سفربه شهرهای: سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان(استانهای اردبیل و گیلان) (قسمت اول)

بعد از مسافرت 6 روزه به مشهد مقدس در دهه سوم شهریور ماه وقبل از آن(اوایل شهریور) به قسمت شمال آذربایجان (سفر به بهشت آذربایجان)ومسافرت در خرداد ماه به استانهای لرستان، چهارمحال وبختیاری و کهکیلویه وبویراحمد(که دو مسافرت اخیر بصورت سفرنامه در سایت وزین لست سکند منتشر شده است)، اصلا برنامه ای برای مسافرت داخلی برای سال جاری نداشتیم وهدف یک مسافرت خارجی درمهر یا آبان ماه به کشور مالزی بود.چون به عقیده من حداقل یک مسافرت خارجی در سال( در صورتی که قدرت مالی اجازه بده) لازمه. سال قبل در همین ایام بود که آفرهای بسیار مناسبی (حتی کمتر از یک میلیون تومان) برای تورهای 7 روزه کوالالامپور بصورت اس ام اس و لحظه آخری تندتند بدستم می رسید ولی به نیت مسافرت به هندوستان آنها را نادیده گرفتم وامیدوار بودم که در سال جاری با همان نرخهای سال گذشته بشود به مالزی رفت .ولی امسال قیمت تورهای مالزی کمتر از 2 میلیون تومان نشد تا اینکه بی خیال مسافرت خارج از کشور شدیم. در همین اثنا بود که از طرف معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد ما رو به یک شب اقامت رایگان(24مهر 93)در هتل چالدران سرعین با صبحانه،ناهار و شام مهمان کردند .

فرصت رو غنیمت شمردم وبا اجاره سه شب دیگر درسوئیت 35 متری مجتمع اقامتی شهید امامی چمخاله (متعلق به خانه کارگر)در روزهای جمعه تا یکشنبه( 25 تا 27 مهر) با هزینه تنها 60000 تومان، یک برنامه مسافرت داخلی به مدت 4 شب و 5 روز را برنامه ریزی کردم.

ساعت 0730صبح روز پنجشنبه 24 مهر با خودرو شخصی، دونفری( من و حاجیه خانم)از تبریز عازم سرعین شدیم. هواباتوجه به بارش دوروز پیش باران، بسیارعالی،لطیف و آفتابی با یک نسیم ملایم خنک پائیزی بود.فاصله این دو شهر حدود200 کیلومتره(تبریز-بستان آباد60، بستان آباد –سراب و سراب- سرعین هرکدام 70 کیلومتر) واین فاصله رو ما بادرنظر گرفتن نیم ساعت توقف در میانه راه جهت صرف صبحانه، 4 ساعته طی کردیم.ساعت 1130 به سرعین رسیدیم.

سرعین شهرکوچک توریستی در 30 کیلومتری غرب اردبیل هستش(20 کیلومتر مانده به اردبیل و دارای یک جاده 4 بانده 10 کیلومتری فرعی در سمت چپ جاده سراب به اردبیل) و مرکز شهرستان سرعین می باشد. این شهر به علت داشتن چشمه های آبگرم فراوان از شهرت بالائی برخوردار بوده و از شهرهای با قابلیت بالای گردشگری استان اردبیل محسوب می شود.ارتفاع شهر از سطح دریا 1650 متر است. سرعین، به خاطر وجود آبهای گرم معدنی از جنس سولفات و سیلیس،در گذشته های دورچون این سنگها به رنگ زرد مایل به قرمز در آمده بود ، به همین خاطر نام این محل به زبان بومی و ترکی آذری به اسم " ساری قیه"(سنگ بزرگ زرد) نامیده می شد که بعدها به مرور زمان به "ساری قین" و "سرائین" ودر نهایت به " سرعین" تغییر نام یافته است.این شهر همه ساله بخصوص در تابستان میزبان انبوه گردشگران داخلی و خارجی می باشد.در این شهر کوچک بیش از 250 هتل، هتل آپارتمان و مهمانسراوجود دارد و علاوه بر آن مردم محلی خانه های خود را هم بعنوان مهمان پذیر به اجاره می دهند. در چند سال اخیر تعداد زیادی مجتمع های بزرگ آبدرمانی افتتاح شده اند مانند:مجتمع آبدرمانی سبلان،اترک، ائل سوئی،دره سوئی، ژنرال،پهنلو،قهوه سوئی،ساری سو،بش باجیلار، شفا ،ایرانیان و... در بدو ورود به سرعین ، کوهستان سبلان با برفهای همیشگی اش خودنمائی میکرد.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

