از جنگل های مه آلود فرایبورگ، تا آبشارهای لاتربرونن و کوچه پس کوچه های میلان

0
از جنگل های مه آلود فرایبورگ، تا آبشارهای لاتربرونن و کوچه پس کوچه های میلان

مقدمه؛

این سفر از همان اولش بوی یک ماجراجویی تازه می داد. پس از دو سفر قبلی از به اروپا که سفرنامه های آنها در همین سایت موجود است. نوبت دیدن آلمان و سوییس رسیده بود، سرزمین هایی که همیشه تصاویرشان روی پس زمینه لپ تاپم جا داشت اما هنوز از نزدیک ندیده بودم.

undefined

و پکیج2: بارسلون و مادرید اسپانیا) -

undefined
(پکیج1: لیتوانی، هلند، بلژیک، فرانسه و ایتالیا)

اواخر شهریور 1403 (به دلیل شرایط کاری خودم و نزدیکی به شروع مدرسه فرزندم) تصمیم گرفتیم سفری دو هفته ای به اروپا داشته باشیم و ترکیب طبیعت و شهرگردی را دوباره تجربه کنیم. سفر از فرانکفورت شروع و بعد به فرایبورگ رفتیم و از آنجا وارد سوییس شدیم و برن، اینترلاکن و لاتربرونن رویایی را دیدیم و در نهایت مسیر به میلان ختم شد. اگر دوست دارید بدانید جنگل های مه آلود فرایبورگ چه حال و هوایی داشتند و لاتربرونن واقعا همان قدر رویایی است که در عکس ها می بینیم یا نه و میلان چه طعم متفاوتی به پایان سفر داد، در این سفرنامه همراهمان باشید.

اطلاعات کلی سفر:

مدت سفر: دو هفته -  از 15 شهریور تا 30 شهریور 1403  

 شهرها و کشورها: فرانکفورت و فرایبورگ آلمان - اولتن، اینترلاکن، لاتربرونن، برن سوییس - میلان ایتالیا

نوع سفر: خانوادگی (من و همسرم و فرزند 9 ساله)

حمل و نقل: پرواز، قطار، ماشین 

دریافت ویزا: همان طور که در سفرنامه اولم -سفر خاص و بی مانند به اروپا (لیتوانی، هلند، فرانسه، بلژیک و ایتالیا)- توضیح دادم، راهی برای دریافت بی دردسر ویزا داشتم، همان شکلی هم برای این سفرم ویزا تهیه کردم. می توانید از آن سفرنامه مراحل دریافت ویزا را بیابید.

شروع سفر:

باز هم مثل همیشه، مناسب ترین قیمت بلیط پرواز به اروپا را پیدا کردم، همان همیشگی، ایرلاین های ترکیه (و به هر مسیری که نرخ مناسب تری داشته باشد)

فرودگاه امام
فرودگاه امام

حدود ساعت 3 صبح از فرودگام امام، راهی آنکارا شدیم (چرا آنکارا؟ چون پروازش به اروپا، در آن تاریخ از استانبول ارزان تر بود)، پرواز آرام و به موقع، راس ساعت مقرر حدود ساعت 9 صبح به وقت ترکیه به فرودگاه اسن بوغا آنکارا رسیدیم.

فرودگاه اسن بوغا آنکارا
فرودگاه اسن بوغا آنکارا

پرواز متصلش به فرانکفورت برای فردا ظهر بود. حال باید چکار می کردیم؟!!!

از قبل فکرش را کرده بودیم. به سمت دفتر ایرلاین(آنادولوجت، زیر مجموعه ترکیش ایرلاین) رفتیم و چون پرواز متصل ما به اروپا بیش از 6 ساعت فاصله داشت بایستی به ما محل اقامت رایگان میدادند. یک ربعی منتظر ماندیم تا هماهنگی ها انجام شد، تا جلوی در فرودگاه نماینده ایرلاین همراه ما آمده و ما را سوار بر خودرویی که متعلق به ایرلاین بود کرد و به سمت هتل رفتیم.

هتل ایبیس ایرپورت آنکارا
هتل ایبیس ایرپورت آنکارا

هتل ایبیس آنکارا ایرپورت، در نزدیکی فرودگاه، کارهای پذیرش انجام شد و اتاق تمیز و مرتب هتل تحویل ما شد. برای اینکه شب گذشته استراحتی نداشتیم داخل هتل استراحتی دلچسب داشتیم. ساعت 6 عصر برای چرخیدن در شهر از نزدیکی هتل سوار بر اتوبوس های داخل شهری آنکارا شدیم.

اتوبوس شهری آنکارا
اتوبوس شهری آنکارا

قبلا در سفر ترکیه، آنکارا را دیده بودیم. ولی بازدید مجدد و کوتاهی از آن خالی از لطف نبود. به میدان اولوس رفتیم. میدان اصلی و مرکز شهر و از جاهای دیدنی آنکارا است.

