bn111.jpg

 

من عاشق سفر هستم

یکی از کارهای روزانه من فکر کردن و مطالعه مقاصد مختلف گردشگری جهان است. بر روی نقشه، نقاط مختلف را علامت گذاری می کنم، تا اگر شرایط سفر فراهم شد، برای آن برنامه ریزی کنم.  من در هر شرایط به سفر فکر میکنم، هر چند شرایط برای انجام سفر سخت شده باشد.

با توصیف احوال خود، این سفر نامه را شروع می کنم

زمانیکه اولین سفر خود را به مقصد جنوب شرق آسیا، کشور تایلند و جزیره زیبای پوکت در مهر ماه 96 تجربه کردم، زیبایی وصف ناپذیر این منطقه از کره زمین من را شدیدا مجذوب خود کرد. ماحصل تجربه آن را در سفرنامه، سفر به سرزمین جزایر شگفت انگیز به رشته تحریر درآوردم. به فاصله کمتر از 6 ماه و در نوروز سال 97 یکبار دیگر برنامه سفر به جزیره رویایی بالی برایم رقم خورد. بهتر بگویم این سفر را مدیون لست سکند و برنده شدن در قرعه کشی انجام شده طی اولین همایش سایت در بهمن ماه 96 بودم. سفری بی نظیر به جزیره خدایان. تجربه این سفر را نیز در سفر نامه پروازی از هتل اسپیناس پلاس به بهشت خدایان به رشته تحریر درآوردم.

با توجه به دو سفر اخیرم به مناطق استوایی که از دوران کودکی به آن علاقه داشتم، به دنبال فرصتی مناسب جهت سفر های بعدی به کشورهایی مانند ویتنام، مالدیو، هند(گوا و کرالا)، فلیپین و سریلانکا بودم. علاقمندی من به سواحل دریا و اقیانوس ها، مناظر شگفت انگیز جنگلهای استوایی، جزایر کوچک و بزرگ، باعث شده تا گرایش من نسبت به مناطق گردشگری نظیر سواحل، جنگل و کوهها بیشتر باشد.

 این بارسعی کردم مقصد استوایی متفاوت، خاص و رویایی را انتخاب کنم که سالیان سال انتظارش را می کشیدم.

 

خرداد 97

یکی از سفر دوستان خوب من اعلام کرد که قصد دارد برای  سالگرد تولدش به مالدیو سفر کند. این موضوع مرا به بر آن داشت تا یکی از آرزوهای مقاصد سفرم را عملی کنم.

 متاسفانه در این زمان بازار ارز خیلی ملتهب بود و امکان تصمیم گیری برای سفر سخت ترشده بود. پیشنهاد سفر را با یکی از دوستان چندین ساله ام در میان گذاشتم و ایشان استقبال کردند و ابراز داشتند که مرا همراهی نمایند.

 چندین بار تاریخ  سفر را عوض کردم، مقاصد دیگری مانند جزایر سیشل و موریس را می خواستم جایگزین کنم که با مخالفت ایشان مواجه شدم، حال ایشان بیش از من برای سفر به مالدیو تمایل داشتند. با توجه به اینکه در خصوص زمان سفر به نتیجه نرسیده بودیم، فعلا بحث سفر مسکوت ماند.

 

مرداد 97

قیمت دلار روز به روز در حال افزایش بود و دغدغه روزانه مردم اعم از کوچک و بزرگ شده بود فقط دلار، دلار و دلار.

مقداری دلار از سفر بالی برایم باقی مانده بود، با اتکا به پس انداز موجود می توانستم برنامه ریزی سفر به مالدیو را دوباره شروع کنم.

مجدد برنامه سفر با دوستم مطرح شد، ابتدا برای چند روز بعد و در نهایت برای هفته چهارم مهر ماه توافق حاصل شد. حالا چرا هفته چهارم مهر ماه مگر خبری هست، در ادامه ....

تو این اوضاع آشفته ارزی هر روز خبری شنیده می شد، مبنی بر اینکه قیمت پروازها به زودی چندین برابر افزایش خواهد داشت.(در این زمان قیمت پرواز ها با نرخ هر دلار 42000 ریال محاسبه می شد). پس از  تعیین حدود تاریخ سفر، تمام پرواز های قابل دسترس به مقصد شهر ماله (پایتخت مالدیو) چه از نظر قیمت و چه از نظر مدت زمان پرواز و توقف را مورد بررسی و ارزیابی قرار دادم.

مالدیو از جمله کشور هایی است که  سفارتخانه خود را بنا به دلایل سیاسی در تهران غیر فعال کرده است. ولی با این حال سفر به این کشور برای ایرانیان نیاز به صدور روادید ندارد.

از تهران به شهر ماله پرواز مستقیم وجود ندارد، لذا بایستی پرواز های کشور های عربی مانند امارات، قطر، عمان را بررسی می کردم. رزرو و خرید بلیط تمام افکارم را به خود مشغول کرده بود و از حالا خودم را در مالدیو می دیدم. یک شب بالاخره پرواز قطر را به مبلغ هر نفر چهار میلیون و سیصد هزار تومان رزرو کردم. لازم به ذکر است رزرو اینترنتی پرواز قطری برای 24  ساعت بدون پرداخت امکان پذیر است.

هفته اول مرداد را کلا با رزرو بلیط و بررسی روز به روز قیمتها مشغول بودم. پس از رزرو بلیط هواپیمایی قطر، شروع به بررسی پرواز ترکیش به مقصد ماله شدم.  ترکیش به نسبت قطر قیمت های بهتری داشت و حدود یک میلیون تومان در آن تاریخ ارزانتر بود. لذا بطور موقت پرواز ترکیش را هم رزرو کردم (لازم بذکر است پرواز های ترکیش را هم می شود به مدت 72 ساعت بدون هزینه رزرو کرد).

در همین حین پرواز هواپیمایی عمان را هم نیز از نظر گذراندم ولی با توجه به مدت زمان زیاد سفر و همچنین دو توقف، یکی در مسقط و دوم در کلمبو (پایتخت سریلانکا و مدت زمان 31 ساعت ) ریسک خستگی بیش از حد مسیر را نپذیرفتم. لازم به ذکر است بهترین ساعت پرواز را قطری داشت ساعت رفت 22:45، ورود به مقصد 9:30 که البته قیمتی معادل 4 میلیون و هشتصد هزار تومان داشت.

 

ترکیش یا قطر، بالاخره کدام یک؟

پرواز قطری را که رزرو کرده بودم ساعت 22:45 رفت و 15:15  ورود به ماله به قیمت 4میلیون و سیصد هزار تومان

پرواز ترکیش ساعت رفت 14:45 و ساعت ورود به ماله 11:55 روز بعد 20 ساعت مدت زمان پرواز می شد. به قیمت 3 میلیون و چهارصدو نه هزارو پانصد تومان (8 ساعت توقف در استانبول)

IMG_2515.jpg

بلیط الکترونیکی ترکیش

پس از کلی بررسی و در نظر گرفتن شرایط و اینکه گشت خرید کوتاه هم در استانبول داشته باشیم، بالاخره پرواز ترکیش انتخاب شد. البته دلیل اصلی یک میلیون تومان قیمت ارزانتر بود، غافل از اینکه مخارج آتی ما در قبال یک میلیون تومان هیچ خواهد بود.

رزرو بلیط را قطعی کردیم و مبلغ از طریق کارت بانکی عضو شتاب پرداخت شد. منتظر شدم که بلیط الکترونیکی صادر شود که گویا به مشکل خورد، سریع با دوستم تماس گرفته و شماره دفتر ترکیش را به ایشان دادم و ایشان پس از پیگیری های زیاد و تماس با دفتر فروش ترکیش در استانبول و راهنمایی آنان علاوه بر ارسال بلیط الکترونیکی به ایمیل درج شده در خرید اینترنتی، صندلی های هر چهار پرواز (دو پرواز رفت، دو پرواز برگشت) را هم انتخاب و رزرو شد.

تاریخ پرواز: پنجشنبه 19 مهر 97 ساعت 14:45 رفت به استانبول  ورود 17:05

پرواز از استانبول جمعه 20 مهر 1:55 دقیقه بامداد  و ورود به ماله 11:55 دقیقه به وقت محلی

تاریخ برگشت: پنجشنبه 26 مهر ساعت 22:45 از فرودگاه ماله ورود به استانبول 5:00 صبح روز بعد

پرواز از استانبول 9:25  ورود به فرودگاه امام خمینی تهران 12:50 روز جمعه

خیالمان از بابت تهیه بلیط راحت و رفتن ما به مالدیو قطعی شد.

IMG_2516.jpg

مشخصات پرواز ترکیش به ماله (رفت و برگشت)

سفر به مالدیو، یعنی سفر به هتل جزیره ها

سخت ترین مرحله هر سفر تفریحی برای من انتخاب هتل است. عواملی زیادی را برای انتخاب یک هتل در مقصد در نظر می گیرم و حال اینکه مقصد هتل انتخابی یکی از جزایر مالدیو باشد، فکر کنم سخت ترین انتخاب زندگیم را می خواستم انجام دهم.

طبق معمول مزاحم مجید آقای میرزادی شدم، آخه ایشان تازه از سفر برگشته بودند و هنوز مهر مالدیو تو پاسپورتشان خشک نشده بود. در خصوص هزینه ها و اینکه چگونه می توانیم هتل رزرو کنیم راهنمایی گرفتم و شماره آژانس UTRAVES، که در شهر  مشهد بود را به من دادند و گفتند تمام کارهای رزرو  هتل در مالدیو توسط این آژانس انجام پذیرفته است.

پس از تماس با آقای رسولی(نماینده آژانس) لیستی از هتل ها با نرخ ها و خدمات متفاوت برای تاریخ های  مختلف برام فرستادند.

قیمتها را که دیدم از رزرو بلیط پشیمان شدم. شروع قیمت ها از 1200 دلار بود الی..........

لیست قیمتها را با دوستم بازبینی کردیم و روی چند هتل قرار شد بررسی بیشتری داشته باشیم. کارم شده بود، جستجوی هتل های فوق در سایتهای مختلف از جمله تریپ ادوایزر و بوکینگ.

هرچقدر عکسهای هتل ها و جزایر را نگاه می کردم عقل و هوشم به سمت مالدیو پرواز می کرد.

هتلهای مد نظر ما

1-آداران کلاب رانالهی 4 ستاره             ADARRAN CLUB RANNALHI

2-آدران هدهوران فوشی 4 ستاره        ADARAAN HUDHURAN FUSHI

3-آداران سلکت میدهوپارن 4 ستاره     ADARANN SRLECT MEEDHUPPARN

4-دیگافورا آیلند  4 ستاره DHIGUFARU RESORT                

5-کاندیما ریزورت  5 ستاره            KANDIMA RESORT               

6-کرومبا آیلند 5 ستاره KURUMBA ISLAND                     

7-آماری هاوودا 5 ستاره با نرخ ویژه   AMARI HAVODDA   

8-کوکون ریزورت 5 ستاره با نرخ ویژه  COCON RESORT  

برای انتخاب کارمان گره خورد . کارم شده بود چک کردن سایت و دیدن عکسها.

