Close

از نارین تا رویای شیرین (سفرنامه شمال)

4.7
از 20 رای
از نارین تا رویای شیرین + تصاویر

به نام خدا

 

مقدمه سفر:

اول قصد نوشتن این سفرنامه را نداشتم ولی بعد گفتم شاید موردی داشته باشد که به درد سفر بقیه بخورد. بعد از فکر کردن در مورد این که کجا بروم، آخر به این نتیجه رسیدم که دو شب در شهرهای شمالی اقامت داشته باشم. این ششمین سفر من به شمال بود و اولین تجربه سفر به تنهایی. البته چندین سال هست که تنها سفر می ­کنم ولی شمال بار اول بود. پارسال هم که به دورهمی لست سکند مجموعه اقامتی مزرعه قوها دعوت شدم فقط در رفت و برگشت به استان گیلان تنها بودم و بقیه سفر گروهی بود.

مشکل کمبود وقت در همه سفرهایم داشتم ولی باید بنا به علاقه ای که داشتم از وقتم برای سفر استفاده می کردم. تاریخ سفرم از 9 تا 12 مهر ماه بود. بلیط پرواز رفت را برای نوشهر می خواستم رزرو کنم که قیمت متوسط 305.000 تومان بود. یک اپ نصب کردم و 40.000 تومان تخفیف شامل بلیطم شد. از مدتی قبل به اقامت در یک هتل ساحلی نزدیکی نمک آبرود علاقه داشتم همان را برای یک شب به قیمت 200.000 تومان رزرو کردم و شب دیگر را بالاخره شهر رامسر انتخاب کردم چون رامسر را در سفرهای قبل ندیده بودم. برای یک نفر قیمت هتل ها کمی بالا بود اپلیکیشن شب را روی گوشی نصب کرده بودم. نگاهی انداختم یک سوییت که صاحبخانه هم در همان حیاط ساکن بودند رزرو کردم. من همیشه در هتل اقامت داشتم و اولین تجربه ­ام در اجاره سوییت بود. البته برای یک شب اضافی احتمالی هنوز جایی در نظر نگرفته بودم ولی برنامه ریزی احتمالی کرده بودم.

 

روز اول:

شب قبل چمدان را بستم و در لحظات آخر هم چیزهایی اضافه کردم و طبق هواشناسی در آن مدت شهرهای مقصد باران نمی بارید. با خانواده خداحافظی کردم و یک تاکسی اینترنتی تا فرودگاه رفتم. البته منزلمان به متروی خط یک نزدیک بود و هر نیم ساعت یک قطار از سمت وکیل آباد به فرودگاه مشهد می رفت. پروازم ساعت 13:15 ظهر بود من زودتر به فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد رسیدم. تقریباً خلوت بود پروازم با هواپیمایی آسمان و فوکر انجام می شد. موقع گرفتن کارت پرواز خواستم صندلی­م کنار پنجره باشد که دید دریا داشته باشم (چون اولین بار بود هوایی به شمال کشور سفر می کردم) پرواز بدون تاخیر بود.

بیشتر مسافران خانواده بودند. ماسک زدن اجباری بود و موقع سوار شدن هم یک پک بهداشتی شامل ماسک، دستکش و دستمال ضدعفونی کننده دادند. ولی طبق معمول که درخواست صندلی کنار پنجره می دهم دقیقاً روی بال جا دادند که چیزی از بیرون پنجره دیده نمی شد. زمان پرواز 1:20 اعلام شد. کسی کنار من ننشست و از نیمه راه بندرترکمن و دریا را دیدم نزدیکی های نوشهر قله برفی دماوند از آن طرف پنجره و بالاتر از ابرها به زیبایی دیده می شد. هواپیما دور زد و میان ابرها بودیم و تا قبل فرود آسمان ابری بود. احساس کردم هواشناسی اشتباه بوده و بارندگی هست ولی خب هوا گرفته و ابری بود. از هواپیما پیاده شدیم فرودگاه نزدیک ساحل بود و با منظره ای زیبا رو به رو شدم فرودگاه کوچک که یعنی نیاز به سوار شدن به اتوبوس نبود.

 

IMG_20200930_144808.jpg
فرودگاه نوشهر

داخل سالن فقط یک نقاله بار وجود داشت.

 

IMG_20200930_144951.jpg
نقاله بار

اولین چمدان مال من بود که آمد و برداشتم از سالن خارج شدم. قیمت تاکسی را پرسیدم گفتند تا هچیرود محل اقامتم 60.000 تومان می شود. فرودگاه داخل شهر بود. البته این هزینه تاکسی را جایی و در سفرنامه ای نخواندم چون معمولاً بقیه با ماشین شخصی­شان به شمال سفر می کنند یا اقوامشان برای استقبال دنبالشان آمده بودند و یا هتلشان همان نزدیک بود. بالاخره با یک تاکسی 50.000 تومان به صورت دربست توافق کردم و تا رسیدن به مقصد جاده را نگاه می کردم البته از نوشهر تا چالوس، هچیرود و نمک آبرود به هم پیوسته بود و با یک پل از هم جدا می شدند.

 

IMG_۲۰۲۰۱۰۰۸_۲۳۱۵۳۸.jpg
به سمت هچیرود

بعد از پل هچیرود هتل کوچک نارین کنار جاده بود و راننده رو به روی ورودی ایستاد و گفت: دیگر از این بیشتر نمی توانم بروم. من هم البته توقع نداشتم تاکسی وارد سالن هتل بشود! تشکر کردم و کرایه را پرداختم. هتل دو طبقه بود بدون آسانسور. پذیرش نزدیک ورودی بود و اتاق از قبل در طبقه دوم مشخص شده بود و از نمای هتل دو برجک دیده می شد که به خاطر همین راه پله مارپیچ داشت.

