bn2.jpg

سلام بر تمامي دوستان مشتاق سفر و سايت محترم لست سكند كه بستر بسيار مناسبي را براي دريافت و تبادل تمامي اطلاعات مورد نياز براي انواع مختلف سفر را براي كاربران خود ايجاد كرده است. اميدوارم اين سفرنامه نيز بتواند مورد استفاده دوستان مطالعه كننده قرار گيرد.

 فروردین ماه 1397 بود که به اتفاق خانواده همسرم تصمیم گرفتیم برای تعطیلات خرداد ماه به کشور تایلند و دو شهر بانکوک و پوکت سفر کنیم این اولین بار بود که می خواستم به یک کشور استوایی سفر کنم . من و خواهر خانمم و همسرش به سرعت شروع به تحقیق در مورد هتل ، حمل و نقل ، ‌خرید و جاذبه های دیدنی و تفریحی این دو شهر کردیم و طی یک هفته کلیه اطلاعات کسب شده را بین خودمان رد و بدل کردیم و به یک نتیجه واحد رسیدیم البته خواهر خانمم و همسرش قبلاً این سفر رو تجربه کرده بودند . از فردای آن روز دو تا خواهر خانمم شروع به جستجو در آژانس های هواپیمایی جهت رزرو تور مورد نظر نمودند. خوشبختانه چون ما 10 نفر بودیم قیمت های مناسبی بهمون پیشنهاد میشد و درنهایت از طریق آژانس کیا پرواز لیان تور مورد نظرمون رو به مدت 8 شب برای تاریخ 7 خرداد ماه با هواپیمایی ماهان رزرو کردیم.

دو روز قبل از پرواز تعدادی از ما بوشهر را به مقصد تهران ترک کردیم و 2 نفر دیگه مون هم روز پرواز به ما ملحق شدند.

روزو موعود فرا رسید و ما ساعت 16 به وسیله ونی ( مینی باس ) که از قبل رزرو کرده بودیم به سمت فرودگاه امام خمینی به راه افتادیم پرواز ما ساعت 20:45 بود که به محض رسیدن به فرودگاه و انجام امور پروازی به خروجی فرودگاه امام رفتیم و پس از گرفتن کارت پرواز به شعبه بانک سامان مستقر در فرودگاه مراجعه کردیم و ارزهای بانکی خودمان را نفری 1000 یورو دریافت کردیم و منتظر باز شدن گیت خروج ماندیم.

من و برادر خانمم و باجناقام به دلیل اینکه خیلی گرسنمون شده بود به برگر فروشی فرودگاه رفتیم و برای سفر 7 ساعته مون ته بندی کردیم.

پرواز ماهان با کمی تاخیر از زمین بلند شد . شام به دلخواه زرشک پلو با مرغ یا خوراک گوشت بود ، ساعت 2 یا 3 صبح هم صبحانه آوردن همانطور که می دانید پذیرایی با ساعت مقصد یعنی صبح کشور تایلند انجام می شه بعد از اینکه صبحانه آوردن هواپیما که به گفته خلبان بر روی کشور هند بود شروع به تکون های خیلی بد کرد طوری که همه ما صبحانه خوردن را رها کردیم و از ترس رنگ به رخسارمون نبود ، تو طول مسیر هم برگه های مخصوص ورود به تایلند بین همه مسافران تقسیم شد، در این برگه ها مشخصات گذرنامه و ویزا همچنین محل اقامت باید وارد شود که البته من به دلیل اینکه یکی از آیتم ها رو جابجا نوشتم درخواست یک برگ جدید کردم که مهماندار با یک لحن بد به من گفت که همین تعداد بوده و می خواستید دقت کنید و تو فرودگاه بانکوک موجوده و می تونید پر کنید گفتم پرواز که خالیه مسلماً برگه هست شما که از جیبتون نمی خواین بدید که بی تفاوت رد شد و رفت.  سرمهماندار رد شدن به ایشون گفتم که با احترام به جای یک برگه دو سه تا آوردن که منم تشکر کردم و یکی برداشتم و گفتم ای کاش همه خدمه مثل شما آموزش دیده بودند. در این پرواز صحنه ایی که خیلی بهم بر خورد قبل از اینکه هواپیما ارتفاع کم کنه مهمانداران با یک نایلون بزرگ رد شدند و پتو و بالشت های که به مسافران داده بودند رو جمع و مسافرانی رو که خواب بودند را بیدار میکردن که پتو و بالشت را تحویل دهند.

