bn5.jpg

سفر نامه مالزی (شهری زنده در آسیای جنوب شرق)

با عرض درود و مهربانی خدمت همه شما کاربران عزیز لست سکند، من و همسرم عاشق سفر هستیم و در هر فرصتی که برامون فراهم میشه تصمیم به سفر میگیریم و سفر به مالزی هم به همین صورت بود که بعد از برگشت از سفر قبلیمون و مشغله زیاد کاری که داشتیم تصمیم گرفتیم دوباره چند روزی رو از کار دست بکشیم و به خودمون استراحت بدیم و این بود که مالزی رو برای سفرمون انتخاب کردیم تا هم سفری به آسیای جنوب شرق داشته باشیم و هم دیداری با خاله خودم که در مالزی سکونت دارند داشته باشیم.

چون من کارمند آژانس مسافرتی هستم به همین خاطر کارهای مربوط به سفر رو من انجام میدم البته از قبل با همسرم میشینیم و کل مسیر مورد نظر سفرمون رو بررسی میکنیم از قبیل ( پرواز ، هتل و شهرهایی که باید ببینیم و جاذبه ها و ...) برای سفر مالزی هم این بود که قرار شد اول بریم کوالالامپور و از اونجا هم سفری یک روزه به پنانگ و بعد هم به لنکاوی داشته باشیم، تمامی این مسیرها رو چک کردیم و پروازهای داخلی رو هم از اینجا چک کردیم با اینکه نرخ های خوبی رو تو سایت های خرید بلیت های داخلی مالزی میدیدیم ولی باز هم راضی نشدیم و با خالم تماس گرفتیم و داستان رو گفتیم بهشون و ایشون هم بعد از چک کردن سایت های داخلیه خودشون نرخ های خیلی کمی رو به ما اعلام کردن و قرار شد بریم اونجا و بعد از اونجا بلیت رو رزرو کنیم.

خلاصه اینکه بعد از کلی تحقیق وبررسی در مورد پروازها و تجربه سفرهای قبلیمون قرار شد که با پرواز عمان ایر به مدت 8 شب و 9 روز سفر کنیم ولی متاسفانه زمانی رو که ما برای سفر در نظر گرفته بودیم چون نزدیک به کریسمس بود چند روزی بود که  پرواز عمان ایر پروازهاش رو برای مدت 8 شب برداشته بود و نتونستیم با عمان ایر بریم و تصمیممون عوض شد و تصمیم گرفتیم که با پرواز امارات سفر کنیم و تورها رو بررسی کردم و بالاخره هتل کنکورد رو با پرواز امارات از ایران رزرو کردیم و بعد قرار شد که رسیدیم مالزی چند روزی رو بریم به هتل دیگه ای که از ایران دیده بودیم ولی روی پکیج ها نبود.

تور رو رزرو کردم برای تاریخ 26 آذر 96 به مبلغ ( 2.520.000  تومان ) برای هر نفر به مدت 7 شب و 8 روز و به ساعت پروازی 04:25

از اونجایی که ما از استان دیگه ای باید میومدیم تهران از ساعت ها قبل حرکت کردیم به سمت تهران و فرودگاه امام خمینی ، یه ماشین کرایه کردیم ( 220.000 تومان) و ما رو دربست برد فرودگاه، 4.30 قبل پرواز رسیدیم فرودگاه ، تو این مدت هم چون ما ممبر شیپ پرواز امارات هستیم رفتیم تو سایت امارات و پروازمون رو چک این آنلاین کردیم و بعد رفتیم به سمت کانتر های صدور کارت پرواز و تحویل بار که دیدیم خیلی شلوغه با اینکه ما خیلی زود اومده بودیم ، ولی در عین ناباوری دیدیم که از کانترها اعلام میکنن که کسانی که چک این آنلاین کردن باید بیان اول صف و در کانتر های جداگانه و ما هم خیلی خوشحال شدیم که این کار رو انجام دادیم و رفتیم بارهامونو تحویل دادیم و کارت پرواز رو گرفتیم و بعد از چک شدن پاسپورت ها و تحویل برگه خروجی وارد سالن ترانزیت شدیم ، چون خیلی گرسنمون شده بود رفتیم غذا سفارش دادیم، از اونجایی که همه چیز در فرودگاه ها گرونه غذای ما هم تقریبا گرون شده بود .(49.000 تومان ).

1 . غذا در فرودگاه امام خمینی

1.jpg

بعد از صرف غذا رفتیم به سمت گیت خروجی و بعد از چک کردن کارت پروازمون سوار هواپیما شدیم و در زمان سوار شدن با برخورد خیلی خوب خدمه و کادر پروازی رو به رو شدیم و بعد از جا به جا شدن و نشستن روی صندلی هامون هواپیما دقیقا سر وقت ( 04:25) شروع به تیک آف کرد و سفر ما هم شروع شد در طول مسیر هم توسط خدمه پذیرایی شدیم و کلا غذاهای پرواز امارات خوبه و تنوع هم داره و در ساعت 07:30 رسیدیم فرودگاه دبی ( 2 ساعت استاپ ) داشتیم.

