بنام خالق جهان و زیبایی ها
طولانی‌ترین سفرها، حتی سفرهای چند هزار کیلومتری با یک گام شروع می‌شوند.

عرض سلام و احترام دارم خدمت همه مسافرها و دوست داران سفر. من برای اولین بار هستش که می خوام سفرنامه بنویسم و هیچ تجربه ای هم ندارم خیلی با خودم درگیر بودم که بنویسم یا نه با توجه به اینکه دیدم سفرنامه در این سبک تو سایت وجود نداره و به نوبه خودش جدید هست شاید برای دوستان جالب باشه که بتونن با هزینه کم یا بدون هزینه به دبی سفر کنند بالاخره تصمیم گرفتم که داستان سفر خودم به دبی رو بنویسم. پیشاپیش از همه دوستان بابت طولانی بودن و بیان جزئیات سفر و ضعف های سفرنامم معذرت می خوام.

از نظر من این سفرنامه بیشتر به درد کسایی میخوره که زیاد وضع مالی خوبی ندارن و دوست دارن با حداقل هزینه به دبی سفر کنن و تا جایی که میشه لذت ببرن و خرید کنن و اگر تونستن تا قسمتی یا تمام مخارج سفرشون رو در بیارن مثل خودم که نه تنها مخارج سفر رو دراوردم بلکه مقداری سود هم کردم فکر میکنم این سفرنامه برای کسانی که قصد تفریح دارن جالب و دلچسب نباشه در ضمن تو این سفر نامه از یه رازی به اسم راز پسته براتون میگم که تو تمام سفرهام ازش استفاده کردم و خیلی عالی جواب داده.

ماجرا از اینجا شروع شد :

من به خاطر شغلم که فروش لوازم آی تی هستش تصمیم گرفته بودم که یه سفر کاری به دبی داشته باشم البته من اولین بار هشت سال قبل و دومین بار دو سال قبل به دبی سفر کرده بودم و این سفر سومین سفر من به دبی بود که تصمیم گرفته بودم یک سفر کاری باشه ولی زمانش معلوم نبود.

چندین بار با یکی از دوستام مطرح کردم و ازش خواستم که با هم یه سفر تقریبا کاری با هزینه کم داشته باشیم گذشت و گذشت یه روز دوستم که متاهل هم هست اومد و گفت از خانمم مجوز سفر مجردی رو گرفتم یه برنامه بذار بریم دبی هم یه مقدار جنس بیاریم هم خرید کنیم من یه برادر کوچکم دارم که خیلی دوست داشت سفر خارج از کشور رو تجربه کنه و درضمن تا حالا سوار هواپیما نشده بود، موضوع رو باهاش مطرح کردم و خیلی خوشحال شد قرار شد یه برنامه بذارم و بعد از ماه رمضان یه سفر به دبی داشته باشیم. از فردای روزی که تصمیم به مسافرت گرفتیم کلی ذوق داشتیم هر روز تو اینترنت در مورد دبی تحقیق میکردیم تور ها رو میدیدیم قیمت ها رو در میوردیم خلاصه اینکه روزها به کندی سپری میشد و هر روز اندازه یه ماه بود، مگه تموم میشد.

از اونجایی که من همیشه تو سفرهام پروازی رو انتخاب می کنم که صبح به شب باشه زیاد مشکلی تو انتخاب پرواز نداشتم بین تنها پرواز ماهان و ایران ایر پرواز صبح به شب ایران ایر رو متاسفانه به جای ماهان انتخاب کردم که حدود صد تا صد و پنجاه هزار تومان ارزونتر تموم بشه حالا داستان شروع بشه دلیل متاسفانه گفتنش هم میگم.

پرواز انتخاب شد و رسیدیم به اصل ماجرای سفر یعنی هتل برخلاف بعضی ها که میگن هتل مهم نیست و فقط شب ها برای استراحت میریم برای من هتل خیلی مهم بود چون هتل خوب باعث آرامش و راحتی تو سفر میشه و میتونه خستگی روزانه رو از تن بیرون ببره من بودم و کلی هتل هر روز هتل ها رو بررسی میکردم عکساشون رو تو سایت ها میدیدم نظر کاربر ها رو تو سایت می خوندم و کلی درگیر انتخاب شدم تا اینکه به این نتیجه رسیدم چون سفرمون بیشتر کاری هست تا تفریحی منطقه دیره که نزدیک به مراکز خرید ارزان دبی هست رو انتخاب کنم اینطوری شد که من موندم و سه تا هتل جود پالاس پنج ستاره که خیلی دوست داشتم برم و هتل های چهار ستاره سیتی سیزن و حیات پالاس که نمیدونم چرا تو این سایت آژانس ها تو پکیج هاشون هتل حیات پالاس رو ندارن .

باز رفتم نظر کاربر ها رو خوندم عکس هاشون رو دیدم مشورت کردم به این نتیجه رسیدم که هتل سیتی سیزن فقط نزدیک سیتی سنتر هست ولی جود پالاس و حیات پالاس از نظر من تو منطقه بهتری قرار داره انتخاب هام شده بود دوتا ما چون تاریخ سفر رو یازده مرداد انتخاب کرده بودیم به طور ناگهانی و خود جوش قیمت هتل جود پالاس رفت بالا که با تور حدود یک میلیون و چهارصدوپنجاه هزار تومان برای هر نفر در میومد در صورتی که تا هفته قبلش یک میلیون و دویست و هشتاد هزار تومان بود.

حالا من موندم و هتل حیات پالاس که به موقعش کلی براتون ازش میگم و امیدوارم آژانس ها بیشتر این هتل رو ارائه کنند همچنین تاریخ سفر رو همیشه طوری انتخاب میکنم که پنج شنبه شب برسیم خونه و فردا جمعه کامل استراحت کنیم و شنبه سرحال به محل کار بریم.

تور ما برای تاریخ دوشنبه یازده مرداد به مدت سه شب و چهار روز با ویزا و پرواز صبح به شب ایران ایر و هتل چهار ستاره حیات پالاس با صبحانه نفری یک میلیون و صدو هشتاد هزار تومان تمام شد.

تا قبل از تاریخ سفر کارهای مقدماتی رو انجام دادیم برنامه ریزی کردیم چی بخریم کجا ها بریم چیکار کنیم ؟
یکی از جاهایی که دوست داشتم برم و تعریفش رو خیلی شنیده بودم فروشگاه بزرگ اوتلت مال بود و شنیده بودم چون خارج از شهر هستش هزینه رفت و برگشت حدود صد و بیست هزار تومان می شود با یکم تحقیق متوجه شدم که این فروشگاه روزهای دوشنبه تخفیف های زیادی داره و درضمن خود فروشگاه سرویس رایگان برای توریست ها داره که میشه ازش استفاده کرد وارد بخش توریست سایت اوتلت شدم و ایمیلش رو برداشتم یه ایمیل بهشون زدم و گفتم ما اول آگوست میخوایم بیایم فروشگاه، شما راهنمایی کنید که چطور میتونیم از سرویس های شما استفاده کنیم دقیقا فردای همون روز بهم جواب دادن که ما دوتا سرویس برای شما داریم یکی ساعت یازده صبح تا سه بعد از ظهر و یکی ساعت سه و نیم بعد از ظهر تا هشت شب و چون ما تازه ظهر اول آگست یازده مرداد میرسیدیم سرویس ساعت سه و نیم رو انتخاب کردیم این اولین کار قبل از سفر ما بود.

کار دوم استفاده از تکنولوژی بود. دوستای عزیز حتما و حتما برنامه 2GIS رو از اپل استور یا گوگل پلی دانلود کنید پشیمون نمی شید من این برنامه رو از از اپل استور دانلود کردم و نقشه دبی رو توش انتخاب کردم کار این برنامه اینه که به صورت آفلاین بدون نیاز به اینترنت موقعیت مکانی شما رو نشون میده به طوری که کوچکترین حرکتی کنید جهتش عوض میشه و میگه کجا هستید می تونید مقصد خودتون رو انتخاب کنید و بهتون میگه چقدر راه دارید تا مقصد و از چه راه هایی می تونید برید و یه قسمت سرچ هم داره که اطلاعات توریستی کامل از جاهای دیدنی و فروشگاه ها و رستوران ها و همچنین ساعت کاری رو بهتون نشون میده.

