امروز قصد دارم از یکی دیگر از سفرهام برای شما بگم، جایی که کمتر کسی با اسمش آشناست. در یکی از روزهای پاییزی که دلم بدجوری هوای سفر کرده بود تصمیم گرفتم تا به یکی از شهرهای ایران سفری داشته باشم. بعد از کمی تحقیق تصمیمم را گرفتم؛  سفر به کاراکال و همین طور دومین شهر تاریخی ایران که به ثبت یونسکو رسیده!
احتمالا با شنیدن اسمش از خودتون می پرسید که این منطقه کجاست؟  کاراکال نام کویری است در دل ایران، در شهرستان بافق از توابع استان یزد با جمعیتی حدود 46 هزار نفر. کویری که کمتر کسی حتی اسمش رو شنیده
 . این نام بخاطر وجود گربه سانانی با همین نام است که در این منطقه زندگی می کنند.  سیاه‌گوش یا کاراکال گربه‌سانی کوچک است که در خاورمیانه و از جمله این منطقه و آفریقا زندگی میکند نام این جاندار را به‌دلیل موهای بلند سیاه‌رنگی که بر روی گوشش دارد  سیاه‌گوش نیز می نامند و کاراکال نام علمی این جاندار است.

1.jpg

گربه کاراکال

کاراکال را نباید با گربه سان دیگری با نام علمی  ((Lynx  لینکس یکسان دانست.  اگرچه این دو جانور شباهت های ظاهری زیادی به هم دارند مخصوصا وجود گوش‌های سیاه رنگ در هر دوی آنها. تا مدتها در طبقه‌بندی‌های علمی جانورشناختی نیز، سیاه‌گوش را در دسته   Lynx قرار دادند. اما امروزه این جاندار را در دسته خاص خود از خانواده گربه‌سان‌های کوچک قرار می‌دهند.   

2.jpg

مقایسه lynx و کاراکال

 

 عصر روز دوشنبه تصمیم خودم رو گرفتم تا برای آخر هفته برنامه سفرم رو به این کویر بچینم و بعد از تحقیقات لازم و تماس با آژانس  مد نظر اطلاعات تورشون پرسیدم و از اونجاییکه تورشون شامل دو مکان میشد(کویرکاراکال و شهر یزد) و هزینه تور برای هر نفر220 هزار تومان بود ثبت نام کردم، حرکت ما چهارشنبه شب حدود ساعت 9 از تهران، میدان آزادی، بلوار دانش  بود و مسیری که قرار بود بریم: تهران- آزادگان جنوب – قم - کاشان – اردستان – نایین – اردکان – یزد و در نهایت شهرستان بافق بود. این مسیر حدود 743 کیلومتر و مدت زمان 8 ساعت هستش که البته با تور و اتوبوس توریستی این مسیر حدود 9:30 ساعت طول کشید (بخاطر توقف برای استراحتهای بین راه).

3.jpg 

مسیر تهران به بافق

کمی می پردازم به معرفی شهرستان بافق:

شهرستان بافق از شرق با  شهرستان بهاباد و از جنوب با استان کرمان هم‌جوار است. مشابه با مردمان یزد با لهجه شیرین یزدی صحبت می کنند.  مهم‌ترین رودخانه بافق رودخانه شور است که از ماهان کرمان شروع‌شده و در کویر در انجیر به گل می‌نشیند. هوای بافق گرم است و آب آن‌که از قنات‌های قدیمی و چشمه‌ها تهیه می‌شود، قدری شور مزه است. خرما و پسته از جمله سوغاتیهای این شهرستان است و تنها شهرستان استان یزد است که دارای نخلستانهای پهناور می‌باشد. مهم‌ترین معادن سنگ آهن چغارت، فسفات آسفوردی، سرب و روی کوشک و  بوده، سنگ آهن بافق مهم‌ترین تأمین کننده مواد اولیه مورد نیاز صنعت فولاد و آهن کشور می‌باشد 

مناطق گردشگری این شهرستان عبارتند از : پارک آهنشهر، پارک آبشار، شن‌های روان صادق آباد (کمپ کویری برزگری یا همان کویر کاراکال)، قلعه باقرآباد و روستاهای قطرم، شادکام، شمال آباد، آب مرغون و شهر بافق همچنین زادگاه شاعر بزرگی چون وحشی بافقی است.