متاسفانه تو فرودگاه دبی حال همسرم بد شد به خاطر خستگیه زیاد مسیر ( خون دماغ شدن) و من خیلی ترسیدم و استرس زیادی داشتم ، رفتیم به سمت کانتر های کارت پرواز و بعد از چک شدن سوار هواپیما شدیم و همسرم برای اینکه من نگران نباشم گفت یه کم حالش بهتره ولی من میدیدم که حالش خوب نیست و چشمتون روز بد نبینه به محض تیک آف هواپیما مجددا حال همسرم بد شد و خیلی صحنه ی بدی بود خدمه ها به هیچ عنوان نمیتونستن زمان تیک آف از جاشون بلند بشن و من هم دل تو دلم نبود و استرس خیلی زیادی بهم وارد شد فقط تونستم یه کم آب به همسرم بدم تا از این حالت بیاد بیرون ، خلاصه اینکه بعد از زمان تیک آف خدمه اومدن پیش ما و برای همسرم آب و دارو آوردن و بهش گفتن که باید استراحت کنه.

یه کم حالش بهتر شده بود تا اینکه بعد از 5 ساعت از پرواز دوباره حالش بد شد و خدمه ما رو به سمت انتهای هواپیما و اتاق خدمه بردن و یکی از مهماندارها که خیلی هم خوش برخورد بود دو تا بطری بزرگ آب آورد و به همسرم گفت که باید همشو بخورید و من هم کل بطری آب رو با اصرار به همسرم دادم و خورد و واقعا حالش بهتر شده بود و درجه حرارت بدنش تنظیم شد و رو به خنکی رفت تو همین زمان بود که اعلام کردن بشینید رو صندلیهاتون چون هواپیما میخواد برای فرود آماده بشه (اینو هم عرض کنم خدمتتون که در طول مسیر دو بار پذیرایی میشید و هر چند بار هم که بخوایید میتونید نوشیدنی گرم و سرد سفارش بدید.) ما هم نشستیم رو صندلیهامون و هواپیما فرود اومد و ما وارد کوالالامپور شدیم ( ساعت 10 شب ) و رفتیم به سمت داخل فرودگاه و چک شدن پاسپورت هامون و تحویل بار بعد از انجام این کار ها رفتیم به سمت در خروجی و لیدرمون اومد دنبالمون و دو تا دیگه از مسافرها رو هم گرفت و رفتیم به سمت شهر کوالالامپور و هتلمون ( عرض کنم خدمتتون که از فرودگاه تا هتل تقریبا بین 1 تا 1.30 ساعت فاصله دارید) توی مسیر لیدرمون راجع به شهر کوالا و قوانین و تورهاش یه کم برامون توضیح داد و لیست گشت ها رو هم اعلام کرد به ما که اگر دوست داشتید میتونستید رزرو کنید و اگر نه که هیچ و همینطور هم بابت گشت شهری رایگانی که داشتیم هم به ما گفت که فردا ساعت 12 ظهر میاد دنبالمون و گشت رو برگزار میکنه ، خلاصه اینکه رسیدیم هتل،

2 . هتل کنکورد(عکس از اینترنت)

2.jpg

و رفتیم به سمت رسپشن هتل تا چک این رو انجام بدیم در زمان ورودمون به هتل با روی خوش از ما استقبال کردن و کارهامون رو خیلی زود انجام دادن.

 اتاقمون رو هم تحویل گرفتیم و با لیدرمون خداحافظی کردیم تا فردا. به همراه خدمه هتل رفتیم به سمت اتاقمون که در طبقه دوم هتل بود ( عرض کنم خدمتتون که هتل کنکورد کلا مسافرهای ایرانی رو تو طبقات دوم تا چهارم اقامت میده که هم بدی داره و هم خوبی، بدیش اینه که این طبقات یه کم بوی رطوبت میده ولی اتاق ها کاملا تمیز هستند و خوبیش هم اینه که دقیقا اتاق ها رو به استخر حیاط هستند و دید به برج های پتروناس دارید کلا منظره خوبی دارید به بیرون)

چون حال همسرم خیلی خوب نبود سریع رفتیم تو اتاقمون و یه چای و لیمو خوردیم و استراحت کردیم.

 

 روز دوم سفر

صبح بیدار شدیم و رفتیم صبحانه خوردیم ( سالن صبحانه خیلی بزرگ و خوب بود و صبحانه هم کاملا مفصل سرو میشد ) .

بعد از خوردن صبحانه اومدیم اتاقمون و آماده شدیم رفتیم به همراه لیدرمون برای گشت شهری ( خدا رو شکر حال همسرم هم خوب بود) . رفتیم سیم کارت هامون رو که دیشب از لیدرمون گرفتیم اینترنتش رو شارژ کردیم(40 رینگت)  ( کلا تور ما امروز به صورت خصوصی برگزار شد فقط ما دو نفر بودیم به همراه لیدرمون با یه تویوتای بزرگ) در ابتدا رفتیم به سمت کارخانه شکلات سازی ( وارد یه مکان بزرگی شدیم که ورودیش یه برچسبی به ما دادن که نشون دهنده این بود ما برای بازدید اومدیم و یه لیدر محلی هم با ما همراه شد و تمام مراحل درست کردن شکلات رو از نزدیک دیدیم و (متوجه شدیم کاکائوهای سوییس هم برای درست کردن شکلات از مالزی تامین میشه) و بعد رفتیم برای تست و خرید ، یه کم شکلات خریدیم (95 دلار ) (فروشنده ها همه بلد بودن فارسی صحبت کنن همشون هم مالایی بودن و بسیار خوش برخورد و مودب )

