تیرماه سال 95 سفر یک هفته ای به مسکو داشتیم که سفرنامه مفصلش را در همین سایت لست سکند قرار دادم و تیرماه 96 هم تصمیم گرفتیم یک سفر یک هفته ای به سن پترزبورگ داشته باشیم. با سرچی که انجام دادیم ظاهرا پرواز مستقیمی از ایران به سن پترزبورگ وجود نداشت و بین پروازهای ارزان و موجود بهترین انتخابمون هواپیمایی آذربایجان بود. بطوریکه یک پرواز از ایران به باکو و بعد از 3.5 ساعت از باکو به سن پترزبورگ انجام میشد.
سه تا از دوستانمون بلیط خریدند و من و دونفر از دوستانم چون مشکل مرخصی داشتیم صبر کردیم تا دقیقه نود بلیط بگیریم و این امر باعت شد بلیط ما حدود 500 تومان از دیگر دوستانمان بیشتر شود. از طرفی برای بلیط برگشت چون بلیطی که دوستانمان خریده بودند تمام شده بود مجبور بودیم بلیط روز بعد را بخریم که حدود 18 ساعت معطلی در فرودگاه را به همراه داشت. به خاطر همین تصمیم گرفتیم یک روز اضافه تر در باکو بمانیم و یا یک تیر دو نشان بزنیم و اینطوری دو روز کامل باکو رو هم گشتیم. البته با توجه به طولانی بودن این سفرنامه از بخش باکو صرف نظر کردم.
بعد از سفر مسکو و دیدن عکسهای اونجا پدر و مادرم مشتاق شدن که مسکو و سن پترزبورگ رو بگردن و من تو یک بازه زمانی یک ماهه براشون یک کتابچه راهنما درست کردم از زمانی که از هواپیما خارج میشن چطور خودشون رو به محل اقامت برسونن، کجاها رو بگردن، چطور از مترو استفاده کنند و حتی یک سری از بلیطها رو آنلاین براشون تهیه کردم و یک برنامه روزانه برای گشتها بهشون دادم.
امسال هم که بحث سفر سن پترزبورگ پیش اومد حداقل خیالم راحت بود که با این شهر آشنام و قبلا برنامه ریزیشو انجام دادم ولی بازهم ریش و قیچی رو سپردیم به یکی از دوستان تا برنامه ریزی سفر رو انجام بده.
برای برنامه ریزی سفر خانواده اول از همه سفرنامه های فارسی رو مطالعه کردم. این سفرنامه ها اطلاعات خوبی رو از سایتهای مورد بازدید تورها بهم داد. از طرفی افرادی هم بودند که خودشون شخصا برای سفر اقدام کرده بودند و قاعدتا تجربیات خوبی از سفرهاشونو ارائه داده بودند. بعد از خوندن سفرنامه های فارسی سراغ سایتهایی مثل TripAdvisor و Lonelyplanet رفتم و بهتون توصیه میکنم اپ اونها رو روی گوشی هاتون نصب کنید.
به جز این ها سایتهایی مثل https://www.moscow.info/ و https://www.saint-petersburg.com/ هم به عنوان نمونه، کمک بزرگی در شناخت دیدنی های شهر بهم کردند. از سرچ گوگل و گوگل مپ هم غافل نشید. از طرفی سایت فرودگاهها هم اطلاعات خیلی خوبی رو در مورد نحوه حمل و نقل با ترن و تاکسی و اتوبوس به سطح شهر و برعکس بهتون میدن. در هر صورت بهتره که قبل از هر سفری چه با تور و چه خودتون، سعی کنید اطلاعات کاملی رو در مورد شهرهایی که قراره بگردید، سیستم حمل و نقلشون، نحوه خرید بلیطها، نقشه شهر و مترو داشته باشید.
از طرفی نرم افزار Yandex metroوYandex map هم میتونه کمک بزرگی برای گشت هاتون باشه و یک نکته مهم که فراموش نکنید به محض وارد شدن به روسیه و دسترسی به نت، گوگل مپ آفلاین رو برای اون شهر آپدیت کنید تا با خیال راحت و بدون نت هم بگردید.
در مورد آب و هوا هم توجه داشته باشید که سن پترزبورگ از مسکو سرد تره و وای به روزای باد و بارونی که سرد تر هم میشه و حتما همراهتون چتر و لباس گرم باشه.
محیط نرم افزار Yandex Metro که با انتخاب مبدا و مقصد مسیر سفر رو به شما نشان میدهد.
نرم افزار Lonelyplanet
چیزی که ذهن منو نسبت به سفرنامه های ایرانی مشغول کرده بود این بود که همه سعی کرده بودند که تو یک بازه زمانی محدود دو شهر مسکو و سن پترزبورگ رو بگردند و این امر باعث میشد که فرصت دیدن خیلی از سایتها رو از دست بدن. سفر یک هفته ای سال گذشته ما فرصت مغتنمی بود که سر حوصله و با فراغ خاطر مسکو رو بگردم و امسال هم که 8 روز فرصت داشتیم تا سن پترزبورگ رو بگردیم.
دوست لیدرمون تصمیم داشت برای تعطیلات خرداد یک سفر به باکو داشته باشه که جلوتر از همه ما پاسپورتشو تحویل آژانسی که سال قبل برامون ویزا گرفته بود داد و ویزاش ظرف یک هفته اومد و هزینه صدور ویزا 330 تومان بود. ولی ما پاسپورتهامون رو به آژانس دیگه ای که باهاشون 290 تومان طی کرده بودیم دادیم. برای ویزای آذربایجان هم باید اقدام میکردیم. یکی از راه های دریافت ویزا به صورت الکترونیک هست و دیگری از طریق آژانسها. از من میشنوید با وجودی که نرخ ویزای الکترونیک کمتر از کارگزاری آژانسها هست ولی بهتره ویزاتون رو بدین آژانسها بگیرن چون گاهی وقتها ویزای الکترونیک به بهانه های واهی و ناقص بودن مدارک یا عدم هم خوانی اطلاعات با مدارک ارائه شده رد میشه و مجبورید مجدد اقدام کنید. ویزای آذربایجان یک روزه دستمون رسید و مبلغ 150 تومان بابتش پرداخت کردیم. در ضمن برای هردو سفر مسکو و سن پترزبورگ با همون ووچر هاستل که از سایت Booking.com برامون ارسال شد برای ویزا اقدام کردیم.
و یک نکته مهم برای دوستانی که خودشون به تنهایی سفر میکنند گرفتن بیمه حوادث سفر هست. مبلغش با توجه به مدت زمان سفر و سن افراد متفاوته ولی تجربه سفرمون به مالزی و مشکلی که برای یکی از دوستان پیش اومد و هزینه هاش رو ایران بهش پرداخت کردند نشون داد که داشتن بیمه چقدر مهمه. و حتما حواستون باشه اگه خدای نکرده مشکلی براتون پیش اومد اونجا حتما بابت هزینه هاتون فاکتور بگیرید تا بتونید تو ایران تصفیه حساب کنید.
تاریخ سفرمون هم چهارشنبه 31 خرداد الی جمعه 9 تیر ماه 96 بود. یک هفته مونده به پرواز به دوستامون که زودتر از ما بلیط خریده بودند اعلام کردند که پرواز برگشتشون کنسل شده و باید بلیط روز بعد رو تهیه کنند. دوستان ما هم بلیطشونو برای پنج شنبه شب عوض کردند و تصمیم گرفتند که یکروز با ما باکو رو بگردند.
با توجه به سابقه گرانی شهر مسکو و اینکه میدانستیم خرید چندانی نداریم بلیطمون رو بدون بار خریدیم که شامل یک چمدان کابین و یک کیف دستی کوچک بود. زمان رفت و تو فرودگاه امام فقط به وزن چمدان گیر دادند که حتما باید 10 کیلو می بود و چون بلیط پروازمون یکسره تا سن پترزبورگ بود هردوتا کارت پرواز رو بهمون تحویل دادند. منتها زمان برگشت از سن پترزبورگ سر گیت یک باکس نمونه گذاشته بودند که حتما چمدانها باید در اون سایز قرار میگرفتند. جالبیش اینجا بود که اون باکس نمونه حتی اندازه کوچکترین سایز چمدان کابین که ما داشتیم هم نبود و نهایتا شامل یک ساک دستی کوچک میشد. به من و دو خانم همراهم که یک چمدان و کوله پشتی داشتیم اجازه ندادند چمدانها رو داخل ببریم و با یک جریمه 25 یورویی که به روبل پرداخت کردیم، اونها رو تحویل بار دادیم. بماند که چمدان عده ای رو با همون سایز بدون ایرادی لیبل زدند. داخل هواپیما خیلی کوچیه و واقعا جای بار کمی داره. در کل فکر میکنم بهتره برای این خط هواپیمایی حتما بار بگیرید. هزینه بار هواپیمایی آذربایجان برای یک چمدان 23 کیلویی که من تو مرداد ماه 96 مجدد خریداری کردم 96 تومان شد.
برای محل اقامت سن پترزبورگ و باکو هم مثل همیشه هاستل رزرو کردیم. برای سن پترزبورگ هاستل Hostels Rus - Admiralteystvo که برای حدود 8 روز اقامت 90 دلار و برای باکو، هاستل Freedom که برای یک شب 12 دلار پرداخت کردیم. از طرفی چون روز 5شنبه صبح ساعت 6 باکو بودیم و چک این، ساعت 12 ظهر بود ایمیلی بهشون زدیم و درخواست چک این زودتر دادیم که بدون پرداخت هزینه اضافی قبول کردند. هردو هاستل امتیاز بالای لوکیشن رو داشتند و کاملا در مرکز سایتهای دیدنی قرار داشتند و ما بدون استفاده از مترو و پیاده کلی از سایتهای مورد بازدیدمون رو گشتیم.
موقعیت هاستل و نقاط قهوه ای، دیدنی های اطراف در سن پترزبورگ
تا به اینجای کار هزینه های من شامل بلیط هواپیما 1513000، ویزای روسیه با عکس 310000، ویزای باکو 150000، عوارض خروج 75000 و بیمه 18500 تومان شد. دوتا بلیط باله و اپرا رو هم به صورت آنلاین و با استفاده از مستر کارت از ایران خریدیم که حدود 312000 تومان پرداخت کردیم.
در هر صورت روز سفرمون رسید و سه شنبه شب با هماهنگی دوستان رفتیم فرودگاه امام. ساعت 2.35 پروازمون با چند دقیقه تاخیر صورت گرفت. حدود ساعت 4 رسیدیم باکو. به عنوان پذیرایی هم بهمون یک ساندویچ پنیر دادند. از اونجایی که پروازمون مستقیم بود به سالن ترانزیت منتقل شدیم و پاسپورتهامون بدون مشکلی مهر شد. تا پرواز بعدی که ساعت 7 بود کمی وقت داشتیم تا استراحت کنیم. فرودگاه باکو بزرگ و زیبا بود و انصافا تو دکوراسیونش خلاقیت و سلیقه به خرج داده بودند. کمی هم تو فری شاپ گشت زدیم تا وقت پروازمون رسید. از اونجایی که تو ایران کارت پرواز گرفته بودیم مستقیم به سمت گیت و هواپیما رفتیم. سعی کردیم کمی بخوابیم تا برای گشت روز اول انرژی داشته باشیم. به عنوان صبحانه هم خوراک سوسیس و لوبیا با نوشیدنی بهمون دادند. کیفیت جالبی نداشت ولی قابل تحمل بود. ساعت 10.15 به وقت ایران رسیدیم سن پترزبورگ و اونجا هم 2.5 ساعت، ساعتهامون رو کشیدیم جلو.
