bn.6.jpg

سلام به همه سفر دوستان

سفر من به دبی جهت شرکت در نمایشگاه Gulfood بزرگترین نمایشگاه صنایع غذایی در دبی بود و این اولین سفر من به کشور امارات محسوب میشد. قبلا به کشورهای زیادی مثل ترکیه و مالزی و سوریه و عراق و عربستان و لبنان سفر کرده بودم و دوست داشتم از اون کشورها که جذابیتهای زیادی داشت هم براتون بنویسم بخصوص که سفرهای من بسیار کاربردی و با تحقیق انجام میشه و هر کشوری میرم تقریبا تمام دیدنیهاشو در کوتاهترین زمان میبینم با کمترین هزینه! منتهی به علت اینکه مدتی ازشون گذشته کمی جزییات رو فراموش کردم متاسفانه! ولی سعی میکنم از این به بعد بیشتر تجربیاتم رو باهاتون به اشتراک بذارم.

این سفرنامه برای کسانی خوبه که میخوان بسیار کم هزینه سفر کنن و درعین حال نکات بسیار جالبی در طول سفرنامه خدمتتون عرض میکنم که قطعا بدردتون خواهد خورد و سعی میکنم صرفاً از اطلاعات آماری و ... خودداری کنم چون دوستان عزیز دیگه در سفرنامه هاشون زحمتشو کشیدن و من سعی میکنم از تجربه چند روزه خودم و نکات خیلی ریز براتون بگم .

سفر ما در ماه فوریه سال 2018 یعنی آخر بهمن ماه برنامه ریزی شد و من بعد از تحقیق فراوان در مورد هتل های مختلف هتل آونیو (Avenue) چهار ستاره در خیابان رقه رو انتخاب کردم. سفر من به اتفاق پدرم بود و برای دونفرمون برای 4 شب و 5 روز با پرواز ماهان نفری 3 میلیون تومن تمام شد!! که البته خیلی بود و اینو جزو اقتصادی بودن سفر نذارید.

از اونجاییکه هزینه پارکینگ فرودگاه امام رو مخصوصاً بالا بردند تا کسی نتونه ماشین بیاره ما از اسنپ استفاده کردیم که هم به صرفه هست هم همیشه خیلی سریع در دسترس هست. صبح پرواز ما ساعت 8 صبح بود بنابراین 5 صبح راه افتادیم و 6 فرودگاه بودیم و همه کارهای چک این رو انجام دادیم. یه توصیه ای که به دوستان میکنم حتی المقدور سعی کنید از بوفه های اونور فرودگاه استفاده نکنید چون بسیار وحشتناک گرونن!! خلاصه سر ساعت سوار شدیم و پرواز رأس ساعت حرکت کرد.

 

صبحانه هواپیما

به فرودگاه دبی که رسیدیم وارد یک فرودگاه بسیار بزرگ شدیم که بسیار شیک بود و برای رسیدن به سالن اصلی فرودگاه نیاز بود تا سوار یک مونوریل بشیم. بعداز طی مسافت نسبتاً زیاد به سالن اصلی رسیدیم و برعکس ایران که وقتی میرسی باید دوساعت بایستی تا چمدون بیاد در کمال تعجب دیدیم چمدونهامون از خودمون زودتر رسیدن!! چمدونها رو برداشتیم و به قسمتی رفتیم که یه خانوم فکر کنم چینی منتظر امثال ما بود و گفت بایستید تا راننده بیاد. لازم به ذکره با توجه به اینکه شهر دبی شهری شده مملو از مهاجر از کشورهای ایران و فلیپین و هند و آفریقا و ... شده بنابراین زبان رسمیشون تقریباً انگلیسیه و اگر کسی انگلیسیش خوب باشه هیچ مشکلی اونجا نخواهد داشت. منتهی توجه کنید با توجه به اینکه همشون مثل ما زبان انگلیسی زبان دومشونه لهجه هاشون به شدت افتضاحه و سخت میشه فهمید چی میگن!! خلاصه بعد از اومدن راننده مارو به سمت پارکینگ برد تا سوار اتوبوس بشیم. تا اون موقع فقط تو فضای فرودگاه بودیم و ما که از تهران راه افتاده بودیم بخاطر بارندگی و سرمای تهران همه حسابی پوشیده بودیم به اونجا و فضای بازش که رسیدیم همه خیس عرق شدیم البته بگم در ماه فوریه بهترین زمان برای سفر به دبی هست چون بسیار هوا بهاریه و گرما اصلا اذیت کننده نیست. نکته جالب اتوبوس های اونجا این بود که به اتوبوس یه کاروان طوری برای حمل بار بسته بودن که دیگه تو باکسهای اتوبوس بزور ساکها رو نچینیم که اینم جالب بود. بعد از طی مسافت کوتاهی رسیدیم به هتل آونیو در خیابان رقه که هتل خوبی بود. از همینجا از تمام دوستانی که این سفرنامه رو میخونن و قبلاً سفری به دبی داشتن خواهش میکنم پایین همین صفحه درمورد هتلهایی که رفتن، محلشون و امکانات و دسترسیشون برای بقیه بنویسن که خیلی بدرد بخوره. هتل آونیو یه هتل چهار ستاره ست که فاصله ش با خط قرمز متروی دبی حدود صد متره یعنی پنج دقیقه ای تو مترو هستید.

