تور ییلاقات سوباتان تالش را در برنامه یکی از آشنایان(یکی از دوستان مادرم) که تور داخلی برگزار می کند را ثبت نام کردم مبلغ تور با تخت 6200000 تومان و بدون تخت 5700000 تومان بود وسیله حمل و نقل هم اتوبوس بود.
روز اول سفر 1405/04/25
طبق برنامه ساعت 22:30 دقیقه در محلی که اعلام شده بود برای سوار شدن به اتوبوس حضور یافتم. اکثر همسفران تور طبیعت گردی را با توجه به اینکه در سفرهای قبلی همراه بودم می شناختم این سفر را به تنهایی ثبت نام کرده بودم، با توجه به همین آشنایی طی مسیر و در ادامه آن سفر راحت تر و آسوده خاطرتر بود.
ساعت حدودا 11:30 شب به تاریخ 1405/04/24 سوار اتوبوس شده و به سمت مقصد حرکت کردیم در طول مسیر همسفران شادی می کردند من هم خوابم می آمد تا یک ساعتی شادی همسفران را تماشا می کردم ولی بعد از آن کم کم کلیه همسفران به مرور خسته شده و هرکدام در محل صندلی هایشان آرام گرفتند من هم تقریبا تا رسیدن به مقصد چند ساعتی را خوابیدم البته چندین بار بلند شدم در بین راه هم یک بار اتوبوس برای خرید و رفتن به سرویس بهداشتی در یک مجتمع خدماتی نگه داشت. تقریبا پس از طی حدود 6 تا 7 ساعت به اقامتگاه که در نزدیکی شهر اسالم بود رسیدیم تا آنجا که خاطر دارم ساعت 6 تا 7 صبح رسیدیم. تقریبا حدود 15 تا 20 دقیقه طول کشید تا درب محل اقامت باز شود آن هم پس از چند بار تماس مسئول تور با مدیر اقامتگاه.
با اتوبوس وارد اقامتگاه شدیم، اقامتگاه یک محوطه بزرگ با درختان میوه و علی الخصوص باغ کیوی و به صورت بومی بود (اقامتگاه بوم گردی) که شامل چندین سوئیت با متراژها و نفرات مختلف و محل پذیرش، رستوران و همچنین یک کافه کوچک می شد. نام اقامتگاه بومی آویشار بود. ابتدا کارت ملی ها را دریافت کردند و پس از پر کردن فرم ها و تحویل کارت ملی محل اقامت هر مسافر مشخص می شد متراژ سوئیت ها از 50 60 متر تا 150 متر بود و هر کدام شامل یک یا چند اتاق و آشپزخانه و پذیرایی می شد امکانات هر سوئیت هم شامل تخت، مبلمان، میز میل، کابینت، تلویزیون، میز تلویزین ظروف داخل کابینت، گاز رومیزی، میز ناهار خوری، یخچال و موارد دیگر.... بود.
سوئیت ما 75 متری و دو خوابه بود و 4 نفر در آنجا مستقر شدیم. نام واحد ما جامی بود، جای ما با تختواب بود یک اتاق تخت دو نفره و یک اتاق هم دو تخت یک نفره بود. واحد ما تمیز و مرتب و بسیار قابل قبول بود. فقط نقص واحد نداشتن سرویس ایرانی بود و فقط سرویس فرنگی داشت.
پس از گذاشتن وسایل مقرر بود طبق برنامه تور به سمت ییالاقات سوباتان برویم که پس از آمدن پاترول ها بایستی سوار می شدیم تعداد 8 دست خودرو پاترول در حیاط اقامتگاه وارد شدند در هر پاترول 5 تا 6 نفر بایستی سوار می شدیم چون تعداد همسفران 38 نفر بود و سه نفر از همسفرانی که قبلا ثبت نام کرده بودند سفر را کنسل کرده و نیامده بودند از این رو از تعداد پاترول ها کاسته شده و بایستی تعدادی از پاترول ها را 6 نفره سوار می شدیم سر گروه راننده های پاترول تور لیدر محلی بود که قرار بود در طی سفر همراه بوده و توضیحات لازم را بدهند.