هواپیمایی آذربایجان
فرودگاه باکو
فرودگاه باکو
صبحانه در مسیر سن پترزبورگ
برای مهر ویزاهامون رفتیم که در کمال ناباوری ما ظاهرا ویزای دوستمون که زودتر از ما و از طریق آژانس دیگه ای اقدام کرده بود مشکل داشت و اجازه ورود بهش ندادن. یک ساعتی پشت گیت منتظر نشستیم تا بیاد که نیومد که نیومد و گفتن ظاهرا کارگزار روسش مشکل داشته. بنده خدا هرچی هم پی گیری کرد و حتی بعد از برگشت به ایران هم جواب درست و حسابی بهش ندادن. پلیس اونجا اومد سمتمون و ازمون خواست فرودگاه رو ترک کنیم و تنها کاری که برامون کردند بلیطهای انلاینی که دوستمون خریداری کرده بود رو به دستمون رسوندند. حسابی دمغ بودیم ولی چاره ای نبود و باید سمت هاستل می رفتیم. دوستمون هم مستقیم برگشت باکو و از اونجا هم ایران.
زمان مهر پاسپورت یک برگه بهتون میدن که حتما باید تا اخر سفر همراهتون باشه و نکته ای که در سفر مسکو نمیدونستم اینه که مسافران خارجی باید خودشون رو به پلیس مهاجرت اونجا معرفی کنند و برگه معرفی نامه موقت بهشون میدن. ظاهرا این کار رو رزروشن هتلها هم انجام میدن که مسئول هاستل ما هم با دریافت پاسپورت و اون برگه کذایی روز بعدش این برگه ها رو بهمون داد.
متاسفانه روبل همراه نداشتیم که علی الحساب داخل فرودگاه یک صددلاری چنج کردیم و واقعا با نرخ وحشتناکی پولمون چنج شد. یک جورایی دزدی تو روز روشن حساب میشد. چاره ای نبود به هر حال هزینه به حساب مادر خرج و هر 5 تامون نوشته شد. دوتا از دوستان تو فرودگاه سیم کارت خریدند که خوبی سیم کارتشون این بود که تماس داخلیشون با هم رایگان بود و 10 گیگ اینترنت داشت.
از فرودگاه تا مرکز شهر می تونید با تاکسی و اتوبوس برید. توی سایت فرودگاه نوشته نرخ تاکسی بسته به مسافت از 600 تا 1500 روبل و نرخ اتوبوس تا ایستگاه Moskovskaya حدود 40 روبل هست. از فرودگاه اومدیم بیرون و سوار اتوبوس شماره 139 شدیم که ازمون 45 روبل گرفت. داخل اتوبوس پول نقد دادیم و یک بلیط کاغذی گرفتیم. تو ایستگاه Moskovskaya سوار ترن شدیم و در ایستگاه مترو نزدیک هاستلمون پیاده شدیم. خوبی مترو سن پترزبورگ نسبت به مسکو نوشتن اسم و راهنمای ایستگاه ها به انگلیسی بود که کارمون رو خیلی راحت کرد. داخل مترو برای خرید بلیط داستان داشتیم. تو سفر مسکو یک بلیط صد سفره خریدیم و همه مون از همون بلیط استفاده کردیم. منتها اینجا هرچی با زبان انگلیسی و ایما و اشاره بلیط چند سفره میخواستیم هیچ کدوم از متصدیانش متوجه نشدند چی میخواهیم. آخر سر از یک دستگاه تو ایستگاه یک کارت اعتباری به قیمت 96 روبل خریدیم و بلاخره بهشون حالی کردیم که اونو 2500 روبل برامون شارژ کنن. از این کارت همه میتونستیم استفاده کنیم و هربار 42 یا 43 روبل کم میکرد. دقیقش خاطرم نیست. ولی خود بلیط تک سفره 45 روبل بود.
موقعیت ایستگاه تاکسی و اتوبوس در فرودگاه سن پترزبورگ
نرخ تاکسی از فرودگاه تا بخشهای مختلف شهر. برگرفته از سایت فرودگاه مرداد 96
راهنمای استفاده از اتوبوس و مینی بوس از فرودگاه. برگرفته از سایت فرودگاه
نقشه مترو سن پترزبورگ
دستگاه های خرید بلیط مترو
ایستگاه مترو
برای پیدا کردن هاستلمون کمی سردرگم بودیم. با توجه به نقشه تو موقعیت بودیم ولی چون هاستل تابلو نداشت پیداش نمیکردیم. از چند نفر کمک گرفتیم و در نهایت با کمک یکی از مغازه داران که ما رو تا دم هاستل برد پیداش کردیم.
اتاقهامونو تحویل گرفتیم و چون برنامه روز اولمون دیدن باله بود تصمیم گرفتیم نهار بخوریم و استراحتی بکنیم و بریم سمت سالن باله.
بلیطمون به زبان روسی و اسمش کورسر بود. برای باله هم باید لباس مناسب میپوشیدیم. یعنی پوشیدن تی شرت و شلوارک برای آقایان ممنوع بود و ترجیحا با لباس رسمی باید می رفتیم. آماده شدیم و پیاده به سمت سالن تئاتر مارینسکی رفتیم. برای پیدا کردن مسیرمون هم از گوگل مپ استفاده کردیم. تو مسیر از جلوی کلیسای جامع اسحاق رد شدیم ولی بازدید کاملش برای روز دیگه ای موکول شد. بارون حسابی هم گرفت و یکم سرعتمونو بیشتر کردیم تا به سالن برسیم. نیم ساعت مونده به شروع تئاتر رفتیم داخل. کتها و بارونی ها و ساک دستی هامونو تحویل لباسداری دادیم و سبکتر رفتیم به سمت هال اصلی.
کانال های داخل شهر
مجسمه یادبود نیکلاس اول مقابل کلیسای اسحاق
سالن تئاتر مارینسکی
این سالن به دستور کاترین کبیر ساخته شد. سالن تئاتر به افتخار ملکه ماریا الکساندرونا ، همسر تزار دوم، مارینسکی نامیده شد. خوانندگان و بالرین های معروفی از این سالن به جهان معرفی شدند. این سالن در طی سالیان متمادی دستخوش خرابی و آتش سوزی های متعددی شده تا به شکل امروزی خودش بازسازی شد. توضیحات کامل و مفصل در مورد این سالن و برنامه اجراهای اون در فصول مختلف رو میتونید از طریق سایت https://www.mariinsky.ru/en/ پی گیری کنید.
هال انتظار سالن تئاتر
داخل تالار انتظار ظاهرا نمایشگاهی از زندگی یکی از بازیگران مشهور تئاتر با نمایش عکسها و لباسهاش در جریان بود که تا قبل از شروع باله سرمون رو به دیدن اونها گرم کردیم تا اینکه به داخل تالار اصلی و باشکوه مارینسکی دعوت شدیم. سالن فوق العاده زیبا با دکور و معماری و یک فضای شاه نشین در مرکز اون. تعدادی صندلی در مرکز و بالکنهای چند طبقه. واقعا داخلش زیبا بود.
داخل سالن تئاتر مارینسکی
بعد از چند دقیقه اعضای ارکستر به همراه رهبر ارکستر سرجاشون نشستند و باله با موسیقی زنده شروع شد. باله در سه پرده 45 دقیقه ای اجرا شد و بین هر نیمه یک ربع استراحت داشت. داستان باله در مورد ربودن یک دختر توسط دزدان دریایی و فروشش در بازار برده فروشها و تلاش معشوقش برای نجات و در نهایت رسیدن این دوتا عاشق و معشوق به هم بود. باله عالی بود و به شخصه از دیدنش خیلی لذت بردم. فیلم برداری و عکاسی ممنوع بود و من فقط در پایان نمایش که بالرین ها جهت تشویق اومدن یکی دوتا عکس انداختم. بلیط باله برای جایگاهی که ما نشسته بودیم 2500 روبل بود.
انتهای نمایش باله و تشویق حضار
حدود ساعت 10.30 شب باله تمام شد و خارج شدیم. نکته جالبش روشن بودن هوا بود که کلی ذوق کردیم به هرحال تازه شروع شبهای سپید سن پترزبورگ بود. مجدد پیاده به سمت هاستل برگشتیم.
کلیسای اسحاق ساعت 11 شب
مسیر گردشگری روز اول
برای ادامه برنامه ها و گشتهامون تصمیم گرفتیم از روی فایلی که برای خانواده آماده کرده بودم استفاده کنیم. خوبیش این بود که پی دی اف فایل رو تو گوشی داشتم و با توجه به سایتهای مشخص شده و آدرسهاشون به راحتی گشتهامونو انجام دادیم.
روز دوم:
صبح نسبتا زود از خواب بیدار شدیم و بعد از گرفتن دوش و اماده شدن رفتیم آشپزخانه تا صبحانه بخوریم. صبحانه خود هاستل کورن فلکس و شیر و جو دوسر بود. در کنارش هم خودمون با کره و مربا و پنیر و اینطور چیزها پذیرایی کردیم.
قبل از شروع هر کاری تصمیم داشتیم دلارهامونو چنج کنیم. چون هم باید صندوق مادر خرجمون شارژ میشد و اینکه تقریبا پولی که تو فرودگاه چنج کردیم بابت خرید سیم کارتها و بلیط مترو خرج شده بود و پول هاستل رو هم نداده بودیم. هاستلمون نزدیک خیابان نفسکی بود. پس پیاده به سمت خیابان رفتیم. با وجودی که ساعت 9 بود هنوز مغازه ها بسته بودند و جالبه که ساعت شروع به کار اکثر موزه ها ساعت 10.30 به بعد بود. از طرفی از چندنفر سراغ صرافی رو گرفتیم که کلا نتونستند کمکمون کنند و در نتیجه سراغ بانک رو گرفتیم. چند جایی راهنماییمون کردن ولی ما بانکی پیدا نمیکردیم ولی در خوش بینانه ترین حالت کوچه پس کوچه های این خیابان زیبا رو دیدیم.
خیابان نفسکی به طول 4.5 کیلومتر یکی از زیباترین خیابانهای شهر با ساختمان های زیبا و مجلل و یک دست و پر از رستوران و فروشگاه و هتل. اگه بخواهید کل این خیابان رو با اثار دیدنی اطرافش بگردید یکی دو روز کامل وقتتون رو خواهد گرفت. این خیابان نام خود را از «الکساندر نفسکی» مقدس گرفته او یکی از سرداران روس بود که در قرن سیزدهم ارتش سوئدیها را که دشمن دیرینه روسها بودند، در ساحل رود نوا شکست داد. بعد از کلی گشتن بلاخره یک بانک پیدا کردیم و پولمون رو با نرخ خیلی مناسب چنج کردیم. بانک سر یک نبش و تقریبا روبری کلیسای جامع کازان قرار گرفته بود.