روز اول :‌ پس از 7 ساعت وقتی که هواپیما ارتفاعش را کم کرد بهشت سبز آسیا نمایان شد ، از بالا همه جا یکدست سبزپوش بود بالاخره هواپیما در فرودگاه بین المللی سووارنابومی Suvarnabhumi airport به زمین نشست. .

تصویر 1

1.JPG

 و بدنبال آن وارد فرودگاه شدیم و بعد از عبور از راهروی بلند ورودی، توی صف مهر ورود گذرنامه موندیم و با ارائه برگه هایی که از قبل داخل هواپیما تکمیل کرده بودیم و البته از ما واچر هتل هم خواستند مهر ورود رو زدند.

ما پس از گرفتن چمدان هایمان به سمت درب خروج رفتیم با پیدا کردن شرکت میزبان منتظر الباقی مسافران ماندیم و پس از آن به همه ما یک سیم کارت تایلند دادند و مسافران را بر اساس محل اقامت بانکوک – پاتایا – پوکت تقسیم کردند ما که خودمان 10 نفر بودیم به وسیله یک ون به فرودگاه دونمونگ Don Muang Airport جهت پرواز به شهر پوکت حرکت کردیم. طی مسیر همه جا سر سبز و زیبا بود ابرهای زیبایی هم در آسمان بودند که زیبایی ها رو دو چندان میکردند. نکته ایی که خیلی برام جالب بود پیچیدگی سیم های تلفن بود اینقدر در هم بافته شده بودن و در هم بر هم بودند که فکر نکنم حتی خود سیم بان هم بتونه تشخیص بده کدام سیم مربوط به کدام قسمت است.

تصویر 3 : سیم های تلفن

3.JPG

پس از یک ساعت به فرودگاه دونمونگ رسیدیم فرودگاه به شدت سرد بود طوری که اغلب مسافران لباس گرم پوشیده بودند . پرواز بانکوک به پوکت ما ایرلاین ایر آسیا بود از طریق دستگاههای دیجیتال کارت پرواز و تگ بار خودمون را گرفتیم و در صف تحویل بار ایستادیم چون خواهر خانم بزرگم با بچه بود تو صف تحویل بار نیامد که مسئول مربوطه از ما خواستن همه حضور داشته باشند پس از تحویل بار و انتظار برای چک کردن محتوای چمدان ها به طبقه دوم فرودگاه رفتیم و اولین ناهار را از مک دونالد سفارش خریدیم. پس از اعلام بازگشایی گیت خروج ایرآسیا به سمت گیت مربوطه رفتیم و سوار هواپیما شدیم و هواپیما به موقع از زمین بلند شد. نکته جالب این پرواز این بود که به جز آب همه چیز را باید خریداری میکردید و در طول پرواز 1 ساعت و 10 دقیقه ایی مهمانداران چای ، قهوه و تیشرت می فروختند.