میدان اولوس
میدان اولوس

زیاد راجع به آن نوشته اند که این میدان، میدان خطرناکی است و به هیچ وجه به به این میدان نروید. در دوبار سفرم به آنکارا به اینجا آمده بودم، مشکلی ندیده بودم. میدان زیبایی است و میشود آنکارایی های اصیل و سنتی را اینجا دید. در اطراف آن پاساژ ها، کافه ها و فروشگاه های زیبایی می توان دید. کافه ای نشستیم، فروشگاه ها را دیدیم و غذای نوش جان کردیم.

با همان خط اتوبوس به هتلمان برگشتیم و شب را استراحت کردیم.

صبح روز بعد، به لابی هتل رفتیم و با پشت شیشه های رستوران هتل با منظره ای زیبا صبحانه را نوش جان کردیم.

چون کارت اعتباری بانکم را در سفر قبلی تور اروپا در رم ایتالیا گم کرده بودم، قرار شد به زراعت بانک شعبه اولوس برویم و کارت جدیدی بگیریم. در سفر اروپا کارت اعتباری (مسترکارت یا ویزا کارت) خیلی به کارمان می آید.

سوار بر اتوبوس به مرکز شهر رفتیم. دفترچه حساب بانکی را به کارمند بانک دادیم و گفتیم کارت جدیدی برای ما صادر کند. کارت را صادر کرد، موبایل بانک را روی گوشی م نصب کرد و پس از گردشی کوتاه به هتل بازگشتیم. قرار بود برای برگشت به فرودگاه، راننده ایرلاین مجدد دنبال ما بیاید.

راس ساعت مقرر راننده آمد و ما را به فرودگاه آنکارا برد.

سوار بر هواپیما شدیم و به سمت فرانکفورت زیبا. از آن بالا می شود زیبایی شهر را زیر پا دید.

فرانکفورت زیبا از داخل هواپیما
فرانکفورت زیبا از داخل هواپیما

رود راین، رود ماین، زمین های کشاورزی، خانه های روستایی با سقف شیروانی و چوبی.

به فرودگاه رسیدیم. استرس همیشگی را داریم، نکند که ایراد بگیرند، ویزای شما برای اسپانیاست، چرا به آلمان آمده اید؟

مردی که مامور کنترل پاسپورت بود، نگاهی به ویزای اسپانیا ما کرد، از همکار بغلی اش که خانمی بود، پرسید، ویزای اسپانیاست. او گفت مشکلی نیست. با کوبیدن مهر بر روی پاسپورت های مان استرسمان تمام شد. بدون سوال و جواب (هتل تان کجاست؟ چند روز میمانید و ... از این سوال های چرت و پرت)

در مترو فرانکفورت
بلیط مترو فرانکفورت

از داخل فرودگاه به سمت مترو داخل شهری رفتیم. پسر عموی عزیزمان که ساکن آلمان است، تنها سفارشی که به ما کرده بود، این بود که در اطراف ایستگاه مرکزی مترو (مرکز شهر فرانکفورت) هتل رزرو نکنید، آنجا مهاجران غیر قانونی زیاد و انواع و اقسام خلافکار ها آنجا هستند.

به نظرتان کجا هتل رزرو کردیم؟!!!

دقیقا در مرکز شهر و در صد قدمی ایستگاه مرکزی شهر فرانکفورت.

تور اروپا نوروز

ایستگاه مرکزی قطار فرانکفورت
ایستگاه مرکزی قطار فرانکفورت

هتل با کیفیت، با نمره بالا توسط میهمانان هتل، به نام بی اند بی، چون به جاهای دیدنی فرانکفورت نزدیک بود، پیاده می شود به ایستگاه مرکزی شهر رفت و دسترسی عالی به همه جا داشت. (چرا نباید اینجا را رزرو می کردیم؟)

ساعت 7 عصر به هتل رسیدیم (فاصله از فرودگاه تا ایستگاه مرکزی حدود 40 دقیقه فاصله بود) از ایستگاه مرکزی مترو فرانکفورت هم تا هتل 5 دقیقه پیاده. 

شماره اتاق در هتل
شماره اتاق در هتل

هتل را تحویل گرفتیم و پیاده به سمت جاهای دیدنی فرانکفورت راه افتادیم. ساختمان های سر به فلک کشیده ای را دیدیم که بسیار شبیهه محله منهتن نیویورک است. دفتر شرکت خوروسازی بنز و ... .

