سلامی دوباره به همراهان عزیز و لست سکندی های دوست داشتنی. سفری دیگر شروع شد، این بار متفاوت تر از همیشه، امیدوارم سفرنامه های قبلی من را خوانده باشید و با روحیات من آشنا باشید. خیلی ها پیام میدن میگن "عنوان سفرنامه های قبلیت رو دوباره اینجا
براتیسلاوا به پراگ، آغاز یک عاشقانه بسیار پیش می آید که شما دلتنگ کسی و یا جایی میشوید. جایی که قبلا حضور داشتید و میخواهید دوباره در همان حال و هوا نفس بکشید، مثل دلتنگ خانه بودن، مثل دلتنگ وطن بودن و یا مانند دلتنگ شهری
چکیده سفرنامه در این سفر، برای کشف داستان یک کارگر فاضلاب دوست داشتنی (ولی چشم هیز) به اسلواکی میروم و سپس در جستجوی راز اژدهایی سبز رنگ، پا به اسلوونی میگذارم. اصلا مگر اسلواکی و اسلوونی با هم فرق دارند؟! در جریان بمباران پالایشگاه براتیسلاوا بوسیله