bn101.jpg

 

مقدمه

       در بین دوستان که هستم بیشتر وقتها با آب و تاب از سفر سخن می گویم، آن هم از جنس خارجیش همین جمله و شوق، کافیست تا بد نگاهم کنند از همان نگاههایی که به مرفه هان بی درد می کنند یکی می گفت قسطتم عقب مانده و دیگری با طعنه و صدای بلند می گفت: یارانه را کی می ریزند؟

       و این چنین بود که شخصیتی در من شکل گرفت تا ثابت کند، می شود با درآمد متوسط سالیانه سفر خارجی داشت این شخصیت درونی مدیریت مالی من را به عهده دارد مرتباً در حال جستجو در اینترنت است تا بتواند سفری ارزان داشته باشد از آنجا که این شخص درونی برنامه ریزی جوان است نام او را برنا گذاشتم و برای اولین بار سفر نامه ای با دو راوی تدوین کردم و در انتهای سفرنامه قسمتی را تحت عنوان "سفر برا همه" گنجانده ام که برنامه ریزی سالیانه را برای اقشاری با درآمد متوسط نشان می‌دهد.

راوی اول من: نویسنده سفرنامه 39 ساله از بوشهر

راوی دوم برنا: برنامه ریزی جوان که وظیفه برنامه ریزی و اقتصاد سفر را به عهده دارد.

برای آنکه خواننده در هنگام خواندن سفرنامه درچار سردرگمی نشود راوی اول (من) با خودکار مشکی و راوی دوم (برنا) با خودکار آبی نوشته است و روش تدوین سفرنامه به گونه ای است که اگر خواننده قصد خواندن روند داستانی سفرنامه را داشته باشد کافیست فقط نوشته های راوی اول را بخواند و اگر بخواهد از روند برنامه ریزی سفر آگاهی پیدا کنید فقط نوشته های آبی رنگ را بخواند.

آغاز سفر

خرداد از راه رسید و زمزمه‌های سفر در من آغاز شده بود ولی کجا می توانم بروم؟

  • افزایش چشم گیر عوارض خروجی کشور در مقابل قیمت مناسب ارز مسافرتی شرایط مناسبی را برای سفرهای خارجی فراهم نموده است.

بیشتر از هر چیز می‌خواستم از شرجی بوشهر فرار کنم و سفر به مکانی با طبعیت خوب و دلنشین را ترجیح می دهم.

  • اگر هوای خوب و معتدل می‌خواهید روی آسیای شرقی خط بکشید و اگر هوای جیبتان ابری است گرجستان می‌تواند انتخاب مناسبی باشد.

عکس شماره 001: دمای تفلیس در ماههای مختلف سال

تعریف گرجستان و طبیعت دل انگیزش زیاد شنیده بودم 

  •      گرجستان کشوری در منطقه ی قفقاز است این کشور که در سرحد آسیای غربی و اروپای شرقی قرار دارد، از غرب با دریای سیاه، از شمال با روسیه، از جنوب با ترکیه و ارمنستان، و از جنوب‌ شرق با جمهوری آذربایجان هم‌مرز است. پایتخت و بزرگترین شهر آن تفلیس است. مساحت گرجستان ۶۹٬۷۰۰ کیلومربع (تقریبا چهار درصد مساحت ایران) و جمعیت آن در سال ۲۰۱۶ در حدود ۳٫۷۲ میلیون نفر بوده‌است.

عکس شماره 002: کشور گرجستان و همسایگانش

در انتخاب تفلیس و یا باتومی مردد بودم

  •      کشور گرجستان به ۸ استان، یک منطقه خود مختار اوستیای جنوبی به مرکزیت تسخینوالی و ۲ جمهوری خودمختار به نام‌های آجاریا به مرکزیت باتومی و آبخازیا به مرکز یتسوخومی تقسیم می‌گردد. آجاریا و آبخازیا زیر نظر و تحت حاکمیت دولت مرکزی گرجستان به فعالیت می‌پردازند و فرمانداران این مناطق از طرف دولت مرکزی انتصاب و هدایت می‌شوند.

عکس شماره 003: استانهای کشور گرجستان

با توجه به مدت کم اقامت ما در گرجستان ترجیح دادم فقط در تفلیس باشیم.

  •      قیمت تورهای گرجستان در سایت لست سکند مورد بررسی قرار گرفت از میان آژانسهای مسافرتی و قیمت آنها، آژانس زیما سفر پارس انتخاب گردید و در نهایت تور به قیمت 950 هزار تومان با مدت اقامت 4 شب در هتل Polo از تاریخ 21 خرداد 97 انتخاب شد.

 

روز اول: حرکت از بوشهر به تهران

حالا باید از بوشهر به تهران می رفتم

برای سفر به تهران از میان گزینه هواپیما و زمینی با توجه به گرانی قیمت هواپیما گزینه زمینی انتخاب شد ولی برای استراحت یک شب قبل از پرواز، از سایت اتاقک استفاده گردید. برای این منظور یک سویت در کاشان به قیمت شبی 66 هزارتومان برای بنده، همسر و دخترم در فاصله دو ساعتی از فرودگاه رزرو گردید.

عکس شماره 004: رزرو سویت در کاشان از سایت اتاقک

همه چیز برای یک سفر زیبا آماده شده بود.

بعد از حدود 12 ساعت رانندگی به کاشان رسیدیم و در سویت مستقر شدیم

عکس شماره 005 : سویت در کاشان

نمای نیمه کاره ساختمان نوید ساختمانی نو ساز را می‌داد. سویت شامل سه تخت و مساحت تقریبی 20 متر مربع بود ولی نظافت سینک و روشویی می توانست بهتر باشد.

عکس شماره 006: جدول زمان – هزینه روز اول

روز دوم: حرکت از کاشان به تفلیس

 صبح بعد از صرف صبحانه و استراحتی کوتاه  حدود ساعت 12  به سمت فرودگاه حرکت کردیم حدود ساعت 13:30  در مرکز تفریحی مهر و ماه واقع در آزاد راه قم تهران نهار را صرف کردیم.

ساعت 14:30  پاسپورت به دست آماده و منتظر پرواز ساعت 18 هواپیمایی زاگرس  بودیم.نگاهی به مانیتور فرودگاه نشان می داد که پرواز بدون تاخیر انجام خواهد شد. یک ساعت و سی دقیقه پرواز زمان کوتاهی بود، پذیرایی حین پرواز کمک می کرد تا زمان، راحت تر سپری شود.

 عکس شماره 007: پذیرایی حین پرواز

پرواز با هواپیما ایر باس  A321-200  صورت گرفت که به گفته خلبان به علت وجود ابر متراکم بر روی شهر البرز به ناچار مسیر را کمی منحرف کرده است.

عکس شماره 008 : هواپیمایی زاگرس

پرواز در فرودگاه نشست، کوچکی فرودگاه تفلیس در مقایسه با فرودگاه استانبول، مالزی و... موجب شد خیلی سریع ما به مامور کنترل پاسپورت برسیم (کمتر از 10 دقیقه) در ابتدا اخم مامور کنترل پاسپورت کمی در ذوقم زد و در ذهنم با دیدن اولین نماینده مردم تفلیس، آنها را مردمی اخمو و مغرور توصیف کردم ( هر چند این نوع قضاوت شاید عجولانه باشد) چقدر سریع به گیت خروجی رسیدیم.