دفتر خودرو سازی بنز
دفتر خودرو سازی بنز
مرکز شهر فرانکفورت
مرکز شهر فرانکفورت

میدان رومربرگ که در قلب محله قدیمی فرانکفورت قرار دارد، میدانی نامتقارن است که دورتادور آن را خانه‌های رنگی و سنتی آلمانی فراگرفته‌اند. در وسط میدان هم فواره‌ای زیبا قرار دارد که با نام «فواره عدالت» شناخته می‌شود. بهترين نقطه برای شروع گشت‌وگذار در شهر فرانکفورت است. میدان رومربرگ، زیباترین و شلوغ‌ترین میدان شهر است و جاذبه‌های گردشگری متعددی در اطراف آن قرار دارند. ساختمان تالار شهر، کلیسا گوتیک «سنت لئونهارد».

میدان رومربرگ فرانکفورت
میدان رومربرگ فرانکفورت

در میدان رومبرگ گروهی دختر نوجوان با اصالتی شرق آسیایی (شاید چین) در حال ضبط ویدئو موزیک، برای تیک تاک بودند. تالار شهر میزبان مراسم عروسی بود، عروس و داماد و میهمانان با مراسمی ساده آغاز زندگی مشترک خود را جشن میگرفتند. هنرمندانی دیگر در گوشه ای از میدان در حال اجرای برنامه های هنری و بازیگری بودند.

مراسم عروسی
مراسم عروسی
هنرمندان
هنرمندان

هوا رو به سردی شب می رفت، در کوچه پس کوچه های مرکز شهر فرانکفورت رستوران ایتالیایی دنج و جذابی پیدا کردیم، همون قدر گرم و صمیمی که از یک رستوران ایتالیایی انتظار داری. بوی پیتزاهای تازه از فر درآمده، بوی ریحان تازه، بوی پنیر و صدای ظرف و دیس، آدم را از خیابان به داخل می کشید. ما هم وسوسه شدیم و یک پیتزا و یک پاستا سفارش دادیم، که هر دو فوق العاده خوش طعم بودند و در این محیط جذاب بسیار چسبید. (نام رستوران Isoletta) 

در راه برگشت به هتل از جلوی دفتر مرکزی دوچه بانک آلمان و تایرسازی کومهو عبور کردیم و عکسی به یادگار گرفتیم.

لاستیک سازی کومهو
لاستیک سازی کومهو
کراوات برعکس
کراوات برعکس

صبح روز بعد دوباره به صورت پیاده به اطراف گشتی زدیم، به سمت رود ماین (و نه راین) نماد شهر فرانکفورت رفتیم. رود راین بیرون از شهر فرانکفورت است و رود ماین (منشعب از راین) داخل شهر. رود پر آب و پهناوری است که از وسط شهر عبور می کند. طول این رودخانه بیش از 520 کیلومتر است و از بسیاری از شهرهای آلمان عبور میکند و در نهایت به رودخانه راین می پیوند.

رود ماین

رود ماین

اطراف آن فضاهای سبزی است برای پیاده روی و ورزش و استراحت و گذراندن وقت. تعدادی پل نیز برای عبور از دو سمت شهر بر روی رود احداث شده اند که به زیبایی آن می افزایند.

از روی رود گذر کردیم و به آن طرف شهر رفتیم. بازار محلی ای در کنار رود برپا بود. از صنایع دستی گرفته تا پوشاک و ... . گشتی بین آنها زدیم، فنجان و نعلبکی تولید ایالت باواریا (یا همان ایالت بایرن، با شهر مونیخ) پیدا کردیم و به قیمت مناسب خریدیم. به دلیل سردی هوا کت و کاپشنی هم برای استفاده در سفر خرید کردیم. (چون فکرش را نمیکردیم در شهریور ماه، اینقدر هوا سرد باشد) 

کشتی های تفریحی
کشتی های تفریحی

در رودخانه کشتی های کوچکی پیدا می شدند که برای تفریح و سفر از آنها استفاده می شد.

اگر اهل سفر باشید، حتما می‌دانید که هیچ‌جا مثل یک بازار شلوغ نمی‌تواند فرهنگ و آداب‌ و رسوم آن شهر را به نمایش بگذارد. بازار مشهور «کلاین مارکت هال» فرانکفورت، یکی از همان بازارها است تا مردم فرانکفورت را در حال خرید روزمره پیدا کنید؛ اما این تنها حسن این بازار نیست و اگر کمی در کلاین مارکت هال بچرخید، می‌توانید انواع غذاهای محلی و شیرینی‌های آلمانی را هم پیدا کنید. میوه ها، سبزیجات و سوسیس و ... هم در این بازار به وفور یافت می شوند. ساختمان کنونی این بازار در سال ۱۹۵۴ میلادی ساخته شده است و بیش از ۱۵۵ متر مربع وسعت دارد. در ۱۵۰ غرفه این بازار نیز انواع‌ و اقسام مواد غذایی به‌فروش می‌رسد. در انتهای بازار، گل فروشی قرار داشت که چند بسته بذر سبزی که کمتر در ایران یافت می شود را خریداری کردیم.  