با این برنامه خیالتون راحته که هرجا برید با هر وسیله ای برید گم نمیشید. شک نکنید و حتما این برنامه رو گوشه موبایلتون داشته باشید.من برنامه های زیادی برای دبی داشتم ولی این از همه بهتر و کاملتر بود.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

کار سوم خرید تنقلات سفر مثل پاستیل و آدامس و انواع پسته و بادوم و غیره بود که باعث میشه سفر بیشتر خوش بگذره در کنارش حدود یک کیلو پسته معمولی هم خریدم که این جزو همون راز پسته است که تو سفرها به کارم میاد و بهتون میگم کجا کاربرد دارد.

کار چهارم گرفتن ارز مسافرتی بود. رفتم آژانس مدارک رو گرفتم فرداش رفتم بزرگترین بانک جهان اسلام که باعث افتخار ایران و ایرانی هست نفری هفتاد و پنج هزار تومان بابت خروجی که نمیدونم دلیل گرفتنش چیه و چرا میگیرن دادم بعد رفتم بانک ملت از اونجایی که با این شعبه کار میکنیم بدون خواستن دوستم و برادرم مدارک رو گرفت و کارم رو راه انداخت.
من سه تا حواله ارزی سیصد دلاری گرفتم به مبلغ هر کدوم نهصدوپنجاه و پنج هزار تومان و بعدم رفتم صرافی و پنج هزار و پانصد درهم وجه رایج کشور امارات رو به مبلغ هر درهم نهصدوهفتاد چوب یا تومان گرفتم واقعا ارزش واحد پولمون در مقابل جاهای دیگه چوب هستش.

همه کار ها رو به عنوان مادر خرج کرده بودم و منتظر بودیم برای روز سفر چندتا چمدون داشتیم همه رو چندتا یکی کردیم یدونش خالی بیرون موند گفتیم چیکار کنیم چیکار نکنیم از اونجایی که میخواستیم سفر کم خرجی داشته باشیم سه تا جعبه آب معدنی کوچک که میشد سی و شش عدد به مبلغ نه هزار تومان گرفتیم داخل ساک که بیرون مونده بود گذاشتیم این کار باعث شد که تا روز آخر سفر آب داشته باشیم و هیچ مبلغی بابت آب ندادیم در صورتی که می خواستیم اونجا آب بخریم حدود چهل هزار تومان باید میدادیم و درضمن کی میخواست آخر شب و اول صبح بره آب بگیره.

تا اینجا مقدمات سفرمون بود و از اینجا به بعد سفر شروع میشه :

روز اول :

پرواز ما ساعت هشت صبح بود و ما باید ساعت حدود پنج حرکت میکردیم، شب قبل از سفر بود تا دیر وقت بیدار بودیم، خوابمون نمیبرد نمیدونم چی شد که نزدیک صبح خوابمون برد یهو از خواب پریدیم دیدیم ساعت هفت صبح هستش و ما ساعت هشت صبح پرواز داشتیم حال بدی داشتیم نمیدونیم چطور حاضر شدیم به سرعت وسایل رو گذاشتیم تو ماشین با سرعت رفتیم سمت فرودگاه کلی دنبال جا پارک گشتیم اعصابمون خورد بود همه ناراحت بودیم رفتیم تو فرودگاه تا خواستیم از بازرسی اول بگذریم ساعت شده بود هشت و دیدیم پروازمون تهران رو به مقصد دبی ترک کرد.

حال عجیبی بود اصلا نمیتونم توصیف کنم اون همه ذوق و شوق قبل سفر و اینم آخرش سکوت عجیبی بود از دور یه صدای ضعیفی اومد، یکم دقت کردم صدا بیشتر شد دقت کردم متوجه شدم صدا شبیهه صدای زنگ هستش و بیشتر میشد با شنیدن این صدا از خواب پریدم و دیدم ساعت پنج صبح هستش برادرم رو صدا کردم به دوستم زنگ زدم با آرامش وسایل رو داخل ماشین گذاشتیم و خوشحال و خندان به سمت فرودگاه راه افتادیم. ساعت شیش صبح به فرودگاه رسیدیم وارد پارکینگ شماره یک شدیم و ماشین رو پارک کردیم نمیدونم چرا بعضی ها کلی هزینه میکنن و با آژانس میان و بر میگردن در صورتی که هزینه کل پارکینگ اندازه هزینه رفت آژانس میشه حتی کمتر.

تا اومدیم ساک ها رو برداریم یه خانم مهربون تو بلندگوهای فرودگاه گفت پرواز ایران ایر به مقصد دبی تاخیر داره و از ساعت هشت شده نه و نیم وارد سالن شدیم و به سمت اولین ورودی نیرو انتظامی رفتیم وسایل رو داخل دستگاه گذاشتیم بعد به سمت گیت ایران ایر رفتیم و چمدون ها رو تحویل دادیم و کارت های پرواز رو گرفتیم، به سمت گذرنامه رفتیم از گیت گذرنامه هم گذشتیم تو مرحله بعد رفتیم طبقه پایین فری شاپ بزرگ فرودگاه و ارزهای مسافرتی رو گرفتیم در کنار شعبه بانک ملت و سامان و ملی یه شعبه بیمه سامان هم هست که با دادن چهل هزار تومان میتونستید تا سقف پنجاه هزار یورو خودتون و بارتون رو بیمه کنید ولی به نظر من کی داده کی گرفته.

ارزها رو گرفتیم و رسیدیم مرحله آخر عبور از گیت سپاه. من یه کیف کمری داشتم کل موبایل ها و ساعت و کلید و غیره خودم و دوستم و برادرم رو گذاشتم توش به داداشم گفتم کمربندت رو دربیار خندید و گفت برو خودت رو دست بنداز چون اولین بارش بود فکر میکرد شوخی میکنم با کمربند رفت دستگاه بوق زد مامور گفت کمربند رو در بیار داداشم زیر چشمی ما رو میدید و ما هم کلی میخندیدیم کیف کمری رو گذاشتم داخل دستگاه یهو نمیدونم چی شد مامور از پشت دستگاه تشتکش پرید اومد گفت چی داری تو کیفت برو عقب دست نزن من مونده بودم چی شده کیف رو باز کرد دید سه تا موبایل روشن و سه تا ساعت و چندتا کلید و غیره توشه که معلوم نیست اینا تو دستگاه چه سیگنالی داده بود کل کیف رو گشت و داد بهم ما ساعت هفت کارمون تموم شد تا ساعت نه و نیم نشستیم.

در حالی که پرواز ماهان به دبی که اونم ساعت هشت بود، مسافراش رو سوار کرد و به موقع به سمت دبی رفت ما موندیم و حوضمون ساعت نه و نیم شد سوار شدیم و ساعت نه و پنجاه دقیقه هواپیما حرکت کرد موقع سوار شدن کلی داداشم رو اذیت کردم که الان حالت بد میشه الان اینطوری میشه اونطوری میشه موقع بلند شدن هواپیما کلی میلرزید و منم داداشم رو میترسوندم قشنگ میشد ترس رو تو چشاش دید.

بالاخره به سمت دبی رفتیم یه صبحانه مفصلم تو هواپیما بهمون دادن که جای همتون خالی یه املت عالی با کلی نون هرچی این نون ها رو می خوردی تموم نمیشد از بس که زیاد بود.

سفر مجانی به دبی

ساعت یک ربع به دوازده هواپیما تو فرودگاه دبی نشست و ما وارد ترمینال شماره یک دبی شدیم، یکم راه رفتیم رسیدیم به ایستگاه مترو ماشاالله ترمینال یکش انقدر بزرگ شده بود نسبت به دفعه قبلی که رفته بودم از هواپیما تا گیت گذرنامه باید سوار مترو میشدیم.