3 . مراحل ساخت شکلات ( گرفته شده از اینترنت)

3.jpg

رفتیم به سمت بازدید از سایت بعدی که ( معبد چینی ها ) بود ، یه معبد تقریبا کوچیک ولی خیلی زیبا ، قبلش لیدرمون به ما گفت که برای ورود به معبد و احترام عینک تو چشمتون و بالای سرتون نباشه ، شما مراحل عبادت رو انجام ندید چون به معنای تمسخر میشه و کفش هاتون رو هم حتما باید در بیارید از پاهاتون و ما هم همین کار رو انجام دادیم خیلی جالب بود سعی کردیم به آیین و انجام عبادتشون دقت کنیم و خود معبد رو هم قشنگ بررسی کردیم یه حال و هوای خاص و عجیبی داشت ، همه آرام و بدون سر و صدا مشغول عبادت بودن و برای ادای نذوراتشون شمع روشن میکردن و گل میاوردن و...)

 برگشتیم به سمت ماشین و لیدرمون گفت که الان میریم به سمت برج های پتروناس ( دوقلو) وقتی رسیدیم، یه جای خوب رو لیدرمون برای ایستادن و عکس گرفتن در نظر گرفت ما هم رفتیم به سمت برج ها یه کم تو محوطه چرخیدیم میتونید برید و داخل برج رو هم ببینید ولی وقت ما چون کم بود نتونستیم بریم و قرار شد یه روز دیگه خودمون بیایم و ببینیم یه چند تایی عکس گرفتیم و بعد هم رفتیم به سمت ماشین.

4 . برج های پتروناس ( دوقلو)

4.jpg

حرکت کردیم به سمت خیابان استقلال ( تاماران مردکا ) مردکا به زبان مالزی یعنی استقلال، خود میدون رو بازدید کردیم یه کم لیدرمون راجع بهش توضیح داد و بعد هم نمای بیرونی قصر سلطان عبدالصمد رو دیدیم ( بازدید از داخل قصر ممنوعه)

5 . قصر سلطان عبدالصمد ( در تاماران مردکا ) گرفته شده از اینترنت

5.jpg

 تصمیم گرفتیم موزه شهر رو هم که کنار میدون بود بریم ببینیم، بلیت تهیه کردیم ( 10 رینگت برای هر نفر ) جالب بود وقتی که بلیت خریدید و وارد موزه شدید به اندازه 10 رینگت که پول ورودی دادید میتونید رایگان خرید کنید من هم در زمان برگشت از موزه یه لیوان که جاذبه های کوالا رو روش کشیده بودن گرفتم . از خود گالری براتون بگم که طبقه اولش صنایع دستی برای فروش داره و طبقه دوم هم وقتی واردش میشید اول میرید توی یه اتاق و مراحل ساخت شهر کوالالامپور رو در چندین دقیقه نشون میده و بعد هم وارد سالن میشید که یه سری عکس از شهر کوالا و توضیحاتش هست  و بعد هم به سمت در خروجی.

6 . موزه شهر ( کوالالامپور )

6.png

بعد از اینکه موزه شهر ( city gallery) رو دیدم با لیدرمون رفتیم به سمت رستوران ایرانی شیشلانچ برای صرف نهار، مسیر سرسبز و زیبایی رو طی کردیم و رسیدیم به رستوران و غذا سفارش دادیم ( زرشک پلو با مرغ ) و بعد از صرف غذا هم یه کم با لیدرمون راجع به مالزی و اینکه چه تورهایی رو میشه برگزار کرد برای مالزی و از مالزی به کشورهای دیگه رو صحبت کردیم و آماده ی حرکت شدیم به سمت شهر زیبای پوترا جایا ، خدمتتون عرض کنم که از مسیر فوق العاده سرسبز و زیبایی گذشتیم ( از جنگل های انبوه و پر از درخت های زیبا و عجیب که مخصوص آسیای جنوب شرق بود) بین راه تا به پوتراجایا برسیم بارون خیلی شدیدی در کوالالامپور شروع به باریدن کرد ولی از شانس خوب ما وقتی به پوتراجایا رسیدیم بارون دیگه قطع شد و ما تونستیم به راحتی و با آرامش شهر زیبای پوتراجایا رو ببینیم.

در ابتدای ورود به شهر لیدرمون ما رو برد به سمت پل خواجو که یکی از هفت تا پل معروف شهر پوتراجایا و البته اصلی ترین پل شهر هم هست رو ببینیم.

7 . پل خواجو

7.jpg

رفتیم تا رودخونه شهر و پل های دیگه رو هم ببینیم و همینطور هم ساختار شهر پوتراجایا، رفتیم تو کابین کشتی نشستیم و یه لیدر محلی ولی انگلیسی زبان اومد و شروع کرد به توضیح در مورد شهر پوتراجایا و پل هایی که از زیرشون رد میشدیم و سازه هایی که میدیدم.

