساعت 20 به میدان برسیم و با ماشین ساعت 20 به بلک برویم و همیشه تجربه خرید بسیار خوشایند و دلچسب است و آن روز کلی خرید کردیم و کلی لذت بردیم.

در راه رفت و برگشت شعبه جدید هتل ریکسوس که فکر میکنم بزرگترین و مدرترین هتل ترکیه خواهد شد واقعا چشم نوازی میکرد. ساختمانهای متفاوت و شیک و فوق لوکسش که سال پیش اثری از اثارش نبود به مرحله تکمیل رسیده بود و انقدر بزرگ بود که هر چه نگاه میکردی به انتهای آن نمیرسیدی.

نمایی هم که از تفریحات پیش بینی شده در طراحی ان بصورت پرده های بزرگ تبلیغاتی سرتاسر دیوار بیرونی آن نصب شده بود نشان از افتتاح هتلی واقعا باشکوه و بی نظیر و بی رقیب میداد که واقعا نمیدانم با اوضاع پیش آمده برای ترکیه دیگر افتتاح هر چه بیشتر هتلهای اینچنینی برای صنعت توریسم آن کشور به صرفه میباشد یا خیر. به هر حال خود دانند.

روز بعد در سپری کردنهای ملایم و دوست داشتنی هتل طی شد. حضور در رستوران شف را ساعت 7 عصر زده بودند که ما آن ساعت گرسنه نبودیم. به رستوران رفتیم و حدود یک ساعت و نیم ورودمان را به تعویق انداختیم. تجربه چنین رستورانی برای من لذتبخش بود و مرا به یاد فیلم های شیک ایتالیایی و برنامه تهیه غذاهای مخصوص سرآشپزهای معروف دنیا می انداخت.

گارسونی بسیار مودب ما را به میزمان راهنمایی کرد و در ابتدا در تب لت مراحل سرو غذا که 6 مرحله بود با تصویر به ما نشان داد. فینگر فود اولیه،سالاد،سوپ،غذا با گوشت سفید، غذا با گوشت قرمز و دسر با نوشیدنی لاکچری که با صدایی دلنشین کنار میز ما باز شد و این سرو غذا حدود دو ساعت و نیم طول کشید، برای من لذتبخش بود ولی برای همسرم مدت زمان آن کمی فآن آمد و باعث شد امتحان کردن دیگر رستوران های الاکارته را نپذیرد.

بسیار هم پشیمان شدیم که چرا فراموش کردیم از اتاق همراه خودمان پول بیاوریم. دادن انعام به دو سه گارسون رستوران بسیار واجب مینمود.

ولی به رسم اینکه در این هتل ها حتی نیاز به ریالی هم نیست عادت به داشتن پول همراهمان نداشتیم. شما حتما پول همراهتان ببرید!

فردا قرار بود یکی از دوستانمان به همین هتل بیایند، یعنی تقریبا دو روز از اقامتان را با ایشان به سر میبردیم. صبح روز ششم ساعت هفت و نیم-هشت با صدای زنگ تلفن بیدار شدیم. دوستمان بود. ساعت چهار- پنج رسیده بودند و از خوش شانسیشان همون موقع اتاق تحویل گرفته بودند. البته فکر میکنم هتل به کسانی که بچه کوچک داشتند به محض ورود اتاق تحویل میداد چون آنها یک پسر شش ماهه دارند.

اتاقشان چند اتاق آنطرف تر ما بود. آماده شدیم که باهم برای صبحانه برویم. اتاق آنها دقیقا هم اندازه اتاق ما بود. فقط کاناپه اتاق را که مدل تاشو بود باز کرده بودند و برای بچه منظور کرده بودند. وقتی فهمیدند اتاق و اندازه، ویو و امکانات آن دقیقا به مانند اتاق ماست(یعنی اتاق استاندارد) با این تفاوت که نفری چهارصد تومان ازآنها بعلت اتاق دلوکس بیشتر گرفته بودند شاکی شدند.

