bn146.gif

 

سفرنامه شهر وان ترکیه

با عرض سلام خدمت خوانندگان این سفرنامه بایستی بگم این مطالب کامل و بی نقص نیست ولی می تونه به عنوان کامل کننده سایر سفرنامه ها مورد استفاده قرار بگیره حتما سایر سفرنامه های خوبی که دوستان نوشته اند رو هم قبل از سفربخونید خیلی مفیده من هم همین کار را کردم .سعی کردم موارد تکراری سایرین رو ننویسم . امیدوارم مفید باشه و با لایک و پرسش های شما نقاط قوت و ضعف کارم رو بفهمم.

 

دوشنبه ۲۴ تیرماه سال ۹۸ ساعت ۱۰ شب ازتهران  ترمینال ۴ ازادی اتوبوس 25 صندلی وی آی پی شرکت میهن نور آریا به قیمت نفری 77000 تومن حرکت کردیم به سمت شهرخوی.

 

سه شنبه 25 تیرماه ساعت ۸ صبح رسیدیم ترمینال شهر خوی. طبق هماهنگی قبلی دفتر تورمان در تهران، در ترمینال مستقیم رفتیم پیش اقای خوش بهاری که توی دفتر شرکت سیما سفر خوی نشسته بود.82_big.jpg

چون تور ما با صبحانه بود هماهنگ کردن همانجا توی ترمینال صبحانه خوردیم. تخم مرغ و خامه عسل با نان شیرمال و چای. با اینکه ما وسط هفته آمده بودیم باز ترمینال شلوغ بود . همه مسافرهای شهر وان با ماشین های ون حرکت کردن ولی ما که چهارنفربودیم بعد از یکساعت معطلی و بی نظمی (خوش بهاری اصلا منظم نیست سرش هم خیلی شلوغه حتما از قبل چندبار باهاش تماس بگیرید و همه چیزرا خودتان شخصا چک و اوکی کنید. مخصوصا بلیط ماشین ون برگشت از وان به شهر خوی و همچنین بلیط اتوبوس مسافربری از خوی به تهران رو ازش بگیرید و پیش خودتان داشته باشید ، به امید تور نباشید چون آژانس تور تهران هم اصلا پیگیر مسافر خودشون نیستند.).

بالاخره ساعت ۹.۳۰صبح با تاکسی سمند زرد به اسم اقا امیر حرکت کردیم به سمت مرز رازی. خیلی تند رانندگی می کرد .یکساعت و نیم طول کشید. اونور مرز 3 ساعت معطل شدیم برای ماشین تاکسی امیر آقا چون ترکیه به ماشینهای مسافری گیر داده بود. و خیلی بازرسی میکردن. بلاخره با همون تاکسی سمند زرد ایران با سرعت زیاد والبته خطرناک یکساعته مسیر مرز تا شهر وان را طی کردیم. (نظر من اینه که جهت جلوگیری از علافی لب مرز ماشین ها را عوض کنیم و منتظر نشیم که ماشینی که ما رو از خوی آورده لب مرز بخواد همون ماشین ما رو ببره به شهر وان. بهتره اونور مرز سوار ون های ترک بشیم که همگی حاضر و آماده هستند.) ضمنا لب مرز یا همون گمرک رازی گوشی های خودتون رو چک کنید اگه علامت رومینگ نیامده بود می تونید همون لب مرز بدون نگرانی هزینه رومینگ زنگ بزنید. ولی بعدش که حرکت کردید به سمت وان حتما گوشی ها رو به حالت پرواز قرار بدید که هزینه زیاد رومینگ بهتون نخوره.

ضمنا حتما توجه کنید که عوارض خروج از کشور رو قبلا توی ایران پرداخت کنید . چون اونجا لب مرز به مشکل برمی خورید . مرز زمینی مشکلات خاص خودش رو داره . برق قطع میشه . سیستم قطع میشه . اینترنت قطع میشه . فکرکن توی صف هستی وقتی نوبت چک گذرنامه میشه تازه میفهمی یادت رفته عوارض پرداخت کنی باید تازه بری برای پرداخت بعد از پرداخت تازه 20 دقیقه طول میکشه تا اطلاعات پرداخت شما توی سیستم اینترنتی گذرنامه درج بشه و اینها همه یعنی اتلاف وقت و انرژی .