پس از سوار شدن به سمت مقصد حرکت کردیم ما در پاترول 6 نفره نشستیم که سخت بود و فشار وارد می شد و از این منظر اذیت شدیم مدت زمان رسیدن به ییلاقات هم طولانی و در حدود 2 االی 3 ساعت بود. قرار بود تا صبحانه را در طول مسیر و در جای مناسب بخوریم مقرر بود هر کس صبحانه و ناهار را همراه خود بیاورد پس از طی مسافتی در قسمت جاده اصلی در کنار رودخانه محلی مناسب برای استقرار بود که نگه داشته و گروه صبحانه را در آنجا خوردند. پس از طی مسیر در جاده اصلی و فرعی آسفالت شده وارد مسیر فرعی تر و بدون آسفالت و دارای جاده خاکی و سنگلاخی شدیم که به شدت پاترول ها در هنگام حرکت بالا و پایین شده و مسافران هم به شدت تکان می خوردند و این امر باعت اذیت و سخت تر شدن مسیر برای ما می شد.
در بین راه یک بار برای استراحت نگه داشته شد که در کنار محل خروج آب از کوه قرار داشت و آب چشمه بود از آب چشمه خوردیم و قمقمه ها و بطری های خود را از آن پر کردیم، تعدادی هم صورت شان را با آن شستند. در طول مسیر هوا تقریبا مطبوع بود نه خیلی گرم و نه خیلی سرد از یک قسمتی از مسیر که در ارتفاعات قرار داشت هوا رو به خنکی می رفت و هوا بسیار مطبوع شده بود مناظر اطراف شامل کوه ها و انواع پوشش گیاهی سرسبز می شدند هم کوه هایی با بیرون آمدگی صخره ای و هم پوشش گیاهی سرسبز شامل چمن زار و درختان جنگلی.
آسمان هم پر از ابرها و مه های محو کننده و محصور کننده که بر سر کوه ها و پوشش سرسبز خودنمایی می کرد و بسیار زیبا بودند. در طول مسیر گله های گوسفندانی که در دامنه کوه ها مشغول چرا و حرکت بودند قابل مشاهده بود هر چه به سمت ارتفاعات بالاتر می رفتیم زیبایی و سرسبزی و خنکی هوا ملموس تر بود پس از طی مسافت تقریبا نزدیک به 2 ساعت و 30 دقیقه به روستای سوباتان رسیدیم.
پس از پیاده شدن از پاترول ها و رهایی از آن همه تکان و بالا و پایین شدن به همراه گروه به سمت بازدید از روستا حرکت کردیم.
روستا تقریبا بزرگ بود و خانه های روستایی در ارتفاعات مختلفی از دامنه های کوه قرار داشته و به صورت پراکنده بود روستا بازار کوچکی داشت در مغازه های بازار بیشتر گوشت قرمز و انواع کباب ها به فروش می رسید تعدادی هم سوپرمارکت و یک مغازه عسل فروشی هم داشت که تعدادی از همسفران از عسل خریداری کردیم قیمت آن نیز براساس نوع و وزن عسل متفاوت بود خودم عسل وحشی به وزن تقریبا 500 گرم به قیمت 13900000 ریال خریداری کردم تعدادی هم سبزی های کوهی برای فروش داشت (مانند آویش کوهی، پونه کوهی و ....) که تعدادی از همسفران خریداری کردند عسل آن خوشمزه و خوب بود تعدادی از همسفران هم چند نوع کباب از بازار سفارش داده و خوردند.
پس از بازدید از بازار، کلیه گروه به گروه های کوچک تقسیم شده و هرکدام به قسمت های دیگر روستا رفتند و زیبایی های اطراف آن را مشاهده می کردند هر کدام از خانه ها دارای حیاطی با پوشش گیاهی سرسبز شامل درختچه های میوه و هم چنین تعداد زیادی بوته های گل زیبا بودند که به زیبایی و سرسبزی روستا می افزود. در جاهای مختلف روستا همسفران هم از خودشان و هم از چشم اندازهای اطراف روستا با گوشی های همراه خود عسکبرداری می کردند.
خود روستا هم یک هتل دارد به نام روستا (سوباتان) که در ارتفاعات بالای روستا قرار دارد قرار بود اقامتگاهی که برای تور می گیرند این هتل باشد ولی به دلایل نداشتن امکانات ثابت نتوانستند این هتل را بگیرند، 1. قیمت هتل نسبت به امکانات آن گران بود، 2. آب به صورت مداوم برای استفاده ندارد و فقط ساعاتی آب دارد آن هم با گرو گذاشتن کارت ملی بایستی آب از مخرن برداشت کرد و دلایل دیگر ..... .
