سلامی دوباره به همراهان عزیز و لست سکندی های دوست داشتنی.
سفری دیگر شروع شد، این بار متفاوت تر از همیشه، امیدوارم سفرنامه های قبلی من را خوانده باشید و با روحیات من آشنا باشید.
خیلی ها پیام میدن میگن "عنوان سفرنامه های قبلیت رو دوباره اینجا بنویس تا بتونیم مروری دوباره کنیم". باشه چشم، این پایین مینویسم؛
1- سفر خاص و بی مانند به اروپا (لتونی، لیتوانی، هلند، فرانسه، بلژیک و ایتالیا)
2- سفر به سرزمین ماتادورها (اسپانیا - بارسلون و مادرید)
3 - از جنگل های مه آلود فرایبورگ، تا آبشارهای لاتربرونن و کوچه پس کوچه های میلان (آلمان، فرانسه، سوییس، ایتالیا)
پیشنهاد می کنم، این سه سفرنامه را هم حتما بخوانید و در پیام های پایین همین صفحه، چند سوال را جواب دهید.
اول اینکه آیا دوست داشتید، به این سبک سفر کنید؟ دوم، کدام سفر مورد علاقه شماست؟ و سه، دوست داشتید در کدام سفر همراه من بودید؟
بگذریم!
روند اخذ ویزا خیلی ساده از BLS در تهران(کارگزاری سفارت اسپانیا) انجام شد، پروسه آن را در سفرنامه اول نوشتم و تاکنون تغییری نداشته است. فقط از این شاکی بودیم که درخواست ویزای "مولتی" ما را تبدیل به ویزای سینگل و 90 روز اقامت و شش ماه اعتبار کردند، ولی نمی شد اعتراض کرد. شرایط کشور است دیگر.
برنامه ما به پیشنهاد همسرم، ایتالیاگردی مطلق بود، چون عقیده دارد، ایتالیا جاهای دیدنی بسیاری دارد و سفر دو سه روزه، نمی توان به درک عمیقی از ایتالیا رسید. پس برنامه سفر را فقط به ایتالیا میچینیم.
گشت و گذاری در اینترنت داشتیم، برای پیدا کردن بهترین بلیط ها، با اولویت نرخ پایین و قابلیت برنامه ریزی برای تاریخ و مدت سفر تور اروپا ما.
سایت کیوی KIWI (خارجی) را تازه پیدا کردم، سایت خوبیست، به او می گوییم از این تاریخ تا این تاریخ برای سفر از تهران به "اروپا" بهترین قیمت را پیدا کن، در کسری از ثانیه به تو نمایش می دهد. بقیه سایت ها فقط می توانند بهترین نرخ یک "کشور" یا یک "شهر" را پیدا کنند.
بهترین قیمت پرواز رفت، مربوط به تهران، استانبول و "وین اتریش" با هواپیمایی دوست و عزیز ما "پگاسوس ترکیه" است. ولی ما قصد سفر "صرفا" به ایتالیا داشتیم. امیدوارم با همسر صحبت کنیم و برای مسیر جدید راضی می شود.
سفر در تاریخ 17 شهریور 1404 از فرودگاه امام خمینی شروع شد.
سفر به هشت کشور زیبا و دیدنی در شانزده روز.
اتریش، اسلواکی، مجارستان، کرواسی، اسلونی، ایتالیا، سن مارینو و جمهوری چک
ساعت پرواز از تهران با هواپیمایی پگاسوس ساعت خوبی است، در زمان مناسب به اروپا می رسید. پرواز ساعت 1:55 دقیقه صبح است.
سفر راس ساعت مقرر انجام شد، با همان شرایط همیشگی (بدون پذیرایی مجانی، فقط با پرداخت پول برای منو انتخابی، با کارتخوان یا نقدی و نرخ ها به یورو)
نرخ های نوشیدنی و غذا منو داخل هواپیما، از قیمت های ایران و ترکیه گران تر و نزدیک به نرخ اروپاست.
توقفی کوتاه در استانبول، خرید مک دونالد همیشگی و پرواز مجدد.
حول و حوش ظهر بود که به وین اتریش رسیدیم. مامور کنترل پاسپورت، یک مقداری سخت گیر بود. سوالهایی که پرسید و جواب های ما:
+ ویزای شما از اسپانیاست. چرا به وین آمده اید؟
- چون پرواز وین از پرواز اسپانیا ارزون تر بود.
+ در سفارتخانه گفته اید به لیتوانی می روید؟
- بله به لیتوانی هم می رویم.
+ ولی ویزای شما سینگل است، جه طور به لیتوانی می روید؟
- با پرواز از درون حوزه شینگن به لیتوانی خواهیم رفت.
+مشکلی نیست.
-ممنونم.
بعضی اوقات این سوال ها هست، بعضی وقت ها هم نه، ولی تا حالا مشکل جدی برای ما پیش نیامده، ولی مامور کنترل مرزی حق دارد، از ورود شما به حوزه شینگن خودداری کند.