موقع اذان عصر به وقت وان ترکیه رسیدیم به هتل یعنی ساعت حدود ۳و نیم بعداز ظهر بود به وقت تهران یا ساعت 14 به وقت شهر وان  (ساعت شهر وان یکساعت و نیم از تهران عقب تره ) هتل ما هالدی ۴ ستاره عالی بود خیلی نزدیک به خیابان جمهوریت ، ولی با توجه به تجربه سفرهای قبلی خودمون برای اطمینان بیشتر از رزرو صحیح هتل ، خودم از قبل و در تهران با خانم طاهری که توی هتل هالدی کار می کردن استعلام وهماهنگ کرده بودم و ایشون لطف کردن و چک کردن و اوکی داده بودن.

پاسپورت ها را تحویل رزروشن هتل دادیم همه زبان فارسی بلد هستند. اتاق های بزرگ و دلباز به ما دادن. ما چهار نفر بودیم دستشون درد نکنه دو تا اتاق سه تخته به ما دادن طبقه اول . ضمنا کارگرهای هتل تا بهشون نگی دست به چمدونها نمیزنن و براتون حمل نمیکنن . بعدش رفتیم لابی هتل چای و کیک و ابمیوه و هندوانه و خربزه فراهم بود خوردیم. توی هتل هالدی غیر خوراکی های داخل یخچال اتاق ، همه چیز رایگانه.

بعدش رفتیم توی شهرخیابان جمهوریت برای دیدن و خرید . اینجا پره ازفروشگاه و رستوران . هوای وان 10 درجه از تهران خنک تره . خیابان های وان زیاد تابلو اسم و راهنما ندارن . موقعیت و دسترسی هتل عالیه. دارای کتری برقی ، سشوار، دمپایی پارچه ای ، سجاده و مهر نماز ، نماز خانه ، سیف باکس ، توالت فرنگی البته بدون شلنگ و آفتابه ، شامپو بدن و سر و صابون و فقط مسواک نداشت. قوطی کبریت هم توی اتاق بود. توی اتاق سیستم کولر گازی و شوفاژهست .هتل استخر نداره ولی حمام ترکی داره شامل کیسه و لیف و ماساژ.رستوران طبقه ششم هتله و فقط صبحانه دارن . همون طبقه ششم سرویس بهداشتی ایرانی و سنتی خودمون وجود داره با شلنگ و حتی آفتابه .

haldi-otel-van-uc-kisilik-oda_88902.jpg

(عکس از اینترنت)

۲۰۱۹۰۷۱۶_۱۶۲۲۰۳.jpg

۲۰۱۹۰۷۱۶_۱۶۲۲۳۶.jpg

برای شام هم رفتیم رستوران زنجیره ای رامیز (Ramiz) توی خیابان جمهوریت کنار مرکز خرید پارک ، اسکندرکباب و مرغ باربیکیو وهمبرگر خوردیم غذا خوشمزه و تمیزبود.اما به نظرم همبرگر رستوان برگر کینگ بهتر باشه .

43985080_433950557009937_8550794448218435278_n.jpg

(عکس از اینترنت)

سفارش می کنم کمتر فست فود بخورید و بیشتر از غذاهای محلی ترکیه استفاده کنید کیفیت گوشت های اینجا خوبه . بعد شام من و همسرم رفتیم شناسایی خیابانها که فردا شاید با اتوبوس یا دولموش خودمون بریم جزیره اختامار. بعد خیلی جستجو و پرس و جو ایستگاه دولموش ها را درمیدان بش یول پیدا کردیم. خیابانی بود به اسم اسکله نزدیک یه مسجد سبزرنگ به اسم مسجد عمر که محل ایستگاههای ون بود. ولی با تحقیق بیشتر و فهمیدن ساعت حرکت اتوبوس ها و ون ها منصرف شدیم که خودمون بریم،  دیدیم با تور دسته جمعی بریم بهتره و بیشتر خوش میگذره و ارزانتر هم هست و نیازی هم نیست که با ساعت حرکت کشتی ها هماهنگ شویم .

توی هتل خودمون از یه اقایی که روز قبل از ما رفته بود گشت شهری ، نشانی تورگشت شهری را گرفتیم که فردا بریم گردش و جزیره. با اقای مهرداد تماس گرفتم و هماهنگ کردیم. برای گشت فردا نفری ۶۰ لیر البته می گفتن 70 لیر که چانه زدیم تخفیف دادن. گشت شامل ساحل دریاچه ادرمیت، جزیره اختامار، خانه گربه ها و قلعه قدیمی وان. قیمت مناسب بود. برای گشت شهری حتما عینک افتابی، کلاه و کرم ضدآفتاب و آب خوردن همراه داشته باشید 

 

چهارشنبه 26 تیرماه صبح بعد از صبحانه مفصل هتل هالدی راس ساعت ۱۰ و نیم صبح ماشین آمد راننده اقای محسن با ون سفید همگی با چند ون رفتیم برای گردش شهری ، راننده سر راه جلوی فروشگاه میگروس نگه داشت هر کی دوست داره نوشیدنی بخره. (فروشگاههای زنجیره ای میگروس مال زن رییس جمهور ترکیه اردوغانه). 