میوه و سبزیجات فروشی
میوه و سبزیجات فروشی
سوسیس فروشی بازار
سوسیس فروشی بازار

در مسیر بازگشت به هتل در نزدیکی ایستگاه مرکزی فروشگاه مواد غذایی ایرانی به نام "بقالی مش قاسم" را دیدیم، که انواع محصولات ایرانی در آن بود.

بقالی هموطنمان در فرانکفورت (مش قاسم)
بقالی هموطنمان در فرانکفورت (مش قاسم)
در مسیر
در مسیر

برای رفتن به فرایبورگ، از روی سایت شرکت قطار بین شهری به نام "باهن" بلیط ها را چک کردیم، بلیط به فرایبورگ برای ساعت 6:19 دقیقه صبح که میبایست در شهر کارسروهه (در عرض 6 دقیقه) و در شهر اوفنبرگ (در عرض 10 دقیقه) خط عوض کنیم. یعنی اگر قطار 6 دقیقه تاخیر داشته باشد به خط بعدی نخواهیم رسید. آیا باور میکنید قطار در آلمان 6 دقیقه تاخیر داشته باشد. قطعا خیر.

بلیط قطار
بلیط قطار

راس ساعت سوار بر قطار به سمت فرایبورگ حرکت کردیم، قطار بسیار تمیز، منظم و با کیفیت. داخل آن رستورانی قرار دارد که می توان انواع نوشیدنی ها و قهوه را سفارش داد. حتما قهوه لاته و کیک رول دارچینی در مسیر زیبای فرانکفورت به فرایبورگ ترکیب دلچسبی برای صبحانه خواهند بود.

قطار مسیر فرانکفورت به فرایبورگ
قطار مسیر فرانکفورت به فرایبورگ

حدود ساعت 10 صبح به ایستگاه مرکزی فرایبورگ رسیدیم. جایی که پسر عموی عزیزم که حدود ده سال است مهاجرت کرده با خودروی بنز زیبای خود پیشوار ما آمده بود. چند سالی بود او را ندیده بودم، او که مهاحرت تحصیلی کرده است، پس از اتمام دانشگاه در یکی از شرکت های آلمانی مشغول کار است و به زندگی نرمالی رسیده است.

به همراه او مسیر ایستگاه را تا منزل ایشان رفتیم. همسر مهربان و دوست داشتنی او (که با هم از ایران پس از ازدواج مهاجرت کرده اند)، صبحانه ای دلچسب حاضر کرد و در کنار هم نوش جان کردیم.  داخل خانه پنجره ای کشیده و بلند با ویوو جنگل سیاه داشت. مگر زیباتر از این هم میشود؟

صبحانه در فرایبورگ
صبحانه در فرایبورگ

نام «جنگل سیاه» از دوران رومیان باستان (Silva Nigra) می‌آید، که جنگل‌های متراکم کاج و صنوبر را از دور تیره و مرموز می‌دیدند. تراکم بالای درختان سوزنی‌برگ نور خورشید را به سختی عبور می‌دهد، و مه‌های صبحگاهی این حس رمزآلود را تشدید می‌کند. 

به پیشنهادشان برای ظهر قرار شد، به سمت شهر کولمار (فرانسه) در حدود 50 کیلومتری فرایبورگ برویم.

کولمار فرانسه
کولمار فرانسه

ساعت نزدیک 1 ظهر به شهر کولمار رسیدیم. کولمار مثل یک شهر کوچکی است از وسط یک داستان بیرون کشیده شده است، خانه های نیمه چوبی، رنگ های شاد، کانال کوچک آبی و کوچه هایی که با هر پیچ، یک قاب تازه جلوی چشمت میسازند. قدم زدن در کولمار بیشتر شبیه قدم زدن در یک رویاست تا یک شهر واقعی. با کافه های کوچکی که کنار آب چیده شده اند و آرامش عجیب شهر.

ساختمان ها در کولمار
ساختمان ها در کولمار
رودخانه کولمار
رودخانه کولمار

در کافه رستورانی باصفا در نشستیم و پیتزا و غذای محلی خودشان را سفارش دادیم. سیب زمینی های پخته که روی آن پنیر مخصوصی ذوب شده است در کنار آن سالاد سبزیجات تازه. غذا خاص و دلچسبی بود. از شیرینی فروشی کولمار مقداری شیرینی خاص خودشان را خرید کردیم.

غذا در کولمار
غذا در کولمار

به فرایبورگ بر میگردیم، عزیزان ما برای شب میهمان داشتند، همکلاسی ها و دوستان ایرانی شان که هر از چند گاهی به دیدار هم می آمدند.