دیدنی های خیابان نفسکی
دیدنی های خیابان نفسکی
دیدنی های خیابان نفسکی
دیدنی های خیابان نفسکی و کانال گریبایدوف
ساختمانهای زیبای خیابان نفسکی
برنامه اول امروز بازدید از موزه روسیه بود. پیاده به سمت موزه رفتیم. از جلوی کلیسای کازان رد شدیم. داخل خیابان میخاییلوسکایا شدیم و انتهای خیابان وارد میدان میخاییلوسکی شدیم. وسط میدان مجسمه یادبود الکساندر پوشکین قرار داشت. پشت میدان ساختمان موزه بود. به سمت موزه رفتیم. ولی ساعت بازدید موزه ساعت 11 بود و ما یک ساعت زودتر آمده بودیم. پس تصمیم گرفتیم کلیسای منجی بر خون ریخته یا ناجی در خون را ببینیم و بعد از موزه بازدید کنیم.
میدان میخاییلوسکی
این کلیسا از دور شبیه کلیسای سنت باسیل هست. منتها تعداد گنبدها و رنگ آمیزیش فرق داره. ظاهرا این کلیسا محل کشته شدن تزار الکساندر دوم بوده. این کلیسا دو درب داشت. بعد از دیدن نمای بیرونی و انداختن عکس بلیط گرفتیم و از درب پشتی وارد شدیم. داخل کلیسا زیبا بود با ستونها و تصاویری از مسیح و حواریون. حدود یک ربعی داخل کلیسا گشتیم و از در جلویی خارج شدیم. کلیسا در کنار کانال گریبایدوف واقع شده و سرتاسر اون دکه های فروش سوغاتی های روسی هست. دورتا دور کلیسا هم دکه های فروش نقاشی و سوغاتی هست. البته توصیه نمیکنم از اینجا خرید کنید چون بعدا در خیابان نفسکی جایی رو پیدا کردیم که قیمتهاش به مراتب از این دکه ها ارزونتر بود. بماند که ما اینجا هم خرید کردیم. بعد از خرید دیگه گرسنمون بود و به سمت برگر کینک که تو مسیر دیده بودیم امدیم و نهار خوردیم و تصمیم گرفتیم یک ساعت برگردیم هاستل استراحت کنیم و بعد بریم سمت موزه.
هزینه نهار که شامل 5 بیگ برگر و سیب زمینی و نوشابه به همراه سس اضافه بود برای 5 نفر1220 روبل شد.
ناجی در خون
ناجی در خون
کلیسای ناجی در خون
محراب کلیسای ناجی در خون
محراب کلیسای ناجی در خون
محراب کلیسای ناجی در خون
نقاشی های سقف کلیسا
بعد از یک ساعت استراحت و خوردن چایی تو هاستل آماده شدیم که بریم سمت موزه. تو مسیر خیابان نفسکی یک فروشگاه زارا هست که اف زده بود و حدود نیم ساعتی داخلش رو گشتیم و بعد به سمت کلیسای کازان رفتیم. این کلیسا طی سال های 1801 تا 1811 توسط معمار روس آندری وارانیخین احداث گردید. در سال 1812 ناپلئون بناپارت به روسیه حمله کرد وسرفرماندهی ارتش روس مارشال کوتوزوف موفق شد ارتش ناپلئون را شکست دهد و پس از پیروزی تمام غنایم جنگی پرچم های ارتش مغلوب ناپلئون و کلید شهرهای آزاد شده توسط ارتش روس در این کلیسا جمع آوری گردید.
نمای بیرونی کلیسای کازان
کلیسای کازان
قهرمان جنگ مارشال کوتوزوف در سال 1813 در این کلیسا دفن گردید و تندیس ایشان همراه با تندیس سرلشکر مشهور آن دوره ژنرال بارکلوی دتولی مقابل درب ورودی کلیسا نصب شده است. این کلیسای جامع دارای 98 ستون می باشد. مردم معتقدند که با کمک مریم مقدس به این پیروزی رسیده اند. تصویری از مریم مقدس در این کلیسا است که وقتی وارد کلیسا شدیم صفی از مردم جلوی اون تصویر تشکیل شده بود و جلوی اون ادای احترام میکردند و شمایل رو میبوسیدند. تو بخشی از کلیسا هم به توریستها اجازه ورود نمیدادند و داخلش مراسمی در حال اجرا بود. عکاسی هم کلا در این کلیسا ممنوع بود. بعد از گشتن کلیسا خودمونو به موزه روسیه رسوندیم.
مجسمه جلوی کلیسا
موزه ایالتی روسیه بزرگترین مجموعه هنر روسیه است که در یک مجموعه معماری منحصر به فرد در مرکز تاریخی سن پترزبورگ قرار دارد. این موزه اولین موزه هنر روسیه بود که توسط امپراتور الکساندر سوم افتتاح شد. آثار این موزه شامل آثاری هست که از کاخ زمستانی،قصر الکساندر، هرمیتاژ و کلکسیونهای شخصی جمع آوری شده. سوای ساختمان اصلی، این موزه دارای شعبات زیادی اطرافش هست و به نمایش آثار زیبای روسی تعلق داره.برای مطالعه بیشتر در مورد این موزه از سایت https://en.rusmuseum.ru/ استفاده کنید و با کمک فیلتر شکن میتونید بازدید مجازی از ساختمان اصلی و شعبات اون داشته باشید. برای بازدید مجازی از موزه از https://www.virtualrm.spb.ru/rmtour/index-2.htm استفاده کنید. بلیط موزه برای هر نفر 450 روبل هست. ساختمان موزه فوق العاده بزرگ و پر از آثار زیبای نقاشی و مجسمه هست. برخی تابلوهای نقاشی به قدری بزرگ بودند که یک دیوار کامل رو در برگرفته بودند. برای بازدید با حوصله از این موزه حتما چند ساعتی وقت بگذارید. مجموعه موزه روسیه بالغ بر ده هکتار زمین و شامل ده سایت دیدنی هست. فکر میکنم دیدن کامل همه بخشهای ساختمان اصلی و قصرهای این مجموعه یک روز کامل وقتتون رو خواهد گرفت. ولی ما فقط فرصت کردیم قصر میخاییلوسکی، ساختمان Bonoiseو ساختمان Rossi روببینیم. در شکل زیر میتونید موقعیت ساختمان اصلی (میخاییلوسکی) و موزه های وابسته رو ببینید.
مجموعه ساختمانها و موزه های وابسته به موزه روسیه
نمای بیرونی موزه روسیه
تالارهای داخل موزه روسیه
تالارهای داخل موزه روسیه
تالارهای داخل موزه روسیه
تالارهای داخل موزه روسیه
از موزه که آمدیم بیرون دیگه جونی واسمون نمونده بود. یکی از بچه ها هم کمی ناخوش احوال بود و میخواست برگرده هاستل. باهم به نزدیکترین ایستگاه مترو رفتیم و به سمت هاستل برگشتیم. سر راهمون یک کافی شاپ نظرمونو جلب کرد و رفتیم داخل و قهوه و کیک و .. سفارش دادیم و یک ساعتی نشستیم و بعد آمدیم هاستل. یک شام سبک ساندویچی خوردیم و همه بیهوش شدیم.
مسیر حرکتی روز دوم
روز سوم:
برنامه بازدید امروزمون خارج از مرکز سن پترزبورگ و تو منطقه پترهوف یا به قول خودشون پترگوف و اوریاننبوم بود.
مسیر بازدید روز سوم
برای رفتن به قصر سوار مترو شدیم و تو ایستگاه Avtovo پیاده شدیم. تعدادی ون و مینی بوس و اتوبوس از این ایستگاه به سمت پترهوف میروند. مینی بوسهای Т-224,Т-300, Т-424, Т-424А همگی به سمت پترهوف میروند. سوار مینی بوس شماره 424 شدیم و به سمت قصر رفتیم. ون هرچی از مرکز شهر دور میشد از بافت قدیمی جدا میشدیم و خانه های ویلایی و مجتمع های آپارتمانی نمایان میشدند. بخشی از مسیر هم کاملا در یک جاده جنگلی فوق العاده زیبا بود. حدود 45 دقیقه تو راه بودیم. جلوی قصر پیاده شدیم و رفتیم داخل. هزینه ون نفری 80 روبل شد و هزینه ورودی باغ نفری 750 روبل. پترهوف کلمه ای آلمانی و به معنای دربار پیتر هست. این قصر درست در کنار خلیج فنلاند واقع شده و با چند دقیقه پیاده روی به ساحل زیبای اون میرسید. مهمترین ویژگی این قصر مجسمه ها و فواره های بسیار زیبای محوطه باغ هست. کاخ اصلی قصر پترهوف رو به دو باغ بالایی و پایینی تقسیم کرده که هرکدوم زیبایی خاص خودشون رو دارند.
کاخ پترهوف، عکس از نت
نقشه نقاط دیدنی کاخ پترهوف
وارد باغ که میشید سه تا استخر بزرگ در مرکز باغ هست و دور تا دورش درختانی که به زیبایی هرچه تمام آرایش شدند و در دوطرف هم دو راهروی طویل آلاچیق مانند که روش رو سبزه پوشونده و قدم زدن داخلش کاملا لذت بخشه. بعد از این قسمت باید بلیط تهیه کنید و از گیت نگهبانی رد شید. بعد از عبور از گیت به جلوی کاخ اصلی می رسید. جلوی کاخ اصلی آبشاری پلکانی با فواره ها و مجسمه های طلایی رنگ قرار گرفته. در این باغ ۱۷۶ فواره وجود دارند . آبشار بزرگ این باغ دارای ۶۴ فواره و ۲۰۰ مجسمه ی برنزی است.
استخر باغ بالا
استخرهای زیبای باغ بالا
آلاچیقها و تزیینات زیبای درختان
نمای فواره ها
نمای خارجی قصر بزرگ
مجسمه وسط استخر، سامسون مقدس است که در حال شکافتن دهان شیر است دیده میشود. از آنجاییکه روز پیروزی پتر بر سپاه دشمن (سوئدیها) مقارن با سالروز تولد سامسون مقدس بوده، سامسون به عنوان نگهدار آسمانی این قصر در نظر گرفته شده. مجسمه های دیگر آبشار طلایی نیز قدیسان و الهه های یونان و روم باستانند و پشت هرکدامشان قصه ای مذهبی یا افسانه ای ملی نهفته است.
کانال منشعب به خلیج فنلاند
موزه قایقهای بادبانی سلطنتی
خلیج فنلاند
داخل باغ با دادن مبلغی پول میتونید سوار ونهای روباز بشید و کل محوطه رو بگردید. تو محوطه اصلی گشتی زدیم و به سمت خلیج رفتیم. منظره زیبای دریا و کاخ کنارش فوق العاده دیدنی بود. یکی دیگه از راه های اومدن به پترهوف توسط کشتی های کروز هست که اسکلش در کنار قصر قرار گرفته. برای مطالعه بیشتر و بازدید مجازی میتونید از سایت https://en.peterhofmuseum.ru/ استفاده کنید. میخواستیم داخل قصر اصلی رو ببینیم که با صف طویلی از توریستها مواجه شدیم. از طرفی هم گرسنمون شده بود و تصمیم گرفتیم از این بخش فاکتور بگیریم. منتها فکر میکنم ارزششو داشت که برای بازدید داخل قصر وقت میگذاشتیم. هزینه بلیط قصر هم 750 روبل بود.