صبحانه شاد و مفرحی با دوستان پر انرژی مان خوردیم. و بعد از آن هم کنار استخر و شنا و کلی شادی و خنده. عصر هم پروژه عکس گرفتن! عکسهای هنری با دوربین حرفه ای دوستمان. و شب برنامه موزیک زنده ساحل که اولین روز آغاز به کارش بود.

بسیار شیک بود با دیزاین سیاه و سفید و یک خواننده اروپایی به نام کارلتون جی اسمیت و یک اجرای پرانرژی و دوست داشتنی حدود یک ساعت نیمه.تا حدود ساعت 10 و نیم. و بعد از آن برنامه موزیک با دی جی. آنجا هم کلی خوش گذشت و تا نیمه های شب متوجه گذشت زمان نشدیم. از نظر دوستمون این بهترین روز اقامتش در هتل بود بعلت اینکه با همسرم حسابی جفت و جور بودند و از مصاحبت هم لذت میبردند. ولی خانمش زیاد با ما نبود چون پسرشون خیلی کوچک بود و عملا استفاده از محیط لذتبخش آفتابی ساحل و استخر و موزیکهای پر سر و صدای شبانه برایش با وجود کوچولو ممکن نبود.

فردا بعد از صبحانه وسایلمون رو جمع و جور کردیم و چمدونامون رو به اتاق دوستمون بردیم و در حد چند ثانیه چک اوت رو انجام دادیم و با اونا دوباره به پارک آبی رفتیم تا نی نی را ما مراقبت کنیم و مامان باباش کمی با خیال راحت در پارک آبی به تفریح مشغول شوند. بعد از ناهار هم گشت و گذارهای نهایی البته با ماشینهای مخصوص هتل که خالی از لطف نبود.

و ساعت 7 ماشین اومد دنبالمون. خداحافظی از دوستانمون و دل کندن از هتل و یک هفته تفریح بی دغدغه و عالی سخت بود.

متاسفانه باز خود تورلیدر دنبالمان نیامده بود. در ماشین همان زوجی که موقع آمدن هتل لیکیا ورد پیاده شده بودند را دیدیم و بعد از خوش و بش، از تجربیات هم برای هم تعریف کردیدم. و از لحظه سوار شدن تا فرودگاه اسپارتا حدود دو ساعت و چهل و پنج دقیقه طی مسیر نمودیم.

بدترین قسمت سفر در انتظارمان بود.(البته با احتساب ترنسفر ابتدایی) فرودگاه کوچک و شلوغ اسپارتا. گویا پرواز کاسپین سه چهار ساعتی تاخیر داشت و دو دسته مسافران دو پرواز مختلف در این فرودگاه کوچک به زور جا داده شده بودند. چون پرواز ما یعنی قشم ایر عملا تاخیر کمی داشت(نیم ساعت) بسیار اصرار داشتند سریعتر چمدانهایمان تحویل دهیم و به سالن(بهتر بگم راهرو) بعدی برویم .

من و همسرم با اینکه تا آخرین لحظه مقاومت کردیم و در این سالن باقی ماندیم(چون حداقل صندلی برای نشستن پیدا میشد) ولی فایده ای نداشت و به اصرار ما را به سالن بعدی راهنمایی کردند. افتضاح بود. یک راهرو کوچک با این همه مسافر و فقط چند ده تا صندلی. حتی نمیتوانستم به درستی نفس بکشم و به شدت غرور ایرانی ام در حال پایمال شدن بود.

شاید یک ساعتی بر روی پا بودیم(البته عده زیادی کف زمین نشسته بودند) که بالاخره سوار هواپیما شدیم. تجربه خوب و تقریبا بی دردسر سفر پیشین ما با پرواز ایرانی باعث شده بود اینبار هم پرواز ایرانی بگیریم ولی داشتن این مصائب در این سفر باعث شد پشت دست خود را داغ کنم که در صورت سفر مجدد به آنتالیا (که بعید میدانم دیگر انجام دهیم) به هیچ عنوان پرواز ایرانی نگیریم.

کل تایم پرواز برگشت را در خواب عمیقی فرو رفتم و سپیده دم وارد فرودگاه امام شدیم و تمام.