فردای آن روز به داخل شهر رفتیم، فرایبورگ و اصفهان خواهر خوانده هستند، نمادی از اصفهان نیز در روی سنگ فرش های شهر حک شده است. در کل فرایبورگ شهری آرام، سر سبز، ساده و دوست داشتنی است. خیابان هایی سنگ فرش شده، دوچرخه سوارهایی که بدون عجله رد می شدند و بوی قهوه ای که از کافه های کوچک مرکز شهر بلند بود. حال و هوایی خاص به این شهر می داد. در کافه ای در مرکز شهر قهوه ای نوش جان کردیم. به فروشگاه صنایع الکترونیکی رفتیم و خرید کردیم و کلیسای جامع فرایبورگ را دیدیم. ناقوس 750 ساله و سه تنی هوسانا در برج غربی با ارتفاع 116 متر جزء جاذبه فرایبورگ و یکی از قدیمی‌ترین ناقوس‌های آنجلوس آلمان است. پنجره‌های شیشه‌ای رنگی در داخل بسیار چشم‌گیر است.

نماد اصفهان در فرایبورگ
نماد اصفهان در فرایبورگ
کلیسای جامع فرایبورگ
کلیسای جامع فرایبورگ

سری به دانشگاه محل تحصیل پسر عمویم رفتیم. دانشگاه فرایبورگ، ساختمان شیشه ای زیبا، خبری از نگهبان جلوی در و چک کردن کارت دانشجویی نبود، به همراه فرزند 8 ساله مان داخل دانشگاه شدیم.

دانشگاه فرایبورگ
دانشگاه فرایبورگ

داشنجویان در گوشه ای از دانشگاه در حال مطالعه بودند، گوشه ای دیگر کافه دانشگاه بود، که با قیمت های ارزان تر از داخل شهر به دانشجویان خدمات می داد و ... . کلا محیط دانشجویی دلنشینی دارد.

محیط دانشگاه فرایبورگ
محیط دانشگاه فرایبورگ

به خانه بازگشتیم. غذا را در کنار عزیزانمان خوردیم. بعد از غذا هم چای و شیرینی کولماری.

غذا در خانه پسر عمو
غذا در خانه پسر عمو

 

 

تست اینترنت وایفای خانه 594 مگابایت بر ثانیه!!! 
تست اینترنت وایفای خانه 594 مگابایت بر ثانیه!!! 

هنوز تا انتهای شب هنوز وقت داشتیم. برای قسمت هیجان انگیز و چالشی به سمت سالن ورزشی بیلیارد، بولینگ و ... فرایبورگ رفتیم. (به نام سالن اسپورت پارک.)

اسپورت پارک فرایبورگ
اسپورت پارک فرایبورگ

چند دست بولینگ زدیم و در حین مسابقه برای همدیگر کری خوانی کردیم. این هم قسمتی از مسابقه است. 

اسپورت پارک
اسپورت پارک

 

صبح روز بعد، پیاده به سمت فروشگاه "دی ام" در نزدیکی خانه رفتیم، لوازم آرایشی و بهداشتی باکیفیت و تولید کشور آلمان را با قیمت مناسب در این فروشگاه زنجیره ای میتوانید پیدا کنید. مقداری خرید کردیم و به خانه بازگشتیم.

چون برای امشب در سوییس خانه رزرو کرده بودیم، قرار شد با پسر عمو و همسرش به سمت سوییس و آبشار راین حرکت کنیم. حدود یک ساعت و نیم فاصله است. از مسیر جنگل سیاه فرایبورگ به سمت سوییس حرکت کردیم. از دل کوه ها و جنگل های زیبای آن. 

ورودی آبشار راین
ورودی آبشار راین

به آبشار راین رسیدیم. ماشین را بالای آن پارک کردیم و به سمت آبشار پیدا روی کردیم. 

آبشار از بالا
آبشار از بالا

وقتی به سکوی نزدیک آبشار رسیدیم، صدای مهیب و پر قدرت آب، تمام فضا را پر کرده بود و قطرات ریز آب روی صورت می نشست. با آسانسوری از دیواره دره پایین رفتیم و سوار بر قایق های وسط دریاچه شدیم.

از پایین
از پایین

میتوان خط های مختلفی را انتخاب کرد، قایق قرمز رنگ مخصوص رفتن تا نزدیک ابشار است، پیدا شدن در صخره وسط و بعد مسیر آن طرف رودخانه.  خط آبی رنگ مخصوص رفت و برگشت از رودخانه. قایق قرمز رنگ را انتخاب کردیم، به سمت آبشار حرکت کردیم و ما را وسط صخره ای وسط آبشار پیاده کرد. از دو طرف صخره آب با فشار زیادی سرازیر بود. از پله های آن بالا رفتیم و دریاچه بالای صخره را دیدیم. در یک کلمه بگویم، "شگفت انگیز". پیاده روی اطراف دریاچه هم تجربه ای فوق العاده است، از مسیرهای کنار رودخانه گرفته تا چشم اندازهای اطراف آن حس می کردی طبیعت تمام زیبایی اش را در یک قاب جمع کرده است. (حدود دو ساعت اینجا ماندیم)

بالای صخره
بالای صخره

به سمت اولتن، شهری در شمال سوییس حرکت کردیم. (حدود 100 کیلومتر)، خانه ای در این شهر گرفته بودیم. از عزیزانمان که زحمت زیادی برای ما کشیده بودند خواستیم، امشب را پیش ما بمانند، ولی به دلیل مشغله کاری که فردا داشتند، نپذیرفتند و از آنها تشکر کردیم و خداحافظی کردیم.