به هر حال به خیر گذشت.
از گیت عبور می کنیم و به سمت تحویل چمدان می رویم. منتظر میمانیم تا چمدان را تحویل بگیریم.
چمدان سبز رنگ همیشگی، که یار همیشگی سفرهای ماست، به سمت ما میآید. ولی کمی آزرده خاطر است. گوشه ای از او به خاطر جابجایی نادرست بار، یا در فرودگاه تهران یا استانبول و یا در وین دچار شکستگی شده ولی همچنان قابل استفاده است.
به سمت قسمت خسارت چمدان، در فرودگاه وین می رویم و چمدان را نشان می دهیم. فرم تعیین خسارت پر می کنیم و تحویل آنجا می دهیم. بعدا با ایمیل با ما مکاتبه کردند و 35 یورو خسارت به حساب بانکی ترکیه ما واریز کردند. (عدد بدی نبود)
از فرودگاه خارج میشویم، شرکتی که با آنها برای اجاره ماشین هماهنگ کرده بودیم نزدیک فرودگاه، منتظر ما بود. با هم به دفترشان داخل شهر رفتیم و قرارداد را امضا کردیم و مبلغ کرایه را پرداخت کردیم.
همچنان اعتقاد دارم، محوطه فرودگاه آیندهوون هلند، زیباترین محوطه فرودگاهی است که دیده ام؛ اگر خلاف نظر من را دارید، حتما در پیام ها بنویسید.
چند نکته که شاید برای اجاره خودرو مفید باشد؛
- شرکت های اجاره خودرو معروف، که در همه شهر ها شعبه دارند، سختگیرتر هستند و قوانین پیچیده ای برای ما ایرانی ها دارند. مثل حتما داشتن کردیت کارت (ویزا یا مستر کارت) پرداخت دپوزیت (مبلغی سپرده که اگر خسارتی به خودرو خورد...)، حتما پرداخت هزینه اجاره با کارت بانکی و ... ولی شرکت های کوچک منعطف تر هستند. این شرکتی که ما با آنها صحبت کردیم به نام "اور کار" هیچ کدام از اینها را نخواست. اخلاق و رفتار کارکنانشان (مدیران) نیز خیلی خوب است و با شرایط شما کنار می آیند. مثلا بهشان گفتیم چه اینترنتی برای گوشی بگیریم که در مسیر هم اینترنت داشته باشیم. خودش اینترنت مختص به کل اروپا را برای ما به صورت ای سیم، روی گوشی، به نرخ ده یورو راه اندازی کرد.
سویج ماشین را تحویل گرفتن، همیشه بخش بزرگی از موفقیت در سفر خارج از کشور به حساب می آید، یعنی به شما اعتماد کرده اند و در کشور غریب صاحب ماشین شده اید.
ماشین معمولی در اروپا به نام ایبیزا (ساخت اسپانیا) ولی در کشور ما (در مقایسه با سایر خودرو ها) به عنوان خودروی فوق هوشمند است.
مثلا برای عبور از خط کشی خیابان یا جاده (برای تغییر لاین) حتما باید راهنما بزنید، در غیر اینصورت فرمان ماشین قبل از عبور از خط ثابت می شود و شما نمیتوانید تغییر لاین دهید. البته برای ایمنی خودرو هم هست، که در زمان خواب آلودگی، از خط کنار جاده به بیرون پرت نشوید(خودرو کنار خط به صورت اتوماتیک میماند).
باک بنزین 20 لیتر جا دارد، ولی با هر باک پر، حدود 600 کیلومتر حرکت می کند. (هر 100 کیلومتر حدود 3.5 لیتر)
خواهشی که از همسر جان داشتیم، اینکه حالا مستقیمه مستقیم هم به ایتالیا نرویم. یه دور مختصری هم یه کوچولو آن طرف تر بزنیم. یه اسلواکی! و یه مجارستان!! و یه کرواسی!!! و یه اسلوانی!!!! رو هم ببینیم.
در این سفر چون دیگر استرس هتل رزرو کردن نداشتیم و ماشین داشتیم، میشد هر جایی هتل رزرو کرد، از قبل هتل نگرفته بودیم. قبل از اینکه به هر شهری برسیم، از سایت بوکینگ دنبال هتل یا آپارتمان مناسب به صورت آنلاین می گردیم.
چند روز قبل از پرواز، به صورت اتفاقی ویدئویی در اینستاگرام دیدم که شخصی که ساکن وین بود گفت، به راحتی می شود، صبحانه را در وین(اتریش) خورد، ناهار را در براتیسلاوا(اسلواکی) و شام را در بوداپست(مجارستان)، پس ما هم همین راه را طی کردیم.
به سمت براتیسلاوا حرکت می کنیم، آیا وین را ندیده می گذاریم؟ خیر! قطعا به آن باز خواهیم گشت.