طبق لیست ارسالی ترانسفر از جزیره ماله به هتل ها براساس مقصد و فاصله آنها، متفاوت بود. هتل های نزدیک با قایق های پرسرعت و هتل های دورتر با هواپیمای دریایی و یا پرواز داخلی انجام می شد که بر این اساس نوع ترانسفر بر روی قیمت هتل تاثیر مستقیم داشت.

پس از بررسی تمام هتل ها به نتیجه قطعی نرسیدیم و مجدد با آژانس تماس گرفته و درخواست قیمت با آخرین تخفیفات ممکن را داشتم. گفتند که بررسی می کنیم و به شما اعلام خواهیم کرد.

پس از چند روز مجدد لیست قیمت با در نظر گرفتن نوع سرویس + ترانسفر+مالیات+محیط زیست برایم ارسال شد.

آخرین قیمت ها به شرح ذیل بود:

هتل AMARI HAVODDA پنج ستاره، امتیاز در بوکینگ 9.1 و تریپ ادوایزر 4.8 با خدمات ALL

4 شب ویلای ساحلی + دو شب ویلای روی آب+ پرواز داخلی + مالیات و محیط زیست 3680 دلار

هتل ADARAAN HUDHURAN FUSHI چهار ستاره، امتیاز در بوکینگ 8.8 و تریپ ادوایزر 4.5 با خدمات H&B

سه شب ویلای ساحلی هر شب  262 دلار+ یک شب اقامت رایگان

دو شب ویلای روی آب هرشب 496 دلار

ترانسفر قایق پرسرعت  هر نفر156 دلار+ 30 دلار کمسیون هر نفر

جمع کل 2150 دلار

هتل KANDIMA RESORT پنج ستاره، امتیاز در بوکینگ 9.1 و تریپ ادوایزر 4.5  خدمات FB

4 شب ویلای ساحلی هر شب 320 دلار

2 شب اکوا ویلا  هر شب 566 دلار

پرواز داخلی هر نفر 368 دلار + کمسیون 30 دلار

جمع کل 3208 دلار

هتل جدیدی رو هم تو لیست به ما اعلام کردند به نام

هتل VILAMENDHOO RESORT چهار ستاره، امتیاز در بوکینگ 9.2 و تریپ ادوایزر 4.5 با خدمات FB

4 شب ویلای ساحلی هر شب 278 دلار

2 شب ویلای روی آب هر شب 460  دلار

ترانسفر هواپیمای دریایی هر نفر 368 دلار+ کمسیون هر نفر 30 دلار

جمع کل 2828 دلار

 

مجدد بررسی قیمت ها، توانایی مالی خودمان، امکانات ارائه شده و محل قرار گیری هتل ها انجام دادم. پس از یک هفته تلاش و بازبینی عکسها و چانه زنی مجدد برای  هتل ویلامندهو  با 10 دلار تخفیف به قیمت 2818 دلار به توافق رسیدیم.

قرارداد توسط آژانس تنظیم و ارسال شد و قرار شد پرداخت به صورت دلار از طریق دفتر تهران، انجام شود.

 

دو ماه رویاپردازی

از مرداد تا مهر ماه کار هر روز من چک کردن هتل بود. وارد سایت تریپ ادوایزر می شدم و کامنت های مسافران هتل را می خواندم. انتظارکشیدن همیشه سخت است، حال این انتظار برای رسیدن تاریخ سفر باشد که دیگر بدتر .

حتی یک شب خواب دیدم که سوار هواپیمای دریایی شدم و هواپیما نتوانست ارتفاع بگیرد و به دریا سقوط کرد.

 

تابستان 97 ، بازی قیمت دلار و ماجراهای ارز مسافرتی

نمی دانم چرا هر وقت اسم سفر می آید، قیمت دلار شروع به بازی می کند. از مرداد تا اوایل مهر ماه قیمت دلار از 10 تا 18 هزار تومان در نوسان بود. این موضوع مشکلات خیلی زیادی برای من جهت تهیه دلار بوجود آورد. تنها شانسی که آوردم در یک مقطع دو روزه، قیمت به 10500 رسید و 300 دلار خریدم.

تا اواسط مرداد ماه ارز مسافرتی با نرخ دولتی به هر مسافر از 500 تا 1000 یورو  به تناسب مقصد سفر پرداخت می شد. ولی با گسترش دلال بازیهای بوجود آمده توسط برخی از آژانسهاو سود جویان، این بخشنامه توسط بانک مرکزی  لغو شد. در مهر ماه مجدد بخشنامه ایی از طرف بانک مرکزی مبنی بر تخصیص ارز مسافرتی با نرخ ترجیحی به بانک های عامل ابلاغ شد که تقریبا 2 هزار تومان از صرافی ارزانتر و نحوه توزیع همانند گذشته بود.

روز سه شنبه 17 مهر مدارک را آماده کردم و صبح ساعت 7.30 به بانک سامان مراجعه کردم و برای ساعت 10 نوبت گرفتم. راس ساعت مقرر مدارک سفر که شامل پاسپورت و کپی بلیط بود را به مسئول باجه ارزی دادم.

کارمند بانک پس از بررسی گفت: مالدیو ویزا می خواهد و به شما بدون ویزا، ارز تعلق نمی گیرد.

من: یعنی چه، کشور مالدیو که ویزا نمی خواهد.

کارمند: طبق بخشنامه بانک مرکزی این کشور تو لیست کشورهای بدون ویزا نیست و ما نمی توانیم به شما ارز دهیم.

من: آقا مالدیو سالیان سال هست که از مسافرای ایرانی ویزا نمی خواهد، میشه با امور بین الملل تماس بگیرید .

کارمند بانک که خیلی مودب بود با امور بین الملل تماس گرفت و مسئول مربوطه هم تایید کرد که مالدیو در لیست کشور های بدون ویزا نیست و باید حتما ویزا داشته باشید تا ارز 1000 یورویی به شما تعلق بگیرد.

من کمی مستاصل شدم و به بانک ملی مراجعه کردم که همین جواب را به من دادند. لذا مجدد به بانک سامان که نوبت گرفته بودم برگشتم و درخواست ارز مسافرتی500 یورویی برای ترکیه نمودم(چون بلیط هواپیما از ترکیش بود)

پس از پرداخت وجه و دریافت حواله ارزی به دوستم زنگ زدم و ماجرا را برایش توضیح دادم. از طرفی با آژانس مسافرتی تماس گرفتم و موضوع ویزای مالدیو و رفتار بانک را با آنان درمیان گذاشتم.

آنها بخاطر من تماسی با کارگزار اصلی در مالدیو گرفتند و به من اطمینان دادند که مالدیو ویزا نمی خواهد.

البته من راضی نشده بودم و استرس تمام وجودم را فرا گرفته بود.

تسویه با آژانس به صورت دلاری و طی سه مرحله پرداخت و  واچر هتل توسط شرکت utraves برایم ایمیل شد.

 

تهران استانبول

برخی از دوستانم سرزنش می کردند که چرا با ترکیش به مالدیو می روید. درست می گفتند ما باید با سه ساعت پرواز به سمت غرب می آمدیم و پس از 8 ساعت توقف در استانبول با 8 ساعت پرواز به سمت جنوب شرق پرواز میکردیم. حالا دیگر بلیط را گرفته بودیم و کاری نمی شد کرد. قیمت بلیط ترکیش به مقصد مالدیو از ایران در مهر ماه به 9 میلیون و هواپیمایی قطر 11 میلیون تومان  رسیده بود.

پنجشنبه صبح جهت همانگی کارها به شرکت رفتم و از ساعت 11 از آنجا راهی فرودگاه شدم. در فرودگاه قبل از ورود به سالن اصلی منتظر دوستم شدم که پس از 20 دقیقه ایشان هم آمدند و با از عبور از بازرسی به کانتر هواپیمایی ترکیش رفتیم.

متاسفانه پذیرش اینترنتی  ( CHECK IN ONLINE) از فرودگاه امام خمینی تهران برای پرواز ترکیش مقدور نبود، لذا با توجه به اینکه صندلیها را قبل تر رزرو کرده بودیم، پس از تحویل بار، کارتهای پرواز دو مسیر سریع صادر شد.

با پرداخت مبلغ 440 هزار تومان عوارض خروج (بابت سومین سفر خارج از کشور) و درج مهر خروج، وارد سالن ترانزیت شدیم و تا باز شدن گیت خروجی منتظر ماندیم.

هواپیمای ایرباس 200-330 ترکیش خیلی نو نبود و احتمالا برای 10 الی 12 سال پیش بود ولی تمام امکانات یک پرواز خوب را داشت. سیستم صوتی و تصویری با منوی فارسی، میهماندارن کارآزموده و پذیرایی نسبتا خوب، شرایط پرواز سه ساعته ما به شهر استانبول را آسان نمود. پس از سه ساعت منتظر فرود آمدن هواپیما بودم که دیدم خبری نیست. از روی نقشه موجود بر روی صفحه مانیتور متوجه شدم که هواپیما برفراز دریای مرمره در حال چرخیدن است. در این لحظه خلبان اعلام کرد به دلیل ترافیک پرواز های ورودی به فرودگاه آتاتورک استانبول، پرواز ما با بیست دقیقه تاخیر فرود خواهد آمد.

در همین لحظه بیاد خلوت بودن فرودگاه امام افتادم که بخاطر کمی پرواز های ورودی و خروجی، کمتر شاهد اینجور ترافیک ها می شود.(امان از رکود اقتصادی)

پس از مدتی کوتاه هواپیما به آرامی در فرودگاه آتاتورک استانبول به زمین نشست. همین که به سالن خروجی  فرودگاه وارد شدیم، انبوه مسافرین مرا به حیرت واداشت، بیست دقیقه طول کشید تا به گیت کنترل پاسپورت برسیم.

ما تصمیم داشتیم از 8 ساعت توقف استفاده کنیم و به مرکز خرید فروم استانبول بریم. از طریق خط m2  مترو به  ایستگاه Kojtepe رفته و از همانجا مستقیم وارد مرکز خرید شدیم. از آنجائیکه علاقه بسیار زیادی به چای دارم، در کافه مادو سفارش چای دادیم. پس از خوردن چای و گشتی در فروشگاههای متنوع این مرکز، خرید مختصری انجام دادیم.برای شام به فوت کورت رفته و سفارش برگر کینگ  دادیم. پس از صرف شام و باتوجه به محدودیت زمانی تردد مترو، به ایستگاه آمده و به سمت فرودگاه بازگشتیم. ساعت 23 وارد سالن ترانزیت شدیم و جهت گذر زمان خود را با فروشگاههای متنوع فری شاپ مشغول کردیم.

متاسفانه کرم ضد آفتاب با خودم برنداشته بودم، به هوای اینکه از استانبول بخرم ولی متاسفانه در مرکز خرید فراموش کردم، لذا  مجبور شدم در فری شاپ به دنبال کرم ضد آفتاب با قیمت مناسب باشم. برند های متنوعی وجود داشت و قیمتها 25 الی 45 یورو بود. بازهم در خرید تردید داشتم، لذا خرید را به ماله موکول کردم.