از مترو پیاده شدیم وارد قسمت گذرنامه شدیم نمیدونم چرا بعضی از دوستان از این قسمت ناراحتی دارن هر کشور قانون خودش رو داره شما نمیتونی علایق خودت رو بخوای برات انجام بدن با خوشرویی گذرنامه و ویزا رو گرفتن از طریق دستگاهی که بالای سرشون بود از صورت و چشم عکس گرفتن گذرنامه رو مهر زدن و بدون هیچ مشکلی وارد دبی شدیم. ساک هامون رو برداشتیم بدون هیچ بازرسی وسایل رو بیرون بردیم.

موبایل هامون که خط ایران بود روشن کردیم چون هزینه رومینگ نداشت و دیگه نیازی به خرید سیم کارت امارات نداشتیم.
راننده ای که قرار بود مارو ببره هتل پیدا کردیم به سمت ماشین که بیرون فرودگاه بود رفتیم تا قبل بیرون فرودگاه هوای داخل خیلی سرد و خنک بود من یه بطری آب معدنی نصفه دستم بود به سمت بیرون حرکت کردیم بیرون که رسیدیم چشمتون روز بد نبینه یهو یه گرمایی خورد بهمون تازه فهمیدیم کجا اومدیم.

اومدم آب بخورم دیدم توش از گرما خالیه همش بخار شده بود اینا حرفای بعضی از دوستانه که میگن جهنمه ولی واقعا از شوخی گذشته هواش مثل سر ظهر تهران بود، اصلا اذیت نشدیم تازه چون اونجا محیطش باز هست و آلودگی نداره از تهران بهتر بود سوار ماشین شدیم و به سمت هتل اومدیم مسافرای ایرانی هتل ما سه نفر بودیم و دوتا خانم محترم با یه دختر بچه ناز.

در مورد هتل تو قسمت نقد و بررسی توضیح دادم ولی طبق روال سفرمون بازم توضیح میدم خدمه هتل ساک هامون رو برداشتن و همراه ما وارد لابی بزرگ هتل شدیم، چه لابی بزرگ و تمیز و شیکی بود همونجا متوجه شدم هتلی که نکوست از لابیش پیداست.

به سمت میز رزوشن رفتیم تا کارای ورود رو انجام بدیم چون یک مسافر قبل ما بود و داشتن کاراش رو میکردن یکی از مسئول های هتل اومد مدارک ما رو دید و گفت بشینید تا خودم صداتون کنم تو این مدت رفتم اون پسته مخصوصی رو که گرفته بودم برداشتم و یه چرخی تو محیط زدم پشت میز رزروشن یه کتابخونه بزرگ بود که همه میتونن بشینن و کتاب بخونن و در کنارش یه میز برای گرفتن تورها از خود هتل بود و در کنار آن ها دو تا کامپیوتر با دسترسی به اینترنت و پرینتر برای عموم مهمان ها که هم توش بازی داشت برای بچه ها و هم دسترسی به اینترنت.
در سمت دیگه اتاقی برای کودکان و مادران که بتونن راحت به بچه هاشون رسیدگی کنن یه میزم بود که روش یه مدرک قاب شده بود به این مضمون که این هتل از اول سال میلادی جدید ستاره پنجم خودش رو دریافت میکنه.

همون طور که راه میرفتم به خدمه هتل میرسیدم و بهشون پسته میدادم و چون اونجا پسته زیاد نیست و از نظر توان مالی خدمه نمیتونن بخرن خیلی خوشحال میشدن و کلی تشکر میکردن به هر کسی میرسیدم تو هتل بهش پسته میدادم و باهاش دوست میشدم بعد از حدود نیم ساعت مسئول هتل با سه تا کارت اومد و گفت کارای ورودتون کامل شده، فقط برای امضا و دادن مالیات اتاق بیاید کنار میز بعد از امضا و پرداخت مبلغ 45 درهم بابت سه شب مالیات.

خواستیم به سمت اتاق بریم لیدرمون اومد و در مورد تورها بهمون توضیح داد چون من سری قبل قدم به قدم دبی رو متر کرده بودم هیچ توری انتخاب نکردیم، حتی تور گشت شهری یا همون تور بدو بدو چون تا میرسید میگن بدو بدو وقت تمومه با همه احترامی که برای لیدرهای محترم قائل هستم پیشنهاد میکنم خودتون برای گشت شهری اقدام کنید.

به سمت آسانسورها رفتیم هتل سه تا آسانسور داشت که با زدن کارت اتاق ها طبقه انتخاب میشد اتاق ما طبقه چهارم بود وارد اتاق شدیم دیدیم اتاق فوق العاده شیک و تمیز و رو به استخر هتل هستش با تمام وسایل از جمله صندوق امانات سشوار، اتو، میز اتو، انواع حوله ،مواد بهداشتی، چای ساز، با انواع چای و نسکافه و آب معدنی که به صورت رایگان هر روز شارژ میشد و یه ترازو که میتونستید موقع برگشت چمدون هاتون رو وزن کنید اضافه بار نخورید. یه ال سی دی بزرگ هم داشت که تو منوهاش میتونستید در مورد امکانات هتل و دیدینی های دبی اطلاعات کسب کنید.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

ساعت سه بعد از ظهر شده بود و ما باید ساعت سه و نیم سوار اتوبوس اوتلت مال میشدیم سریع آب معدنی هایی که از ایران اوره بودیم رو تو یخچال پر کردیم و رفتیم جلوی هتل دقیقا راس ساعت سه و نیم اتوبوس اوتلت مال اومد سوار شدیم حدود یک ربع تو منطقه دیره گشت جلوی هتل ها نگه میداشت تا مسافرها سوار بشن و جالب اینکه هرکی سوار میشد ایرانی بود اتوبوس که پر شد به سمت اوتلت مال حرکت کردیم بعد از گذشت نیم ساعت به اوتلت مال رسیدیم و راننده گفت ساعت هشت شب بر میگردیم .

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

اوتلت مال داستانش اینه جنس هایی که تو نمایندگی ها فروش نمیره بعد از یک سال میاد تو نمایندگی های اوتلت مال اونجا توقع نداشته باشید اون چیزی که دوست دارید پیدا کنید همه برندها هستن ولی رنگ و سایز ممکنه به سلیقه شما نباشه من یه سویشرت آدیداس که اینجا شیشصدهزار تومان است اونجا سیصدهزار تومان دیدم ولی دو سایز از من بزرگتر بود و توش گم شده بودم یا کتونی که دوستم زحمت کشیده بود هفتصد و پنجاه هزار تومان برای تولدم گرفته بود اونجا تو نمایندگی آدیداس چهارصد و هفتاد هزار تومان بود و جالب تر اینکه اگر دوتا کالا از آدیداس خرید میکردید یک عدد رایگان می تونستید بگیرید.

سفر مجانی به دبی

خلاصه اگر دنبال برند هستید حتما حتما به اوتلت مال سر بزنید تو نمایندگی هاش مثل نایک تا سقف جعبه کتونی چیدن قیمت ها از صدو پنجاه درهم بود تا پانصد درهم یه مغازه ای داره به اسم سان اند سند که اونجا تمام برند ها رو داشت و پیشنهاد میکنم حتما سربزنید مثلا یه مدل کتونی پوما یا نایک خوشگل داشت که تو خود نمایندگیشون نداشت قیمتاشم اکثرا بهتر از نمایندگی بود.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

اولین قسمت سفر کاری ما شروع شده بود دوازده جفت کتونی از برندهای مختلف با سایزهای مختلف آدیداس و نایک و پوما و سالامون تو قیمت های حدود دویست تا سیصد درهم خریدیم که به دوستان و آشنایان که اینجا با دو برابر قیمت میخوان بخرن بدیم و الان که دارم مینویسم هیچ کتونی نمونده چون همش رو دوستان با کلی تشکر خریدن کتونی که اینجا باید حدود پانصد تا ششصد هزار تومان بخرن از ما گرفتن سیصد و پنجاه تا چهار صد و پنجاه هزار تومان کلی هم خوشحال شدن تا اینجا خدارو شکر حدود دو میلیون تومان سود برامون داشت. کلی برند برای خانم ها از لباس و کیف و کفش و عطر هست که حتما اونجا همسراتون رو ببرید بهتون خوش میگذره.

