سلام خدمت دوستان و با تشکر از سایت لست سکند که باعث آشنایی با شما دوستان اهل سفر شد.

تابستان شده بود و به شدت بوی سفر توی سرم پیچیده بود و اینکه کجا برم به شدت سر در گمم کرده بود تا اینکه فکر بالی توی فکرم رنگ گرفت .

همان صبح به آژانس هوایی رفتم و به من پیشنهاد داد که اواخر مرداد و یا شهریور برم که هوا انجا بهتر است.با مشورت با شوهرم و همسفرهایم تصمیم به سفر در ٨شهریور گرفتیم و من که عاشق سفرم برای رفتن روز شماری میکردم.

حالا نوبت ان بود که هتل را انتخاب کنم چون سفرنامه های کمی در مورد بالی بود و از دوستانم هم کسی به بالی نرفته بود تصمیم گرفتم به نظرات دوستانی که به بالی رفته بودند گوش کنم که بیشتر منطقه نوسادوا و مخصوصا هتل گرند حیات را پیشنهاد داده بودند و فرق بین کوتا و نوسادوا را نوشته بودند.

من هم با دیدن عکسهای هتل در لست سکند و بوکینگ و تریپ ادوایزر همان را انتخاب کردم و وقتی به آژانس تصمیمم را گفتم و او هم شرایط پرواز را گفت فهمیدم که از تهران باید به قطر رفت و آنجا بعد از ٢ساعت پرواز به بالی هست و برای برگشت باید از بالی به جاکارتا رفت و بعد از ٥ساعت پرواز به قطر و بعد از قطر به تهران.

دو دل شده بودم که به پیشنهاد یکی از اعضای لست سکند که گفت چرا برای برگشت از بالی نمیری به سنگاپور و چند روز هم انجا نمیمونی و بعد به قطر بیای اینطوری هم دو کشور را دیدی هم با این مسافت طولانی یه استراحتی بین پروازهات داری ، وقتی رفتم در مورد سنگاپور تحقیق کردم و با همسفریهام در میان گذاشتم خیلی استقبال کردند و قرار بر ٦روز بالی و٣روز سنگاپور شد که بعد از تحقیق در مورد هتل های سنگاپور هتل شرایتون تصویب شد که هم خیلی مدرن و تمیز بود و هم به خیابان ارچاید که مرکز مال ها بود نزدیک بود.

قسمت اول(شهر بالی)

١-بار سفر را بسته و از اصفهان عازم فرودگاه امام خمینی شدیم.ساعت٢٣.٣٠پرواز به سوی دوحه داشتیم که تقریبا ساعت ٢١ اونجا بودیم که تازه پرواز باز شده بود وبلیط هر دوسر را گرفتیم که خوشبختانه بدون تاخیر پروازمون انجام شد .

بعد ازرسیدن به فرودگاه قطر و چک کردن ساعت پرواز بعدی که به دنپاسار یعنی فرودگاه بالی بود سری به فری شاپ زدیم .بعد از ٢ساعت پرواز به بالی انجام شد ،یک هواپیمای غول پیکر که ٥٠ردیف داشت و ما دقیقا ردیف٤٩بودیم (از نظر غذای پرواز به نظر ما خیلی خوب بود ولی از نظر دوستانم که دقیقا همان روز برمیگشتند افتضاح بود، غذا و تفریح کاملا سلیقه ایه) وای که هر چی میرفتیم نمیرسیدیم و بیشتر راه تکان های شدیدی میخورد که من خیلی ترسیدم،خدا را شکر بعد از ٩ساعت و٢٠دقیقه رسیدیم و بعد از تحویل چمدانها با لیدر به سمت هتل به راه افتادیم .

خیلی خسته بودیم سر راه کمی پول چنج کردیم و خوب شد که اینکار را کردیم ، چون وقتی داشتیم چک این میشدیم از ما ودیعه خواست و فقط روپیه که واحد پول خودشون بود را قبول میکردند. ما ٢تا اتاق داشتیم ،یکی برای ما و یکی هم برای همسفرهایمان که هر دو را تونستیم نزدیک هم بگیریم البته نه چسبیده به هم،برای هر اتاق ١٣٠٠٠٠٠ روپیه که برابربا١٠٠دلار بود و برابر با ٣٥٠٠٠٠تومان ایران پرداخت کردیم و وارد اتاق هامون شدیم .