متروی دبی سه تا خط داره که خط سبز و قرمز و نارنجی اسماشونه. خط قرمز از فرودگاه شروع میشه تا دانشگاه دبی ادامه داره و خط سبز داخل شهر و اطراف رودخانه ایه که در دبی بصورت مصنوعی ایجاد کردن بنام خور دبی.

 

نقشه متروی دبی

 

و اما هتل آونیو لابی زیاد بزرگ و مجللی نداره ولی پرسنل بسیار مؤدب و مهربانی داره. همون بدو ورود یکی از تور لیدرهای ایرانی بنام آقا روزبه تو هتل به ما خوش آمد گفت و تو فاصله ای که اتاقمون آماده بشه برامون میخواست از تورها و قیمتاشون توضیح بده که با توجه به اینکه متوجه شد ما سفرمون برای کار و بیزنسه صرفاً چندتاشو گفت که بنظر من تور وی آی پی گشت دور دبی بسیار مناسب بود و نفری 100 دلار قیمت داشت که به وقتش براتون میگم کجاها رفتیم و ارزششو داشت. بقیه ش از نظر من خیلی قیمتاش بالا بود و یه نفر با یه خورده صبوری و هزینه بسیار کم میتونه خودش تمامشو انجام بده.

خوشبختانه زودتر از موعد اتاقمون رو تحویل دادن و جالبش آسانسورهای هتل بود که خیلی سرعتشون زیاد بود و من اصلاً یادم نمیاد منتظر آسانسور وایستاده باشم. اتاق ما طبقه هفتم بود. ولی تو کل این سفر هیچ صدایی حتی وقتی تو لابی بودم من نشنیدم. اتاقمون بسیار خوب و شیک و امکانات خوبی داشت. درضمن اینو یادم رفت بگم بابت هرشب اقامت دولت امارات 15 درهم ازتون مالیات همون اول ورودتون به هتل توسط هتل میگیرن. از اونجاییکه اولین بار ورودمون به دبی بود خواستیم هم یه گشتی بزنیم هم نهار بخوریم برای همین به پیشنهاد من رفتیم سمت مترو تا یه سر به سیتی سنتر دیره که یک ایستگاه باهامون فاصله داشت بزنیم و علاوه بر گشت و گذار از فودکورتش استفاده کنیم.

