پنج شنبه 6/5/1390
ساعت 10 شب پنج شنبه 6/5/1390 با پرواز tailwind از فرودگاه بین المللی امام خمینی، تهران رو به مقصد قبرس شمالی ترک کردیم.طول پرواز حدودا 4 ساعت بود، البته اینم بگم که هواپیما اول در فرودگاه آدانا ترکیه برای سوختگیری به زمین نشست(حدود یه ساعت اونجا توقف داشتیم) ،ودرنهایت توی فرودگاه ارجان قبرس شمالی فرود اومدیم . درخصوص اختلاف ساعت شون با ما، اونا حدودا یک ساعت و نیم از ما عقب ترن. اما در مورد قبرس ، جزیره‌ای به شکل گیتاره درشمال شرقی دریای مدیترانه و محل تلاقی اروپا،آسیا و آفریقا. این جزیره بعد از سیسیلی و ساردیانا سومین جزیره بزرگ مدیترانه است.پایتختش نیکوزیا (لفگوشا) است. این کشور به دو قسمت ترک ‌نشین(قبرس شمالی) و یونانی ‌نشین(قبرس جنوبی) تقسیم میشه که در اون هم زبان ترکی و هم یونانی رسمیه. یونانی ها اغلب مسیحی(ارتودوکس) و ترک ها مسلمون هستن.آب و هوای قبرس هم به این صورته که تابستونهای گرم و خشک و زمستونهای معتدل داره.واحد پول قبرس شمالی لیر ترکیه و قبرس جنوبی یوروهست. حدوده سه دهه از جدایی این دو می گذره وقبرس شمالی مساحتی در حدود یک سوم از کل جزیره رو در اختیار داره.برای سفر به قبرس شمالی نیازی به ویزا ندارید و ویزای شما در بدو ورود به فرودگاه ارجان صادر میشه.راستی تا یادم نرفته اینم بگم که در صورت سفر به قبرس شمالی تا 5 سال ویزای قبرس جنوبی به شما داده نمیشه. بعد از تحویل گرفتن چمدونها و خروج از فرودگاه سوار اتوبوس شدیم و به همراه تور لیدرمون به سمت هتل حرکت کردیم.هتل مورد نظر ما هتل Dedeman Olive Tree در ۸ کیلومتری شرق شهر گیرنه در دهکده ای دنج وبسیارآروم به نام Catalkoy قرار داشت که فاصله اش از فرودگاه ارجان درحدود ۳۵ کیلومتربود. بعد از رسیدن به هتل و مشخص شدن شماره اتاق ها ساعت در حدود 3 بامداد شده بود ،همه خسته بودیم و خوابیدم.

جمعه 7/5/1390
کایرنیا (گیرنه)
صبح که از خواب بیدار شدیم تازه تونستیم موقعیت هتل و محیط اطراف رو شناسایی کنیم.هتل دارای حیاط سر سبز و بزرگی بود که دورتا دوراون اتاق های زیادی در دو طبقه قرار داشت.در واقع به شکل هتل ویلا بود،هتل بزرگ و خوبی بود. بعد از صرف یه صبحونه مفصل تو هتل) که از شیر مرغ تا جوون آدمیزاد دراون یافت میشد)،ساعت 9:30 صبح با اتوبوس های مخصوص هتل که رایگان بودن به سمت گیرنه حرکت کردیم.این اتوبوس روزانه در دو نوبت میهمانان هتل رو ابتدا به ساحل و سپس به گیرنه می برد و در بعد از ظهر دوباره مسافران رو مجانی به هتل باز می گردوند.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