سفر مجانی به دبی

درضمن لیدرها چون یه گشت جبل علی دارن میگن اوتلت همش فیکه و به درد نمیخوره جبل علی به به هستش و خوبه اوتلت تیخه، ولی من جبل علی رفته بودم یه سوله بزرگه توش جنس ریختن اصلا هم چیز خوب پیدا نمیکنید توش هرچی بخرید درصدش رو لیدر میگیره از صندوقدار . کلا بخشی از هزینه تور گشت شهری رو اینطوری به دست میارن توصیه میکنم حتما به جای جبل علی به اوتلت مال برید. ساعت نزدیک هشت شب بود اومدیم سوار اتوبوس شدیم راس ساعت هشت حرکت کرد همه رو به هتل هاشون رسوند تا اینجا یه صدو بیست درهم هم جلو افتادیم که رایگان رفتیم و اومدیم خرید ها رو تو اتاق گذاشتیم، جاتون خالی رفتیم نمایندگی مک دونالد و سه تا از شماره یکش که کامل تر بود با نوشابه بزرگ اندازه نوشابه خانواده سفارش دادیم هر نفر دوبل برگر و سیب زمینی و نوشابه بزرگ و یه بستنی که حتما بستنیش رو بگیرید واقعا خوشمزه است نفری سی و دو درهم شد و به خاطر المپیک هرکس ساندویچ شماره یک رو سفارش میداد یک لیوان کوکاکولا هم کادو میدادن .

همون لحظه سفارشمون آماده شد و جاتون خالی مثل ساندویچ های خودمون تو دهن آب میشد و خوشمزه بود.

سفر مجانی به دبی

بعد شام رفتیم تو اتاق هتل رمز اینترنت رو زدیم وصل شدیم به اینترنت هتل، سرعتش فوق العاده بود هر سه تامون تماس تصویری با ایمو و اسکایپ گرفته بودیم با خونه و دوستامون بدون هیچ تاخیری البته کسانی که از برنامه فیس تایم اپل استفاده میکنن اونجا کلا این برنامه فیلتره و جواب نمیده کلی دانلود کردیم و آپدیت کردیم خسته شدیم خوابیدیم.

مخارج سفر در روز اول برای هر نفر:

شام ساندویچ کامل مک دونالد 32 درهم

روز دوم :

صبحانه هتل از ساعت شیش و نیم صبح تا ده صبح بود ما ساعت هفت صبح از خواب بیدار شدیم از پشت پنجره یه نگاه به استخر کردم آب استخر خیلی تمیز و وسوسه انگیز بود حاضر شدیم و به سمت رستوران برای صرف صبحانه رفتیم رستوران هتل خیلی خوب و بزرگ بود برای همه جا بود.

سفر مجانی به دبی

وارد که میشدی یه سینی یخ بود که روش چندتا پارچ حاوی آب خوردن انواع آبمیوه های طبیعی شیر کم چرب و شیر پر چرب بود در کنارش انواع کاکائو مغز بادام زمینی کشمش و در کنارش میوه های خورد شده آناناس آلو خربزه و طالبی و همچنین سیب ترش و موز و پرتقال بود.

سفر مجانی به دبی

در سمت دیگه انواع پنیر کره خامه های ساده و میوه ای کالباس سوسیس ماکارونی و انواع شیرنی و نون بود.

سفر مجانی به دبی

در سمت دیگه تخم مرغ املت سیب زمینی لوبیا و عدس و دو دستگاه قهوه ساز و چای ساز داشت که هرچی از قهوه هاش میخوردی سیر نمیشدیم.

سفر مجانی به دبی

بوفه خیلی خوب و کاملی داشت اما چه فایده ما ایرانی ها چیزی نمیخوریم همه به فکر اندام هستیم صبحانمون یه سیب ترش بود با یه نصفه موز و دو تا برش آناناس ولی این خارجی ها میزاشون همه چی بود فقط برمیداشتن انقدر می خوردن که ناهارم نتونن بخورن پسته ها و دوستیم با خدمه جواب داده بود میومدن ببینن ما چیزی می خوایم یا نه تند تند بشقابامون رو عوض میکردن هر چند چیزی نمی خوردیم بهمون پیشنهاد میدادن چی بخوریم واقعا جو دوستانه خوبی درست شده بود.

سفر مجانی به دبی

یک ساعت صبحانه خوردیم رفتیم بالا لباس عوض کردیم گفتیم یه تنی به آب بزنیم رفتیم سمت استخر که در طبقه اول بود در کنار ورودی استخر یه اتاق با تجهیزات کامل بدنسازی بود توش پر بود از ایرانی اصلا خارجی نمیدیدی توش ما هم چون ایرانی بودیم احساس کردیم این اتاق اضافه است به درد ما نمیخوره.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

رفتیم سمت استخر آب سردی داشت هوای گرم و آب سرد خیلی لذت بخش بود هر چند استخر نسبتا کوچکی داشت ولی خلوت بود و راحت بودی توش یک ساعت با شکم پر شنا کردیم. بعد کنار استخر دوش گرفتیم رفتیم تو اتاق حاضر بشیم برای تورگشت شهری خودم .

موقع بیرون رفتن از اتاق یکی از خدمه هتل رو دیدم که داشت یه اتاق رو تمیز میکرد رفتم پیشش و گفتم ما دمپایی میخوایم دستشویی دمپایی نداره باورم نشد همون جا کارش رو ول کرد رفت تو یه اتاق برامون سه تا دمپایی پارچه ای آورد ازش تشکر کردم و بهش پسته دادم کلی خوشحال شد.

ساعت ده صبح با یه کوله پر از پسته و بادوم و آب راه افتادیم به سمت اولین مقصد گشت شهری خودم، یعنی ابن بطوطه که دورترین مقصد هم بود. پیشنهاد میکنم اینجا رو از دست ندید موقع بیرون رفتن از هتل یکی از خدمه اومد بهمون گفت هتل هر روز ساعت نه و نیم صبح سرویس رایگان برای ساحل داره و هر دو ساعت سرویس رایگان برای سیتی سنتر ازش تشکر کردم و گفتم داریم میریم ابن بطوطه یه علامتی با دست نشون داد نفهمیدم لایک بود فحش بود چی بود .

از شوخی گذشته هتل تا ایستگاه متروی رقه پنج دقیقه فاصله داشت موقعیت هتل اینطوری بود که تا ایستگاه مترو رقه پنج دقیقه پیاده تا سیتی سنتر ده دقیقه و تا پاساژ الغریر و ایستگاه مترو اتحاد ده دقیقه فاصله داشت .

رفتیم مترو حتما بارها در مورد انواع کارت های مترو شنیدید، ما ها دو تا کارت میتونیم بگیریم اگر هر روز میخواید با مترو برید بیاید کارت نقره ای بگیرید پنج درهم میدید و هر چقدر بخواید شارژ میکنید باید حواستون به شارژش باشه یا اگر مثل ما یک روز با مترو می خواید برید همون کارت مترو معمولی بگیرید دو درهم بابت کارت میگیرن و بستگی به مسیر و نوع یک طرفه یا دو طرفه بودن مبلغ رو حساب میکنن. من سه تا کارت معمولی یک طرفه از رقه به ابن بطوطه گرفتم نفری چهارده درهم شد راس پنج دقیقه قطار اومد در مورد تکنولوژی پایین متروش نمیگم چون بارها شنیدید فقط جالبه بدونید اونجا من پاشم تو بشینی ندارن اولا که آدم مسن نمیبینید چون همه کارگر هستن دوما اینکه پاشن خانم بشینه بزرگتر بشینه ندارن واگن اول واگن طلایی هستش کولر خنک تر داره اینترنت مجانی داره و نمای بهتری داره باید برای رفتن تو کابین بلیط طلایی بگیرید من آخر نفهمیدم بلیت درسته یا بلیط اگر نگیرید و سوار گلد بشید میگن صد درهم جریمه داره ولی ما شدیم کسی کاری نداشت.