تصویر 4 : فرودگاه دونمونگ

4.JPG

تصویر 5 : پرواز ایرآسیا

5.jpg

به فرودگاه کوچک ولی پر رفت و آمد پوکت رسیدیم اولین چیزی که شما پی خواهید برد اینه که پوکت خانوادگی تره و زیاد آدم مجرد نمیبینید همچنین بیشتر اروپایی ها از این شهر تایلند به خاطر آرامش و مناظر بکرش دیدن میکنند.برای همین شما بیشتر چهره و سبک زندگی اروپایی رو خواهید دید. پس از مراجعه به میزبان در فرودگاه به وسیله ون به سمت هتل حرکت کردیم تقریباً ساعت 17 به هتل رامادا دیوانا پوکت Ramada Phuket Deevana در خیابان Thanon ratuthit songroipi Rd رسیدیم هتلی بسیار تمیز با کارکنانی مودب که در فاصله 15 دقیقه ایی البته پیاده از خیابان اصلی پوکت بنگلارود قرار داشت و یکی از مزیت های این هتل داشتن شیلنگ آب توالت بود که با توجه به پرس و جویی که ما کرده بودیم مثل اینکه بیشتر هتل های اون منطقه فاقد آن بودند.

تصویر 6 : نمای بیرونی هتل از اینترنت

6.jpg

تصویر 7 : لابی هتل از اینترنت

7.jpg

هتل به داروخانه ، سوپر مارکت هایEleven 7 و Family Mart ، میوه فروشی ، صرافی و حمل و نقل آسان دسترسی دارد.

به محض ورود به هتل از ما با یک نوشیدنی خوش طعم و خنک پذیرایی شد و پس از آن تور لیدر پس از کارهای چک این توضیحاتی راجع به تایلند و شهر پوکت به ما داد.

رسپشن هتل به هر اتاق 2 کارت الکترونیکی داد برای مواقعی که از هم جدا شوید مشکلی برای باز کردن اتاق وجود نداشته باشد. دوتا از ما 10 نفر یکی از کارتاشون رو گم کردند که بر خلاف هتل های دیگری که رفتیم بدون گرفتن خسارت با احترام کارت جدید را به ما تحویل دادند. وسایلمون رو به وسیله چرخ مخصوص هتل به اتاق هامون آوردند که مبلغی هم به عنوان تیپ به آنها دادیم اتاق های ما بسیار بزرگ و دارای تخت خوابهایی که به نظر 3 نفره میومد تا دبل( در تورهای تفریحی تایلند معمولاً برای هر کاری مثلاً عکس گرفتن از شما با دوربین شخصی خودتون از شما طلب تیپ (‌انعام ) می کنند). بعد از استراحت کوتاهی و لذت از فضای سبز اطراف هتل و آرامش خاصی که اونجا داشت به اتفاق خانمم چای را در تراس هتل میل کردیم و ساعت 21 به اتفاق گروه به سمت خیابان بنگلارود راه افتادیم .

تصویر 8 :‌ فضای بیرون هتل از تراس

8.JPG

تصویر 9 : فضای بیرون هتل از تراس

9.JPG

بر اساس برنامه ایی که از قبل تنظیم کرده بودیم فردا رو می خواستیم به دیدن جزیره جیمزباند برویم از این رو به دنبال پیدا کردن تور مناسب بودیم. مسیر هتل تا بنگلارود رو از طریق گوگل مپ چک کردیم و از هتل زدیم بیرون ، تازه با مردم همیشه خندان و شاد پوکت برخورد کردیم مردمی که در اوج کار هم لبخند به لب داشتن تازه فهمیدم چرا میگن تایلند همیشه شاد.  در طول مسیر صرافی های متعددی دیدم که به رنگ های آبی ؛ سبز و زرد بودند ما دلار رو از صرافی های آبی رنگ چنج میکردیم. داروخانه و سوپرمارکت هایی که 24 ساعته باز بودند ؛ مرکز های مختلف اسپا و ماساژ که به وفور قابل مشاهده بود و مغازه های ارائه تور به توریست ها که ما پس از بررسی چندین مغازه و اطلاع از ساعت کاری آنها تصمیم گرفتیم یه سر به بنگلارود بزنیم و مغازه های آنجا رو هم بررسی کنیم تا یک تور خوب رزرو کنیم.