و اما جمع بندی سفر و تجربیاتم و جمع بندی من از هتل ریکسوس:

اولین توصیه من بر خلاف گذشته استفاده نکردن از پرواز ایرانی ایست. اختلاف هزینه دو پرواز با این اوصاف وحشتناک، به صرفه به نظر میرسد.

هتل ریکسوس پرمیوم خوب است و شاید عالی ولی نه آنگونه که حداقل من انتظار آن را داشتم. همه چیز در هتل به طرز دست و دلبازانه ای برقرار است ولی اگر قرار باشد اختلافات جزیی این نوع هتل ها با هتل های پنج ستاره مشابه با هزینه کمتر برایمان مهم نباشد،

به صرفه است از هتل هایی با قیمت مناسب تر استفاده شود چون واقعا تفاوت ها آنقدرها فاحش نیست.

در مورد مسائل ریز تر نکات منفی هتل، ساعات کوتاه استفاده از تایم ناهار و شام است. دلگیر و کوچک بودن پارک آبی آن است که نباید گول تبلیغات موجود را در این باره خورد و اگر قصد استفاده از پارک آبی توپ در یک سفر مد نظر است بهتر از پارک های آبی بسیار بزرگ و حرفه ای کشورهای دیگر استفاده کرد. تایم پارک آبی حتی به نسبت کوچک بودنش کم است. اگر بخواهی قبل از ناهار آنجا باشی یک جور و بعد از ناهار جور دیگر محدودیت ایجاد میکند.

در کل محیط شاد و مفرحی در هتل برقرار نبود و از این لحاظ روحیه من اصلا اغنا نشد. بزرگ بودن بیش از حد هتل برای من پوئن مثبت محسوب نمیشد چون مثلا قسمتی از ساحل که مخصوص استفاده از اتاقک های خصوصی و پولی ایست عملا غیرقابل استفاده بود و هیچ وقت شخصی در آن قسمت ساحل مشاهده نمیشد.

اسکله های چوبی معمولا خالی از مسافر بود و معلوم بود مسافران علاقه دارند در جایی تجمع یابند یا تفریح کنند که همه هستند ولی متاسفانه این مرکزیت چه در روز و چه در شب مکان مشخص و تعریف شده ای نداشت.

و اما نکات مثبت هتل، کیفیت عالی غذا بود که البته بعد از دو سه روز با وجود تنوع و کیفیت عالی باز هم دل را میزند و مثلا من چند وعده ترجیح دادم فقط غذای بسیار سبک و یا میوه بخورم.تعداد بسیار زیاد رستوران الاکارته که تنوع و انتخاب زیادی را برای مسافران سبب میشد. اینترنت پر سرعت که حتی در دورترین نقاط ساحل هم قابل استفاده بود و نه فقط در لابی و جاهای خاص.

پرسنل مودب و یاری رسان از نکات مثبت این هتل بود که البته دیفالت همه آنها، برای مسافران مو مشکی ترک بودن آنها بود مگر عکسش ثابت میشد تا شروع به صحبت به زبان غیر ترکی کنند و البته تعدادی از آنها میتوانستند فارسی نیز صحبت کنند. موزیکهای شبانه با کیفیت بالایی برگزار میشد و البته جز تنها دلخوشیهای شبانه نیز بود.

و بقیه نکات مثبت و منفی ای که در متن سفرنامه به تفصیل به آنها اشاره نمودم.

تور این هتل برای ما برای هر نفر سه و نیم میلیون و جمعا هفت میلیون تومان با پرواز قشم ایر ، در تاریخ هفته دوم خرداد95 بعد از افت قیمت فاحش قیمت تورهای آنتالیا نسبت به سال گذشته هزینه داشت.

