روز چهارم

صبح زود بیدار شدیم و چمدان ها را بستیم و راهی فرودگاه شدیم تا به بارسلونا برویم . باز هم سوار RER B به مقصد فرودگاه شارل دوگل شدیم . ماموران قطار در اواسط مسیر شروع به چک کردن بلیط ها کردند و کسانیکه که بلیط کامل را نخریده بودند ۱۰۰ یورو جریمه می شدند . آن روز در مترو علاوه بر پلیس گارد ویژه هم بودند و جو خیلی امنیتی شده بود .

این پرواز ما هم با ایزی جت بود که بلیط ها را نفری 47 دلار خریده بودیم و 20 دلار هم برای چمدان داده بودیم . ایزی جت چون پروازهای خیلی زیادی دارد همه ی چمدان ها را اعم از اینکه مقصدتان کجاست یا چه ساعتی پرواز می کنید ، یکجا تحویل می گیرد و بعد همه را جدا می کند .

در پاریس یک بار موقع تحویل چمدان ها پاسپورت و ویزای همه چک می شد ، یک بار موقع ورود به ترمینال و یک بار هم دم در هواپیما ! ای کاش به جای این همه چک پاسپورت یک بار هم چمدان ها از زیر دستگاه رد می شد .

باز هم پرواز خوب و کوتاه و البته با تاخیر با ایزی جت داشتیم . وقتی وارد فرودگاه بارسلونا شدیم حس و حال خیلی خوبی پیدا کردیم . شاید به خاطر بوی هوای شرجی تر و گرم تر بود . شاید به این خاطر که اصلا خبری از چک پاسپورت ها نبود . شاید هم همان بدو ورود حس کردیم چقدر آدم ها شادتر و خوشحال ترند .دمای هوا در طول روز 13-14 درجه بود و شب ها سردتر می شد .

سفرنامه اروپا )

وارد ایستگاه متروی فرودگاه که شدیم متصدی اطلاعات که خوشبختانه کاملا به انگلیسی مسلط بود سیستم بلیط ها را برایمان توضیح داد و با توجه به سه روزی که بارسلونا بودیم کارت سه روزه را به قیمت نفری ۲۰ یورو به ما پیشنهاد کرد که می شد با آن از تمام مترو ها و اتوبوس ها در این مدت استفاده کرد . ما همین کارت را خریدیم و با مترو راهی هتل شدیم .

متروی بارسلونا برخلاف پاریس شیک و مدرن و تمیز بود و بعضی از خطوط آن بدون راننده بود . نقشه آن هم مرتب و با مفهوم کشیده شده بود و در کل خیلی شبیه متروی تهران بود. فرودگاه زیاد از شهر دور نبود و خیلی زود رسیدیم .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

دیدن سگ ها در مترو هم در نوع خودش پدیده ی جالبی بود . اکثرا مودب و آرام کنار بقیه مردم می ایستادند ولی چند مورد هم سگ هایی را در حال دویدن در ایستگاه ها دیدیم که زیاد خوشایند نبود .

هتل ما هتل سه ستاره Travelodge Barcelona L Hospitalet بود که به قیمت شبی 53 یورو با صبحانه و اینترنت گرفته بودیم و فقط دو دقیقه تا ایستگاه مترو فاصله داشت .

 

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

اطراف هتل

 

از آنجایی که عصر شده بود تصمیم گرفتیم آن روز فقط میدان کاتالونیا و خیابان لارامبلا La Rambla را بگردیم . بارسلون شهر کوچکی بود وهر بار تقریبا با چند ایستگاه به مقصد می رسیدیم . میدان کاتالونیا یکی از توریستی ترین قسمت های بارسلوناست .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

خیابان لارامبلا هم فوق العاده قشنگ و زنده و شلوغ بود . ما که از شانزه لیزه ناامید شده بودیم اینجا حسابی به شوق آمدیم . خیابان گراتزیا هم به موازات لارامبلا به سمت بالای کاتالونیا امتداد دارد که سرتاسرش مغازه و فروشگاه است .

 

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

کوچه پس کوچه های آن اطراف که به محله ی گوتیک Gothic Quarter شهرت دارد یکی از مقصدهای گردشگری مهم بارسلون محسوب می شود و پر از زیبایی و شگفتی بود و ما اصلا از گشت و گذار در آن محله خسته نشدیم . در هرکدام از فرعی های این خیابان که می پیچیدیم ساختمانهای جذاب و رستوران و مغازه در انتظارمان بود .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

یک کلیسا در یکی از کوچه ها

 

سفرنامه اروپا )

سوغاتی های بارسلون : مجسمه های رنگی با الهام از سبک گائودی

 

بارسلونا شب های زنده ای داشت و ما بدون اینکه اصلا متوجه بشویم تا ساعت ده شب در لارامبلا بودیم و اصلا از تعداد جمعیت کم نشده بود .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

یکی از خیابان های فرعی که پر از خوراکی بود

 

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

پسته ایرانی ! کیلویی 26 یورو

 

نشستن در یکی از کافه های بزرگ دور میدان و تماشای شور و حال مردم هم لذت خودش را داشت . یک شعبه ی هارد راک کافه و یک نمایندگی بزرگ اپل هم دور همین میدان قرار داشت .