پس از کلی گشت و گذار حسابی خسته شدیم و به سالن خروجی پرواز ماله آمدیم. درب های خروج باز شد و ما وارد هواپیما ایرباس پهن پیکر A330-300 شدیم.

دل تو دلم نبود. یک آرزوی دیرینه در حال محقق شدن بود.

یعنی من واقعا در مسیر مالدیو بودم؟

هیجان خاصی سرتا پای وجودم را فرا گرفته بود. یعنی می توانستم پس از 8 ساعت پرواز خودم را میان جزایر افسانه ایی دنیا ببینم.

035.jpg

مسیر پرواز بر روی نقشه

هواپیما راس ساعت 1:50 دقیقه بامداد روز جمعه از فرودگاه استانبول به سمت فرودگاه بین المللی ماله به پرواز درآمد.  هواپیمای پهن پیکر ایرباس با گنجایش 350 مسافر،  ابتدا به مقصد ماله می رفت و پس از توقفی کوتاه به سمت شهر کلمبو (پایتخت سریلانکا) راهی می شد. هواپیما خیلی تمیز و تقریبا نو بود و تمام امکانات رفاهی نیز فراهم بود. پذیرایی شام و صبحانه با کیفیت بسیار خوب انجام شد.

آسمان آبی، اقیانوس زیبا، سرزمین رویایی

IMG_8551.JPG

بر فراز اقیانوس هند

انتخاب صندلی پرواز کنار پنجره بود و من مشتاق رسیدن به آسمان اقیانوس هند، جایی که وصف آن را فقط از سفر نامه ها خوانده بودم و تصاویرش را از طریق عکسها .

حالا داشتم به مکان رویایی می رسیدم که بتوانم از فراز آسمان، آنجا را مشاهده کنم. ساعت 11:20 دقیقه و هواپیما در حال کاهش ارتفاع بود. لکه های ابر را پشت سر گذاشتیم که در این لحظه صدا هایی حاکی از تعجب و شگفتی از داخل هواپیما به یکباره بلند شد.

وایییییییییییییییییییییییی چه منظره ایی، مگر امکان دارد.

آخر این همه شگفتی چگونه به وجود آمده، چرا فقط در این جا و با این وسعت.

 

جزایر کوچک و بزرگ همچون حلقه هایی، از دل اقیانوس سر برآورده و با زیبایی وصف ناپدیر، خود را در معرض دیدگان ما قرار داده اند.

من در این لحظه به همسفرم گفتم تمام هزینه هایی که بابت این سفر پرداخت کردم با دیدن این جزایر برایم تسویه شد. بله من مالدیو را از آسمان دیدم.

 من خلقت منحصر بفرد خداوندی را در آبهای آبی اقیانوس هند دیدم.

هواپیما با نزدیک شدن به فرودگاه ارتفاعش را کم می کرد و من همچنان مات و مبهوت .

 

IMG_8563.JPG

فرود در فرودگاه ماله

IMG_8567.JPG

هواپیمای پهن پیکر ایرباس 330 ترکیش

IMG_8565.JPG

ساختمان فرودگاه ماله

استرس

پس از پیاده شدن از هواپیما وارد سالن کوچک ورودی شدیم.

041.jpg

محلی برای عکاسی در قالب لباس محلی

در صف درج مهر ورود به نوبت ایستادیم. با توجه به اینکه ارز مسافرتی را با استرس گرفته بودم، ترس از اینکه در فرودگاه از ما ویزا بخواهند سراسر وجودم را فرا گرفت. سعی کردم به خود مسلط باشم و همسفرم متوجه آن نشود.

هیچ ایرانی در پرواز ما نبود که اگر اجازه ورود ندادند همدردی کنیم. تعداد نفرات جلوی ما زیاد بودند و من هم هر لحظه با نزدیک شدن به بخش کنترل پاسپورت، شدت ضربان قلبم بیشترمی شد.

 تا اینکه نوبت به ما رسید، ابتدا همسفرم رفت. ایشان هم با چهره ایی مضطرب نگاهشان به دست خانومی بود که می خواست مهر را درج کند. پس از  مدتی کوتاه و بدون کوچکترین سئوال مهر زده شد و نوبت به من رسید. پس از چهره نگاری و بررسی پاسپورت مهر ورود به همین راحتی درج و من وارد کشور مالدیو شدم. از خوشحالی داشتم بال در می آوردم.

با دریافت چمدانها، از سالن فرودگاه خارج شدیم. جهت خرید کرم ضد آفتاب، وارد داروخانه محوطه فرودگاه شدم که با قیمت وحشتناکی مواجه شدم. 45 دلار

IMG_9940.jpg

کرم ضد آفتاب 45 دلاری

 از اینکه در فرودگاه استانبول نخریده بودم، سخت پشیمان شدم ولی بالاجبار در مقابل قیمت، سر تعظیم فرود آوردم وپس از پرداخت 45 دلار(معادل 580 هزار تومان ناقابل) از داروخانه خارج شدم.  علیرغم اینکه می دانستم در هتل هم فروشگاه جهت خرید وجود دارد ولی با خود گفتم قطعا آنجا گرانتر است ولی دریغ از فکر اشتباه ...

پس از خرید، شدیدا مورد انتقاد دوستم قرار گرفتم. چمدانها را برداشته و به سمت  کانتر مربوط به هتل ویلامندهو رفتیم.

042.jpg

کانتر های مربوط به هتل ها

کلیه هتل جزیره های مالدیو در محوطه بیرونی فرودگاه دارای میز پذیرش هستند.

واچر را تحویل کانتر مربوطه دادیم و پس از بررسی و احراز هویت،  چمدانها را از ماتحویل گرفتند. خیلی محترمانه با راهنمایی لیدر، سوار خودرو ون شدیم و به سمت اسکله پرواز های دریایی رفتیم. پس از 5 دقیقه به اسکله رسیدیم، همینکه خواستم چمدانها را تحویل بگیریم، به ما گفتند که آنها را در اتاق هتل تحویل خواهید گرفت.

پیش خود یک احسن به مدیریت گفتم، بخاطر نحوه برخورد با توریست ها و هماهنگی سازمان یافته.

 

هیجان پرواز با هواپیمای دریایی

نظم و انضباط خاصی حاکم بود. انگاری قبل از اینکه شما وارد مالدیو شوید تمام برنامه های شما را چیده بودند.

در محوطه اسکله، برخی هتلها دفتر مخصوص خود را دارند. به محض  ورود با لبخند و احترام فراوان با آب میوه خنک از ما پذیرایی به عمل آمد و پس از کنترل مجدد واچر، کارت پروازجهت هواپیمایی دریایی صادر شد و سپس به سمت سالن انتظار رفتیم. پرواز قرار بود ساعت 13:45 انجام شود که اعلام شد با یکساعت تاخیر هواپیما آماده پرواز خواهد بود.

043.jpg

بلیط پرواز دریایی 

هواپیماهای کوچک ملخی، بر روی دریا و درکنار اسکله ساحلی پهلو گرفته تا نوبت پروازشان فرا رسد.

038.jpg037.jpg036.jpg

اسکله هواپیماهای دریایی

پرواز ما با یک ساعت تاخیر، ساعت 14:45 دقیقه انجام خواهد شد، لذا تصمیم گرفتیم گشتی در اطراف اسکله بزنیم و از نهار رایگان شرکت هواپیمایی ترانسفر ما استفاده کنیم. دوستم که به زبان انگلیسی کاملا مسلط بود با یکی از مسافران که از کشور بلژیک بودند، برای دقایقی همکلام شد.

دوستم : مالدیو خیلی زیباست.

بلژیکی : بلی واقعا طبیعت بینظیری دارند، شما اولین بار است به اینجا تشریف می آورید؟ به کدام هتل می روید؟

دوستم : بله، هتل ویلامندهو

بلژیکی :فوق العاده است من تا کنون دوبار آنجا رفته ام.

دوستم: شما مگر چند بار مالدیو آمده اید؟

بلژیکی : 6 بار و هربار به مدت دوهفته، شما از کدام کشور آمده اید؟

دوستم: ایران

از گردشگر بلژیکی خداحافظی کرده از بوفه اسکله نهار خود را گرفتیم و مشغول خوردن شدیم.

نهار که چه عرض کنم، اسپاگتی و اسنک تن ماهی به همراه نوشیدنی. زمان پرواز فرا رسید و به سمت اسکله محل سوار شدن،  راهنمایی شدیم.

ابتدا بار هایمان در قسمت انتهایی هواپیما جاسازی شد و سپس از ما خواستند که سوار شویم. کل ظرفیت حدود 15 نفر و تعداد مسافرین 12 نفر بود. هواپیما بسیار کوچک، طوریکه سرمان به سقف آن می خورد. بر روی صندلیها نشستیم. در این لحظه خلبان از روی تبلت که در دست داشت به جهت تراز نمودن هواپیما، اقدام به جابجایی مسافرین نمود. کسانیکه وزن سنگین تر داشتند ردیفهای اول و سبک وزن ها ردیف های آخر.

کابین هدایت هواپیما شامل خلبان و کمک آن بود که هر دو اهل مالدیو بودند. کابین خلبان بسیار کوچک که از داخل کابین مسافری به راحتی قابل رویت بود.

044.jpg

کابین خلبان هواپیمای دریایی

پس از حدود 10 دقیقه هواپیما شروع به حرکت کرد. هیجان وصف ناپذیری داشتم سه ماه انتظار برای رسیدن به یکی از خاص ترین مناطق کره زمین.

هواپیما  با سرعت گرفتن بر روی آب، به سمت آسمان اوج گرفت. با گذر از فراز شهر ماله به سمت جنوب ادامه مسیر داد.  جزایر زیبا یکی پس از دیگری پدیدار می شدند. با خود فکر می کردم چه جغرافیای خاصی این منطقه از کره زمین دارد. جزایر همسطح بسیار کوچک که دارای آبهای سبز و فیروزه ایی بودند. هتل جزیره های لوکس که هر کدام با موقعیت خاص و خدمات متمایز پذیرای گردشگران از نقاط مختلف دنیا می باشند.

چه لذتی داشت دیدن این تصاویر زنده و از آسمان آبی اقیانوس.

در بخشی از مسیر پرواز، با من همسفر شوید

پس از 45 دقیقه پرواز هیجان انگیز، بالاخره به یکی ازاین هتل جزیره ها رسیدیم.

 

اسقبال شاهانه در هتل جزیره ویلامندهو

در فاصله 100 متری جزیره، اسکله مخصوص قرار داشت که محل فرود هواپیمای دریایی ما بود. هواپیما پس از فرود روی آب، در کنار اسکله پهلو گرفت و ما به راحتی از آن پیاده شدیم.

045.jpg

فرود در اسکله جزیره ویلامندهو

سپس بار ها توسط کارکنان هتل از هواپیما به قایق انتقال  داده شد. مسافت 100 متری حد فاصل اسکله مذکور تا جزیره با قایق طی شد.

در بدو ورود در کنار اسکله جزیره، کارکنان هتل با لبخند به استقبال ما آمدند. دو نفر هم  به جهت ورود میهمانان جدید، ساز محلی می نواختند.

