با سلام و عرض ادب خدمت دوستان لست سکندی
امیداوارم حال همه خوب باشه، نمی دونم اصلا این سفرنامه بر روی سایت اپلود بشود و یا نه ولی من زمانی شروع به نوشتن این سفرنامه کردم که 30 روز از جنگ گذشته و هر روز ایران عزیز، زیر بمباران هواپیماهای دشمن هست. در این روز های سخت نگاه کردن به عکس های گرفته شده از سفرهایی که به ایران زیبا داشتم، یکی از دلخوشی ها و معدود تفریحات من شده. امیدوارم حال ایران هرچه زودتر خوب شود و شر این اتفاقات شوم از سر ایران و مردم مهربانش هرچه سریعتر بر طرف شود.
بریم سراغ سفرنامه
خرداد 1403، من و همسرم تصمیم گرفتیم سفر کوتاهی به استان گیلان و با مرکزیت شهر لاهیجان داشته باشیم. با توجه به اینکه مجدداً تصمیم به تغییر شغل داشتم، از فرصت استعفا از شرکت قبلی و ورود به شرکت جدید حداکثر بهره برداری را کرده و بازه کوتاهی (3 شب) برای سفر به استان گیلان و شهر لاهیجان و تور شمال در نظر گرفتم.
با بررسی ها هتل های شهر لاهیجان متوجه شدم که این شهر دارای هتل های زیاد و متنوعی می باشد، البته به دلیل وجود تعطیلی، استقبال از هتل ها هم وجود داشت که بابررسی ها انجام شده هتل 4 ستاره شهرزاد لاهیجان را برای 3 شب رزور کردم. این هتل تا حدودی در ورودی شهر قرار گرفته ولی و موقعیت مکانی آن باعث شده ویو خوبی به کوهای پوشیده از جنگل شهر لاهیجان و همچنین شالیزاهای منطقه داشته باشد و اتاقی که ما رزرو کرده بودیم به سمت شالیزارهای روبه روی هتل بود.
شروع سفر- روز اول
فاصله تهران تا شهر لاهیجان 350 کیلومتر است که سریعترین مسیر جهت رسیدن به این شهر اتوبان تهران- قزوین و بعد از آن قزوین-رشت می باشد.
صبح حدود ساعت 8 از تهران به سمت شهر زیبا لاهیجان حرکت خودمون رو شروع کردیم. اگرچه وارد به ماه خرداد شده بودیم ولی با توجه به بارندگی خوب اردیبهشت 1403، دشت های مسیر سبزی خودشون را حفظ کرده بودند و هوا هم به شدت اردیبهشتی بود.
توفقگاه اول همیشگی برای ما در سفر به استان گیلان، سد منجیل و لذت بردن از هوای فوق العاده و نسیم بهاری این شهر است. کنار سد مدتی استراحت کردیم. همانطور که قبلا گفتم با توجه به بارندگی سال 1403، میزان آب سد به نظر مناسب بود.
مجدد راهی مسیر شدیم تا به سمت شهر لاهیجان حرکت کینم. بعد از ورود به استان گیلان و عبور از شهر رودبار، تابلوی دریاچه عروس مارو به سمت خودش کشوند. متن زیر توصیف کوتاهی از این دریاچه زیبا است.
"دریاچه عروس یکی از دریاچه های کمتر شناخته شده ایران است که با طبیعت شگفت و مناظر تماشایی، هر ساله گردشگران بیشتری را جذب زیبایی خود می کند. موقعیت دریاچه شما را با تابلویی بدیع از شکوه گیلان مواجه می کند. دریاچه عروس در روستای حلیمه جان در نیم ساعتی شهر رودبار قرار گرفته است. شما پس از رد کردن رودبار به جاده ای فرعی می رسید. با عبور از یک مسیر کوهستانی؛ مقابلتان دشتی جلگه ای و زنده خواهید دید که دریاچه در میانه شالیزارها و درختان جنگلی قرار گرفته است"
دیگه به وقت ناهار رسیده بودیم و گشنگی و ضعف داشت کم کم بر ما غلبه می کرد که به چشمم به یک کافه کوچولو در اطراف دریاچه خورد. به همسرم گفت موافقی ناهار رو همین جا بزنیم، یکم با اکراه پذیرفت ولی در کل کیفیت غذا به نظر من قابل قبول بود ولی شاید از استانداردهای استان گیلان یکم پایین تر بود.
ع
-بعد از صرف ناهار به سمت شهر لاهیجان مجدد حرکت کردیم و به هتل شهرزاد رسیدیم. بعد از گرفتن هتل، مدت کوتاهی استراحت کردیم و کمی در محوطه هتل قدم زدیم. اتاق هتل از لحاظ تمیزی واقعا مناسب بود ولی برخی شیرآلاتت و تجهیزات کمی قدیمی شده بودند و نیاز به بازسازی داشتند.
هتل دارای محوطه ای زیبا برای پیاده روی می باشد که در اصل برای برگزراری مراسم در فضای باز طراحی شده است.