هتل،پرسنل و اتاق ها واقعا عالی بود .تقریبا ساعت ٨ بود که وارد اتاق شدیم و تصمیم گرفتیم شب را توی هتل شام بخوریم و کمی هتل را بگردیم.خیلی اشتیاق داشتم صبح بشه و هتل را توی روز ببینم چون روز اولمان که اینگونه طی شد.

روز دوم بالی

٢-وای صبح که بیدار شدم در رو به حیات را که باز کردم یه برکه خیلی قشنگ پر از ماهی های قرمز بزرگ،درخت های پر از سنجاب و پر از پرنده و حتی یک سوسمار کوچک روبرو شدم ،حتی قشنگتر از عکسهایی بود که از هتل دیده بودم.

سفرنامه بالی +سنگاپور

برای صبحانه خوردن اماده شدیم هتل ٣تا رستوران برای صبحانه خوردن داشت ، ٢تاش سرباز و یکیش سرپوشیده بود همشون عالی بودند اما ما همیشه همون که نزدیک اتاقمون بود و یک برکه زیبا کنارش بود میرفتیم ،بیشتر از این که خودم صبحانه بخورم به سنجاب ها و پرنده ها وماهیا نون میدادم.

سفرنامه بالی +سنگاپور

امروز قرار بود لیدرمان به دنبالمان بیاید و تور رایگان شهر را انجام بدیم،ما را به جایی برد که همه نوع ورزشهای ابی انجام میدادند اما راستش خیلی گران بود و من که از سفرنامه های قبلی خوانده بودم میدانستم خیلی ارزانتر میشود این تورها را پیدا کرد ولی چون تا انجا رفته بودیم تور جزیره لاکپشتهاش را انتخاب کردیم وبا قایق به جایی رفتیم که پراز لاکپشتهای عظیم الجثه بودند که میشد با انها عکس گرفت و البته مار و خفاش و عقاب و..

برگشتیم و در مک دونالد که ناهار رایگان تورمان بود غذا خوردیم و بعد از ان به بازار دیسکاوری که در محله کوتا بود رفتیم .این محله زمین تا اسمان با نوسادوا فرق داشت چون بسیار شلوغ و کثیف و عامیانه بود و از اینکه به حرف دوستان در سفرنامه ها گوش کردم و نوسادوا هتل گرفته بودم خوشحال شدم .ما قصد خرید نداشتیم و برای همین به دکه هایی که هر٥متر باهم فاصله داشتند رفتیم و برای فردا تور رفتینگ تلگا که بهترین و طولانی ترین رفتینگ بود را گرفتیم و قرار شد فردا ساعت ٨صبح به دنبال ما بیاید.این را بگویم در موقع خریدن تور بسیار باید چانه بزنید مخصوصا اگر تعدادتان بالا باشد .اول به ما قیمت ٤٠دلار را برای ترنسفر رفتینگ و ناهار داد که ما به نفری ٢٠دلار ختم کردیمش(این تور واقعا میارزید).

بعد از ان به هتل رفتیم و در استخر زیبای هتل شنا کردیم

و شب در رستوران ایتالیایی بازار بالی کالکشن که روبروی هتلمان بود یک پیتزای خوب خوردیم و بعد از ان بستنی ، که البته من به آنها توضیح میدادم که خوب پخته بشه و خوب سرخ بشه چون انها خیلی غذاهای کم پخت میخوردند.قیمت غذاها تقریبا مثل ایران بود یک پیتزا و یک نوشابه برای هر نفر ٢٥٠٠٠تومان شد.