تصویر 10 :‌ صرافی

10.jpg

تصویر 11 :‌ Family Mart

11.jpg

تصویر 12 : eleven 7 از اینترنت

12.jpg

به بنگلارود رسیدیم و در کمال تعجب دیدیم هیچ سر و صدایی از این خیابون نمیاد که وقتی دلیل را جویا شدیم گفتند که دیروز و امروز روز بوداست و به احترام آن همه تعطیل و حق پخش موزیک را ندارند. ما به بنگلارود رفتیم و در طول مسیر تورهای شرکت های مختلف را بررسی کردیم تا اینکه به یک خانم خوش برخورد و مهربون رسیدیم که به خوبی انگلیسی صحبت میکرد و همه جزئیات تور ها رو برای ما بازگو کرد در نهایت تصمیم گرفتیم تور جزیره جیمز باند رو از این خانم رزرو کنیم که اگر خوب بود الابقی تورها رو هم از اون بگیریم. نکته ایی که وجود داشت تورهای این خانم از نظر قیمت خیلی مناسب تر از جاهایی دیگه بود و ما به واسطه تعدادمون تخفیف قابل توجه ایی هم ازش میگرفتیم. تور را تهیه کردیم و قرار شد فردا صبح ساعت 8:30 ماشین جلو هتل بیاد دنبالمون. چون خیابون تقریباً تعطیل بود تصمیم گرفتیم شام رو در پیتزا کمپانی در اول خیابان بنگلا سفارش بدیم و پس از آن با چرخی کوتاه در اطراف به سمت هتل و استراحت برای روز بعد راه افتادیم تو مسیر مقداری انبه و آناناس تازه گرفتیم که اینقدر خوشمزه بود که هر شب میگرفتیم .

تصویر 13 : تابلوی دفتر فروش تور

13.JPG

تصویر 14 : خانم فروشنده تور

14.JPG

تصویر 15 : میوه فروشی

15.JPG

اتاق های این هتل همه مجهز به اینترنت بودند و ما تا پاسی از شب مشغول صحبت کردن با خانواده و دوستان در ایران و همچنین گشت در دنیای مجازی بودیم.

 

روز دوم :‌ ساعت 7 صبح از خواب بیدار شدیم و پس از جمع کردن وسایل مورد نیاز نظیر حوله ، کرم ضد آفتاب ، دوربین و ... و برای صرف صبحانه به طبقه همکف هتل رفتیم . صبحانه هتل دارای تنوع بسیار خوبی بود . غذاهای شرق آسیا بیشتر به چشم میومد ولی خب برای ما هم گزینه های خوبی مثل نیمرو ، شکلات صبحانه ، نان تست ، وافل ، میوه های خوشمزه ریز شده و ... داشت.

تصویر 16 : صبحانه هتل

16.JPG

 سرویس ترانسفر تور ساعت 8:30 در هتل حضور داشت و ما رو به سمت اسکله ایی که قرار بود تور از آنجا برگزار شود برد. در این تور تا جایی که امکان داره از بردن لباس و وسایل اضافی خودداری کنید تا بتونید نهایت لذت رو ببرید و حتماً برای جلوگیری از سوختگی کرم ضد آفتاب به همراه داشته باشید و مدام آن را تمدید کنید و گرنه به سرنوشت من که پوستم سوخت و درد بسیار بدی را تحمل کردم و بعد از اینکه به ایران رسیدیم تمام پوست سوخته من ریخت دچار خواهید شد.  ماشین ما رو به یک فروشگاه بزرگ رساند که اونجا با چسباندن لیبل های خاص که روی آن شماره نوشته شده بود به سینه ما، ما رو گروه بندی کردند. داخل فروشگاه کاور های ضد آبی برای کوله پشتی و موبایل برای فروش موجود بود که من بر اساس تجربه قبل خواهر خانمم این کیس ضد آب موبایل را از ایران به همراه برده بودم و به وسیله آن در زیر آب عکاسی میکردم.