  • فرودگاه بین المللی تفلیس، با نام قدیمی نوو الکسیوکا و نام فعلی شوتا روستاولی تفلیس، در سال ۱۹۵۲ ساخته شد. سبک معماری خاصی به نام طراحی استالینیستی(Stalinist architecture)  که به اتحاد جماهیر شوروی منصوب بود و در سال های  1933 تا 1955  در سرزمین های تحت امر شوروی بود ساخته می شدند، طراحی شد. این طرح خاص شامل طرح یک ساختمان مخصوص فرودگاهی با طبقاتی با محور متقارن است که حس یک آپارتمان را القا می‌کند.
  • در سال ۱۹۸۱ فرودگاه تفلیس یکی از فرودگاه های اصلی و مهم شوروی بود که سالانه در حدود ۱٫۵ میلیون مسافر را در خود پذیرا بود و جابه جا می کرد اما پس از سقوط حکومت شوروی این عدد به ۲۳۰ هزار نفر در سال کاهش پیدا کرد. در سال ۱۹۹۰، کار ساخت ترمینال جدید به اتمام رسید. نتیجه ی کار یک سالن مجهز فرودگاهی بود که حد و استانداردهای بین المللی را در اصول طراحیش به خوبی رعایت کرده بود. از سال ۲۰۰۵ میلادی به بعد این فرودگاه با تغییر مدیریت و البته برنامه های متفاوتی روبرو گردید که باعث شد از نظر امکانات فرودگاهی، سرویس و خدمات رشد کند.

عکس شماره009: فرودگاه تفلیس(عکس از اینترنت)

کمتر از 10  دقیقه در قسمت خروجی فرودگاه قرار گرفتیم خانمی به نام نیوشا از شرکت Georgia Holiday تابلو به دست منتظر ما بود. زمان زیادی لازم نبود تا کلیه هموطنان جمع شوند.

  • ساعت تفلیس 30 دقیقه با ایران تفاوت دارد از سایت  www.time.is می توانید ساعت هر کشوری را به صورت آنلاین ببینید.

نیوشا تور لیدر از ما خواست که مقداری پول در فرودگاه تبدیل کنیم.  

  • واحد پول گرجستان لاری است (GEL) و نرخ تبدیل آن به دلار با یک جستجوی ساده در اینترنت دست یافتنی است. در زمان سفر ما این نرخ بین 2.4 تا 2.5 بود.(نرخ فرودگاه با سطح شهر تفاوت جزیی داشت)

عکس شماره 010: تابلو صرافی در فرودگاه تفلیس

با راهنمایی تور لیدر از فرودگاه خارج شدیم هوا از توقع من کمی گرم تر بود در مسیر خروجی شخصی کتاب و سی دی انجیل را به زبان فارسی به مسافران ایرانی می داد و از آنها تقاضا می کرد که آن را مطالعه کنند.

  • به طور تقریبی 70% جمعیت مردم گرجستان مسیحی هستند. بعد از مسیحیت بزرگترین اقلیت دینی مسلمانان هستند. روس های ساکن گرجستان جمعیت اقلیت ارتدکس را تشکیل می دهند و دیگر اقلیت ها ارامنه و آپوستوتیک و ژرمن های پروتستان هستند.

سوار بر ون اختصاصی شرکت  Georgia Holiday  شدیم در ابتدا نیوشا خانم ضمن خوش آمد گویی به مسافران از ما دعوت کرد به آگهی معرفی تورهای گرجستان با تصاویر مربوطه از مانیتوری که در ماشین وجود داشت، نگاه کنیم و در ادامه به معرفی تورها و قیمت آنها پرداخت.

بعد از حدود 20 دقیقه به هتل رسیدیم.

عکس شماره 011: نمای بیرونی هتل

  • در این قسمت کمی چهره من را شطرنجی کنید. من متاسفانه در انتخاب محل هتل اشتباه کردم و نام هتل را با هتل دیگری در مرکز شهر اشتباه گرفته بودم.

وارد هتل شدیم، گویا آب سردی برتن ما ریختند سرویس بهداشتی بسیار بد و آزار دهنده بود خبری از کارت برای باز کردن در اتاق نبود کلیدی به دستمان دادند و گفتند همینه آسانسور هم نداریم ساک را دو طبقه خودتان بالا ببرید کلید را به در انداختیم اگر کمی غفلت می کردیم ممکن بود کلید با قفل با هم از جا در بیایند.

بعد از استراحت کوتاهی در هتل تصمیم گرفتیم به پل صلح برویم از رسیپشن خواستیم برای ما تاکسی بگیرد او با ما به خیابان مجاور هتل آمد و با کمی چانه زدن با راننده، راننده با قیمت 15 لاری ما را به پل صلح برد.

  • این پل عابر پیاده، روی رود کورا  به شکل کمان با طول 156 متر به  همکاری گروه 200 نفری از سازندگان گرجی و ایتالیایی ساخته و در ماه می 2010 افتتاح گردیده است.  این پل غالبا از شیشه و استیل است و استفاده از حدود 10000 لامپ ال ای دی با نوری لرزان که معمولا 90 دقیقه قبل از غروب روشن میشود منظره سحر انگیزی را در شب از این پل ایجاد می کند .طراح ایتالیایی (Michele De Luchi) این پل در طرحش از نورهای لرزان که با ریتم پیامهای مورس (روشی برای انتقال پیام و اطلاعات) میتابد،  استفاده کرده و با در نظر گرفتن شکل  شیمیکال جدول مندلیوف و فرم بدن انسان طراحی معنادار و منحصر به فردی را ایجاد نموده است  به طوری که در سال 2012 این پل بین 13 سازه و مکان برتر دنیا شناخته شد .

سوار ماشین شدیم راننده مرد جوانی بود که با انگشت شصت به سمت بالا مرتبا یک جمله را تکرار می کرد Georgia ? Good من توضیح دادم که امروز اولین روزی هست که در گرجستان اقامت دارم او فقط همن جمله را مرتباً تکرار می کرد من هم زمانی که دیدم توجه ای به حرفهای من ندارد اسم شهرهای مختلف گرجستان را آوردم و راننده کلی ذوق کرد.

عکس شماره 012: فاصله هتل تا پل صلح

از روی پل صلح عبور کردیم هوای فوق العاده در کنار نورپردازی زیبای پل، لذت قدم زدن را دو چندان می کرد از روی پل به سمت پارک ریکه و آب نمای زیبای آن رفتیم کمی قدم زدیم ولی امان از گرسنگی که بر هر چیزی اولویت دارد به خصوص وقتی پای یک بچه در میان باشد. تصمیم گرفتیم به سمت شعبه مک دونالدز در خیابان روستا ولی برویم.