کوهستان همیشه پر برف سبلان

سبلان ( به ترکی ساوالان به معنی " میدان وحی") سومین قله بلند ایران بعد از دماوند و علم کوه به شمار می رود. ارتفاع این کوه4811 متر است. برخی این کوه را محل بعثت زرتشت می دانند واز این نظر مکانی مقدس به شمار می رود و حتی بومیان و عشایر منطقه به آن قسم یاد می کنند.این کوه عظیم 60 کیلومتر طول و 45 کیلومترپهنا داشته و سطحی که بوسیله آن اشغال شده معادل 6000 کیلومتر مربع است. قله سبلان به شماره19496/12 در فهرست آثار طبیعی ملی کشور به ثبت رسیده است. در بالای این کوه آتشفشانی غیرفعال،دریاچه کوچک بسیار زیبائی وجود دارد .سبلان به خاطر وجود آبگرم های دامنه آن، همچنین طبیعت زیبا و پیست اسکی "آلوارس" مورد توجه گردشگران است.این کوهستان 3 قله بلند دارد که بلندترین قله آن به " سلطان" و دو قله دیگر به "هرم" و "کسری" مشهور است. دراواخر خیابان چالدران وبلندترین نقطه سرعین به هتل چالدران رسیدیم.هتلی که در سال 1380 به بهره برداری رسیده ودر همان سالهای اول بعلت کمبود هتل در سرعین ، یکی از بهترین ، زیباترین و گرانترین هتلهای آنجا بود.این هتل 4طبقه ،دارای آمفی تاتر،کافی شاپ داخل و بیرون محوطه،پارکینگ،زمین ورزش ، سینمای تابستانه، رستوران،سفره خانه سنتی ،فروشگاه وآسانسور می باشد.پذیرش و اسکان ما به سرعت انجام شد .

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

نمای داخلی اتاق 315 هتل چالدران

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

نمای بیرونی هتل چالدران سرعین

برای ناهار چلوکباب کوبیده با تمام مخلفاتش(سوپ – سالاد – نوشابه وماست موسیر) در نظر گرفته بودند و من که در هیچ کجای ایران بغیر از اردبیل، کباب کوبیده نمی خورم بعلت خوشمزه گیش و کیفیت بالای گوشت ،چلوکباب کوبیده رو با اشتیاق زائد الوصفی نوش جان کردم.

بعد از صرف ناهارو استراحت ، ساعت17 جهت بهره مندی از خواص درمانی آبهای گرم معدنی ونزدیکی به هتل به مجتمع آبدرمانی" قهوه سوئی" رفتم. چند مجتمع آبدرمانی رادر سالهای قبل تجربه کرده بودم ولی تاکنون این محل رو ندیده بودم.استفاده ودرمان با آبهای گرم معدنی از زمانهای قدیم مرسوم بوده ودر اغلب کتب آسمانی استحمام در چشمه ذکر شده است.در زمانهای سابق به علت قرار گرفتن سرعین در مسیرجاده ابریشم و وجود معبد آناهیتا در بالای تپه شهربعنوان مکان زیارتی زرتشتیان و همچنین وجود باغهای سرسبز و چشمه های متنوع،این محل یکی از مکانهای استراحت کاروانها بود.مسیر این جاده که ازجلو ساختمان فعلی این مجتمع عبورمی کرد،قهوه خانه و چند اتاق کوچک جهت استراحت کاروانیان احداث شده بود و چون راه ورود به استخر این آبگرم، از درون قهوه خانه می گذشت ، بنام "آبگرم قهوه سوئی" معروف گردیده است.استخر سابق بصورت سنتی و محل بسیار کوچکی بود ولی در سال 1389 مجتمع بزرگ آبدرمانی در دو ساختمان مستقل برای آقایان و خانمها به بهره برداری رسید.در فاصله بسیار نزدیک این آبگرم ، چشمه ای برای درمان بیماریهای چشم بنام "گوز سوئی" وجود دارد.

آب این چشمه برای بیماریهای چشم مفید بوده و شستن چشمها توسط این آب موجب ضدعفونی چشم می گردد و خوردن آن بعلت وجود ترکیبات بی کربنات گازدار باعث خرد شدن سنگ کلیه ودفع آن می شود..آشامیدن آبهای بیکربنات در حد اعتدال قبل ازغذا باعث افزایش ترشحات معده شده وآشامیدن آن بعدازغذاتسکین دهنده است و به تخلیه معده کمک می کند.این آب اعمال کبدی را هم بهبود می بخشد.پدیده جالب در این مجتمع اینست که فاصله مظهر چشمه آبگرم قهوه سوئی بادمای 44 درجه سانتیگرادوآب چشم با دمای 20 درجه ،تنها 10 متر است که از عجائب خلقت می باشد.هیدروتراپی واژه ایست که به درمان با استفاده از آب گفته می شود.خاصیت آبهای معدنی هم مربوط به حرارت وگرمای آن وهم مربوط به املاح و ترکیبات شیمیائی موجود در آن می باشد.آب خنکتر ازدمای بدن (37 درجه) اثر تحریک کننده و خنک کننده دارد و آب گرمتر از دمای بدن، تقویت کننده، نیروبخش و قدرت آفرین است.

آبگرم قهوه سوئی از نظر ترکیبات شیمیائی در گروه آبهای کلربیکربنات کلسیک گازدار که حاوی رسوبات آهن و مقدارقابل توجهی سیلیس می باشد و خیلی گرم است.خاصیت درمانی اینگونه آبها برای تسکین دردهای مفصلی بوده و استحمام در آن آرام بخش می باشد.استحمام در آبهای بیکربناته، باعث اتساع عروق شده و نبض در جریان استحمام کند می گردد. میزان ادرار بالا می رود و عمل تغذیه فعال می شود.ورزش مناسب در آب می تواند خستگی و کوفتگی های مختلف جسمانی را که دراثرکارسخت یا ورزشهای سنگین بوجود آمده اند،کاهش دهد.نتیجه مستقیم این فعل و انفعال، تحریک سلسله اعصاب وغدد مختلف بدن هست که موجب نشاط و آرامش روحی می گردد.