 احساسی همراه با شعور شعف داشتیم. یک خوش آمد گویی شاهانه

 درست بود که هزینه سفرمان زیاد شده بود، ولی این استقبال را من در جایی دیگری تجربه نکرده بودم حتی هتلهای لوکس سایر کشورها.

wWgNBpa5oYW5lKNkLTVIcN0bh4v74UHFUiJLnA5y.jpeg

مسیر ورود به لابی

مستقیم به لابی هتل هدایت شدیم. همه چی برایمان عجیب و شگفت انگیز بود. لابی هتل به صورت طبیعی مفروش به شن های جزیره بود و کلیه کارکنان به صورت پا برهنه در تردد بودند. با اینکه 24 ساعت از سفر مان می گذشت و خسته بودیم ولی هیجان دیدن مالدیو بر خستگی غلبه کرده بود.

یکی از کارکنان پذیرش به استقبالمان آمد و با دریافت گذرنامه هایمان از ما دعوت کرد تا برروی مبلمان لابی استراحت کنیم تا مراحل پذیرش انجام شود.

049.jpg

نوشیدنی خنک نعنای

با شربت نعنای خنک و حوله سرد از ما پدیرایی شد. در این لحظه یکی دیگر از کارکنان به سمت ما آمد و ضمن معرفی خود به عنوان راهنمای ما در طول اقامت، توضیحات مختصری در خصوص موقعیت جزیره و نحوه استفاده از خدمات رایگان و پولی دادند.

در طول اقامت هر نفر به مدت 15 دقیقه  ماساژ رایگان داشت و همچنین با هماهنگی می شد از خدمات عکاسی رایگان توسط عکاس هتل استفاده نمود.

ما  استفاده از ماساژ را برای روز یکشنبه ساعت 10 صبح رزرو کردیم و جهت عکاسی مقرر شد که با عکاس هماهنگی لازم انجام  شود که متاسفانه در طول اقامت امکان استفاده از عکاسی فراهم نشد.

راحت بگویم خیلی جو گیر شده بودیم، آخر این همه احترام و عزت جهت میهمانان هتل، مگر میشود ...

047.jpg

048.jpg

لابی هتل با کف شنی

نیم ساعت مراحل پذیرش انجام شد و بارهای ما توسط یک ماشین برقی به ویلا انتقال پیدا کرد.

پس از اتمام پذیرش، آقا رشید خودش را به عنوان خدمه ما در طول اقامت در ویلا معرفی کرد و گفت که در صورت نیاز به هرگونه خدمات در طول شبانه روز می توانیم با ایشان تماس بگیریم.

ما به همراه ایشان به سمت ویلای اختصاص یافته به راه افتادیم. پس از چند دقیقه پیاده روی مقابل ویلا رسیدیم.  

085.jpg

ویلای رو به دریا

ویلا یک طبقه  رو به دریا، شامل بالکن با مبلمان، اتاق  و تخت خواب بزرگ و یک حیاط کوچک در پشت بود که سرویس بهداشتی و حمام در آنجا قرار داشت (در واقع سرویس و حمام در فضای باز بود) که در نوع خود جالب بود. در حیاط هم باغچه کوچکی وجود داشت که دو سه نوع گیاه و درخت کوچک موز در آن کاشته شده بود .

 

دریا تو را فرا می خواند

056.jpg

اولین دیدار با آب های زلال

پس از تحویل اتاق، سریع دوش گرفته، لباس ها را تعویض و جهت استفاده از منظره زیبای دریا راهی ساحل روبروی ویلا شدیم. برای هر ویلا دو تا تخت بر روی شن هایی طلایی ساحل تدارک دیده شده بود. تخت ها را تا لب ساحل آوردیم و برای مدت کوتاهی چشم ها را بسته و به رویای دست یافته شده، اندشیدیم.

086.jpg

صدای آرامبخش امواج دریا، نسیم ملایم و سکوت تنها چیزی بود که در آن لحظه احتیاج داشتم. بدون آنکه متوجه شوم چشمان به خواب عمیقی فرو رفت و نیم ساعت بعد با صدای همسفرم از خواب بیدار شدم که مرا به سمت دریا فرا می خواند. نیم ساعت خواب برابر بود با کل خواب  های زندگیم.

054.jpg

رنگ زیبای دریا، شکوه و جلال خود را به رخ هر بیننده می کشید. خود را به دریا سپردم، امواج آرام و دل انگیز دریا، علاوه بر جسم، روحم را هم نوازش می داد و چه دل انگیز است لمس آب های سواحل جزیره ویلامندهو.

055.jpg

053.jpg

نام این پرنده  Gray heron است

پس از اولین تجربه شنا در سواحل مالدیو به ویلا برگشتیم، با کمی استراحت و جابجایی لباس ها جهت صرف اولین شام به رستوران اصلی جزیره رفتیم.

 لابی، سالن اجرای نمایش ها، رستوران و سایت تفریحات دریایی در کنار هم قرار گرفته اند. به محض ورود مسئول رستوران به ما گفت میزی را انتخاب کنید و تا آخرین روز اقامتتان در ویلا آن میز به شما اختصاص خواهد داشت و خانم نیشا هم مسئول پذیرایی از شما خواهند بود.

بنای ساختمان رستوران و لابی تماما از چوب ساخته شده است و زمین آن هم شنی.

میز دو نفره ای در کنار یکی از ورودیها انتخاب کردیم و پس از استقرار جهت استفاده از بوفه به محل چیدمان غذاها رفتیم. چندین نوع غذا اعم از انواع ماهی، مرغ، گوشت گریل شده، غذا های هندی و چینی، سالاد، میوه و دسرهای  مختلف وجود داشت. تنوع غذایی عالی و فضای رستوران کاملا رومانتیک بود. بر روی هر میز شمعی روشن بود.  رستوران اصلی جزیره  آهیما (Ahima) نام داشت که رستورانی بزرگ با چند ورودی بود. بدلیل نزدیکی به ساحل همواره نسیم مطبوعی در فضای رستوران جریان داشت که به صورت طبیعی گرما و رطوبت را  تحت کنترل داشت.

پس از صرف غذا در تاریکی شب ترجیح دادیم کمی پیاده روی کنیم واز سکوت مطلق جزیره نهایت استفاده را داشته باشیم.

052.jpg

تابلوی ورودی جزیره

بعد در تراس ساحلی مقابل رستوران نشستیم و نظا ره گر ماهی های زیبایی شدیم که خود را به کنار ساحل رسانده بودند.

051.jpg

مشاهده ماهی ها در تاریکی شب 

شفافیت آب به قدری بود که می توانستیم تا عمق چند متری کف دریا  را مشاهده کنیم.

هر شب در هتل از ساعت 21 الی 23 برنامه نمایشی خاصی اجرا می شد که برنامه امشب مراسم رقص محلی توسط چند تن از جوانان منطقه بود.

کمی در سالن به تماشای برنامه نمایشی پرداختیم و در آخر از همه دعوت شد که در مراسم شادی شبانه با گروه نمایش مشارکت نمایند. پس از اتمام برنامه به ویلا برگشته و مجدد در کنار ساحل نشستیم و در سکوت شبانه گوش جان سپردیم به آواز دلنشین پرندگان و همخوانی آنان با امواج ملایم دریا.

از لحظه ورود به جزیره زمان برایم معنایش را از دست داده بود. احساس می کردم که به معنی واقعی زندگی رسیدم.

وقت استراحت فرا رسیده بود و باید خود را برای روزی نو و زندگی رویایی آماده می کردیم.

روز دوم ، همراه با ماهی ها به دنبال پری دریایی 

ساعت 8 صبح از خواب بیدار شدم، اتاق با روشنایی نور آفتاب، رنگ و لعاب خاصی به خود گرفته بود. از ویلا بیرون شدم و چندین نفس عمیق کشیدم تا بوی ساحل و درختان جزیره در وجودم جاری شود. با بیدار شدن  همسفرم از خواب، به  رستوران  جهت صرف صبحانه رفتیم. سر همان میز شب گذشته نشستیم و جهت استفاده از بوفه صبحانه به قسمت مربوطه رفتیم. تنوع صبحانه  نیز عالی بود. دو ساعتی مشغول صبحانه خوردن شدیم و بعد از آن تصمیم گرفتیم کل جزیره را بگردیم.

جزیره ویلامندهو کجاست ؟

050.jpg

نقشه هتل جزیره ویلامندهو

این جزیره زیبا و فوق العاده در بخش Alifu Atol- South Ari Atol  در جایی که تعداد زیادی جزیره های کوچک و زیبا به طرز شگفت انگیز با فاصله در کنار هم قرار گرفته اند. فاصله هوایی جزیره تا شهر ماله نزدیک به 88 کیلومتر که این مسافت با هواپیمای های دریایی بین 30 تا 35 دقیقه طی می شود.

یکی از ویژگیهای منحصر بفرد این جزیره وجود صخره های مرجانی است که دور تا دور جزیره را در احاطه خود قرار داده اند. حد فاصل ساحل شنی تا صخره های مرجانی موجب پدید آمدن تالاب با آبهای زلال به رنگ سبز شده که یکی از شگفتیهای جزایر مرجانی مالدیو می باشد.

اولین گشت گذار دور جزیره 

در مجاورت سالن پذیرش هتل یک فروشگاه کوچک وجود داشت. وارد فروشگاه که شدیم چشمم به کرم ضد آفتابی که روز قبل از فرودگاه به قیمت 45 دلار خریده بودم افتاد. قیمت کرم فوق در این  فروشگاه 35 دلار بر روی آن خورده بود.

چقدر به خودم نهیب زدم که این چکار بود کردی. در فروشگاه انواع البسه ساحلی، وسایل شنا و تجهیزات اسنورکلینگ، کفش های ساحلی و مقداری صنایع دستی وجود داشت. ما تصمیم گرفتیم برای راحتی تردد در ساحل و دریا نفری یک جفت کفش ساحلی خریداری کنیم که هر جفت به قیمت 42 دلار بود.(لازم بذکر است مشابه این کفش ها را با قیمت کمتر از 10 دلار می توانستیم از فروشگاههای ورزشی مرکز خرید فروم استانبول خریداری کنیم). ولی باز چاره ای نبود چون تنها تفریح ما در جزیره استفاده از دریا بود، لذا جهت پیشگیری از صدمات احتمالی کف پا مجبور به خرید شدیم.

IMG_2380.jpg

کفش های مخصوص شنا

پس از بازدید و خرید از فروشگاه به اتاق بازگشتیم و کفش های خریداری شده را پوشیده و جهت گشت زنی دور جزیره آماده شدیم. ابتدا به سالن مخصوص تفریحات دریایی رفتیم تا از برنامه و قیمتهای آن اطلاعات کسب کنیم.