اتوبوس هتل ابتدا به سمت پلاژی که در مسیر بین دهکده وشهرگیرنه قرار داشت رفت ،در اونجا تعدادی از مسافرها برای شنا کردن پیاده شدن ، ما هم پیاده شدیم. عده ای هم با همون اتوبوس به گیرنه رفتن.ساحل اش به این صورت بود که یه بخشی از دریا رو محصور کرده بودن مثل دماغه ساحل ،مثل استخر هم کاملا بدون موج بود.آفتابش هم خیلی سوزانه (حتما باید ضد آفتاب بزنید).ورودی این پلاژ 7.5 لیر بود که فقط برای همان روز اعتبار داشت. در این پلاژعلاوه بر رستوران و کافی شاپ و انجام خدماتی مانند ماساژ، امکان کرایه قایق های تفریحی گnوناگون با قیمت مناسب(10 لیر تا 15 لیر) هم وجود داشت. ساعت یک بعد از ظهر،اتوبوس هتل که مسافرای سری دوم رو آورد دم پلاژ پیاده کرد ،ما سوار اتوبوس شدیم و با اون به گیرنه رفتیم. اما در مورد گیرنه، این شهر یکی از زیباترین شهرهای قبرسه که درسواحل شمالی قبرس واقع شده ، با آثار باستانی و تاریخی بیشمار،دارای دریایی آروم و سواحل طبیعی زیبا ،با آب و هوای معتدل مدیترانه ای.از دیگر جذابیت هاش موقعیت جغرافیایی شه که از شمال به دریای مدیترانه و از جنوب به کوهای سر سبز(بش پارماک یا همون پنج انگشتی) ختم میشه . وجود کوه هایی در پشت شهر و بندر کوچکی که به شکل نعل اسب بوده، گیرنه روبه یکی از زیباترین مکان ها در جزیره تبدیل کرده . این شهر درسال 1600 قبل از میلاد از طرف مسین ها تاسیس شده.بندر قدیمی امروزه تبدیل به کافه، رستوران و بار شده. مکان هایی که در قدیم به عنوان انباراز اون استفاده می شده، امروزه به دورش حصار کشیدن و قایق های ماهیگیری و تفریحی و کشتی ها در اونجا لنگر میندازن ، در شرق بندر هم قلعه گیرنه واقع شده. از اماکن دیدنی و توریستی گیرنه قصر قدیمی و باستانیه که به شهر بندری گیرنه نمایی زیبا میده ودر کناراین قصرمی توان قایقهای توریستی زیادی رو دید . همچنین رستورانهای بسیاری در کنار این بندرگاه قرار داره که از مکانهای تفریحی معروف به شمار میره. این قلعه که در شمال شرقی شهر گیرنه قرار گرفته مشرف به بندر وبه شکل مستطیله . این قلعه با ساختارجالبش توسط رومیان شرقی در قرن 9 برای جلوگیری از حمله مهاجمان ساخته شده و بعدها از طرف لوزئیان ها و ونیزی ها پیشرفت داده شده.دراین قلعه که یکی از جذاب ترین بناها در دریای مدیترانه است، بقایای یه کشتی باری به جا مونده از قرن چهارم، مقداری اشیا وتعدادی خم در یه موزه کشتی به خاک نشسته به نمایش گذاشته شده.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

تو گیرنه دلارهامون رو با لیر ترکیه عوض کردیم و مقداری به خرید و دیدن مغازه ها مشغول شدیم،قیمتها مانند ترکیه بود .اغلب کوچه پس کوچه ها درنهایت به ساحل میرسید که در نوع خودش جالبه. در کنار ساحل کلی رستوران و فست فود وجود داره که میز و صندلی هاشون رو داخل پیاده رو گذاشتن و عده ای نیز در کنار دیواره های بلند ساحل در حال پیاده روی و یا ماهیگیری بودن.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

کم کم هوا داشت تاریک میشد واسه همین خودمونو به سرعت با تاکسی به هتل رسوندیم(متاسفانه از اتوبوس هتل جا موندیم)،شب به همراه لیدر تور با پرداخت مبلغ 55 دلاربرای هر نفر با تاکسی به رستورانی در نزدیکی قلعه در کنار دریا رفتیم.نام این برنامه شب های قبرس بود.در اونجا انواع و اقسام غذاهای بین المللی و دریایی با همه نوع پیش غذا و انواع سالاد و دسر و ... به نوبت و با احترام خاصی برای شما سرو می شد ودر حین شام هم برنامه ای توسط چند خواننده با موزیک زنده اجرا میشد.جاتون خالی ما هم که ناهار نخورده بودیم حسابی دلی از عزا درآوردیم.