پس از گذشت 45 دقیقه و بازدید از روستا به محل سوار شدن پاترول ها آمدیم سوار شده و به سمت ییلاقات بالای روستای سوباتان حرکت کردیم.
پس از طی مسافتی و پس از چند دقیقه به یکی از بالاترین ارتفاعات ییلاقات رسیدیم در آن ارتفاع هوا سردتر بود. محلی که پیاده شده بودیم یک منطقه دشت مانند در بالای ارتفاعات بود که چشم انداز وسیع و زییایی داشت پس از انداختن زیراندازها هر کدام از همسفران بساط ناهار خود را آماده کرده و میل کردند گروه راننده ها و تور لیدر آنها دو چادر را نصب کردند که مقرر بود برای گروه بعدی که قرار بود بعد از ما در آنجا مستقر شوند آماده شوند. غذای آنها جوجه کباب بود و هر کدام از همسفران هم انواع مختلف غذا را به همراه داشتند از دلمه گرفته تا نان و پنیر و سیب زمینی و فلافل و ..... .
هوا در آن ارتفاع خنک و بسیار مطبوع و دلپذیر بود. پس از خوردن ناهار گروه پراکنده شده و اقدام به عکسبرداری از خود و مناظر اطراف شدند تعدادی هم در قسمتی نزدیک دره نشسته و شروع به مدیتیشن کردند، یک اسب تنها هم در آن ارتفاع و در آن دشت از دور قابل مشاهده بود که تا آنجا که توانستم به آن نزدیک شده و تعدادی عکس از آن گرفتم، در قسمت دیگر هم یک سگ زیبا آرام نشسته بود که از آن هم تعدادی عکس گرفتم.
از مناظر اطراف با دروبین عکاسی عکس هایی را از آن ارتفاع گرفتم. پس از گذشت دقایقی و عکسبرداری برای اینکه فرصت زیادی برای ادامه برنامه تور ایرانگردی نمانده بود مقرر شد گروه جمع شده و برای ادامه مسیر وسایل را جمع کرده و سوار پاترول ها شویم در ادامه برنامه قرار بود به سمت آبشار ورزان برویم البته در برنامه تور بازدید از دره ساری داش هم بود که نمی دانم چرا نرفتیم پس از سوار شدن به سمت محل مورد نظر حرکت کردیم در ادامه مسیر پس از طی مسافتی در ارتفاع بالا پیاده شدیم محلی که به قسمتی از روستای سوباتان مشرف بود و قسمت هایی از روستا از ان ارتفاع قابل مشاهده بود بسیار زیبا و چشم نواز بود.
مقرر شد تا تور لیدر محلی توضیحاتی را در مورد منطقه تالش و قومیت و فرهنگ و زبان و سایر اطلاعات مربوط به آن را بدهد. در ارتفاعی که بودیم هوا پر از مه و سرد شده بود تور لیدر محلی شروع به صحبت و توضیحات لازم کرد ولی با گذشت 10 دقیقه کل منطقه و همچنین دره ای که به آن مشرف بوده و خانه های روستایی قرار داشت به یکباره پر از مه شده و هوا بسیار سرد شد به گونه ای که دیگر همسفران به دلیل نداشتن لباس گرم نمی توانستند به دلیل سردی هوا بایستند و به توضیحات تورلید محلی گوش دهند از این رو توضیحات ایشان ناتمام مانده و مجبور شدیم تا سوار اتوبوس شده و به ادامه مسیر بپردازیم قبل از آن که دره پر از مه شود موفق شدم یک عکسی از روستا از آن ارتفاع آن بگیرم.


نکته ای که در همه جا و مناظر و ارتفاعات مختلف به چشم می خورد و قابل توجه بود وجود پرچین های زیادی بود که تقریبا در همه جای منطقه سوباتان از روستا گرفته تا ارتفاعات و در طی مسیر مشاهده می شد هم در ارتفاعات پایین و هم در ارتفاعات بالا. وجود این پرچین ها در همه نقاط ویژگی خاصی را به این منطقه می داد و جالب و جذاب بود.