پس از یه ربع ما رو پیاده به سمت اسکله مربوطه بردند و آنجا سوار بر اتوبوس مخصوص به سمت کشتی حرکت کردیم.

تصویر 17

17.JPG

تصویر 18 :‌ بومیان اطراف اسکله

18.JPG

تصویر 19 : سرویس حامل به سمت کشتی

19.jpg

تصویر 20 : در حال سوار شدن به کشتی

uxIlnmXnJuUf3QaQizyR95KMj6lr1EABOOMLRgEe.jpeg

کشتی که راه افتاد لیدر تایلندی به انگلیسی با آب و تاب درباره تور و این که آب و نوشابه رایگان هست چندین بار توضیح داد. هر چقدر جلوتر می رفتیم زیبایی های آن دو چندان میشد ما در مسیر کلی عکس گرفتیم پس از دقایقی جزیره های ریز و درشت صخره ای از دور نمایان شدند. درست مثل میخ های سنگی که تو آب فرو رفته باشند و رو سرشون درخت و گیاهان مختلف سبزشده باشه.

تصویر 21

21.JPG

تصویر 22

22.JPG

کشتی از میان جزیره های زیبا عبور کرد به اولین جزیره که معروف ترین جزیره یعنی جمیز باند بود رسیدیم. با استفاده ازقایقهای دراز و معروف تایلندی به جزیره رفتیم. جزیره مملو از توریست بود. در قسمت ورودی اولین چیزی که نظر مان را به خودش جلب کرد یک غار زیبا با دیواره عجیب بود. دیوار این غار یک صخره بسیار صاف بود ، درست مثل اینکه با وسیله ای برش داده شده باشد. در سمت راست شما صخره معروف جمیز باند قرار دارد. میان دریای سبز رنگ بسیار آرام و با طبیعت بکر استوایی .... در این ساحل کوچک بومیان با انواع محصولات سعی در کسب درآمدی از خیل توریستها هستند. پس از گشت و گذاری در جزیره دوباره با همون قایقهای عجیب به کشتی برگشتیم و به سمت جزیره بعدی حرکت کردیم.

تصویر 23 :‌جزیره جیمز باند

23.JPG

تصویر 24

24.JPG

 در جزیره بعدی سوار قایقهای کانو بادی شدیم و به همراه پارو زن شوخ طبع به گشت و گذار میان صخره های زیبا پرداختیم جاهایی بود که کاملاً باید دراز میکشیدید تا سرتون به صخره ها برخورد نکنه پارو زن خوش سلیقه ما یک برگ را  از روی آب برداشت و بوسیله ناخن قلب زیبایی روی آن درست کرد و بعد از ما خواست که دوربین را بدیم بهش و از میان قلب از من و خانمم عکس گرفت و برگ را به یادگار به ما داد که البته همه اینها بعد تیپ پرداخت شد J J

تصویر 25

25.JPG

تصویر 26 : تصویری که خانمم از من و پارو زن گرفت

26.JPG

وقتی به کشتی اومدیم ، دیدیم میز نهارو چیدن . نهار شامل برنج ، ماهی ، ‌میگو سوخاری ، یه غذای تایلندی ، مرغ سوخاری و یه سری غذای دیگه بود کلاً من آدم بد غذایی هستم مرغ سوخاری را تست کردم ولی خب نتونستم بخورم ولی الباقی همراهان ما غذا رو خوردند و راضی بودند و من فقط به خوردن آناناس و هندونه بسنده کردم بعد از صرف غذا کشتی در محلی ایستاد که لیدر اعلام کردند هر کس می خواهد شنا کنه میتونه با جلیقه این کارو انجام بده که هنوز صحبتش تموم نشده من پریدم پایین توی آب ، توی اون هوای گرم اینقدر چسبید که حد نداشت و به جز 4 نفر از خانواده ما بقیه پریدن و شنا کردیم. البته موقع برگشت نمیدونم چی به پام زد که قرمز شد و شروع به خارش و درد کرد که با مراجعه به یکی از خدمه کشتی با کشیدن آناناس روی پام یه خورده آروم شدم. وقتی هم که از آب در اومدیم با یک شیلنگ، آب شیرین روخودمون ریختیم تا شوری آب اذیتمون نکنه .