در طول روز و هفته برنامه مختلف آموزش غواصی در سطوح مختلف برگزار می شود. (آماتور در عمق 4 متر، نیمه حرفه ایی در عمق 8 متر و حرفه ایی در عمق 20 متر و هفته ایی دو بار هم آموزش غواصی آماتور به مدت یکساعت برگزار می شد که بایستی از قبل ثبت نام انجام می شد). انواع تورهای کشتی شامل  گشت جزیره های محلی و غروب آفتاب برگزار می شد که با توجه به بالا بودن قیمتها ما تصمیم گرفتیم که فقط به کرایه  تجهیزات اسنورکلینگ که روزی 6 دلار بود اکتفا کنیم . قرار گذاشتیم که بعد از نهار جهت اجاره تجهیزات به این مرکز مراجعه کنیم. پس از آگاهی از برنامه ها به سمت بخش شمالی جزیره راهی شدیم. کمی بعد از سالن ورزشهای دریایی با تابلویی مواجه شدیم که ورود کودکان به این محدوده از جزیره را  ممنوع کرده بود.  ظاهرا این بخش برای افراد بالای 18 سال و به نوعی به صورت اختصاصی برای خانواده های دونفره محسوب می شد. این بخش شامل یک رستوران به نام Funuma، استخر بزرگسال، فست فود Sunset bar،  پانزده واحد ویلای با جکوزی و سی واحد ویلای روی آب با جکوزی و ساحل فوق العاده زیبا و رومانتیک بود.

057.jpg

 

058.jpg

استخر مخصوص بزرگسالان

064.jpg

Sunset Bar

 

062.jpg

پرندگانی با آرامش بی نظیر

در کنار Sunset bar مرکز کرایه کایک و کانو بود. پس از مشورت با دوستم مقرر شد برای روز دوشنبه کایک دونفره کف شیشه ایی به قیمت 33 دلار برای یک ساعت اجاره کنیم.

070.jpg

رستوران فونوما استخر و ویلای های روی آب دقیقا در نوک شمالی جزیره جایی که آفتاب غروب می کند، ساخته شده اند. از بخش شمالی جزیره به سمت بخش جنوبی راهی شدیم. کلیه ویلاها در حاشیه ساحل و رو به دریا قرار گرفته اند. در کنار ویلاها درختان استوایی جزیره، چشم انداز بی نظیری را بوجود آورده اند.  پرندگان محلی با سرودن آوازهای خود، سکوت جزیره را می شکنند وچه دل انگیز است گوش فرا دادن به نجوای آنان.

071.jpg

در کنار ساحل و مقابل ویلاها هر خانواده مشغول کاری است، یکی بر روی تخت کنار ساحل دراز کشیده، یکی با فرزندان خود مشغول بازی، یکی با همسر خود در حال لذت بردن ازماه عسل و یک سفر رومانیک، یکی در حال غواصی و اسنورکلینگ و دیگری سوار بر قایق بادبانی، خود را به امواج دریا و وزش ملایم باد سپرده است و دیگری در حال خواب و دیدن رویاها. هر شخص فقط به فکر گذراندن یک تعطیلات رویایی است و ما هم یکی از آنها.

083.jpg

  در مسیر خفاشهای بزرگی را دیدیم که با بالهای منحصربه فردشان از شاخه های درختان آویزان شده بودند. در ادامه پیاده روی، گاهی وارد آب دریا می شدیم و گاهی از لابلای درختان گذر می کردیم که از تابش مستقیم آقتاب استوایی درامان باشیم. پس از یک ساعت به دماغه جنوبی جزیره رسیدیم.

در این بخش و دقیقا جایی که  به  موازات آن  آفتاب طلوع  می کند،  رستوران آسیایی به  بنام Asian Wok Restaurant قرار گرفته است، که با گذر از اسکله چوبی به راحتی می توان به رستوران فوق رسید. (لازم بذکر است که استفاده از رستوران فوق مشمول هزینه جداگانه است)

گشت و گذار و ارزیابی داخل جزیره به پایان رسید و به ویلای خودمان رسیدیم. جلوی ورودی هر ویلا یک کوزه سفالی بزرگ پر از آب  به همراه یک ملاقه چوبی قرار داشت. قبل از ورود به ویلا بایستی پا ها را با آب داخل کوزه می شستیم و سپس وارد ویلا می شدیم. گرمای ظهر هوا باعث تشنگی شدید ما شده بود، لذا به محض ورود آب میوه خنکی را نوشیدیم و کمی به استراحت پرداختیم تا زمان نهار فرا رسد.

بعد از نهار و راس ساعت 15 به مرکز غواصی رفته و تجهیزات اسنورکلینگ را به مدت یک روز اجاره کردیم. تجهیزات شامل لوله تنفسی و عینک شنا بود. کفش مخصوص غواصی را بدلیل سنگینی نخواستیم.

 پس از دریافت وسایل به سمت دریا رفتیم و آماده بازدید از دنیای زیر آب شدیم. تنفس از طریق لوله و برایم خیلی سخت و مشکل بود و نیاز به تمرین داشتم. عصر روز شنبه را به تمرین و غوطه ور شدن در آبهای فیروزه ایی مشغول شدیم. پس از دوساعت شنا خسته  و جهت استراحت به ویلا برگشتیم. چایی درست کردم،  کنار ساحل نشستیم تا علاوه بر نوشیدن، برروی تخت های ساحلی استراحت اندکی داشته باشم، تا لحظه غروب آفتاب فرارسد.

088.jpg

لذت دیدن غروب آفتاب از سواحل جزیره وصف ناپذیر است.

059.jpg

رنگین کمانی از رنگها را در این لحظه می توان شاهد بود. ترکیب رنگ آبی و فیروزه ایی دریا با رنگ زرد، نارنجی و قرمز غروب باعث بوجود آمدن لحظات ناب و دلپذیر می شود. درآن لحظه فقط می شود نظاره گر زیبایی آسمان و دریا شد.

067.jpg

087.jpg

استخر و ساحل در هنگام غروب

پس از غروب آفتاب به رستوران آمدیم و بر روی یکی  از میز های غذاخوری فضای بیرونی رستوران که بر روی اسکله بود، نشستیم. هوا بسیار مطبوع و عالی  و صدای آرام امواج دریا گوشها یمان را نوازش میداد. تصمیم گرفتیم که شام را در فضای بیرون صرف کنیم. بر روی هر  میز چراغ کوچک وجود داشت که  می توانستیم رنگ آنرا تغییر دهیم. با مسئول رستوران هماهنگ کردیم که غذایمان را در فضای بیرون خواهیم خورد که موافقت نمودند.

068.jpg

کشتی تفریحی - جهت برگزاری تور جزایرمحلی

069.jpg

رقص ماهی ها در شب و کنار ساحل

پس از شام به سالن نمایش هتل رفتیم که ابتدا فیلمی از سواحل جزیره نمایش دادند و سپس یک گروه نمایشی آماده اجرای عملیات غواصی و آموزش آن بر روی استیج شدند. برنامه برای ما کمی کسل کننده بود که ترجیج دادیم از هوای شبانه جزیره بیشتر استفاده کنیم. تاساعت 12 شب مشغول صحبت شدیم و پس از آن به استراحت پرداختیم.

 

در جستجوی پری دریایی

غروب همیشه زیباست ولی دیدار لحظه طلوع خورشید، از ورای اقیانوس هند و سواحل جزیره، می توانست خیلی هیجان انگیز باشد. به همین دلیل ساعت موبایل را برای 6 صبح تنظیم کردم تا بتوانم علاوه بر مشاهده طلوع خورشید، عکاس های خاطره انگیزی را به ثبت برسانم.

راس ساعت از خواب بیدار شدم و پس از برداشتن دوربین به سمت بخش جنوبی جزیره جایی که رستوران آسیایی ووک قرار داشت، رفتم.

076.jpg

079.jpg

چند نفر دیگر هم برای شکار لحظه طلوع خورشید به این مکان آمده بودند. منتظر بالا آمده خورشید شدم. سه پایه دوربین را تنظیم کردم و لحظه به لحظه با بالا آمدن خورشید عکسهای زیبایی را گرفتم.

080.jpg

مدام جا عوض میکردم که عکسها با زوایای مختلف باشد.

078.jpg

دوربین و سه پایه را برداشته و بر روی اسکله منتهی به رستوران رفتم و تعدادی عکس هم از آن زاویه انداختم.

081.jpg

با توجه به زمان صبح تعدادی از مسافرین هتل در حال قدم زدن و دویدن دور جزیره بودند.

082.jpg

084.jpg

عکس هایی از لحاظات طلوع آفتاب

هوا ابتدا خوب بود ولی با بالا رفتن خورشید به مرور گرمتر می شد و من هم پس از عکاسی به ویلا رفتم.

 پس از استراحتی کوتاه و بیدار شدن دوستم، جهت صرف صبحانه راهی رستوران شدیم. پس از صبحانه به سالن ماساژ در مجاورت ویلا های روی آب رفتیم. هر نفر 15 دقیقه ماساژ رایگان داشتیم.

DSC_0776.JPG

سالن ماساژ

 با معرفی خود و اعلام شماره ویلا، به سمت سالن ماساژ راهنمایی شدیم. منوی ماساژ را آوردند و خودشان به من پیشنهاد ماساژ تایلندی دادند. لازم بذکر است ماساژورها همگی از کشور تایلند بودند. پس از ماساژ کوتاه به ویلا رفته و وسایل اسنورکلینگ را برداشته و راهی دریا شدیم.

جریان آب دریا و امواج به واسطه ساختار جغرافیایی جزیره  از شمال به جنوب بود، لذا ما ابتدا به بخش شمالی جزیره رفتیم و اسنور کلینگ و شنا را از آنجا شروع کردیم. با توجه به تمرینهای دیروز، امروز شرایط بهتری را برای شنا داشتیم. شروع به جستجو و مشاهده دنیای زیر آب کردیم. جهت راحتی و اطمینان جلیقه نجات را پوشیدیم.  هوا بسیار گرم بود و تنها چیزی که می توانست گرمای هوا را قابل تحمل کند شنا بود اما غافل از آفتاب سوزان.....

از دوستم  کاور ضد آب گرفتم و موبایل را درون آن قرار دادم، سپس موبایل را درون گیره مونو پد گذاشتم، سپس بر روی آب شناور شدم.  همزمان با اسنورکلینگ، شروع به تصویر برداری از دنیای زیر آب شدم.

108.jpg

ماهی هایی شبیه کوسه

عینک را بر چشم زدم، لوله تنفسی را تنظیم کردم و حالا می خواستم دنیایی که سالها منتظرش بودم را از نزدیک و بدون کمک کسی تجربه کنم. بر روی آب شناور شدم و چشمم بر زیر آب.

123.jpg

وای چه دنیایی شگفت انگیزی، چه آب زلالی

124.jpg

نوعی آبزیان که معولا کف دریا به صورت ثابت می مانند

ماهی های کوچک و بزرگ با رنگهای مختلف و زیبا که هرکدام برایم همانند پری دریایی بودند

چه مرجانهای زنده و رنگینی

چه جانوران مختلفی

دیگر به چیزی فکر نمی کردم و فقط تمام ذهنم دنیای زیر آب بود.

درحال شنا، ماهی های کوچک و جسور با چالاکی خاص، خودرا میان مرجانها می رساندند گویی استراحتگاه آنان در آنجا بود.