متروی دبی بسیار شیک و زیباست و از اونجاییکه اکثر مناطق دبی توسط انگلیس ها ساخته شده متروی دبی بشدت شبیه مترو شهر کوالالامپوره با این تفاوت که امیر دبی شیخ محمد آل مکتوم ازشون خواسته از هیچ چیز برای زیباتر بودنش کم نذارن و انصافاً نقص نداشت. در تمام ایستگاهها از لحظه ای که از خیابون میخواستیم وارد مترو بشیم تا دم در مترو آسانسور بود بنابراین افراد معلول و مسن هیچ مشکلی در استفاده از مترو نداشتن. در دبی چند جور بلیط برای مسافرا مقرر شده اول بلیطهای تک سفره ست که میتونید هم از دستگاههای تعبیه شده در متروها تهیه کنید هم از باجه های مربوطه. نوع دوم کارت نقره ایه مثل همین کارت مترو های خودمونه که شارژش میکنیم و استفاده میکنیم که برای تهیه ش باید 5 درهم بدید که پول خود کارته و بقیه شم پول شارژش که اون 5 درهم شاملش نمیشه. درضمن همیشه باید بیشتر از 5 درهم تو کارتتون داشته باشید وگرنه کارتتون کار نمیکنه ! یعنی با برداشتن از کارت نباید زیر 5 درهم بره. نوع سوم کارت هم طلاییه که به درد کسایی میخوره که ساکن باشن اونجا و مصرفشون زیاد باشه که حسنش به اینه که کسی که از این کار داشته باشه تو قسمت واگن طلایی میتونه بشینه. قطارهای متروی دبی به سه قسمت تقسیم میشن قسمت اول واگن اوله که طلاییه و مخصوص دارندگان کارت طلایی که صندلیهاش یه خورده راحت تره و ظاهرا اینترنت مجانی هم داره که اگر کسی که کارت طلایی نداره وارد اونجا بشه جریمه سنگین میشه! واگن دوم و سوم مخصوص خانمهاست که هیچ میله جدا کننده ای نداره ولی مردم بسیار رعایت میکنن و بقیه قطار برای سایرین میشه. برای رفتن به همه جای دبی میتونید از مترو استفاده کنید. کرایه تاکسی های دبی بصورت تاکسی متره و طی کردن ندارن. و کرایه هاشون خیلی سنگینه برای همین مترو خیلی به صرفه ست. پایه نرخ هر سفر 3 درهمه و بسته به مسافتی که میرید بیشتر میشه بطور مثال ما از متروی رقه تا ایستگاه نمایشگاه دبی 5 درهم دادیم. درضمن برای هرشخص یه کارت لازمه و از یه کارت برای چند نفر نمیشه استفاده کرد مثل متروی خودمون