روز سوم بالی

صبح ساعت ٧بیدار شدیم و بعد از خوردن یک صبحانه عالی به سمت لابی رفتیم و سوار ماشین لیدرمان شدیم و به سمت رفتینگ، رفتیم که تقریبا ١.٣٠ساعت راه بود . در اول یک کیف ضدآب به ما دادند که چیزهایمان را درون ان گذاشتیم و ٤تایی با یک لیدر سوار قایق شدیم.خیلی عالی بود من قبلا رفتینگ را توی آنتالیا تجربه کرده بود ولی این کاملا متفاوت و بهتر بود (١٤کیلومتر طول رودخانه بود)

بعد از رفتینگ در یک رستوران کنار رودخانه که برخلاف قیافه رستوران غذاش خوب بود خوردیم و بعد از آن به هتل آمدیم و بعد از کمی استراحت به سمت ناحیه کوتا با تاکسی متر رفتیم که تقریبا برای هر بار رفتن ٢٥٠٠٠تومان میشد .آنجا کمی گشتیم و برای فردا تور کروز گرفتیم که با کلی چانه زنی نفری ١٠٠دلار شد .

روز چهارم بالی

بعد از خوردن صبحانه و سوار ماشن لیدر شدن به سمت کشتی کروز رفتیم و بعد از سوار شدن تقریبا ١ساعتی رفتیم تا به یک ساحل رسیدیم .کشتی به یک عرشه تفریحی میان آب وصل شد که سوار بنانا شدیم و بعد توی ابهای شفاف با کلاهای مخصوی شنا کردیم و زیر اب راه رفتیم که پر از ماهیهای زیبا بود که خیلی تجربه خوبی بود و بعد از آن یک ناهارعالی توی کشتی خوردیم .بعد از ان گروه گروه با قایق به سمت یک هتل رفتیم که اونجا توی حیات که کاملا به ساحل دید داشت رفتیم و کمی هم آنجا تفریح کریم و هر کس که میخواست به سمت قبرستان و معبدهای آنجا میرفت که از ما ٤نفر فقط من رفتم و بعد از ان به سمت کشتی برگشتیم و همینطور به سمت هتل و شب را هم که در بازار بالی کالکشن یک ماهی کبابی عالی خوردیم.

روز پنجم بالی تصمیم گرفتیم توی هتل بمونیم و از هتل زیبایمان استفاده کنیم و کمی ریلکس کنیم ،بعد از صرف صبحانه از باشگاه هتل ٤تا دوچرخه کرایه کردیم و کمی گشتیم و بعد از ان چند ساعتی از استخر استفاده کردیم و بعد از کمی استراحت به کوتا رفتیم و برای فردا تور سافاری و معبد اوبود را گرفتیم البته ما کمی هزینه بیشتر دادیم که یک راننده خصوصی مثل بقیه تورها به دنبالمان بیاید که زمان دست خودمان باشد(نفری١٥دلار)

روز ششم بالی

صبح به سمت مارینا پارک و سافاری راه افتادیم و بعد از چک این شدن دیدار ما از پارک شروع شد اول آکواریوم ها را دیدیم و بعد از نمایش اورانگوتانها و پرنده ها به سمت نمایش ببرها رفتیم ونمایش محلی بعد از اون نمایش فیلها .

سفرنامه بالی +سنگاپور

وبعد ١٠دقیقه فیل سواری کردیم و خوردن ناهار بعد از اون رفتیم تا سافاری را انجام بدیم ،سوار ماشین مخصوص پارک شدیم و رفتیم از توی ماشین حیوانات مختلفی را دیدیم (راستش خیلی جذابتر فکر میکردم باشه چون توی تبلیغاتش نشون میداد که توی ماشینهای قفس مانند میرفتی ولی اینطور نبود،اونم برای من که عاشق حیواناتم توی ذوقم خورده بود.

سفرنامه بالی +سنگاپور

سفرنامه بالی +سنگاپور

به سمت ماشین رفتیم و رفتیم معبد ابود البته به عشق میمونهای اونجا، وای خیلی زیبا بود، یه جای زیبا پر از میمون که از سر و کول ادم بالا میرفتند و خیلی باید مواظب چیزهامون میبودیم حتی شیشه اب که دست من بود گرفت و درش را باز کرد و خورد ولی نباید زیاد باهاشون شوخی کرد چون یه بچه میمون شوهرم را گاز بدی گرفت.خیلی بانمک بودند .

سفرنامه بالی +سنگاپور

سفرنامه بالی +سنگاپور

بعد از اون به سمت هتل رفتیم تا چمدانها را جمع کنیم چون ساعت٧صبح پرواز داشتیم و قرار بور ساعت ٤ترانسفر به دنبالمون بیاد شام را توی راه خوردیم و تا ساعت ٤صبح خوابیدیم ساعت٤به سمت فرودگاه رفتیم و با یک پرواز که مال اندونزی بود و ٢.٢٠ساعت طول کشید به سمت سنگاپور رفتیم و وقتی پیاده شدیم به یک فرودگاه بسیار بزرگ و زیبا و کاملا مدرنیته رسیدیم.