 

f7.jpg
راه پله هتل

هتل در حال بازسازی بود و اتاق من هم به تازگی مورد بازسازی قرار گرفته و خوب بود، با اینکه اندازه بسیار کوچکی داشت. یک تخت تقریباً دو نفره با میز و آینه، کمد دیواری و سرویس بهداشتی بود. در اتاق با کلید باز و بسته می شد. پنجره ها هم کمی بالا بودند ولی نور داشت.

 

f8.jpg
اتاق هتل نارین

هتلم را اینجا انتخاب کرده بودم تا به تله کابین و چند جای دیگر نزدیک باشم ولی حالا که قصد رفتن به رامسر داشتم تفریحم را آنجا انتخاب کردم. قبلاً سوار تله کابین خط یک نمک آبرود که مسیر طولانی تر از خط 2 داشت شده بودم خیلی عالی بود. تا شب برنامه ای نداشتم هتل کنار جاده و پشت به دریا بود. از در پشتی به ساحل رفتم تا پیاده به هتل پارسیان خزر بروم. البته فکر می کردم باید نزدیک باشد. ساحل آرام و خلوت بود. کمی جلوتر که رفتم یک رودخانه به دریا می ریخت.

 

1111111111.jpg

f1.jpg
رودخانه ای که به دریا می ریخت

یک نفر موتوری از آنجا رد شد. عمقش زیاد نبود ولی باز هم دو بار امتحان کردم چون دوربین همراهم بود صرف نظر کردم.

 

f2.jpg
پلی بین هچیرود و نمک آبرود

 از داخل یکی از رستوران ها که به جاده راه داشت رد شدم و از بالای پل و جاده به مسیرم ادامه دادم. درب اصلی هتل از خیابان تا ورودی ساختمان یک کیلومتر و جنگلی بود باید برای امنیت بیشتر با ماشین طی می شد؛ چون نورپردازی و دوربین مدار بسته نداشت. بوته های زیاد تمشک به چشم می خوردند.

 

هچ1.jpg

بوته های تمشک داخل محوطه هتل پارسیان خزر

نزدیک ساختمان هتل پارکینگ بود و آبنما قرار داشت. از لابی هتل رد شدم تا به سمت ساحل بروم (دوست داشتم موقع برگشت از رامسر یک شب آنجا اقامت داشته باشم هزینه یک شب اقامت در اتاق یک تخته شرقی رو به جنگل574.000 تومان بود.) البته از سمت راست ساختمان و رد شدن از فضای سبز امکان رفتن به ساحل بود. بعد از لابی به سمت ساحل پله ها را پایین رفتم. مسافران در حال جنب و جوش بودند و کنار ساحل عکس می گرفتند. با یک خانم مشغول صحبت شدم. یک کافی شاپ با چشم انداز زیبایی رو به دریا بود. کمی عکس گرفتم و به ساحل رفتم. موقع برگشت پارکش نمای قشنگی رو به جنگل داشت. نیمکت، آلاچیق و یک درخت بزرگ تو خالی که بعضی کنارش می ایستادند و عکس می گرفتند.

 

هچ2.jpg

هتل.jpg

هچ6.jpg

هچ4.jpg
محوطه و ساحل هتل پارسیان خزر

نزدیک غروب به هتلم برگشتم. با وجود هوای عالی نیاز به پوشیدن لباس گرم نبود. شب را در رستوران فضای باز رو به دریا کمی نشستم، بعد چمدانم را بستم تا صبح اتاق را تحویل بدهم و زمانبر نباشد که فردا صبح به سمت چالوس و نوشهر بروم. ساعت صرف صبحانه در هتل 8:30 بود و برای من که صبح زود بیدار می شدم دیر بود یا باید صرفنظر می کردم. بعد از شام زنگ هشدار ساعتم را برای صبح زود فعال کردم و خوابیدم. 

 

f3.jpg
ساحل هچیرود

 

f4.jpg
چشم انداز ساحل از داخل هتل

روز دوم:

صبح با صدای زنگ بیدار شدم و به کنار ساحل رفتم. زیراندازم را پهن کردم و کمی عکس گرفتم به جز طبقه همکف از طبقه اول پشت هتل به رستوران قسمت فضای باز پله داشت.بعضی مردم کنار ساحل ورزش می کردند یا قدم می زدند. هنوز برای صبحانه زود بود و از پذیرش پرسیدم چطور به سمت نوشهر بروم؟ توضیحی دادند و بعد به رستوران هتل رفتم. منظره زیبایی هنگام صبحانه خوردن بود شنیدن صدای امواج دریا و چند مرغ دریایی کنار ساحل که دیدنشان لذت بخش بود. در رستوران بهداشت به خوبی رعایت می شد. منو را می آوردند و صبحانه به صورت سرد و گرم بود باید انتخاب می کردیم.

 

f6.jpg
فضای باز رستوران

من چای و نیمرو انتخاب کردم بعد از خوردن صبحانه اتاق را تحویل دادم و کارت ملی ام را گرفتم. چمدان را به هتل امانت سپردم تا وقتی از نوشهر برمی گردم، با یک کوله پشتی به ایستگاه تاکسی خطی مسیر هچیرود به چالوس رفتم. دو نفر دیگر هم منتظر تاکسی بودند گویا کمی تاکسی دیر کرده بود سوار شدم و پول خرد همراهم بود (البته از نظر بهداشت در این ایام کرونا شاید پرداخت وجه نقد درست نبود ولی تاکسی ها کارت خوان نداشتند). موقعیت مکانی گوشی راهنمای من در سفر بود و مسیر روی نقشه را نگاه می کردم. در چالوس به یک میدان رسیدیم و ایستگاه آخرش بود پیاده شدم بعد از یک پل رد شدم.