القصه از متروی رقه یه ایستگاه رفتیم به ایستگاه سیتی سنتر دبی که بسیار پاساژ زیباییه البته تمام پاساژهای دبی زیبا هستن. یه نکته بسیار مهم درباره پاساژهای دبی بگم که خیلی بدردتون میخوره و میتونه کمک کنه وقتتون رو الکی هدر ندید. پاساژهای دبی همشون بسیار بزرگ هستن و بسیار زیبا و هرکدومشون برای جذب مخاطب یه ویژگی خاص گذاشتن که جذب بشید برای رفتن به اونجا. بعنوان مثال دبی مال با بزرگترین آکواریوم جهان و آبشار در فضای سرپوشیده دبی و زمین اسکیت رو یخ معروفه یا امارات مال به داشتن پیست اسکی معروفه یا بازار ابن بطوطه که نمادی از 7 کشور متمدن دنیاست که ایرانم جزوشه و .... اینها بخشی از ویژگی هاشونه ولی ( این ولی خیلی مهمه!) همشون بدون استثناء کالاها وبرندهایی که عرضه میکنن کاملاً شبیه به هم هستن یعنی در کل این پاساژها از تمام برندها شعبه هست و قیمت در سرتاسر دبی بشدت کنترل میشه و یکی است . بنابراین گشتن تو پاساژهای مختلف برای اینکه یه پاساژی پیدا کنید که ارزونتر باشه فقط خسته کردن خودتونه. درضمن اجناس در دبی همشون اصله یعنی اگر بِرندی روش خورده باشه حتماً همون بِرنده و فیک و قلابی نداره ! با تمام این تفاسیر خرید کردن تو دبی اصلا به صرفه نیست و قیمتها بشدت بالا هستن!! و همه لیدر ها توصیه میکنن دبی اومدین فقط تفریح کنید و برای خرید پولتون رو هزینه نکنید چون ضرر میکنید. بنابراین اگه قصد خرید داشتین هرکدوم از پاساژها که به هتلتون نزدیکتر بود رو انتخاب کنید و خریدتون رو از همون جا بکنید و بیشتر برای دیدن و تفریح به پاساژهای دیگه برید اینجوری هم تو وقتتون صرفه جویی میکنید هم میتونید تعداد فروشگاه بیشتری رو ببینید. همونطور که عرض کردم دبی سیتی سنتر دیره فروشگاه بسیار بزرگ با سه طبقه و امکانات کامل بود که بصورت مربع ساخته شده و میتونید با چرخیدن به دورش کل فروشگاهاشو ببینید. فود کورت خوبی هم داشت که ما اونجا غذا خوردیم و برگشتیم به سمت هتل و چون زود بیدار شده بودیم یکم استراحت کردیم و شب به سمت ایستگاه الرأس حرکت کردیم. برای رسیدن به ایستگاه الرأس باید یه مترو عوض کنید با مترو رقه به ایستگاه یونیون برید و از اونجا به خط سبز تغییر خط بدید و به سمت ایستگاه الراس برید. تو ایستگاه مترو حواستون به نقشه مترو بالا سر در ورودی متروها باشه یه وقت مسیر برعکس رو سوار نشید. متروی الرأس در واقع محل بازار دبی میشه یعنی جایی که بازار عمده فروشی و خرده فروشی دبی بصورت سنتی اونجا واقعه. ما هدفمون گشت و گذار تو بازار ادویه ش بود چون زمینه اصلی کار ما تولید و بسته بندی ادویه جات و چاشنی هاست. اونجا متوجه شدیم بازار تقریباً ساعت 6 دیگه بسته میشه و بعضی صنوف دیرتر میبندن. یه چیزی تو مایه بازار خودمونه. باز چیز دیگه ای که متوجه شدیدم اکثر قریب به اتفاق کسایی که اونجا بودن ایرانی بودن چون کلاً صادرات دبی به شدت وابسته به ایران و صادرات به ایرانه و اگر ایران دیگه از دبی واردات نداشته باشه کلا بازارش تعطیله! ببخشید که هی وسط صحبتها و نوشتن سفرنامه مجبور میشم از این شاخه به اون شاخه بپرم چون لازم میدونم توضیحات هر بخش رو تو همون بخش کامل بهتون بدم. با توجه به اینکه بازار تعطیل بود رفتیم سمت رودخانه ای که به بر دبی معروفه و درونش قایقها تردد میکنن. خیلی هوای خوبی بود و جون میداد واسه قدم زدن و ما هم دیدیم کشتی های تفریحی که به ظاهر رستورانهای روی آب بودن درحال تردد هستن و هوس کردیم یه قایق سواری هم بکنیم با یک درهم سوار قایقهای نفر بر شدیم که همه دورتا دورش میشستن و میرفت اونور رودخونه. حرکتشون خیلی آهسته بود و حس خوبی داشت. اونور رودخونه هم در فاصله چند دقیقه به ایستگاه مترو رسیدیم و دوباره برگشتیم سمت هتل. شاید به گوشتون خورده باشه که خیابان رقه به خیابان گشت و گذار و قدم زدن و رستورانها و کافه های مختلف و ... مشهوره برای همین ما هم جای دوستان خالی در یک رستوران عربی یه غذای عربی خوردیم که در مجموع حدود 50 درهم برای یه غذا هزینه کردیم.