مقصد بعدیمون اوریاننبوم بود. سر ظهر هم بود و ما گرسنه. منتها چون تو محوطه قصر و اطرافش رستورانی ندیدیم از یک بوفه پیراشکی گوشت گرفتیم و یک ته بندی کردیم تا نهار بخوریم. اومدیم جلو در اصلی و سوار مینی بوس شماره K300 شدیم. حدود نیم ساعتی تو مسیر بودیم. مینی بوس کاملا وارد بخش حومه و یک شهر خیلی کوچیک شد. تو آخرین ایستگاه پیاده شدیم. با گوگل مپ اول دنبال رستوران بودیم که رستوان grandma`s kitchen نظرمونو جلب کرد. پیاده به سمت رستوران رفتیم. قبل از رستوران یک بازارچه محلی لباس دیدیم و واردش شدیم. کیفیت لباسها چنگی به دل نمیزد ولی فضای خیلی خوبی داشت. دقیقا اومده بودیم جایی که دلمون میخواست ببینیم و معاشرت با مردم محلی. کنار بازارچه یک سوله بزرگ بود که داخلش یک بازار تره بار محلی داشت. داخل بازار رو هم گشتیم. انواع پنیر و گوشت و ماهی های تازه و نمک سود، میوه ها و تره بار. از این بازار بذر چند نوع خیار محلی خریدم که نمونش تو ایران نیست و یک نوع کدوی سفید.
کلیسای محلی داخل شهر
رستوران رو پیدا کردیم. غذاش به صورت سلف سرویس بود. یک نوع برنج که داخلش سبزیجات و گوشت و نخود داشت گرفتیم با چند تکه کباب تابه ای و مرغ و سوپ مخصوص روسها به نام بورش. نحوه پخت مرغه خیلی جالب بود. در واقع گوشت چرخ شده مرغ با ادویه فراوری شده بود و مجدد داخل پوست مرغ پخته شده بود. طعم خاص و عالی داشت. همونجا بعد از نهار چایی هم خوردیم و به سمت مجموعه لومونسکوف رفتیم. هزینه نهارمون به همراه چایی 1235 روبل برای 5 نفر شد.
بازار تره بار محلی
بازارچه فروش لباس محلی
یک کلیسای کوچک در مسیر
رستوران grandma`s kitchen
محوطه اوریاننبوم فوق العاده بزرگ بود. از یک دروازه وارد محوطه شدیم. حیاط خیلی بزرگی سر راهمون بود و قصر بزرگ منشیکو. منتها از این سمت که ما وارد شدیم مشغول ساخت و ساز و مرمت بودند. کمی تو حیاط قدم زدیم و از پارک خارج شدیم.
تابلوی ورودی پارکVerkhniy
نمای بالای کاخ منشیکو. عکس از نت
حیاط جلویی محوطه اورانینبوم
قصر منشیکو
نقشه پارک رو که نگاه کردیم دیدیم خیلی بزرگتر از اونیه که فکرشو میکردیم و کلی سایت دیدنی داره. از نقشه عکس انداختیم و مجدد وارد محوطه شدیم. قدیمی ترین ساختمان اوریاننبوم همین قصری بود که پشتشو دیدیم. از یک سربالایی بالا رفتیم و مقابل در ورودی قصر قرار گرفتیم. تصمیم گرفتیم داخلش رو ببینیم. بلیطش نفری 400 روبل بود و وقتی داخل شدیم در بخش لباسداری بهمون پاپوش کفش دادند. کل کف قصر پارکت بود و به جهت جلوگیری از خط و خش اونها روی کفشهامون پاپوش یکبار مصرف پوشیدیم. داخل قصر فوق العاده زیبا و لاکچری با تزیینات و اتاقهای بزرگ بود. اتاق مخصوص مطالعه، اتاق کودک، اتاق تعویض لباس، نهارخوری و کلی اتاق دیگه. بازدیمون که تموم شد از قصر خارج شدیم تا بقیه پارک رو بگردیم. برخلاف پترهوف که مملو از توریست بود محوطه اینجا فوق العاده خلوت و دنج بود و تعدادی توریست اروپایی داخلش قدم میزدند.
یکی از اتاقهای داخل قصر
تو مسیرمون به یک ساختمان آبی رنگ به نام The Sliding Hill Pavilion رسیدیم. ظاهرا کاترین کبیر از این ساختمان برای ملاقات با سفرای خارجی استفاده میکرده است. درب ساختمان بسته بود پس به سمت ساختمان قصر پیتر سوم رفتیم. ظاهرا تزار ها در قصرهای خود ساختمانهایی جهت بازی و سرگرمی داشتند تا سرو صدای انها مزاحمتی برای سایرین ایجاد نکند. این قصر هم برای امپراتور آینده پیتر سوم ساخته شده بود. ظاهرا از آن برای استراحت پس از تمرینات نظامی نیز استفاده میشده. متاسفانه اوایل سال 2017 این قصر هم به جهت بازسازی بسته شده بود. ساختمان بعدی The Stone Hall Pavilionبود که به جهت میزبانی میهمانان در زمان کنسرت، مسابقات و برنامه های رقص اوریاننبوم ساخته شده.
The Sliding Hill Pavilion
The Stone Hall Pavilion
سایت بعدی the Chinese Palace بود که در مقابلش یک دریاچه بزرگ و زیبا قرار داشت و کنار دریچه هم یک آلاچیق بزرگ.
دریاچه مقابل قصر چینی
این کاخ به عنوان کاخ خصوصی هم نام برده میشه. درواقع اقامتگاه شخصی کاترین بوده و افراد خاصی اجازه حضور در کاخ رو داشتند. با توجه به استفاده از هنر چینی در این کاخ ازش به عنوان قصر چینی یاد میکنند.
روبروی قصر چینی the Chinese Kitchen Pavilion قرار گرفته است که ساختمان آشپزخانه و محل اقامت خدمه و آشپزها بوده و غذاهای پخته شده به کاخ چینی منتقل میشدند.
آشپزخانه
داخل نقشه یک محوطه هم برای نگهداری گوزن مشخص کرده بودند. اون سمت رفتیم ولی متاسفانه گوزنها داخل آغل بودند و خیلی دیده نمیشدند. پیاده راه درازی رو به سمت خارج پارک رفتیم و به محل پیاده شدنمون برگشتیم و از اونجا هم مجدد مینی بوسهای مترو رو سوار شدیم و به مرکز شهر برگشتیم.
مسیر تمیز و زیبای داخل پارک
داخل شهر ظاهرا به مناسبت تعطیلی مدارس فستیوال دانش آموزی برگزار میشد. اطراف هاستل ما رو که نزدیک موزه هرمیتاژ بود بسته بودند و ماشینها اجازه تردد نداشتند و جوانان همه به سمت میدان بزرگ هرمیتاژ میرفتند. دوتا از دوستانمون تصمیم گرفتند به این جشنواره بروند و من و بقیه برگشتیم هاستل. در ضمن باید برای سایر روزهای باقی مانده هم برنامه ریزی میکردیم تا بتوانیم حداقل سایتهای مهم رو ببینیم. برای جشنواره بلیط بازار آزاد بین 7 الی 10 هزار روبل فروخته میشد که دوستان ما هم به قیمت 7 هزار روبل خریده بودند و تا نیمه های شب تو جشنواره بودند.
روز چهارم:
بعد از خوردن صبحانه تصمیم داشتیم که به سمت آن سوی رودخانه برویم و از جزیره خرگوشها بازدید کنیم. سوار مترو شدیم و در ایستگاه Gor'kovskayaپیاده شدیم. قبل از رفتن به جزیره اول سمت مسجد جامع حرکت کردیم. با توجه به این که در زمان ساخت شهر از کارگران تاتار و ازبک هم استفاده میشده به دلیل افزایش جمعیت مسلمانان این مسجد ساخته میشه. معماری اسلامی و اندکی شباهت به مساجد خودمون با اون کاشیکاری های آبی رنگ دارد. داخل مسجد شدیم. داخل مسجد معماری ساده ای داشت و طبقه دومش هم مختص بانوان بود.
از مسجد که خارج شدیم کنار رودخانه یک کشتی بادبانی بود که در واقع به صورت رستوران درآورده بودند و یک کلیسای خیلی نقلی هم به نام ترینیتی دیدیم. به سمت جزیره حرکت کردیم.
کشتی رستوران کنار رودخانه
کلیسای کوچک ترینیتی
پل ورودی به جزیره
یک پل بزرگ راه ارتباطی به جزیره بود و مملو از توریست. ماهم به دنبال بقیه حرکت کردیم.
از رو نقشه جزیره به نظرم شبیه ماهی بود. دیوارهای قرمز قلعه که میگفتند 10-12 متر ضخامت دارد. از برخی بخشها میتونستید بلیط بگیرید و روی دیوار قلعه قدم بزنید و منظره شهر رو ببینید. از دروازه پتروفسکی داخل شدیم. بالای این دروازه هم عقاب دوسر معروف قرار دارد. اشاره به دو رکن اساسی حکومت یعنی شاه و مذهب دارد که تاج پادشاهی بر روی هردو سر عقاب قرار گرفته. اسم جزیره جزیره خرگوشهاست و گوشه و کنار جزیره مجسمه خرگوش هم دیده میشه ولی نمیدونم وجه تسمیه اش چی بوده. داخل جزیره ساختمان هایی هست که به فراخور زمانهای مختلف توش نمایشگاه های مختلفی برگزار میشه. یکی دوتا از این ساختمان ها رو رد کردیم و به محل کلیسای اصلی پیتر اند پاول رفتیم.
نقشه جزیره
عقاب دو سر ورودی جزیره
کلیسای پیتر اند پاول
کلیسای پیتر اند پاول
کلیسای پیتر اند پاول
کلیسای پیتر اند پاول
محوطه داخل جزیره
بلیط ورودی کلیسا نفری 450 روبل شد. این کلیسا قدیمی ترین ساختمان جزیره و بلندترین آنها بعد از برج تلویزیونی در سنت پترزبوگ می باشد. در بالاترین نقطه برج طلایی آن مجسمه فرشته نجات قرار دارد که گویی محافظ صلیب برج است و محافظ آسمانی قلعه است و خود مثل یک بادنما کار میکند. اهمیت این کلیسا در این است که داخل کلیسا آرامگاه تعدای از شاهان و خانواده های آنهاست. افرادی مثل پتر کبیر، پاپ ژان پل دوم، نیکلای دوم و خانوادش. در سفرنامه ای خوندم که همه سنگ قبرهای شاهان و شاهزادگان از جنس مرمر است به جز الکساندر اول و همسرش ماریانا که سنگ قبرهاشان از یشم و رودونیت رنگی ساخته شده و از بقیه مجللتر است آنهم به خاطر قدردانی از زحمات امپراطور در تصویب قانون آزادی دهقانان.
داخل کلیسا محراب طلایی رنگ زیبایی خود نمایی میکند و شجره نامه پادشاهان بر روی یک تابلو دیده میشد. محل عبادت پتر کبیر و کلی دیدنی دیگه.
داخل محوطه جزیره ضرابخانه روسیه که مسئول ضرب مسکوکات است و زندان باسیل هم قرار گرفته. در این زندان ولیعهد الکسی و پسر پتر کبیر و داستایوفسکی و گورکی زندانی بودند. علاقه ای به دیدن زندان نداشتیم پس به طرف درب خروجی حرکت کردیم. در بین راه موزه ادوات شکنجه و یک موزه هنر مینیاتوری هم داخل جزیره بود که البته من نرفتم. در یکی از گوشه های قلعه هم تعدادی توپ قرار داده بودند که شلیک یکی از انها راس ساعت 12 یک آن لرزه به انداممان انداخت.