شنبه 8/5/1390
نیکوزیا (لفگوشا)
صبح بعد از صرف صبحانه با اتوبوس هتل به گیرنه اومدیم. سپس با یه سری مینی بوس مخصوص که دلموش نام داشت با پرداخت پول اندکی در حدود 3.5 لیر به نیکوزیا (لفگوشا) رفتیم.فاصله گیرنه تا نیکوزیا تقریبا ۲۰ کیلومتره. نیکوزیا از گیرنه بزرگتره٬ ٬در حدود یه سوم از شهر نیکوزیا به قبرس شمالی تعلق داره. لفگوشا ( نیکوزیا ) که در طول تاریخ زمانی پایتخت پادشاهان بوده ،از وقتی که پایتخت لوزئیان ها شده پیشرفت کرده و در سال 1567 میلادی از طرف ونیزی ها مرمت و محکم کاری شده. این شهر با دیواری به شکل ستاره با 11 عدد بورج ( دندونه های دفاعی دیوار قلعه ) و 3 مایل مسافت احاطه شده. مسجد سلیمیه که در زمان های پیشین کلیسای سنت سوفیا نام داشته ، یکی از قدیمی ترین و قشنگترین کلیسای لوزئیان ها بوده که به امر ملکه کوئین آلیا همسر هیوز اول به سبک کلیساهای گوتیک ساخته شده و در قرن 16 با اضافه شده دو مناره به آن به مسجد تبدیل شده . در نیکوزیا یه خیابون طولانی مانند ولیعصرخودمون داشتن به نام خیابان Dereboyu که دو طرف اون پربود از مغازه هایی با اجناس مارکدار و گرون، البته ما هیچی نخریدیم و ناهاررو در یکی از رستوران های ترکی اونجا (که انواع کوفته و کباب و پاستا و برنج وماهی درآن سرو میشد به جز کباب ترکی!)صرف کردیم و بعدش به سمت خط سبز رفتیم. خط سبز که قبرس شمال را از قبرس جنوب جدا می‌کند (مرز بین قبرس شمالی و جنوب) در اصل کوچه باریکیه که چند دکه کیوسک٬ در ابتدای اون قرار داره. برای اروپایی ها رفت و آمد بین این دو کشور به سادگی امکان پذیره، ولی برای ما ایرانی ها نه. نحوه تقسیم بندی شهر نیکوزیا هم به این صورته که در انتها و یا ابتدای کوچه ها٬ دروازه هایی با آرم نظامی و درب بسته وجود داره که محدوده شمالی و جنوبی رو مشخص میکنه.بعد از بازدید از مرز دوباره با دلموش به گیرنه برگشتیم تا با اتوبوس 8 شب هتل به دهکده برگردیم.

یک شنبه 9/5/1390
ماگوسا (فاماگوستا)
صبح بعد ازصرف یه صبحونه حسابی با اتوبوس هتل اول به گیرنه رفتیم.در اونجا به همراه یکی از هم سفرا که ترکی رو خیلی خوب صحبت میکرد به یک آژانس مسافربری رفتیم و یه دلموش برای ماگوسا کرایه کردیم.(15 نفر بودیم ، نفری 20 لیر شد). فاصله گیرنه تا ماگوستا حدودا ۷۰ کیلومتره. کلا در سفر به قبرس شمالی دانستن زبان ترکی خیلی کمک میکنه چون مردمانش زیاد انگلیسی بلد نیستن.در فاصله بین گیرنه تا ماگوسا تعداد زیادی بیابون وزمین های بایر وجود داشت.درکل در مقایسه با ترکیه کشور خیلی سرسبزی نیست یا حداقل من انتظار طبیعت خیلی سر سبزتری رو داشتم. شهر ماگوسا شهری است که دانشگاههای معروف و بزرگی داره.چند تا از هم سفرای ما هم برای پذیرش و ثبت نام دانشگاه اومده بودن.این شهرمعروف مدیترانه ای که درشمال شرقی قبرس قرار داره، دارای تاریخی بسیار غنیه و زیباترین کلیساها و ساختمانهای قدیمی با معماری مدرن رو میتوان در اون مشاهده کرد. ماگوسا یکی از بهترین شهرهای قبرس برای گردشگریه به طوری که همه توریست ها روبه خود جذب میکنه، همچنین دارای ساحلهای بسیار زیبا با شنهای طلایی رنگه که خیلی هم کمیابن. شهر قدیمی فاماگوسا پایتخت تاریخی قبرس محسوب میشه، قدمت این شهر به 1100 سال قبل از میلاد مسیح می رسه. از جاذبه های گردشگری آن میتوان به خرابه های شهر سالامیس ، خانقاه سنت برناپاس ، مسجد لالا مصطفی پاشا، کلیسای جامع سنت نیکولاس و برج اوتلو اشاره کرد. ازجذابیت های دیگر این شهر پیکرۀ عظیم و مشکی آتاتورک هست که در مجاورت Land Gate و درون میدان شهر به نام "ییرمی سگیز اوجاک" (Yirmisekiz Ocak) قرار داره، که یکی از بناهای مهم شهر جدیده. ایستگاه اتوبوس اعتماد (Itimat) که با فاصلۀ بسیار کمی در جنوب شرقی این ناحیه واقع شده، نشان دهندۀ شلوغی و پر رفت و آمد بودن این میدونه.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