خانه در محلی خلوت، تمیز و در وسط طبیعتی سوییسی قرار داشت. خانه هایی با سقف های شیروانی، چشم اندازی ابدی تا کوه های اطراف.

جلوی خانه
جلوی خانه

 

اطراف خانه
اطراف خانه

برای فردا ساعت 11 صبح بلیط قطار به سمت اینترلاکن را گرفتیم. زمانی در حدود یک ساعت و نیم می برد.

پلی بر روی رودخانه در اولتن سوییس
پلی بر روی رودخانه در اولتن سوییس

قطار از میان جنگل ها، کوه های آلپ و مناظر بی نظیری حرکت می کرد، به اینترلاکن رسیدیم. 

اولین تصویر از اینترلاکن
اولین تصویر از اینترلاکن

اینترلاکن شهری است که درست بین دو دریاچه و در دل کوه های آلپ قرار گرفته است و از همان لحظه ورود، آدم را محو چشم اندازهایش می کند، خیابان های شهر کوچک و آرام است، میتوان سوار بر قایق های زیبای آن در دریاچه اینترلاکن شد. بلیط تهیه کردیم و سوار بر قایق های آن شدیم.

بر روی دریاچه اینترلاکن
بر روی دریاچه اینترلاکن

قایق های بزرگ که روی رودخانه حرکت می کنند، دارای کافی شاپ و صندلی درون سالن با پنحره های قدی شیشه ای است، میتوان مناظر بیرون را تماشا کرد، ولی برای رفتن در دل تصویر، باید از سالن بیرون آمد و روی عرشه بر صندلی های آن نشست و نوازش باد را روی صورت حس کرد. به اطراف که نگاه می کنیم، تصاویر خاطره انگیزی در ذهن ثبت می شود.

از درون قایق

 

آبشارهایی که از کوه ها سرازیر هستند و به دریاچه می ریزند، جنگل های اطراف و ابرهایی که در نزدیکی ما هستند، تماما تماشایی هستند. بعد از گردشی یک ساعته بر روی دریاچه ایستگاهی که به خط راه آهن نزدیک بود، پیاده شدیم. این را بگویم، با خرید بلیط قابق می توانید در هر ایستگاهی سوار و پیاده شوید و محدودیتی ندارد.

بلیطی برای رفتن به اینترلاکن خریداری کردیم به سمت لاتربرونن حرکت کردیم.

لاتربرونن:

سالها قبل فیلمی از لاتربرونن در اینترنت دیده بودم روی پیج اینستاگرامم گذاشته بودم، همیشه آرزوی این را داشتم روزی به این شهر سفر کنم. پس از حدود 20 دقیقه (با قطار) حرکت از اینترلاکن به لاتربرونن رسیدیم. دقیقا همان صحنه هایی که در اینستاگرام داشتم را در واقعیت می دیدم. تغییری نکرده بود، مغازه ها همان شکل سنتی و قدیمی خود را حفظ کرده بودند، آبشار همان آبشار دلنشین و بی نظیر و طبیعت اطراف همان طبیعت خاص اینستاگرامی بود.

آبشار لاتربرونن
آبشار لاتربرونن
از بالای آبشار
از بالای آبشار
در شهر لاتربرونن
در شهر لاتربرونن

از این شهر نمی شود دل کند، ولی دیگر نزدیک شب بود و باید به اولتن باز می گشتیم.

صبح روز بعد از خانه بیرون آمدیم، تا ایستگاه اتوبوس برای رفتن به ایستگاه قطار باید مقداری پیاده روی کرد، حدود 100 تا 200 قدم.

چند نکته جالب در سوییس، اول اینکه اتوبوس ها دقیقا طبق ساعتی که بر روی تابلو ایستگاه نصب شده اند و در گوگل مپ هم به صورت زنده قابل مشاهده است به ایستگاه میرسند، یعنی نیاز نیست، نیم ساعت قبل در ایستگاه اتوبوس باشی تا چه زمانی اتوبوس برسد، میشود ساعت رو چک کرد و چند دقیقه قبل از رسیدن اتوبوس در ایستگاه حاضر شد. نکته دیگر اینکه اتوبوس دقیق چسبیده به جدول خیابان می ایستد تا مسافر ها برای سوار شدن وارد خیابان نشوند و از پیاده رو به اتوبوس سوار شوند.