از جزیره خارج شدیم و به طرف موزه ادوات جنگی رفتیم. موزه در واقع ساختمان وزارت جنگ در زمان جنگ دوم جهانی محسوب میشه. یک ساختمان قرمز رنگ بزرگ که جلوش کلی توپ و موشک وتانک و هواپیمای جنگنده قرار گرفته. پسرها دوست داشتن داخلش رو ببینن. تصمیم گرفتیم اول نهار بخوریم. سرچ که کردیم یک برگر کینگ نزدیکمون بود که مجدد نهار برگر خوردیم و برگشتیم تا موزه جنگ رو ببینیم.
بعد ار نهار داخل موزه شدیم. بلیط موزه نفری 500 روبل بود. موزه ادوات جنگ به صورتی هست که شما از قدیمی ترین ادوات که شامل تیر و کمان وزره جنگجویانشون بوده رو میبینید و سالن به سالن به تاریخ معاصر نزدیک میشید. تا به موشکها و ادوات پیشرفته امروزی برسید. در بخشی از موزه یک کلاهخود و زره و شمشیر بود که میتونستید باهاش عکس بندازید و یک سالن بزرگ هم به زندگی نامه کلاشینکف اختصاص داده شده بود. ساختمان موزه خیلی بزرگ بود و دیدنش دو سه ساعتی زمان برد. تا بلاخره از درب خروج خارج شدیم.
محوطه بیرونی موزه ادوات جنگ
محوطه داخلی موزه ادوات جنگ
اتاق یادبود کلاشینکف
محوطه بیرونی موزه ادوات جنگ
محوطه بیرونی موزه ادوات جنگ
میخواستیم بریم سمت هاستل که دیدیم در این صورت وقت رو از دست میدیم و چون دیگه عصر شده بود احتمالا ساعت کار خیلی از موزه ها هم تمام شده بود. به همین خاطر تصمیم گرفتیم بریم شهر بازی. به سمت مترو رفتیم و روانه پارک شدیم.
پارک دیو استرو درست چسبیده به مترو کرستووسکی قرار گرفته. از مترو که خارج شید اسباب بازی های هیجانی پارک دیده میشن. داخل پارک سه چهارتا ترن هوایی غول آسا و وسایل چرخشی و پرتابی هیجانی دیده میشد. یکی از این بازیها شبیه یک موشک بود که تا ارتفاع زیادی بالا میرفت و در عین چرخش حول محورش به صورت دورانی هم میچرخید. واقعا وحشتناک بود. من انصراف دادم ولی بچه ها مصر بودند که سوار شن. تو صف ایستادن ولی صف خیلی کند جلو میرفت. بیشتر از یک ساعت معطل بودیم تا بچه ها سوار شن. بعد از اتمام این بازی یک گشتی بین بازی ها زدیم و ترن هوایی جدید پارک که تبلیغشو تو مترو هم زیاد دیده بودیم سوار شدیم.صف ترن هم شلوغ بود و کلی معطل شدیم تا سوار شیم. ترن هوایی عالی بود و ته هیجان. فقط به اندازه کافی دل و رودمونو پیچید به هم. قیمت بلیط این دوتا بازی هرکدوم 450 روبل شد. دیگه بازی دیگه ای رو سوار نشدیم و فقط توی پارک چرخی زدیم و به سمت مترو رفتیم.
محوطه شهربازی
تایمی که ما سن پترزبورگ بودیم بازیهای فوتبال جام کنفدراسیونها برگزار میشد و ظاهرا یک استادیوم نزدیک پارک بود که همون ساعت بازیشون تموم شده بود و مردم به سمت مترو میرفتند. زن و مرد و بچه و حتی خانواده با بچه تو کالسکه تو مسیر پارک بودند بدون شلوغی و حتی سروصدا. ما هم قاطی جمعیت به سمت مترو رفتیم. ورودی مترو یک سری میله های موقتی گذاشته بودند که جمعیت برای وارد شدن به مترو باید تک به تک داخل میشدند و این باعث میشد یکهو موج جمعیت وارد ایستگاه نشه و اونقدر سیستم مترو منظم بود و ترن هر نود ثانیه سر وقت میومد که هیچ ازدحامی داخل ایستگاه نبود و اصلا برای سوار شدن به مترو اذیت نشدیم.
اطراف هاستل پر از سوپرمارکتهای 24 ساعته بود ولی روز قبل از رزوشن هاستل خواسته بودیم یک هایپر مارکت بهمون معرفی کنند تا بتونیم برای خریدهامون انتخابهای بیشتری داشته باشیم و من هم میخواستم مقداری چایی و دمنوش بگیرم. نزدیکترین هایپرمارکت به ما آشان بود که یک ایستگاه با مترو پارک فاصله داشت. تصمیم گرفتیم یک سری به اونجا هم بزنیم. طبقه اول هایپرمارکت که از شیر مرغ تا جون ادمیزاد رو داخلش پیدا میکردی و حتی ما اونجا ژامبون حلال هم خریدیم. دو طبقه بالای این هایپرمارکت هم فروشگاه لباس بود. به نظرم نسبت به گرانی روسیه قیمتهای مناسبی داشت. البته چون دیر رسیدیم مغازه ها کم کم داشتند می بستند. تصمیم گرفتیم اگر فرصت شد مجدد به این فروشگاه سر بزنیم.
ژامبون حلال
مسیر گردشگری روز چهارم
ادامه مسیر گردشگری روز چهارم
روز پنجم:
برنامه سفر امروزمون سفر به شهر پوشکین و دیدن قصر تزارسکویه یا دهکده سزارها بود. دهکده تزارها در سال 1937 به مناسبت صدمین سالگرد فوت پوشکین به شهر پوشکین تغییر نام داد.
از رزروشن هاستل در مورد ایستگاه مینی بوسهای پوشکین راهنمایی گرفتیم و به سمت مترو و ایستگاه مترو Moskovskaya حرکت کردیم. از مترو که خارج شدیم جنب مترو یک ساختمان خیلی بزرگ بود که مجسمه بزرگی از لنین جلوش قرار داشت. درست پشت سر مجسمه لنین و پشت ساختمان ایستگاه مینی بوسهای پوشکین قرار داشت. به سمت ایستگاه که رفتیم راننده که تاجیک بود با ما فارسی صحبت کرد و راهنماییمون کرد سوار ماشین بشیم و به سمت پوشکین رفتیم. پوشکین در جنوب سن پترزبورگ قرار گرفته و جادش به شیکی پترهوف نبود و ظاهرا جز جاده های شلوغ و پرتردد اون منطقه است. چون موقع برگشت به ترافیک هم خوردیم. هزینه مینی بوس نفری 40 روبل شد.
شهر پوشکین
محل قرار گیری مینی بوسهای پوشکین
نمای بالای قصر کاترین، عکس از نت
جلوی قصر و جایی که پیاده شدیم هم چند دکه فروش سوغاتی بود که یک نگاهی بهشون انداختیم و داخل محوطه شدیم.
ورودی کاخ و دکه های سوغاتی فروشی
قصر فوق العاده زیبایی بود. شنیده بودم که پتر کبیر قصر و زمینهای اطراف را به کاترین هدیه داده و کاترین هم قصر رو به کمک معمار معروف برانشتین توسعه داد و حسابی ولخرجی کرد بطوریکه بعدها پترکبیر با دیدن اون همه هزینه کاترین رو سرزنش کرده بود. دختر کاترین الیزابت اول هم این قصر را توسعه داد. کنجکاو بودم بدونم وسط این همه زیبایی هایی که تا الان از کاخها و موزه ها دیده بودیم این قصر چی داره. برای مطالعه بیشتر در مورد این قصر و دیدن تصاویر پانوراما و مجازی میتوانید از سایت https://eng.tzar.ru/ استفاده کنید. برای ورود به محوطه کاخ نفری 120 یورو بلیط خریدیم و وارد حیاط کاخ شدیم.
کاخ کاترین
کاخ کاترین
کاخ کاترین
جلوی در ورودی، مناره های یک کلیسا هم دیده میشد. البته داخلش نرفتیم. قصر آبی سفید بسیار زیبا و بزرگی وسط حیاط خودنمایی میکرد.
جلوی قصر دریاچه مصنوعی بزرگی به یاد پیروزی ارتش روسیه بر عثمانی در سال 1770 ساخته بودند. صفی از مردم جلوی قصر ایستاده بودند. تصمیم گرفتیم این بار داخل قصر شویم. بیشتر از یک ساعت تو صف بودیم. از طرفی پشت سرمون هم جمعیت زیادی ایستاده بودند و دلمون هم نمیومد از صف خارج شیم بلاخره داخل شدیم. برای بازدید قصر باید بلیط میخریدیم که این بار نفری 1000 روبل شد. قصر فوق العاده شلوغ بود و نکته جالبی که بهش برخوردم علاوه بر توریستها که همراه راهنما وارد قصر میشدند خود روسها هم برای بازدید از قصر راهنما میگرفتند و به صورت دسته جمعی بازدید میکردند که توسط گوشی هایی که تو گوششون بود به حرفهای راهنما گوش میدادند.
اتاقهای زیبای داخل قصر
اتاقهای زیبای داخل قصر
اتاقهای زیبای داخل قصر
اتاقهای زیبای داخل قصر
اتاقهای زیبای داخل قصر
قصر شامل اتاقها و سالنهای فوق العاده بزرگی بود که هرکدوم دکوراسیون و رنگ بندی زیبایی داشتند و انصافا کاترین کبیر سنگ تمام گذاشته بود. پلکان اصلی با اون گچ بری های زیبا، سالن بزرگ قصر که عصرها که با 696 شمع روشن میشده و انعکاسش در ایینه ها میفتاد، اتاقهای انتظار مهمانان قبل از دیدن ملکه، اتاقهای غذا خوری مجلل و گرانترین اتاق قصر که اتاق کهربا بود. جالبه تو این اتاق عکاسی و فیلم برداری ممنوعه. من که تابلو عکاسی ممنوع رو ندیده بود به محض اینکه خواستم عکس بندازم یکی از بازدید کننده های روس بهم تذکر داد. برام جالب بود که چقدر براشون مهمه و چطوری در حفظ اثارشون کوشا هستند. فکر میکنم بیشتر از بیست اتاق رو بازدید کردیم تا در نهایت به درب خروج رسیدیم.
بعد ازخارج شدن از کاخ تصمیم گرفتیم داخل پارک رو بگردیم. سمت راست کاخ، گالری کامرون قرار گرفته بود. ساختمان چند منظوره ای که شامل گالری کامرون، حمام سرد و باغ گل میشد.بخش حمام بسته بود و ظاهرا داخلش شامل اتاق حمام، حمام گرم و سونای بخار روسی هست.
حمام پایین
کاخ کامرون
بخشی از کاخ کامرون
بعد از دیدن گالری کامرون به سمت ساختمان دیگری رفتیم که ظاهرا سالن موسیقی بود و صدا داخلش اکو میشد. به ما هم حس خوش صدایی دست داد و دسته جمعی یک آهنگ خوندیم. در کنار این سالن خرابه های یک آشپزخانه هم قرار داشت.
اتاق موسیقی
داخل سالن موسیقی
کنار دریاچه و در یک نقطه دنج یک ساختمان با معماری چینی هم به نام خانه تابستانی چینی قرار گرفته بود.
قصر چینی
قصر چینی
آشپزخانه
کمی جلوتر یک ساختمان هرمی شکل با سنگ قرمز و قهوه ای قرار گرفته بود که محل دفن سه سگ مورد علاقه کاترین به نامهای تام اندرسون، زمیرا و دوشس بوده.