همچنین موجب دفع سریعتر اسید لاکتیک و مواد زائد از بافتهای بدن شده و باعث رفع انقباض ، سفتی عضلات و خستگی جسمی می شود. بعد از یک ساعت و نیم شنا،آبدرمانی و استحمام (بیشتر از این مدت ماندن در استخر آبگرم توصیه نمی شود)به حاج خانم ملحق شدم که داشت با همکارانش در سطح شهر قدم میزد.هوا بسیار مطبوع و کاملا تاریک شده بود وما بعد از ساعتی گشتن در شهر به هتل بازگشتیم .بعلت قطعی گاز شهری ، شام کمی دیر آماده شد . من زیاد عادت به خوردن غذای گرم در شب ندارم ولی چون استخر آبگرم و گشتن در شهر واقعا گرسنه و تشنه ام کرده بود ، یک شام حسابی، مخصوصا آش دوغ سرعین نوش جان کردم .

صبح روز بعد(جمعه 25 مهر) بعد از صرف صبحانه(سرشیرتازه و فوق العاده خوشمزه ، عسل معروف سبلان ،نان فتیر معروف محلی همراه با سایر اقلام معمول صبحانه) و تحویل دادن اتاق، هتل چالدران سرعین رو به مقصد چمخاله ترک کردیم.فاصله 30 کیلومتری سرعین تا اردبیل رو طی کرده و چون قصد ماندن در اردبیل رو نداشتیم از کمربندی به سمت جاده 77 کیلومتری اردبیل – آستارا حرکت کردیم.بین راه ودر منطقه زیبای حیران لحظاتی توقف کرده و از مناظر طبیعت بی نظیر آنجا دیدن کردیم.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

گوشه ای از طبیعت زیبای گردنه حیران

چند باری که در این فصل از این مسیر عبورکرده بودم مه غلیظی جاده رو پوشانده بود و رانندگی وتماشای مناظر زیبای طبیعی رو مشکل کرده بود ولی خوشبختانه امروز هوا بسیار عالی بود.ساعت 11 صبح به آستارا رسیدیم.سپس مسیر 177 کیلومتری آستارا تا فومن رو در 3 ساعت طی کردیم. ناهار رو در پارک زیبای ورودی شهر صرف کردیم. موقع حرکت از فومن ، چشمم به یک مغازه کلوچه فروشی که درست روبروی پارک و کنار خیابانی که اتوموبیلو پارک کرده بودیم ، افتاد.کلوچه های سنتی فومن از جمله کلوچه هایست که من خیلی دوست دارم ولی آنقدر کلوچه فروشی تو فومن زیاده که آدم نمیدونه کدومش بهتره . ما شانسی به این کلوچه فروشی رفتیم که هم همونجا بصورت سنتی درست می کرد و تو فر می ذاشت و همونجا هم می فروخت. حین خرید صاحب خانم مغازه، آنقدر از کلوچه هاش تعریف کرد که دیگه داشتیم کلافه می شدیم. ولی انصافا بعد از رسیدن به تبریز و مصرف، متوجه کیفیت بالای کلوچه هاش شدیم .قیمت هر عدد کلوچه 500 تومان بود و من 3 بسته 10 تائی با بسته بندی در جعبه (قیمت هر جعبه خالی رو هم 500 تومان حساب کرد)کلا به قیمت 16500 تومان خرید کردم.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

یکی از مغازه های کلوچه فروشی در شهر فومن

ترکیبات کلوچه سنتی فومن عبارتند از:آرد-روغن جامد ذوب شده-ماست-شکر-تخم مرغ-نمک –مخمر-وانیل و پگینک پودر.مواد داخل کلوچه هم شامل: گردوی پودر شده –جوزهندی-دارچین و شکر. روی کلوچه هم با یک وسیله ای شکل خاصی می دن و سپس با برس زرده تخم مرغ می مالند و با کنجد سفید آغشته می کنن و تو فر می ذارن.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

کلوچه سنتی فومن

از فومن با تابلوهائی که تو مسیر بود بدون ورود به شهر رشت از جاده سنگر ،به لاهیجان رفتیم. بعد ازچیزی حدود 60 کیلومتر رانندگی (البته با گذر از شهرهای کوچیک و روستاها و کمی ترافیک، حدود یک ونیم ساعتی طول کشید) حوالی ساعت 1630 به لاهیجان رسیدیم. فاصله لاهیجان تا لنگرود 12 کیلومتر هست .از وسط شهر لنگرود بوسیله تابلوئی به سمت چمخاله به راه افتادیم. بعد ازحدود 8 کیلومتررانندگی به پل معروف آهنی چمخاله رسیدیم.

چمخاله یکی از بهترین سواحل ماسه ای شمال رو داراست. همه ساله در اواخر بهار و تابستان با دارا بودن 11 هتل و چندین مهمانپذیر، پذیرای جمع کثیری از هموطنانمون هستش . این ساحل جزئ سواحل زیبا و قدیمی منطقه هست که قبل از انقلاب دارای پلاژها و ویلاهای متعدد بود ولی بعد از انقلاب بدلیل پیشروی آب دریا و به زیر آب رفتن قسمت اعظمی از ساحل ، رونق گذشته خودش رو مدتی از دست داد تا اینکه از چند سال قبل رونق خودشو باپسروی آب و برگشتن به حالت سابق دوباره بدست آورد.معروفیت و زیبائی چمخاله به خاطر رودخانه آن هم می باشد که یکی از رودخانه های پرآب کشور با عمق حدود6متر است که در سالهای نه چندان دور کشتیهای روسی و ایرانی ازروی این رودخانه تردد می کردند.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