مناطق گردشگری این شهرستان عبارتند از :پارک آهنشهر، پارک آبشار، شن‌های روان صادق آباد (کمپ کویری برزگری یا همان کویر کاراکال)، قلعه باقرآباد و روستاهای قطرم، شادکام، شمال آباد، آب مرغون و… شهر بافق همچنین زادگاه شاعر بزرگی چون وحشی بافقی است.


 قدم بعدی چک کردن آب و هوا و برداشتن لباسهای لازم بود، از اونجا که میدونم کویر دارای هوایی بسیار گرم در ظهر و هوایی نسبتا سرد در شب هستش باید لباس از برای هر دو هوا رو بر می داشتم.

زمان مناسب برای رفتن به کویر بخصوص برای گردشگران کویردوست فصل های پاییز و زمستان هستش که هم بشه از گرمای روزش لذت برد و اذیت نشد و هم در سرمای شبش زیاد احساس سردی نکرد.  در ماه های سرد سال، گرچه از گرمای سوزان تابستانی کویر خبری نیست، اما باید مراقب شب های سردش بود.

 کویر برای هر کس یک معنایی داره و برای من سکوت و غروب آفتاب و البته تعدد و درخشش ستارگانش بسیار جذاب و مسحور کننده است.

به قول دکتر «آلفونس گابریل» : هر کس یک بار مسحور افسون کویر شود، تا پایان عمر رهایش نخواهدکرد...

سفر ما شروع شد.

.ساعت 9 شب اتوبوس توریستی ما حرکت کرد در طول مسیر همسفران ما توسط راهنمای تورمون به معرفی خودشون پرداختن و سر همه ما گرم بود تا اینکه حدود ساعت 11 در مجتمع تفریحی رفاهی ستاره در عوارضی قم- کاشان برای صرف شام و استفاده از سرویس توقف کردیم.

4.JPG

5.JPG

مجتمع رفاهی ستاره، اتوبان کاشان-قم

سپس سوار اتوبوس شده و به مسیرمان ادامه دادیم. تا  اینکه حدود ساعت 8 صبح به بافق و به هتلی که قصد اقامت در آن را داشتیم رسیدیم.  بلافاصله از ما پذیرایی شد و صبحانه صرف کردیم و بعد از آن اتاق های هتل که برایمان رزرو شده بود را تحویلمان دادند و حدود 2 ساعت استراحت کردیم و قرار شد راس ساعت 11 در لابی هتل برای شروع اولین گشتمان همه جمع شویم.

6.5.jpg

محل اقامت ما هتل علمدار بافق

در شهر بافق کلا دو عدد هتل هست یکی هتل سه ستاره و مجلل علمدار که کیفیت نظافت اتاقهاش عالی بود و خدماتی در حد هتل 4 یا 5  ستاره بهتون ارائه میشه و تنها به دلیل اینکه یک طبقه هست 3 ستاره بهش تعلق گرفته و هتل نیکان که ک چهار راه از هتل محل اقامت ما بالاتر بود و البته بسیار شیک و 5 ستاره محسوب میشه

nikan.jpg

تصویر از اینترنت تهیه شده

گشت اول: بازدید از قلعه زندیه و نخلستان – در حدود 15 دقیقه از هتلمان قرار داشت و با اتوبوس به  همراه لیدرمان به آنجا رفتیم و لیدر مان جناب فرهانی تمامی توضیحات را برایمان دادند، از جمله اینکه این قلعه در زمان قاجار  ساخته شده  و در سال ۱۳۸۴  به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

6.jpg

7.JPG

8.jpg

9.jpg

10.jpg

11.JPG

12.JPG

13.JPG

14.jpg

15.JPG

16.JPG

گشت دوم: بازدید از کاروانسرا ی خان پنج و میدان خان که باز هم مربوط به دوره قاجار است.