عکس شماره 013: پل صلح در شب(اینتر نت)

عکس شماره 014: پارک ریکه(اینترنت)

 

  • پارک ریکه در سال 2013 میلادی ساخته شده و به بهره برداری رسیده است . به دلیل دسترسی آسان این پارک از طریق پل صلح به محله تفلیس قدیم و یا از طریق تله کابین میدان اروپا تا مجسمه مادر گرجستان ، آن را تبدیل به یکی از مهمترین جاذبه های گردشگری تفلیس کرده است 
  •  درون پارک ریکه دو سازه عظیم متالیکی خواهید دید که نظر هر بیننده ای را به خود جذب می کند ولی ساخت این سازه ها هنوز به پایان نرسیده و در آینده قرار است به عنوان سالن کنسرت و نمایشگاه از آن ها استفاده شود. در طول سال فستیوال های متفاوت گرجی نیز در محوطه پارک برگزار می شود.

از آنجا با 5 لاری به خیابان روستا ولی رفتیم. در شب این خیابان شکوه خاصی داشت هوا بارانی شده بود و ما بعد از چند دقیقه به شعبه مک دونالدز رسیدیم.

یک پک مکدونالدز به همراه بستنی گرفتیم (  23 لاری ) نم نم باران هم شروع شده بود در نهایت راننده تاکسی کنار هتل حاضر نشد با هزینه کمتر از 20 لاری ما را به هتل ببرد.

عکس شماره 015: بسته مک دونالدز3

به ناچار سوار تاکسی شدیم و به هتل برگشتیم باران آنچنان شدید شده بود که به سختی  وارد هتل شدیم گرمای اتاق باعث شده بود پنجره را موقع خروج نبندیم و همین کافی بود تا تختمان کاملاً خیس شود و در نهایت رسیپشن با کمی اخم ملحفه و پتوی ما را عوض کرد.

  • میزان بارندگی سالانه تفلیس 510 میلیمتر است در نمودار زیر میزان بارندگی در ماههای مختلف سال نشان داده شده است

    

عکس شماره 016: میزان بارندگی سالیانه در ماههای مختلف

017.jpg

عکس شماره 017: جدول زمان – هزینه روز دوم

روز سوم: گشت شهری

برنامه کمی عوض شده بود نیاز به تمرکز داشتم قبلاً در اینترنت در جستجوی تور لیدر اختصاصی بودم که ترجیحاً فارسی زبان باشد که این جستجو منجر به آشنایی با شخصی به نام آقا پیمان شده بود که قیمت تورهای خارج از شهر تفلیس را 250  لاری تعیین کردند. با آقا پیمان تماس گرفتم و ایشان قیمت تور شهری را 150 لاری پیشنهاد دادند که گفتم در صورت تمایل با شما تماس خواهم گرفت.

حدود ساعت 7 صبح از خواب بیدار شدم به لابی هتل سری زدم همه در خواب بودند. باران شدیدی می بارید تپه های باران خورده اطراف هتل حس خوبی به من می داد. امروز قصد گشتن در شهر تفلیس را داشتیم.

قدم زدن در این هوای بارانی خیلی می تواند لذت بخش باشد ولی عروس خانم ما (همسر بنده) بسیار روی بچه حساس است و به محض آنکه بچه موهای سرش در باران خیس شود، اخم زنانه را با نغمه های زنانه (مگر من جرات دارم واژه ای دیگر برای این نغمه انتخاب کنم) آغاز می‌کند و تنها راه ادامه سفر خشک شدن موی سر بچه می باشد وگرنه این نغمه‌های زنانه تا آخر سفر با ما همراه است.

گزینه های مختلف گشت شهری:

الف) استفاده از اتوبوس Hop on Hop off

  • اتوبوس های Hop on Hop off  به اتوبوس هایی اطلاق می شود که مسیری مشخص را در ساعات مختلف مطابق جدول زمانی مشخصی طی می کنند. زمانی که بلیط این اتوبوسها را خریداری می کنید در هر ایستگاه قادر به سوار شدن هستید و در صورت تمایل می توانید پیاده شوید و از جاذبه های گردشگری ایستگاه دیدن کنید و مسیر را مجددا با سرویس بعدی ادامه دهید.
  • در تفلیس دو نوع شرکت وجود دارند که خدمات  Hop on Hop off  را ارائه می دهند:
  • الف1) : شرکت اول، شرکتی گرجی است ( hoponhopoff.ge/en ) که خدمات گردشگری ارائه می دهد. اتوبوس های این شرکت فقط یک طبقه هستند که نقشه گردش آنها در زیر آورده شده است. جزییات در نقشه نمایش داده شده اند به همراه هر بلیط یک بطری آب و شیرینی ارائه می گردد. یکی از مزایای این شرکت این است که در تور شهری بازدید از پایتخت اول گرجستان شهر متسختا را نیز گنجانده شده است. قیمت بلیط گردش در متسختا و تفلیس برای هر نفر 55 لاری می باشد و برای کودکان زیر 8 سال رایگان است.

018.jpg

عکس شماره 018: مسیر اتوبوس Hop on Hop off گرجی

  • الف 2) : شرکت جهانی Hop on Hop off که در کشورهای مختلف خدمات ارائه می دهد و نقشه آن در شکل زیر آورده شده است.

قیمت بلیط 24 ساعته 18 دلار می باشد از مزایای این اتوبوس، دو طبقه بودن آن است که طبقه بالای آن بدون سقف می‌باشد از طرف دیگر راهنمای صوتی آن، زبان پارسی را ساپورت می‌کند.

019.jpg

عکس شماره 019: مسیر اتوبوس Hop on Hop off شرکت جهانی

  ب): استفاده از تور لیدر ایرانی

تور شهری که توسط تور لیدر ایرانی ارائه می گردد و شامل یک گشت شهری در شهر تفلیس بدون نهار می باشد قیمت این تور در بدو ورود توسط تور لیدر 20 دلار پیشنهاد شد. (این گردش شامل دریاچه لاک پشت ها نمی شود)

 

ج): گردش در شهر با تاکسی

در این روش با توجه به محل قرار گیری هتل از جاذبه های مختلف شهر تفلیس بازدید می کنید.

  • هتل به کلیسای سامبوا    10 لاری
  • کلیسا به ایستگاه تله کابین  7 لاری
  • تله کابین تا دریاچه لاک پشتها 10 لاری
  • دریاچه لاک پشتها تا هتل    10 لاری

با توجه به محل قرار گیری هتل مقادیر فوق می تواند تغییر کند             

 

د) استفاده از ون اختصاصی

در این روش یک ون به صورت روزانه کرایه می شود که قیمت آن تقریبا 150 لاری می باشد. از مزایای استفاده از ون اختصاصی انعطاف پذیری زیاد برنامه ریزی می باشد و در صورتی که مثلا شرایط جوی مناسب نباشد برنامه قابل تغییر است در این روش می توان وسایل اضافی مانند پایه دوربین، چتر، لباس اضافه به همراه داشته باشید و از آنجا که راننده با محیط کاملا آشنایی دارد دچار سردرگمی نمی شوید در وقت خود به شکل قابل ملاحظه ای صرفه جویی می کنید.

عکس شماره 020: جدول مقایسه گزینه های مختلف گشت شهری

با توجه به مطالب بیان شده گردش با ون اختصاصی (گزینه د) انتخاب شد.

 

با آقا پیمان تور لیدر تماس گرفتم و از او خواستم فردا به دنبال ما بیاید. سرو صبحانه در هتل از ساعت 9 صبح آغاز می شد و برای ما که عادت به زود بیدار شدن داشتیم عملاً باید در هتل چرخ می زدیم تا زمان موعود فرا رسد.