به سمت استخر لاهیجان حرکت کردیم و بعد از رسیدن به محوطه زیبا استخر لاهیجان حسابی پیاده روی کردیم. بعد از پیاده روی هم به سمت شیطان کوه رفتیم تا نمای این شهر زیبا را از بالای به تماشا بشینیم.
برای شام به توصیه همسر، به سراغ یک ساندویچی به اسم سهیل رفتیم که تعریف اش رو همسرم در اینستاگرام خیلی شنیده بود و ظاهراً خیلی ها به خاطر ساندویچ کتلت به سراغ این ساندوچی می رفتند. از استخر لاهیجان با یک پیاده روی 10 تا 15 دقیقه ای میشه به سمت میدان بصیرت حرکت کرد و به ساندویچی سهیل رسید. من خودم به شخصه به علت داغ بودن کتلت خیلی مزه آنرا متوجه نشدم ولی در کل قابل قبول بود.
روز دوم سفر
حرکت به سمت ییلاق میلاشبا توجه به مسیر طولانی که در روز قبل پیاده روی کرده بودیم، تصمیم گرفتیم در روز دوم سفر بیشتر با ماشین به بازدید از زیبایی های استان گیلان و اطراف شهر لاهیجان بپردازیم. به همین خاطر با یک بررسی ساده، حرکت به سمت ییلاق میلاش را برای روز دوم انتخاب کردیم. البته تصمیم گرفتیم که اگر امکانش بود به سمت آبشار میلاش هم برویم ولی خیلی در مورد هدف بازدید سختگیر نبودیم.
اگر فرصت و امکان حضور برای استان گیلان را داشتید، حتما این منطقه را برای بازدید مد نظر قرار بدهید. جنگل های زیبا و انبوه این منطقه واقعا چشم نواز و زیبا بود. در مسیر به سمت میلاش از دهانه یک سد در حال ساخت هم عبور کردیم که آن هم تجربه زیبایی بود، یعنی جاده ای که در حال عبور از آن بودیم در آینده نه چندان دور زیر آب می رفت. با توجه به بررسی هایی که انجام داده بودم برای بازدید از آبشار میلاش، نیاز به پیاده روی حداقل نیم ساعته در جنگل بود که این مورد اصلا برای ما محیا نبود، لذا خدای مهربان یک آبشار زیبا و طبیعی هم در مسیر اصلی جاده قرار داده بود، که باعث شد ما بی خیال آبشار میلاش شده و در کنار این آبشار زیبا در لب جاده، ساعتی به استراحت و لذت از آن طبیعت بپردازیم.
بعد از بازدید از آبشار به سمت شهر رودسر حرکت کردیم که هم ناهار را در این شهر بخوریم و هم با توجه به نزدیکی به دریا، کمی هم به سمت ساحل برویم. برای ناهار با توجه به سرچ هایی که کردم رستوران تلار شهر رودسر برای جلب نظر کرد که رستوران خوبی هم بود. این رستوران در یک خانه سنتی قرار داره که واقعا زیباست.
بعد از رودسر به شهر لنگرود رفتیم. همسرم اصرار داشت که بازدید مختصری از شهر لنگرود داشته باشیم و حتما بازار سنتی شهر رو بازدید کنیم. بازار شهر خیلی زیبا است و واقعا ارزش بازدید و صرف چند ساعت در این بازار دارد. در محدوده بازار، یک پل تاریخی نیز وجود دارد که لوکیشن بسیار مناسبی جهت عکاسی نیز می باشد.
توضیحات پل لنگرود:
این پل تاریخی بر روی رودخانه لنگرود که از آبراهههای سفیدرود سراریز میشود و از مرکز شهر لنگرود عبور میکند، ساخته شده و محلههای قدیمی «فشکالی محله» و «راه پشته» را به یکدیگر متصل میکند. در زبان گیلکی لنگرودی به این پل، خَشته پٌل نیز میگویند.
در بازار ماهی لنگرود، کلوچه فروشی سنتی وجود دارد به اسم نان خشکی، حتما به آن هم سر بزنید که کلوچه ها و مربا های خوشمزه ای داره.
پشت بازار شهر لنگرود نیز یک امام زاده وجود داره، که اطراف امام زاده محیطی جالبی برای نشستن وجود دارد. محلی ها هم گندم میخرن و برای کبوتر های این امام زاده نذر می کنند.
آفتاب در حال غروب کردن بود که دیگه از بازار زیبای لنگرود دل کندیم و به سمت محل اقامت در شهر لاهیجان مجدد حرکت کردیم. زیبایی های شهر لنگرود و مناظر فوق العاده ییلاق میلاش، حسابی روز خوبی را برای ما رقم زد.