 ماهی ها بدون ترس از من، در حال گذران زندگی خود  و من در خیالات خود در حال گفتگو با آنان.

من: چرا از من نمی ترسید؟

ماهی: چرا باید بترسم!

من: شما را صید می کنم و می خورم و یا دربند آکواریوم من هستید.

ماهی: من آفریده شده ام که غذای شما و سایر موجودات دیگر باشم ولی در بند کشیدن من خودخواهی شماست. شما را اشرف مخلوقات نام گذاشته اند ولی برای حقوق هیچ موجود زنده ای ارزش قایل نیستید. انسان ها نه تنها به ما، بلکه به حقوق خودشان هم قانع نیستند

من :چطور مگه؟

ماهی : شما به خودتان هم رحم نمی کنید و به طرق مختلف خودتون رو از بین می برید. آب ها را آلوده و جنگلها را از بین می برید، محیط زیست را نابود می کنید و از همه مهم تر، زیاده خواهی برخی از انسان ها، با راه اندازی جنگ و خشونت دنیایی را به هم می ریزد و ما هم از این خشونت ها درامان نیستیم.

با این گفتگوی مجازی از انسان بودن خود شرمنده شدم. سعی کردم به این گفتگو پایان دهم و هرچه سریعتراز خیالات بیرون آمدم...

همچنان به اسنورکلینگ خود ادامه دادم و در مسیر به یک تکه مرجان بنفش رنگ رسیدم. واقعا زیبا و شگفت انگیز بود.

بخش وسیعی از محدوده ی شنا، مرجانی بود و امکان اینکه پاها را بر روی شن های کف دریا بگذاریم کم بود چون به محض برخورد با مرجانها زخمی می شدیم.

در زیر آب گاهی ماهی های خیلی بزرگ هم دیده می شد ولی بدون هیچ ترسی شنا در کنار آنها لذتی فراموش نشدنی داشت.

تقریبا از شمال جزیره تا جنوب و سپس تا ویلایمان شنا کنان آمدیم. سه ساعت روی آب حسابی ما را خسته کرد. پس از تعویض لباس به رستوران رفتیم و بعد از نهار به ویلا بازگشتیم. سوزش خیلی زیادی بر روی کمرم احساس می کردم ابتدا فکر کردم بخاطر شوری آب دریا باشد،  ولی به محض اینکه لباس را می خواستم عوض کنم با قرمزی بسیار زیاد کمر و پاها، بواسطه سوختگی در برابر آفتاب مواجه شدم. بجز قسمت های زیر پوشش جلیقه، مابقی جاها کاملا کبود شده بود. متاسفانه کرم سوختگی همراه نداشتیم.

سوزش به قدری شدید بود که با هر حرکتی فریاد می زدم. تنها فکری که به ذهنم رسید گرفتن ماست از آشپزخانه رستوران بود . از مسئول رستوران خواستم که کمی ماست در اختیار ما قراردهد،  آنها هم بلافاصله یک کاسه ماست به ما دادند. ماست مالی بر روی سوختگیهای من همراه با جیغ و داد شد. ماست، سرد و محل سوختگی، داغ. حالا چه شود ....

به مدت یک ساعت ماست بر روی بدن ماند و کمی از التهاب سوختگی کم شد. پس از استحمام جهت استفاه از هوای مطلوب عصر گاهی جزیره، به اسکله مقابل ساحل رفتیم.

بر روی یکی از صندلیهای اسکله نشستیم و من دوباره غرق در افکار خود شدم. اینکه زندگی در این جزیره زیبا و دور افتاده چقدر لذتبخش است. چه می شد که آدمیزاد همواره در کمال آرامش و به دور از استرسهای زندگی روزمره زندگی کند . آیا در آنوقت زندگی یکنواحت می شد؟؟؟

من با توجه به شرایط کنونی ترجیح می دهم مثل رابینسون کروزو زندگی  کنم تا اینکه  اینهمه اخبار ناخوشایند جنگ،شرایط بد اقتصادی و غیره را بشنوم.

پس از شام بر روی یکی از مبل های راحتی کنار ساحل نشسته و به دوردست ها خیره شدم. آنقدر مجذوب سکوت و آرامش جزیره شده بودم، گویی که دیگر قصد نداشتم به زندگی واقعی برگردم. با سپری کردن یک روز پر جنب و جوش دیگر در جزیره سپری آماده استراحت شدیم. سوختگی کمر و پاها، استراحت را بر من دشوار کرده بود.

استراحت به معنای واقعی

صبح با سختی بیدار شدیم. برنامه امروز استراحت و استفاده از استخر ساحلی جزیره بود. پس از صرف صبحانه لباسهای شنا را برداشته و مقداری آبمیوه خنک که از ایران آورده بودیم، داخل فلاسک ریختیم و به سمت استخر بزرگسال ها که واقع در بخش شمالی جزیره بود، رفتیم. استخر درمجاورت Sunset bar  و رستوران Ahima قرارداشت. دو تا حوله گرفته و بر روی دو تا از تخت های کنار استخر انداختیم و آماده شنا شدیم. ابتدا آب کمی سرد بود ولی با گرمای هوا، آب استخر هم گرم می شد. گاهی در حال شنا در استخر بودیم و گاهی هم در دریا، و البته زمانی هم در حال استراحت کنار استخر.

با توجه به سوختگی شدید پاهای دوستم تصمیم گرفتیم سری به درمانگاه جزیره بزنیم که با مشاهده قیمت 60 دلاری ویزیت، منصرف شدیم.(علیرغم تهیه لیست موارد مورد نیاز متاسفانه کرم ضد سوختگی فراموش شده بود)

هوا خوب بود لذا بعد از نهار هم جهت استراحت به کنار استخر آمدیم و ساعتی را بر روی تخت چشم برهم گشودیم. با صدای پرندگانی که خود را به نوعی صاحب جزیره می دانستند، از خواب بیدار شدم.

092.jpg

این پرندگان بسیار آرام بوده و ساعت ها در جایی می ایستادند و نظاره گر میهمانان جزیره بودند. نگاه کردن به این پرندگان به من آرامش خاصی می بخشید. دوست داشتم بخشی از آرامش درونی این پرندگان را با خود می بردم، ولی چه کنم که امکان پذیر نبود.

تا هنگام غروب در کنار استخر ساحلی بودیم و عکسایی بی نظیری از غروب، استخر و پرندگان آن گرفتیم.

089.jpg

 

093.jpg

شاهد لحظه غروب خورشید می باشد

094.jpg

دوشنبه شب در کنار ساحل شمالی، مراسم شام رومانتیک برقرار بود و کارکنان رستوران در تدارک غذا و چیدمان میزها بودند. این سرویس شامل هزینه جداگانه بود و بایستی از قبل رزرو می شد.

O0BOowsqnAPptQiOHbe26RefSEkcSJ91A59rOrVC.jpeg

محل برگزاری شام رومانتیک

103.jpg

پس از غروب آفتاب، با انعکاس نور آسمان، شن های ساحل به رنگ صورتی رنگ شده بود.

زیبا و شگفت انگیز است دیدن این ترکیب رنگ.

074.jpg

 

073.jpg

تصاویر بی نظیر از انعکاس نور آسمان بر روی ماسه ها پس از غروب خورشید

با تاریکی هوا میهمانان رستوران رومانتیک می آمدند. ما هم باید به رستوران آهیما جهت صرف شام برمی گشتیم. پس از شام قدم زنان  به بخش شمالی آمدیم. نسیم دریا همانند شب های قبل، روح نوازی می کرد.

095.jpg

قایق سواری دور جزیره

چهار شب اقامت در ویلای ساحلی امروز به پایان می رسید و ساعت 12 به ویلاهای روی آب منتقل می شدیم. به پذیرش آمدیم تا در خصوص نحوه جابجایی اطلاعات کسب کنیم که گفتند شما راس ساعت 12 مقابل ویلای شماره 307 حاضر باشید.

 خیالمان راحت شد. پس از صرف صبحانه به کلوپ قایقرانی جزیره رفتیم و در ساعت مقرر (ساعت 10)قایق کف شیشه ایی زرد رنگ دونفره، به همراه دو عدد پارو در اختیارگرفتیم. با کمک دوستم قایق را به آب انداخته و از شمال جزیره به آرامی مشغول پارو زدن شدیم.

 هیچکدام از ما تا حالا تجربه قایقرانی در دریا یا اقیانوس را نداشتیم ولی بدون هیچ ترس، پارو زدن را شروع کردیم. ابتدا موافق جهت آب، از شمال به جنوب پارو زدیم و سپس خلاف جهت از جنوب به شمال ادامه مسیر دادیم. طول قایق مناسب و کف آن شیشه ایی بود که به راحتی می توانستیم ماهیها و مرجانها را ببینیم. نسیم آرام دریا، گرمای هوا را قابل تحمل می نمود.

096.jpg

تنها عکس از کایاک سواری

125.jpg

در حین پارو زدن جسارت به خرج داده و از محدوده مرجانها(REEF) خارج شدیم.  عمق دریا در خارج از REEF  بسیار زیاد بود و احتمال می دادم حتی در برخی از جاها  به بیش از 50 متر برسد.

از بخش جنوبی تا شمالی جزیره  خلاف جهت جریان آب بود لذا پارو زدن کمی سخت و کلی خیس شدیم، قایقرانی در اقیانوس خیلی هیجان انگیز بود.

دوست داشتم آنقدر پارو میزدم تا جایی که دست هیچ بشری به من نرسد، جزیره ای را پیدا کنم خالی از سکنه و باقی عمر را در آنجا سپری کنم به دور از هیاهو و استرس های زندگی روزمره.

ولی به ناگاه یاد داستان رابینسون کروزو افتادم که چقدر در جزیره متروکه سختی کشید، لذا پشیمون شدم ترجیح دادم به زندگی واقعی خود برگردم و دلم را به دو سه روز باقی مانده از سفر خوش کنم و در این روزها به چیز دیگری فکر نکنم.

پس از یکساعت، کایاک را تحویل داده و به ویلا بازگشتیم.

چمدانها را بستیم تا آقا رشید آمد،  ضمن تشکر از ما بخاطر اقامت در ویلا های ساحلی، وسایل ما را به پذیرش برد. ما هم به نوبه خود از زحمات ایشان قدردانی کردیم.(ویلا هر روز در دو نوبت تمیز و مرتب می شد)

برای نهار بایستی به رستوران فونوما (FUNUMA RESTURANT) می رفتیم. رستوران کوچکتر از رستوران آهیما و مخصوص افراد و خانواده های بالای 18 سال بود. رستوران در منتهی الیه بخش شمالی جزیره و مقابل ویلاهای روی دریا قرار داشت.

بوفه غذایی همانند رستوران اصلی بود ولی با این تفاوت که در این رستوران از شلوغی و سر صدا کودکان خبری نبود و از آرامشی خاص، توام با چشم انداز دریا می شد لذت برد.

پس از صرف غذا به سمت ویلای شماره 307 روی دریا رفتیم. حس پولدار بودن به من دست داده بود.