روز دوم روز دیدن نمایشگاه صنایع غذایی دبی گالفود بود.  بعد از خوردن صبحانه از هتل با مترو به سمت نمایشگاه راه افتادیم. مترو یک ایستگاه کنار نمایشگاه داره. وقتی رسیدیم بسیار شلوغ بود و حرکت به سختی صورت میگرفت. از اینجا به بعد برای دوستانی که قصد بازدید از نمایشگاه رو دارن نکاتی رو مینویسم. ورود به نمایشگاه دبی فقط با استفاده از کارتهای ورودی امکان پذیره که مثل یک آی دی کارت به گردن هرکس باید برای شناسایی و اینکه شما مجوز ورود رو دارید آویزان باشه. برای داشتن کارت شما باید یا خودتون اونجا غرفه داشته باشید یا از طرف یکی از شرکتهای شرکت کننده دعوت نامه و کد دعوت داشته باشید و یا اگر میخواهید بصورت آزاد بازدید انجام بدید باید محبت کنید مبلغ 400 درهم ناقابل! برای هر نفر پرداخت کنید!!! ما که از همه جا بی خبر بودیم و دعوت نامه نمیدونستیم چیه، به سمت باجه خرید بلیط هدایت شدیم که اول تصور کردیم میگه نفری 40 درهم بعد که فهمیدیم 400 درهمه پشیمون شدیم و وارد نشدیم! خیلی زور داشت برای بازدید از نمایشگاه نفری تقریبا 500 هزار تومن بلیط ورودی بدیم! این شد که از همون راهی که اومدیم برگشتیم و رفتیم دوباره سمت همون بازار که در منطقه الرأس بود. همونطوریکه قبلا گفتم اینجا پر بود از ایرانی و ما احساس غربت نمیکردیم. برحسب اتفاق تو صحبتهامون در حین بیزنس با یک ایرانی متوجه شدیم میتونیم از طریق شرکتهای شرکت کننده که با اونها آشنا بودن دعوت نامه بگیریم. خلاصه از یکیشون قول گرفتیم که فردا یک همکار هندیش صبحش بیاد مارو ببره نمایشگاه و مارو ببره داخل. خیلی برامون خوب بود اینجوری. خلاصه بعد اینکه خیالمون از بابت بلیط نمایشگاه راحت شد من به پدر پیشنهاد دادم از فرصت استفاده کنیم و بریم به دهکده جهانی یا همون گلوبال ویلج که در حومه دبی قرار داره. سوار مترو شدیم و من با توجه به نقشه متوجه شدم نزدیکترین ایستگاه مترو به اونجا مترو امارات مال هست. رفتن به امارات مال هم فال بود هم تماشا یعنی هم میتونستیم امارات مال رو بگردیم و پیست اسکی شو ببینیم هم یه ناهار بخوریم و بعدشم از اونجا با تاکسی بریم سمت دهکده جهانی. امارات مال همونطوریکه قبلا هم گفتم در مورد پاساژهای دبی، بسیار شیک و بزرگ بود. از بزرگیش همین بس که یه پیست اسکی به چه عظمت توش جا داشت. اگر کسی سفر استانبول رفته باشه و مرکز خرید فروم رو دیده باشه متوجه میشه که معماری این پاساژ بشدت شبیه مرکز خرید فروم ساخته شده و از اونجاییکه سیاست حاکم دبی کپی برداری از همه جاهای خوب دنیا با کیفیت و زیبایی بالاتر از نسخه اصلیه واقعاً میشه گفت که خیلی از اونجا زیبا تر بود. ناهار رو تو فودکورت امارات مال در رستوران پارس که کادرش همه ایرانی بودن ولی خدمه و گارسن هاش همه فلیپینی و بسیار خوش برخورد، خوردیم. چلوکباب بختیاری 75 درهم! و باقالی پلو با ماهیچه 85 درهم که با نوشابه و ... شد 180 درهم!! خلاصه غذا هم خیلی گرونه. درمورد پیست اسکی امارات مال صحبتهای فنی رو خیلی از دوستان تو سفرنامه هاشون گفتن و دیگه من اطاله کلام نمیکنم و چیزی که خودم دیدم یه فضای بسیار زیبا و بزرگ بود که داخلش انواع و اقسام بازیهای تفریحی برفی بود و عکسهاشو براتون میذارم.

 

امارات مال

 

غذای رستوران پارس

 

پیست اسکی

 