روز سوم سفر- بریم سمت دیلمان
برنامه امون برای امروز دیدن جاده سیاهکل به دیلمان بود که خیلی ها از زیبایی این جاده و مناظر فوق العاده اش برامون تعریف کرده بودند. ماهم این مسیر را انتخاب کردیم و بعد از صرف صبحانه در محیط بیرونی هتل، که واقعا جذاب بود به سمت این جاده رفتیم. جاده دیلمان به سیاهکل دو تا جاذبه دیدنی برجسته داره که حتما به نظر من برای این دو جاذبه در طول مسیر توقف کوتاهی داشته باشید. جاذبه اول، کاروانسرای تی تی خانوم هست که در اوایل جاده قرار داره و به نگاه کردن به تابلوها مسیر میشه موقعیت اش که از جاده اصلی خیلی هم دور نیست را مشخص کرد.
در دوره صفویه و به دستور شاه عباس اول، ۹۹۹ کاروانسرا در ایران ساخته می شود. «تی تی کاروانسرا» در روستای بالارود، بخش سیاهکل در دوره فرمانروایان محلی کیایی و در فاصله سال های ۷۶۹ تا ۱۰۰۰ قمری ساخته می شود و در دوره صفویه مرمت می شود. به همین دلیل برخی آن را به دوره صفوی نسبت می دهند.برخی منابع نوشته اند بانی ساخت آن مریم بیگم سلطان، دختر شاه تهماسب اول و همسر خان احمد خان کیایی (معروف به تی تی خانم) بوده و به همین دلیل به تی تی کاروانسرا معروف شده است.
این بنای تاریخی در سال ۱۳۷۵ به شماره ۱۷۸۴ در فهرست آثار ملی ثبت گردید و سال جاری نیز در فهرست میراث جهانی قرار گرفت. این کاروانسرا از ۲ نوع کاروانسراهای برون شهری و دو ایوانی است. دارای حیاطی مرکزی، ورودی هشتی مانند و دو ایوان در اطراف هشتی است و از ویژگی های معماری این بنا می توان گفت که ورودی بنا در ضلع شمالی قرار دارد و با گذر از آن به فضای هشتی به میان سرا می رسیم، در ضلع شرقی و غربی این هشتی از طریق فضاهای واسط به ۲ اتاق با مساحت ۱۷ متر مربع راه پیدا می کنیم و این در حالیست که مساحت میان سرا حدود ۴۰۰ متر مربع است."
اطراف کاروانسرا، یک اقامت بوم گردی زیبا هم وجود داره، که اگر کسی خواست می توانه شب را در این اقامت گاه بگذرونه، ضمن اینکه یک رودخانه زیبا نیز در نزدیکی کاروانسرا هست که میشه ساعت ها اونجا گذروند.
بعد از خداحافظی با تی تی خانوم، مجدد در جاده به راه افتادیم و به سمت آبشار لونک رفتیم. این آبشار هم در کنار جاده قرار داره و به راحتی میشه تا پای آبشار رفت.
بعد از آبشار هم با رانندگی در مسیر دیلمان ادامه دادیم و به مناظر فوق العاده این منطقه رسیدیم. ابرها زیر پاتون قرار میگیره در این منطقه!
ناهار را در شهر زیبا دیلمان خوردیم، در یک رستوران محلی که بسیار دل چسب بود.
در مسیر برگشت از دیلمان به سیاهکل، گفتیم حیف است که از این فضای زیبا کم بهره ببریم، لذا در یکی از پیچ های جاده، آبشار کوچکی پیدا کردیم که کسی جز ما در آن جا نبود، بساط چایی را به پا کردیم و مدتی طولانی از فضای زیبای این جاده رویایی لذت بردیم.
در مسیر برگشت به لاهیجان ، سری هم به موزه چای و تالاب سوستان زدیم.
روز آخر- حرکت به سمت خانه
همیشه دوست دارم روز آخر سفر، فقط بر گشت به خانه نباشه و از روز آخر هم تا حد امکان استفاده بشه، به همین خاطر بعد از صرف صبحانه پیشنهاد دادم تا به جای بازگشت از مسیر کوتاهتر یعنی اتوبان تهران رشت، از مسیر جاده چالوس و شهر های شمالی به تهران برگردیم که تا حد امکان از زیبایی های مسیر لذت ببریم. به همین خاطر رفتیم سمت شهر زیبای رامسر که بارها به این شهر سفر کرده بودیم.
قبل از خروج از شهر هم سری به مقبره شیخ زاهد گیلانی زدیم و از مغازه های اطراف این مقبره مقداری چایی ایرانی خردیم که عطر این شهر را با خودمون به تهران ببریم.
به شهر زیبا رامسر که رسیدیم، مجدد به سمت بلوار معلم رفتیم و از مناظر زیبای این شهر حداکثر استفاده را در کوتاهترین زمان ممکن بردیم.
برای ناهار هم مجدد رفتیم سراغ رستوران قدیمی کد بانو، که به نظرم واقعا غذای خوبی داره و نزدیک به همان بلوار معلم هست.
بعد از ناهار هم گازشو گرفتیم و آمدیم خانه- انشاله که آرامش به کشور برگرده