 

f9.jpg
پل بین چالوس و نوشهر

و به سمت ایستگاه تاکسی های خطی چالوس به نوشهر رفته و سوار شدم (این مسیری که از هچیرود تا نوشهر رفتم کوتاه بود چون شهرها خیلی به هم نزدیک هستند. هر مسیر 3000 تومان شد). نزدیک میدان آزادی نوشهر پیاده شدم بازار روز را ببینم. خوشبختانه هنوز شلوغ نشده بود و به قسمت میوه و تره بار تازه رفتم و نگاهی انداختم میوه ها مثل آووکادو، زغال اخته، پسته تازه، سبزیجات تازه مثل نخودفرنگی و فلفل و ... بود. بعد از دیدن خیابان زیبای نزدیک بازار روز که درختان بلندی کنار پل داشت قصدم بازدید از باغ گیاه شناسی نوشهر بود.

 

f13.jpg

12f.jpg

f10.jpg
بازار روز نوشهر

با یک تاکسی تا درب ورودی رفتم.

 

f26.jpg
باغ گیاه شناسی نوشهر

نگهبان پرسید دوربین دارید؟ گفتم: نه با گوشی عکس می گیرم. قیمت بلیط ورودی را دقیق نمی دانستم. بلیط 5000 تومانی خریدم و داخل شدم راهنما نداشت بعضی جاها تابلوی کوچکی کنار درخت یا گیاه بود که در موردش توضیح مختصری نوشته شده بود.

 

f18.jpg

20f.jpg

f23.jpg

121.jpg

f17.jpg

f15.jpg

باغ گیاه شناسی نوشهر

سعی کردم همه جایش را ببینم پروانه های قشنگ دور و بر گل و گیاهان در حال پرواز بودند. آنجا هم بوته تمشک پیدا کردم. چون معمولاً هر جا طبیعت گردی اطراف رودخانه های شهر خودمان می روم وجود دارد، شمال هم که داشت. چند پل کوچک چوبی و یک کلبه بود. یک درخت موز هم اول مسیر دیدم که میوه داشت. گربه ای اطراف کلبه چوبی دنبال غذا می گذشت انگار اهلی بود دور و بر آدم هایی که رد می شدند خودش را روی زمین می انداخت من دوست نداشتم نزدیکم بشود ولی همان طور دنبالم می آمد.

 

هچ5.jpg

نزدیک کلبه زیر یک درخت خمیده جایی برای نشستن داشت از دور فکر کردم سیب روی زمین ریخته ولی نزدیک شدم میوه های بزرگ و سبز کمی شبیه گریپ فروت با پوست چروک که نفهمیدم اسمش چه بود.

 

IMG_۲۰۲۰۱۰۰۵_۱۰۲۰۲۳.jpg

f21.jpg
میوه عجیب یک درخت

جای قشنگی بود و محیط جنگلی داشت. دو ساعتی آنجا بودم. بعد بیرون آمدم و از جلوی اداره بنادر نوشهر رد شدم و تا ایستگاه تاکسی آمدم. سوار شدم به چالوس که کاخ چایخوران و بام چالوس را ببینم ولی گفتند کاخ بسته است منصرف شدم و فقط بازار روز چالوس را دیدم و بعد به سمت هتلم در هچیرود برگشتم. ساعت 14 بود قبلش به اینکه از ترمینال چالوس با اتوبوس های بین شهری تا رامسر بروم فکر کرده بودم ولی گفتم تاکسی راحت تر می شود. از هتل درخواست تاکسی کردم و از پذیرش هزینه را پرسیدم گفتند دقیق نمی دانند پس اعتماد کردم و با خود گفتم راهی است که باید رفت. گفتم شاید 100.000 تومان بشود. در مسیر چالوس تا سلمان شهر مراکز خرید لباس زیاد بود. از شهرک زیبای امیردشت کلارآباد رد شدیم.

در مسیر از راننده پرسیدم تا سلمان شهر (متل قو) کرایه چقدر می شود گفت: 35.000 تومان آن هم برای 10 دقیقه که بیشتر راه نبود و بعد دیگر حساب به دستم آمد. ترافیکی نبود و تا محله ای که محل اقامتم بود یک ساعت بعد رسیدیم. بانک هم سرکوچه بود گفتم چقدر می شود. راننده با ملایمت گفت: 170.000 تومان. پرسیدم زیاد نیست؟ گفت: نه دیگر. ولی احساس کردم زیاد است. حالا یک ساعت از هچیرود تا رامسر شده باشد بعد از هتل می پرسم. شب قبل یک سوییت در رامسر اینترنتی به مبلغ 120.000 تومان رزرو کرده بودم. به شماره تلفن همراه صاحبخانه زنگ زدم گفت: الان دم در می آیند. دختر جوانی با یک کودک به استقبالم آمدند و وارد حیاط شدم رو به روی در ورودی محل زندگی صاحبخانه ساختمان دو طبقه و نوساز بود. چند خانم داشتند توی حیاط به کارهای روزمره شان می رسیدند. سمت راست هم خانه قدیمی تر و دوطبقه که طبقه اولش چند جفت کفش بود و خبر از اقامت خانواده ای را می داد. کارت ملی ام را دادم و کلید روی قفل در بود. از پله ها بالا رفتم. گفتم کمک نمی خواهم و چمدانم را از پله ها بالا بردم. یک حال و یک اتاق خواب.

 

IMG_20201002_074131.jpg
اتاق محل اقامتم در رامسر

همه چیز داشت و تمیز بود وسایل داخل چمدان را که نیاز داشتم روی ملحفه ام پهن کردم. بعد از تعویض لباس پیاده به سمت بازار ماهی فروشان رامسر رفتم. بازار روز هم نزدیکش بود. گاهی دوست دارم قدم بزنم تا شهر را ببینم. متوجه طی مسافت نشدم با این که از بلوار معلم معروف دور بودم به چهارراه رسیدم.