رودخانه چمخاله

اکثر ساکنین چمخاله از شهرستان صحنه کرمانشاه هستند و گویش آنها هم کردیست.اقوامی مانند:کلهر-گوران –دلفان-چاف(که اسم دهستانی در نزدیکی چمخاله است)-شکاک- لک –باجلان و غیره .حدود300 سال پیش در زمان نادر شاه افشارمردمان کنونی چمخاله از کرمانشاه(بخاطر دلاوریهای بی مثال کردها) برای جنگ و همچنین تفرق ودور بودن کردها از هم (مسائل سیاسی)به سرزمین باتلاقی و خالی از سکنه و بسیار خوش آب و هوائی رسیدند که بعدها به نام چمخاله معروف شد.چمخاله از دو کلمه "چم" کردی به معنای رودخانه و"خاله" گیلکی یعنی انشعاب تشکیل شده است. مردم چمخاله بخاطر هم طایفه بودن ،همه با هم نسبت خویشاوندی دارند. از طایفه های بزرگ می توان به:رستمی – پاشاپور – فرضی پور –زاغی – میرزاجانی –مسلمی – سلیمی – نجفی – اسفندیاری – رحیمی – فغانی و بهزادی اشاره کرد که پسوند آنها بیشتر دهکابی – جلالوند و چمخاله می باشد. ازجاده سمت راست پل آهنی بعد از یک کیلومتر،به محل اقامتمون (مجتمع شهید امامی کارگران)رسیدیم.هوا هنوز تاریک نشده بود وحوالی ساعت 17 بود.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

مجتمع شهید امامی چمخاله

تحویل گرفتن سوئیتمون کمی طول کشید.ابتدا مبلغ 6000 تومان حق پارکینگ خودرو ازمون گرفتن( به ازا هر شب 2000 تومان که مبلغ ناچیزی بود)البته چه خوب بود این مبلغو در موقع ثبت نام می گرفتن چون حتما کارت بانکی باید می داشتیم و اتصال به شبکه هم که خودش دقایقی وقت ما رو گرفت.سپس سوئیت 72 (ساختمان هفتم سوئیت شماره دو) رو بهمون دادن ولی بعلت عدم نظافت و بوی نم و رطوبت بالاودر همکف قرارداشتن، با اعتراض ما ،مسئول پذیرش سوئیت 64 رو بما داد که نسبتا خوب بود و قابل تحمل .اینجا بود که برام این مثل معروف ثابت شد که " تا گریه نکنی بهت غذا نمی دن".تحویل گرفتن سوئیت هم داستانی داشت.بایستی تمامی وسایل منزل رو یک به یک چک می کردیم و تحویل می گرفتیم. ولی مگه می شه با دقت همه قاشق چنگالا، لیوانا ،ظروف مختلف آشپزخانه، پتو، ملافه و.... را بدقت چک کرد.چون وسایل کامل با خودمون برده بودیم ، به هیچ یک از وسایل منزل دست نزدیم .دیگه هوا کاملا تاریک شده بود و ما فرصت کردیم به روستای چمخاله که تنها یک کیلومترباما فاصله داشت رفته و کمی وسایل خوراکی برای شب و فردا صبحانه تهیه کنیم.

صبح روز شنبه 26 مهر1393، برای صرف صبحانه، تنها به یک قرص نان بربری نیاز داشتیم و بوفه مجتمع هرروز صبح نان تازه می آورد البته به قیمت 600 تومان و 100 تومان بالاتر از قیمت نانوائی و من که از ساعت 6 صبح بیدار بودم برام فرصتی پیش اومد که تا ساعت 8 در محوطه زیبای مجتمع گردش کنم تا بوفه باز شه و همم که حاج خانم از خواب بیدار بشن !بعد از صرف صبحانه ، حوالی ساعت 9 ابتدا به ساحل چمخاله رفتیم . این ساحل یکی از زیباترین سواحل ماسه ای دریای خزره با 17 کیلومتر طول که عموم مردم میتونن ازش استفاده کنند.از سکوت و آرامش اونجا حدود یک ساعتی لذت بردیم.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

ساحل زیبا و آرام چمخاله

سپس بولوار 4 خطه 8 کیلومتری مسیر چمخاله تا لنگرود رو پیمودیم تابه شهر زیبای لنگرود برسیم. شهرستان لنگرود با وسعت 900 کیلومتر مربع، بین دریای خزر(در شمال شهر) واستواری لیلا کوه(در جنوب شهر) مجنون وار واقع شده است. خونگرمی شالیزارهایش با خونسردی باغهای چائیش ، بهم آمیخته ودیدن چهره مهربان و همیشه بهاری مردمانش آرزوی همه کسانیست که یکبار نان و نمکی از سفره اخلاصشان خورده باشند.لنگرود شهر ابریشم ، شعر و رنج است.پروانه ها بر تبسم گلهایش پیله می کنند وشعور در مقابل شعرش به زانو در می آید و برنج آئینه رنج سالیان طولانی لبخند پینه بر دستانشان است.شهرستان لنگرود یکی از شهرهای بسیار زیبای استان گیلان به شمار می رود.این شهر شمار زیادی از فرزانگان – دانشمندان – شعرا و شهدا رابخود جمع کرده و اثار تاریخی فراوانی که نشان ازقدمت و اهمیت این شهر نزدیک به ساحل دارد.