همین طور که قطار از کنار اتوبان شیخ زاید میرفت داداشم فاصله بین ماشین ها و رفتن از یک خط رو میدید و تعجب کرده بود که چقدر قشنگ و با آرامش رانندگی میکنن.

سفر مجانی به دبی

بالاخره به ایستگاه ابن بطوطه رسیدیم موقع بیرون اومدن حتما باید کارت های مترو دستتون باشه تا در باز بشه اگر نداشته باشید یا مثلا پول دو تا ایستگاه داده باشید ده تا اومده باشید در باز نمیشه و باید جریمه بدید اومدیم بیرون و دو دقیقه پیاده رفتیم وارد ابن بطوطه شدیم ابن بطوطه هم که میدونید کی بوده آدم خوبی بوده دوستم و داداشم از دیدن منظره مصر خوششون اومده بود همه با هم کلی عکس گرفتیم.

سفر مجانی به دبی

سر فرصت مغازه هاش رو میدیدیم البته قیمت هاش به جز مکس و ال سی وایکیکی کمی بالا بود .

مکس فروشگاه های خوبی داره تو دبی که قیمت هاش برای اکثر مردم مناسبه ما کلی خرید کردیم ازش البته نه از این شعبه اش قیمت های ال سی وایکیکی هم با ایران دقیقا یکی بود هیچ فرقی نمیکرد هم از نظر جنس هاش هم قیمت هاش من مایوم رو قبل از سفر از نمایندگی پالادیوم گرفتم هفتادونه هزار تومان اینجا دقیقا هفتادونه درهم بود. قیمت بقیه وسایل اکثرا بالا بود مثلا عطر ورساچه بلک چهارصدو بیست درهم و بربری بیت چهارصدو ده درهم بود که تو فری شاپ فرودگاه بیشتر از صدوبیست درهم ارزونتر بود.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

با آرامش قدم میزدیم از نمادهای کشور مصر با چهره های زیبای مصری تونس با آسمان مصنوعی زیباش

سفر مجانی به دبی

ایران با سبک زیبای کاشی کاری

سفر مجانی به دبی

هند با نماد فیل

سفر مجانی به دبی

چین با کشتی های عظیم گذشتیم و عکس گرفتیم

سفر مجانی به دبی

حدود سه ساعت ما تو ابن بطوطه بودیم و بدون بدو بدو لیدر های گشت شهری و بی نظمی بعضی از مسافر ها که وقتتون رو میگیرن به سمت ایستگاه مترو برگشتیم سه تا بلیت یک طرفه عادی برای ایستگاه امارات مال گرفتم هر نفر هشت درهم دم قطار یه کوچه بود به اسم علی چپ زدیم تو اون کوچه و رفتیم تو کابین طلایی که جلو بود سه نفر توش بودن رفتیم جلو نشستیم کلی لذت بردیم کسی هم چیزی نگفت. تو ایستگاه امارات مال پیاده شدیم و به سمت امارات مال رفتیم نمیدونم چرا اصلا به فکر مردم نیستن از خود ایستگاه تا خود امارات مال تو هوای خنک کولرها و روی ریل تو تونل میرید بدون اینکه وارد خیابون بشید.

سفر مجانی به دبی

یه گشتی تو امارات مال زدیم رفتیم کنار پیست اسکیش چند تا عکس گرفتیم.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

بعد چون من کارم تو زمینه فروش محصولات آی تی بخصوص اپل هستش رفتیم طبقه بالای امارات مال که میگفتن بزرگترین اپل استور دنیاست. دیدم یه اپل استوره متوسط هستش بدون آرم اپل که تو ایران الان تو هر خیابون کنار هر فلافلی یدونه از اینا هستش فقط این یکم بزرگتر بود یه نکته برای کسایی که از اپل سررشته دارن اینکه اینجا هرچی بخرید سریالش برای امارات هست و به صورت پیش فرض تو آیفون هاش برنامه فیس تایم نیست چون غیر قانونی هستش و قیمتش از ایران گرونتر هستش چون تو ایران قاچاق میاد اگر کسی میخواد بره اونجا اپل بگیره من که شغلم هست میگم تو اپل استور از ایران گرونتر هست مگر اینکه برید جایی که تو پایان روز سومم میگم.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

تو طبقه پایین هم یه برنامه زنده برای بچه ها گذاشته بودن که بچه ها رو میذاشتن اونجا و میرفتن خرید درضمن حتما یه سر به دستشویی های امارات مال بزنید خودش یه جاذبه توریستی داره با تکنولوژی که توش هست.

سفر مجانی به دبی

بعد از امارات مال که تو گشت شهری نیست و تو گشت من بود حدود ساعت پنج رفتیم سمت شمالی مترو امارات مال در کنار اتوبان شیخ زاید یه تاکسی گرفتیم برای جایی به اسم مدینه جمیرا که به سبک ونیز ایتالیا درست شده، هزینه تاکسی از مترو امارات مال تا مدینه جمیرا دوازده درهم شد این جا هم مثل ابن بطوطه به هیچ عنوان از دست ندید.

حتما برید ببینید آرامش خیلی خوبی داره همراه با معماری بسیار زیبا حدود یک ساعت قدم زدیم و عکس گرفتیم تو کل سفرم ما چون صبحانه کامل می خوردیم و همراه خودمون انواع مغز ها رو داشتیم ناهار نمی خوردیم میرفت تا شام.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

حدود ساعت شیش از مدینه جمیرا به سمت برج العرب رفتیم خیلی تو اون ساعت پیاده روی لذت بخش بود مخصوصا زیر درخت های نخل با خرماهای تازه که اکثرا میریخت روی زمین کل مسیر رو با برنامه 2GIS چک میکردم که اشتباه نریم به برج العرب رسیدیم که واقعا از نزدیک دیدن دارد.

سفر مجانی به دبی

از زیر پارک آبی واید وادی گذشتیم از کنار هتل بزرگ جمیرا رد شدیم و ساعت هفت به ساحل عمومی کنار دریا رسیدیم تازه هوا خوب شده بود و مردم برای شنا میومدن کلی آدم اونجا بود.

سفر مجانی به دبی

از اونجایی که مایو هامون همراهمون بود رفتیم تو آب. واای جاتون خالی هنوز لذتش رو فراموش نمیکنم آب صاف و تمیز هوای گرم که باعث شده بود آب گرم باشه انقدر لذت داشت مثل ماساژ عمل میکرد برامون واقعا خستگی رو ازمون بیرون برد خیلی خیلی خوب بود.

ساعت هشت شده بود هوا تاریک بود رفتیم سر خیابون تا دو بخش آخر تور گشت شهری خودم رو برای دوستم و داداشم انجام بدم منتظر تاکسی بودیم که برای شام بریم رستوران ایرانی دانیال روبروی دبی مال در مزایا سنتر .

یه لکسوس نگه داشت گفت من میبرمتون تاکسی متر رو فعال کرد با اینکه تاکسی نبود ما رو برد مزایا سنتر جایی که رستوران دانیال اونجا بود و ازمون چهل و پنج درهم گرفت وارد رستوران شدیم یه آقای ایرانی اونجا بود بهمون توضیح داد من چون بار اول با تور گشت شهری اومده بودم آشنا بودم ورودیه نفری شصت و پنج درهم هستش و اگر نوشابه بخواید سه درهم و آب بزرگ دو درهم هر چقدرم که بخواید میتونید از بوفه کاملش استفاده کنید بوفه همه مدل غذای دریایی سنتی فرنگی از کله پاچه انواع خوروشت ایرانی و انواع غذای دریایی –میگو- ماهی- خرچنگ -انواع ناگت-سیب زمینی -کباب -جوجه -سوپ -ترشی –میوه- دسر -ماست -سالاد آ-لمینیوم آهن آبگرم کن نه اینا نبود خلاصه همه چی داشت.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

ما هم که میدونید کم غذا هیچی نمیخوریم جز میوه و سالاد سه نفر با سه تا نوشابه و شد نفری شصت و هشت درهم.