 

هچ9.jpg

رام1.jpg
مسیر نزدیک کاخ رامسر

رو به رویم هتل قدیم رامسر بود. به سمت راست که رفتم (جنگل و دریا در رامسر نزدیک هم بودند) آبگرم بسته بود و برای دیدن کاخ موزه رفتم. باز بود. سمت چپ ورودی از باجه بلیط را به قیمت 24.000 تومان خریدم. ساعت بازدید 9 صبح تا 18:30 عصر بود. اجازه عکاسی با دوربین نبود. اول قسمتی کوچکی را دیدم که کاشی های زیبایی داشت.

 

moo1.jpg

 

سمت دیگر حوض گرد و آبی رنگ که در آن چند فیل ماهی به این طرف و آن طرف می رفتند و به محیط ساکت باغ جان می بخشیدند.

 

f29.jpg
حوض جلوی کاخ

کاخ مرمر در دوره پهلوی و توسط هنرمندان ایرانی بنا شده و چشم انداز زیبایی به کوه داشت. اولین قسمت قبل از ورود به کاخ باید از کاور پلاستیکی برای کفش ها استفاده می کردیم چون مکان تاریخی بود. اینجا مبلمان سلطنتی و تابلوهای زیبایی قرار داشت و مبلمانی که در قسمت هایی از آن از شاخ بوفالو استفاده شده بود. اشیای قدیمی و سرویس بهداشتی که از جنس چینی بود. در اتاقی سرویس چینی بسیار زیبا و وسایل لوکس بود. وقتی بیرون آمدم درخت کج و بلندی بود که نظرم را جلب کرد.

 

d4.jpg

d8.jpg

d6.jpg
مبلمان و تابلوهای کاخ مرمر

یک حمام جدا در قسمت دیگری از کاخ قرار داشت و با اشیا و مجسمه به حالت گذشته به نمایش گذاشته شده بود. بعضی جاها را نگاه کردم و عکسی نگرفتم. قسمت دیگری از آثار به دست آمده در نزدیکی های رامسر بقایایی از ظروف و اشیا و ابزار آلات جنگی دیده می شد.

 

IMG_20201001_175155.jpg

IMG_20201001_174650.jpg

 

 بعد موزه ای در دو طبقه که با عاج فیل اشیا و وسایل تزیینی ساخته شده بود و لوستری از شاخ گوزن و نگاهم در یکی از اتاق ها به سقف گچ کاری شده زیبا افتاد.

 

IMG_20201001_175746.jpg

IMG_20201001_175453.jpg

IMG_20201001_175917.jpg
وسایل ساخته شده از عاج فیل

بازدید از موزه ها تمام شد بیرون آمدم و به گوشه ای از باغ که درختان بامبو جای قشنگی برای عکاسی بود رفتم و در آخر به چشمه ی آب شیرین که زمانی آب شرب این مجتمع را تامین می کرد نگاهی انداختم.

 

30f.jpg

f27.jpg

IMG_20201001_175334.jpg
درختان بامبو و چشمه در محوطه باغ

هوا رو به تاریکی بود. موزه هم به زودی بسته می شد که از پارکینگ خارج شدم و به پارک ملی رو به روی هتل پارسیان رامسر رفتم که چند نفری کنار حوض ها نشسته بودند.

IMG_20201001_181226.jpg
پارک ملی رامسر

از بلوار معلم به سمت محل اقامتم می رفتم که یک نانوایی دیدم و برای صبحانه فردا نان خریدم. روی دیوار مغازه ای شال های بافتنی زیبا دیده می شد و دو خانم نشسته و مشغول قلاب بافی در مغازه شان بودند. شال هایی زیبا که مناسب فصل پاییز بود. کلید ورودی حیاط دستم بود و طبقه پایین یک خانواده اقامت داشتند. سلام علیکی کردیم و قرار شد فردا به سمت ییلاقات رامسر برویم. شام خوردم و هنوز نیازی به روشن کردن بخاری نبود. وسایل لازم برای طبیعت گردی فردا را آماده کردم و ساعت هشدار گوشی ام را فعال کردم و بعد به هتل نارین زنگ زدم تا برای کرایه تاکسی که راننده از من گرفته بودم بگویم که زیاد بود ولی بعد پیگیری گفتند که مبلغ عادلانه بوده و خوابیدم.

 

روز سوم:

صبح بیدار شدم و کتری روی اجاق گاز بود. چای گذاشتم و با نانی که دیشب خریده بودم صبحانه خوردم و البته برای همراه شدن امروز با همسایه به احساسم اهمیت دادم و آدم های خوبی به نظر می رسیدند. منتظر شدم تا همسایه خبر بدهند و راه بیفتیم. چمدان را صبح به خانم صاحبخانه سپردم و کارت ملی ام را پس گرفتم. بعد نگاهی به خانه انداختم تا چیزی جا نمانده باشد. به راه افتادیم و مسیر نزدیک رامسر اول به سیاسان و اربه کله رفتیم چون اولین ییلاقاتی که می رفتیم بود (به نظر من از بقیه جاها قشنگ تر بود) جاده سیاسان سربالایی بود و زوج مسنی سر صبح پیاده روی می کردند. بعضی جاها که منظره قشنگی داشت می ایستادند تا من عکس بگیرم و بعد به اربه کله برویم که در مورد معنی اش را برایم گفتند اربا یعنی خرمالو و کله به معنی کوه و بلندی است. رودخانه هم داشت.