پس از طی مسافتی مجدد پاترول ها را نگه داشته و در محلی پیاده شدیم و گروه هم چای سفارش داده و خوردند آنجا متوجه شدیم که امکان بازدید از آبشار ورزان به دلیل وجود بارندگی و لغزندگی در محل آبشار و همچنین مدت زمان پیاده روی در این آب و هوا سخت بوده و با توجه به اینکه بیشتر همسفران دارای سن بالا بوده و امکان پیاده روی در این هوا را نداشتند از این رو بازدید از آبشار مذکور لغو شد به جای آن قرار شد تا به ساحل دریا برویم پس از طی مسافتی به نزدیکی ساحل رسیده و تا خط ساحلی با پاترول ها رفتیم، متاسفانه در طول خط ساحلی و تا چند ده متر از خط ساحل به داخل خشکی بسیار کثیف و پر از زباله های انسانی بود و این امر بسیار مرا ناراحت می کند همیشه از دیدن زباله های انسانی در کنار خطوط ساحلی و جاده های شمالی ایران بسیار ناراحت شده و از این همه بی مسئولیتی و ناآگاهی مردم ایران تعجب می کنم.
از پاترول ها پیاده شده و دقایقی را در کنار دریا گذراندیم عده ای مشفول عکاسی شده، عده ای پاها را در آب دریا رها کردند و تنی به آب زدند، عده ای هم قدم می زدند، یکی از همسفران برای همسر فوت شده شان چند هنداونه بزرگ خیرات کرده بودند که هندوانه ها را شکسته و به صورت قاچ شده خوردیم واقعا هندوانه های خوشمزه ای بودند. زباله های آن ها را هم جمع کرده و در داخل چند پلاستیک زباله انداختیم و با خود آورده و در سطل آشغال انداختیم، پس از آن به سمت اقامتگاه حرکت کردیم.
تقریبا نزدیک عصر بود که به اقامتگاه رسیدیم پس از آن همسفران پراکنده شده و برای استراحت به سمت سوئیت های خودشان رفتند من هم از کافه اقامتگاه یک موکا سفارش داده و در محل حیاط اقامتگاه که دارای صندلی و میز برای نشستن بود به همراه تعداد دیگری از همسفران دقایقی را نشسته و سفارش ها را خوردیم. بعد از آن برای استراحت و استقرار وسایل به سوئیت مراجعه کردیم تعدادی از همسفران شام رستوران اقامتگاه را سفارش داده و خورده بودند و از کیفیت و خوشمزگی آن تعریف کردند طبق برنامه قرار بود تا ناهار روز بعد را در یکی از رستوران های طول مسیر بخوریم ولی طبق تعریف همسفران برنامه تغییر کرده و مقرر شد تا نهار را در رستوران همین اقامتگاه بخوریم از این رو سفارش ها را برای نهار فردا برای تک تک همسفران ثبت کردند، پس از گذراندن ساعاتی در محوطه اقامتگاه و گشت و گذار در آن به سوئیت مراجعه کرده و تقریبا ساعت 11:30 شب همگی خوابیدیم.
روز دوم سفر 1405/04/26
پس از بیدار شدن برای سرو صبحانه به رستوران مراجعه کردیم ساعت سرو صبحانه از ساعت 8:30 الی 10:30 بود صبحانه به صورت سلف سرویس بود تنوع آن زیاد نبود شامل عدسی، تخم مرغ آب پز، چند نوع مربا، کره، پنیر، چای، شربت، یک مدل میوه (هندوانه)، حلوا ارده و 2 مدل نان (بربری و تست) و .... بود. صبحانه را خوردیم تقریبا تمام همسفران به موقع برای سرو صبحانه مراجعه کرده بودند تعدادی از همسفران دیرتر مراجعه کرده بودند و تخم مرغ آبپز تمام شده بود، تعداد تخم مرغ آبپز دو برابر تعداد همسفران بود که متاسفانه تعدادی از همسفران چندین تخم مرغ برداشته بودند و به همین دلیل تخم مرغ به تعداد دیگری از همسفران نرسیده بود.