17.jpg

18.jpg19.jpg20.jpg21.jpg22.jpg

گشت سوم: خانه وحشی بافقی شاعر بنام کشورمان

کمال‌الدّین محمّد وحشی بافقی یکی از شاعران نام‌دار سده دهم ایران است که در سال ۹۳۹ هجری قمری در شهر بافق از توابع یزد چشم به جهان گشود و جز به کاشان و عراق سفر نکرد،  در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. مزار وی در محله سر برج یزد در برابر مزار شاهزاده فاضل، برادر امام هشتم قرار دارد. آثار باقیمانده وی عبارتند از دیوان اشعار، مثنوی خلد برین، مثنوی ناظر و منظور و مثنوی فرهاد و شیرین که این آخری به علت فوت وی ناتمام ماند و قرنها پس از او وصال شیرازی آن را به اتمام رساند. دفتری نیز در خانه وی قرارداده بودند که در آن بازدید کنندگان می توانستند نظرات خود را در مورد خانه وحشی بافقی و نیز سازمان میراث فرهنگی بافق که تلاش در مرمت و نگهداری این خانه و سایر آثار باستانی می کند بنویسند.

23.jpg

24.jpg

25.jpg26.jpg27.jpg33.jpg28.jpg30.jpg31.jpg32.jpg

 

بعد از گرفتن کلی عکس برای صرف ناهار به هتل برگشتیم. بلافاصله بعد از صرف ناهار عازم دشتهای پهناور شنی شدیم که بی صبرانه منتظر دیدار آن بودم. در آنجا خدمات مختلفی برای ما مهیا شده بود، شتر سواری، سافاری، موتورسواری، تماشای غروب خورشید و رصد ستارگان و بهره مندی از آرامشی که به انسان القا می کرد.

شما رو به دیدن تصاویری که گرفتم دعوت میکنم تا با من در آرامش این سفر سهیم باشید.

35.JPG

36.jpg37.5.jpg37.jpg38.jpg40.jpg41.jpg42.jpg43.jpg44.jpg45.jpg45.5.jpg46.jpg47.jpg

بعد از غروب آفتاب همه ما به داخل کمپ آمدیم و دور آتشی که برایمان حاضر شده بود نشستیم و از گفتمان و شب نشینی و صرف چای و سیب زمینی زغالی لذت بردیم.

48.jpg

49.jpg

50.jpg51.jpg

و به سمت هتل برگشتیم و شام خورده و برای روز بعد آماده شدیم چرا که فردای آن شب همه می بایست ساعت 7 صبح  به همراه ساک هایمان در لابی بوده و بعد از صرف صبحانه راس ساعت 8 به همراه اتوبوسمان برای بازدید از اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان؛ یزد حرکت می کردیم.

فاصله بافق تا یزد 125  کیلومتر  حدودا  1 ساعت و 45 دقیقه بود که در طول مسیر به صحبتهای لیدرمان گوش داده و از توضیحاتی که به ما میداد بهره برده و همچنین مناظر بین راهی را تماشا می کردیم. هنوز از شهر بافق زیاد فاصله نگرفته بودیم که بین راه به مسجدی به نام مسجد اباالفضل برخوردیم که دقیقا نسخه کوچک مسجد جامع یزد بود.

52.jpg

53.jpg

مسجد اباالفضل، مسیر بین بافق _ یزد

کمی جلوتر هم منظره ای زیبایی دیدیم جاده ای که مستقیم به پای کوهی می رسید، انگار که کوه جاده را قطع کرده بود، البته نزدیک کوه که شدیم جاده در امتداد کوه منحنی ساخته شده بود و کوه را دور شده و به اداه راه پرداختیم.