 

سیا2.jpg

سی1.jpg

اربه3.jpg

اربه2.jpg

مسیر ییلاقات سیاسان و اربه کله

 

 

کتالم را از دور کنار جاده مسیر آمدن به رامسر دیده بودم خانه هایی که در ارتفاع با سقف های رنگی لای پوشش جنگلی و کوه ساخته شده بودند. اول به سمت جنگل دالخانی که موقع آمدن تابلو اول جاده هریس را نشان می داد و به سمت همین جنگل زیبای دالخانی می رفت. اصلاً فکرش را هم نکرده بودم این جاهای زیبا را بتوانم ببینم.

اول هفته و خلوت بود البته این جاها را اگر بخواهیم به قدر کافی لذت ببریم باید یک روز صبح تا شب بمانیم چای و ناهاری بخوریم. ولی برای من که بار اول بود همین سکوت و سرسبزی مسیر قشنگ بود جاده به طرف جنگل دالخانی پرپیچ و خم و یک مسیر رفت و برگشت داشت. اکثر جاها دو طرف و بالای جاده پر از درخت و چمن روی زمین بود.

 

IMG-20201007-WA0005.jpg
جنگل دالخانی

مسیر در ادامه به ییلاقات مثل لیماکده و گرسماسر نمکدره و جنت رودبار می رسید. سد مجیران به مسیرمان نزدیک بود ولی از یکی شنیدیم مسیرش بسته است و موقع برگشت از جاده گفتند به قلعه مارکوه برویم. این قلعه تاریخی مربوط به پس از اسلام بود و به ثبت آثار ملی ایران هم رسیده بود. پله ها با فاصله کمی از هم قرار داشتند. با احتیاط بالا رفتیم چون شیب و اطرافش پر از درخت بود.

ق3.jpg

ق2.jpg
راه پله قلعه مارکوه

به بالای قلعه که رسیدیم وسط پله ها خانواده ای در حال لایو گرفتن بودند و از آن طرف هم جملات وای چه جای زیبایی می شنیدند و ذوق می کردند. ایستادیم تا تمام بشود و رد شویم و با منظره زیبایی مواجه شدم.

 

ق1.jpg

IMG_20201002_104730.jpg

ق6.jpg

ق5.jpg
قلعه مارکوه یک قلعه جنگی که از سنگ و ساروج و گچ ساخته شده بود.

دیوارهایی با سنگ های فرسایش یافته با رنگ روشن که 4 برج داشته و البته از قلعه به جز دیواره ها چیز زیادی به جا نمانده بود. دریا دیده می شد. هوا صاف بود. کمی مناظر را نگاه کردم و از هم عکس گرفتیم و برگشتیم. آن خانواده قبلاً هم آمده بودند و برای من توضیحاتی راجع به ییلاقات اطراف می دادند و می گفتند مثلا آنجا باغات کیوی هست.

 

قل2.jpg

ق7.jpg
چشم انداز قلعه به کوه

وقتی پایین رفتیم نزدیک پارکینگ تعدادی کندوی زنبور عسل دیدیم. بعد به محل اقامت برگشتیم و با همه خداحافظی کردم و باید به هتلی که تازه به قیمت 150.000 تومان رزرو کرده بودم می رفتم. از کنار خیابان تاکسی گرفتم. به راننده آدرس دادم موقعیتش کوچه ای بین خیابان اصلی جاده و یک کوچه هم با ساحل فاصله داشت. دهکده ساحلی رامسر در نزدیکی بود. هتل آپارتمان کوچک در چهار طبقه و زیبا بود. پذیرش رفتار خوبی داشتند. لابی کوچکی داشت و رستوران یا همان کافی شاپ در طبقه همکف بود. من را به اتاقم در طبقه دوم راهنمایی کردند اتاق من دوتخته بود اتاق های دیگر یک یا دو خواب هم داشتند. آسانسور و پارکینگ داشت. سرویس بهداشتی اتاق فرنگی بود و تراس کوچکی رو به کوچه داشت وسایلم را در اتاق گذاشتم و به ساحل رفتم ساحلی نه چندان تمیز و سنگی بود.

 

IMG_20201002_125147.jpg

IMG_20201003_090622.jpg

dfd.jpg

IMG_20201002_125757.jpg
هتل رویای شیرین

با این حال کودکان به آب بازی علاقه داشتند و با والدینشان داخل آب می رفتند. پاراگلایدر هم از بالای سرمان رد می شد و برای بعضی تفریح خوبی بود.

 

ر1.jpg
ساحل نزدیک هتل

 

IMG_20201002_125054.jpg
یکی از خانه هایی که دیوارشان پر از گل بود.

به هتل که برگشتم از مسئول پذیرش پرسیدم کجا ساحل شنی این نزدیک دارد؟ گفتند پلاژ صدف که نزدیک تله کابین است. برای تله کابین و بام رامسر از پذیرش خواستم برایم تاکسی بگیرند. در رامسر تاکسی بیسیم 1824 بود و امنیت داشت که برای رفت و آمد تا شهرهای دیگر هم استفاده می شد. برای ییلاق جواهرده هزینه رفت را پرسیدم. راننده گفت: فقط رفت 100.000 تومان حالا با تخفیف چون مسافر زیاد نیست 80.000 تومان می شود. با خودم حساب کردم چند ساعت توقف و برگشت هزینه زیادی برای یک نفر می شود.

جاده به سمت تله کابین مستقیم بود. ورودی مجموعه کمی شلوغ بود پیاده شدم پول همراهم نبود و از داخل مجموعه که بانک داشت پول برداشتم و کرایه تاکسی را به مبلغ 10.000 تومان پرداختم بعد بلیط تله کابین را به مبلغ 50.000 تومان خریدم. همراه داشتن وسایل آتش زا مثل پیک نیک که بعضی همراه داشتند ممنوع بود و معمولا ًخانواده با هم تا 4 نفر سوار یک تله کابین می شدند. من تنها بودم (یاد تله کابین سفر مالزی افتادم که مسیر طولانی تر داشت و آنجا هم یک نفر بودم. ولی شیبش از همان اول شروع می شد، کمی استرس داشتم). اینجا اول نصف مسیر صاف و بعد شیب می شد.