خبری از صبحانه سلف سرویس نبود فقط تخم مرغ، عسل، کره و چای هر روز سرو می شد و برای تنوع نیمرو جایش را به تخم مرغ آب پز میداد. مسافرهای هتل ایرانی بودند و اغلب سودای سرمایه گذاری و خرید ملک در گرجستان را داشتند از فرهنگی بازنشسته تا بازاری به وفور پیدا می شد و جالب اینکه حتی کوچکترین اطلاع از جاذبه های گردشگری گرجستان نداشتند.

  • قصد ندارم در مورد سرمایه گذاری در گرجستان چیزی بنویسم.

آقا پیمان حدود ساعت 10:30 صبح کنار هتل ما بود باران هم کمی آرام تر می بارید در اولین برخورد متوجه لهجه شیرین اصفهانی او شدم من که کمی آشنایی با لهجه اصفهانی داشتم سعی میکردم با او با لهجه صحبت کنم که این امر موجب صمیمیت بیشتری بین ما شده بود.

سوار ون شدیم و به سمت اولین مقصد یعنی کلیسای سامبوا حرکت کردیم

  • سامبا در گرجی به معنای تثلیث (در مسحیت به معنای پدر، پسر و روح القدس) می باشد که بر روی تپه ای به نام الیا در کرانه چپ رود کورا در منطقه تاریخی آولاباری واقع شده است.
    این کلیسا به مناسبت دوهزارمین سال میلاد مسیح و هزار و پانصدمین سال به رسمیت شناختن ارتدکس گرجی بنا شد. در ابتدا برای ساخت این کلیسا فراخوان داده شد و صد طرح برای ساخت آن دریافت شد. اما هیچ‌کدام از طرح‌ها تأیید نشد، سپس در نهایت طرح آرچیل میندیاشویلی مورد قبول واقع شد.
  • ساختمان آن بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴ میلادی تکمیل شده‌است و با ظرفیت ۱۵٬۰۰۰ تَن و ارتفاع ۹۷ متر، عنوان‌های بزرگترین کلیسای ارتدکس در جهان را به خود اختصاص داده ‌است. معماری این کلیسا آمیزه‌ای از سبک‌های سنتی معماری مذهبی گرجی در مراحل مختلفی از تاریخ است و همچنین، عناصری ازمعماری بیزانس را نیز در خود جای داده ‌است.
  • این کلیسا دارای یک گنبد مخروطی شکل بر روی ۸ ستون است. جنس گنبد از طلا بوده و از پایین گنبد تا نوک صلیبی که بر روی آن قرار دارد ۷٫۵ متر ارتفاع دارد. این کلیسای عظیم خود متشکل از ۹ کلیسای کوچک است و علاوه بر این، ۵ کلیسای کوچکتر دیگر نیز در طبقات زیرین این بنا واقع شده‌است. کل فضای این بنا معادل ۵۰۰۰ متر مربع و حجم آن بالغ بر ۱۳۷ متر مکعب است. ارتفاع بناهای زیرین ۱۳ متر و ارتفاع کلیسا از سطح زمین تا نوک صلیب ۸۴ متر است. جهت ساخت کف از سنگ مرمر و برای دکوراسیون از موزاییک استفاده شده‌است، همچنین نقاشی‌های این کلیسا کار گروهی به رهبری امیران گوگلیدزه است.
  • مجموعه کلیسای سامبا شامل بخش‌های مختلفی از جمله بنای اصلی، برج ناقوس، اقامتگاه اسقف اعظم، صومعه، آکادمی علوم دینی، فرهنگستان الهیات، کارگاه‌های آموزشی، استراحتگاه و غیره است.

حدود ساعت   11   به کلیسا رسیدیم هوا بارانی بود محوطه سر سبز، علفهای باران خورده شما را به آرامش بی نظیری دعوت می کند. در زمان پیاده شدن از ون، متوجه برادر کوچک آقا پیمان به نام علی شدم که تا قبل از آن خواب بود پسری حدود 9 ساله فوق العاده آرام و خجالتی به این ترتیب همگی وارد کلیسا شدیم.

عکس شماره 021: محوطه اطراف کلیسا سامبا

عکس شماره 022: مسیر ورودی کلیسا سامبا

سکوت زیادی در کلیسا حاکم بود و دخترم حسابی از شرمندگی سکوت آنجا در آمد و وقتی با نگاه تند کشیش آنجا مواجه شد از چهره و پوشش او ترسید و ساز رفتن را لحظه به لحظه کوک می کرد.

بعد از کمی عکس گرفتن از کلیسا بیرون آمدیم هوای عالی با بادی ملایم همراه شده بود که برای دخترم اندکی سرد بود. بعد از آنجا مجددا سوار بر ماشین شدیم و در نزدیکی میدان ساعت پیاده شدیم و قدم زنان به سمت تله کابین حرکت کردیم.

عکس شماره 024: کلیسای سامبا

برج ساعت توسط یکی از صنعتگران محلی به نام ریز و گابریازده ساخته شده است. تمام قطعات و اجزای این ساعت و برجی که بر روی آن قرار گرفته است کار استادکاران و صنعتگران محلی گرجستان است و از این نظر یکی از منحصربه‌فردترین جاذبه­‌های گردشگری شهر تفلیس به شمار می­‌رود. در هر ساعت گردشگرانی که از محل قرارگیری این جاذبه گردشگری بازدید می­‌کنند فرصت آن را خواهند داشت تا از نزدیک شاهد نواخته شدن ضرب آهنگ این ساعت زیبا باشند. علاوه بر این در ظهر و ساعت 7 غروب هر روز زنگ به خصوص این ساعت که با نام چرخه زندگی مشهور است نواخته می­‌شود. در این ساعات از شبانه روز این جاذبه گردشگری میزبان تعداد زیادی از گردشگران خارجی است که برای تجربه این لحظه زیبا در روبه‌روی برج ساعت گرد آمده‌­اند.

  • برج ساعت یکی از جوانترین ساختمان‌ها و در عین حال نماد اصلی تفلیس قدیم است. این برج ساعت افسانه ای انگار از میان داستان های پریان یا از یک صحنه نمایش عروسکی آمده باشد. استاد نمایش‌های عروسکی رزو گابریادزه(کارگردان عروسکی، نمایشنامه نویس؛ -1936) در بازسازی صحنه نمایش خود این نماد را خلق کرد تا روح صحنه تئاتر و یا حتی کل شهر قدیمی را به تصویر بکشد. راس ساعت، فرشته ای از در کوچک در بالای ساعت بیرون می آید و با یک چکش زمان را اعلام می کند.
  • برج ساعت تفلیس یکی از غیرعادی‌ترین بناهای شهر است. این بنای غیرعادی رو به خیابان کناری خم شده، انگار که این برج در حال سقوط را تنها یک ستون آهنی سر جایش نگهداشته است. یک ساعت بزرگ و یک ستون اتکا وسط این برج درهم ریخته قرار دارند.

عکس شماره 027: برج ساعت در تفلیس

عکس شماره 028: خواننده جوان با سوز دل می خواند

بلیط یک طرفه تله کابین را به قیمت 2.5 لاری به ازای هر نفر خریداری کردم و سوار تله کابین شدیم، هوا دیگر آفتابی بود.