جمع بندی من در این جملات خلاصه میشود که اگر شخصا سفرنامه ای به مانند سفرنامه فوق قبل از تصمیم به سفرم میخواندم شاید دیگر این هتل را انتخاب نمیکردم(حتی با وجود اینکه با عنایت به مشکلات اخیر ترکیه قیمت تور نسبت به زمانهای مشابه سال گذشته افت قابل توجهی هم داشته است) که درصد بالایی از محاسن این هتل در هتلهای 5 ستاره یوآل دیگر هم وجود دارد چون به هر حال استانداردها یکی است و حتما میتوان با هزینه ای کمتر(شاید نزدیک به نصف) اقامتی به همین اندازه دلنشین و یا شاید دلنشین تر از لحاظ تفریحات بیشتر در هتلهای 5 ستاره یوآل دیگر هم تجربه کرد البته اگر اقامت در یک هتل مشهور از تیپ لاکچری برایتان اولویت اول نباشد.

دیدگاه بنده از نقطه نظر نقد هتل نیز برای درج در قسمت مربوطه در همین سایت برای استفاده هرچه بیشتر شما خوانندگان و اعضا محترم این سایت ارسال گردیده است. امیدوارم سفرنامه ام برای شما مفید بوده باشد، با تشکر از سایت به روز و انرژی بخش لست سکند . موفق باشید.


نقد هتل ریکسوس پرمیوم

هتل ریکسوس پرمیوم آنتالیا جز بهترین هتل های این شهر که تخصص توریستی آن هتل هایش و هتل داری سطح بالای آن، میباشد هست. یعنی بهترینی در میان بهترین ها. با توجه به اینکه این هتل ها در سه بخش مرکزی، شرقی و غربی این شهر قرار گرفته اند و هر یک از این مناطق مزایا و معایب احتمالی و سلیقه ای مربوط به خود را دارند، انتخاب را برای افراد میتواند اینگونه طبقه بندی کند که هتل در بخش مرکزی شهر آنتالیا (لارا) انتخاب شود که دسترسی مناسب تر و راحت تری به مراکز خرید و کلا خود شهر دارد و یا اقامت در یک هتل در یک منطقه آرام و ریلکس کننده صرف (مثل کمر یا بلک) ارجحیت داده شود.

پس این بستگی به سلیقه و هدف و تیپ سفر برای مسافر دارد و دادن امتیاز به منطقه و دسترسی این هتلها به نظرم کاملا وابسته به این اهداف است. ما دقیقا از منطقه این هتل (بلک) خبر داشتیم و هدفمان هم میدانستیم به همین علت امتیاز کامل را به منطقه و دسترسی آن میدهم کما اینکه رفت آمد از درب هتل به مرکز شهر آنتالیا اصلا کار دشواری نیز نیست.

(در ورودی هتل ایستگاه تاکسی وجود دارد با هزینه ای بین دو تا بیست لیر میتوان به سیتی سنتر بلک رفت و از آنجا با وسایل نقلیه موجود که یک ساعت یکبار تردد میکند، می توان با هزینه ای 6 لیری به آنتالیا رفت. کما اینکه اتوبوس های مخصوص راس ساعت 10 از درب هتل به انتالیا و و راس ساعت 16 از انتالیا به درب هتل تردد میکند، که البته کمی هزینه اش بالاست) نهایتا امتیاز من به منطقه و دسترسی این هتل نمره کامل است.

زیبایی هتل هر سلیقه ای را اغنا می کند. ریکسوس واقعا زیباست. پیش بینی تمامی بخشهای مختلف هتل به گونه ای زیبا و طبقه بندی شده در فضای ساختمان مرکزی و محوطه کل هتل چشم نواز است. تمامی انواع زمین های ورزشی، محوطه های آبی فراوان و گسترده(جدای از استخرها) محوطه سرسبز و جنگلی با شیبهای ملایم و تپه مانند در بین درختان، رستوران های الاکارته هم سطح آبنمای گسترده هتل و یا بصورت جزیره روی یک دریاچه کوچک در میان فضای جنگلی، پارک آبی هتل که در گوشه ای از هتل بگونه ای قرار گرفته شده که هیچ نوع سر و صدایی به محوطه اصلی انتقال نمیدهد.