نام این شهر برای اولین بار در سال 512 ه.ق( حدود 950 سال پیش) در متون تاریخی ذکر شده است. این شهر در دوره صفوی مخصوصا شاه عباس اول، مرکز حوادث مهمی بود.فرار احمد خان حاکم لاهیجان از لنگرود و دستگیری اعضای خانواده وی توسط کیا فریدون حاکم گیلان و تحویل آنها به شاه عباس از حوادث مهم آن دوران بود.نادر شاه افشار برای سرکوب تاتارهای شرق مازندران و توسعه تجارت و دستیابی به دریا ، لنگرود را برای ایجاد پایگاه دریائی و کارخانه کشتی سازی انتخاب کرد.شاید نام" لنگرود" هم بدلیل اینکه اولین لنگرگاه در شمال کشوربوده به این شهر اطلاق شده باشد.رابینو جهانگرد معروف در خصوص لنگرود چنین می نویسد:کناره های رودخانه لنگرود زیباترین منطقه ای بود که من در ایران دیدم.

لنگرود دارای 8 محله هست که عبارتند از: فشکالی محله – سوتال محله –درب مسجد – کاسه گرمحله –قصاب محله – گشته مردخال –انزلی محله وراه پشته.بخاطر طبیعت مناسب مردم لنگرود به کارهای کشاوری علاقه وافر دارند و از مهمترین محصولاتشون می شه به برنج – چای و صیفی جات نام برد. شهرستان لنگرود با 441 کیلومتر مربع وسعت، دارای سه شهر به اسامی لنگرود، کومله، شلمان و یک بخش مرکزی است و بخش مرکزی از 6 دهستان 231 آبادی (شامل روستا و مزرعه) تشکیل شده است که دهستانها عبارتند از: 1- چاف با 15 آبادی،2-دریاسربا 90 آبادی،3-دیوشل با 23 آبادی،4-کومله با 111 آبادی،5-گل سفیدبا 14 آبادی، 6-لات لیل با 57 آبادی.

تعدادی از مشاهیرمعروف شهرستان لنگرود عبارتند از:

میرزامحمدصادق منجم‌باشی لنگرودی

میرزا عبدالوهاب منجم‌باشی لنگرودی

میرزامهدی خان منجم‌باشی لنگرودی

اسحاق خان مشکوه‌السلطنه

دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی

محمود پاینده لنگرودی

دکتر ابراهیم‌زاده معبود

آیت الله العظمی سید مرتضی مرتضوی لنگرودی

دکترعلی جنابی

نجم الدین ابوالحمد

محمد علی لنگرودی (رانکوهی)

مهمترین جاذبه‌های گردشگری لنگرود شامل:

1- تالاب زیبا و طبیعی کیاکلایه با انواع پرندگان دریایی

2- بوستان تفریحی فجر که در قسمتی از تالاب ایجاد گردیده است

3- لیلاکوه خواستگاه دوستان طبیعت

4- مجتمع ساحلی با فضایی آرام و دلنشین در چمخاله

اماکن دیدنی و تاریخی لنگرود :

1- پل خشتی لنگرود «خشته پل» یا «خشته پورد» معروف به پل «حاجی آقا پرد» که احتمالاً در ساخت این پل نقش موثری داشته است مربوط به دوره ایلخانیان است. این پل «راه پشته» را به مرکز شهر متصل می‌کند.

2- مسجد جامع لنگرود که تاریخ ساخت در مسجد مربوط به سال 1001 هجری قمری است.

3- بقعه آقا سید محمود (سفید آستانه) از سادات متدین منطقه واقع در بلوار لنگرود به رودسر.

4- بقعه آقا سید محمدتقی کوشالشاد از نوادگان امام موسی کاظم (ع) واقع در کوشالشاد لنگرود.

5- خانه منجم باشی حاکم لنگرود که رابینو باغ این خانه را بی‌نظیر توصیف نموده است.

6- خانه دریا بیگی که از شاهکارهای هنر دوران قاجاریه است.

7- قلعه دزدبن (دزبن) دز به معنای دژ و قلعه است.

جمعیت:

در سال 1275 ه.ق /1230 ه. ش.، جمعیت این شهر دو هزار نفر بود. اما در سرشماری عمومی نفوس سال 1375 ه.ش چمعیت این شهرستان به 135922 نفر رسیده که از این تعداد 65973 نفر در شهر لنگرود زندگی می کنند.

نژاد،زبان و دین:

اهالی لنگرود دارای نژاد آریایی هستند و به زبان فارسی با گویش گیلکی سخن می گویند و دینشان اسلام، و شیعه اثنی عشری، و علاقه مند به خاندان پیامبر گرامی اسلام می باشند.

کلا ما از مجموع اماکن دیدنی و گردشگری این شهر فرصت گشت و دیدن لیلا کوه،دهستانهای چاف و کومله ، قسمتهای مختلف شهر لنگرود و پل خشتی رودر یکروزی که تو این شهر بودیم را داشتیم. لیلاکوه ،کوهستان سرسبزیست در نزدیکی ودر قسمت جنوبی شهر لنگرود که یکی از قطبهای گردشگری لنگرودهم به شمار می ره و یک چشمه آب بسیار گوارا داشت که مردم لنگرود با دبه های آب برای بردن آب صف کشیده بودند وما هم چند ظرف که توجعبه پشت ماشین داشیم رو هم اونجا از چشمه پر کردیم. گویا آب آشامیدنی شهر زیاد مطلوب نیست. ما تا دامنه هاش که پر از مزارع چائی و همچنین غذاخوریهای کوچک محلی و قهوه خانه ها مخصوصا در جاده کومله بود ، دیدن کردیم.