 

IMG_20201002_135241.jpg

ت7.jpg
تله کابین رامسر

خدا را شکر هوا ابری نبود مناظر و دریا به خوبی دیده می شد. عکس و فیلم گرفتم وقتی به بالا رسیدم یک هتل با کلبه های چوبی داشت که اقامت کلبه دو تخته اش در سایت های اینترنتی از 670.000 تومان شروع می شد. کافی شاپ هم داشت تا جایی که می شد پله های مسیر جنگلی را بالا رفتم و بعد برگشتم.

 

ب11.jpg

ت2.jpg
بالای کوه

در مسیر ایستگاه زیپ لاین و پل چوبی بود. اگر کسی دوست داشت با پرداخت مبلغ 40.000 تومان با توجه به شرایط که روی تابلویی نوشته شده بود استفاده می کرد.

نسیم خنکی می وزید در آخر هم از پله های فلزی باریک مسیر برگشت طبقه بالای ایستگاه تله کابین بالا رفتم و بام رامسر را دیدم که منظره زیبایی از ساحل دریا دیده می شد.

 

ت6.jpg

ر2.jpg
چشم انداز بام رامسر

یک ساعتی نشستم و بعد دل کندم و برگشتم. باز هم تنها بودم وقتی پیاده شدم به سمت ساحل رفتم بعضی به قسمتی که پله داشت و حالت سد خاکی گرد بود می رفتند ولی من از مجموعه بیرون آمدم و به پلاژ صدف رفتم ساحلش شنی و محیط آرامی داشت مدتی قدم زدم چند خانواده بودند و امکان قایق سواری هم داشت.

 

صدف1.jpg

f30.jpg
ساحل صدف و گل های زرد که همه جا به چشم می خوردند

بعد هم کنار جاده آمدم و با تاکسی به مبلغ 10.000 تومان به هتل برگشتم. فلاسکم را پایین بردم تا از کافی شاپ آب جوش بگیرم. بعد از پذیرش پرسیدم ساحل نزدیک آنجا هست که برای شب بروم؟ گفتند: بله نزدیک دهکده ساحلی رامسر هستیم که مردم تا آخر شب در رفت و آمدند. در اتاق چای خوردم و به ساحل مورد نظر رفتم. موزه مردم شناسی رامسر که روزها برای بازدید مردم باز بود چند مغازه و رستوران نزدیکش یک پارکینگ داشت و چند نفری روی سنگ ها نشسته و در حال ماهیگیری بودند یا آواز می خوانند. من هم مدتی نشستم و مشغول تماشا کردن موج ها بودم که یک نفر ماهی کوچکی گرفت. ساعت12 شب برگشتم ولی هنوز مردم نشسته بودند. چمدانم را بستم تا فردا از آخرین روز اقامت به خوبی استفاده کنم. با مبلغی که راننده تاکسی امروز برای ییلاق جواهرده گفته بود منصرف شدم و مسیر نزدیک تری مثل پارک جنگلی صفارود را انتخاب کردم.

 

روز چهارم:

صبح زود بیدار شدم و اتاق را تحویل دادم و صبحانه خوردم یک تاکسی بیسیم گرفتم. وقتی جلوی هتل آمد مسیر را پارک جنگلی صفارود گفتم وقتی دیدم قیمت مناسب گفت، برای جواهرده پرسیدم که کلاً رفت و برگشت تا جواهرده و توقف برای عکاسی و دیدن آبشار و پارک جنگلی صفارود با 150.000 تومان به توافق رسیدیم. راننده خوش اخلاقی بود، در مسیر از مهمان ها و جاهای زیبای رامسر تعریف کرد و چند جا برای عکس گرفتن توقف کردیم.

 

safar.jpg

جو10.jpg

جو8.jpg
مسیر ییلاق جواهرده

چند آبشار کوچک در مسیر بود و یک رستوران به اسم درمد که گویا از قدیم بوده و کمی ظاهرش تغییر کرده بود. سربالایی می رفتیم تا به جواهرده رسیدیم. کنار یک چشمه که آب بسیار خنکی داشت ایستادیم.

 

جو12.jpg

از کوچه پس کوچه های جواهرده که می گذشتیم راننده گفت یک مسجد تاریخی به اسم آدینه در روستا هست که یک بار آتش گرفته و الان بازسازی شده و من هم مشتاق دیدنش شدم. جلوی ورودی راننده ماند، تا من آنجا را ببینم. وارد شدم اول کسی نبود. اطراف و منظره بسیار زیبایی رو به رویم بود مثل یک تابلوی نقاشی. با خود گفتم داخل مسجد را ببینم فقط از بیرون و لای در عکسی گرفتم و همان طور که در را می بستم دیدم یک آقایی به سمتم می آید دوربین عکاسی گردنم بود.

گفت: دوربین حرفه ای دارید برای کجا عکس می گیرید؟ گفتم: برای خودم گاهی سفر می روم و سفرنامه می نویسم. ادامه دادند پس بیایید توضیحی در مورد این مسجد برایتان بدهم. چند عکس از گذشته بنای مسجد تا به امروز روی دیوار بود و گفتند: که یک بار صاعقه باعث آتش گرفتن این مکان شده و بعد بازسازی کرده اند. چند شهید در آرامستان کنار مسجد دفن شده اند و یک نفر که غسالخانه آنجا را بنا کرده بود و بعد از فوتش در همان مکان به خاک سپرده شده بود.