چند نکته

(الف؛هر کس برای رفتن به سفر اهدافی داره یکی دیدن آثار تاریخی ،یکی تفریحات دریایی ،یکی ریلکس کردن و...که بالی برای همه نوع سلیقه ها میتونه جذاب باشه که باید متناسب به نیازهای جسمی و روحی پکیج های زیاد تفریحی و دیدنی که هست انتخاب بشه،من خودم شخصا جاهای زیادی بود که نرفتم ولی این تفریحات برای من توی اولویت بودند.

ب؛توی سفرنامه هم گفتم برای همه چیز بسیار چانه بزنید تا قیمتها به حد واقعیه خود برسند.

ج؛حتما تاکسی متر بگیرید.

د؛تمام قیمتهای دلارهایی که توسفرنامه بالی است دلار امریکا است.)

قسمت دوم (سنگاپور)

روز اول سنگاپور؛

بعد از سریع چک این شدن در فرودگاه خیلی خوشحال بودیم که چقدر کارها سریع پیش رفت اما یکدفعه دیدیم پاسپورتهای ما ٤نفر را روی هم گذاشتند و به انتهای سالن راهنمایمان کردند و گفتند منتظر بمانید . خیلی استرس گرفتیم. نگران بودیم اتفاقی افتاده باشه که دیدیم یک خانواده ایرانی دیگر هم اوردند پیش ما ، فهمیدیم که تمام ایرانیها قبل از وارد شدن به شهر سوال و جواب میشوند خیلی ناراحت شدیم که بعد از ٤٠دقیقه یک مامور خوش برخورد امد و چند سوال ساده مثل اینکه بچه دارید ،باهم چه نسبتی دارید،کدام هتل میمانید و چند روز را پرسید و پاسپورتها را داد تا خارج شویم نگران بودیم که نکند تراسفر رفته باشد اما خدا راشکر منتظرمان مانده بود .

سوار ماشین شدیم و از همان لحظه اول عاشق سنگاپور شدیم تمیز،مدرن و سبز. از فرودگاه که می آمدیم چرخ فلک و مارینا بی سندز را دیدیم تا به هتل رسیدیم.

هتل شرایتون تاورز بسیار زیبا ، بزرگ با پرسنلی خوش برخورد بود.سریع چک این شدیم و برای هر اتاق٢٥٠دلار ودیعه گرفتند .با این که ساعت١٢بود اتاقهایمان را دادند که طبقه ٨بود (٢اتاق بغل هم)وقتی وارد اتاق شدیم خیلی خرسند بودیم از این که این هتل را گرفته بودیم، خیلی دید زیبایی به خیابان داشت.

سفرنامه بالی +سنگاپور

از همه لحاظ عالی بود و تنها بدی که داشت این بود که در لابی هتل اینترنت رایگان بود ولی در اتاقها نه متاسفانه. تصمیم گرفتیم بعد از کمی استراحت شب را در خیابان اورچاید بگردیم.خیابان اورچاید بسیار بزرگ و شلوغ پر از مال های بزرگ و زیبا بود .

سفرنامه بالی +سنگاپور

تقریبا ١٠دقیقه پیاده تا آنجا راه بود. کمی دلار به دلار سنگاپور چنج کردیم(تقریبا هر دلار ٢٦٠٠تومان ایران بود) این را باید در اول بگویم که به ما گفته بودند سنگاپور خیلی همه چیز گران است اما اصلا اینگونه نبود، فقط لباسهای مارک که ٩٠٪‏لباسهای انجا مارک بود خیلی گران بود که در تمام دنیا تمام لباسهای مارک هم قیمت هستند .