مسجد لالا مصطفی پاشا (کلیسای جامع سنت نیکلاس)
این بنا دراصل کلیسای جامع سنت نیکولاس نام داشته و بعدها به مسجد(سنت صوفیا) تبدیل شده.این اثر یکی از بزرگترین ساختمون های قرون وسطی تو حوزه مدیترانه محسوب میشه ،سنگ بنا این کلیسا اولین بار در سال 1298 توسط لوزئیان ها گذاشته شده و تا سال 1312 ساختش ادامه داشته. گفته میشه درخت انجیر کهن سال گرمسیری که در ورودی بنا قرار داره ، همزمان با شروع ساخت این کلیسا کاشته شده. این کلیسا بعد از حمله عثمانی ها به قبرس و تصرف ماگوسا در سال 1571 تبدیل به مسجد شد. نمای غربی کلیسای جامع که به کلیسای جامع ریمز فرانسه شباهت داره جذاب ترین بخش این کلیساست. سه قوس نمای جلویی این بنا که تا به امروز هم به خوبی حفظ شده از اوایل قرن 16 بجا مونده. در بالای قوس میانی آرم جیووانی رنیر که در سال 1552 میلادی کاپیتان و فرمانده قبرس بوده به چشم میخوره و چهار ستون گرانیت واقع در اون از بقایای سالامیس اومده.

سفرنامه قبرس شمالی

\

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

اما در مورد سالامیس باید بگم که در شمال شهرماگوستا و در نزدیکی سواحل کارپاس بقایای شهر باستانی سالامیس قرار داره. شهری که از حدود هزار و صد سال قبل از میلاد پایتخت قبرس به شمار می اومده و در قلمرو امپراطوری های آسور، مصر، ایران (پرشیا) و روم باستان قرار داشته ، سالامیس با گذشت قرون متمادی همچنان پابرجاست.سالامیس برای قبرس ،حکم تخت جمشید برای ما ایرانیان رو داره. این منطقه زیبای باستانی در بیشه زارهای اطراف می موسا واقع شده. بقایای آثار باستانی کشف شده از اونجا مثل سکه های طلایی که متعلق به سالهای 411 و 374 قبل از میلاده بیانگر اهمیت باستانی این شهر در روزگاران کهنه.راستی تا یادم نرفته اینم بگم که بیش از ده قرن بود که شهر رومی سالامیس در زیر خاک مدفون شده بود. از اونجا که در قرون وسطی تمام خرابه های تاریخی اروپا به عنوان مکانی برای ساخت و ساز قلعه های جدید به کار می رفته ،همین مسئله باعث شد که در قرن 19 دولتها با دقت بیشتری به آثار باستانی توجه کنن و سعی در حفظ و نگهداری اونا داشته باشن. قلعه اتللوی ماگوسا و یا فاماگوستا این قلعه در قرن 14 از طرف لوزیان ها بنا شده و به عنوان یکی از ورودی های مهم فاماگوستا استفاده می شده. درست در بالای ورودی قلعه، نقش یک شیربه صورت برجسته که مربوط به سنت مارک میشه موجوده و در زیرآن هم نام نیکولا فاسکوری شخصی که قلعه رو در سال 1492 مرمت کرده حک شده. در این قلعه برج ها و راهروهایی وجود داره که به مکان نگهداری توپ ها ختم میشه. در حیاط قلعه هم توپهای سنگی متعلق به اسپانیایی ها و عثمانی ها دیده میشه. تراژدی معروف شکسپیر(اتللو) هم ازاین قلعه الهام گرفته.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

