20
1.9K
9 خرداد 1403 15:00
مقدمه سفر مرا به در باغ چندسالگیام برد.(مسافر- هشت کتاب- سهراب سپری) همه چیز با یک تماس تلفنی شروع شد. " برنامه بریزیم یک روز از شهر بزنیم بیرون." به تمام شهرها و مقصدهای یک روزهای که اطراف شهر کرمان بود فکر کردیم. به لالهزار برویم و باغهای
س 28 اسفند 1372 امشب زودتر از شب های قبل پدرم به خونه برگشت تازه لادای زرشکی رنگش رو فروخته بود و یه پیکان صفر از اونها که سپر جوشن دار داشت خریده بود قرار بود فردا صبح زود به سمت مشهد بریم شوق عجیبی داشتیم
به نام خدا بعد از سفری که زمستان سال گذشته به چابهار داشتیم و تجربه ی هوای دلچسبش، باز هم سرمای زمستان ما رو به یاد آب و هوای بهاریِ جنوب انداخت و این بار انتخابِ ما، جزیره ی زیبای کیش بود. اتاق ۵ تخته؟! نه نداریم... این جمله
به نام آنکه عالم آراست (روایتنامه تنگ سولک) بارها میگویم ارزشش را داشت، پیکرههای سنگی که صخره را به تسخیر خودشان درآورده بودند. ایستاده با ردایی بلند و شنلی بر دوش همگان را دعوت به نمایش شکوه و اقتدار الیمائی میکردند. راه سنگی باستانی پیش رویمان دروازهای
بی تو نخل و غروب پیدا نیست آسمان قشنگ جنوب پیدا نیست من مسافر شهر چابهار بودم و آمدم تا برایتان چابهار را توصیف کنم !می دانم که قبل از من نیز سفرنامه چابهار زیاد نوشته شده است اما فاکتور زمان بسیار مهم است و
خانمی ۵۴ ساله هستم کارشناس مامایی بسیار اهل سفر دوران مجردی یادم نمی اید که سالی رو گذرونده باشم و مسافرت نرفته باشم بعد از ازدواج با همسر و فرزندانم سفر میکردم فر زندانم ازدواج کرده اند و حدود ۳ سال هست که همسرم به
14 اسفند 1401 آغاز سفر رویایی من بود به شرق خراسان در قالب یک تور ایرانگردی جذاب که در ساعت 4 بعدازظهر با قطار تهران مشهد آغاز شد. 5 دقیقه مانده به حرکت وارد ایستگاه شدم. لیدر به انتظارم ایستاده بود. با عجله به سمت
اصفهان نیمی از جهان گفتند نیمی از وصف اصفهان گفتند شور و شوق سفر درونم جریان یافته بود و همچون چشمه ای دوباره جان گرفته در حال جوشش بود؛ این به معنی شروع ماجراجویی دوباره ای برای من بود. مقصد از قبل
با توجه به وسعت و پهناوری کشور عزیزمان ایران، از لحاظ مکانها و جاذبههای گردشگری بسیار غنی است و هرچقدر هم به مکانهای مختلف آن سفر کنیم، باز هم مکانهایی باقی میماند که مجال دیدن آن به ما نمیرسد، من نیز به دلیل این که
در بهار با عبور از شنزارهای مرکزی سرزمینم و کاروان شترانی که در هرسوی جاده بیابانی قرار دارند، دریاچه نمک و سپس گندمزارهای طلایی، باتلاقهای پرآب و مردابها همراه با خانوادهام به دهکدهای رسیدم که در میان قلههای استان قزوین قرار داشت. دهکدهای کوهستانی یا
سلام به عزیزان این اولین سفرنامه من هست که می نویسم خودم از خوانندگان لست سکند هستم و در سفرهام کمک بسیار خوبی برام بود وتوانستم از سفرنامه های دوستان چه در زمینه هتل وچه در مورد اماکن دیدنی و یا رستوران های خوب استفاده
به نام خدا اینجا سنگها سخن میگویند "سفرنامه سواحل بوشهر و هرمزگان" تعیین مقصد سفر نقشه کاغذی بزرگ ایران جلویم پهن بود. دراز کشیده بودم و همچنان که دستهایم زیر چانهام روی خلیج فارس بود فکر میکردم چرا باید در شهری مثل اهواز در انتهای نقشه ایران زندگی کنم
بالاخره پس از مدتها که رویای دیدن ییلاقات ماسال به آرزویی برایم تبدیل شده بود، فرصتی پیش آمد که میانه پاییز، فصل تماشای این بهشت گمشده باشد. روزهای پایانی آبان 1402 در سفری سه روزه به گیلان، به دیدن اولسبلنگاه، معروفترین روستای ییلاقی ماسال رفتیم
اولین باری که با سایت لست سکند آشنا شدم میخاستیم بریم ماه عسل مقصدمونم استانبول بود خیلی اتفاقی با لست سکند آشنا شدم و با خوندن سفرنامه هاش کلی اطلاعات خوب راجب استانبول به دست آوردم وتونستم یه برنامه سفر خیلی خوب بچینم. ازاون موقع
به نام ایزدمنان زندگی سفری طولانی است که انسان با پیمودن این مسیر از زمانیکه کوچک است و تا وقتی که جوان و بزرگ تر می شود , با به دوش کشیدن کوله باری از تجربیات و خاطرات بار سفر را می بندد و به مقصدگاه
ایران کشوری بزرگ با دامنه ی تنوع زیستی و فرهنگی و زبانی بسیار گسترده است. به عنوان کسی که رشته اش ایران شناسی است و ماهیت آن تعامل نزدیک با آب و هوای فرهنگی این سرزمین بوده است و علی رغم میل شدید و جنون
سلام دوستای عزیزم.من پارسا هستم.11 سال دارم.و عاشق حیوانات و سفر هستم.برای اثبات عشقم به سفر همین بس که وقتی 5 روزه بودم اولین سفرم رو در کریر CAREER نوزادی به همراه مادر و پدرم شروع کرده ام. ( فکر کنید مادر و پدر به
به نام خالق شگفتی ها اصلا مگه میشه کسی عاشق سفر کردن نباشد، من که از یه جایی به بعد ترجیح میدم عقلم رو با قلبم همسفر کنم تا حسرت همسفرم نباشد. یه شروع مثل فیلم زندگی پنهانی والتر میتی و یه پایان مثل تایتانیک دقیقا
مقدمات سفر مدتی بود از ماندن در خانه خسته و آزرده بودم. برای عوض کردن حال و هوای خود به فکر سفری کوتاه افتادم. پس از مشورت با دوستان قرار شد برای فرار از هیاهوی شهری به مکانی آرام سفر کنیم. با نگاهی به تقویم متوجه
با سلام و احترام به همه خوانندگانی که وقت می گذارند و این سفرنامه را مطالعه می کنند. این اولین سفرنامه ای هست که می نویسم و امیدوارم لذت ببرید. هدف من از نوشتن این سفرنامه، آشنایی با مشکلات و مسائلی هست که در سفر