م1.jpg

جو13.jpg

جو14.jpg

جو11.jpg

ww.jpg

225.jpg
مسجد تاریخی آدینه و فضای زیبای اطراف و عکس های قدیمی از مسجد

یک مقبره کوچک نزدیک ورودی محوطه مسجد که آرامگاه یکی از امام جمعه های مسجد آدینه بود، آخرین جایی که دیدم و بعد خادم مسجد برایم آرزوی موفقیت کردند و من هم از ایشان تشکر و خداحافظی کردم. از راننده عذرخواهی کردم کمی دیر شد و اشتیاق زیادی برای دیدن آبشار و پارک جنگلی داشتم. راننده می گفت: قسمت بیشتر از هر مکان زیبایی مسیر جایی هست که می رویم البته درست می گفتند. به آبشار قبل از صفارود رسیدیم و چند نفر مشغول عکاسی بودند تا خلوت شد من هم عکسی برای یادگاری گرفتم و نگاهی به اطراف انداختم.

 

ابش1.jpg

جو2.jpg

 

 

ابش4.jpg
آبشاری در مسیر

چند مغازه بود و از آنجا مستقیم به سمت پارک جنگلی صفارود رفتیم. قسمت ماشین رو بسته بود و راننده گفت: اگر باز بود با ماشین می بردمتان ولی اگر می خواهید از پله ها پایین بروید من هم بیایم؟ گفتم: نه خودم می روم. حالا از پله ها پایین رفتم درخت های بلند و نور از لابه لایشان کمی می تابید و برگشتم تا نزدیک پله ها ولی با خودم گفتم حالا که آمدم تا کنار رودخانه ادامه می دهم.

 

IMG_20201003_111757.jpg

صفا1.jpg

صفا2.jpg

صفا3.jpg
پارک جنگلی صفارود

معمولا جمعه ها مردم می آمدند و در قسمتی که فضا بازتر بود می نشستند ولی امروز شنبه بود و خلوت فقط صدای رودخانه به گوش می رسید. در جنگل کنار رودخانه جای مورد علاقه من شیب بود اول ترسیدم ولی بعد حالت زیگزاک پایین رفتم و مسیر را به خاطر سپردم کنار رودخانه رسیدم. کمی تماشا کردم بعد برگشتم و به راننده گفتم آنجا قشنگ بود ولی اگر می شود بالای رودخانه هم برویم. ادامه مسیر دادیم و در منطقه میان ولات توقف کردیم. کنار رودخانه سنگ بزرگی بود کمی نشستم و به صدای پرنده ها و آب آنجا البته با آرامش گوش دادم و برگشتیم.

 

لات میان2.jpg

لات میان.jpg
رودخانه مسیر میان ولات

 

شماره تلفن راننده را گرفتم تا اگر باز هم به رامسر آمدیم ما را به ییلاقات ببرند. به جلوی هتل که رسیدم تاکسی کارت خوان داشت و هزینه راپرداخت کردم و برای آخرین بار به ساحل رفتم. از هتل چمدانم را گرفتم و با تاکسی بیسیم به ترمینال رمک رامسر رفتم. به گفته بقیه بیشتر از یک ترمینال داشت. من بلیطم را اینترنتی رزرو کرده بودم برای همین زنگ زدم و از پشتیبانی سایت آدرس ترمینال را پرسیدم. ساعت 14:15 بلیط اتوبوس وی ای پی از رامسر به سمت ترمینال غرب تهران از آزادراه جدید داشتم. راننده خیلی خوب بود رفت و اول پرسید تا ببیند ترمینال را درست آمده ایم یا نه. اتوبوس را نشانم داد و بعد چمدانم را داخل بلیط فروشی کوچک ترمینال گذاشت تشکر کردم. قیمت بلیط بعضی شهرها روی برگه و دیوار نوشته شده بود. ترمینال امکانات خاصی نداشت فقط دو اتوبوس کنارش توقف داشتند و بارهایی که برای تهران فرستاده می شد اطرافم بود.

ساعت 14:30 بود که اتوبوس 25 نفره راه افتاد و بیشتر خانواده بودند به مرزن آباد که رسیدیم ترافیک به سمت تهران شدید شد ولی ماشین از سمت تهران یکی یا دو تا با زمان طولانی رد می شد. این بین 20 دقیقه اتوبوس توقف داشت. در مسیر چند خانواده کنار جاده و رودخانه چالوس توقف کرده بودند آنجا روی تابلویی نوشته شده بود 3 نفر در رودخانه چالوس در سال جاری غرق شده اند. آب ظاهر آرامی داشت ولی حجمش کمی زیاد بود باعث می شد بعضی برای عکس گرفتن داخل رودخانه بروند که خطر آفرین بود. کنار صندلی جای شارژر تلفن همراه بود و با گوشی سرگرم شدم و به خانواده در مورد مسیر گفتم. مشخص بود تا تهران همین طور خواهد بود و از بالای جاده پر پیچ و خم مسیر و چراغ های روشن ماشین ها دیده می شد باران هم اضافه شد و ماشین ها کندتر حرکت می کردند. بالاخره به آزادراه رسیدیم.

 

IMG_20201003_163419.jpg
عوارضی جاده

و ساعت 21:00 وارد تهران شدیم داخل اتوبوس مسافران پیگیر بازی پیروزی با یک تیم خارجی بودند. وقتی به ترمینال غرب رسیدیم و به کنار میدان آزادی آمدم مردم در حال خوشحالی برای پیروزی بودند. بعد یک تاکسی اینترنتی گرفتم تا فرودگاه مهرآباد بروم و جالب این که تا زنگ زدم تاکسی رو به رویم بود سوار شدم و ترمینال 2 پیاده شدم. (چون از آزادراه آمدم فکر می کردم زودتر می رسم و بلیط قطار اکونومی 5 ستاره فدک گرفته بودم ولی وقتی در مسیر فهمیدم به قطار نمی رسم کنسل کردم). دو تا پرواز به سمت مشهد بود و یکی بسته شد و ایران ایرتور که از ساعت 19:00 تاخیر داشت قرار بود 23:55 پرواز کند بلیطش را اینترنتی به مبلغ 250.000 تومان خریدم. البته پرواز زاگرس هم تاخیر داشت و از بلندگو اعلام می شد لطفا سالن را ترک نکنید و من هم ساعت 00:40 بامداد با تاخیر به سمت مشهد پرواز کردم و به خانواده خبر دادم که تقریبا 3 شب می رسم و گفتند به دنبالم می آیند تا به خانه برگردیم. سفرم به پایان رسید.