استخرهای هتل که بصورت استخر اصلی هتل و دو سه تا استخر که در محوطه ویلاهای نیمه خصوصی و خصوصی است. ساحل ماسه ای و بسیار گسترده هتل که اسکله هایی زیبا نیز دارد. اتاقکهایی زیبا برای استراحت و آفتاب گرفتن. محل اجرای موزیک شبانه در لب ساحل که شیک و مدرن طراحی شده است و پیش بینی رفت و شد با وسیله نقلیه مخصوص برای تمامی قسمتهای موجود در هتل. و فضاهای موجود در ساختمان اصلی با راهروهایی که با کف پوشهای منقش و خوش رنگ چشم را مینوازد و در آنها اب نماهای کوچک فراوان هر گوشه جریان دارد.

تعداد بسیار زیادی بوتیک و مغازه به سبک اروپایی در این راهرو ها حداقل ویندو شاپینگ فانی را برای افراد مهیا می کند. یکی از راهروها که به خیابان پاریس معروف است(چون به همان سبک ساخته شده است) تجربه لذت بخشی ایست. کافی شاپ های فروان هتل در ساختمان اصلی و در تمام محوطه های هتل مثال زدنی است.

همچنین در مورد اتاق ها، آنها نیز شیک و مدرن است و مساحت قابل قبولی دارد. هر اتاق تراس بزرگی دارد و امکانات اتاق به حد کفایت است. اگر هر کمبودی در اتاق مشاهده شد(که در نقدهای دیگر هتل به آن اشاره شد بود) تنها با یک تلفن سریعا برایتان مهیا میشود.

تنها نکات منفی در این بخش فضای نه چندان دلچسب پارک آبی ایست که طراحی آن به سبک قدیمی به نظرم اصلا مناسب نیامد همچنین نسبت به تعریفهای بسیاری که راجع به بزرگی پارک آبی ان شنیده بودم برای ما راضی کننده نبود فقط به نسبت هتل بد نبود و به کار بردن لفظ بزرگترین پارک آبی و ... اصلا مناسب نیست.

نظافت اتاق ها هم ایراداتی کوچکی داشت که از این هتل کمی بعید به نظر میرسید. کیفیت حوله ها هم چندان جالب نبود. کما اینکه روتختی ها هم از فرط شستشوی مداوم کمی کهنه به نظر میرسید. امتیاز من به آپشن "تمیزی و زیبایی هتل و اتاق ها" به نسبت انتظاری که از این هتل میرود 9 از 10 میباشد.

در مورد تفریحات هتل گلایه بسیار دارم. با توجه به تاریخ اقامت ما در آن هتل(هفته دوم خرداد ماه) و راه افتادن کامل فصل گردشگردی در این شهرو کشور به نظر بهانه زمان اقامت در فقر تفریحات هتل کاملا رد می گردد.این هتل شو من و گروه انیمیشن باحال، فعال و سرگرم کننده نداشت.

آمفی تئاتر تعطیل بود. مسافران همگی تشنه فعالیت و اکتیوتی و نمایش و مسابقه و ورزش و بازی بودند ولی با توجه به نبود برنامه ریزی در این زمینه برای مسافران این مورد بزرگترین نکته منفی هتل در مدت اقامت ما محسوب شد و امتیاز زیادی را در این مورد از طرف من از دست داد.

البته ناگفته نماند این هتل در بخش اجرای موزیک شبانه در محل مخصوص بسیار قوی بود و جز مشهورترین های آنتالیاست که انصافا دی جی های کاملا حرفه ای و امکانات کاملا درجه یک و همچنین اجرای موسیقی زنده توسط خواننده های نسبتا معروف تنها دلخوشی های تیپ جوان بود.

دسترسی به اینترنت پر سرعت درتمامی نقاط هتل از نکات مثبت این هتل بود.

در مورد پارک آبی که توضیح دادم فضای فیزیکی آن برای من ناامید کننده بود، ساعت کاری کمی هم داشت ساعت 10 تا 16. اگر برنامه ریزی استفاده از ان قبل از ناهار یا بعد از ناهار بود تنها حدود 2 ساعت وقت تفریح داشتی.