درب دریا (sea gate)
این درب یکی از دو دروازه اصلی شهرماگوساست که دورتا دورش توسط دیوار احاطه شده .این دروازه از طرف کاپیتان ونیزی-ماگوسایی به نام نیکلاپیرولی در سال 1496 میلادی ساخته شده . درب چوبی آن که از آهن پوشانده شده ازدوران عثمانی ها بجا مونده و درب بزرگ آهنی هم که با زنجیرها بالا و پایین میشه مربوط به دوره ونیزی هاست. در روی درب و بر روی سنگ مرمر نمای شیر بالدار ونیزی، نام و آرم کاپیتان و تاریخ ساخت اون حک شده. گفته میشه که این مرمر از سالامیس آورده شده. در طرف داخلی این درب هم مجسمه یه شیر که ازسنگ مرمر ساخته شده موجوده.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

موزه و زندان نامیک کمال
این زندان دو طبقه که از سنگ برشی ساخته شده در دوران عثمانی ها در قبرس بر روی قصر ونیدیک ( ونیز) بنا شده. نامیک کمال که یه شاعر نامدار ملی ترک بود در سال 1873 میلادی در اولین نمایش تئاتر خود به نام وطن و یا ( سیلیس ترینین گدیک پاشا ) پس از مدت کوتاهی به اینجا تبعید شد و سی و هشت ماه از عمر خود را در این زندان سپری کرد. در طبقه همکف این زندان فقط یک سلول مستطیل شکل( دارای یه طاق ) به همراه درکوچکی که به حیاط قصر ونیزی باز میشه موجوده ، برروی دیوار این درب هم دو پنجره قرار داره. نامیک کمال در بدو ورود به ماگوستا ابتدا درطبقه اول زندان روزگار رو سپری کرده و بعدش با اجازه استاندار قبرس(ویسی پاشا) به طبقه دوم انتقال یافته. پله های بلندی که در قسمت جانبی ساختمان موجوده شما رو به طبقه دوم که مستطیل شکله و دارای دو پنجره هست میرسونه، سطح فوقانی اش از سنگ مرمره و سقفش هم از چوبه. سر انجام در سال 1876 میلادی نامیک کمال از طرف سلطان مراد پنجم مورد عفو قرار میگیره و به استانبول برمیگرده.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

دیوارهای فاماگوستا (گازی ماگوسا(
شهر قدیمی فاماگوستا ( گازی ماگوسا ) که از قرون وسطی به جا مونده با دیوارهایی قدیمی به ارتفاع 18 متر احاطه شده که این دیوارها تا به امروزباقی مانده. دیوارهای شهر که ابتدا توسط لوزئیان ها ساخته شده بود مرتفع ولی نازک بود، به همین خاطربعد از اینکه ونیزی ها جزیره رو از لوزئیان ها گرفتن برای تقویت دیوارها( در برابر آتیش توپخانه و مخصوصا برای محافظت خود در برابر امپراتوری عثمانی) کارشناسانی رو از ونیز آوردن. دو عدد از دروازه های اصلی قلعه فاماگوستا هنوز هم سر پا مونده. این دروازه ها (دروازه دریا) و( دروازه خشکی) می باشد، به علاوه 2 دروازه هم که در دوران انگلیسی ها باز شده موجوده. این دروازه ها ( دروازه دیژان بولاط ) و(دروازه جدید) می باشد. برج مارتیننگو و دروازه خشکی هم در این دوره تغییر یافته. دیواری که در قسمت دریا قرار داره دربرخی نقاط ضخامت اش به 9 متر هم میرسه، این دیواراز سنگ کارو( سنگ ساختمانی چهارگوش) ساخته شده که 3 کیلومتر طول داره ،در بیرون دیوارهم خندق هایی به عرض 46 متر حفر شده. بر روی دیوارهای شهر،برج ها، دروازه ها، رمپ ها، سوراخ های دیده بانی، انبارهای اسلحه و مهمات و آخورها رو میتوان یافت.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