آن شب ، شب عید بود . درست است که حال و هوای عید ایران ، در هیچ کجا تکرار شدنی نیست ولی شلوغی و هیاهوی لارامبلا نگذاشت زیاد دلتنگ شویم .

روز پنجم

برنامه ی امروز دیدن استادیوم نیوکمپ و پارک گوئل بود . بعد از خوردن صبحانه ی هتل که نسبتا خوب و قابل قبول بود به راه افتادیم .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

درخت زیبای نزدیک هتل

 

باز هم خیلی راحت با مترو به ایستگاه Collblance در نزدیکی ورزشگاه رفتیم . در بارسلونا خیلی بیشتر احساس پذیرا بودن به عنوان یک توریست به ما دست میداد و واقعا همه چیز فراتر از انتظارات ما بود . با اینکه روز بازی نبود ولی افراد زیادی را میدیدیم که برای دیدن ورزشگاه می آمدند . قیمت تور ورزشگاه نفری ۲۳ یورو بود که باید طبق مسیرهای تعیین شده در ورزشگاه پیش می رفتیم .

سفرنامه اروپا )

ما اول داخل فروشگاه رفتیم که شاید برای طرفداران بارسا خیلی جذاب باشد و کلی خرید کنند . ما به چند یادگاری کوچک بسنده کردیم .لباس ها از برند نایک بودند و از 40-50 یورو شروع می شد .

سفرنامه اروپا )

بعد وارد سالن های اصلی شدیم که کاپ های قهرمانی و توپ طلاهای مسی و … را گذاشته بودند . یکی از جالب ترین قسمت ها، اسکرین های بزرگی بود که هرکس می توانست گل یا صحنه ی مورد علاقه اش را از بین صدها تصویر کوچکی که در حرکت بود انتخاب کند و آن را روی صفحه ی بزرگتر نمایش دهد .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

بعد وارد استادیوم شدیم . استادیوم فوق العاده زیبا و تماشایی بود و می شد تصور کرد وقتی پر از تماشاگر باشد چقدر هیجان انگیزتر خواهد بود . قسمتی که برای تورهای بازدید اختصاص داده بودند قسمت VIP ورزشگاه بود .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

مسیر حرکت هم مشخص بود و ما بعد از اینکه کمی روی صندلی ها نشستیم و عکس انداختیم به طرف پایین زمین رفتیم .

سفرنامه اروپا )

بعد در مسیر رختکن و سالن کنفرانس خبری قرار گرفتیم و بعد دوباره بالا رفتیم تا به جایگاه گزارشگران رسیدیم .

سفرنامه اروپا )

در کل تجربه ی خوبی بود و وقتی بالاخره بیرون رفتیم فهمیدیم سه ساعت در حال گشتن بوده ایم . دوباره سوار مترو شدیم و در ایستگاه Vallcarca نزدیک پارک گوئل پیاده شدیم . چون پارک روی تپه قرار گرفته باید یک کوچه ی خیلی شیبدار را به سمت بالا طی می کردیم که خوشبختانه تمام مسیر پله برقی داشت .

سفرنامه اروپا )

پارک گوئل یکی از آثار معمار معروف اسپانیایی ، گائودی است که بین سال های ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۴ و با الهام از طبیعت ساخته شده .گائودی به هدفدار طراحی کردن ، معروف بوده و سبک کاشی شکسته یکی از ابداعات اوست. وقتی وارد پارک شدیم چشم انداز زیبایی از بارسلونا پیش رویمان بود

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

از بالا شروع کردیم به قدم زدن و لذت بردن . خوشبختانه هوا آفتابی و عالی بود . سراسر پارک پر بود از دستفروشانی که یادگاری های کوچکی با قیمت ارزان می فروختند . البته با ورود ماشین پلیس به سرعت جمع می کردند و بعد از رفتن پلیس دوباره پهن می کردند . این پروسه هر نیم ساعت تکرار می شد .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

وقتی به مرکز پارک رسیدیم تازه فهمیدیم برای دیدن قسمت اصلی باید بلیط بخریم .