در جاده بهتر است رادیو های محلی خود کشورها را گوش کرد، یا به زبان انگلیسی موزیک پخش میکند یا به زبان خودشان، حس خوبی دارد.
براتیسلاوا پایتخت اسلواکی است.
مجسمه های عجیب و غریب زیادی در اطراف شهر قدیمی وجود دارد که شاید معروف ترین آن ها، «چومیل» (Cumil) باشد. این مجسمه که به نام «مرد در حال کار» (Mat at Work) هم شناخته می شود، کارگر فاضلابی را نشان می دهد که چانه اش را روی دستانش گذاشته و لبخند می زند. در داستان های قدیم آمده است، شخصی که شغلش در فاضلاب شهری بوده، با دختری آشنا می شود که همدیگر را دوست داشتند، اما زمانی که متوجه شغل او میشود، او را ترک می کند و می رود، به همین دلیل این مجسمه را به یادبود او ساخته اند.
از براتیسلاوای زیبا عبور میکنیم و در مسیر بوداپست مجارستان هستیم.
به بوداپست(مجارستان) زیبا میرسیم، اولین صحنه ها در شهر مربوط به ساحتمان هایی با نمای کلاسیک است که جلوه خاصی به شهر داده است.
چرخی در شهر میزنیم، خیابان اصلی شهر زیبا است و چراغ های قرمز بی شمار در بین چهارراه ها برایمان جالب است. هتلی در نزدیکی استادیوم ملی مجارستان به نام پوشکاش رزرو می کنیم. استادیوم معروفی است و فوتبال دوستان آقای پوشکاش را می شناسند. اسم هتل؛ دانوبیوس هتل آرنا، هتل چهار ستاره و شیک و تمیزی است. شبی 66 یورو برای سه نفر.
پس از دیدن سه کشور اتریش، اسلواکی و مجارستان در یک روز در هتل استراحت می کنیم و روز بعد سری به سوپر مارکت داخل شهر می زنیم. همیشه سوپر مارکت های بزرگ اروپا، جذاب هستند.
مسیرمان را به سمت زاگرب کرواسی ادامه می دهیم. در میان مسیر در مجتمعی بین راهی توقف می کنیم. آنها بسیار تمیز و با امکانات فراوان هستند. فاصله میان بوداپست و زاگرب کرواسی، پر است از مناظر زیبا و جاده باکیفیت، پس طی مسافتی به زاگرب میرسیم که دیگر شب شده است.
پیش زمینه ذهنی من از کرواسی بر میگردد به جدایی آنها از یوگوسلاوی سابق، تیم ملی فوتبالشان و داوور شوگر کاپیتان آنها، همچنین رئیس جمهور وایرال شده شان و البته ساحل های زیبای اطراف کرواسی که البته به دلیل کمبود وقت، به آن نخواهیم رفت.
آپارتمانی بسیار تمیز در محیطی مناسب و خانوادگی با دسترسی به سوپر مارکت و پارکینگ رایگان به نام Vana1 Lovinciceva 3b (میتوانید این اسم را در سایت بوکینگ سرچ و رزرو کنید)
چرخی در میدان اصلی شهر میزنیم، کارناوالی با ساز و آواز در حال عبور از خیابان هستند، در شادیشان شریک میشویم.
عکس های جالبی میشود در این موزه گرفت، چندتاییش رو ببینیم؟
در کافه ای در شلوغی شهر استراحتی میکنیم.
حضور ما همزمان شده با حضور تیمهای ملی کشتی آزاد و فرنگی ایران در جام زاگرب، که چون از آن اطلاع نداشتیم، به محل بازی ها نرفتیم، فکر میکنم ایران نتایج خوبی هم در مسابقات گرفت. از زاگرب زیبا عبور میکنیم و به سمت ایتالیا حرکت میکنیم، باید میانه راه سری هم به کشور اسلونی و پایتخت آن لیوبلیانا بزنیم.
مناظر زیبایی در این مسیر است و نمی شود به راحتی از آن عبور کرد. خانه های بزرگ، با درختان اطراف آن بر روی تپه ها که به صورت اختصاصی هر خانه روی یک تپه ساخته شده است. واقعا زیبا است.
لیوبلیانا شهری، تمیز و مرتب و جمع و جور است و به نظر من برای زندگی آرام و دور از هیاهو مناسب. البته مرکز شهری شلوغ و پر از کافه و رستوران در کنار رودخانه هم دارد که واقعا برای هر شهری نیاز است.
مثلا در قسمتی از شهر، لوله هایی از بالا وصل کرده اند و به پایین آب میپاشد، اسمش باران مصنوعی است و به محلی برای عکاسی توریست ها تبدیل شده است، به همین سادگی.
خانه ای در اطراف شهر لیوبلیانا برای یک شب رزرو کردیم. با نام Apartment Harmony برای یک شب اقامت در تور لیوبلیانا، 100 یورو.