آغازی از یک قطعه شعر گیلکی در وصف لیلاکوه:

تی سینه سر وءده بهشته روزگار لیله کوه یا ته بیده چوده بهشته روزگار لیله کوه

یاد او وختون خوب و خوش گرمه روزان که رسه نوبری بازارده بولوش

بعد از کمی گشتن درشهر کومله و داخل شهر لنگرود،در پارکینگی که جنب بازار ماهی فروشها بود نگه داشتیم.صید ماهی در این شهر بسیار رایجه و روزهای شنبه و چهارشنبه بازار ماهی فروشها و در کنار آن بازار محلی از رونق خاصی برخورداره خوشبختانه امروز هم چون شنبه بود و از چند روز پیش صید ماهی در دریای خزر شروع شده بود انواع ماهیهای شمال رو می شد مشاهده کرد. صیدها مربوط به چند دقیقه پیش بود که اکثر ماهیها زنده بودند و تکون می خوردند.قیمت ماهیها نسبت به شهر خودمون بسیار پائین بود بطوریکه یک ماهی حدود 2 کیلوئی سفید رو می شد با 40000 تومان(حتی با چونه زدن و نزدیک شدن به نزدیکیهای ظهر با نصف قیمت) خرید.ولی چون پخت و پز ماهی در محل اقامتمون ممنوع بود وماوسایل پخت همراه نبرده بودیم نتونستیم ماهی بخریم ونوش جان کنیم.ولی در عوض 20 کیلو برنج مرغوب هاشمی به قیمت هرکیلو 6300 تومان خریدیم که همین برنج در شهر ما 7500 تومان بود.کمی هم میوه برای مصرف هم خرید کردیم ولی قیمت میوه بخصوص سیب بسیار بالاتر از آذربایجان بود.بطوریکه بهترین سیب قرمزدر مراغه 1500 تومانه در حالی که در لنگرود با کیفیتی پائینتر حدود 2 برابر قیمت داشت.

جنب پارکینگی که ماشینو نگه داشته بودیم، یک اثر تاریخی دیدنی هم وجود داشت به نام " پل خشتی لنگرود".این پل که معروفترین اثر تاریخی و بعنوان نماد شهر لنگرود محسوب می شود، روی رودخانه ای که لنگرود نام دارد ودر مسیر راه قدیمی لاهیجان به لنگرود ودر مرکز شهر و نزدیک بازار"سماکان" ساخته شده است. آب آن از یکی از نهرهای سفیدرود منشعب شده و از میان شهر می گذرد.طول این پل بالغ بر 37 متر است و عرض آن 5/4 متر و ارتفاع بلندترین نقطه پل از سطح رودخانه نزدیک 10 متر است که دو قسمت شهریعنی فشکالی محله را به راه پشته متصل می سازد.گفته می شوداین پل را شخصی به نام (حاجی آقا پرد) ساخته و بنابر روایتی پل مزبور در محل پل قدیمی بدستور حاجی آقا بزرگ منجم باشی، در زمان سلطنت فتحعلی شاه، ساخته شده است. تا سال 912ه.ق در لنگرود فقط یک پل چوبی وجود داشت.

در کتاب (دارالمرز ولایت گیلان،رابینو) در مورد این پل چنین آمده است:

پل خشتی لنگرود،پلی که با آجر و ساروج ساخته شده و دارای دو دهانه فراخ برای عبور کشتی است،37 متر طول و12 متر ارتفاع دارد و مربوط به دوران صفویه است(926 ه.ق)،گو آنکه بعضی به عهد تیموری نسبت می دهند ولی سندی در این باره در دست نیست.

در اکثر آثار تاریخی سرزمین گیلان نام معمار و بنّا دیده نمی‌شود، گویی اینان نیز همچون سایر هنرمندان ایرانی هنر را برای کسب نان و نام نمی‌خواستند و به اثری که به وجود می‌آوردند عشق می‌ورزیدند.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

پل خشتی لنگرود

پل از یک سطح میانی و دو بخش جانبی شیب دار تشکیل شده و طول قسمت اول آن 10/15 متر و دو قسمت جانبی 10 الی 11 متر است . عرض پل در قسمت میانی و بین دو جان پناه 345 تا 350 سانتیمتر و عرض قسمت جان پناه‌ها هریک 45 و ارتفاع آنها 35 سانتیمتر است . عرض کلی پل 430 سانتیمتر است . محل عبور عابر پیاده روی پل را در مرمت‌های اخیر با قلوه سنگ مفروش ساخته اند . پل دارای دهانه با طاق جناقی نسبتاً کند است. دو فرو رفتگی در پیشانی پل و در فاصله بین دو قوس قرار دارد .