بعد از کمی گردش برای اینکه فرصتم از دست ندیم رفتیم پارکینگ امارات مال و یک تاکسی گرفتیم برای دهکده جهانی. تاکسی های دبی همه مجهز به تاکسی مترن و نیازی به طی کردن نیست و البته خیلی گرونن. ترجیحاً هر موقع سوار تاکسی شدید ازشون رسید بخواید. بهشون بگید رسید خودشون میفهمن و رسید سفر و کرایه رو میدن و بدونید که هرچی کرایه شده عینشو میگیرن نه بیشتر نه کمتر. یعنی اگه منتظر برگشت بقیه پولتون بشید دلخور نمیشن برعکس ایران که برای خودشون رُند به بالا میکنن!! بعد از طی یک مسافت حدود 15 دقیقه ای از اتوبانهای خیلی بزرگ و شلوغ عبور کردیم و به دهکده جهانی رسیدیم. ساعت شروع به کار دهکده جهانی از ساعت 4 بعد از ظهر تا بعد از نیمه شبه. ورودی دهکده جهانی نفری 15 درهم. وقتی به اونجا رسیدیم مسئول کانتر بلیط فروشی گفت امروز روز خانواده ست! ما خوشحال شدیم فکر کردیم منظورش اینه که خانواده ها امروز میتونن رایگان برن تو! وقتی خوشحال رفتیم که بریم سمت ورودی یه آقایی از من پرسید به شما اجازه ورود دادن؟! من با تعجب گفتم آره دیگه گفت امروز روز خانواده ست ماهم که پدر و پسریم میریم تو دیگه. گفت نه بابا این خبرا هم نیست بعد متوجه شدم روزهای دوشنبه از طرف دولت امارات روز خانواده نامگذاری شده و فقط کسایی میتونن برن تو دهکده جهانی که خانواده شامل زن و شوهر و حالا اگه بچه هم داشتن! یعنی به دوست پسر دوست دخترا هم اگه میفهمیدن فامیل نیستن اجازه ورود نمیدادن!! ما هرچی رفتیم توضیح دادیم که پدر و پسریم گفت شما چون بالای 18 سال داری پس دوتا مرد مجرد محسوب میشید! هرکاری کردیم حتی یه ایرانی تو مأموراشون پیدا کردیم گفت قانون قانونه خود امیر اماراتم وقتی میخواد بیاد اینجا روزی غیر از دوشنبه میاد! خلاصه دست از پا درازتر دنبال راه برگشت بودیم و دلمون کلی برای 55 درهمی که به تاکسی دادیم تا اونجا بردمون سوخت. از قضا اونجا خطوط اتوبوس زیاد رفت و آمد میکنن متوجه شدیم یکی از خطوط اتوبوس با شماره 103 مستقیم از دهکده جهانی هر نیم ساعت میره به ایستگاه متروی یونیون و برمیگرده تا آخر ساعت کار دهکده. همین شد که با کارت مترو سوار شدیم و حدود 10 درهم نفری دادیم و با اتوبوس رفتیم به یونیون. خیلی البته تو راه بودیم چون خیلی فاصله داشت تا اونجا. وقتی رسیدیم به یونیون متوجه شدیم اونجا پر از رستورانهای ایرانیه و شعبه بانک صادرات هم همونجا بود. همون نزدیک دیدیم نوشته بریانی اصفهان. جای همگیتون خالی شام بریانی اصفهان خوردیم که البته صددرصد مثل بریونی های خود اصفهان نبود اما خیلی انصافا خوشمزه بود و جالبش این بود که تمام خدمه اونجا فلیپینی بودن! ازشون پرسیدم تو عمرت تا حالا اصفهان بودی که داری اینجا بریونی شو میفروشی کلی خندید و گفت نه فقط کیش رفتم! بعداز شام که حدود 50 درهم برامون آب خورد قدم زنان رفتیم به سمت رودخانه بر دبی که اسکله تمام کشتی های رستورانی به شکل و شمایلها و برنامه های مختلف بودند و همه درحال مسافر گیری برای حرکت بودند. خیلی منظره جالبی بود.از اونجا دوباره خودمونو به ایستگاه مترو رسوندیم و برگشتیم سمت خونه. راستی یادم رفت بگم تمام اپلیکیشن های تماس تصویری و صوتی توی امارات فیلتره البته تا این تاریخ که ما اونجا بودیم اگه آینده سیاستشون عوض شه نمیدونم ولی هیچکس با هیچ وسیله ای نمیتونه ارتباط صوتی یا تصویری داشته باشه. حتی من فیلترشکن های مختلف رو امتحان کردم جواب نمیداد.

روز سوم روز بازدید از نمایشگاه بود. ساعت 10:30 صبح قرار بود پیش رفیق ایرانیمون تو منطقه بازار ادویه دبی باشیم که به اتفاق دوست هندیش بریم سمت نمایشگاه. متاسفانه دوستش کار واسش پیش اومد و گفت یکساعت دیرتر میاد ماهم فرصت رو غنیمت شمردیم یه گشتی تو بازار اونجا زدیم .