تله کابین تفلیس در سال 2012 افتتاح شده است و پارک ریکه را به قلعه باستانی ناریکالا مربوط به دوران قرن چهارم، باغ گیاه شناسی 300 ساله متصل می کند.

عکس شماره 029: تله کابین تفلیس

عکس شماره 030: تفلیس بر فراز تله کابین

بعد از  پیاده شدن از تله کابین از مجسمه مادر  دیدن کردیم و بعد از آن به سمت ناریکالا حرکت کردیم.

مجسمه مادر(کارتلیس ددا) گرجستان یک مجسمه و بنای زیبا و سمبلی بر فراز تپه های سولالاکی شهر تفلیس است و تقریبا از تمام زوایای شهر تفلیس قابل دیدن است. ساخت مجسمه مادر تفلیس در سال ۱۹۵۸ میلادی و به مناسبت هزار و پانصد سالگی تفلیس، توسط مجسمه ساز گرجی ” الگوجا آماشوکلی ” انجام شد. مجسمه مادر گرجستان ۲۰ متر ارتفاع دارد و از آلومینیوم ساخته شده است.

عکس شماره 031: مجسمه کارتلیس ددا

قلعه ناریکالا  بر روی تپه های سنگی به خاطر داشتن موقعیت استراتژیک به منظورکنترل عبور و مرور تنگه و در مسیر اروپا به هند ساخته شده است. این قلعه به عنوان یکی از استحکامات اولیه برای توسعه این شهر بود که البته بعدها اهمیت و جایگاه خود را از دست داد و گرفتار ویرانی شد. تا به امروز بخش های زیادی از قلعه بازسازی شده است به طوریکه قسمت های اصلی باقی مانده از این قلعه مربوط به قرن هشتم می­باشد.

عکس شماره 032: نمایی دور از قلعه ناریکالا

دخترم با دیدن هندوانه های آنجا بهانه گرفت، یک لیوان هندوانه با برشهای کوچک به قیمت 10 لاری خریداری کردم. مسیر را به سمت حمام های سولفوری طی کردیم مسیر بسیار زیبا بود پوشش سنگی کف کمک می کرد تا بوی باران و خاک از مسیر به مشام برسد.

عکس شماره 033: حمام های سولفوری

پوشش بافت قدیم عمدتا با سنگ و به صورت خشکه چینی (بدون ملات ماسه و سیمان) بود و همین امر موجب شده که نفوذ پذیری خاک از بین نرود و کمتر شرایط طبیعی دستخوش تغییرات شود. به آسمان نگاه می کردم، آسمان آبی تر بود مدتهاست آسمان را اینجور ندیده بودم، نمی دانم چرا می گویند آسمان همه جا یک رنگ هست و شاید در ابتدا این چنین بوده ولی گروهی آن چنان در حق آسمان بی رحم بودند تا بلاخره رنگش را عوض کردند.

عکس شماره 034: تفلیس و آسمان آبیش

احترام به محیط زیست در فرهنگ گرجیها یک ارزش محسوب می شود جملات زیر که به کودکان آموزش می دهند بیان کننده احترام آنها به طبیعت است:

  • ما در بهار آرام در طبیعت قدم بر می داریم چرا که طبیعت باردار است.
  • ما اگر در جایی خانه بسازیم خاک آنجا را تغییر نمی دهیم.

در ادامه مسیر به پل عشق برخورد کردیم پلی که عشاق به منظور همیشگی شدن عشقشان قفلی را بر روی نرده های آن می زنند. در میان قفلها عشقهای ایرانی هم به چشم می خورد و در انتهای مسیر به آبشاری رسیدیم که وجود آن نقطه به زیبایی شهر کمک کرده بود.

عکس شماره 035: پل عشاق در تفلیس

افراد بسیاری در سراسر جهان وجود دارند که برای ابراز عشق خود، قفل‌هایی را با عنوان قفل عشق به برخی از پل‌های معروف بسته و سپس کلید آن را به رودخانه می‌اندازند تا با این کار به نوعی ابدی بودن عشق خود و متعهد بودنشان نسبت به آن را نشان دهند عشاق در تفلیس این پل را به این منظور انتخاب کردند.

به سمت ماشین حرکت کردیم در مسیر از کافه هایی عبور کردیم که زیبایی خود را داشتند مقصد بعدی دریاچه لاک پشتها بود حدود ساعت  3:15  به آنجا رسیدیم.

  • در زبان گرجی به دریاچه لاک پشت ” کوستبا ( Kostba ) ” گفته می شود. ” کو ” در زبان گرجی به معنی لاک پشت است و وقتی ” س ” به آن اضافه می شود در حقیقت جمع است به معنی لاک پشتها و در زبان انگلیسی به دریاچه لاک پشت ” Turtle Lake ” گفته می شود.
  • برخلاف اسم دریاچه لاک پشت تفلیس، هیچ لاک پشتی در این دریاچه زندگی نمی کند بلکه مردم گرجستان معتقد هستند که این دریاچه از بالا شبیه لاک پشت است و به همین دلیل به آن دریاچه لاک پشتها گفته می شود.

عکس شماره 037: دریاچه لاک پشتها

آنقدر گرسنه بودیم که در اولین رستوران غذا سفارش دادیم.

آقا پیمان پیتزا و مکزیکین پتیتو سفارش دادن ما هم به ناچار به خاطر بچه مجبور شدیم همین کار را انجام دهیم.(با نوشابه 35 لاری) هنوز عروس خانم راضی به خوردن غذای گرجی نشده بود.

بعضی از آداب غذا خوردن در گرجستان به شرح زیر می باشد:

  • عموما با آرامش و بدون هيچ عجله اي غذا مي خورند.
  • غذا خوردن بهانه اي است براي لذت بردن از کنار يکديگر بودن.
  • ميزبان به راحت بودن، رضايت و پذيرايي مناسب از مهمان توجه خاصي دارد.
  • در صورت امکان تمام غذاي موجود در سفره را بچشيد.
  • به مهمان حداقل سه بار غذا تعارف مي شود و در صورتي که هر بار غذا بکشد، ميزبان خوشحال خواهد شد و نبايد غذا در بشقاب باقي بماند.

باد سردی می وزید که همه را مجبور به پوشیدن لباس گرمتر کرده بود از بالا نمای دریاچه بسیار زیبا بود.

در حال غذا خوردن بودیم که من در مورد برنامه فردا با آقا پیمان صحبت کردم ما برنامه بازدید از استان کاختی و شهر سیقناقی را داشتیم ولی آقا پیمان بازدید از سه شهر متسختا، گوری و اپلیسیتسیخه را پیشنهاد داد و گفت در ادامه مسیر می توانید به شهر برجامی برویم من گفتم: اینجور که داری پیش می ریم سر از باتومی در می آریم آقا پیمان گفت اتفاقا  می تونه ما رو به باتومی ببره و آنجا می توانیم سری به بازارچه مرزی ترکیه بزنیم و خرید کنیم همین جمله کافی بود تا شوق خرید در خانم بنده فوران کند و حسابی برای رفتن مشتاق شود.

برنامه داشت به این ترتیب تغییر می کرد دو روز اقامت در باتومی به همراه آقا پیمان و ون اختصاصی به قیمت 500 لاری و اقامت در یک اتاق به قیمت 40 لاری

نیاز به کمی تمرکز دارم.