هر یک از قوس‌ها در سمت بیرونی دارای یک نوار آجرکاری به عرض 12 سانتیمتر است که حالتی تزیینی و برجسته دارند. علاوه بر آن در کنارهٔ قوس‌ها آجر چینی خاصی نیز انجام شده و حاشیه ای به عرض 60 سانتیمتر را به وجود آورده است. پایه میانی قطور پل 4 متر عرض دارد و دو موج شکن یا سیل برگردان در دو طرف پل برای کاستن از فشار آب در ایام افزایش سطح آب تعبیه شده است. یک دهانه کوچک بین پایه میانی پل و یک طاق نمای جناقی بر بالای آن با عرض 50 سانتیمتر وجود دارد. پل خشتی لنگرود به علت قرارگیری در مرکز شهر و همچنین جنس مواد استفاده شده در ساخت آن، همیشه مورد توجه و اهمیت قرار داشته است.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

نمای شهر و رودخانه لنگرود از دو طرف پل خشتی

معمولا بهترین غذا خوریها در مرکز شهرها ومخصوصا حوالی بازار قرار دارند .به همین علت چون بازار و پل خشتی در مرکز شهر بودند و زمان صرف ناهار فرارسیده بود و من شناختی نسبت به رستورانهای لنگرود نداشتم در اون حوالی از دکتر یکی از داروخانه ها آدرس یک رستوران خوب که که غذاهای محلی هم داشته باشه رو پرسیدم و ایشان گفتند که غذاخوری مناسبی تو این حوالی وجود ندارد و تنها چند ساندویچی و فست فودوجود داره و رستورانهای خوب در مسیر لنگرود به لاهیجان و شهر کومله(شهری در 5کیلومتری جنوبشرق لنگرود) هست. واقعا تعجب کردم که چطور شهر به این معروفی ، تاریخی ، بزرگ و توریستی ، غذاخوری مناسبی در داخل محدوده مرکزی شهر نداشته باشه .

به یاد شهر خودمون افتادم که چندین غذاخوری شیک با ظرفیت بالاو کیفیت غذائی عالی که یکی از یکی بهتره تنها در محدوده مرکزی شهروجود داره.در خارج شهر و جاده لاهیجان چشمم به تبلیغات وسیع رستوران بزرگ وحید در داخل شهر لاهیجان روبروی استخر افتاد و چون آن محل رو بلد بودم یکراست تا اونجا تاختم .در کمال تعجب اینجا هم فوق العاده کوچیک بود بیشتر شبیه فست فود بود تا رستوران. حدود 7 تا میز داشت با ظرفیت کمتر از 30 نفر!(جالبه که این رستوران یه شعبه هم تو تله کابین لاهیجان داشت.مشخصه که رستوران بزرگش! تو مرکز شهر، شعبه اش تو جوار تله کابین در شیخان کوه، به چه بزرگی باشه).من که دلم برا ماهی خوردن اونم توشمال لک زده بود ماهی سفید(البته رنگ ماهی سفید بود نه نوع آن) سفارش دادم .

به اصرار من هرچند خانم زیاد ماهی دوست نداره ولی مجبور شد ماهی بخوره.قیمتش تو منو نوشته نشده بود ولی گارسون گفت: چون قیمت ماهی هرروز تغییر میکنه امروز قیمت ماهی پلو 20 تومنه.یه زیتون پرورده 2 نفری (5 تومن) و دوتا نوشابه دلستر(هرکدوم 1500 جمعا 3 تومن)سفارش دادیم.غذای بدی نبود(هرچند به نظرمی رسید قیمت پلوماهی، باتوجه به قیمت پائین ماهی و برنج در شمال،کمی گران باشد) ولی ازکیفیت غذا هردومون راضی بودیم.موقع صدور صورتحساب متوجه شدم قیمت غذا رو23 تومن محاسبه کردند و صاحب صندوق با اعتراض بنده مواجه شد.اصرار داشت که قیمت ماهی پلو(کته ماهی) امروز 23 تومنه و گارسون اشتباه به عرض شما رسونده وتکرار می کرد که نمی تونه 6 تومنو از جیب خودش بپردازه و منم رو حرفم ایستاده بودم و به هیچ وجه کوتاه نمیومدم تااینکه گارسون سر رسید و حرف منو تائید کرد و قضیه ختم به خیرشد.با خودم فکر کردم نکنه این هم نقشه ای باشه تا قسمتی از هزینه کلان تبلیغاتشونو از جیب ما مشتریا تامین کنند.

هرچند به نظر می رسه نصف قیمت غذا برای اونا سودخالص باشه(با حساب و کتابی که کردم کل قیمت این غذا با هزینه پخت و پز بیشتر از 10 تومن نمی شد) و در آمد کلانی از این بابت کسب می کنند . متاسفانه اکثر صنوف در کشور ما به سود معقول قانع نیستند و سودهای کلان، گاها تا دو برابر قیمت واقعی آن جنس می برند که اخلاق زشت این عده ی سودجو وزیاده خواه زیبنده مردمان شریف ،مومن وبا فرهنگ غنی کشورمون نیست که این عمل، قطعا باعث عدم رضایت باریتعالی شده و شاید علت بعضی گرفتاریها و مشکلات کشورمون به این مسائل برگرده. من مسافرتهای زیادی به کشورهای خارجی داشتم در هیچ کدوم از این کشورهائی که دیدم ،چنین اخلاق زشتی رو مشاهده نکردم .حتی در کشور تایلند با آنکه عموم مردم در فقر زندگی می کنند و کشور مسلمانی هم نیست ولی به سود معقول اعتقاد دارند و بیشتر از آنرا حرام می دانند.