هرم
کنار دریاچه ساختمان حمام ترکی قرار گرفته بود که متاسفانه اونم بسته بود و نشد داخلش رو ببینیم. نزدیک حمام هم یک پل کوچک مرمری زیباقرار گرفته بود.
حمام ترکی و ستون وسط دریاچه
پل مرمر ماربل
وسط دریاچه ستون چشمه قرار گرفته که به مناسبت پیروزی روسها بر ترکها ساخته شده.
دریاچه رو دور زدیم و از کنار سه ساختمان قرمز رنگ آدمیرالتی رد شدیم که تبدیل به رستوران شده بودند.
یکی از ساختمانهای آدمیرالتی
کنار دریاچه یک ساختمان زیبا و سفید و آبی به نام پاویلیون گروتو هم قرار داشت که از کنارش رد شدیم.
پاویلیون گروتو
نقشه باغ الکساندر و باغ کاترین و ساختمانهای داخل آن
تقریبا ساعت 4 بعد از ظهر بود. حسابی خسته و گرسنه بودیم و با وجودی که هنوز کاخ الکساندر و محوطه پارکشو ندیدیم تصمیم گرفتیم از پارک خارج شیم. دیدن این قصر با تمام ساختمانها و پاویلیونهاش به نظر من یک روز کامل رو میطلبه. بارون تندی هم گرفت. سریع خودمون رو ایستگاه مینی بوس رسوندیم. ایستگاه پر مسافر بود و برای اینکه زودتر به شهر برسیم سوار شدیم ویکی دوتامون سرپا موندیم و تا برسیم مرکز شهر نوبتی می نشستیم. تو ایستگاه Moskovskaya پیاده شدیم دلمون KFC میخواست و نزدیکترین رستوران نزدیک ایستگاه بعد بود. پس به سمت ایستگاه Park Pobedy رفتیم تا نهار که چه عرض کنم عصرانه بخوریم. هزینه نهارمون که شامل مرغ سوخاری و نوشابه بود برای 5 نفرمون 984 روبل شد.
بچه ها حسابی خسته شده بودند و برگشتند هاستل و من و یکی از دوستان تصمیم گرفتیم بریم هایپرمارکت آشان تا مغازه های طبقه بالا رو که سری قبل وقت نشده بود بگردیم.
روز ششم:
بعد از خوردن صبحانه به سمت مترو و ایستگاه Gostini Dvor رفتیم. از مترو که خارج شدیم چند قدم جلوتر یک فروشگاه فروش لوازم سوغاتی بود. رفتیم داخلش رو ببینیم ولی اونقدر قیمتهاش نسبت به دست فروشهای کنار کلیسای خون ریخته بهتر بود که ترغیب شدیم کمی خرید کنیم. من یک مجسمه 5 تایی ماتریوشکا خریدم. روسها اعتقاد دارند داشتن این عروسکهای تو در تو خوش یمن هست. بچه ها هم هرکدوم وسیله ای خریدند و به سمت موزه فابرژ حرکت کردیم.
سوغاتی های زیبای روسی
روبروی مرکز خرید پارکی به نام Ekaterininskiy garden قرار داشت که وسطش مجسمه کاترین کبیر به همراه عشاقش قرار گرفته بود. پشت پارک هم ساختمان تئاتر الکساندرینسکی دیده میشد. معماری این ساختمان شبیه تئاتر بولشوی مسکو بود. چند تا عکس انداختیم و به سمت موزه جواهرات فابرژ حرکت کردیم. پل آنیچکوف هم با اون مجسمه اسبهای سرکشش سر راهمون بود که از کنارش رد شدیم.
مجسمه کاترین کبیر و نمای سالن تئاتر الکساندریسکی
سالن تئاتر الکساندریسکی
اسبهای سرکش روی پل
در سال 1885 به مناسبت بیستمین سالگرد ازدواج سزار و همسرش «سزارینا ماریا فیودوروفنا» تصمیم گرفت تخممرغ عید پاک به همسرش هدیه دهد بنابراین الکساندر، جواهرساز دربار، «پیتر کارل فابرژ» را برای ساخت با ارزشترین تخممرغ عیدپاک به خدمت گرفت.
ماریا از هدیهای که الکساندر برای او تدارک دیده بود بسیار شگفتزده شد. این هدیه که توسط فابرژ، طلاساز دربار ساخته شده بود، موجب شد تا امپراتور از او بخواهد هرساله تخممرغی برای عید پاک بسازد. و اینگونه بود که پایههای یک سنت بنا نهاده شد.
بعد از مرگ الکساندر سوم، پسرش نیکولاس دوم، این سنت را ادامه داد. بعد از سال ۱۸۹۴، پیتر کارل فابرژ هر سال ۲ تخممرغ طراحی کرد؛ یکی برای همسر نیکولاس دوم، «الکساندرا فیودوروفنا» و یکی برای مادر نیکولاس، «ماریا فیودوروفنا». طی یک دوره ۳۲ ساله، یعنی تا زمان وقوع انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ که به حکومت سزارها پایان داد، فابرژ و همکارانش، ۵۰ تخممرغ عید پاک برای خانواده سلطنتی طراحی کردند؛ تخممرغهایی بسیار نفیس و ارزشمند که دنیا تا کنون به خود دیده است. این تخممرغها تبدیل به بزرگترین و ماندگارترین دستاوردهای فابرژ شدند.
دو نمونه از تخم مرغهای فابرژ داخل موزه
اکنون از ۵۰ تخممرغ اصلی، ۴۳ عدد از آنها سالم ماندهاند. امروزه این تخممرغهای کمیاب که ارزششان به میلیونها دلار میرسد، در اختیار کلکسیونرهای شخصی، موزهها و مؤسسات مختلف در سراسر دنیاست.
موزه فابرژ در واقع موزه خصوصی هست که در کاخ شوالوف قرار دارد. موزه شامل 4 هزار اثر هنری و جواهرات و به خصوص از 15 تخم مرغ موجود در موزه، 9 عدد از تخم مرغ های سلطنتی فابرژ هست. بلیط موزه 450 روبل بود. در این موزه هم در بخش لباسداری بهمون پاپوش یکبار مصرف دادند تا روی کفشهامون بکشیم.
موزه فابرژ
ساختما قصر زیبا بود و در اتاقهای اون آثار هنری و تخم مرغهای فابرژ قرار داشت. بازدید از موزه که تمام شد پیاده به سمت قلعه سنت مایکل حرکت کردیم. تو مسیر ساختمان سیرک رو هم دیدیم و از کنارش رد شدیم.
ساختمان سیرک
جلوی قلعه سنت مایکل یا قلعه مهندسین رسیدیم.جلوی درب ورودی مجسمه اسب سوار پتر کبیر قرار گرفته است. قلعه ای مربعی شکل با دیواره خیلی بلند. ظاهرا بعد از کاترین کبیر پسرش پل به حکومت میرسد. ولی چون مردم و گارد وی را دوست نداشتند و همیشه ترس از ترور داشت دستور داده بود دیواره های قلعه را بلند بسازند و با توجه به قرار گرفتن این قلعه کنار رودخانه و کانال پشت سر آن امنیت قلعه مانند جزیره ای حفظ میشد. پل اول تنها 40 شب بعد از آنکه به قلعه جدید خود منتقل شد، ترور شد. او در 12 مارس سال 1801، در اتاق خواب خود، توسط گروهی از افسران بازنشسته تحت سرپرستی ژنرال بنیگسن، به قتل رسید. پس از مرگ پل، خانواده امپراتوری به کاخ زمستانی بازگشت. قلعه سنت مایکل رها شد و در سال 1823 به مدرسه مهندسی اصلی ارتش تبدیل شد.
نمای بیرونی قلعه
قلعه سنت مایکل
مجسمه پتر کبیر
نمای داخلی قلعه
نمای بیرونی قلعه از زاویه ای دیگر
بعد از دیدن قلعه به سمت پارک تابستانی رفتیم. پارک تابستانی به صورت یک جزیره در وسط رودخانه فونتانکا و نیوا قرار گرفته است. این پارک را پتر کبیر شخصا طراحی کرده است و در پیاده روهای آن صد مجسمه وجود داشت که امروزه 90 تای آنها به داخل موزه پارک منتقل شده است. موزه داخل پارک رو ندیدیم وقدم زنان به سمت موزه ماربل رفتیم.
پارک تابستانی
پارک تابستانی
پارک تابستانی
همانطور که قبلا گفتم موزه ماربل بخشی از مجموعه موزه روسیه می باشد. کاخ ماربل توسط گرگوری اورلو که یکی از علاقه مندان کاترین کبیر بود ساخته شد. وسط ساختمان موزه هم مجسمه الکساندر سوم قرار گرفته است. از دیدن داخل این موزه هم فاکتور گرفتیم تا برای نهار به سمت هاستل بریم. پیاده از کوچه پس کوچه های شهر گذر کردیم و در رستوران شاورما نزدیک هاستل نهار خوردیم. نهارمون هم ترکیبی از ساندویچ شاورما، یک نوع خوراک گوشت و ماهی و نوشیدنی بود که 1560 روبل شد. به سمت هاستل حرکت کردیم تا بعد از کمی استراحت به دیدن آپرا در سالن میخاییلوسکی بریم.
کاخ موزه ماربل
ساختمانهای زیبای مسیر
ساختمانهای زیبای مسیر
ساختمانهای زیبای مسیر
با توجه به برگشتن دوستمون به ایران یک بلیط اضافه داشتیم. یکی از بچه ها پیشنهاد داد مارگریتا دختر رزوشن هاستل رو دعوت کنیم با ما بیاد. توی چند روز گذشته حسابی با هم دوست شدیم و کلی برای مسیرها ازش راهنمایی گرفتیم. مارگاریتا هم قبول کرد و شش تایی به سمت سالن تئاتر میخاییلوسکی رفتیم.
اپرا به زبان ایتالیایی بود و زیرنویس روسی روی پرده پخش میشد. که متاسفانه فهم داستان رو سخت کرده بود ولی به لطف دوست روسیمون ترجمه ای از ایتالیایی به روسی و از روسی به انگلیسی و نهایت به فارسی بینمون در جریان بود که کلی باعث خندمون شده بود.
سالن زیبای میخاییلوسکی
نمایش اپرا عالی بود و واقعا از این همه هنر و صدای حنجره بازیگرانش مو به تن آدم سیخ میشد. نمایش تو سه پرده 45 دقیقه ای اجرا شد. بعد از تمام شدن تئاتر از مارگاریتا جدا شدیم و رفتیم استارباکس تا قهوه بخوریم. قیمتهای اونجا که حسابی گرون بود و حدود 1620 روبل هزینه شد. به سمت هاستل رفتیم و بعد از خوردن شام تصمیم گرفتیم یک شب گردی تو شهر هم انجام بدیم.