قیمت قایق در دریاچه 60 لاری بود که ما عطای قایق را به لقایش بخشیدیم به سمت هتل حرکت کردیم.

حدود ساعت 17:30 به هتل رسیدیم خیلی خسته نبودیم ولی نظافت ضعیف هتل رغبت حضور و استراحت را در هتل کم کرده بود. دخترم کمی خوابید و ما هم کمی چشمانمان را بر روی هم گذاشتیم.

سفر دو روزه به باتومی می تواند خوب باشد ولی هزینه آن به نسبت زیاد است و در صورتی که خانواده ای دیگر به ما اضافه شود می تواند خیلی مقرون به صرفه باشد. تصمیم بر این شد که دریای سیاه و شهر زیبای باتومی را ببینیم با آقا پیمان تماس گرفتم و گفتم فردا به دنبال ما بیاید.

 بعد از استراحت قصد رفتن به خیابان شاردنی داشتیم رسیپشن هتل کاغذی به دست ما داد که روی آن نام مقصد را نوشته بود وقتی کاغذ را به تاکسی کنار هتل نشان دادیم بدون هیچ چانه زنی 10 لاری پیشنهاد داد و به این ترتیب به خیابان شاردنی رسیدیم.

  • خیابان شاردنی تفلیس در محله تفلیس قدیم واقع شده است و از این حیث جزو یکی از قدیمی ترین مناطق پایتخت گرجستان محسوب می شود.
  • ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوی که نزدیک به ۴۰۰ سال پیش می زیسته است در سفر نامه خود از تفلیس نوشته است. خیابان شاردنی تفلیس بیشتر از ساعت ۱۰ شب تا نزدیک های صبح گرم است و در روز زیاد رونقی ندارد و اغلب مغازه ها و کافه ی آن بسته هستند.

به محض پیاده شدن، دخترم تله کابین را دید و گفت: " منو سوار کنین" از در چرب زبانی وارد شد و بابا را نرم کرد تصمیم گرفتیم اول به سراغ تله کابین برویم پیاده به ایستگاه رفتیم یک بلیط دو طرفه تله کابین گرفتیم و مجددا به خیابان شاردنی  برگشتیم کمی در خیابان قدم زدیم و در نهایت به رستوران رفتیم و امشب قصد کشف غذای گرجی را داشتیم و چه تجربه خوش مزه ای کاش پیش ترها از غذای خوشمزه گرجی خورده بودیم.

رستوران شلوغ و تمیز بود قیمت کل غذا 23 لاری شد.

عکس شماره 038: غذاهای محلی و ترکیبات آنها(برگرفته از سایر سفرنامه ها)

عکس شماره 039: غذاهای محلی و ترکیبات آنها(برگرفته از سایر سفرنامه ها)

با 10 لاری مجددا به هتل برگشتیم

 

روز چهارم

صبح ساعت 7 از خواب بیدار شدم شهر و هتل در خوابی عمیق بود سری به سوپر مارکت نزدیک هتل زدم می شد صبحانه را از آنجا انتخاب نمود حدود ساعت 8:30 آقا پیمان آمدند و بعد از خوردن نان و پنیر به سمت باتومی حرکت کردیم.

روشهای رفتن به باتومی:

  • الف)  قطار: خطوط راه آهن گرجستان در مسیر مابین باتومی و تفلیس فعال می باشند. قطار شب در ساعت 22:25 تفلیس را ترک می کند و ساعت 7:05 صبح روز بعد وارد ایستگاه ماکینجور (Makhinjaur) در باتومی می شود. هزینه مسافرت با واگن های درجه یک حدوداً 40 لاری (2 نفر در هر کابین) و با واگن های درجه دو حدوداً 23 لاری (4 نفر در هر کابین) می باشد. 
  • قطارهای سریع السیر تفلیس را در ساعت 8:45 ترک می کنند و در ساعت 14 وارد ایستگاه ماکینجور در باتومی می شوند. قیمت بلیط های این قطار 25 لاری برای جایگاه های درجه یک و 18 لاری برای جایگاه های درجه دو می باشند. خدمات سرو غذا در این قطار ارائه نمی شود اما قهوه، نوشیدنی و تنقلات از طریق دستگاه قابل دریافتند.
  • ب) اتوبوس: اتوبوس ها و مینی بوس های باتومی (مارشورتکا) به طور منظم در مسیر باتومی- تفلیس در حال حرکتند. مدت زمان سفر با این اتوبوس ها حدوداً 7 ساعت و هزینه اش 30 لاری می باشد. بهترین مکان برای سوار شدن به این اتوبوس ها و مینی بوس ها از ایستگاه مترو دیدیوب (Didube) می باشد. در خروجی این ایستگاه مترو با راهنمایی خواستن از اطرافیانتان از ایستگاه و محل توقف دقیق این اتوبوس ها و مینی بوس ها اطلاع پیدا کنید. سفر کردن با این اتوبوس ها کمی دشوار است پس اگر در سلامتی کامل بسر نمی برید و احساس کسالت دارید حتماً دارو  و احتیاجاتتان را به همراه خود بیاورید.
  • ج) ون دربستی در مسیر تفلیس باتومی 250 لاری می باشد که در صورتی که تعداد شما 4 و یا بیش از آن باشد کاملا مقرون به صرفه است.

حدود 100 کیلومتر ابتدایی مسیر اتوبان بود و در ادامه مسیر وارد مسیری دو طرفه شدیم که یک نان به همراه ماست محلی خریدیم و مسیر را ادامه دادیم. سطح آسفالت از کیفیت خوبی برخوردار بود و کیفیت عبور سواره بر روی آن خوب بود (چاله چوله نداشت) بر زیر دانه های آسفالت بتن اجرا شده بود (روسازی صلب).

حدود ساعت 14  به باتومی و خانه مورد نظر رسیدیم. خانه نزدیک ایستگاه قطار بود و حدود 10 دقیقه با باتومی فاصله داشت ولی اتاق تمیز و مرتب بود و نسبت به قیمت، مقرون به صرفه بود.

عکس شماره 041: ورودی خانه در باتومی

  • باتومی در حومه جنوبی آب و هوای اقیانوسی قرار گرفته اما جزو اقلیم نیمه گرمسیری مرطوب طبقه بندی می شود. آب و هوای این بندر به شدت تحت تاثیر جریان های دریا و تاثیرات وابسته به تپه ها و کوهستان های نزدیک به آن بوده، از این رو در بیشتر طول سال شاهد بارندگی های شدیدی می باشد. بارندگی هایی که باتومی را به مرطوب ترین شهر گرجستان و کل منطقه قفقاز تبدیل کرده است. میانگین دمای سالانه این شهر زیبا تقریباً 14 درجه سانتی گراد می باشد. ژانویه با میانگین دمای 7 درجه سانتی گراد سردترین ماه سال و اوت با میانگین دمای 22 درجه گرم ترین ماه در این شهر هستند. در باتومی سردترین دما منفی 6 درجه سانتی گراد و گرم ترین دما 40 درجه سانتی گراد ثبت شده است. در طول سال آفتاب به مدت 1958 ساعت به این شهر می تابد.
  • همچنین میانگین بارش متوسط در این شهر 2393 میلی متر در سال اندازه گیری شده، ماه دسامبر با میانگین بارش 303 میلی متری و ماه مه با میانگین بارش 84 میلی متری به ترتیب مرطوب ترین و خشک ترین ماه های سال هستند. به طور کلی میزان بارش برف در باتومی کم است و تنها 12 روز در سال آن هم به میزان 30 سانتی متر شاهد بارش برف در این شهر خواهید بود. سطح متوسط رطوبت برای باتومی در حدود 70 تا 80 درصد اندازه گیری و ثبت شده است.