سفر مجانی به دبی

آخرای غذا خوردن بود که اتفاقی که منتظرش بودم افتاد یهو حمله شد دو تا اتوبوس گشت شهری حمله کردن به سمت رستوران ما هم از سمت دیگه فرار کردیم خیلی به موقع بود تو آرامش غذا خوردیم ساعت نه و نیم بود که رفتیم تو ایستگاه مترو دبی مال و از خود تونل مترو وارد دبی مال شدیم.

سفر مجانی به دبی

سریع دوستم و داداشم رو بردم سمت فواره های بی نظیر و آرامش بخش دبی مال، اینجا هم به هیچ عنوان از دست ندید. واقعا بهتون آرامش میده وقتی رفتید اون جلو مثل بقیه نایستید برید ته بعد سمت راست تا برسید دقیقا روبروی برج خلیفه اونجا بهترین جا برای دیدن هستش ساعت کاریش تا دوازده شب بود و فواره ها هر نیم ساعت پنج دقیقه اجرا داشتن که واقعا آرامش بخش و جذابه دو بار رقص فواره ها رو دیدیم.

سفر مجانی به دبی

ساعت شد یازده رفتیم به سمت آکواریوم دبی مال

سفر مجانی به دبی

بعد از اون یه سر به دایی ناصر عزیز زدیم و سلامی عرض کردیم

سفر مجانی به دبی

موقع برگشت طبقه بالا یه نمایندگی مکس بود اونجا هم یه سر زدیم یه کوچولو خرید کردیم دیگه به زور داشتن مینداختنمون بیرون کنار در خروجی هم یه نمایندگی لوازم آرایشی مک بود که جزو برندهای خوبه لوازم آرایش هست من چند تا سفارش داشتم چون گفتن تو ایران اصل نیست و گرونه و از این قبیل ولی قیمتاش یکم بالا بود مثلا رژ لبش صدوپنجاه درهم و کرم پودرش صدو هفتاد درهم بود چون میدونستم تو فری شاپ ارزونتره نگرفتم.

سفر مجانی به دبی

ساعت دوازده شب بود مترو هم تعطیل شده بود و فروشگاه های دبی مال در حال بستن.

سفر مجانی به دبی

اومدیم بیرون یه تاکسی گرفتیم از دبی مال برای هتل که شد بیست و شش درهم .وارد اتاق شدیم انگار تازه اولین بار بود که وارد میشیم همه چی مثل روز اولش بود تمیز مرتب آب و چایی و نسکافه شارژ شده بود حوله ها تمیز و مرتب سریع اتصال به نت انجام شد تماس های تصویری با دوستان و بستگان دانلود و آپدیت بعدم ساعت یک و نیم بود که خوابیدیم.

مخارج سفر در روز دوم برای هر نفر :

بلیت مترو از رقه به ابن بطوطه 14 درهم

بلیت مترو از ابن بطوطه به امارات مال 8 درهم

تاکسی از امارات مال به مدینه جمیرا 4 درهم

تاکسی از ساحل عمومی جمیرا تا رستوران دانیال 15 درهم

شام رستوران دانیال 68 درهم

تاکسی از دبی مال تا هتل 9 درهم

مجموع هزینه برای هر نفر = 118 درهم

روز سوم : امروز مخصوص خرید بود ساعت هفت و نیم صبح از خواب پاشدیم و به سمت بوفه صبحانه رفتیم بازم طبق معمول چیزی نخوردیم فقط در حد هفت هشتا بشقاب بزرگ و چند فنجون نسکافه و قهوه که واقعا رفرش میکرد.اومدیم تو اتاق کوله مخصوص خوراکی ها رو برداشتیم چندتا آب معدنی وارداتی خودمون را گذاشتیم توش و به سمت اولین مرکز خرید پاساژ الغریر راه افتادیم.

سفر مجانی به دبی

تو این پاساژ یه نمایندگی خوب مکس هست که لباس، شلوار کیف و کفش های خیلی خوبی برای خرید با قیمت خیلی مناسب از بیست درهم تا چهل درهم داره و طبق تجربه اینجور فروشگاه ها رو اول ساعت کاری برید به دو دلیل یکی اینکه خیلی خلوته و تو انتخاب راحتید و دوم اینکه شب قبل کلیه کالاها مرتب و کالاهایی که کم هست جایگزین شده که میتونید بهترین انتخاب رو تو مدل و سایز و رنگ داشته باشید. خرید ما حدود سه ساعت و نیم طول کشید و تا میتونستیم لباس های خوب با قیمت مناسب خریدیم یک سری از اجناس هم تخفیف ویژه داشت به این صورت که اگر یکی میخریدی یکی دیگه هم رایگان بهت میدادن.

سفر مجانی به دبی

بعد از فروشگاه مکس واقع در الغریر به سمت ایستگاه مترو اتحاد که در فاصله دو دقیقه با الغریر هستش رفتیم روبروی این ایستگاه مترو یه فروشگاه بزرگ دی تو دی هست که تمام وسایل داخلش یک تا ده درهم هست.

سفر مجانی به دبی

این فروشگاه برای کسایی که دنبال جنس ارزون با کیفیت قابل قبول هستن خیلی عالی هست هرچی که فکر کنید تو دو طبقه داره طبقه بالا انواع پوشاک و کیف و کفش.

سفر مجانی به دبی

طبقه پایین انواع خوراکی، عطر، لوازم منزل، لوازم آرایشی،دکوری، اسباب بازی و ..... ما اکثر خریدمون رو از اینجا انجام دادیم بیشتر از چهار ساعت تو این فروشگاه بودیم هزار درهم خرید کردیم حدود صد قلم لباس مخصوصا زنانه خریدیم چند تا کفش مجلسی زنانه گرفتیم یه تعدادی شلوار مردانه گرفتیم. مقداری شکلات و کاکائو برای خودمون و سوغاتی برای فامیل برداشتیم دوستم و برادرم میگفتن چرا زودتر مارو نیوردی این فروشگاه ول نمیکردن کلی خرید کردیم هم برای سوغاتی هم برای فروش جنس هاشم واقعا هرکس تو ایران میبینه حدود قیمتش رو از بیست و پنج هزار تومان تا هفتاد هزار تومان میگفت با اینکه خیلی از دوستان میگن اجناس اینجا به درد نمیخوره من نظر برعکس دارم و شک ندارم بعضی از همین عزیزان هم از همچین جایی خرید میکنن سود حاصل از فروش این اجناس هم که به دوست و فامیل دادیم حدود یک میلیون و چهارصد هزار تومان شد.

با کلی پلاستیک سنگین قدم زنان به سمت هتل رفتیم. موقع ورود به هتل باز هم خدمه زحمتکش هتل که با هم دوست شده بودیم کمکمون کردن و چندتا از پلاستیک ها رو تا دم اتاق اوردن اتاق هم باز مثل روز اول تمیز و مرتب شده بود ساعت حدود شیش بود و ما باید دو جای دیگه میرفتیم.

مجدد راه افتادیم و به سمت سیتی سنتر رفتیم بعد از گذشت ده دقیقه به سیتی سنتر رسیدیم قبل از ورود به سیتی سنتر یه سری هم به فروشگاه های گرین هوس و دی تو دی کنار سیتی سنتر زدیم بعد مستقیم به سمت کارفورش که شبیه هایپرهای خودمون هست رفتیم .