بعد از توضیحات هم ما رو راهنمایی کرد به سمت عرشه کشتی تا از فضای باز بتونیم تمام پل ها و جاذبه های دیگه رو ببینیم، پل های که از زیرشون رد شدیم ( پل خاوجو، پل هلند، پل سیدنی، پل الکساندر فرانسه یا همون پل خوشبختی، پل آمریکا) بود.تقریبا 40 دقیقه طول کشید و بعد از کشتی پیاده شدیم .

 رفتیم مسجد صورتی رو ببینیم وارد حیات مسجد که شدیم بهمون گفتن برای اینکه وارد مسجد بشید باید لباس های مخصوص بپوشید ما هم پوشیدیم (شنل های بلند کلاه دار بود) کل فضای مسجد رو گشتیم خیلی جالب و قشنگ بود معماریش ، لیدرمون به ما گفته بود توی پوتراجایا روزهای جمعه که نماز جمعه برگزار میشه اگر کسی رو تو خیابون ببینن که نرفت برای مسجد بهش اخطار میدن که حتما باید در نماز شرکت کنه یا باید تو خونش باشه اگر که بیرون باشه باید در نماز شرکت کنه.

8 . مسجد صورتی پوتراجایا

8.jpg

بعد از دیدن مسجد سوار ماشینمون شدیم و با لیدر رفتیم به سمت بام پوتراجایا وسط راه لیدرمون یه چیز جالبی بهمون گفت( گفت هیچ وقت هیچ کس تو شهر پوتراجایا گم نمیشه دلیلش هم اینه که در هر خیابان شهر پوترا چراغ های برق متفاوتی وجود دارد و اگر کسی راهشو گم کرد میتونه از طریق مدل چراغ برق اون خیابون پیداش کنن.

رسیدیم به بام پوتراجایا جایی که بیشتر شهر از اونجا مشخص بود و تمام پل ها یه کم از اونجا شهر و دیدیم و عکس انداختیم.

9 . بام پوتراجایا

9.jpg

بعد از بام پوتراجایا راهی شدیم به سمت پل الکساندر( خوشبختی) که پل فرانسویه. خیلی زیبا بود خیلی مردم میان روی این پل و آرزو میکنن و این پل رو نماد خوشبختی میدونن.

در اینجا گشت شهری کوالا و گشت پوتراجایامون تموم شد و برگشتیم به سمت کوالالامپور و تور گنتینگ هایلند و برجایا هیلز و باتو کیو رو که قراره فردا برگزار بشه از لیدرمون خریداری کردیم و بعد رفتیم یه کم خوراکی خریدیم و رفتیم هتل.

آماده شدیم و تصمیم گرفتیم بریم یه کم شهرگردی ، قدم زنان به سمت برج پتروناس رفتیم و از خیابونی که کنار هتلمون بود و به خیابون پیاده روی شهر کوالا معروف بود (توش پر از رستوران ها و کافه بود که یه رستوران ایرانیه خوب هم پیدا کردیم به نام آوا) خلاصه رسیدیم به پتروناس و رفتیم تو مرکز خریدش یه کم درو زدیم و برندهای مختلف رو دیدیم و همینطور هم دیزاینی که برای کریسمس تو این مرکز خرید انجام داده بودن و از نزدیک دیدیم خیلی دیزاین زیبایی بود و دو تا کاور بارونی هم برای بارون های ناگهانی و شدید مالزی برای خودمون خریدیم و به شما هم پیشنهاد میدم که حتما از این کاورها برای خودتون بخرید از اونجا هم رفتیم به سمت محوطه klcc park   یه کم قدم زدیم تو محوطه و دیزاین های درخت های کریسمس و رقص آبی که تو محوطه هر شب برگزار میشد رو دیدیم خوب و قشنگ بود ولی به بزرگیه رقص آب دبی نبود و بعد هم قدم زنان برگشتیم به سمت هتل و یه چیزی خوردیم و خوابیدیم.

هزینه تور پوتراجا برای دونفرمون شد : 80 دلار

 

روز سوم سفر (28/9/96)

صبح بیدار شدیم و صبحانه خوردیم و آماده شدیم رفتیم برای گشت امروزمون، لیدرمون اومد دنبالمون و رفتیم بقیه مسافرها رو هم از هتل هاشون گرفتیم و رفتیم به سمت باتو کیو(غار میمون ها) توی راه از مسیر سرسبز و زیبایی رد شدیم و به غار رسیدیم پیاده شدیم و یه کم لیدرمون راجع به اینجا برامون توضیح داد که اینجا معبد هندوهاست و هندوهای زیادی از سراسر جهان هر ساله میان اینجا برای عبادت و گفت که توی مسیر تا به معبد برسید میمون های زیادی رو میبینید و مواظب وسیله هاتون و خوراکی هاتون باشید و عینکتون رو هم رو سرتون نذارید چون میمون ها برمیدارن، ما رفتیم به سمت پله ها تا به معبد برسیم زمانیکه میخواستیم از پله ها بالا بریم میدیدم بعضی از هندوها و یا حتی مسافران هم یه سطل ماسه میگرفتن و با خودشون میبردن بالا دلیلش این بود که معبد در حال باز سازی بود و اونا هم میخواستن تو این کار شریک باشن، خلاصه مسیر طولانی رو با پله های زیاد و پر شیب طی کردیم و تو مسیر میمون های زیادی رو هم دیدیم و بالاخره رسیدیم به معبد ها جالب بود برامون که در هر جای دنیا مردم با هر ادیانی برای اعتقاداتشون کارهای جالبی انجام میدن و در اینجا هم این بود که دل کوه رو کندن و توش معبد ساختن و سختیه این همه راه رو برای اعتقادشون به جون خریدن و همیشه هم برای عبادت میان اینجا، یه کم دور زدیم و معبدهای مختلفی رو دیدیم که علاوه بر هندوها مال ادیان دیگه هم بود و همینطور هم مجسمه الهه کریشنا رو هم در همه جا میدیدم بعد از بازدید از معبد دوباره مسیر سخت رو طی کردیم و رسیدیم به گروهمون و یه کم نماد هم از جاذبه های اونجا خریدیم .