البته شبیه همین مورد در خرید مربای بهار نارنج در لاهیجان و تحویل دادن مهمانسرا و خرید نان بربری در چمخاله هم پیش آومد که در ادامه به آنها هم اشاره می کنم. بعد از ناهار کمی دراطراف پارک استخر بزرگ لاهیجان( جنب غذاخوری وحید) استراحت کرده و عصر دور پارک قدم زدیم و شب به چمخاله برگشتیم .

روز یکشنبه(27مهر) آخرین روز اقامتمون تو چمخاله بود و چون فرداش آخرین روز مرخصیمون بودو قصد داشتیم صبح زود بطرف شهرمون تبریز برگردیم، ( از سه شنبه بایستی می رفتیم سرکار) فرصتی پیش اومد تا ضمن بازدید ازجاهای دیدنی شهر زیبا و توریستی لاهیجان ، یه کمی هم سوغاتی اونجا از جمله کلوچه ، کوکی و مربای بهار نارنج تهیه کنیم.

هوا امروزآفتابی و عالی بود . تصمیم گرفتیم صبحانه رو کنار دریا تو ساحل میل کنیم.وسایل صبحانه رو برداشتیم وتنها یک قرص نان بربری تازه از نانوائی چمخاله گرفتم وبساط رو کناردریا پهن کردیم.تا چشم کار می کرد هیچ جنبنده ای در کنار ساحل نبود.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

ساحل آرام چمخاله در اول صبح روز یکشنبه 27 مهر

تنها موجود زنده گیاهان سبز دو برگی کوچک و لطیفی بودند که تازه از زیر شنهای طلائی ساحل سردرآورده بودند.این گیاهان بطور پراکنده در ساحل چمخاله به چشم می خورد.

 سفرنامه سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان

گیاه کوچک سبز دو برگی در ساحل چمخاله

بعد از صرف صبحانه ودقایقی لذت بردن از صدای آرامبخش امواج کوتاه دریا، به سمت لاهیجان براه افتادیم.اواسط جاده لنگرود به لاهیجان و در کنار جاده چشممان به فروشگاه مرکزی عرضه محصولات" ماورا" افتاد که تبلیغات" کوکی" اش در آن منطقه چشم هر مسافری رو کور می کرد.جهت خرید کمی سوغاتی وارد فروشگاه شدیم .چون قبل از ظهر و اوایل هفته بود هنوز هیچ مشتری بغیر از ما نبود. چندبسته کوکی(هربسته 12 تائی ، 7500 تومان تنهابا300 تومن تخفیف! ) و دو شیشه بزرگ (حدود 900 گرم) مربای بهار نارنج به قیمت هرشیشه 11000 تومان خرید کردیم. دو سال پیش که از این کوکیها خریده بودم ،حجم و وزنش دو برابراین دفعه بود و اینو به راحتی می شد از دوبار چرخش نایلون دور کوکی متوجه شد. گویا هیچ تخلفی صورت نگرفته بود چون واقعا تعدادش همون 12 تا بود ولی با نصف مقدار و وزن و کمی افزایش قیمت! بعد از حدود شش کیلومتر به شهر لاهیجان رسیدیم.

لاهیجان یکی از بزرگترین ، مهمترین و قدیمیترین شهرستانهای گیلان است . منطقه ای که از شمال به دریای خزر واز مشرق به لنگرود و از جنوب به دیلمان و از جنوب غربی به سیاهکل و از مغرب به آستانه اشرفیه محدود می شود.فا صله اش تا لنگرود دوازده کیلو متر وبا شهر رشت چهل و سه کیلومتر است.ارتفاع این شهر از سایر شهرهای شمال ایران بیشتر است .حدود بیست متر ازسطح دریای خزر و حدود دو متر از سطح اقیانوس ها بلندتر است و چون اطراف این شهر باز است و اراضی آن مرتفع تر از نقاط دیگر گیلان است، هوای آن سالمتر از سایر قسمتها می باشد. بر طبق روایتی قدیمی این شهر به وسیله لاهیج بن سام بن نوح ساخته شده است و به همین علت به نام" لاهیجان" معروف شده است.

این شهر به علت واقع شدن بین دریای خزر و سلسله جبال مرتفع البرز که پوشیده از جنگل است دارای هوایی لطیف و در تابستان به خاطر شدت تبخیر هوا برای مدتی سنگین است و رطوبت در ارتفاعات باعث رگبارهای تا بستانی می شود و جهت بادها از دریا به سمت ساحل است. زراعت اصلی ساکنین مناطق جلگه ای لاهیجان کشت برنج و ساکنین مناطق کوهستانی عمدا" گندم کار و دامداراند.بیشترین بخش اراضی در مناطق کوهستانی و کوهپایه ای قرار دارد که محصول عمده این مناطق چای می باشد. گیاه چای حدود سه هزار سال قبل از میلاد در چین شناخته شد و لفظ چای کلمه ای چینی است و همان لفظ وارد زبان فارسی شده است.چای درخت است که نیاز به حرارت و آب دارد لذا در نقاط خشک و سرد محصول نمی دهد و محصول آن همان برگهای لطیفی است که در شاخه های پس از هرس روی بوته می روید و اگر آن را هرس نکنند در ختی به ارتفاع 25 متر خواهد شد ولی اگر مرتب هرس شود به صورت بوته و درختچه به نظر می آید.بخاطر اهمیت وسرزمین اصلی چای بعد از ورود به شهر، ابتدا بطرف موزه چای لاهیجان رفتیم.

نویسنده : فرشاد شفیعی شهیدلو