137.jpg

پا بر روی اسکله چوبی گذاشتیم و با گذر از میان ویلاها به محل اقامت رسیدیم. جلوی ورودی آقایی که خودش را یونس معرفی کرد، مقابل ویلا منتظر ما بود تا چمدانها و اتاق را تحویل دهد. درب را باز کرد و چمدانها را به داخل ویلا آورد. خوش سخن و البته کمی پر حرف بود. وی اهل مالدیو بود و تجربه فعالیت در چندین ریزورت داشت.

146.jpg

هیجان زیادی از حضور در ویلای روی آب داشتم. ویلا 80 متر و دارای سه بخش بود.

محوطه حیاط داخلی که در آن جکوزی دو نفره، سرویس حمام و بهداشتی قرار داشت.

167.jpg

169.jpg 

بخش میانی، شامل اتاق خواب، کمد، یخچال و سرویس چایساز

097.jpg

بخش حیاط بیرونی که شامل بالکن بزرگ روی آب با چشم انداز اقیانوس  که از طریق پله های چوبی دسترسی به آبهای زلال امکان پذیر بود. دو تخت، حوله و چتر آفتابگیر جهت استراحت تدارک دیده شده بود.

129.jpg

طراحی و ساخت ویلاهای روی آب در این بخش از جزیره، به دلیل عدم وجود مرجانها، عمق کم و وجود آبهای بسیار زلال است. (البته این بخش همچنان در محدوده داخلی REEF قراردارد و ورود ماهی های بسیار بزرگ به آنجا امکان پذیر نیست).

پس از چیدمان وسایل و کمی استراحت به روی بالکن آمده و نظاره گر رنگ زیبای اقیانوس شدیم. با خنک شدن تدریجی هوا تصمیم گرفتم گشتی مجدد دور جزیره داشته باشم و از زوایای مختلف عکاسی کنم. دوربین و سه پایه را همراه خود بردم. دوستم به دلیل خستگی ناشی از کایاک سواری ترجیح داد استراحت کند.

جزیره به قدری زیبا است که من در هر زمان و هر مکان می توانستم عکسی متفاوت را بگیرم.

171.jpg

گونه های مختلف گیاهان، پرندگان زیبا که ساکنین اصلی جزیره هستند و ماهی های دریا که هر از گاهی بر روی آب آمده و شیطنت خود را به رخ می کشیدند، در هر لحظه  سوژه جدیدی را خلق پدید می آوردند.

106.jpg

می خواستم از لحظه لحظه بودنم در جزیره نهایت استفاده را داشته باشم و با ثبت تصاویر به  یادماندنی، خاطرات آن را، همیشه برای خودم زنده نگه دارم.

105.jpg

110.jpg

جایی انتهای جزیره از سه طرف دریا

111.jpg

109.jpg

107.jpg

شیطنت ماهی ها بر روی آب

115.jpg

 

117.jpg

118.jpg

120.jpg

هر چقدر از غروب جزیره عکس بگیرم بازم کم است.

119.jpg

پس از عکاسی فراوان، متاسفانه  باطری دوربین تمام شد.

خالی شدن باطری، تنها خوبی که داشت این بود که بدون دغدغه غروب آفتاب را نظاره گر شدم و چه لذتی بالاتر از این.

به ویلا آمده و این بار با دوستم مجدد به سمت ساحل آمدیم و مجدد با  منظره ایی استثنایی روبرو شدیم. آفتاب کاملا غروب کرده بود ولی هوا روشن بود. محو تماشای  رنگ صورتی شن های ساحل در لحظه غروب شدیم، گویی که دریا با ساحل همرنگ شده است.

IMG_8681.JPG

IMG_9981.JPG

دوست داشتم زمان ثابت می ماند و من فقط این منظره را می دیدم. همه چیز بوی زیبایی و آرامش می داد.

با تاریک شدن هوا به رستوران رفته و مشغول خوردن شام شدیم. پس از صرف شام کمی قدم زدیم و به ویلا بازگشتیم.

تولدت مبارک کریم جان

امروز چهارشنبه 17 اکتبر مصادف با 25 مهر روز تولد من است. انتخاب تاریخ سفر صرفا به دلیل تولد من بوده است. پس از بیدار شدن، راهی رستوران جهت صرف صبحانه شدیم.

DSC_0933.JPG

اسکله ویلای های روی آب

پس از صرف صبحانه تصمیم گرفتیم به ویلا برگردیم و از آرامش ویلا و استراحت بر روی بالکن آن استفاده کنیم. یکی از امکانات ویلا هایی روی آب، وجود جکوزی بود.

168.jpg

سایبان را بازکردم و پس از روشن کردن جکوزی وارد آن شدم و زمانی را با ماساژ آب درمانی جکوزی گذراندم و سپس به روی بالکن آمده و بر روی تخت دراز کشیدم تا از تماشای دریا لذت ببرم. تا به حال همچین آرامشی را تجربه نکرده بودم. نه از تلفن های محل کار خبری بود، و نه از اخبار رسانه ها.

بعد از نهار تصمیم گرفتم مجدد تجهیزات اسنورکلینگ اجاره کنم، دل به دریا بزنم برای مشاهده زیبا رویان زیر آب.

بواسطه تجربه سوختگی دفعه قبل، این بار ترجیح دادم با تی شرت و جلیقه نجات وارد دریا شوم و دوست من هم ترجیح داد از استخر، ساحل و دریا استفاده کند. ترجیح دادم خیلی دوستم را تنها نگذارم و در همان حوالی به اسنورکلینگ خود ادامه دهم. ایندفعه کمی جسارت به خرج دادم و از محدوده مرجانها خارج و به بخش بسیار عمیق وارد شدم.

همانطور که زیر آب را مشاهده می کردم صدای هولناکی را شنیدم، سریع خودم را به بخش کم عمق و پشت مرجانها رساندم که با صحنه هیجان انگیز مواجه شدم.

بله درسته، من یک وال دریایی بسیار بزرگ را دیدم که همزمان با شنا بر روی آب، آب را همچون فواره از آرواره های خود، بیرون می داد. هم ترسیدم و هم هیجان زده.

در یک چشم بهم زدن و با سرعت بالا از تیرس چشمانم دور شد. شاید هم به زیر آب.

بالاخره هرچه بود خیلی صحنه شگفت انگیزی را دیدم، ولی دیگر دست و پایم سست شده بود و ترجیح دادم که از آب بیرون بیایم. پس از تحویل وسایل اسنورکلینگ به ویلا آمدم و مجدد دوربین را که ایندفعه باطریش رو کاملا شارژ کرده بودم برداشته و به سمت انتهای ویلاهای روی آب، جایی که در نقطه مقابل آفتاب قرار بود خود را در دریا پنهان کند رفتم.

138.jpg

DSC_1030.JPG

خورشید دقیقا مقابل پله های انتهایی اسکله غروب می کند

از پله ها پایین رفته و سه پایه را درون دریا گذاشتم و شروع به عکاسی از لحظه ناب و دیدنی ذوب شدن خورشید در اقیانوس کردم.

چه ترکیب رنگی، واقعا محشره.

132.jpg

131.jpg

136.jpg

 

DSC_1042.JPG

134.jpg

این پرنده هر روز شاهد غروب زیبای خورشید است

پس از کلی عکاسی به ویلا برگشتم و آماده رفتن به رستوران شدیم.برنامه تخلیه اتاق و ساعت خروج از جزیره جهت هر اتاق از طریق سیستم شبکه نمایشی داخلی هتل، بر روی تلویزیون  ویلا اعلان می شد.

145.jpg

شب ها ترجیح میدادیم در فضای باز و بیرون از سالن صندلی انتخاب کنیم و غذایمان را درآنجا میل کنیم. پس از اینکه غذا را خوردیم با سورپرایزی مواجه شدم.

سه نفر از کارکنان هتل کیک به دست به سمت ما آمدند و HappyBirthday گویان کیک را بر روی میز گذاشته و شمع های آنرا روشن کردند و پس از کلی دست زدن، تولدم را تبریک گفتند.

139.jpg

140.jpg

141.jpg

چه سورپرایز جالبی، چه تولد رویایی و آنهم در سواحل مالدیو و جزیره ویلامندهو، با حضور بهترین دوست دوران زندگیم.

142.jpg

جشن تولد به سبک ویلامندهو

بی شک این تولد رویایی ترین تولد طول زندگیم بوده است. پس از خوشحالی کیک و چای را خوردیم و به ویلا برگشتیم

143.jpg

به ویلا که وارد شدیم تخت بخاطر تولدم آراسته شده بود.

144.jpg

  آخرین شب اقامت را در ویلا به سر بردیم. ساعاتی را در بالکن، زیر نور ماه و صدای امواج آرام دریا سپری کردیم تا روز بعد فرا رسد و ما رو با خود به دیار خویش برگرداند.

روز تلخ وداع با جزیره ویلامندهو و مالدیو

نمی خواستم صبح فرا رسد، نمی خواستم این آرامش چند روزه به پایان رسد، ولی چرخه روزگار صاحب دیگری دارد و من بنده آن.

صبح به سختی از خواب بیدار شدم و جهت صرف صبحانه به رستوران رفتیم.

IMG_0438.JPG

همیشه تنبلی باعث می شود که عکاسی از رستوران و بوفه برایم سخت باشد، ولی این بار حیفم اومد که یادگاری از رستوران زیبای هتل نداشته باشم. موبایل را برداشته و چند تا عکس از بوفه صبحانه و آشپز مهربان آن انداختم.

165.jpg

166.jpg

IMG_0444.JPG

IMG_0445.JPG

یکی از پرنده های زیبای جزیره مشغول خوردن آب از شیلنگ کنار استخر بود که کلاغی آمد و مزاحم او شد، پرنده سریع به  بیشه فرار کرد و این حرکت چند بار تکرار شد. تلاش پرنده زیبا برای خوردن آب برایم جالب بود و من تکه نانی را برایش انداختم که مجدد کلاغ مزاحمش شد. دوساعتی همزمان با خوردن صبحانه مشغول تماشای جدال پرنده زیبا با کلاغ شدیم.

163.jpg

IMG_0429.JPG

پس از صرف آخرین صبحانه به ویلا برگشتیم و از داخل ویلا تعدادی عکس انداختم. 

147.jpg

148.jpg

خرچنگهای مهربان و خجالتی همواره در کنار واتر ویلا میهمان ما بودند

128.jpg

125.jpg

چمدانها را بسته و آماده تحویل ویلا شدیم.

آقا یونس جهت بدرقه ما آمد و ساعت پرواز از جزیره به سمت شهر ماله را 14:15 اعلام نمود. ایشان از ما بخاطرانتخاب این هتل جهت اقامت، تشکر و قدردانی کرد و آرزو نمود که بار دیگر ما را در این هتل ببیند (البته من هم آرزو کردم ایکاش، ایکاش، ایکاش ...)

چمدانها را تحویل مسئول مربوطه داد که به لابی انتقال دهد. ما هم از فرصت استفاده کردیم و سایر بخشهای جزیره از جمله استخر اصلی و فضای سبز بخش مرکزی و حاشیه محل زندگی کارکنان بازدید کردیم.