10 . باتو کیو (غار میمون ها)

10.jpg

 سوار ماشین شدیم و رفتیم به سمت گنتینگ هایللند، کم کم از مسیر صاف جاده به سمت کوه رفتیم و کلا جاده سربالایی شد و به ارتفاعات گنتینگ رسیدیم و اینو عرض کنم خدمتتون که منظره فوق العاده چشم نواز و سرسبز و زیبایی داشت و همینطور هم بسیار تمیز بود از ماشین پیاده شدیم و با راهنمایی های لیدرمون رفتیم به سمت معبد چینی ها ( معبد بهشت و جهنم) ورودیه معبد که رسیدیم لیدرمون گفت این معبد توش درواقع قبرستان چینی هاست و خیلی از افراد در اینجا خاکسترشون به همراه نامشون هست و رفتیم و از نزدیک دیدیم و محوطه رو هم دیدیم که خیلی زیبا بود، معبد در ارتفاع خیلی زیادی از زمین بنا شده بود و کلا زیر پای ما پر از ابر بود و هوا در اونجا به نسبت شهر کوالالامپور خیلی خنک تر بود طوری که من یه سوئیشرت پوشیدم و بنا به گفته ی لیدرمون که اکثرا اینجا هوا بارونیه و خنکه ، از شانس ما اون روز هوا آفتابی بود ولی خوب خنک هم بود، با لیدرمون رفتیم به سمت کوهی که کنده بودنش و داستان زندگیه انسان رو شرح میدادن که اگه خوب باشی چی میشه و بد هم باشی چه اتفاقی میفته و در نهایت هم مرگ.

11 . معبد بهشت و جهنم

11.jpg

12 . محوطه معبد

12.jpg

13 . محوطه معبد

wRP4PaWPBfdhMXXuJT7cgl1am0Uyz21jZL7URYa6.jpeg

بعد از دیدن معبد رفتیم به سمت بزرگترین هتل دنیا به نام (First world hotel ) البته این هتل تا سال 2008 بزرگترین هتل دنیا بود بعد از آن هتلی در لاس وگاس این عنوان را به خودش اختصاص داد و هتل فرست ورلد در حال حاضر سومین هتل بزرگ دنیاست و بزرگیش هم به خاطر تعداد اتاق هاش هست نه تعداد طبقاتش، این مجموعه تفریحی در منطقه پهانگ مالزی و در ارتفاعات قرار داره و اکثرا هم پوشیده شده از مه، و شامل ( مراکزاقامتی، تفریحی، خرید و رستوران های مختلف و یک پارک موضوعی بزرگ و به گفته ی لیدرمون یکی از بزرگترین کازینوهای دنیا ) می باشد.

14 .هتل فرست ورلد ( گرفته شده از اینترنت)

14.jpg

رفتیم و داخل لابیه هتل شدیم و از اونجا هم به سمت کازینو رفتیم ، بازدید برای همه آزاد بود ما هم رفتیم و بعد از بازدید بدنی وارد سالن کازینو شدیم و خیلی بزرگ بود خیلی ، از اونجا هم رفتیم به سمت تله کابین و سوار تله کابین شدیم و تمام مسیری رو که اول با ماشین اومده بودیم بالا با تله کابین رفتیم پایین و منظره سبز و دلنوازی رو میدیم و در نهایت هم سوار ماشین شدیم و رفتیم برای صرف نهار در رستوران مک دونالد و بعد صرف نهار هم حرکت کردیم به سمت برجایا هیلز ( دهکده فرانسوی ها ) و تقریبا نیم ساعت تا 40 دقیقه رو وقت داشتیم برای گشت و گذار تو دهکده، این دهکده معماریش برگرفته شده از دهکده کولمار فرانسه میباشد،

جای جالب و زیبایی بود با منظره فوق العاده ما هم همه جا رو گشتیم و من یه کم به خاطر جاده پر پیچ و خم حالم بد شده بود که لیدرمون توصیه کرد حتما نوشیدنیه (100 plus) رو بخورم به خاطر نمکی که داره تا حالم بهتر بشه من هم همینکار رو انجام دادم.