امتیاز من به هتل در این قسمت یعنی "تفریحات و امکانات هتل" پایین ترین امتیاز است و 5 از 10 به این هتل میدهم. این 5 امتیاز هم مربوط به تمامی امکانات در بخشهای دیگر از جمله زمینها و سالنهای و امکانات کامل ورزشی و بعضا همراه با آموزش آنها، قسمت لوکس اسپا، برنامه موزیک شبانه که برای ایرانی ها هم پلی هایی داشتند، و پارک آبی مناسب در حد خود هتل است. کیفیت و تنوع غذا بی نقص و بی نظیر بود. کیفیت پخت و طبخ غذاهای اصلی عالی و صددرصد مطابق ذائقه ایرانی ما بود. گوشتهای نازک و تازه قرمز، سفید و دریایی واقعا خوشمزه بود. و بقیه انواع غذاها انقدر تنوع و فراوانی داشت که برای انتخاب دچار مشکل و دردسری شیرین شوی.

رستوران اصلی بسیار بزرگ بود با سالنهایی که به صورت خطی به سالن اصلی متصل بود و هر قسمت مخصوص سرو پیش غذا ها، غذاها، انواع پیتزاها و فست فودها، دورچین های بسیار فراوان،سالادها، دسرها، میوه ها و ... بود که همگی درجه 1 و عالی بودند.

فودکورت هم همزمان با تایم ناهار شروع به سرو فست فود می کرد و تا دو ساعت بعد از تایم رستوران اصلی ادامه کار داشت. رستورانهای الاکاراته فراوان با سرآشپزهای مخصوص همان کشور نیز فکر میکنم جز بهترینها در سطح کل هتلهای آنتالیا هستند. امتیاز من به این قسمت یعنی کیفیت و تنوع و غذا کامل است.

عملکرد کارکنان و پرسنل هتل خوب بود. و شخص مدیر هتل معمولا در فضاهای مختلف هتل گشت میزد و معلوم بود شخصا اوضاع را بصورت کلی تحت نظر دارد. آشنایی آنها به تمامی انواع زبانها و تسلط اکثرشان به انگلیسی کار را در تمامی قسمتهای هتل برای مسافران راحت میکرد مخصوصا اینکه بعضا به فارسی هم آشنایی داشتند.

ولی برنامه ریزی آنها برای برخی امور مثل تایم سرو ناهار و شام به نظرم همه جوانب را در بر نداشت. نداشتن تابلو اعلام برنامه هتل و کلا برنامه خاص نداشتن برای تفریحات هتل از سوی تیم مدیریت پوئن منفی کاری انهاست. من به عملکرد کارکنان نمره 9 میدهم.

می رسیم به جمع بندی و کلی ترین گزینه: ارزش قیمت نسبت به خدمات.

در مورد قیمت این توضیح لازم به ذکر است با توجه به افت شدید و قابل توجه قیمت تورها و هتل ها (درحدود 20تا 40 درصد) نسبت به زمان مشابه در سال گذشته، هتلهای 5ستاره یوآل خوبی از شروع قیمت تقریبا نصف این قیمت این هتل نیز برای انتخاب وجود داشت. پس با این زمینه این ارزیابی صورت خواهد گرفت.

قیمت تور این هتل با پرواز ایرانی برای دو نفر 7 میلیون تومان هزینه برد. نمره من به گزینه " ارزش قیمت نسبت به خدمات" این هتل 7 میباشد چون بدلیل استانداردهای تعریف شده، تمامی این امکانات کمی کمتر یا شاید بیشتر در تمامی هتلهایی با این مشخصه وجود دارد و تنها تفاوت بارز این هتل بزرگی، لوکسی خاص ، آپشن های کمی ویژه و شهرت آن میباشد که اقامت را برای طالبان آن دلپذیرتر می کند.

سفرنامه مربوط به این هتل با ذکر جزییات بیشتر برای درج در قسمت مربوطه برای سایت و استفاده هرچه بیشتر شما عزیزان ارسال شده است. امیدورام اگر این هتل انتخاب نمودید از اقامت خود لذت ببرید.


نویسنده : الی فخار