این خانه بسیار مرتب و منظم دو طبقه است و طبقه همکف برای ما و طبقه بالا برای یک خانواده آلمانی است، که با خودروی شخصی به اسلونی سفر کرده اند.
کنترل مرزی وجود ندارد، با همان سرعت جاده ای میتوانید از کشوری عبور کرده و وارد کشور دیگر شوید. در نقشه مسیریاب(گوگل مپ یا ویز) می توانید مسیر با عوارض جاده ای یا بدون عوارض را از قبل انتخاب کنید، البته مسیر با عوارض، اتوبانی شکل و نزدیک تر است. عوارض آنها هم به میزان فاصله محاسبه میشود، از حدود ۲ ، ۳ یورو برای مسیرهای کوتاه تا حدود ۸ یورو برای مسیر طولانی تر.
ابتدای آزادراه بایستی از دستگاه برگه ای (تیکت) بگیرید و پایان مسیر آنرا به دستگاه پایانی تحویل دهید، به صورت اتوماتیک نرخ محاسبه میشود و روی نمایشگر نشان داده میشود. بیشتر دستگاه ها همزمان سکه، اسکناس و کارت بانکی را قبول میکنند.
پیش از این در تور ایتالیا به ونیز رفته ایم، ماشین را در پارکینگ ابتدای شهر پارک میکنیم و فقط گردشی اجمالی در آن خواهیم داشت، هزینه پارکینگ حدود ۱۰ یورو شد، تعدادی عکس از آن ببینیم؟
چرخی در ونیز میزنیم و دیداری مجدد از میدان سن مارکو داریم، جایی که عشق و هنر و زیبایی در هم آمیخته شده است.
این شهر را میشود در چند ساعت گشت، از ورودی اصلی تا میدان سن مارکو به صورت پیاده روی حدود یک و نیم تا دو ساعت زمان نیاز دارد، در مسیر انواع سوغاتی فروشی ها، رستوران ها و کافه ها وجود دارند، آنهایی که در کنار آب هستند یا در میدان سان مارکو نرخ بالاتری دارند. یادی هم کنیم از آقای مارکوپلو که متولد سال 1254 میلادی و در این شهر است و خانه قدیمی او همچنان در این شهر، ولی درب آن همیشه بسته است.
مارکوپلو زمانی که ۱۷ سال داشت، به همراه پدر و عمویش به قصد تجارت با کشتی به چین و آسیای مرکزی سفر میکند و پس از 24 سال به ونیز باز می گردد. مارکو الهام بخش کریستف کلمپ، کاشف امریکاست.
با وایب دلنشین ونیز خداحافظی می کنیم و باید به سمت شهر دیگر برویم. برای رفتن به فلورانس بایستی در یک شهر، میان مسیر اقامت داشته باشیم. چون تمام روز را در شهر ونیز بوده ایم.
ورونا گزینه مناسبی است، چون شهر شناخته شده تری نسبت به باقی شهر هاست. پیش زمینه ای که شهر داریم تنها بر می گردد به باشگاه فوتبالشان در لیگ سری A ایتالیا. بعضی اوقات شهرهای کوچک با باشگاه فوتبالشان جذب توریست می کنند (به همین سادگی)
هتلی چهارستاره در اطراف شهر ورونا با نام Living Place Hotel با استخر و صبحانه کامل به نرخ شبی 91 یورو برای سه نفر.
اگر ماشین شخصی داشته باشید، می توانید هتلی با امکانات فراوان را در اطراف شهر به نرخ مناسب رزرو کنید، مثلا اگر این هتل در مرکز شهر بود، به نظرم نرخی حدود 300 تا 400 یورو برای یک شب داشت.
حال که به شهر ورونا آمده ایم، دوری هم در شهر بزنیم.
سقف های نیم دایره ای شکل، بر روی پیاده رو ها، نماد خاص شهر ورونا است.
در بازار شهر می شود، راویولی را خام خرید و به منزل برد و پخت، یا همانجا پخته شده خرید و نوش جان کرد.
ندایی از مارکوپلو درون، به گوش میرسد که بایستی به سمت شهر دیگر برویم. از ورونا خداحافظی کرده و به سمت فلورانس حرکت می کنیم. این بار به جای حرکت از اتوبان ها از مسیر بدون عوارض حرکت می کنیم، شاید تجربه ای متفاوت باشد. از میان جنگل هایی با درختانی تنومند عبور میکنیم، جاده هایی با یک لاین رفت و یک لاین برگشت و خلوت، از میان شهرها و روستاها، برای استراحت و خرید به سوپرمارکت هایی کوچک موجود سر می زنیم. مغازه هایی که معمولا یک خانواده مسن (زن و شوهر) فروشنده های آن بودند، کیک و شیرینی هم می پختند و در پیشخوان مغازه برای فروش (به صورت اسلایسی) می گذاشتند. تجربه دلنشینی از زندگی بومیان محل کسب کردیم.