15 . دهکده فرانسوی ها ( گرفته شده از اینترنت)

15.jpg

همه ی گروه سوار ماشین شدیم و رفتیم به سمت باغ ژاپنی ها (Japanies garden  )

وقتی که رسیدیم هوا گرفته شد و یه کم بارون بارید ولی ما چون چتر داشتیم مشکلی پیش نیومد البته زود هم بارون بند اومد، رفتیم و باغ رو دیدیم خیلی سبز و قشنگ بود به سبک باغ های ژاپنی بود واقعا ، یه خانم ژاپنی هم اونجا تو یه خونه ی ژاپنی بود که کیمونو اجاره میداد و اگر کسی دوست داشت کیمونو میپوشید و میتونست تا 20 دقیقه با کیمونو باغ رو هم بگرده و عکس بگیره ما هم رفتیم و کیمونو پوشیدیم و باغ رو هم گشتیم که اجاره کیمونو برای هر نفر ( 20 رینگت ) بود. نماد از دهکده فرانسوی ها هم خریدیم و رفتیم به سمت ماشین برای برگشت به کوالا.

16 . باغ ژاپنی ها ( عکس از اینترنت)

16.jpg

 

روز چهارم سفر ( 29/9/96)

صبح بیدار شدیم و رفتیم صبحانه خوردیم  و بعد هم آماده شدیم و رفتیم بیرون، رفتیم به سمت مناره کوالا یا همون برج مخابراتی، تا طبقه دومش رفتیم و بعد هم اومدیم بیرون و تو محوطه رو گشتیم .

17 .  17.jpg

رفتیم به سمت خونه برعکس یا (upside down house) جایی که همه چیز توش برعکس بود و اگر عکس میگرفتید از اون منظره توی عکس کاملا شما برعکس بودید انگار، خیلی جالب بود برام اولین بار بود این جاذبه رو میدیدم در طول سفرهام ، رفتیم بلیت گرفتیم و توش رو دیدیم در زمان ورود به خونه حتما باید کفش هاتون رو در بیارید و بعد وارد خونه بشید و باید کاملا سکوت رو هم رعایت کنید ، کلی عکس گرفتیم و بعد هم یه عکاس اونجا از ما عکس گرفت و اون رو روی لیوان و به صورت کارت پستال هم چاپش کرد و در زمان خروج ما از خونه بهمون عکس ها رو نشون داد که اگه دوست داشتید میخریدید ازشون و ما هم گرفتیم ازشون.

بلیت خانه برعکس : نفری 22 رینگت و هزینه چاپ عکس هم : 50 رینگت

 18 . خانه برعکس ( upside down house )

18.jpg

19 . 19.jpg

بعد از بازدید خونه چون بارون باریده بود رفتیم که لباسهامون رو عوض کنیم برای گشت شهری با اتوبوس های توریستی آماده بشیم وقتی رسیدیم هتل لیدرمون زنگ زد بهمون که با خانوادش میخواد بره به یه شهر بندری خیلی زیبا به نام ملاکا وشب رو بمونن و فردا هم از اونجا برن آفاموسا ، ازمون خواست تا ما هم باهاشون بریم ما چون قرار بود بریم سیتی تور اول گفتیم نه و بعد با اصرار لیدرمون راضی شدیم که بریم باهاشون و سریعا یه کم وسیله با خودمون گرفتیم و پاسپورت هامون رو هم برداشتیم و لیدرمون اومد دنبالمون و با خانوادش هم آشنا شدیم و حرکت کردیم به سمت ملاکا، وسط راه برای نهار نگه داشتن و رفتیم مک دونالد و بعد صرف نهار هم حرکت کردیم تقریبا 2 ساعت و نیم راه بود ، عصر رسیدیم و رفتیم هتل وسیله هامون رو گذاشتیم و آماده شدیم و با دوستان رفتیم برای شهر گردی در ملاکا ، خیلی خیلی خیلی زیبا و قشنگ بود و قدیمی ترین شهر مالزی بود یه شهر بندری جالب و پر بود از مردم چینی و این که برای سال نو میلادی هم کل شهر رو تزئین کرده بودن.

20 . شهر ملاکا( عکس از اینترنت)

20.jpg

 بعد گشت و گذار تو شهر رفتیم و سوار یه دوچرخه های تزئین شده ی خاصی شدیم و شهر رو باهاش گشتیم و جالب بود که راننده دوچرخه ها کنار هر جاذبه میایستاد و ما پیاده میشدیم و جاذبه رو میدیدیم و عکس میگرفتیم و میرفتیم به سمت سایت بعدی و اینکه دوچرخه ها موزیکال بود و ازش موزیک پخش میشد ما هم یه موزیک ایرانی گذاشتیم و چرخیدیم تو شهر. کرایه دوچرخه ها : 25رینگت بود البته با تخفیف.

21 . دوچرخه های تزئین شده در ملاکا(عکس از اینترنت)

21.jpg

آخر شب هم که شهر و کامل گشتیم و چند تا نماد هم از ملاکای زیبا خریدیم رفتیم به سمت یه رستوران دریایی و غذای دریایی خوردیم ( صدف ، ماهی، هشت پا،میگو)

هزینه غذا هم برای ما دو نفر شد : 70 رینگت

22 . غذای دریایی در ملاکا

22.jpg

آخر شب هم رفتیم هتلمون و استراحت کردیم برای فردا.