نکته دیگر اینکه، اتاق اتوبوس در زمان توقف در ایستکاه به سمت پیاده رو خم میشود!!! تا مسافران راحت تر به داخل اتوبوس بیایند. نکته عجیب دیگر اینکه اگر مسافر ویلچیری بخواهد سوار اتوبوس شود، راننده دکمه ای از داخل میزند، یک رمپ فلزی به پله ها اضافه میشود، راننده شخصا از پشت فرمان پیدا می شود، مسافر ویلچیری را سوار می کند و دوباره پشت فرمان می نشیند. شما بگویید چند تا از این نکته ها در ایران ما رعایت می شود؟!!! 

سوییس است دیگر...

خودروی خوشگل نزدیک خانه
خودروی خوشگل نزدیک خانه
محیط اطراف خانه اولتن
محیط اطراف خانه اولتن

به سمت برن حرکت می کنیم، پایتخت سوییس. مسیر اولتن تا برن کوتاه بود، حدود نیم ساعت، اما دقیقا همون پیزی بود که از قطار های سوییس انتظار داری، آرام، منظم و خوش منظره. قطار راس ساعت مقرر حرکت کرد و از بین دست های سبز، رودخانه ها، دریاچه ها و روستاهای مرتب و خانه های با سقف شیروانی عبور کرد، منظره هایی که انگار از پنجره تکان نمی خورد.

تور سوئیس نوروز

مسیر اولتن به برن
مسیر اولتن به برن

برن: برن شهریه که آروم قدم می زنه، نه عجله داره، نه هیجان تصنعی. خیابون های سنگ فرش شده شهر قدیمی، طاق های بلند و مغازه های کلاسیکش باعث می شه حس کنی زمان یه کم عقب تر ایستاده. رود آر مثل یه نوار فیروزه ای دور شهر پیچیده و هر جا وایستی یه منظره کارت پستالی جلوت هست. یکی از جذاب ترین یخش ها، برج ساعت قدیمی است، ساعتی که هنوز بعد از قرن ها، زمان را به دقت اعلام می کنه. برن برخلاف پایتخت های دیگه پر زرق و برق نیست، اما شخصیت داره، شهری که بیشتر برای زندگی ساخته شده تا نمایش دادن خودش به توریست های تور برن.

از برج ساعت به سمت پایین مسیر پیاده روی است، که ماشین ها اجازه ورود ندارند، بر روی سنگ فرش های خیابان قدم زدن حس و حال خاصی داره، دیدن مغازه های سنتی خیابان ساعت فروشی، سنگ های زینتی فروشی و بقبه مغازه ها جذابیت خاص خودش رو داره.

خیابان برن و برج ساعت معروفش
خیابان در شهر برن و برج ساعت معروفش

میتوان در کافه ای در طبقه بالای ساختمان در خیابان نشست و لحظاتی را استراحت کرد،

در کافه ای طبقه دوم ساختمان ها
در کافه ای طبقه دوم ساختمان ها
از بالا
از بالا

در مسیر از روی رودخانه عبور کردیم.

رودخانه در شهر برن
رودخانه در شهر برن

در اطراف رودخانه، محوطه حفاظت شده برای زندگی خرس هاست، بله خرس نماد اصلی شهر برن است، در واقع ابتدا خرس ها اینجا زندگی می کردند و بعد انسانها آمدند و به محیط زندگی آنها وارد شده اند.

کمی پایین تر محوطه ای ساخته شده است که چند خرس در آن زندگی می کنند و مردم راحت تر می توانند آنها را تماشا کنند، چیزی بین باغ وحش و جنگل است.

در شهر هم چرخی می زنیم.

مغازه کلاه فروشی شهر برن
مغازه کلاه فروشی شهر برن
شیرینی فروشی در شهر برن
شیرینی فروشی در شهر برن

در بیشتر کشورهای حوزه شینگن، واحد پول به یورو است، ولی در معدود کشورها (مثل سوییس) واحد پولی متفاوت. سوییس از واحد پول فرانک استفاده میکند.

محیط شهری برن
محیط شهری برن

مک دونالد برن هم از شعب دیگرش در کشور های دیگر زیباتر و شیک تر است. مثل مردمش.

شعبه ای از مک دونالد در برن
شعبه ای از مک دونالد در برن

به اولتن باز می گردیم، چند تصویر هم از مرکز شهر اولتن ببینیم؟

اولتن سوییس
اولتن سوییس

 

اولتن سوییس

کوچه چتری
کوچه چتری
کافه ای در کوچه پس کوچه های اولتن
کافه ای در کوچه پس کوچه های اولتن

دیگر وقت ترک سوییس زیباست.