این شد که به ورودی اصلی رفتیم و بلیط ها را به قیمت نفری ۸ یورو خریدیم . روی بلیط ها ساعت خورده بود و تا نوبت ما یک ساعتی باقی مانده بود . این یک ساعت را در کافه ی پارک استراحت کردیم که البته چیز درست وحسابی در آن برای خوردن پیدا نمی شد به جز یخ در بهشت های آبکی به قیمت 5 یورو.

بالاخره نوبتمان شد و وارد شدیم . قسمت اصلی پارک از چیزی که فکر می کردیم کوچکتر بود و ظاهرا قرار بوده به شکل یک مجموعه مسکونی ساخته شود ولی فقط دو تا از خانه ها ساخته شد .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سوسمار رنگی معروفی که به نماد بارسلونا تبدیل شده و مجسمه هایش تقریبا همه جا به فروش می رسید . اما اصلا نمی شد یک لحظه تنها گیرش آورد و عکس انداخت .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

پارک تا ساعت ۶ باز بود . موقع برگشت جلوی در اصلی اتوبوس های زیادی بود که ما اتوبوسی که به کاتالونیا می رفت پیدا کردیم و سوار شدیم . اینجا بود که از خرید کارت های سه روزه حسابی احساس رضایت کردیم .

اتوبوس سواری و تماشای مناظر در بارسلونا خیلی لذت بخش بود . قبل از اینکه به کاتالونیا برسیم از روی جی پی اس فهمیدیم که در خیابان گراتزیا و نزدیک یکی دیگر از آثار گائودی یعنی کاسا میلا Casa Mila هستیم . این بود که پیاده شدیم و این خانه را هم دیدیم . این قصر را گائودی برای یک زوج به نام های روزاریو و میلا و در سال ۱۹۰۵ ساخته که یکی از شاهکارهای معماری به شمار می رود و در فهرست میراث جهانی یونسکو هم ثبت شده است .

سفرنامه اروپا )

چون هنوز تا میدان کاتالونیا راه زیاد بود دوباره از اولین اتوبوس بالا پریدیم و در میدان پیاده شدیم . ایستگاه های اتوبوس بارسلونا تابلوهای الکترونیکی داشت که شماره و مقصد اتوبوس بعدی و تایمی که تا رسیدنش باقی مانده بود را نشان می داد .

برنامه ی بعدی ما خرید بود اما آن روز یکشنبه بود و ما نمی دانستیم که تمام مغازه ها تعطیل است . اینکه می گویم تمام یعنی واقعا تمام مغازه ها تعطیل بودند ! این بود که فقط مدتی سرمان را به دانه دادن و بازی کردن با کبوترهای چاق میدان گرم کردیم . کافی بود یک بسته ارزن ( 1 یا 2 یورو ) از دستفروشان آن اطراف بخرید و ناگهان صدها کبوتر به سمت شما هجوم بیاوردند ! برای شام به یکی از رستوران های نسبتا شیک و خیلی شلوغ لارامبلا رفتیم تا شاید بالاخره یک غذای خوب بخوریم و سعی می کردیم کم ریسک ترین غذاها را سفارش دهیم . ولی باز هم غذا قابل خوردن نبود . پاستا اصلا نرم نشده بود و درواقع خام بود و داخل پیتزا چیزهای لزج و بدبویی مثل ماهی وجود داشت .

سفرنامه اروپا )

تقریبا همه ی غذاهای این رستوران ها بین 30 تا 40 یورو برای دو نفر می شد . فست فود ها مثل برگرکینگ و مک دونالد ارزانتر بودند و حدود 20 یورو می شدند . شب قبل یک مرد ایرانی در خیابان لارامبلا مشغول تبلیغ رستوران ترکی بود و ما کلی حسرت خوردیم که ای کاش حداقل کباب ترکی خورده بودیم .اما پیدا کردن آن رستوران در خیابانی به بزرگی و شلوغی لارامبلا برای دو تا غریبه غیرممکن بود .

روز ششم

برنامه ی امروز کلیسای لاساگرادا فمیلیا La Sagrada Familia بود که مهم ترین جاذبه ی گردشگری بارسلوناست . ما صبح به راحتی با مترو به ایستگاه sagrada famila کنار کلیسا رفتیم . صف گیشه ی بلیط نیم ساعتی طول کشید و وقتی بلیط ها را خریدیم ( نفری ۱۸ یورو ) دوباره متوجه شدیم که بلیطی که در حال فروشش بودند ، برای ساعت ۳ بعد از ظهر است . تازه ما صبح زود رفته بودیم و شاید اگر دیرتر می رسیدیم اصلا بلیطی برای همان روز گیر نمی آوردیم .