بعد از بازدید از شهر تاریخی ماگوستا ،ناهار رو در یکی از رستورانهای ترکی همون جا خوردیم(البته همه چی داشت از ماهی و پاستا و کباب ترکی گرفته تا چلوکباب)،کلی هم مغازه با قیمت های مناسب برای خرید انواع سوغاتی( از خوراک گرفته تا پوشاک وصنایع دستی و وسایل تزئینی و ...) داشت که مقداری هم خرید کردیم. دیگه نزدیکای غروب بود که خودمون رو با عجله به گیرنه رسوندیم تا از اتوبوس مخصوص هتل جا نمونیم.

دوشنبه 10/5/1390
امروز تور کشتی رو داشتیم،هزینه این تور 40 دلار بود. البته اگه خودتون برید ارزون تر در میاد وحدودا 40 لیر میشه.صبح بعد از صرف صبحانه تور لیدرمون اومد دنبالمون و ما رو با اتوبوس به بندر گیرنه برد.اونجا کناراسکله سوار کشتی شدیم.این کشتی مخصوص ایرانی ها بود، البته خیلی نو ومجهز نبود، و کشتی های دیگه ای هم بودن که خیلی شیک تر و قشنگ تر از کشتی ما بودن و امکانات بیشتری(مثل سرسره آبی و تفنگ کف پاش) نسبت به کشتی ما داشتن. ناهاررو هم در کشتی خوردیم ،نکته جالب اش این بود که همون جا آمادش کردن، رشته پلو با مرغ و ماهی سرخ شده و سالاد سیب زمینی (یه چیزی شبیه الویه خودمون) با نوشابه و سالاد فصل و میوه(طالبی و هندونه).خیلی هم خوشمزه شده بود ،معلوم بود که آشپزش خیلی تو کارش ماهره.(راستش اولش که دیدم تازه دارن همه غذاها رو تو کشتی بار میذارن اصلا فکر نمی کردم که در آخر چیز جالبی از کار در بیاد).ولی کشتی کوچیک و تعداد افراد زیاد بود واسه همین فضا خیلی کم بود. حدود 6 ساعتی که روی آب بودیم به سمت سواحل غربی قبرس حرکت کردیم.وسط دریا هم یه ساعتی توقف داشتیم و اونجا جت اسکی و پاراشو هم کرایه میدادن.(فکرشو بکنین تا وسط دریا اومده بودن دنبال مشتری و دور کشتی های تفریحی جمع شده بودن).

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سه شنبه 11/5/1390
ساحل ماسه های طلایی
صبح ساعت 9.30 با اتوبوس های هتل به گیرنه اومدیم.اولش قصدمون فقط گشت و گذار و خرید تو گیرنه بود ولی در اونجا دو تا از هم سفرا گفتن که می خوان به سرزمین ماسه های طلایی برن،واسه همین ما هم وسوسه شدیم تا باهاشون بریم. با یه اتوبوس خودمونو به ماگوسا رسوندیم.اونجا به یه موسسه حمل و نقل رفتیم و یه ماشین به مقصد کارپاس کرایه کردیم.(کرایه اش خیلی زیاد شد در کل حدود 300 هزار تومان برای 4 نفر دراومد). البته اینم بگم که راهش طولانی بود حدود 4 ساعت تو راه بودیم ولی برگشتنی از یه مسیر دیگه اومدیم که 2.5 ساعته رسیدیم.جاده قشنگ و خلوتی داشت.ما باید به نوک این گیتار می رفتیم (کاملا درشمالی ترین و شرقی ترین نقطه ). از زیبایی ساحلش هر چی بگم کم گفتم.ساحل شنی کارپاس به طول دو کیلومتر کاملا بکر و دست نخورده باقی مونده. این ساحل در قلمرو پارک ملی واقع شده و یکی از مکان‌های مورد علاقه لاک پشت‌های دریایی و لاک پشت‌های سبز برای تخم‌گذاریه.تازه دهکده های اطراف آن هم محل پرورش خرهای وحشی هست.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