تصویر 27 : ناهار تور جزیره جیمز باند

27.JPG

تصویر 28

idsubtEFlrYYhXstCS1ECP5o1HvTGlTnZ9ohkxFT.jpeg

تصویر 29

29.JPG

تصویر 30

30.JPG

 ساعت نزدیک 15 شده بود و کشتی باید برمی گشت اینقدر این تور به ما مزه داد که دوست نداشتیم تموم بشه . به هتل که رسیدیم تقریباً ساعت 5 بود و به اتفاق همه رفتیم استخر هتل و کلی هم اونجا آب تنی کردیم.

تصویر 31 : استخر هتل

31.jpg

بعد از اون به اتاق هامون رفتیم و پس از گرفتن دوش و زدن دارو بر روی پوست سوخته ام مجدد به تراس رفتیم و چای میل کردیم تا شب برای رفتن به بنگلارود آماده بشیم.

شب به اتفاق همه اعضای خانواده به سمت بنگلارود رفتیم در طول مسیر از بستنی فروشی ، ‌بستنی رولی با طعم انبه و توت فرنگی خریدیم .

تصویر 32 : ‌بستنی رولی

32.jpg

امشب خیابان طبق روال معمول بود و خیابانی شاد و پر هیاهو که از هر گوشه و کنار آن موسیقی جریان داشت بنگلارود معروف ترين خيابان پوكت است كه نوعي واكينگ استريت اين شهر محسوب مي شود. اين خيابان از یک طرف به مرکز خرید جانگ سیلون و از طرف دیگر به ساحل پاتونگ می رسد . در این خیابان معروف و توریستی کافه های بسیار بزرگ پوکت قرار دارد که اکثر گردشگران به این خیابان سری خواهند زد. در روز ممكن است كمي بي رنگ و لعاب بنظر برسد ولي در شب چون ورود وسایل نقلیه به این خیابان ممنوع می باشد آنقدر شلوغ است كه رفت و آمد در آن به سختي انجام مي شود و باید سرتاسر خیابان را پیاده طی کنید , این مکان شبها تا صبح باز میباشد و سرزنده و پر از شور و هیجان و چراغانی می باشد که صدای موسیقی از هر کافه و رستورانی بلند است و محل مناسبی برای تفریحات شبانه است. پس از گشتی در خیابان دوباره سراغ اون خانم مهربون رفتیم و اینبار برای روز بعد تور زیپ لاین بلند را خریداری کردیم و پس از اون به سمت ساحل پاتونگ حرکت کردیم و پس از ساعتی نشستن لب ساحل به یک مک دونالد رفتیم و شام را اونجا خوردیم و به سمت هتل حرکت کردیم.

تصویر 33 :‌ ورودی بنگلارود

4mxgEohQlNxTOQvoJqLwof4yrIj5Hg86zlzu8PQL.jpeg

تصویر 35 :‌ دکه های غذاهای محلی

35.JPG

تصویر 36 : دکه های غذاهای محلی

36.JPG

تصویر 37 : دکه فروش محصولات دریایی

37.JPG

تصویر 38 :‌ دکه فروش غذاهای سوخاری

38.JPG

تصویر 39 : خیابان بنگلارود

39.JPG

تصویر 40 : روز در خیابان بنگلارود

40.JPG

روز سوم :‌ پس از صرف صبحانه ساعت 8 راننده در لابی هتل منتظر ما بود و چون این تور برای بچه خطر داشت پدر خانم و مادر خانمم موندن تا از بچه خواهر خانمم مراقبت کنند و یه دور همون اطراف بزنند.