54.jpg 

و در نهایت حدود ساعت 10 به شهر یزد رسیدیم، اولین گشت ما دخمه بود.

برای ورور به دخمه نفری 3 هزار تومان ورودی پرداخت کردیم که برای اتبا خارجی این مبلغ 15 هزار تومان بود. وارد دخمه شدیم. طبق توضیحات لیدر مون جناب فرهانی دخمه همان گورستان زمان زرتشتیان هست که تا سال 1312 نیز فعال بوده و مردگان خود را به این محل می آوردند و به 5 نساسالاری که درون دخمه کار و زندگی می کردند تحویل می دادند و آن پنج نفر جسد را طی مراسمی به بالای کوه برده چوب فلکی زیر فک آن قرار داده و به حالت صلیب آن را به چوب می بستند تا پرندگان از گوشت آن تغذیه کنند چرا که اعتقاد داشتند مردگان خود را نباید خاک کنند چون خاک آلوده می شود، یا در آب بسپارند یا آتش بزنند چرا که آب و آتش آلوده می شود. به همی دلیل بعد از آنکه پرندگان گوشت بدن مرده را می خوردند چوب زیر فک وی می افتاد و اصطلاح کلک طرف کنده شد نیز از اینجا آمده است. و سپس باقیمانده جسد وی را درون سوراخی که در وسط کوه قرار داشت و به آن استودان یا همان استخوان خانه می گفتند می ریختند تا در اثر زمان تجزیه شود. در این مکان دو دخمه وجود دارد، دخمه اول مانکجی است که توسط شخصی هندی ساخته شد و دخمه دوم گلستان نام دارد که به دلیل آنکه این دخمه در اثر استخوان مردگان آن زمان پر شد بر روی کوه کناری آن دخمه گلستان نیز ساخته شد. امروزه برای بازدید و راحت تر بالا رفتن از دخمه گلستان برای آن پله قرار دادند و برای دوستانی که روزی به این منطقه خواهند رفت عرض کنم که بالای هر دو دخمه دقیقا یکسان است و هیچ تفاوتی ندارند جز اینکه دخمه مانکجی کمی بلندتر و بالا رفتن از آن سخت تر است.

55.JPG

56.JPG

57.JPG

58.JPG

59.jpg

60.jpg

61.jpg

62.5.jpg

62.jpg 

نکته آخر در مورد این مکان این است که امروزه زرتشتیان مردگان خود را به روش خاصی خاک می کنند به طوری که بالا و پایین و 4 طرف مرده خود را با سنگ یا بتون پوشانده و درون خاک قرار می دهند تا خاک آلوده نشود بدین ترتین در مجاورت دخمه قبرستان زرتشتیان نیز ساخته شده و از آن 5 نساسالاری که در آن زمان بوده اند یک نفر به نام آقا شهریار هنوز زنده است و 98 سال دارد و اکثر اوقات جلوی درب اصلی قبرستان بر روی صندلی نشسته و با دیدن مسافران از آنها تقاضا می کند تا با وی عکس بگیرند و به وی کمکی هرچند کوچک کنند که ما نیز این کار را کردیم.

 

63.jpg

گشت دوم ما بادید از باغ زیبای دولت آباد بود، باغی که در آن سرسبزی درختان سر به فلک کشیده، صدای گذر آب و آبی آسمان همه و همه تو را از روزمرگی هایت دور می کنند. این باغ تماشایی در کنار این زیبایی ها نمونه ای شگفت انگیز از بادگیر را نیز در خود جای داده است که البته بلندترین بادگیر خشتی دنیاست و شهرتی جهانی دارد و در فهرست میراث جهانی یونسکو نامش به ثبت رسیده. قدمت این باغ 260 سال است و مساحتش 6.4 هکتار می باشد. درختان میوه مانند انگور و سرو و کاج در همه جا به چشم می خورند و بوی گل‌های محمدی و سرخ به مشام می رسد.