20190717_115435.jpg

رفتیم ساحل زیبای دریاچه ادرمیت عکس گرفتیم. اقا مهرداد لیدر تور هم اونجا به ما ملحق شد بعد دسته جمعی با چندتا ون رفتیم اسکله اختامار سوار کشتی دربستی شدیم. موزیک و بزن و برقص را روی عرشه کشتی داشتیم. یک ساعت زمان بازدید ازجزیره و کلیسا ارتدکس داشتیم. (کلیسای ارتدکس در واقع حوزه علمیه مسیحی هاست )

 

۲۰۱۹۰۷۱۷_۱۳۴۰۱۷.jpg

۲۰۱۹۰۷۱۷_۱۳۴۰۳۷.jpg

۲۰۱۹۰۷۱۷_۱۳۴۸۱۱.jpg

20190717_134830.jpg

20190717_134742.jpg

20190717_140300.jpg

20190717_135756.jpg

۲۰۱۹۰۷۱۷_۱۴۰۲۵۲.jpg

بهتره روایت های مختلف داستان عشق آختامار و این کلیسا رو توی اینترنت بخونید. ساعت ۱۴.۳۰ برگشتیم با کشتی به ساحل شهر وان و رفتیم برای خوردن ناهار به رستوران بین راهی( ercoc cag kebap ) که رستورانش خیلی خوب بود و فقط یک نوع غذا داشت به اسم تاس کباب. که همون دونر رو به سیخ بزرگ کشیده بودن روی اتش هیزم می پختن و برای هر نفر دو سیخ کباب می اوردن که حجم کباب ها خیلی نازک بود. (حتما این ترک ها رو باید برد شاندیز مشهد تا بفهمن حجم کباب یعنی چی) خلاصه خیلی کبابش خوشمزه بود فیلم گرفتیم از پخت غذا. ناهار با مخلفات ماست و سالاد و نوشابه نفری ۲۵ لیر جمعا ما چهارنفر۱۰0 لیر دادیم. چون مسافر زیاد بود گارسون ها توی پذیرایی ضعیف عمل میکردن. ضمنا رستوران بهمون بوگیر خودرو کادو دادن و یه نوع مایع خوشبو کننده دارن که کف دست میریزن که بوی غذا از دست بره.

20190717_141149.jpg

۲۰۱۹۰۷۱۷_۱۵۰۰۲۳.jpg

۲۰۱۹۰۷۱۷_۱۷۰۲۴۱.jpg

 ۲۰۱۹۰۷۱۷_۱۶۱۲۱۷ (2).jpg

بعد ناهار با ون ها رفتیم خانه گربه ها و کنارش فروشگاه نقره جات. گربه ها را اگه ۱۰ لیر می دادی می گذاشتن بری داخل قفس به گربه ها غذا بدی . چشم گربه ها دو رنگ متفاوته مثل سبز و ابی و نسل اونا در حال انقراضه و فقط در وان وجود دارن. المانی ها دارن روی ژن اونا تحقیق می کنن. لاغر و سفید. گفته میشه اگه جایی غیر شهر وان ببرن میمیرن. عاشق آبتنی هم هستن واز آب نمی ترسن. روایت داریم اینا اگه موش ببینن و نتونن بگیرن از غصه دق میکنن ؟!

مغازه نقره هم باید بگم نقره ها گرون بود. بعدش رفتیم برای قلعه قدیمی شهر وان. قدمت ۳۰۰۰ ساله داره. البته ما بالای قلعه نرفتیم ،اخیرا اونجا کتیبه خشایارشاه پیدا شده. ولی چون روی اونها ادم های یادگاری نوشته اند دیگر اجازه بازدید نمی دهند. چندتا عکس دسته جمعی گرفتیم. بعدش حدود ساعت ۱۹ برگشتیم هتل. و بعد از کمی استراحت دوباره رفتیم خیابان ها برای خرید لباس .از طرف تورها پیشنهادهای وسوسه انگیزی میشه که برای کلوپ شبانه ثبت نام کنید و قیمت های مختلفی هم میدن و حتی میگن محیط کاملا خانوادگیه و آدم مجرد راه نمیدن تصمیمش با خود شماست ولی فکر نکنید مناسب باشه، همه جور آدمی از هر شهر و دیاری راحت و خیلی ارزون میتونه بیاد وان .