اما مارکهای معمولی مثل زارا و اچ اند ام و مانگو و ...هم قیمت استانبول بودند ،من چند ماه قبل به دبی سفر کرده بودم میتونم بگم که قیمتهای تفریحات و تاکسیها نصف قیمتهای دبی بودند. روز اول در مال های بسیار زیبا و مدرن انجا چرخیدیم و کمی لباس انتخاب کردیم که تا امدیم حساب کنیم گفت پاسپورت بدید تا تکس فری برایتان صادر کنیم (٧%) و چون نبرده بودیم ناگزیر انتخابهایمان را کردیم تا فردا بدون معطلی خریدمان را بکنیم.بعد از ان در طبقه پایین پاساژion که مرکز رستورانهایش بود رفتیم و انجا ابمیوه طبیعی به قیمت٣$ خوردیم (یعنی٧٦٠٠تومان )که قیمتش تقریبا از ایران هم ارزانتر بود بعد از ان به مک دونالد رفتیم و شام را خوردیم .

آنموقع رقص سالیانه شیر بود(lion dance)که در ورودیه یک مال بود رفتیم.گروه های زیادی با هم مسابقه میدادند که بسیار برای ما جذاب بود (٢نفر توی یه لباس شبیه شیر میرفتند و بقیه نوعی اهنگ شبیه آهنگهایی که در فیلم های چینی بود میزدند.ساعت ١٢شده بود که رفتیم به سمت هتل تا برای فردا اماده باشیم.

سفرنامه بالی +سنگاپور

روز دوم سنگاپور؛

صبح ساعت ٧صبح بلند شدیم و دیدیم هوای عالی نم بارون و کمی هم زمان داریم که تصمیم گرفتیم بریم استخر هتل که طبقه پنجم بود .یک استخر سرباز و زیبا بود که کنارش سونا و دوش و سرویس بهداشتی و یک باشگاه بود.

به شوهرم گفتم الان هیچکس نیست و با اعتماد به نفس رفتیم طبقه پنجم که دیدیم خیلی ها دارند از باشگاه برمیگردند خیلی ها هم در استخرند.لیدرمان با ما تماس گرفت و گفت که امروز راننده به دنبالمان می آید برای تور گشت شهر صبحانه بسیار خوب هتل را خوردیم و به سمت لابی هتل رفتیم که دیدیم حدود ١٠نفر دیگه ای هم منتظر همان راننده ما هستند ،با هم کمی صحبت کردیم و منتظر ماندیم که ٤٥دقیقه تاخیر داشت و هنوز هم نیامده بود .

با همسفریهایم صحبت کردم وگفتم ما وقت زیادی برای دیدن سنگاپور نداریم بهتر است خودمان برویم به سنتوزا و یونیورسال که انها هم استقبال کردند.البته ما خودمان را برای کرایه تاکسی گران اماده کرده بودیم .اما وقتی حرکت کردیم حدودا یک ربع بعد به انجا رسیدیم و کرایه ما فقط ١٠دلار سنگاپور شد.

به سمت تلکابین رفتیم و گفت اگر بلیط تلکابین و یونیورسال را با هم بگیرید میشود١٠٠دلار سنگاپور که قبول کردیم.سوار تلکابین شدیم خیلی جذاب بود ، از روی اب رد شدیم و رسیدیم به سنتوزا .

کمی دیدیم عکس گرفتیم و انقدر ذوق یونیورسال را داشتیم که تصمیم گرفتیم اول به انجا برویم و بعد دوباره به سنتوزا برگردیم،دوباره سوار تلکابین شدیم و به یونیورسال رفتیم ،خیلی شلوغ و پرهیجان بود . وارد که شدیم مانده بودیم اول کدام بازی را بریم و تصمیم گرفتیم ترن هوایی را بریم که وقتی وارد صف شدیم دیدیم وای حدود٤٠٠نفری جلویمان بودند . که فهمیدیم همه میخواهند اول این بازی را انجام بدند برای همین رفتیم تا اول بازیهای خلوت تر را بازدید کنیم تا چند ساعت بعد ترن هوایی را بریم.یکی از یکی مهیج تر و جذابتر .