تاریخچه این باغ به سال ۱۱۶۰ هجری قمری همزمان با اواخر دوره افشاریه، حاکم و والی یزد، محمد تقی خان بافقی ملقب به خان بزرگ، باغی را بنا نهاد که به عنوان محل اقامت حاکم وقت و معاصر با شاهرخ میرزا و کریم خان زند مورد استفاده قرار گرفت. وی سرسلسله خاندان خوانین یزد به شمار می رفت و پدر عبدالرضاخان یزدی ( حاکم بعدی یزد ) و جد سلطانعلی خان وزیر افخم ( وزیر دوره قاجار ) و خانواده‌های افخم ابراهیمی و افخمی بود.

این بنا به عنوان مجموعه ای چشم نواز به هشت باغ دولت آباد مشهور گردید و امروزه به عنوان یادگاری ارزشمند از دوره‌های افشاریه و زندیه به شمار می رود. این باغ، تاریخی پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشته و بادگیر مرتفعش از زمان افشاریه تا کنون پا بر جا ایستاده است

64.jpg

65.jpg

f

67.jpg

67.5.jpg

68.jpg

68.5.jpg

69.jpg

70.jpg

71.jpg

72.jpg 

گشت سوم ما آتشکده بهرام بود، این عمارت از جمله بناهای مقدس زرتشتیان است گرچه قدمت آن به  دوران پهلوی می‌رسد و ساخت آن به ۸۰ سال قبل باز می‌گردد، ولی آتشی كه درون آن می‌سوزد بيش از ۱۵9۰ سال است كه روشن مانده است.  از قدیم همیشه مطرح شده که ایرانیان آتش پرست اند که این جمله اشتباه است از زمانهای پیش ما ایرانیان پرستار آتش بودیم چرا که اولین آتش دنیا توسط ایرانیان اختراع شده، دو پسر بچه ایرانی در حال بازی بودند که ناگهان ماری به سمت آنها میره و یکی از کودکان سنگی برداشته به سمت مار پرتاب میکند سنگ از مار عبور کرده به سنگ دیگری اصابت کرده جرقه زده و آتش بوجود می آید در واقع، این آتش فروزه‌ای است از آتش آتشکده کاریان در لارستان که به عَقدای یزد آورده شد و نزدیک به ۷۰۰ سال در آنجا روشن نگه داشته شد؛ سپس در سال ۵۲۲ از عقدا به اردکان منتقل شد و نزدیک به ۳۰۰ سال نیز در اردکان  یزد روشن بود تا اینکه در سال ۸۵۲ از اردکان به یزد نقل مکان کرد. جابجایی این آتش در یزد نیز ادامه داشت تا اینکه  به دستور رضاشاه مجوز احداث آتشکده‌ی یزد صادر شد و درنهایت در سال ۱۳۱۳ ه.ش، پس از ساخته شدن این آتشکده با این مجوز رسمی، زرتشتیان نیز توانستند بدون ناراحتی و تحمل سختی‌های گذشته، عبادتگاهی در شان و منزلت خود داشته باشند. آتش مذکور، در ظرفی بزرگ از جنس برنز، درون محفظه‌ای ساخته شده از شیشه قرار دارد و بازدیدکنندگان تنها از پشت شیشه و داخل عمارت (تا از تابش نور خورشید دور بماند) اجازه‌ی دیدن آتش مقدس را دارند، چرا که طبق نقل قول مردم و زرتشتیان یزد و البته  آئین زرتشتیان نفس‌های انسان‌ها نباید با آتش پاک برخورد کند. در اطراف آن نیز اتاق‌هایی برای انجام فریضه‌ی نماز و نیایش مخصوص زرتشتیان در نظر گرفته شده است. این آتش روزی دو بار با چوب سیب و هلو (چون چوب این دو درخت دود نمیکند و هوا را آلوده نمیسازد) آتش آن شارژ می گردد.  

در محوطه آتشکده نیز آب انبار و موزه ای از آداب و رسوم و مراسم زرتشتیان نیز وجود دارد که از آنها نیز بازدید کردیم. ورودی این مکان نیز همانند دخمه نفری 3 هزار تومان بود.