20190719_123502.jpg

20190719_123509.jpg

 

پنج شنبه 27 تیرماه بعد از صرف صبحانه (ساعت صبحانه از 7 صبح تا ساعت 10 می باشد) . رفتیم بازار برای خرید. فروشگاه خیلی زیاده توی شهروان توی اینترنت سرچ کنید نشانی تمام مغازه های برند میاد. بیشتر توی خیابان جمهوریت و ماراش هستن. در مرکز خریدبیوک avm مشغول خرید بودیم. این مرکز خرید رو سرچ کنید توی اینترنت خیلی فروشگاه داره به همراه سینما و رستورانهای گوناگون و فست فود .بعد رفتیم برای ناهار به رستوران( امام اوقلو اسکندر کباب )ولی بسته بود گفتن ده روزه بسته است. از خانم فروشنده مغازه بغلی ادرس رستوران خوب برای غذاهای محلی پرسیدیم ایشون رستوران (کاروانسرای) رو معرفی کردند در خیابان جمهوریت روبروی پارک که میخوره مستقیم به هتل هالدی. رستوران طبقه اول بود با پنجره های دارای منظره زیبای خیابان جمهوریت. اسکندر کباب و  پیده گرفتیم غذا خیلی خوشمزه بود. روغن حیوانی اصل بدون بو برامون آوردن. گارسون و مدیریت مودب و خیلی خوش برخورد بودن. چند بار اومدن سر میز تعظیم کردن سوال کردن از کیفیت غذا و اینکه کم و کسری نباشه. سرویس سالاد و حلوا و دو نوع مخلفات تند فلفلی هم اوردن.جالب بود دوغ محلی توی کاسه برامون آوردن . من با قاشق می ریختم توی لیوان . چای خوش عطری رایگان برامون آوردن  خوشبو کننده کف دستمون ریختن و ما رو تا دم دربدرقه کردن خیلی خوب بود.

۲۰۱۹۰۷۱۹_۰۰۵۵۴۷.jpg۲۰۱۹۰۷۱۸_۱۶۲۰۲۳.jpg

۲۰۱۹۰۷۱۸_۱۶۲۰۳۵.jpg

۲۰۱۹۰۸۱۱_۱۹۱۶۱۰.jpg

Screenshot_۲۰۱۹۰۷۱۹-۰۰۵۸۳۳_Chrome.jpg

برگشتیم هتل برای استراحت. عصر دوباره رفتیم میدان بش یول (پنج راه ) تو میدان بش یول بازار هست که پله میخوره میره زیرزمین  اونجا رو تختی  و ملحفه و غیره خریدیم با قیمت مناسب . شب برگشتیم هتل وسایل رو جمع آوری کردیم چون فردا باید ساعت 11  برگردیم ایران . چیزی که برامون جالبه اینه که ساعت 5 صبح اینجا هوا افتابیه فکر می کنی ساعت 10 صبحه . ضمنا موقع ترک هتل یخچال چک میشه اگه از خوراکی های یخچال خورده باشید پولشو باهاتون حساب میکنن .

 

جمعه28 تیرماه. طبق هماهنگی قبلی ساعت ۱۱ توی لابی هتل بودیم . ( همه این هماهنگی ها رو خودتون شدیدا پیگیر باشید هم با لیدر توی وان و هم با دفتر شهر خوی برای رزرو بلیط برگشت چون بی نظمی خیلی زیاده ) میوه و چای و کیک خوردیم. هتل میوه هندوانه و خربزه همیشه داره.

توی لابی منتظر بودیم برای برگشتن به ایران. قراره بود اقا سینا ما رو برگردونه به مرز. بالاخره ساعت ۱۲ حرکت کردیم بعد از چندتا دور زدن توی شهر وان و سوار کردن دو نفر مسافر از یه هتل دیگه و معطلی زیاد حدود ساعت ۱۴ به سمت مرز راه افتادیم. اصلا روی نظم و ساعت و این چیزها حساب نکنید! چیزی که اصلا براشون ارزش نداره وقت و زمان مسافره، برای یه صندلی خالی ون دور شهر و هتل ها می گردن تا ماشین پر بشه بعد حرکت می کنن به سمت لب مرز.