فستیوال
دو روز آخر سفر از همه جالب تر بود.شهرداری گیرنه(مصادف با اولین شب ماه رمضون)برای توریستهای خارجی یه فستیوال بزرگ تابستونی راه انداخته بود.تمام بروشورها و پوسترهای مربوط به این مراسم رو بر روی در و دیوار هتل نصب کرده بودن و کارتهای دعوت رو هم از لای در اتاق به داخل انداخته بودن.شب اول، مراسم افتاحییه بود که از همه مهم تر بود. عصراز هتل یه تاکسی گرفتیم و به گیرنه رفتیم.این برنامه در قلعه گیرنه برگزار میشد که ما اول به اشتباه جلوی تالار آمفی تئاتر گیرنه پیاده شدیم و بعد از کلی گشتن وتماس با هتل و پیاده روی طولانی بالاخره قلعه رو پیدا کردیم.در این کارناوال انواع صنایع دستی و جاذبه های گردشگری کشور قبرس به همراه موزیک زنده و برنامه های متنوع نمایشی (مسابقه،رقص با لباس های محلی و ...) با نور پردازی های فوق العاده زیبا به نمایش گذاشته شد. بهترین قسمتش هم مراسم شام بود ،که با انواع غذاهای محلی و فرنگی و دریایی ،سالادها و دسرها ،میوه ها و همه نوع نوشیدنی سرد و گرم به رایگان از همه پذیرایی کردن.جاتون خالی واقعا دیدنی بود وبه همه خیلی خوش گذشت.در پایان مراسم هم به همه مهمانان، یه سی دی حاوی اطلاعات و راهنمای گردشگری قبرس به عنوان یادگاری داده شد.

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

سفرنامه قبرس شمالی

چهارشنبه 12/5/1390
بعد از ظهر طبق برنامه ای که در بروشور تبلیغاتی شب افتاحییه فستیوال به بازدید کنندگان داده بودن (در اون بروشوربرنامه یک ماه آینده که هر شب راس چه ساعتی و در کجا چه برنامه ای اجرا میشه نوشته شده بود) قرار بود که کنسرت بزرگی به رایگان در میدان اصلی شهر گیرنه برگزاربشه.برای همین با تاکسی خودمون رو با عجله به گیرنه رسوندیم.اما چون با ذهنیتی که از شب قبل داشتیم رفته بودیم یه مقدار تو ذوقمون خرد ،اصلا مثل شب قبل نبود، در یه فضای پارک مانندی که در کنار میدون قرار داشت تعداد کمی صندلی چیده بودن و کنسرتی رو توسط خوانندگان و نوازندگان نه چندان مطرح خارجی اجرا کردن که زیاد چنگی به دل نمی زد و ازپذیرایی هم خبری نبود.

پنج شنبه 13/5/1390
ساعت 5 بعد از ظهر پرواز برگشتمون بود.ساعت یک تور لیدرمون با اتوبوس اومد دنبالمون و ما رو به فرودگاه برد و بدرقه مون کرد. تو فرودگاه بعد از تحویل بارها محو تماشای free shop ومشغول خرید شدیم تا باقی مانده لیرها رو هم خرج کنیم.قیمت ها خیلی مناسب بود واجناس متنوع و با کیفیتی داشتن.برای خرید سوغاتی هم عالی بود ولی چشمتون روز بد نبینه،نزدیک بود از پرواز جا بمونیم.بالاخره در دقایق پایانی تونستیم خودمون رو با کلی زحمت به هواپیما برسونیم و به سلامت برگردیم.

نویسنده : مهسا اسدالله