73.jpg

74.jpg

75.jpg

76.jpg

 

درست کوچه کناری آتشکده کتابخانه کسری بود که من رفتم و با تایمی که در اختیار داشتم به آن هم سری زدم. آنجا پر بود از فروش صنایع دستی و سنتی بسیار زیبا در محیطی بسیار دوست داشتنی.

75-1.jpg

75-2.jpg

در بین مسیر و در راه رفتن به گشت بعدی از میدانی عبور کردیم به نام میدان مارکار که به آن ساعت مارکار یا فردوسی هم گفته میشود. بدنه خارجی آن مصالح سیمانی و ارتفاع آن 4 مترو متعلق به سال 1313 است و نقطه جالب آن این است که از نظر جغرافیایی این ساعت درست در مرکز ایران بنا شده است. این ساعت هفته ای یک بار کوک می شود و در فهرست آتار ملی ایران به ثبت رسیده و با اشعاری از شاعر بومی به نام مرحوم ناصر، تزیین شده است و با حرکت مطابق عقربه ساعت و خلاف حرکت خودروها، تاریخ احداث و هنر این شاعر بر بازدید کننده نمایان می شود.

77.jpg

گشت چهارم ما بازدید از مسجد جامع یزد:

مسجدی که معماری آن زبان زد دنیاست. ارتفاع مناره‌های مسجد جامع یزد، با بیش از ۵۲ متر و قطری برابر با هشت متر، لقلب بلندترین مناره در بین مساجد تاریخی را از آن خود کرده است. متاسفانه از قسمت‌های کهن مسجد، اثری برجای نمانده است و آنچه که امروزه به عنوان ساختمان مسجد اعظم یزد مشاهده می‌شود، به همت شماری از صاحب منصبان، رجال دینی و مملکتی دوران مختلف، نوسازی و بنا شده است. بنا بر اسناد بجا مانده از گذشته این مسجد در مدت زمان یک قرن و در دوران مختلف تاریخی احداث شده از جمله دوران ایلخانی، صفویان، تیموریان قاجاریان و ...  این اثر تاریخی شگفت‌انگیز، متشکل از یک ایوان مرتفع، دو شبستان، دو گرم‌خانه واقع در ضلع‌های شرقی و غربی شبستان‌ها، گنبدخانه، دو پایاب و یک صحن بزرگ به شکل مستطیل است که نشانگر معماری و طراحی ساخت جالب و زیبای ایران باستان است. مخصوصا درب ورودی آن که چوبی  یک تیکه دارد. شش ورودی برای داخل شدن به این مسجد بزرگ در نظر گرفته شده که هر کدام در قسمت‌های مختلف مسجد تعبیه شده است.

76.5.jpg

78.jpg

79.jpg

80.jpg

پس از بازدید از مسجد، به همراه همسفرانمان پیاده رفتم و از یکی از دربهای مسجد وارد محله فهادان یا همان یزد قدیم شدیم. محله ای پر از کوچه های پر پیچ و خم.  علت پیچ و خم  این کوچه ها به این دلیل بود که در زمانهای قبل این منطقه یکی از مناطق خلافکار محسوب میشد که نظمیه در آن زمان از ورود به این منطقه و دستگیری مجرمان ابا داشت چرا که ممکن بود بر سر هر پیچ آن همکاران شخص مجرم در کمین افراد نظمیه باشند، البته این محل امروزه یکی از امن ترین مناطق و در عین حال از مناطق بسیار دیدنی و توریستی محسوب میشود و در این مکان که دارای خانه هایی از بافت خشت و گل است مردم زندگی می کنند و دارای ساباط های (دالانهایی سرپوشیده) بسیاری است که باعث میشود در گرمای کویری و خشک نیز سایبانی خنک برای عابرین مهیا باشد.