ماشین پیکاپ بود و ما پشت آن نشستیم و به سمت منطقه مورد نظر حرکت کردیم در طول مسیر اینقدر بالا پایین رفتیم و اینقدر راننده با سرعت رانندگی میکرد که نزدیک بود حالمون بد بشه 

تصویر 41

41.jpg

بعد از یک ساعت به محل مورد نظر رسیدیم یه سر بالایی تند که به جز خودمون هیچکس دیگه ایی نبود بالا رفتیم تا به جایی رسیدیم که دو نفر اومدن استقبال و مارو با نحوه صحیح زیپ لاین آشنا کردن و آموزش های لازم را دادند.

به جرات می تونم بگم که اینقدر این تور خوش گذشت که پر هیجان و ماجراجویانه بود که اصلاً متوجه گذشت وقت و گرمی هوا نشدیم ؛ پس از پایان زیپ لاین به وسیله ون کولر داری که پایین منتظر ما بود به سمت هتل حرکت کردیم که در طول مسیر با درخواست ما ون جلو eleven7 ایستاد و ما با گرفتن بستنی یه خورده حالمون سر جاش اومد.

تصویر 42 : زیپ لاین

42.JPG

تصویر 43 : زیپ لاین

43.JPG

به هتل که رسیدیم تقریباً ساعت 3 بود پس از اینکه دوش گرفتیم بوسیله توک توک به پاساژ جانگ سیلون که روبرو خیابان بنگلا بود رفتیم و پس از خوردن ناهار در KFC  تا شب به گشت و گذار تو پاساژ پرداختیم و بعد از صرف شام در شاورما ترکی که الحق خوشمزه و لذیذ بود ، به یکی از مراکز ماساژ پاساژ جانگ سیلون رفته و با گرفتن Thai Massage رفع خستگی کردیم . واقعا تایلندی ها در ماساژ تخصص خوبی دارند و بعد از یک ساعت ماساژ انرژی ما کاملاً بازگشته بود . مشغول قدم زدن به سمت خیابان بنگلارود شدیم و برای روز آخر تور رفتینگ رو خریداری کردیم و پس از آن به هتل برگشتیم و در مسیر از خوردن انبه و آناناس غفلت نکردیم .

تصویر 44 : از اینترنت

44.jpg

در تایلند راه های زیادی برای جابجایی وجود داره .از اجاره خودرو و موتورسیکلت بگیرید تا وسایل حمل و نقل عمومی مثل ون ، توک توک و..... که نرخ هاشون با هم فرق میکنه.

توک توک یه موتور هست که بهش یه چند تا صندلی وصله تو فیلمای هندی زیاد میشه دید .که بیشتر دربست میبرن و هزینش هم زیاد در نمیاد ولی باید اول باهاشون طی کنید که دچار مشکل نشید.

موتور ، اتوبوس و ون هم دارن البته میتونین موتور یا ماشین هم اجاره کنید که هزینه ای براتون شاید نداشته باشه ولی پیشنهاد میکنم این کار رو نکنید . اولاً قوانین فرق داره و کمی سفت وسخت تره  در ضمن جهت رانندگی در تایلند انگلیسی هست یعنی فرمونها در سمت چپ خودرو هست بنابراین جاده ها هم رفت و برگشتشون برعکس ایرانه .پس در تایلند برای گذر از خیابون اول به راست بعد به چپ نگاه کنید تا افقی نشید .