قیمت ها خیلی عالی و مناسب بود تخفیف های خیلی خوبی هم رو خوراکی ها و پوشاک داشت. دوستان حتما اینجا هم برای خرید ارزون در نظر بگیرید چون اکثر خریدمون رو کرده بودیم حدود یک ساعت و نیم تو کارفور بودیم چند مدل شلوار و تیشرت خریدیم به سمت هتل برگشتیم لباس هامون رو عوض کردیم و ساعت هشت و نیم شب با تاکسی به سمت آخرین مقصد که کامپیوتر پلازا یا العین سنتر بود رفتیم و هزینه تاکسی از هتل تا اونجا بیست و شش درهم شد.

کامپیوتر پلازا یه مرکز خرید لوازم آی تی مثل دوربین و لپ تاپ و کنسول بازی و محصولات اپل و غیره هست که شما میتونید اینجا جنس خوب با قیمت پایین تر از ایران خریداری کنید، از اونجایی که یکی از دوستان و همکاران من تو یه مغازه اون پاساژ کار اپل میکنن و جنس به ایران میفرستند رفتم پیشش و محیط کارش رو دیدم و کلی حرف زدیم .

همکارایی که کالاهای اپل رو میخرن باید با لنج وارد گمرک بشه و تا دستشون برسه حدود بیست روز زمان میبره به همین دلیل مسافرهایی که این دستگاه ها رو بیارن همون مبلغ حمل بار رو از فروشنده میگیرن و برای فروشنده هم این خوبی رو داره که کالاش سه روز بعد از سفارش دستش هست یکی از همکارای ایران شش عدد مک بوک اپل سفارش داده بود با یکم لوازم جانبی مثل مجیک موس و سوپر درایو همش رو از دوستم گرفتم که بیام ایران تحویل بدم و هزینه حمل رو بگیرم بعد حدود ساعت ده و نیم شب با دوستم و برادرم و همکارم و دوست همکارم که زحمت کشید ما رو با ماشینش تا نمایندگی مرغ سوخاری KFC در کنار هتل کرون پلازا رسوند و رفت.

جاتون خالی مرغ نه تیکه با سیب زمینی و نوشابه بزرگ سفارش دادیم شد پنجاه و نه درهم واقعا کیفیت غذاش عالیه و مرغاش مثل فست فودهای ایران تو دهن آب میشد بعد از شام داشتیم از جلوی هتل کرون پلازا رد میشدیم و چون چهارشنبه شب بود و برنامه مخصوص ایرانی ها رو داشت به اینصورت که وروردیه آقایان صد درهم و خانم همراهشان مجانی بود. کنار هتل برای آقایان مجرد که بتونن با یه خانم وارد سالن بشن یکم شلوغ بود.

از کنار هتل به سمت دیگه اتوبان شیخ زاید رفتیم از همکارم خداحافظی کردم و با تاکسی وکلی جنس به سمت هتل رفتیم کرایه تاکسی هم تا هتل بیست و دو درهم شد حدود ساعت دوازده و نیم شب وارد اتاق شدیم و چون فردا باید اتاق هارو تحویل میدادیم تا ساعت دو صبح نشستیم وسایل رو جمع کردیم و ساک ها رو بستیم و با ترازوی موجود تو اتاق ساک ها رو وزن کردیم که اضافه وزن نداشته باشه ما تا نود کیلو بار میتونستیم داشته باشیم که با این همه خرید شده بود هشتادو هفت کیلو و مک بوک ها و بعضی از وسایل سنگین تر رو تو کوله و پلاستیک گذاشتیم که با خودمون تو هواپیما ببریم بعد با خیال راحت خوابیدیم و به روز سوم خودمون پایان دادیم.

مخارج سفر در روز سوم برای هر نفر:

هزینه تاکسی از هتل تا کامپیوتر پلازا 8 درهم

هزینه شام KFC هر نفر 20 درهم

هزینه تاکسی از KFC تا هتل 8 درهم

مجموع هزینه برای هر نفر = 36 درهم

روز چهارم :

امروز آخرین روز سفر ما بود ساعت هشت صبح از خواب پاشدیم رفتیم استخر هتل تا ساعت نه بعد به سمت بوفه صبحانه رفتیم تا ساعت ده مشغول خوردن صبحانه بودیم تصمیم گرفتیم تا قبل از رفتن به فرودگاه یه گشتی تو شهر بزنیم رفتیم تو اتاق ساک ها رو برداشتیم و ساعت یازده بود که اتاق رو تحویل دادیم بدون اینکه اتاق رو چک کنن تسویه کردن کلی بابت اینکه این هتل رو انتخاب کردیم تشکر کردن و به امید دیدار ما نشستن تا باز بیایم پیششون.

به یکی از خدمه هتل که دوست شده بودیم گفتم قیمت وسایل ما زیاده جایی هست که بتونیم تا عصر وسایل رو با خیال راحت نگه دارید کنار آسانسورها یه اتاق بود رفت در رو باز کرد و همه ساک های ما رو گذاشت اونجا و تضمین داد که خیالمون راحت باشه.

برای گشت آخر بازار طلا رو انتخاب کردیم با تاکسی به مبلغ شانزده درهم به بازار طلا رفتیم چه مغازه هایی بود پر از گردنبند و نشان های طلا داخل مغازه ها گردن بندهای طلا مثل لواشک آویزون بود دیدن اون همه طلا به اون شکل واقعا جالب بود فکر میکنم طلای یکی یا دو تا از مغازه هاش به اندازه کل طلای بازار تهران میشد.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

ساعت حدود سه بود و ما ساعت 5 باید از هتل به سمت فرودگاه میرفتیم مجدد تاکسی گرفتیم با شانزده درهم به هتل برگشتیم ساک ها رو تحویل گرفتیم تو لابی نشستیم تا ماشین فرودگاه بیاد دنبالمون ساعت شد پنج نیومد شد شیش نیومد و ما ساعت نه پرواز داشتیم زنگ زدیم به لیدر گفت هتل های دیگه هم این مشکل رو دارن ماشین نیومده اکثر پرواز ها به خاطر آتیش گرفتن هواپیمای امارات کنسل شده خودتون برید ببینید پرواز دارید یا خیر.

یه تاکسی گرفتیم ساک ها رو برداشتیم و به سمت فرودگاه رفتیم هزینه تاکسی از هتل تا فرودگاه دوازده درهم شد به سمت گیت پرواز ها رفتیم اون متاسفانه که برای انتخاب پرواز در اول سفرنامه گفتم دلیلش اینجا بود دیدیم پرواز ایران ایر چون هواپیمای کوچک داشته مثل خیلی از پرواز ها و کشورها کنسل شده و پرواز ماهان سر وقت می خواست حرکت کنه ما مونده بودیم و کلی مسافر که باید چیکار کنیم کل پول همراه ما هم از پنج هزار و پانصد درهم، دویست درهم مونده بود البته به جز دلارها که چنج نکردیم.

سفر مجانی به دبی

نماینده محترم ایران ایر هم گفت فقط میتونیم بهتون شام بدیم ساک هاتون رو نمیتونیم بگیریم چون انبار ها پر شده و جا هم نداریم بدیم. به خاطر کنسل شدن اکثر پرواز ها همه هتل ها پر شده بود و اتاقی که زیر صد درهم بود شده بود سیصد درهم شام رو خوردیم با ساک ها مون موندیم تو فرودگاه و همش حسرت میخوردیم که کاش پرواز ماهان رو انتخاب میکردیم و از این ماجرا فرار میکردیم شب رو تو نماز خونه فرودگاه سپری کردیم.

سفر مجانی به دبی

ساعت یازده صبح از خواب پاشدیم دیدیم ایران ایر مجوز فرود یه هواپیما رو گرفته و پرواز ما ساعت نه شب به سمت تهران انجام میشه و باز کلی پرواز بود که روز جمعه کنسل شده بود حتی پرواز ماهان دبی به شیراز برای تهران فقط دو تا پرواز ماهان و ایران ایر اوکی شده بود که ساعت نه شب بود.