با عبور از شهر و روستاهای کوچک، در نزدیکی شهر فلورانس شلوغی ای از ماشین جلب توجه کرد.
لوکیشن مناسبی برای عکاسی از بالای شهر فلورانس است، که به صورت اتفاقی پیدا کرده ایم. از این بالا کلیسای جامع سانتا ماریا دل فیوره (Santa Maria del Fiore) بزرگترین سازه گنبدی در جهان و پل پونته وکیو (Ponte Vecchio) که از میان رود آرنو در این شهر عبور میکند و از معروفترین جاهای دیدنی فلورانس است، دیده می شود. صحنه ای بی نظیر است.
فاصله زیادی تا شهر نمانده، به مرکز شهر می رویم. ماشین را در پارکینگ قدیمی ولی با گیت ورودی و خروجی مدرن و بدون مامور پارکینگ پارک می کنیم. (در ایران هم تجهیزات مدرن پارکینگ وجود دارد، ولی یک نفر استخدام شده که، دکمه دریافت کارت ورود را میزند و به ماشین ها تحویل می دهد. خنده دار است) به سمت جاهای دیدنی فلورانس به صورت پیاده حرکت می کنیم.
در کنار این محل (عکس بالا) یک سری مکزیکی با تیپ و استایل مخصوص خودشان در حال خواندن آهنگی محلی بودند، که پس از خواندن آن، به صورت گروهی داخل شهر می چرخیدند و عکس می گرفتند.
اقامت ما در فلورانس، در مجتمعی در حاشیه شهر با امکانات رفاهی مناسب، مثل پارکینگ، استخر، زمین بازی، سوپر مارکت و ... است. برای یک شب، سه نفر 68 یورو.
با نام hu Firenze Certosa camping
فلورانس از کلیساهای باشکوه گرفته تا موزههای تاریخی، گالریهای هنری، سازههایی با معماری شگفتانگیز و فضاهای سبز زیبا، آن را به یکی از متنوعترین مقاصد گردشگری تبدیل کرده است. فلورانس را موزه هنری در فضای باز هم مینامند؛ چراکه گوشه به گوشه شهر، مملو از آثار هنری و بناهای تاریخی با معماری خیرهکننده و چشمنواز است.
پس از گشت و گذاری در شهر فلورانس به سمت شهر بعدی حرکت میکنیم، در فاصله یک ساعتی آن، شهری به نام پیزا.
با ورود ما به محوطه، نم نم باران شروع باریدن کرد، خوش آمدگویی خوبی بود.
در سمت چپ محوطه، کلیسا مجلل و با شکوه و سمت راست آن موزه پیزاست. در موزه برج پیزا، دستگاهی به سبک قدیمی قرار داده شده که داخلش سکه یک یورویی می اندازی و با چرخواندن چرخ دنده های آن به صورت دستی، به شما سکه طرح پیزا تحویل میدهد.
برای دیدن کل محوطه زمان زیادی نیاز نیست، شاید در حدود ۲ ساعت، البته به جز زمان ایستادن در صف، برای بالا رفتن از برج، که به دلیل شلوغی صف، فوبیای محیط بسته و ترس از افتادن برج، انجام ندادیم. کلا محوطه برج محیطی باحال و دلنشین است، پر از خنده و شادی بازدید کنندگان و موسیقی های مختلف.
از شهر پیزا خارج میشویم، به سمت ساحل غربی کشور ایتالیا، کدام شهر؟ مهم نیست، هر جایی که احساس آرامش داشته باشد. در مسیر دریا Tyrhenian در سایت بوکینگ دنبال اقامتگاهی ساحلی میگردیم.
شهری به نام گروستو، اقامتگاه مرتب و منظمی دارد، با نمره ۱۰ از ۱۰ در بوکینگ. بریم ببینیم چه پیش میآید.
اقامتگاهی با چند اتاق و سوییت به نام بی اند بی رامرینو (B & B Ramerino) برگرفته از نام گربه خوشگل صاحب خانه.
به ساحل گروستو می رویم و گلدن تایم را در کنار دریا هستیم.
دوری در شهر میزنیم.
در رستورانی، به دلیل نزدیکی شهر به دریا غذای دریایی سفارش میدهیم که طعم خوبی دارد، به همراه دسر "چیز کیک". در عکس میبینید که هم چیز(پنیر) دارد و هم کیک. ولی هر کدام به تفکیک، هر کدام یک طرف! از حق نگذریم طعم خوبی داشت.
چیزی که فکر میکنم؛ بعید می دانم ایرانی جماعتی به این شهر آمده باشد!
صبحانه را در طبقه همکف و هم در حیاط میتوان میل کرد، صبحانه ای در کنار آن کیک و شیرینی که توسط آقای صاحبخانه و همسرش با عشق تهیه شده است.
به نظر شغل مناسبی برای زمان بازنشستگی است.