23 .23.jpg

روز پنجم سفر ( 30/9/96)

صبح بیدار شدیم آماده شدیم و رفتیم صبحانه خوردیم و وسیله هامون رو جمع کردیم و اتاق ها رو تحویل دادیم و رفتیم به سمت شهر ، شهر تو روز هم دیدیم همه جا پر بود از بازارچه های کوچیک صنایع دستی یه کم دور زدیم و عکس گرفتیم و کنار رودخونه یه هندونه خریدیم و خوردیم . هزینه هندونه : 5 رینگت

24 .آب هندونه در ملاکا

24.jpg

حرکت کردیم به سمت آفاموسا ، ظهر رسیدیم و رفتیم یه کم تو مراکز خریدش گشتیم و نهار هم خوردیم تو مک دونالد و یه کم خرید کردیم و دیگه نرفتیم برای سافاری ترجیح دادیم بریم کوالا زودتر.

25 . آفاموسا

25.jpg

عصر رسیدیم کوالالامپور ، توی راه برگشت خیلی بارون شدیدی میبارید با همسفرهامون خداحافظی کردیم و رفتیم هتل، یه کم استراحت کردیم و بعد آماده شدیم و قدم زنان رفتیم به سمت مرکز خرید پاویلیون، مرکز خرید خیلی بزرگ و لوکسی بود با برندهای روز دنیا، رفتیم به سمت دیزاین کریسمسش خیلی زیبا بود هرساله دیزاین این مرکز خرید زیباترین دیزاین کوالا میشه.

26 . مرکز خرید پاویلیون

NKj3ljdXqgUmN20QGASoT4RpTdQfahUquvMWFHJY.jpeg

بعد از گشتن تو مرکز خرید رفتیم به سمت رستوران ایرانیه آوا و جاتون خالی برای صرف شام و شب یلدا ، خودمون برای خودمون جشن شب یلدا برگزار کردیم دوتایی و با خانواده هامون تماس گرفتیم و بهشون تبریک گفتیم، غذاهای رستوران آوا هم خوب و خوشمزه بود و آخر شب هم برگشتیم هتل و خوابیدیم.

هزینه تور ملاکا و آفاموسا: 200 دلار

 

روز ششم سفر : ( 1/10/96)

صبح بیدار شدیم و رفتیم صبحانه خوردیم و آماده شدیم رفتیم بیرون ، رفتیم به سمت Klcc park تو محوطش دور زدیم و رفتیم هتل تریدرز رو دیدیم و برای فردا و پس فردا رزروش کردیم ( شبی اتاقی : 800 رینگت ) از اونجا هم رفتیم بلیت اتوبوس های توریستی رو برای تور شهرگردی خریدیم ( 110 رینگت برای دو نفر ) و سوار اتوبوس شدیم و رفتیم طبقه دومش که سقف نداره تا بتونیم  مناظر رو بهتر ببینیم .

27 . اتوبوس های توریستی در کوالالامپور( عکس از اینترنت)

27.jpg

اولین سایتی که ما دیدیم محله چینی ها بود که خیلی جالب بود برامون، اتوبوس تو سایت مورد نظر میایسته و در موردش توضیح میده به انگلیسی و اگه کسی خواست پیاده میشه و اگر نه هم که بعد توضیحات میره به سمت سایت بعدی، دومین جاذبه مرکز خرید سنترال مارکت بود که یه بازار بزرگ برای صنایع دستی بود ما اینجا پیاده شدیم و رفتیم یه دوری توش زدیم یه کم خرید کردیم و جاتون خالی یه بستنی هم خوردیم و اتوبوس بعدی هر نیم ساعت میاد و ما هم رفتیم سوار اتوبوس شدیم و رسیدیم به میدون استقلال ( مردکا) پیاده شدیم و دوباره این میدون رو دیدیم با جاذبه هاش مثل ( کلیسای انگلیسی ها،قصر سلطان عبدالصمد، موزه شهر، آب نما) یه کم قدم زدیم و عکس گرفتیم و اتوبوس بعدی اومد و سوار شدیم رفتیم پارک پرندگان رو دیدیم ولی پیاده نشدیم اتوبوس یه کم ایستاد و توضیح داد و رفت سایت بعدی که مسجد ملی بود بعد توضیحات رسیدیم به موزه ملی و بعد خیابان بوکیت بینتانگ و از اونجا هم سیتی واک و مناره کوالالامپور و ایستگاه راه آهن، هند کوچک، آکواریوم و  مرکز ملی گردشگری مالزی و در طی تمامی این مسیرها هم ما اکثر هتل های کوالا رو دیدیم) بعد از پایان تور شهری رفتیم مک دونالدز نهار خوردیم و رفتیم هتل برای استراحت کوتاهی و شب هم رفتیم مجددا رستوران آوا برای صرف شام و در آخر هم برگشت به هتل برای جمع کردن وسیله هامون برای فردا که بریم هتل تریدرز، شب خالم تماس گرفتن که فردا میان کوالا پیش ما و با هم میریم بیرون.