 

در حال ترک خانه
در حال ترک خانه

در بیشتر کشورهای اروپایی نیازی به تحویل خانه به کسی نیست، و نیاز نیست کسی وسایل خانه را چک کند که چیزی به سرقت رفته یا نه. وسایل خودت را جمع می کنی، کلید خانه را روی میز می گذارید و درب را می بندید. صاحب خانه خودش میاید و خانه را برای نفر بعد مرتب می کند. البته برای اینکه یه ذهنیت خوبی از ایرانی ها برای خارجی ها بگذاریم بهتر است خانه موقع تحویل مرتب باشد، بعضی ها هم کادوی کوچکی برای صاحب خانه به یادگار می گذارند.

 

در قطار در مسیر ایتالیا، چمدان ما هم پیداست.
در قطار در مسیر ایتالیا، چمدان ما هم پیداست.

حدود 4 ساعت در مسیر هستیم، 300 کیلومتر فاصله از اولتن تا میلان است، در مسیر از شهر کومو در مرز سوییس و ایتالیا عبور کردیم، دریاچه زیبای آن را از درون قطار تماشا می کنیم. به میلان میرسیم و در ایستگاه اصلی شهر با معماری خاصش پیاده می شویم. خانه ای در نزدیکی مترو اصلی شهر یا همان سنترال استیشن (به ایتالیایی: چنتراله) برای سه روز اجاره کرده ایم.

چون قبلا به میلان سفر داشته ایم در سفرنامه های قبلی راجع به تور میلان نوشته ام، در این سفرنامه عکس ها و متن های کوتاهی راجع به آن می نویسم.

نمای زیبای دومو میلان در روز
نمای زیبای دومو میلان در روز
دومو در شب
دومو در شب

اتفاق جالبی که در این روز افتاد این بود، که شبکه حمل و نقل عمومی ایتالیا در این روز اعتصاب کرده بودند و از ساعت 6 عصر به بعد همه جیز تعطیل بود، مترو، اتوبوس، قطار شهری و ... و برای بازگشت به خانه از هیچ کدام از اینها نتوانستیم استفاده کنیم. فقط تاکسی ها کار می کردند، و در ایستگاه تاکسی جمعیت 500 - 600 نفری در صف ایستاده بودند که یک تاکسی بیاید و به نوبت سوار شوند. ولی ما که نمی توانستیم این همه وقت منتظر بمانیم، چند کوچه از دومو فاصله گرفتیم و به تاکسی که پشت چراغ قرمز بود گفتیم ما را به خانه ببرد. بالاخره با یک بچه کوچک باید سریع تر سوار تاکسی شویم و زیاد منتظر نمانیم.

با اینکه اوت لت میلان، به نام اسکالو میلان فاصله زیادی تا مرکز شهر دارد، پیشنهاد می شود سری به این مرکز خرید بزنید. تمام برند ها معتبر ایتالیایی و اروپایی و آمریکایی اینجا هست.

اوت لت میلان
اوت لت میلان
فروشگاه نسپرسو میلان، برای خرید کپسول قهوه
فروشگاه نسپرسو میلان، برای خرید کپسول قهوه
ساختمانی با معماری جذاب در میلان
ساختمانی با معماری جذاب در میلان

 

یه دست فوتبال با کودکان ایتالیایی در چمن پارک زدیم
یه دست فوتبال با کودکان ایتالیایی در چمن پارک زدیم

 

خیابان ناویگلی میلان با کافه های اطراف رودخانه (که به عنوان جاذبه مخفی میلان معروف است)
خیابان ناویگلی میلان با کافه های اطراف رودخانه (که به عنوان جاذبه مخفی میلان معروف است)

 

پیراهن طارمی هم هست.
پیراهن طارمی هم هست.

 

داربی اینترمیلان و آث میلان
داربی اینترمیلان و آث میلان
بازی بدون حضور طارمی و باخت اینتر تمام شد.
بازی بدون حضور طارمی و باخت اینتر تمام شد.

در برگشت از میلان به ایران به فرودگاه برگامو میرویم. شهری کوچک در نیم ساعتی از شهر میلان. گشتی در شهر برگامو می زنیم.

برگامو ایتالیا
برگامو ایتالیا

 

برگامو
برگامو

با سوار شدن بر هواپیمای شرکت پگاسوس به استانبول رفته و از آنجا به ایران باز می گردیم. خاطرات این سفر، همچنان و برای همیشه در ذهن ما باقی خواهد ماند.

آرزوی سفر به آلمان و سوییس و ایتالیا را برای همه هموطنانم دارم. 

این سفرنامه برداشت و تجربیات نویسنده است و لست‌سکند، فقط منتشر کننده متن است. برای اطمینان از درستی محتوا، حتما پرس‌وجو کنید.

اطلاعات بیشتر