مسیر طولانی دیگری به سمت ساحل شرقی ایتالیا داریم، یعنی دقیقا بایستی عرض کشور را طی کنیم. اما آیا این مسیر خسته کننده خواهد بود؟ قطعا خیر.
در مسیر اتوبانی چند لاینه، با آسفالتی هموار و با کیفیت، رانندگی بدون چالش و رانندگان قانونمند، مناظر زیبای مسیر، از میان دشت ها و جنگل های بیشمار، محیط های استراحت در میان مسیر و موسیقی در رادیو به زبان انگلیسی و ایتالیایی محلی. آیا جایی برای خستگی میگذارد؟ نه!
شاید بپرسید، رانندگی بدون چالش در اروپا چی؟
پس از هزاران کیلومتر رانندگی در اروپا می توانم بگویم، یعنی؛
1- به هیچ وجه بوق نمی زنند، چون اغلب رانندگان قانون را رعایت می کنند و نیازی به بوق زدن نیست.
2- یعنی وقتی سرعت کمی دارند، لاین سرعت را اشغال نمی کنند و در لاین های کناری حرکت می کنند (یعنی نیازی به چراغ و بوق ماشین پشت سری ندارند تا کنار بروند).
3- در بین خط ها رانندگی می کنند و برای تغییر لاین، اگر تا حداقل دویست متری شان ماشین نمی آید، به لاین دیگر می روند(نه اینکه در جاده جلوی هم بپیچند) و حتما برای تغییر لاین راهنما می زنند.
4- یعنی در میدان های شهر، حق عبور همیشه با کسی است که داخل میدان است و قبل از عبور او، به داخل میدان نمی آیند.
5- یعنی وقتی قصد پیچیدن به درون خروجی را دارند، حداقل پانصد متر قبل از خروجی به لاین کناری(فقط لاین اول) می آیند و سرعت را کم می کنند، نه اینکه از لاین سرعت، مستقیم به سمت خروجی بروند.
6- یعنی در شهرها، همیشه حق با عابر پیاده است، در لحظه ای که پای عابر پیاده به خیابان آمد، ماشین ها پشت خط می ایستند.
و ...
یعنی مهارت رانندگی، فقط دانستن روش استفاده از فرمان و گاز و ترمز نیست، فرهنگ رانندگی هم مهم است.
و شاید بپرسید آیا بدون رعایت این موارد، می توانم در اروپا رانندگی کنم؟ قطعا خیر! چون یا به راحتی تصادف خواهید کرد، یا جریمه می شوید، یا از شما تست الکل می گیرند.
بگذریم!
چند سال قبل، مسابقات جام ملت های والیبال در شهر ریمینی ایتالیا برگزار شد و تصاویری از شهر محل بازی ها پخش شد، همان موقع بود که آرزو کردم روزی به شهر ریمینی سفر کنم. اکنون به آرزوی خود رسیده بودم. تنها پیش زمینه ذهنی من از شهر ریمینی، تنها همان مسابقات بود. (عامل سفر توریست به شهری در ایتالیا می تواند به همین سادگی باشد.)
نکته جالب در این شهر، خیابانی در خط ساحلی شهر است، در حدود 3 کیلومتر مسیر خیابان ساحلی آن حدود 200 هتل در کنار هم در دو طرف خیابان وجود دارد، کوچه های عمود بر آن نیز پر است از رستوران و کافه و سوغاتی فروشی و ... . من در هیچ شهر دیگری این مدل شهرسازی را ندیده بودم. نرخ هتل نیز به دلیل عرضه بسیار زیاد آن، بسیار پایین است. اتاقی در هتل نورداست (Nord Est) هتل با کیفیت ساحلی با ویوو دریا با صبحانه و استخر رایگان برای هر شب 48 یورو برای سه نفر. قیمت بسیار پایینی در اروپا محسوب می شود.(نرخ هتل ها بسته به فصول سال و زمان رزرو آن -لحظه آخری یا فاصله با تاریخ سفر- متفاوت است) البته در میان هتل ها در این خیابان، تعداد کمی هتل تعطیل و متروکه نیز دیده می شود که شاید به دلیل قیمت های شدیدا رقابتی و عدم صرفه اقتصادی است.
به مجتمع تجاری شهر میرویم، مجتمعی بزرگ و چند طبقه که همه چیز در آن یافت میشود، پوشاک، لوازم الکترونیک، رستوران و ... با هر مارک و برند اروپایی یا امریکایی که لازم داشته باشید. میشود ساعت ها در این مجتمع وقت گذراند.
در مراکز تجاری که توریستهای زیادی به آنها نمیروند، نرخ رستوران ها هم پایین تر است، مثلا قیمت پیتزا مارگاریتا در رستوران های محدوده مراکز توریستی، حدودا بین ۹ تا ۱۲ یورو ولی در این گونه مجتمع های کمتر توریستی، ۵ یورو است و البته نیم پخته آن (که میشود در فر خانه گذاشت) در سوپر مارکت های بزرگ ۳ یوروست. پس میشود هزینه ها را تا ۷۰ درصد پایین تر آورد.