خلاصه رسیدیم مرز، جمعیت زیاد وخیلی شلوغ بود. بدون کولر و گرمای تابستان داخل سالن کریدور ترکیه در صف بودیم. (صف هم داستان های خودش رو داره اجازه بدید افراد سالخورده و ناتوان یا کسانی که نوزاد همراه دارن خارج سفر برن ). پاسپورت ها چک و مهر شد چمدونها خوشبختانه اصلا بازرسی نشد. فکر کنم به خاطر جمعیت زیاد مسافرا بود.

رفتیم طرف گمرک ایران. بدون دردسر رد شدیم چمدونها اونجا هم اصلا بازرسی نشد و وزن هم نشد. اگه وزن میکردن قطعا اضافه بار داشتیم و جریمه میکردن. مرز ایران پر بود از کسانی که خریدار حق ریجستری موبایل بودن به قیمت ۵۵۰ هزارتومن پول میدادن. ما چون افراد رو نمی شناختیم و اطمینان نداشتیم لب مرز نفروختیم. ممکن بود ریجستری رو برای گوشی های سرقتی استفاده کنند که احتمالا دردسر سازه، ضمنا گمرک ترکیه آباد ساخته شده ولی گمرک ایران خراب و خاکی اما درحال ساخت و توسعه انشاالله در سالهای بعد تکمیل و تمام شود. با همون ماشین ون ترکیه حرکت کردیم به سمت خوی. بعد دوساعت رسیدیم خوی رفتیم رستوران ناهار بخوریم.

رستوران حاجی بای نزدیک ترمینال بود. غذای ترکیه ای هم زیاد داشت و خوشمزه بود. من کوبیده بقیه پیده خوردن.

۲۰۱۹۰۷۱۹_۱۹۳۸۱۷.jpg

حدود ساعت19 رسیدیم به ترمینال خوی اونجا متوجه شدیم در اثر اشتباه بلیط برگشت به تهران برامون صادر نشده و ما باید تا زمان اتوبوس بعدی منتظر بمانیم. زنگ زدیم اژانس تهران و اونها گفتن اشتباه از طرف شهرخوی بوده و اقای خوش بهاری تعاونی چهار اشتباه کرده ، خلاصه بعد کلی دعوا ، ازما عذر خواهی کردن و برای جبران تا ساعت ۱۰شب ما رو با ون مشکی تشریفات ، خود اقای خوش بهاری برد گشت داخل شهر خوی و مقبره پوریای ولی و شمس تبریزی و از یک مغازه هم عسل زیادی خریدیم. می خواستند شام و بستنی ما رو مهمون کنه ولی ما قبول نکردیم و ازشون خیلی تشکر کردیم .

 ۲۰۱۹۰۷۱۹_۲۱۲۲۴۸.jpg

۲۰۱۹۰۷۱۹_۲۱۳۰۳۵.jpg

۲۰۱۹۰۷۱۹_۲۱۳۴۳۳.jpg

۲۰۱۹۰۷۲۱_۰۱۲۹۳۴.jpg

راس ساعت ۱۰ و نیم شب سوار اتوبوس شدیم و ساعت ۹ و نیم صبح روز شنبه ترمینال آزادی تهران بودیم.هوای تهران خیلی گرم بود بالای ۴۰ درجه راننده تاکسی می گفت تهران امروز۵۰ درجه از اهواز گرم تره.

در پایان طبق معمول لازمه چندتا نکته رو اشاره کنم . همتون می دونید ولی من باز یادآوری میکنم . سعی کنیم در کشور غریبه فرهنگ ،آبرو و عزت ایران و ایرانی رو حفظ کنیم . انعام دادن به کارگرها رو فراموش نکنیم سکه پول خرد ندیدم اسکناس بدیم بزارید برن همه جا تعریف کنن و بگن ایرانی یعنی چی . با اونها نشینیم درد دل نکنیم و مشکلات خودمونو و کشورمون رو براشون نگیم بعدها همونو چماق می کنن توی سرمون میزنن. به یه فروشنده ترک گفتم تخفیف بده با پر رویی گفت اگه پول ندارید چرا می اید ترکیه ؟دوستان ، ما ایرانی ها دفعه قبل با انعام کاری کردیم که وقتی ایرانی ها وارد رستوران هتل می شدند سریع کارگرا کانال های عربی تلویزیون رو عوض می کردن میزند روی شبکه  ایرانی. می گفتن ایرانی ها مهمترن . والسلام .

 

 

نویسنده: سید نوشاد میرقطبی

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.