کافه استارباکس
پیاده به سمت موزه هرمیتاز و میدان بزرگ رفتیم و از جلوی کاخ زمستانی رد شدیم و رفتیم جلوی رودخانه نیوا. رودخانه نیوا در این بخش بسیار عریض هست و پل مقابل جزیره واسیلفسکی یکی از پلهایی است که شبها جهت عبور کشتی ها باز می شود. جمعیت زیادی از توریستها هم در منطقه جمع شده بودند. برای دیدن سایر پلها می توانید از تور قایقرانی استفاده کنید. در واقع تورهای قایق رانی دو نوع هستند یکی از انها داخل کانالها و رودخانه های سطح شهر گردش میکنند و دیگری تور قایقرانی که برای بازدید از پلها به خصوص در شب در نظر گرفته شده و حدود دو ساعت قایق سواری دارند که میتونید بلیط اونها رو از افرادی که در سطح شهر تور میفروشند بگیرید. هزینه بلیط 1600 روبل بود ولی با کمی چانه زنی و تورهای دیگر تا 1500 هم قیمت گرفتیم. نکته جالب داستان این بود که با وجود فروش این تورها به توریستها یک کلمه هم انگلیسی نمیتونستند صحبت کنند و اکثرا بروشورهاشون هم روسی بود. به گمانم مشتریان هدفشون روسها هستند تا توریستها. نیم ساعتی جلوی رودخانه بودیم و از مقابل ساختمان آدمیرالتی مجدد پیاده به سمت هاستل برگشتیم.
میدان بزرگ و موزه هرمیتاژ
کاخ زمستانی
Palace bridge
جزیره واسیلیسکی
کاخ آدمیرالتی
مسیر حرکتی روز ششم: قرمز قبل از ظهر، آبی جهت اپرا، نارنجی: گشت شبانه
روز هفتم:
بلاخره روز بازدید از موزه هرمیتاژ رسید. با توجه با ساعت باز شدن موزه که 10.30 بود حدود ساعت 10 جلوی ساختمان هرمیتاژ بودیم. برای رفتن به محوطه میدان از زیر یک طاق نصرت رد شدیم. طاق نصرت به پاس پیروزی لشکریان روسیه بر ناپلئون در جنگ ۱۸۱۲ برپا شدهاست. طاق نصرت بر روی ساختمان ستاد کل ساخته شده. سمت ساختمان ستاد کل هم صفی از بازدید کنندگان ایستاده بودند ولی مابه سمت باجه خرید بلیط رفتیم. ستون گرانیتی 400 تنی به نام ستون الکساندر نیز در وسط میدان دیده میشود که فرشته صلیب به دست روی آن که مجسمه نجات نام دارد نجاتبخش و نگهبان آسمانی شهر است.
ساختمان ستاد کل و طاق نصرت
محوطه موزه هرمیتاژ
محوطه موزه هرمیتاژ
ستون الکساندر
کلی از توریستها و تورها هم زودتر اونجا جلوی در اصلی ایستاده بودند. پشت ساختمان، بلیط فروشی رو پیدا کردیم که یک صف خیلی طولانی تشکیل شده بود. سوال که پرسیدیم ظاهرا این صف برای افرادی بود که به صورت اینترنتی بلیط خریده بودند و باید ووچرشون رو با بلیط عوض میکردند. کنار این صف دوتا باجه شبیه ATM بود که بلیط می فروخت و یکی دونفر هم تو صف بودند و ماهم پشت اونها ایستادیم. جالبش اینجا بود که تا ساعت 10.30 دستگاه کار نمیکرد و به محض شروع ساعت اداری تونستیم بلیطهامون رو تهیه کنیم و به سمت در اصلی بریم. بلیط موزه نفری 700 روبل شد و اگر اینترنتی بلیط رو تهیه کنید نرخ اون 18 دلار برای یک روز هست. تو خرید اینترنتی حتی میتونید یک بلیط برای دوبار ورود در دوروز هم تهیه کنید که با توجه به عظمت موزه واقعا دیدن همه قسمتهاش دو روز وقت هم براش کمه. جلوی در چند تا گروه توریست ایرانی هم ایستاده بودند. ساعت حدود یک ربع به 11 بود و تورلیدرشون بهشون گفت که در صورت جدا شدن از گروه راس 12.30 جلوی درب اصلی باشن. برام جالب بود که داخل یکی از بزرگترین موزه های دنیا بشی و اونوقت کمتر از دو ساعت براش وقت بگذاری.
برای خواندن اطلاعات بیشتر در مورد این موزه و بازدید مجازی از آن میتوانید از سایت https://www.hermitagemuseum.org/wps/portal/hermitage/ استفاده کنید.
کاترین کبیر با جمع آوری آثار هنری مجموعه شخصی را برای خود درست کرده بود و به تدریج طی سالیان متمادی توسط تزارهای روس گسترش پیدا کرد. این موزه بیش از سه میلیون اثر هنری را در خود دارد و بخشی از موزه در کاخ زمستانی که محل سکونت تزارها بود میباشد. تو این موزه آثاری از میکلآنژ، لئوناردو داوینچی، رامبرانت، ونسان ون گوگ، و پابلو پیکاسو وجود دارد. حتی گفته میشه در زمان جنگ جهانی دوم تمام اشیاء با قطار به سیبری منتقل شده بود.
اتاق بیست ستون
The small italian skylight room
The Hercules room
سالن فرهنگ و هنر شهرهای باستانی شمال دریای سیاه
Dionysus room
بخش مصر باستان
اتاق گلدان بزرگ
اتاق ژوپیتر
اتاق مصر باستان
به هرحال داخل شدیم و لباسها و وسایلمون رو تحویل لباس داری دادیم و یک نقشه ساختمان هم پیدا کردیم و شروع کردیم به گشتن اتاقها. گالری اردن، اتاق مصر باستان، اتاق ژوپیتر، آتنا ، هرکول و آگوستوس، اتاق بیست ستون با اون ستونهای عظیم از اتاقهای شاخص طبقه اول بود و سالن های هنرهای ایتالیایی و نقاشی های معروف داوینچی و رافایل و رامبرانت و... واقعا دیدنی و عالی بودند. اتاق شوالیه ها، سالن رامبرانت و اتاقهای هنرهای فرانسوی و آلمانی، بریتانیایی و سایر کشورهای اروپایی ارزش ساعتها بازدید رو داشت. کتابخانه بزرگ نیکلاس دوم، اتاق زیبای پتر کبیر در طبقه دوم و در طبقه سوم موزه هنرهای هندی و ژاپنی و چین و تبت و بلاخره سالن مهجور و کوچک ایران رو بازدید کردیم. سالن نقره های عصر ساسانی، مجسمه های فلزی قرن 8 تا بیست، سه طاقی و سفال از قرن 15 و چند نقاشی مینیاتور از ناصرالدین شاه و عباس میرزا و طرح های لیلی و مجنون و چند نقاشی از فتحعلی شاه کل گنجینه ایران موجود در این نمایشگاه بود. نسبت به عظمت هنری اروپایی که تو این موزه جمع شده بود متاسفانه بخش ایران به نظرم خیلی محقر و کوچک و در بخش دور افتاده ای از موزه قرار گرفته بود.
سالن نیکلاس دوم
نقاشی از داوینچی
کتابخانه نیکلاس دوم
ورودی سالن ایران
با وجودیکه خیلی از سالنها رو به صورت ام پی تری بازدید کردیم و شاید از چند سالن هم فاکتور گرفتیم حدود ساعت 4 بود که خسته و گرسنه از موزه خارج شدیم. برای خوردن نهار به سمت پیتزا هات رفتیم و اونجا هم دو تا پیتزا و سیب زمینی و نوشیدنی سفارش دادیم و بعد از خوردن نهار به سمت کلیسای اسحاق رفتیم.
جلوی کلیسا مجسمه یادبود نیکلاس اول و یک پارک کوچیک قرار گرفته است. برای خرید بلیط کلیسا هم از همان دستگاه شبیه ATM استفاده کردیم. بلیط ورودی کلیسا 400 روبل و برای رفتن به بام کلیسا باید 300 روبل میدادیم. البته ما فقط بلیط کلیسا رو گرفتیم. جالبه که نرخ بلیط بام بسته به زمان صبح یا عصر یا غروب متفاوت بود و هرچه به غروب نزدیکتر میشد گرانتر بود.
کلیسای اسحاق
داخل کلیسای اسحاق
داخل کلیسای اسحاق
داخل کلیسای اسحاق
داخل کلیسای اسحاق
کلیسای اسحاق
کلیسای سنت اسحاق بزرگترین کلیسای روسیه و چهارمین کلیسای بلند جهان است که گنجایش 14 هزار نفر را دارد. ساخت کلیسا به دستور تزار الکساندر اول 40 سال به طول انجامید و تا به امروز هم 4 بار تجدید بنا شده. ستونهای جلوی کلیسا گرانیت یک تکه است و داخل کلیسا فیلم نحوه ساخت و داربستی را که چگونگی کار گذاشتن ستونها را نشان میدهد را نمایش میدهند. ظاهرا گنبد طلایی کلیسا از طلای خالص ساخته شده ودر زمان جنگ جهانی دوم به رنگ خاکستری رنگ شده بود تا در برابر هواپیماهای جنگنده جلب توجه نکند. مجسمه های از برنز دورتا دور اون دیده میشه. داخل کلیسا فوق العاده زیبا و دیدنی با نقاشی هایی از مسیح و مریم و حواریون. واقعا کلیسای زیباییه و یک ساعتی رو داخلش نشستیم تا از عکسها و آرامش اونجا استفاده کنیم.
ساختمان آدمیرالتی
بعد از خارج شدن از کلیسا پسرها حسابی خسته بودند و میخواستند برگردند هاستل ولی من و دخترها تصمیم گرفتیم مجدد بریم همون هایپر مارکت آشان و لوازمی رو که نشون کرده بودیم بخریم تو مسیرمون از جلوی ساختمان آدمیرالتی رد شدیم و با مترو به فروشگاه رفتیم و تا آخر شب تو فروشگاه بودیم. شب با مترو برگشتیم وشام مختصری خوردیم و خوابیدیم.
مسیر گردشگری روز هفتم
روز هشتم:
امروز روز آخر سفرمون بود و باید هم هاستل رو تحویل میدادیم و هم حدود ساعت 7.30 به سمت فرودگاه حرکت میکردیم. صبح که از خواب بلند شدیم، بعد از خوردن صبحانه چمدانها و کوله هامونو جمع و جور کردیم و اتاقها رو تحویل دادیم و از رزوشن هاستل خواستیم تا لوازممون بمونه تو اتاق تا عصری که بیاییم و ببریمشون. برای بازدیدهای امروزمون نظرات مختلف بود. در نتیجه تصمیم گرفتیم برنامه رو آزاد بگذاریم تا هرکسی با توجه به علاقه ای که داره بگرده و عصر ساعت 6 قرار گذاشتیم که همو تو هاستل ببینیم. سه تا از بچه ها به همراه یک پسر ایتالیایی که تو هاستل باهاش آشنا شدیم به سمت خانه موزه داستایوسکی و موزه جانور شناسی رفتند و من و یکی از بچه ها به سمت کشتی جنگی آئورا رفتیم.
کشتی جنگی آئورا در کنار رودخانه
مترو سوار شدیم و به سمت ایستگاه مترو Gorkovskaya رفتیم و پیاده به سمت ناو حرکت کردیم. ناو جنگی آئورا که طی سال های 1897 تا 1900 میلادی ساخته شده و در سال 1905 در جنگ روسیه با ژاپن شرکت کرد.از طرفی یوری گاگارین هم دو سال خدمت سربازیش رو بر روی این کشتی سپری کرده بود. این کشتی بعد از جنگ جهانی دوم بازسازی شده و به عنوان موزه ازش استفاده میشه. بعد از دیدن نمای بیرونی بلیط گرفتیم و داخل کشتی شدیم.بلیط کشتی نفری 600 روبل شد. روی عرشه انواع سلاح ها نصب شده بود و داخل کشتی هم بخشهای مختلف آشپزخانه و محل استراحت سربازان و بخشهای مختلف داخل کشتی به همرا فیلم و عکسهای این کشتی در طی جنگ دیده میشد. بعد از دیدن کشتی ازش خارج شدیم و به سمت کلیسای اسمولنی رفتیم. تصمیم گرفتیم مسیر رو پیاده بریم و حدود یک ساعتی رو پیاده رفتیم تا به کلیسا برسیم.