برای شام به رستوران های اطراف هتل رفتیم.
یعنی در آن روز، در تور ماهیگیر هر چه افتاده باشد، میگیرند و سوخاری می کنند و برای مشتری می آورند. همه چیز درونش یافت می شد.
تا کشور سن مارینو فاصله زیادی نداریم. سری به این کشور کوچک، محصور در دل ایتالیا بزنیم.
در پیچ و خم های بسیار زیاد در کوه های اطراف شهر ریمینی به سمت کشور سن مارینو حرکت می کنیم، با اینکه سن مارینو درون ایتالیاست ولی پرچم، سرود ملی و حتی پلاک خودرو مخصوص خود را دارد. می گویند به دلیل راه های صعب العبور آن، هیچ کسی در جنگ ها نتوانسته بر این کشور پیروز شود.
شاید این محل کافه ها، قبلا محل قرار گرفتن سرباز ها برای تیر اندازی به دشمن استفاده می شده است. در مرکز سن مارینو جدیدا مجتمع تجاری بزرگی باز شده است، به اسم سن مارینو اوتلت، سری به آن می زنیم، ولی تعدادی از فروشگاه ها هنوز راه اندازی نشده اند.
پیش از آنکه شب شود، به سمت ریمینی باز می گردیم.
بایستی از ریمینی خاطره انگیز، زیبا و ارزان و ایتالیای دوست داشتنی، نیز دل بکنیم و به سمت اتریش حرکت کنیم. شاید به اندازه کافی ایتالیا را کشف کرده باشیم.
به دلیل فاصله زیاد ریمینی تا وین، در میان مسیر، خانه ای رزرو میکنیم تا شب را در آن استراحت کنیم. شهر کوچکی به نام کاستیونز Castions ، برای یک شب سه نفر ۸۰ یورو. ساعت از 9 شب گذشته که به خانه رسیدیم. سوپر مارکتی در سر کوچه است، ولی تا ساعت 9 بیشتر کار نمیکند، روی گوگل مپ سوپرمارکتی که تا ساعت 10 شب باز است را پیدا میکنیم. تا اینجا حدود 20 دقیقه فاصله است، تا به سمت آن راه افتادیم و به آن رسیدیم 10 دقیقه وقت داشتیم، مقداری لوازم برای شام و صبحانه خریدیم. از مشتریان پرسیدیم آیا آب لوله کشی شهر برای نوشیدن مناسب است؟ که گفتند بله. پس نیازی به خرید آب نیست.
صبح، راهمان را به سمت وین ادامه می دهیم. رشته کوه آلپ در این مسیر خودنمایی می کنند. جاده هایی شبیه به جاده های سوییس را می بینیم.
به اتریش و پایتخت آن وین میرسیم. به دلیل اینکه ماشین را در همانجا که تحویل گرفته ایم، تحویل می دهیم و در تور وین ماشین نداریم، هتل را باید در محلی مناسب و ترجیحا نزدیک خطوط مترو بگیریم. بین هتل های موجود، هتل ایبیس (IBIS) که هتلی اکونومی و زنجیره ای است، گزینه مناسبی است، در فاصله دویست قدمی تا ایستگاه مترو Gasometer و در نزدیکی سوپر مارکت بزرگ و در خیابانی با برج هایی در آن. در ایستگاه مترو نیز شعبه ای از ساندویچ مک دونالد است. پس همه چیزی که نیاز داریم وجود دارد. شبی 80 یورو برای سه نفر.
در وین کافی است به خط مترو استفان پلاتز و خیابان گرابن بروید و خود را در خیابان ها و کوچه های اطراف آن گم کنید، هر طرف که چشم را باز کنید زیبایی خواهید دید، آثار هنری فاخر، مجسمه های که توسط هنرمندان بزرگ دنیا تراشیده شده اند، ساختمان های باستانی، کالسکه هایی که زیبایی های شهر را به مسافرانش نشان می دهند. وین از آنچه فکر می کردم با شکوه تر، جذاب تر و دلنشین تر است. تبلیغات زیادی روی "وین" نمی شود که تعجب بر انگیز است. آیا تا حالا تبلیغاتی دیده اید، مثلا تور نوروزی وین؟!
ما فقط به خاطر بلیط پرواز ارزان وین به آن سفر کردیم! عجیب شهری است، خوشحالیم که اتفاقی به این شهر آمده ایم.
در نزدیکی رود دانوب، دکه نودل فروشی چینی است، یه کاسه نودل سفارش میدهیم، خوشمزه است.
به بازار محلی وین هم می رویم، بازار طولانی با عرض دو راهرو و چهار مغازه، نکته جالب آن، تعداد زیاد مغازه های فلافل فروشی با صاحب های افغان است.