81.jpg

در طول مسیر از کوچه پس کوچه های فهادان تصاویری گرفتم که در ادامه خواهید دید. همانند دیگر شهرهای کویری کشورمان چون کاشان بادگیر بسیاری دیدیم که وجود آنها برای خنک ساختن فضای خانه های آنجاست، باد گرم با عبور از سوراخهای بالای بادگیر به پایین آن رفته در پای بادگیرحوضی پر از آب قرار داده اند که باد با عبور از این حوض خنک شده و نسیم خنکی ایجاد میکند و کاری درست مثل کولر را  انجام می دهد. 

82.jpg

83.jpg

84.jpg

85.jpg

 

86.jpg 

کوچه های آشتی کنان، کوچه هایی تنگ و باریک هستند که در محله ی فهادان در بافت قدیمی  این شهر قرار گرفته اند و آن قدر باریک هستند که 2 نفر به سختی می توانند از آن رد شوند. دلیل ساخت این کوچه ها این بوده است که آن قدر آن را تنگ بسازند تا مردمی که رد می شده اند، به هم برخورد کنند و این برخورد باعث نزدیکی و صمیمت بین آنها شود.

طبق روایت ها دلیل وجود این کوچه ها آن بوده است که 2 نفری که با هم قهر بوده اند، خیلی اتفاقی از این کوچه در جهت مخالف هم رد می شوند و وقتی سعی می کنند تا خودشان را به نحوی از کوچه رد کنند، به هم گیر می کنند و این وضعیت خنده دار باعث می شود تا بخندند و میانشان آشتی بوجود بیاید. تصویر زیر یک نمونه از کوچه های اشتی کنان است.

87.jpg

 88.jpg

89.jpg90.jpg91.jpg95.jpg92.jpg93.jpg94.jpg95.2.jpg95.5.jpg

 

همانطور که راهنمایمان به ما قول خوردن پالوده (کلمه ایست پارسی که عرب زبانها به دلیل نداشتن حرف پ آن را فالوده تلفظ می کنند) را داده بود در طول مسیر  از صنایع دستی بازدید کرده و  پالوده یزدی خوردیم و دوستانی که تمایل داشتند ترمه رضایی خریدند.

96.jpg

97.jpg

 

دیگر به انتهای محله فهادان رسیده بودیم و اتوبوسمان منتظر ما بود با اینکه ساعت 1 شده بود اما همگی پر انرژی بودیم و از آنجا به مقصد گشت بعدیمان یعنی میدان امیر چخماق آماده حرکت شدیم. میدان و مجموعه تاریخی امیر چخماق شهر یزد، شاخص ترین مجموعه بنای تاریخی این شهر به شمار می رود که از نظر قدمت بناها و معماری از ارزش بالایی برخوردار است. امیر جلال الدین چخماق از سرداران و امرا شاهرخ تیموری و حاکم یزد با همکاری همسر خود فاطمه خاتون در جهت آبادانی یزد مجموعه ای شامل تکیه، میدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه آب سرد و از همه مهمتر مسجد امیر چخماق را بنیان نهاده است.

یکی دیگر از بخش‌های دیدنی این میدان، نخل بزرگ آن است که به «نخل حیدری ها» نیز نامور بوده است. آن گونه که «عبد الحسین آیتی» گفته، پیشینه این نخل به ۴۵۰ سال پیش و «دوره صفویه» می‌ رسد. برخی این نخل را کهن‌ ترین نخل و برخی دیگر، نخل «میدان شاه ولی» در «تفت» را با ۶۰۰ سال پیشینه، کهن‌ ترین نخل جهان می‌ دانند. باور بر این است که در قرن سیزدهم این میدان را حسینه کرده اند و بر سردر بازار، این تکیه را ساخته اند. کتیبه کار گذاشته شده در غرفه شاه نشین که تاریخ ۱۲۹۶ هجری قمری (۱۲۵۸ هجری شمسی) بر خود دارد نیز پیشینه این بنا را تنها ۱۳۰ سال نشان می‌ دهد.  هر چند تاریخ درست ساخت نخل امیر چخماق در دست نیست اما «ایرج افشار» تاریخ وقف پوش سیاه پیشین این نخل که نگاره «شیر و خورشید» بر خود داشته را رجب ۱۲۲۹ هجری قمری (تیر ۱۱۹۳ هجری شمسی) و برابر با ۲۰۰ سال پیش نوشته است. پس وقتی پارچه روی این نخل برای ۲۰۰ سال پیش بوده، ۴۵۰ سال سن برای خود آن هم ناپنداشتنی نیست. اگر این گونه بوده باشد، می‌توان گفت هنوز خبری از حسینیه و تکیه نبوده که این نخل اینجا بوده است.