کشتی جنگی آئورا
کشتی جنگی آئورا
از کنار رودخانه به سمت کلیسا حرکت کردیم. تو بخشی از مسیر ساختمان کرستی اون ور رودخانه دیده میشد که در قدیم انبار نوشیدنی شهر بوده که با گسترش شهر و نیاز به زندان این انبار تبدیل به بازداشتگاه شد. این مرکز بزرگترین بازداشتگاه اروپا است که قادر به اسکان 4000 نفر است. این زندان یک شهر کوچک، با تمام زیرساخت های لازم است. محله های مسکونی، ساختمان های مذهبی، امکانات ورزشی، بیمارستان، کارگاه های آموزشی، و حتی هتل - برای بستگان و بازدید کنندگان. ظاهرا بخشی از زندان موزه است که در آن، تاریخ زندان و زندگی زندانیان معروف به نمایش گذاشته شده است. در سال 2006 هم پوتین اعلام کرد که ساختمان زندان به مکان جدیدی منتقل خواهد شد و این ساختمان جهت تبدیل شدن به هتل و مراکز تفریحی به حراج گذاشته می شود.
زندان کرستی
تو مسیرمون یک ساختمان قرمز رنگ زیبا هم بود که وقتی رو نقشه نگاه کردیم دیدیم ساختمان موزه آب و تاریخ تلفن در کنار هم هست. داخل محوطه شدیم و چند تا عکس انداختیم و با توجه به وقت کممون به سمت کلیسا حرکت کردیم و بلاخره به کلیسای اسمولنی رسیدیم.
موزه آب
تاریخ تلفن
ساخت این کلیسا به دستور ملکه الیزابت که تصمیم گرفته بود راهبه شود در سال 1748 اغاز ولی با مرگ کاترین کبیر و به سلطنت رسیدن الیزابت متوقف شد. حدود 200 سال بعد مجدد ساخت کلیسا آغاز شد. این کلیسا توسط معمار دهکده تزارها و کاخ هرمیتاژ ساخته شده است. رنگ سفید و آبی بسیار زیبایی دارد و سوای ساختمان اصلی دورتادورش ساختمانهای مدرسه و صومعه قرار گرفته است. داخلش دکور ساده سفید رنگی دارد و مثل سایر کلیساهایی که دیدیم از رنگ و نقاشی خبری نبود. محرابها همه فعال بودند و جلوشون مردم دعا می کردند و شمع روشن می کردند.بازدید از کلیسا هم رایگان بود.
کلیسای اسمولنی. عکس از نت
کلیسای اسمولنی
کلیسای اسمولنی
کلیسای اسمولنی
در صورتیکه بخواهید اطلاعاتی در رابطه با 4 کلیسای جامع و بزرگ شهر که شامل سنت اسحاق، خون ریخته و اسمولنی میشود میتوانید از سایت https://eng.cathedral.ru/ استفاده کنید.
بعد از دیدن کلیسا به سمت ایستگاه مینی بوس جلوی کلیسا رفتیم و جلوی مترو Chernyshevskaya پیاده شدیم. نرخ مینی بوس نفری 40 روبل شد. برای نهار، نزدیک هاستلمون مک دونالد بود که اونجا هم بیگ برگر با سیب زمینی و نوشیدنی سفارش دادیم که برای دو نفر 430 روبل شد. بعد از خورن نهار حدود ساعت 5 به سمت هاستل رفتیم تا کمی استراحت کنیم.
مسیر گردشی روز آخر
لوازممون رو برداشتیم و با مترو به سمت ایستگاه مترو Moskovskaya و با اتوبوس تا فرودگاه رفتیم. همونطور که اول سفرنامه گفتم تو فرودگاه یک مقدار بابت چمدانها اذیتمون کردند و بابت جریمه حدود 25 یورو به روبل پرداختیم ولی نرخ چمدان اضافه اگه همراه بلیط تهیه میکردیم چیزی حدود 96 تومان میشد.
ساعت 10.50 هم پروازمون به سمت باکو صورت گرفت. داخل هواپیما هم یک شام فوق العاده بی کیفیت سرو شد که هیچکدوممون نتونستیم بخوریم و حدود ساعت 3.30 رسیدیم باکو. با توجه به خیلی طولانی شدن سفرنامه از نوشتن سفرنامه دوروزه باکو در این قسمت فاکتور میگیرم.
در نهایت ضمن عذر خواهی از طولانی شدن کلام ذکر چند نکته مهم رو در این قسمت لازم میدونم که خدمتتون بگم.
محل اقامت:
بستگی داره که شما با تور به این سفر بیایید یا شخصی. تا اونجایی که من اطلاع دارم محل اقامت هتلها در تورها کمی دورتر از مرکز شهر هست و شما زمانی رو بابت رفت و آمد و استفاده از اتوبوس، مترو یا تاکسی از دست میدید. در صورتی که خودتون بخواهید هتل یا هاستل رزرو کنید، سعی کنید از لوکیشنهای مرکز شهر و نزدیک به سایتهای دیدنی استفاده کنید.
اگه توقعتون از محل اقامتتون خیلی بالا نباشه استفاده از هاستل گزینه خیلی خوبی برای جمع های دوستانه و حتی زوجین هست. برای ما آشنا شدن با افرادی با ملیت آمریکایی، هندی، آلمانی و ایتالیایی، فرصت خیلی خوبی برای صحبت با اونها ایجاد کرد. مسافرانی مثل خودمون که در نهایت صمیمت از تجربیات سفر و زندگیهاشون تعریف میکردند. خانم معلم هندی که هرشب کلی سین جیممنون میکرد کجا ها رو گشتیم و حتی به هند دعوتمون کرد، خانم معلم آمریکایی که زندگیشو فروخته بود و جهانگردی میکرد و پسرک جوان ایتالیایی کارمند UN که با وجود سن کمش کلی کشورها رو گشته بود و با ما حسابی صمیمی شده بود و حتی روز آخر با بچه ها رفتند دیدن موزه و حتی پیشنهاد داد که برای رفتن به ایتالیا بابت دعوتنامه کمکمون کنه. خلاصه همه اینها تجربیات قشنگ بودنمون تو هاستل بود.
نشیمن هاستل
اتاق محل اقامت ما
کارت سن پتزربورگ:
اواسط سفرمون رو تخته برد هاستل با این کارت آشنا شدیم. ظاهرا با خرید این کارت در بازه های زمانی متفات میتونید از موزه ها رایگان دیدن کنید و حتی تور قایق و اتوبوسهای هاپ آن و هاپ آف رایگانه و از تخفیف رفت و آمد با مترو و اتوبوس استفاده کنید. برای ما که نزدیک اتمام سفرمون بود خرید کارت خیلی صرفه اقتصادی نداشت ولی در حین نوشتن سفرنامه که هزینه هامون رو حساب کردم، دیدم خرید کارت 6 روزه میتونست برامون خیلی به صرفه باشه. از سایت https://petersburgcard.com/en میتونید اطلاعات دقیق تری بدست بیارید. در ضمن از لیست موزه ها و تورهایی که تو این سایت به اختصار آورده شده میتونید به عنوان مرجع کوچکی برای دیدنی های سن پترزبورگ استفاده کنید.
نرخ کارتهای سن پترزبورگ
اتوبوسهای هاپ آن هاپ آف
این اتوبوسها در بخش نقاط دیدنی شهر دارای ایستگاه هایی هستند که میتونید با پرداخت بلیط یک یا دوروزه از این اتوبوسها استفاده کنید. به اینصورت که در ایستگاه تعیین شده پیاده میشید و بعد از بازدید از اون نقطه میتونید برگردید ایستگاه و با اتوبوس بعدی به سایت بازدید بعدی برید. با توجه به گسترده بودن نقاط دیدنی تو شهر و تعداد بالای اونها اگه بخواهید پیاده از اونها دیدن کنید یک روزه امکانش نیست، حتی در کنار تور اتوبوس، تور قایق هم به صورت ترکیبی فروخته میشه و من بهتون توصیه میکنم حتما از این اتوبوسها حتی از نوع دوروزه اش استفاده کنید. برای دریافت اطلاعات بیشتر از سایت https://www.redbuses.com/our-tours/st-petersburg-hop-hop-off-tour/ استفاده کنید.
نقشه مسیر تور اتوبوس و قایق های هاپ آن هاپ آف
برنامه ریزی روزهای سفر
در برنامه ریزی که برای خانواده انجام داده بودم نکته مهمی که توجهم رو جلب کرد بسته بودن موزه ها در روزهای مختلف هفته بود. به خاطر همین یک چارت هفتگی درست کردم تا بازدید از موزه ها رو در روزهایی قرار بدم که بسته نباشند. بهترین حالت برای سرچ روزهای کاری و تعطیل موزه ها و سایتهای دیدنی استفاده از گوگل مپ هست. بطوریکه اگه رو نقشه رو یکی از آثار کلیک کنید سمت چپ نقشه اطلاعات روزهای کاری اونجا رو بهتون میده.
اطلاعات روزهای کاری در گوگل مپ
استفاده از کارت دانشجویی:
در صورتیکه دانشجو و دانش آموز هستید برای گرفتن کارت بین المللی اقدام کنید. چون ورودیه های آثار دیدنی تا یک سوم قیمت اصلیش براتون تخفیف میخوره و این خیلی عالی هست.
هزینه ها:
با وجودیکه داخل سفرنامه برخی هزینه ها رو اعلام کردم ولی اینجا هم به تفکیک براتون مینویسم.
هزینه هایی که در ایران قبل از سفر صورت گرفت
هزینه ورودیه ها
جمع کل هزینه ها به روبل
هزینه خام سفر بدون احتساب سوغاتی ها حدود 3485000 تومان برای قسمت اول سفرمون که سن پترزبورگ بود، شد.
اگه از من بپرسند که باز روسیه میری؟ میگم بله. این کشور پهناور اونقدر جاهای دیدنی داره که ارزش دوباره و چند باره رفتن رو داره. دو شهر مسکو و سن پترزبورگ از نظر من میتونه نظر قشر وسیعی از آدمها با سلایقشون رو پوشش بده. داشتن آثار تاریخی و ساختمانهای زیبا، پارکهای وسیع و شهربازی و باغ وحش و آکواریوم و کروز و کشتی های تفریحی و حتی نایت لایف این دوشهر کاملا جذاب و سرگرم کننده هست.
گشت شبانه رودخانه و پلها، موزه مجسمه های مومیایی، موزه حیات وحش، آکواریوم، باغ وحش، داخل موزه ماربل و قلعه سنت میشل، قصر استروگانف، کابین پتر کبیر، داخل قصر پترهوف، جزیره واسیلیسکی و مجموعه پاولوسک همه و همه نقاطی بودند که در فرصت کم بازدیدمون از سن پترزبورگ شانس دیدنشون رو از دست دادیم و امیدوارم روزی فرصت باشه تا مجدد این شهر رو ببینم.