عکس شماره 042: میزان بارندگی سالانه باتومی

عکس شماره 043: شهر زیبای باتومی

برای نهار به کنار ساحل زیبای باتومی رفتیم و رستوران زیبای Sunset)) را در آنجا انتخاب کردیم. جرات خوردن غذاهای گرجی را بیشتر به دست آورده بودیم خینگالی اولین انتخاب ما بود گارسون جوان مودبی بود که خیلی خوب انگلیسی صحبت می کرد غذای دوم را او پیشنهاد داد.(در کل با نوشابه و 10 درصد حق سرویس 43 لاری)

عکس شماره 044: رستوران Sunset

عکس شماره 045: غذا در رستوران

بعد از حدود نیم ساعت گارسون غذا را آورد پسر جوان دست به سینه کنار ما بود و حتی سعی داشت در ریختن نوشابه هم به ما کمک کند و به محض آنکه احساس می‌کرد که بشقاب پیش روی ما کثیف شده بدون هیچ درنگی آن را تعویض می کرد.

در رستورانهای گرجی معمولا گارسونها احترام زیادی برای مشتریان قائلند و حتی در ریختن نوشیدنی هم به آنها کمک می کنند.

عکس شماره 046: محوطه اطراف رستوران

به خانه برای استراحت برگشتیم و حدود ساعت 9 مجددا به ساحل برگشتیم. زیبایی باتومی در شب بیشتر بود اولین چیزی که در کنار ساحل رخ نمایی می کرد چرخ و فلک واقع در آنجا بود و قطعاً از چشمان دخترم نمی توانست دور بماند این چنین بود که ساز ناز، را کوک کرد و وقتی افاقه نکرد ساز کوبه‌ای نواخت و دو پا بر زمین طبل بهانه را نواخت. نمیدانم چرا کودکان ایرانی در نواختن این طبل مهارت خاصی دارند و به ناچار قبول کردیم و قبل از انجام هر کاری به سراغ چرخ و فلک رفتیم. بلیط را به قیمت هر نفر 5 لاری خریدیم و چرخی در آسمان پر از ستاره باتومی زدیم.

این چرخ و فلک با چرخشی 10 دقیقه ای شما را تا ارتفاعات 55 متری بالا می برد و تصویری نفس گیر از چشم انداز شهر را به زیر پاهایتان به نمایش می گذارد. این چرخ و فلک توسط یک شرکت ایتالیایی ساخته شده و ظرفیت چرخاندن 240 نفر در یک دور را داراست.

عکس شماره 048: برج الفبا در کنار ساحل باتومی

برج الفبا برجی در کنار ساحل باتومی است که حروف گرجی بر روی آن نوشته شده است. با آسانسور می توانید به طبقه فوقانی این برج بروید و در رستوران آن بر فراز باتومی غذا میل کنید

عکس شماره 049: حروف گرجی و صدای آنها به فارسی

قدم زدن در ساحل باتومی جذاب است از یک سو به دریا و از سوی دیگر به جنگل منتهی می شود در کوچه‌ها و ساحل قدم زدیم و برای شام به یک رستوران لبنانی رفتیم و ساندویچ کبابی به قیمت 5 لاری خریدیم. تا دیر وقت قدم زدیم و حسابی لذت بردیم.

عکس شماره 050: جدول زمان هزینه روز چهارم

روز پنجم

صبح از سوپر مارکت کنار خانه تخم مرغ خریدیم (7 تخم مرغ 3 لاری) و در آشپزخانه مشترک، صبحانه خوردیم صاحبخانه مهربان و مهمان نواز بود. وسایل را جمع کردیم، خانه را تحویل دادیم و به قصد رفتن به بازارچه مرزی خانه را ترک کردیم.

 

عکس شماره 051: صبحانه نان و تخم مرغ (نمی دانم بعضی ها چگونه قبل از شروع غذا عکس می گیرند!)

مرز سارپی در کنار دریای سیاه واقع شده است این مرز در سمت ترکیه سارپ و در سمت گرجستان سارپی نام دارد مرز سارپ تا استانبول بازار حدود 15 کیلومتر فاصله دارد که به صورت پیوسته از آنجا مینی بوس هایی وجود دارند که مسافرها را به استانبول بازار می برند.

عکس شماره 052: پاساژ استانبول بازار (عکس از اینترنت)

حدود 15 دقیقه در راه بودیم به لب مرز شهر باتومی با گرجستان رسیدیم بعد از 10 دقیقه از مرز گرجستان خارج و وارد کنترل پاسپورت کشور ترکیه شدیم بعد از 10 دقیقه به خاک ترکیه وارد شدیم سوار بر مینی بوس با یک لاری برای هر نفر به استانبول بازار رسیدیم استانبول بازار پاساژی با برندهای مختلف ترکی بود. 50 دلار را به لیره تبدیل کردیم (250 لیره) و چرخی در پاساژ زدیم کمی خرید کردیم و دخترم در آنجا بازی کرد که این بازی حدود 30 لیره هزینه داشت در نهایت با خوردن یه غذای ترکی(40 لیره) از خاک ترکیه خدا حافظی کردیم.

عکس شماره 053: غذای ترکی در استانبول بازار  

حدود ساعت 3 بود آقا پیمان در آن سوی مرز منتظر ما بود. خیلی آفتاب سوزان بود سوار بر ون به سمت آبشار حرکت کردیم.

  • آبشار ماخونتستی (Makhuntseti water fall ) که در 30 کیلومتری باتومی و نزدیکی شهر کِدا (Keda)، در ارتفاع 335 متری از سطح دریا قرار گرفته است. از این آبشار شاخه ای کوچک با ارتفاع 50 متری با یک گرداب بزرگ نشات گرفته است. برای رفتن به این آبشار می توانید ماشین دربست کنید و یا با اتوبوس از خیابان Chavchavadze  با 3 لاری به نزدیکی آبشار بروید البته باید دقت کنید که اتوبوس این مسیر را بیش از یک ساعت طی میکند.
  • هوا فوق العاده بود اطراف آبشار می تواند برای گذراندن یک پیک نیک روزانه عالی باشد چند عکس گرفتیم مجدداً به باتومی برگشتیم در شهر گشت زدیم و در کنار ساحل از هوای خوب و طبیعت زیبای آن لذت بردیم یک هندوانه به قیمت 5 لاری خریدیم و در کنار ساحل خوردیم دخترم حسابی از ساحل لذت برد و آب بازی کرد.

عکس شماره 054: مسیر منتهی به آبشار

 

عکس شماره 055: آبشار

حدود ساعت 9 شب بود که از باتومی به سمت تفلیس حرکت کردیم ساعت سه شب بود که آقا پیمان ما را کنار هتل پیاده کرد.