 

روز چهارم :‌ امروز صبح که از خواب بیدار شدم احساس کردم سرما خوردم و گلو درد و بدن درد شدید دارم پس از اینکه آب نمک غرغره کردم با بی میلی یه کم صبحونه خوردم ، پدر خانمم قرص سرماخوردگی بهم داد و در طول مسیر حدود 1 ساعت و نیم من خواب بودم و وقتی بیدار شدم یه خورده بهتر شده بودم. این تور شامل بخش هایی مثل رفتینگ ، فیل سواری ،‌زیپ لاین کوتاه ، موتور ATV و بازدید از میمون های بود اولین قسمت رفتینگ بود که ما با پرداخت پول بیشتر مسافت بیشتر رو انتخاب کردیم و اینقدر پر شور و هیجان بود که من خیس آب و فراموش کرده بودم سرما خوردم. پس از پایان رفتینگ جهت صرف ناهار به یک سالن رفتیم که اونجا با مراجعه به ما فیلم و عکس رفتینگ خودمون را خریداری نمودیم.

هنگام ناهار با یک دختر خانم فیلیپینی به نام نانارا آشنا شدیم که چون تنها بود سر میز ما نشست و کلی بین ایران و فیلیپین تبادل اطلاعات کردیم.  بعد از صرف ناهار به سمت فیل ها رفتیم ، برای اولین بار سوارشدن فیل را داشتم تجربه میکردم تجربه ای همراه با استرس ، ترس و هیجان خلاصه من و خانمم سوار فیل شدیم و به جز دقایق اولیه که با ترس همراه بود طی مسیر خیلی خیلی خوش گذشت و بعد از آن چون ما زیپ لاین را رفته بودیم از رفتن زیپ لاین انصراف دادیم چون فقط یک لاین کوتاه بود که از روی رودخانه رد میشد و برای ما اصلاً جذابیت نداشت. پس از اینکه همه خانواده از فیل سواری تمام شدند به سمت موتور ATV رفتیم. من که فکر نمیکردم فرمونش اینقدرسفت باشه و به نظر راحت تر میمود با کمی تلاش تونستیم موتور رو کنترل کنیم و از هیجان آن لذت ببریم بعد از پایان موتور ATV  به مدت نیم ساعت به سمت میمون ها رفتیم . مکانی مملو از میمون ها که وقتی ما رفتیم به سرعت پایین اومدن و از ما طلب خوراکی میکردند ما که جز لواشک و آجیل چیزی به همراه نداشتیم مجبور شدیم به اونها هم تعارف کنیم :)  و بسوی هتل به راه افتادیم.

تصویر 45

45.JPG

تصویر 46

46.JPG

مجدداً به استخر هتل رفتیم و مشغول آب تنی شدیم و بعد از آن به سمت پاتونگ رفتیم . همه خانواده کنار ساحل نشستیم و  از غروب آفتاب لذت بردیم . من و خانمم سوار پاراسل شدیم و پوکت زیبا رو برای روز آخر از بالا تماشا کردیم و پس از آن گشتی به دور و اطراف ساحل زدیم و شام رو در برگر کینگ خوردیم و برای شب آخر به خیابان بنگلارود رفتیم و از آنجا با مراجعه به داروخونه و خریدن قرص سرما خوردگی به هتل برگشتیم و مشغول جمع کردن وسایلمون برای پرواز فردا شدیم.

تصویر 48 : پاراسل سواری

kWFKKhQNsN4LqQ51wbmckBlYW41D52QT3M7OQ9fK.jpeg

تصویر 49 : غروب ساحل پاتونگ

qJQ52l2Gob03BsOWILw5kZb61Sv3bTN6DrxA7I99.jpeg

تصویر 50 : غروب ساحل پاتونگ

50.JPG

تصویر 51

51.JPG

تصویر 52 : بازارهای محلی اطراف ساحل

52.JPG

روز پنجم :‌ امروز یه خورده حالم بهتر شده بود و پس از خوردن صبحانه و چک اوت هتل به وسیله سرویس ترانسفر به سمت فرودگاه حرکت کردیم پرواز ما ساعت 11:40 به مقصد بانکوک بود .... ادامه دارد

تصویر 53 : در مسیر برگشت به سمت فرودگاه پوکت

53.JPG