تا ساعت٤اونجا بودیم که گفتم برگردیم سنتوزا اما متاسفانه شوهرم خسته شده بود و گفت نمیاد.برای همین سوار تلکابین شدیم و با تاکسی برگشتیم هتل.قرار شد کمی استراحت کنیم و بریم لباسهایی که انتخاب کرده بودیم را بخریم .بعد از خرید به صورت اتفاقی یک دکه به نام شیراز مزه دیدیم روبروی پاراگون مال که فلافل ،کباب ترکی و ...داشت (از نظر ما که خیلی خوب بود )چیزی که نظرمون را جلب کرده بود یک دست نوشته کنار دکه بود که خواسته بود به پرنده ها غذا ندیم خیلی تعجب کرده بودیم.

ساعت١١ بود که حوصله هتل نداشتیم و تصمیم گرفتیم به مرکز خرید المصطفی که ٢٤ساعته باز بود بریم.سوار تا کسی شدیم و با٩دلار سنگاپور به انجا رسیدیم .اگر اشتباه نکنم در محله هندیها بود .یکم نگاه کردیم ولی خوشمان نیامد .نه از محله نه از مرکز خریدش.وای انگار نه انگار که ساعت١شب بود غذاخوریها که بیشتر غذای هندی داشتند شلوغ بود،مردم در رفت و امد و اصلا مشخص نبود که نیمه شب است . یک داروخانه خیلی خیلی بزرگ نظرمون را جلب کرد انجا رفتیم و تا میتوانستیم نیازهای دارویی،بهداشتی خودمون را تهیه کردیم و به سمت هتل رفتیم.

روز سوم سنگاپور؛ صبح آقایون میخواستند کمی استراحت کنند و من و دخترعمو به سمت فروشگاه خیلی بزرگ ارایشی نزدیک هتل رفتیم و کمی خرید کردیم .البته کمی پشت در معطل شدیم چون بیشتر فروشگاههای سنگاپور ساعت١١تا١٠شب یکسره بازند . وقتی برگشتیم کارهایمان را کردیم و به سمت باغ وحش رفتیم (جایی که همه مان توافق نظر داشتیم)توی تاکسی نشستیم و با١٥دلار به باغ وحش رسیدیم و با ٥٠دلار هم بلیط باغ وحش و هم ریور سافاری را گرفتیم ،وقتی داخل شدیم بعد از کمی شوهر دخترعمو فهمیدند که گوشیش را داخل تاکسی جاگذاشته .قرار شد ما بمانیم و آنها برای پیدا کردن گوشی بروند و برگردند.واقعا باغ وحش زیبایی بود از هر لحاظ (رودخانه،باغ بزرگ و حیواناتی که تاکنون ندیده بودیم)

اما به علت بزرگی باغ وحش خستگی زیادی داشت ،البته خدا را شکر یک نقشه کاملا واضح دستمان بود که راحت میتونستیم راهمان را پیدا کنیم.باغ وحش مجهز به اینترنت بود که تونستیم وقتی همسفریهایمان گوشی را پیدا کردند به هم بپیوندیم .(دم ورودیه باغ وحش توی دوربین ساعت ورودمان را چک کرده بودند و با راننده تاکسی تماس گرفته بودند) ناهار را دم در باغ وحش خوردیم و بعد انها گفتند که وقتی برای دیدن باغ وحش نیست و هم اینکه ریور سافاری فقط تا ساعت ٦پذیرش داشت .بنابراین به سمت رودخانه رفتیم که در انجا هم حتی پر از حیوان بود و یک اکواریوم خیلی بزرگ.

سوار یک کشتی تفریحی به مدت ٢٠دقیقه شدیم و توی رودخانه گشتیم خیلی قشنگ بود ،مثل عکسهایی بود که توی مجله ها دیده بودیم.برگشتیم و خواستیم به سمت چرخ و فلک بزرگ سنگاپور(فلایر بریم)چون میخواستیم زمانی که سوار میشیم نزدیک غروب باشه که هم در روز شهر را ببینیم هم در شب (که البته شبش خیلی زیباتر بود)بلیط نفری ٣٥دلار بود .هر ٨نقر داخل یک کابین بسته بودند.همانطور که تخمین زدیم١٠دقیقه روز بود و٢٥دقیقه شب.

باز هم سنگاپور با زیبایش متحیرمان کرد از ان بالا مارینا بی سندز همان هتل معروف سنگاپور را هم دیدیم اما وقت مجال دیدن ان را از نزدیک نمیداد.