 

روز هفتم سفر ( 2/1/96)

صبح بیدار شدیم و رفتیم صبحانه خوردیم و اومدیم وسیله هامون رو جمع کردیم اتاق رو تحویل دادیم و رفتیم به سمت هتل جدیدمون( تریدرز) ، این هتل یه هتل 5 ستاره ست که در محوطه  klcc park قرار داره و در کنار هتل هایی مثل ( گرند حیات، فور سیزن، ماندارین اورینتال، آسکات هتل ) قرار دارد البته عرض کنم خدمتتون که بهترین دید را به برج های پتروناس هتل تریدرز دارد.

28 . هتل تریدرز ( traders hotel   )  عکس از اینترنت

28.jpg

وارد هتل شدیم و رفتیم رسپشن برای تحویل اتاقمون، ازشون خواستیم در طبقات بالاتر و رو به برج ها به ما اتاق بدهند، به همراه مسئول اتاق ها رفتیم طبقه 18 هتل و اتاقمون رو تحویل گرفتیم ، بسیار زیبا بود و دید بسیار بسیار خوبی به محوطه و برج ها داشت، از اتاقمون خیلی راضی بودیم.

29 . دید اتاق ما در هتل تریدرز به محوطه    klcc park

 وسیله هامون رو گذاشتیم و سریع آماده شدیم و رفتیم جایی که با خالم قرار گذاشته بودیم ، خالم رو دیدیم یه حس خیلی خوبیه که وقتی میری یه کشور دیگه برای سفر و اونجا یکی از اقوامت رو میبینی خیلی خوبه ، خاله ازمون پرسید که کجا بریم؟ کجا ها رفتید و ما هم همه ی جاهایی رو که رفته بودیم بهشون گفتیم و کلی خندید و گفته شما که همه جا رو رفتید پس چرا من اومدم ؟ خلاصه اینکه ما گفتیم سان وی لاگون نرفتیم هنوز و تصمیم به این شد که بریم سان وی ، ماشین گرفتیم و رفتیم ، تقریبا نیم ساعت تا 40 دقیقه با احتساب ترافیک راه بود، رسیدیم سان وی و رفتیم یه کم فروشگاه ها رو دیدیم و کمی خرید کردیم یه سر هم به پارک آبیش زدیم و بعد هم رفتیم برای صرف نهار ، خاله به ما پیشنهاد یه غذای جالب و جدید رو داد به نام ( پری پری ، peri peri  ) که یه غذای موزامبیکی بود و از زنجیره غذاهای ناندوز ، فوق العاده خوش مزه و لذیذ بود و به همتون پیشنهاد میدم حتما این غذا رو امتحان کنید . هزینه غذا برای 3 نفر : (100 رینگت)

30 . پری پری ( ناندوز) غذای موزامبیکی(آفریقا)

30.jpg

بعد از صرف نهار مجددا در محوطه سان وی و فروشگاه ها دور زدیم و یه کم چای برای خانواده هامون خریدیم و عصر هم با ماشین برگشتیم به کوالا با خاله رفتیم  تو هتل ما و یه چای مهمونشون کردیم و یه کم سوغاتی هایی که از ایران براشون برده بودیم رو تحویلشون دادیم و با خاله خداحافظی کردیم.

ما هم آماده شدیم و رفتیم تو محوطه  klcc park دور زدیم و یه کم رقص آب رو دیدیم و رفتیم تو مرکز خرید چرخیدیم و تصمیم گرفتیم که بریم به رستوران آوا، قدم زنان رفتیم به سمت آوا و جاتون خالی شام خوردیم و برگشتیم هتل برای جمع آوری وسایلمون و استراحت.

 

روز هشتم سفر ( 3/10/96)

صبح بیدار شدیم رفتیم صبحانه خوردیم و اومدیم آماده شدیم و وسیله هامون رو جمع کردیم رفتیم برای تحویل اتاقمون و بعد از تحویل اتاق رفتیم یه کم شهرگردی و پاساژگردی و بعد رفتیم یه کم میوه های استوایی خریدیم و بسته بندیشون کردیم برای توی هواپیما .

31 . میوه های استوایی

31.jpg

جاتون خالی آخرین بستنی رو هم در کوالالامپور خوردیم و اومدیم هتل وسیله هامون رو گرفتیم و رفتیم به سمت فرودگاه.

پروازمون امارات بود و ساعت پرواز برگشتمون  19:10  به وقت کوالالامپور بود.

رسیدیم فرودگاه و وسیله هامون رو تحویل دادیم و کارت پرواز رو گرفتیم و بعد هم سر وقت سوار هواپیما شدیم و حرکت کردیم به سمت دبی و بعد هم ایران.

 

نکات مهم :

*** در مالزی از تاکسی های اینترنتی مثل ( UBER & GRAB   ) اوبر و گرب استفاده کنید خیلی براتون به صرفه میشه.

*** حتما با خودتون چتر و کاور بارونی داشته باشید.

*** هتل های مالزی بابت شب های اقامتتون مالیات میگیرند که خودتون تو هتل باید پرداخت کنید.

*** در هر منطقه ای از کوالالامپور هتل رزرو نکنید چون برخی از مناطق خطرناک هستند.

 

نویسنده : فاطمه خرقه پوش

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.