 

1111.jpg
فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد

هزینه کل سفرم  1.600.000 تومان شد.

به من خوش گذشت رفت و آمدهای بین راه و از اقامتگاهی به جای دیگر هم زیبایی خودش را داشت.

مولوی می گوید:    آب دریا را اگر نتوان کشید                                          هم به قدر تشنگی باید چشید

البته من این طور دوست داشتم سفر کنم مثلاً می شد سه شب را در یک جا اقامت داشت ولی من دوست داشتم تنوع داشته باشد. راننده ای که من را به جواهرده برد می گفت: مثلا اگر 4 نفر با هم سفر کنند هزینه تاکسی تقسیم بر چهار می شد و مبلغ زیادی نبود.

وسیله حمل و نقل و محل اقامت بستگی به علایق شخصی دارد. ارزان ترین راه سفر به شمال اتوبوس هست و اقامت در خانه های بومگردی و رزرو ویلا یا سوییت از سایت های معتبر در اینترنت که من هم استفاده کردم.

 

جاهای دیدنی شهرها:

نوشهر: باغ گیاهشناسی، بازار روز، پلاژ حسینی، در اطراف شهر تنگه دار و بندپی و...

چالوس: کاخ چایخوران، بام چالوس، بازار روز، رودخانه چالوس و اطراف تله کابین نمک آبرود و ساحل نمک آبرود

رامسر: تله کابین و بام رامسر، جنگل دالخانی، قلعه مارکوه، روستاهای کتالم، اربه کله، سیاسان و سد مجیران، بلوار معلم، کاخ موزه رامسر، آبگرم رامسر، موزه مردم شناسی در دهکده ساحلی و...

 

نویسنده: محبوبه

تمامی مطالب عنوان شده  نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات بر عهده نمی‌گیرد.

اطلاعات بیشتر

سفرنامه های مرتبط

نظرات کاربران (20 نظر)

× در حال پاسخ به:

علیرضا 24 اسفند 1399 ساعت 08:03

با سلام بسیار زیبا بود خصوصا عکس ها و توضیحات مسیر ، دست تان درد نکند سفرنامه خوبی بود.

ا.س 23 اسفند 1399 ساعت 13:56

سلام خانم محبوبه.
هم سفرنامه تون عالی بود و هم مناطقی که سفر کرده بودین و هم تصاویری که گرفته بودین.
شهامت شما هم در سفر تنها, ستودنی است .اگرچه متاسفانه درکشور ما اینطور سفر کردن جا نیفتاده.به امید روزی که این مشکل رو تو سفرها نداشته باشیم.
سلامت و تندرست باشید.

علی رضام 21 اسفند 1399 ساعت 22:24

تو کرونا سفر رفتین

سینا بیگی 20 اسفند 1399 ساعت 00:01

با سلام.احسنت بر شما. خوشحالم که بعنوان یک مسافر از تهران، تونستید در سفرنامه تان جزئیات رو بخوبی درج کنید. تا باشه از این سفر ها..... درضمن یه چیزی،،،،،با چه اجازه ای از منزل پدری اينجانب عکس گرفتید و اینجا به نمایش گذاشتید؟!! ههههههههه شوخی کردم. ولی از خونه مون عکس گذاشتید. واقعا تصادف عجیبی بود. خوش و پیروز و سربلند باشید.

محمد 19 اسفند 1399 ساعت 20:10

با عرض سلام خدمت شما و با تشکر از سفرنامه خوبتون همچنین این جسارت شما برای سفر تنهایی واقعا قابل تحسینه.
موفق باشید

مرضیه 19 اسفند 1399 ساعت 11:53

با عرض سلام و خسته نباشید سفرنامتونخیلی عالی و دلچسب بود امیدوارم روزای خوبی را داشته با

رضا سلطان 19 اسفند 1399 ساعت 08:20

سفرنامه زیبایی ست
با نگارشی خوب و دلچسب که آدمی را با خودش به همان راه و همان جاهایی که نویسنده طی کرده میبرد.
بسیار لذت بردم و ناگهان خود را در شمال زیبا دیدم!
ممنون از اینکه من را هم در ابن سغر مهمان کردید.
رضا سلطان
نایروبی، کنیا

منصي 18 اسفند 1399 ساعت 13:55

سلام
سفرنامه زيبايي بود كه جزئيات و نحوه رفت و آمد و هزينه ها به خوبي مطرح شده بود . برايتان سفرهاي بيشتر آرزومندم

میترا.د 18 اسفند 1399 ساعت 12:38

سلام ممنون از سفرنامه ی جذاب و البته عکسهای خیلی زیبایی که به اشتراک گذاشتین . سفرنامه شما و نحوه سفرتون خیلی بیشتر از سفرنامه هایی که از شهرهای شمال کشور خونده بودم خوندنی تر بود . با آرزوی سفرهای بیشتر و دیدنی تر

کامران یزدان پناه 18 اسفند 1399 ساعت 11:00

با درود و سپاس
ازتون تشکر می کنم بخاطر اینکه نگاه متفاوت خودتون به سفر رو با بقیه به اشتراک گذاشتید.
منتظر سفرنامه های جدید شما هستم و براتون آرزوی خوشحالی و موفقیت دارم.