چون شب اخر بود تصمیم گرفتیم با تمام خستگی به سمت اسکله کلارک برویم .خیلی نزدیک بود ،همانطور که شنیده بودیم یک اسکله بسیار شلوغ و البته باکلاس بود.گرداگرد ان رستورانهای زیادی بود و البته پاساژ .کمی نشستیم تماشا کردیم ولی چون هنوز گرسنه نبودیم غذا نخوردیم.رفتیم سمت خیابان اورچاید مثل اینکه فینال رقص شیرها بود که تماشا کردیم و رفتیم هتل.این اخرین شب بود که اونجا بودیم ،اصلا دوست نداشتم برم هتل.

روز چهارم سنگاپور؛

صبح بعد از خوردن صبحانه داشتیم تصمیم میگرفتیم چه کنیم.چون ساعت ١٢باید چک اوت میشدیم و ساعت ٦هم باید میرفتیم فرودگاه و چمدانها را هم جمع و جور نکرده بودیم ،قرار شد صبح را توی هتل بمونیم و ١٢بریم بیرون .ساعت١٢شده بود امدیم با چمدانها پایین و تصویه حساب کردیم.

چمدانها را گذاشتیم توی انبار هتل و به سمت خیابان راه افتادیم تا کمی سوغاتی بخریم .البته وقت داشتیم برای دیدن باغ ارکیده و یا محله چینی ها ولی متاسفانه شوهرم حوصله جاهای دیدنی را نداره، برای همین رفتیم چند ساعت اخر را حسابی خرید کردیم و رفتیم همان دکه ای که نام شیراز مزه داشت غذا بخوریم ،انموقع بود که فهمیدیم چرا نوشته به پرنده ها غذا ندید .اطرافمان پر شده بود از کبوتر و مرغ مینا و کلاغ که یکذره هم نمیترسیدند و از سر کولمان به خاطر یک تکه نان بالا میرفتند.

ساعت٥.٣٠به هتل برگشتیم تا چیزهای جدیدی که خریده بودیم را توی چمدان جا بدیم.ترانسفرمان به دنبالمان امد و به سمت فرودگاه حرکت کردیم و برای اخرین بار شهر زیبای سنگاپور را دیدیم. این شهر را خیلی دوست داشتیم .به فرودگاه که رسیدیم پرواز باز شده بود ،بعد از گرفتن بلیط رفتیم تا تکس فری هایمان را بگیریم .کاملا متفاوت بود با تکس فری هایی که توی استانبول میگرفتیم ،اینجا کاملا مکانیزه بود ، پای دستگاههای رفتیم و اول اونجا پاسپورت را میکشیدم توی دستگاه بعد هم کاغذهای تکس فری را جلوی چشم دستگاه اسکن کردیم و لیست تمام خریدها به همراه نام فروشگاه مربوطه ظاهر شد بعد از اون یک پرینت اومد که در یک باجه دیگر بدون معطلی تکس فری را گرفتیم و چون دلار سنگاپور بود من باهاش توی فری شاپ کرم خریدم،.پرواز ١ساعت تاخیر داشت که٦.٤٠ساعت تا دوحه توی راه بودیم .

وقتی رسیدیم چند نفر منتظر بودند که بدون معطلی ما را سوار پروازی که قرار بود به تهران انجام بشه ببرند .چون تاخیر داشت پرواز اول ، لحظه اخر به پرواز بعد رسیدیم فقط من نمیدونم چطور به این سرعت چمدانهای ما را اوردند توی این هواپیما، وای از روی اصفهان که رد میشدیم ارزو میکردیم همینجا ما را پیاده میکرد.

چند نکته :

(الف:تمام رقم هایی که توی سفرنامه گفتم به دلار سنگاپور میباشد.

ب:سنگاپور برای ٣روز خیلی کمه(البته اگر بخواهید تمام دیدنیهای ان را ببینید.)

ج:مردم سنگاپور خیلی با نظمند و این مسئله براشون خیلی مهمه ،همه جا توی صف میایستند و برای هر کاری باید پشت خط بایستی.

د:اونطور که میگفتند سیگار کشیدن اونجا خیلی سخته و باید پیش سطل های مخصوص بایستی ، هم نبود.

ذ:به نظرم زبان بلد بودن توی این کشور خیلی مهمه )

نویسنده : الهه مختاری