98.jpg

99.jpg

99.5.jpg

این تصویر را در سفر دیگری که به یزد داشتم گرفتم و حیفم آمد نمای شب میدان امیر چخماق را در سفرناممه خود نگنجانم.

100.jpg

داشتیم وارد بخش خوشمزه سفرمان میشدیم. خرید سوغاتی و شیرینی های یزدی. به یکی از شیرینی فروشیهای معروف

رفتیم، در آنجانه تنها  تست کردن آزاد بود بلکه میشد برای خودمان از سماور و قوری ای که در آنجا بود چایی که در آنجا بود چای ریخته و به همراه شیرینی ها میل کنیم. حدود یک ساعتی گشت امیر چخماق و خرید سوغاتی هایمان طول کشید و سرانجام سوار ماشین شدیم تا برای صرف ناهار به هتل رستورانی که برایمان رزرو کرده بودند برویم و چلو مرغ، دیزی یا قیمه یزدی بخوریم که من دیزی سفارش دادم.

101.jpg

 

 

فضای رستوران بسیار زیبا و آرامش بخش بود.

103.jpg

104.jpg

105.jpg

106.jpg

107.jpg 

 بعد از صرف ناهار دیگر گشتهایمان تمام شده بود و حدود ساعت 4 بعد از ظهر یزد را به مقصد تهران ترک کردیم. در بین مسیر از ما با چای و بیسکوییت پذیرایی شد و  ساعت 10 شب مجددا در مجتمع ستاره در اتوبان قم – کاشان برای صرف شام توقف کردیم و نهایتا حدود ساعت 1 بامداد در تهران همانجایی که سوار اتوبوسمان شده بودیم پیاده شدیم.

بهترین زمان  برای سفر به کویر 
بهترین فصل برای سفر به کویر از اواسط آبان ماه تا پایان تعطیلات نوروزی می باشد که هوا بسیار دنشین و لذت خش است و از گرمای بیش از حد و حرارت زیاد آفتاب آزرده خاطر نخواهید شد.  ضمن اینکه  کویر در تابستان بسیار گرم و غیر قابل تحمل می باشد و البته مار و عقرب و ... نیز بیرون هستند و از این نظر شما در معرض خطر خواهید بود.
در زمستان کویر روزهای بسیار خوب، با هوایی عالی دارد که می توانید با تی شرت بگردید و البته  مار و عقرب و دیگر حشرات مرگبار نیز به دلیل اینکه خونسرد هستند در خواب زمستانی به سر برده و کمترین خطری برای شما ندارند و البته شب نشینی دور آتش در کویر نیز حقیقتا خاطره بخش خواهد بود. توصیه می کنم اگر تا به امروز سفر به کویر را تجربه نکرده اید در قالب تورهای کویر و یا به صورت گروهی و با خودروهای آفرود و یا معمولی سفری به کویر داشته باشید.

 امیدوارم تواسته باشم اطلاعات مفیدی در معرفی این دو منطقه و نحوه رفتن به آنجا با تور و یا به صورت شخصی به شما عزیزان ارائه کرده باشم.

  تمامی تصاویر گرفته شده در سفرنامه ام توسط خودم با گوشی موبایل و یا هلی شات گرفته شده اند.

نویسنده : طلوع کوچک

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.