157.jpg

154.jpg156.jpg 159.jpg

158.jpg

162.jpg

161.jpg

مواد غدایی جزیره توسط این کشتی روزانه از ماله به جزیره حمل می شد

173.jpg

172.jpg

174.jpg

175.jpg

در بخشی از جزیره و بر روی تابلویی نام تمام گونه های جانوری و گیاهی جزیره به همراه توضیحات مختصر وجود داشت.

180.jpg

182.jpg

181.jpg

 

183.jpg

علیرغم تحویل اتاق در ساعت 12 ولی امکان استفاده از رستوران برایمان فراهم بود.

با یکی از مسئولین هتل کمی گپ و گفتگو کردیم و خواهش کردیم که اطاعاتی در خصوص مالدیو و جزیره در اختیار ما قرار دهد.

خلاصه گفتمان ما:

1-در سال 2016 پدیده Coral Bleaching (بی رنگ شدن مرجان ها) به علت افزایش دما،اتفاق افتاد. به همین خاطر مرجان های جزیره آسیب دیده اند. (دمای نرمال جهت مرجان ها بین 23 الی 27 درجه است.)

مدت زمان زیادی طول می کشد تا مرجان ها احیا شوند و رنگ آنها برگردند. در پدیده بلیچ، مرجان ها بی رنگ می شوند. ابتدا پولیپ ها بی رنگ می شوند و سپس به دلیل عدم رسیدن مواد غذایی به اسکلت مرجانها، آنها می میرند. در فرایند احیا، مرجان های مرده زنده نمی شوند،  بلکه درکنار آنها مرجان های جدید رشد می کنند. به این ترتیب که مرجان هایی که درآب آزادانه حرکت می کنند به دنبال جایی هستند، تا این که به این اسکلت های مرده می چسبند و شروع به رشد می کنند. چندین دهه طول می کشد تا صخره های مرجانی احیا شوند. در حال حاضر در فلوریدا آمریکا، تحقیقاتی در حال انجام است که با استفاده از ایمپلنت، روش سریعتری برای رشد مرجان ها پیدا کنند. در این سال پدیده Coral Bleaching در تمام دنیا اثر گذاشت. در مالدیو تمام Attol ها آسیب دیدند.

(به مجموعه 10 الی 20 جزیره که به صورت زنجیره در کنار هم قرار دارند Attolگفته می شود.)

در جنوب مالدیو یک  Attol هست که فقط از یک جزیره تشکیل شده است به نام کوامولا و خیلی متفاوت است. ساحل پر از سنگ ریزه است که با هربار برخورد موج، این سنگ ریزه ها می شکنند. پراکندگی Attol ها بیش از 100 کیلومتر است.

196.jpg

197.jpg

2-کشور مالدیو شامل 1 درصد خاک و 99 درصد اقیانوس است.

3-Crown& Champa Resort از سال 2010 شروع به کار کرد. قبل از آن چند تا واتر ویلا و گاردن ویلا و رستوران  بیشتر نبود. از وقتی آن شرکت شروع به کار کرد به مرور استخر و واتر ویلاهای جدید ایجاد گردید.

4-در مالدیو از نوامبر تا آپریل فصل پر مسافر(High Season) است. چون هوا خیلی عالی می شود و البته قیمت ها هم در ماههای دسامبر و ژانویه تا سه برابر بالاتر می رود. باران کمتر می بارد و هوا همیشه آفتابی است. جهت باد عوض می شود و دریا آرام است. ماهی ها فعالتر که فصل تخم گذاری آنهاست. بچه ماهی های زیادی را می شود دید و پرنده ها نیز زیاد می شوند.

5-در خصوص آینده مالدیو نظرات متفاوتی وجود دارد، بعضی از دانشمندان معتقدند که احتمالا مالدیو بر اثر ذوب شدن یخ ها در قطب به زیر آب خواهد رفت. ولی برخی دیگر اعتقاد دارندکه  در حال حاضر در قسمتهای مختلف کره زمین برخی از جزیره ها به زیر آب رفته اند و برخی جزایر دیگر پدیدار شده اند. در مالدیو نیز این بالا و پایین رفتن آب اتفاق می افتد، برخی از جزیره ها ناپدید شدند و برخی جزیره های جدید تشکیل شدند، براساس تغییرات جریان آب .

6-در مالدیو به موازات تغییر فصل جریان های آب و باد، شکل ساحل را تغییر می دهند، که همه Attol ها دچار این تغییرات می شوند. ساحل که الان به این شکل می بینیم، در فصل دیگر شکل دیگری به خود می گیرد.

7-در مالدیو از همه جای دنیا واردات مواد غذایی انجام می شود. در حال حاضر بیشتر از مصر و اروپا گوشت و از کشورهای آسیایی میوه و سبزیجات خریداری می شود. عمده محصول تولیدی در مالدیو نارگیل و صید ماهی است.

8-بیشتر میهمانان هتل جزیره ویلامندهو از کشورهای آلمان- سویس- انگلستان هستند و بیشترین تفریحات مورد علاقه میهمانان هتل، غواصی–  شیرجه و تماشای حیات دریایی است. مربیان غواصی و شیرجه، همه از ملیت های مختلف خصوصا اروپایی هستند. شاید فقط یکبار از کشور ایران ویلامندهو میهمان داشته است که آن هم برای ماه عسل آمده بودند.

9-هرکدام از جزیره های مالدیو جذابیت های خاص خود را دارند برخی دارای موجودات جالب دریایی،  برخی دیگر ساحل ماسه ای و برخی سر سبز تر هستند. ولی ویلامندهو جزیره زیبایی است که همه چی دارد از جمله زیبایی داخل جزیره، ریف های بی نظیر، موجودات دریایی زیبا و شگفت انگیز و ساکنین (کارکنان) متعهد و میهمان نواز.

10-زبان مردم مالدیو Dhivehi و الفبای Thaana که مخلوطی از Sanskrit و عربی است.

زبان مردم بیشتر به زبان سریلانکایی شبیه است. از کودکستان این سه زبان تدریس می شود: Dhivehi ، عربی، انگلیسی

11-در جزایر توریستی استفاده از لباس شنا برای مردان و زنان آزاد است و استفاده از مشروبات الکلی محدودیتی ندارد، اما در ماله و جزایر محلی (غیر توریستی)به دلیل اعتقاد به دین اسلام  این طور نیست.

12-مردم مالدیو از حضور توریست ها در کشورشان خوشحال هستند، چون با انسان های جدید آشنا می شوند. توریست ها موجب رونق کسب و کار هستند و پول می آورند و درقبال آن از زیبایی های مالدیو لذت می برند و خوشحال می شوند.

13- در هتل های مالدیو 60 درصد پرسنل بومی و تا 40 درصد نیز می توانند خارجی باشند.

14-شهر ماله حدود 300 هزار نفر جمعیت دارد که عمد درآمد کشور مالدیو از طریق اخذ مالیات از هتل و ریزورت ها است.

(کلیه اطلاعات بالا به نقل از یکی از کارکنان با سابقه هتل به نام فاطیما می باشد)

آخرین نهار در جزیره و خداحافظی با بهشت

با خوردن آخرین نهار هتل، منتظر هواپیمای دریایی شدیم. علاوه بر ما تعدادی مسافر دیگر هم قصد ترک بهشت ویلامندهو را داشتند. با یک ساعت تاخیر و کلی گشت زدن بر روی دریا بالاخره وقت خداحافظی فرا رسید.

176.jpg

178.jpg

179.jpg

همانگونه که موقع آمدن ما یکسری داشتند بر می گشتند، حالا وضعیت برای ما بر عکس شده بود و ما جزیره را با تمام شگفتی هایش، پرنده های زیبا، ماهی های همچون پری دریایی، سواحل سبز و آبی، مرجان های زنده اش، سکوت و آرامشش را ترک می کردیم.

سوار هواپیمای دریایی شدیم.

184.jpg

موقع برگشت هم از آسمان زیبایی های دیگری از جزایر مالدیو را می توانستیم مشاهده کنیم. گذر از جزیره هایی لوکس، جزایر بسیار کوچک که فقط یک درخت بر روی آن وجود داشت.

186.jpg188.jpg

یکی از لوکس ترین ریزورت های مالدیو

189.jpg 

پس از 35 دقیقه پرواز و بازدید ازهتل جزیره های زیبا از فراز آسمان، به فرودگاه ساحلی شهرماله رسیدیم. پس از پیاده شدن تا فرودگاه ترانسفر شدیم.

5 ساعت تا پرواز برگشت، زمان داشتیم، فرصت را غنیمت شمرده و تصمیم گرفتیم سری به مرکز شهر ماله بزنیم و گشت و گذاری اندک در شهر داشته باشیم. لذا با پرداخت 60 دلار، چمدانها را به بخش امانات فرودگاه سپردیم و با پرداخت 2 دلار بابت هر نفر با قایق به سمت اسکله اصلی شهر ماله رفتیم.

190.jpg

پس از ترک قایق، از پیاده راه ساحلی به سمت بخش مرکزی شهر رسیدیم. با توجه به زمان محدود تصمیم گرفتیم بازدید هایمان خیلی مختصر باشد. چون هوا بسیار شرجی بود و آسمان هم در حال تاریک شدن.

191.jpg

192.jpg

ابتدا به سمت مسجد جامع و زیبای ماله رفته و پس از آن از بازار ماهی فروش ها بازدید کردیم. البته بازار در حال تعطیل شدن بود. پس از آن سری به بازار میوه و تره بار زدیم.

193.jpg

194.jpg

198.jpg

199.jpg

200.jpg

خیابانهای ماله پر از موتور سوار بود و تمام خانوم ها محجبه بودند. دو ساعت پیاده روی در هوای شرجی ماله حسابی خسته مان کرد، لذا به سمت اسکله برگشتیم و سوار برقایق شده به فرودگاه بازگشتیم. پرواز ترکیش راس ساعت مقرر، فرودگه ماله را به سمت شهر استانبول ترک نمود. ساعت 5 صبح روز جمعه به استانبول رسیدیم  و پس از 4 ساعت توقف در فرودگاه آتاتورک، مجدد سوار هواپیما شده و به کشورمان برگشتیم.

هرچقدر فرودگاه استانبول و فرودگاه کوچک ماله شلوغ و پرمسافر بود متاسفانه فرودگاه امام خلوت بود. دیدن این صحنه برایم چقدر تاسف برانگیز و ناراحت کننده بود. با رسیدن به منزل رویای سفر به مالدیو هم به پایان رسید و آرزوی دیدن پری های دریایی(ماهی های زیبا روی) برآورد شد. 

در پایان از دوست و همراه عزیزم سپاسگزارم که در سفر با همراهی و همدلی خود، یکی از آرزوها و رویایی ترین سفر  تاریخ زندگی من را برآورده نمود. همچنین از همکاری خانم دکتر اطمینان بابت ویرایش نگارشی سفرنامه تشکر و قدردانی می نمایم. 

پرونده یک سفر رویایی دیگر بسته شد. آیا می شود دوباره به مالدیو سفر کرد؟

 

و یا پرونده دیگری باز شود مثلا فصل دوم در مسیر استانبول

پس به زودی ..........

 

نویسنده: کریم شقاقی

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.