پس از خوردن صبحانه برای بازدید از اقامتگاه و گشت و گذار در آن در روز شروع به گشتن و گرفتن عکس کردم بخشی از محوطه اقامتگاه شامل باغ کیوی بوده که تعداد زیادی درخت کیوی در آن پرورش داده می شد. دقایقی را در محوله پیاده روی کرده و به سایر اقامتگاه ها مراجعه کردم هر کدام از اقامتگاه ها به نام یکی از مشاهیر ادبی ایران بود (اقامتگاه رودکی، اقامتگاه جامی، اقامتگاه فردوسی و ....... ) پس از گرفتن عکس و گذراندن ساعاتی از وقت در آن محوطه به ساعت 12 ظهر و تحویل اتاق ها نزدیک می شدیم.
برای بستن وسایل و جمع و جور کردن آن به اتاق رفته و پس از یک ساعت وسایل را جمع کرده و به ترتیب سوئیت ها را تحویل دادیم قرار بود که ناهار ساعت 13 آماده باشد تا پس از صرف ناهار حرکت کنیم تقرییا از ساعت 12:30 ظهر به بعد سفارش ها آماده و به ترتیب سفارش ها تحویل همسفران شد قبل از آن تقریبا کلیه همسفران در رستوران نشسته و جا گرفته بودند. سفارش من یک سیخ کباب کوبیده بدون برنج بود، یک نوع غذای محلی به نام باسترما با مرغ محلی داشت که اکثرا آن را سفارش داده بودند و تقریبا برای 3 نفر کافی بود.
از نظر بنده قیمت غذا براساس کیفیت و محتوای ارائه شده گران بود و آنچنان که همسفران در شب گذشته از کیفیت غذا تعریف کرده بودند هم از نظر قیمت و هم از نظر کیفیت نبود (البته این نظر در مورد سفارش کوبیده بنده و محتوای آن با قیمت مربوط به آن است) هزینه کلیه اقلام سفارش من 900000 تومان شد. ولی غذای محلی باسترمایی که اکثر همسفران سفارش داده بودند خوب بوده و راضی بودند.
پس از صرف ناهار مقرر شد تا چمدان ها و وسایل را در اتوبوس گذاشته و حرکت کنیم تا کل گروه جمع شده و سوار شوند ساعت حدود 14:30 شد تقریبا در همین بازه اقامتگاه را ترک کرده و حرکت کردیم قرار بود در طول مسیر به روستای باقرخاله رشت رفته و از آنجا بازدید کنیم در طول مسیر چند باری اتوبوس به دلایل مختلف سرویس بهداشتی بدون اینکه به همه همسفران اطلاع دهند برای گرفتن آب معدنی و موارد دیگر توقف داشت همین توقف های اضافه باعت هدر رفتن زمان شد مسیری که به سمت روستای باقرخاله می رفت چون از راه فرعی و غیر آسفالت و خاکی و سنگلاخی بود در قسمتی از مسیر راه چاله ای پر از گل وجود داشت که امکان عبور از آن برای اتوبوس امکان پذیر نبود از این رو پس از تلاش های زیاد اتوبوس نتوانست ادامه مسیر روستای مذکور را برود و مجبور به بازگشت از مسیر شدیم و خرابی راه باعث شد نتوانیم از روستای مذکور بازدید کنیم.
کل این مراحل توقف ها و رفت و برگشت ها و خرابی راه حدود 4 الی 5 ساعت وقت مفید از همسفران را گرفت که این امر باعث نارضایتی بنده و سایر همسفران شده بود. طبق برنامه قرار بود که ساعت 12 شب به تهران برسیم ولی متاسفانه تا ساعت نزدیک به 8 شب در نزدیکی شهر رشت قرار داشتیم که در ابتدای حرکت اتوبوس برای سرویس بهداشتی و خرید دقایقی را نگه داشت پس از آن بدون توقف به سمت تهران حرکت کردیم تقریبا ساعت 1:45 شب به تهران و محل سوار شدن به اتوبوس رسیدیم در کل سفر متوسطی بود طبق تجربه سفرهای قبلی که با این گروه رفته بودم تا حدودی راضی نبودم چون می توانست برگزاری تور و انجام برنامه ها به شکل بهتر مدیریت شده و نقاط دیگری جایگزین محل هایی که نتوانستیم بازدید کنیم بشود، به هر حال هر سفر تجربه ای است و به اندوخته ها و اطلاعات و جهان بینی انسان می افزاید.
