سفر نه از ایستگاه شروع میشه نه با بستنِ چمدون؛ سفر از لحظهای شروع میشه که قلبت دیگه تو سینهات جا نمیشه!! فقط کافیه به یه آدمِ عشقِ سفر، پیشنهاد مسافرت بدی حتی یه روزه! بعد اون آدم قلبش تند تند میزنه ، دست و پاش رو
فصل پاییز و زمستون دریای نیلگون جنوب ما رو فرا میخونه و برای ما که کرمان زندگی میکنیم سفرهایی هستن که نیاز به مدت زیاد توی جاده بودن و مرخصی طولانی ندارن. از جزایر هرمزگان بعضی رو برای کمپ و آرامشش دوست دارم هر چند تبلیغات
کلافه نشسته بودم پشت میزم و مثل تمام روزهای قبل داشتم اخبار را بالا و پایین میکردم و سعی میکردم از روند اتفاقات منطقه سر دربیاورم که پیغام عاطفه عزیز را دیدم، پوستر تور گیلان را ارسال کرده بود. بدون آنکه جزئیات یا قیمت تور
با سلام خدمت شما گردشگران عزیز من سفر های داخلی زیادی رفتم ولی اولین باره که میخوام سفرنامه تور داخلی بنویسم. شاید چون حس کردم کمتر کسی به این مقاصد سفر کرده باشد و اینکه دوست داشتم تجربه خودمو به اشتراک بزارم یا به قولی رسالت
صبر کنید! سرزمین رنگها مرا فرا خوانده به سانِ خارِ رها گشته از اسارت خاک، بس است ماندن وماندن کمی سفر باید... پاییز امسال، بلخره قشم زیبا مرا فراخواند. از قیمت تور قشم شروع میکنم که قیمت اعلامی، همیشه برای مدت سه شب و کم قیمت ترین هتل
پنجشنبه هفتام فروردین 04 شب،سکوت،جزیره دود آتش،نور چراغ قوه،زوزه شغالها و در آخر سروصدای همسر و همسفر خواب را از چشمانم ربوده.ساعت 10شب است که از چادر بیرون میآیم در محاصره آب،پلانگتونها و شغالها هستیم.همسر و همسفر در تلاش برای دورکردن شغالها هستند.تمام تجربههایمان را برای
روز سهشنبه، بیستم خردادماه ۱۴۰۴، با سفری هوایی از فرودگاه مهرآباد تهران راهی ماکو میشویم. هواپیمایمان چارتر و اختصاصی است، اما بسیار کوچک. حدود یک ساعت بعد در فرودگاه ماکو پروازمان به زمین مینشیند. استقبال، معمولِ مسئولان روابط عمومی استانی میراث فرهنگی و البته سخنان
بعد از تجربهی دو سفر گروهی با تور ایرانگردی، عجیب دلم برای سفرهای خانوادگی و خلوت خودمان تنگ شده بود. اینستاگرام هم پر شده بود از تصاویر شمال پاییزی و تور یک روزه و حرکت قطار میان جنگلهای رویایی آن خطه. برای همین بعد از
سلام به عاشقان سفر و خوانندگان عزیز سفرنامه مقدمه : 1. وقتی در تاریخ 31خرداد بعد از سفر کذایی به تایلند که با جنگ مصادف شده بود پایم را روی خاک ایران عزیز در مرز رازی گذاشتم با خود عهد کردم دیگر به خارج از کشورمسافرت نکنم!
بخش نخست: نادر نینوایی-در تهران که سوار هواپیما شدیم، میشد در ارتفاعات، رگههای روشنایی و نشانههای طلوع را در آسمان دید. حالا در فرودگاه تبریز و در ارتفاع پایینتر، اما یکبار دیگر شب شده و آسمان یکپارچه سیاه است. همراه رفقای خبرنگار سوار دو وَن سفید
الان که دست به قلم شدم،صبح یک سهشنبه پاییزی است.با یک فنجان قهوه جلوم از پنجره به جنگلهای لاویج نگاه میکنم. شاید همین ترکیب باعث شد بخواهم چیزی بنویسم.شهریور ۱۴۰۴ با دعوتنامه رسمی، منتظر ویزا شینگن هلند بودیم. بعد از ۲۰ روز با وجود مدارک
ساعت 6 صبح تهران را به قصد سفری 9 روزه تور ایرانگردی به جهت کرمان ترک کردیم. دو خانواده با دو ماشین و تصمیم بر این بود بعد از هر 5 ساعت در یک جا اقامت کنیم . به همین دلیل چون سفر ما در
مدت زیادی است که سفرنامه های لست سکند را می خوانم، با اینکه هم دست به قلم هستم وهم بنا به رشته تحصیلی شهرها و کشورهای زیبایی را دیده ام ،اما هیچ گاه قدمی برای نوشتن سفرنامه برنداشتم و متاسفانه وقتی که مدت زمان زیادی
وقتی دلت رو به جاده و طبیعت میسپری یه وقتایی زندگی انگار یه گره کور میزنه تو دلت و انگار هیچجوره نمیتونی بازش کنی. خرداد ۱۴۰۴ تو همچین حال و هوایی بودم. افسردگی، استرس، و یه عالمه فکر و خیال بی نتیجه مثل یه سنگی بود
یکی از آشناهای نزدیکمان سال های سال می باشد که تور ایرانگردی یک روز و چند روزه می برند این دفعه تور 2 روزه و یک شب قزوین را داشتند که من هم به تنهایی ثبت نام کردم. هزینه تور در کل 2.500.000 تومان بود. روز
نکات قبل از شروع: سبک سفرهای من سریعاست یعنی از هر شهر یا منطقه فقط یک یا دو جا ایکونیک و بارز را بازدید میکنم و حرکت به سمت جاهای دیگر به دلیل تغییر مداوم قیمت دینار و لیر قیمتها را به دلار نوشتنه ام که شاید
مقدمه: درود بر شما که وقت ارشمندتتان را صرف مطالعه سفرنامه بنده نمودید.تصمصم من بر صعود به قله دماوند برای اولین بار سخت و دشوار بود و هر وقت تصویر دماوند را می دیدم از ابهت و بزرگی آن ترس صعود را به جانم فرا می
پیش درآمد بنام آنکه هستی نام ازو یافت فلک جنبش زمین آرام ازو یافت کمتر از یک سال از آخرین سفر خارجی من وهمسرم می گذشت که تصمیم گرفتیم برای تجدید قوا وتمدد اعصاب برای سفر به یک کشور آسیایی که تا بحال نرفته بودیم برنامه
" از کمپ تا جنگ: روایتی از فرار معنادار،گم شدن و رسیدن " - تا حالا شده فرار کنی فقط برای اینکه بفهمی کجا داری میری؟ - یا وسط یه سفر بفهمی چیزی که دنبالش بودی، اصلاً یه چیز دیگه بوده... قبل از حرکت قبل از شروع سفر