354.gif

بازار طلا فروشها

 

مدت زیادی معطل دوست هندیمون موندیم و تقریباً داشتیم از اومدنش ناامید میشدیم که بالاخره ساعت 1 رسید و مارو سوار ماشین کرد و به سمت نمایشگاه حرکت کردیم. کلی تو راه باهم انگلیسی در مورد مسائل ایران و هند و سیاست و ... صحبت کردیم. از اونجاییکه وارد بود یه خیابون دورتر از نمایشگاه پارک کرد و با یک تاکسی مارو برد به سمت نمایشگاه که هم تو ترافیک نمایشگاه گیر نکنه و هم مشکل پارک نداشته باشه. خیلی جالب بود نزدیک نمایشگاه میخواستیم همونجا درو باز کنیم و پیاده شیم وسط ترافیک دیدیم راننده میگه خواهش میکنم اینکارو نکنید اجازه بدید من کامل برم تو قسمت امن گوشه خیابان بعد پیاده شید چون سریع منو جریمه سنگین میکنن!! متوجه شدیم از عربها هم عقب افتادیم متاسفانه تو فرهنگ ترافیک! با کمک دوست هندیمون راهول با کدهایی که وارد دستگاههای تعبیه شده در نمایشگاه کرد کارت مهمان ما صادر شد و به رایگان وارد نمایشگاه شدیم. نمایشگاه دبی بسیار بزرگ بود و اگه بخوام تشبیه کنم مثل این بود که کل سالنهای نمایشگاه بین المللی تهران رو بهم بچسبونند و یه فضای سربسته تشکیل بدهند با کلیه امکانات رفاهی. نمایشگاه به قسمتهای مختلف تقسیم شده بود و از همه کشورهای دنیا اونجا نماینده حضور داشت. همه کشورها آخرین محصولات غذایی کشورشون رو برای عرضه آورده بودند و تاجرای عرب خوب خرید میکردند. بعد از گشت 3  ساعته توی نمایشگاه و دیدن مسابقات آشپزها (یا همون شف ها) ی سراسر دنیا و همچنین مسابقه برش یخ که ازش مجسمه های یخی میساختن و خیلی جالب بود ترجیح دادیم نمایشگاه گردی رو تموم کنیم و به دهکده گلوبال جهانی که دیروز موفق به بازدیدش نشده بودیم، بریم. از اونجاییکه وقت داشتیم و میخواستیم هزینه مونم سنگین نشه با مترو خودمون رو به ایستگاه یونیون رسوندیم و با اتوبوس خط 103 که قبلاً عرض کردم به سمت دهکده جهانی رفتیم. دهکده جهانی شهر بسیار بزرگیه که در فضای بسیار وسیع ساخته شده و نماد تمام کشورهای معروف و صاحب تاریخ دنیا رو در خودش جای داده و این نمادها سر در ورودی هر غرفه کشوری رو شکل میدهند و داخل غرفه های هر کشوری که بشید از غرفه های بسیار زیادتری با ارائه محصولات و سوغاتی های اون کشور مواجه میشید که علاوه بر زیبایی خاص خودش، اگه اهل خرید باشید چیزای خوبی میتونید اونجا بخرید و چونه هم خوب بزنید چون اونجا جای همین کاره.

 357.gif

 

  شب بسیار زیبایی بود و بسیار به من خوش گذشت هر کشوری در زمان مشخص برنامه خاصی از موسیقی و رقص و ... کشورشون رو اجرا میکردن. فود کورتهای مختلف با غذاهای همه کشورها اونجا موجود بود. در وسط دهکده همونطور که تو عکسها معلومه یک رودخانه مصنوعی درست کردن که توش قایق سواری هم میشد انجام داد. یکی از بهترین غرفه ها غرفه ایران بود که ایرانیهای اونجا کلی مارو به وجد آورده بودن و از اینکه ماهم در این نمایشگاه سهمی داریم احساس غرور میکردیم. همون لحظه هم نمایش رقص عروسکهای غول آسای ایرانی اجرا شد با آهنگهای بسیار شاد که همه رو به داخل محوطه ایران جذب کرده بود که متاسفانه فیلمشو نمیتونم اینجا بذارم و عکسهاشم ندارم چون شارژ موبایلم که باهاش عکاسی میکردم تموم شد. بعد از صرف شام که جای همگی خالی اسکندر کباب استانبول رو خوردیم و البته سیب زمینی های موسوم به کومپیر که خیلی لذت بخش بود به سمت هتل با همون اتوبوس برگشتیم. و واقعاً دیگه نای راه رفتن نداشتیم.