برای خریدهای اینترنتی قیمت 15 یورو بود و می شد زمان دلخواه را هم انتخاب کرد .

ما کارت دانشجویی بین المللی داشتیم و اینجا یکی از مکان هایی بود که می شد با این کارت تخفیف گرفت ولی فقط برای دانشجویان زیر ۲۶ سال . تصمیم گرفتیم چند ساعتی که تا زمان ورودمان باقی مانده بود را به ساحل برویم . با مترو به ایستگاه Barceloneta رفتیم و خیابان ساحلی را قدم زنان طی کردیم .

سفرنامه اروپا )

ساحل بارسلونتا یکی از معروف ترین سواحل اسپانیاست و کشتی های تفریحی و تجاری زیادی هم به این بندر رفت و آمد می کنند .

سفرنامه اروپا )

هوای بارسلونا کاملا مطبوع و بهاری و حدود 14 درجه بود .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

بعد مدتی قدم زدن در ساحل دوباره سوار یکی از اتوبوس ها به مقصد کاتالونیا شدیم . در بارسلون همه ی راه ها به میدان کاتالونیا ختم می شود ! اتوبوس سواری و چرخیدن در خیابان های بارسلون به هیچ وجه خسته کننده نبود و هر بار احساس خوبی به ما می داد .

سفرنامه اروپا )

این بار خوشبختانه مغازه ها باز بود و توانستیم کمی خرید کنیم . در بارسلون طبیعتا" بیشتر از هر برندی ZARA و Mango به چشم می خورد و هر صد متر یکی از شعباتش دیده می شد . مرکز خرید بسیار بزرگ El Corte Ingles هم دور میدان است که تنها مرکز خرید آن حوالی بود ولی زیاد جذاب نبود . چیزی که ما حداقل در مکان های توریستی و بافت قدیمی شهرهای اروپا دیدیم مرکز خرید مدرن مثل مال های دوبی اصلا وجود نداشت .

ساعت دو دوباره به سمت کلیسا راه افتادیم و راس ساعت بلیطمان ، رسیدیم و این بار تقریبا بدون هیچ صفی وارد شدیم .استفاده از منوپاد در کلیساها ممنوع است.

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

این کلیسا بزرگ‌ترین و معروف ترین اثر گائودی است. او کار بر روی کلیسا را در سال ۱۸۸۴شروع کرد و تا زمان مرگش همچنان مشغول کار روی آن بود . ساخت نمای مصائب مسیح در سال ۱۹۵۲ میلادی تحت نظارت سه تن از هم‌دوره‌ای‌های گائودی شروع شد. نمای تولد مسیح با چهار برج سر به فلک کشیده‌اش زیباترین قست بناست.

این کلیسا همچنان در حل ساخت است و احتمالا تا سال 2026 ( همزمان با صدمین سالگرد درگذشت گائودی ) تکمیل می شود . بیشتر سطح کلیسا با مجسمه‌های زیادی که تولد و زندگی مسیح را به تصویر می‌کشند پوشیده شده .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

هر قسمت از نمای بیرونی کلیسا یک تم خاص داشت

 

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

کلیسا فوق العاده زیبا و خاص بود . ریزه کاری و تزئینات آن آنقدر زیاد بود که وقت زیادی می خواست که همه ی آنها را به دقت تماشا کنیم .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

کلیسا خیلی زیبا بود و نمی توانستیم از آن دل بکنیم . ساگرادا فمیلیا واقعا" شبیه هیچ کلیسای دیگری نیست .

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

سفرنامه اروپا )

بعد از اینکه حسابی کلیسا را گشتیم ، دوباره با اتوبوس به میدان کاتالونیا رفتیم و باز هم مشغول چرخیدن در مغازه های خیابان لارامبلا شدیم .یک ساعتی هم برای استراحت به استارباکس در همان خیابان رفتیم که معمولا خوردنی هایش باب میل ماست .

معمولا در سفر تفاوت ها بیشتر جلب توجه می کنن اما گاهی دیدن شباهت ها می تواند جالب تر باشد . نمونه اش دیدن چند دختر مدرسه ای که در این کافه بود که مشغول عکس انداختن با دوربین جدیدشان بودند و با اینکه زبانشان را نمی فهمیدم ولی حرکات و خنده هایشان به شدت آشنا بود .

بارسلونا دیدنی های دیگری هم داشت مثل تیبیدابو ، دهکده ی اسپانیایی و تپه ی مونجوییک که در تایم کوتاهی که ما داشتیم فرصتی برای دیدنشان نبود .

نویسنده :تینا عظیمی

جهت مطالعه ادامه سفرنامه کلیک کنید