سفر مجانی به دبی

برای ناهار پنجاه و یک درهم دادیم سه تا مرغ سوخاری با سیب زمینی و نوشابه گرفتیم که واقعا میشد کیفیتش رو با KFC فهمید. نشسته بودیم و پرواز های پشت سر هم امارات رو که میرفت میدیدیم هر دو یا سه دقیقه یک پرواز انجام میشد.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

تنها چیزی که باعث شده بود تو اون شرایط صبر داشته باشیم اینترنت پر سرعت و مجانی فرودگاه بود که واقعا باعث میشد حوصلمون سر نره و بتونیم خستگی رو تحمل کنیم. ساعت گذشت و قرار بود پرواز از ایران ساعت شیش بعد از ظهر مسافر بیاره دبی و نه شب ما و مسافران جمعه شب رو برگردونه تهران خیلی شیک و مجلسی پرواز از ایران به سمت دبی از ساعت شیش تاخیر خورده بود برای ساعت ده و نیم شب پرواز ما هم خود جوش شد ساعت دوازده و نیم شب.

گیت ایران ایر باز شد همه ساک ها رو با کلی مصیبت که اسم مسافرهای پنج شنبه تو لیست پرواز نیست و هزارتا داستان بعد از مسافرهای جمعه شب تحویل دادیم و خیالمون راحت شد حالا آزاد شده بودیم و می تونستیم به سمت فری شاپ بزرگ ترمینال یک بریم در ضمن پرواز ماهان باز هم بدون یک دقیقه تاخیر ساعت نه شب دبی رو به مقصد تهران ترک کرد. به سمت گیت گذرنامه رفتیم بعد از زدن مهر خروج وارد گیت بازرسی شدیم و بدون مشکل وارد فری شاپ فرودگاه شدیم تو فری شاپ گشت زدیم و وقت گذروندیم.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

میخواستم عطر و لوازم آرایشی بگیرم که دیگه خستگی کنسلی و تاخیر پرواز انرژی خرید رو ازمون گرفته بود و نمیخواستم دلار ها رو چنج کنم قیمت عطر ها حدود صد و بیست درهم از بیرون ارزونتر بود همچنین قیمت لوازم آرایشی مک به این صورت بود که رژ لب از چهل درهم تا صد درهم داشت و کرم پودر صدوبیست درهم بود.

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

سفر مجانی به دبی

منتظر پرواز بودیم که ایران ایر عزیز یه بسته زرشک اورد گفت پرواز تهران به دبی باز هم تاخیر داره و از ساعت ده و نیم شده دوازده و نیم شب یعنی پرواز ما میشد حدود ساعت سه صبح اونجا به خاطر نگرانی کارکنان ایران ایر که به فکر ما بودن تصمیم گرفتم که واقعا دیگه پرواز ایران ایر رو تا جایی که میشه انتخاب نکنم.

امیدوارم برای هیچ کس اینجور مسائل پیش نیاد واقعا خسته کننده بود. مسئول ایران ایر زحمت کشیدن تو سالن مرحبا یه بوفه باز برای مسافرها گرفتن که تاخیر فراموش شون بشه، مسافرها رفتن و تا ساعت سه صبح داشتن انواع نوشیدنی ها وشام و دسر و غیره می خوردن ما هم که کم غذا چیزی نخوردیم در حد چهارتا بشقاب شام و دو کاسه بادوم هندی و دسر و مخلفات و چند فنجون قهوه و شیرینی خامه ای.

ساعت سه گفتن هواپیما نشسته و بدون نظافت هواپیما که حدود یک ساعت طول میکشید می خواد پرواز کنه پرواز ما با مسافرهای پنج شنبه شب که ما بودیم و جمعه شب ساعت سه و نیم صبح شنبه دبی رو به مقصد تهران ترک کرد ساعت پنج و نیم که میشد شیش صبح به وقت تهران ما از هواپیما پیاده شدیم و بعد از عبور از گیت گذرنامه بارها رو تحویل گرفتیم و از گمرک فرودگاه خداروشکر بدون مشکل عبور کردیم و سوار ماشین شدیم.

هزینه پارکینگ برای پنج روز و نیم مبلغ هفتادو سه هزار تومان شد که اگر تاخیر نداشتیم پنجاه و دو هزار تومان میشد.

مخارج سفر در روز چهارم تا آخر برای هر نفر:

هزینه تاکسی از هتل به بازار طلا نفری 5 درهم

هزینه برگشت تاکسی از بازار طلا به هتل نفری 5 درهم

هزینه تاکسی از هتل تا فرودگاه نفری 4 درهم

هزینه ناهار روز پنجم نفری 17 درهم

مجموع هزینه برای هر نفر = 31 درهم

ساعت هفت و نیم صبح رسیدیم خونه. همون روز رفتم مک بوک ها و لوازم جانبی همکارم رو تحویل دادم مبلغ صدو هشتاد هزار تومان بابت هر دستگاه و ده هزار تومان بابت هر لوازم جانبی گرفتم که شد حدود یک میلیون و دویست هزار تومان.

همه کتونی ها و لباس ها رو کمتر از یک هفته به همکارها و دوستان و فامیل دادم خدا رو شکر نه تنها پول سفر درومد نفری حدود سیصد هزار تومان هم برامون سود داشت و میشد بیشتر از اینم بشه. تا این لحظه دوستان و فامیل همه برنامه گذاشتن که با هم بریم دبی یه گروه از الان برای آبان اوکی کردن یه گروه برای ژانویه در صورتی که به نظر خودم الان بهترین موقع سفر به دبی هست چون هم هزینه تورها پایینه هم فروشگاه ها از بیست و پنج تا هفتاد و پنج درهم تخفیف گذاشتن و هم هواش قابل تحمل هست.

قبل از پایان سفرنامه چند تا نکته برای دوست داران سفر به دبی میگم امیدوارم به دردتون بخوره :

اول : سعی کنید پرواز بهتری با یکم مبلغ بیشتر انتخاب کنید و حتما پرواز صبح به شب باشه که از کل روز های سفر استفاده کنید.

دوم : اگر دنبال یه هتل خوب خانوادگی و ساکت هستید تو انتخاب هتل حیات پالاس شک نکنید.

سوم : اگر برای سفر تفریحی میرید حداقل چهار تا پنج شب انتخاب کنید در غیر اینصورت حتما پشیمون میشید.

چهارم : سعی کنید با مردم جایی که میرید دوست باشید و احترام بذارید تا باهاتون دوست باشن و احترام بذارن و از پیش قضاوتشون نکنید.

پنجم : اگر تماس خیلی زیاد ندارید از سیمکارت ایران خودتون استفاده کنید و نیازی نیست اونجا سیم کارت بخرید.

ششم: پیشنهاد میکنم خودتون تور گشت شهری یا بدو بدو رو برید که با آرامش بتونید از مناظر لذت ببرید.

هفتم : یه اتوبوس های قرمز شهری هم تو هتل و جاهای دیگه هست به اسم هاپ آن هاپ آف به نظر من به صرفه نیست چون شما دویست و چهل درهم میدید و در طول روز نهایت بتونید سه یا چهار ایستگاه ازش استفاده کنید که اگر با تاکسی بخواید برید یک هشتم این هزینه هم نمیشه.

هشتم : اگر مثل ما یکی دو بار از مترو استفاده میکنید نیازی به گرفتن کارت نقره ای مترو نیست و اگر تعدادتون بیشتر از دو نفر هست اکثر مسیرها رو با تاکسی برید چون تقریبا هم قیمت مترو میشه و حتی مسیرهای نزدیک از مترو هم ارزانتر میشود.

امیدوارم سفرنامه طولانی من سرتون رو درد نیورده باشه و تونسته باشه برای دوستانی که میخوان سفر کم هزینه یا بی هزینه به دبی داشته باشن مفید باشه. بین خودمون باشه همتون رو دوست دارم به کسی نگید یه رازه. همیشه شاد و سر زنده و سلامت باشید و سفرهای خوبی رو با کسانی که دوست دارید داشته باشید.

به پایان آمد این سفرنامه سفرها همچنان باقیست.

نویسنده :امید سرافرازی