قصر بلودر روزگاری محل اقامت شاهزادگان و افراد برجسته اتریشی بود. سازهای عظیم که در حقیقت مجتمعی است، متشکل از دو ساختمان باشکوه که به سبک باروک ساخته شده است.
پس از گشت و گذاری چند روزه در وین، باید این شهر را ترک کنیم. آیا می شود به سادگی ترک کرد و دیگر ندید، ساختمان های شگفت انگیز منطقه استفان پلاتز را؟ آیا می شود ترک کرد، ساعت ها نشستن در استارباکس، در روبروی ایستگاه کالسکه ها و غوطه ور شدن در دل تاریخ را؟ آیا می توان قدم زدن در سنگ فرش خیابان گرابن و تماشای مغازه های کلاسیک و ساعت فروشی ها را فراموش کرد؟
به هر حال باید رفت...
و باید به سمت پراگ(یا به زبان محلی پراها) برویم. بلیط قطار از وین به پراگ جمهوری چک گرفتیم و به سمت آن حرکت کردیم.
آپارتمانی در نزدیکی ایستگاه مترو مرکزی پراگ رزرو کردیم، خانه ای در طبقه دوم ساختمان، (البته با آسانسور) در یکی از بهترین خیابان های شهر، با دسترسی آسان به ایستگاه اتوبوس و قطار شهری برای سه نفر هر شب ۷۵ یورو.
نکته مهم اینکه، جمهوری چک واحد پولی خاص خود را دارد(کرون چک)، هر چند اسکناس یورو (و نه سکه) را هم قبول می کنند، ولی اگر کارت اعتباری داشته باشید دیگر مشکلی نیست، صرافی ها هم هر کدام به نرخی متفاوت (اختلاف زیاد) یورو را تبدیل میکنند.
کارتخوان ها، در بسیاری از فروشگاه ها در اروپا از سیستم پرداخت بدون لمس استفاده می کنند، یعنی بدون کارت کشیدن، فقط کارت را نزدیک کارتخوان میکنی و پرداخت انجام میشود، در مبالغ کم هم نیازی به وارد کردن رمز نیست. بعضی کارتخوان ها هم که همزمان سیستم کارت کشیدن را هم دارند، فروشنده ها با آن آشنا نیستند. پس بهتر است، کارتی داشته باشید که سیستم وایرلس داشته باشد.
خانه رقصان (Dancing House)، یکی از برجستهترین نمادهای معماری مدرن در پراگ، حاصل ذهن خلاق فرانک گری (Frank Gehry)، معمار نامدار آمریکایی است. این سازه منحصر به فرد بین سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ ساخته شد، این ساختمان که از دو برج مجاور هم تشکیل شده است، به دلیل شکل نامتعارف و ریتمیک خود، شباهت عجیبی به دو رقصنده دارد.
این ساختمان دقیقا در کنار رودخانه ولتاوا (Vltava) قرار گرفته که منظره بی نظیری به محیط داده است.
در آن طرف رودخانه ولتاوا (Vltava)، برجها، منارهها و کاخهایی خودنمایی میکنند که مانند قلعههای افسانهای، بر مرکز شهر سایه افکندهاند. بر اساس رکوردهای گینس، این قلعه با طول ۵۷۰ متر، عرض متوسط ۱۲۸ متر و مساحتی بزرگتر از هفت زمین فوتبال، بزرگترین مجموعه قلعه باستانی جهان به شمار میرود. این مکان همواره اقامتگاه پادشاهان چک و محل استقرار رئیس حکومت بوده است.
بدون ماشین و با وسایل حمل و نقل عمومی به مرکز خرید (اوتلت پراگ) رفتن بسیار سخت است، پیاده روی بسیار زیاد و خسته کننده ای دارد(نقطه ضعف)، به هر حال باید برویم.
تمامی فروشگاه های مطرح و برندهای معتبر درونش هست و از این بابت مناسب است، ولی از سایر اوتلت هایی که در شهرهای دیگر دیده ام، از لحاظ معماری و شهرسازی ضعیف تر است. به نظرم اوتلت های بارسلون، ونیز و بعد میلان از لحاظ معماری در رتبه های اول تا سوم هستند.
پراگ هم با تمام زیبایی و خاطره های به جامانده به پایان رسید و پس از آن بایستی به وطن باز گردیم.
و در پایان سفر، یک سوال، به نظر شما، با توجه به اینکه در دو سال گذشته به هفده کشور از اروپا سفر کرده ام، آیا نگارش "کتاب سفرنامه اروپا با پاسپورت ایرانی" توسط من، برای کتاب دوستان، جذاب خواهد بود؟ و اطلاعات مفیدی منتقل می کند یا خیر؟ از اینکه به این سوال پاسخ می دهید، متشکرم.
و ممنون از اینکه تا پایان سفرنامه با من همراه بودید، امیدوارم همه عاشقان سفر روزی بتوانند به هر جای دنیا که می خواهند سفر کنند، در جهانی بدون مرز...