عکس شماره 056: جدول زمان هزینه روز پنجم

روز آخر بازگشت به ایران

در این روز ساعت 14 پرواز داشتیم و باید به ایران بر می گشتیم تور لیدر گفت ساعت 11 در لابی هتل منتظر ما است از سوپری کنار هتل کمی خرید کردیم و سرویس ساعت 11:30 به دنبال ما امد ما از شهر تفلیس با تمام آرامش و زیبایش دل کندیم ولی قسمتی از ذهنمان در آنجا باقی ماند که ما را متقاعد کند که باز هم به آنجا برگردیم.

پرواز با کمی تاخیر انجام شد و این روز مصادف شد با برد تیم ملی فوتبال  ایران مقابل مراکش و دیدن فوتبال در بین راه به خاطره ای خوش برایمان تبدیل شد.

 

 

پیشنهادات گردش گری روزانه

در ادامه فقط برنا سخن می‌گوید او قصد برنامه ریزی روزانه برای گردش در گرجستان دارد:

بسته های گردشگری در گرجستان:

057.jpgعکس شماره 057: برنامه پیشنهادی اولعکس شماره 058: برنامه پیشنهادی دوم

  
059.jpg
 عکس شماره 059: برنامه پیشنهادی سوم
 

عکس شماره 060: برنامه پیشنهادی چهارم عکس شماره 061: برنامه پیشنهادی پنجمعکس شماره 062: برنامه پیشنهادی ششمعکس شماره 063: برنامه پیشنهادی هفتم

در جداول برنامه پیشنهادی روزانه بیان گردیده و برای هر روز اقامت شما در گرجستان برنامه ریزی شده است با کنار هم قرار یا تلفیق برنامه ها می توان برنامه ها را مطابق سلیقه خودتان عوض کنید.

 

سفر برای همه

اولین گام برای آنکه بتوانید سالیانه سفری دلچسب داشته باشید این است که عاشق سفر باشید اما عاشق سفر کیست و باید چه خواصی داشته باشد:

الف) گوش به زنگ

عاشق سفر مرتباً تورها، جاذبه های گردشگری و قیمتها را پی گیری می کند او مقاصد سفر، ایرلاینها و هتلها را می شناسد و همیشه گوش به زنگ است.

 

ب) کیف به دست

عاشق سفر برای سفر با شرایط خوب دل دل نمی کند کیف دستی او در دو ساعت بسته می شود و از آنجا که مقاصد و جاذبه های گردشگری را مورد بررسی قرار داده برنامه ریزی او خیلی طول نمی کشد.

 

 ج) خرید کم

خرید جزیی از سفر است ولی خرید در پاره ای از مواقع هزینه سفر را به صورت غیر واقعی بالا می برد هر چند شاید متقاعد کردن خانمها برای آنکه خرید نکنند بسیار سخت باشد ولی باید بدانید که خرید زیاد (بیش از نیاز سالیانه) بود و یا نبود سفر را زیر سوال می برد.

 

د) بدون غم

میزان لذت در سفر به خود شما ارتباط دارد یک اتفاق غیر برنامه ریزی شده در سفر می تواند به خاطره ای خنده دار تبدیل شود یا غم آن اتفاق لحظات خوش سفر را تحت تاثیر خود قرار دهد عاشق سفر اتفاقات غیر منتظره سفر را قسمتی از سفر می داند و این اتفاقات باعث نمی شود که لحظات خوب سفر را از دست بدهد.

اگر از امتحان عاشقی سربلند بیرون آمده باشید و خصوصیات یک عاشق سفر را دارا هستید ضمن تبریک به شما خودتان را برای گام بعدی آماده کنید.

 

گام دوم یاداشت هزینه های روزانه

در ابتدا از شما می خواهم هزینه های روزانه های خودتان را یاداشت نمایید در این گام قرار نیست صرفه جویی نمایید فقط هزینه ها را یاداشت می نمایید منتهی این یاداشت باید با فصل بندی باشد و هر هزینه در فصل خود قرار گیرد فصل ها می توانند خوراکی، پوشاک، بهداشتی، دارو و درمان، فرهنگی، هدیه، بنزین و ... باشد. برای اینکار می توانید از اپلیکیشن های مخصوص این کار استفاده نمایید مثلاً "خانه ما " اپلیکیشن مناسبی است.

بعد از گذشت سه ماه هزینه ها را مورد بررسی قرار دهید و مشخص نمایید سهم هر یک از فصول چند درصد می باشد مثلا چند درصد صرف خوراکی کرده اید و یا سهم پوشاک چقدر از کل هزینه ها بوده است.

ماه چهارم را با اطلاعاتی که به دست آورده ایم قرار است پیش بینی کنیم و سعی می کنیم بیشتر از سهم هر گروه هزینه نکنیم از طرف دیگه اگر بتوانیم مثلاٌ کمی جلو خودمان بگیریم و از فصل خوراکی رستوران نرویم و یا فست فود نخریم کمی شاید بتوانید صرفه جویی کنید این صرفه جویی قسمتی از هزینه سفر سالیانه شما را تشکیل می دهد مثلا اگر سهم پوشاک سالیانه خود را هزینه نکنید همان مبلغ را می توانید در مقصد با کیفیت و قیمت مناسب تری خرید کنید پس خرید شما در سفر نباید ایجاد هزینه اضافه کند فقط هزینه سالیانه پوشاک خود را جمع کرده اید و در مقصد سالیانه با قیمت و کیفیت مناسب تری خریداری نموده اید."خدا رو شکر مشکل خرید خانمها حل شد."

 

 گام سوم اختصاص فصلی به عنوان سفر

اما در هزینه ها باید فصلی به عنوان هزینه سفر اختصاص یابد که از درآمد ماهیانه مبلغی به این فصل اختصاص یابد در نمودار زیر هزینه های یک سفر و محل تامین اعتبار هر یک نوشته شده است:

عکس شماره 0064: هزینه های سفر و فصلهای تامین اعتبار آنها

به این ترتیب مبلغ اختصاص یافته در سال برای فصل سفر تعیین می کند که مقصد شما کجا باشد.

 

چند نکته مهم:

1- اگر عاشق سفر هستید اولویت خود را سفر قرار دهید به این معنی که سفر از تغییر مبلمان، موبایل ممکن است اولویت بیشتری داشته باشد.

2- فصل شلوغ را برای سفر انتخاب نکنید

3- از طریق نوشتن و یا اسپانسری می توانید قسمتی از هزینه های سفر را تامین کنید.(به هتلها در فصل خلوت ایمیل بزنید و از آنها بخواهید که تدوین سفرنامه و یا معرفی آنها در صفحه شخصی خودتان به شما اقامت چند روزه دهند)

4- بعضی از ایرلاینها به ازای پرواز سالیانه و مرتب به شما پرواز رایگان سالیانه هدیه می دهند.

در پایان فقط به بیان یک نکته بسنده می کنم زندگی مشترک پر از فراز و نشیب هست آنچه عبور از این فراز و نشیب را راحت می کند خاطرات خوش با هم بودنهاست شاید ارزش داشته باشد کمی بیشتر برایش هزینه کنیم

برقرار و خوش سفر باشید.

 

نویسنده : حامد پاسبانی

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.