اسم شهر وان رو برای اولین بار از یکی از دوستان ارومیه ای مون شنیدم. شهری مرزی که دوستمون خیلی ازش تعریف می کرد ولی خب هیچ وقت مسافرت بهش برای ما جدی نشده بود و برنامه خودمون این بود که هر زمان که برای سفر به ارومیه رفتیم مسافرت یک روزه ای هم به وان داشته باشیم. این مساله همچنان مسکوت باقی مونده بود تا اینکه چند مدت پیش از طرف سایت لست سکند، برای قدردانی از فعالیتم در سایت Iran-View ، به عنوان هدیه مسافرت به وان با یک نفر همراه پیشنهاد شد و بدین ترتیب مقدمات سفر 4 روز و 3 شب ما فراهم شد.

برای رفتن به وان 3 راه وجود داره. یکی مسافرت با وسیله شخصی، دیگری اتوبوس و در آخر قطار. البته شهر وان فرودگاه هم داره ولی این فرودگاه در حال حاضر بین المللی نیست و فقط در بعضی مناسبت های خیلی خاص مثل عید نوروز از ایران پرواز داره، ولی برای استانبول پرواز هست که حدوداً 2 ساعت طول می کشه و هزینه این پرواز هم بستگی به زمانی داره که بلیط رو خریداری می کنین یعنی هر چقدر به زمان پرواز نزدیک تر بشین و تعداد صندلی های فروخته شده کمتر بشه بلیط ها هم گرون تر می شن. مسافرت با قطار به هیچ وجه توصیه نمی شه چرا که به علت بازرسی های متعدد معطلی خیلی زیادی داره که باعث هدر رفتن زمان می شه و خستگی رو دوبرابر می کنه. ضمن اینکه قطار تبریز- وان هم هر هفته فقط یک بار بین این دو شهر رفت و آمد می‌کنه. به همین دلیل بهترین راه برای این سفر استفاده از وسیله نقلیه سواری (اتوبوس یا خودرو شخصی هستش)

سه مرز زمینی برای مسافرت به وان میان ایران و ترکیه وجود دارد:

1- مرز رازی- کاپیکوی

2- مرز سرو- اسندره

3- مرز بازرگان- گورباغ

مرز زمینی رازی کوتاه ترین مسیر برای رسیدن به وان هست و از لحاظ زمانی از مرز رازی تا وان یک ساعت و نیم راهه. برای رفتن به این مرز باید به شهر تبریز و سپس خوی و از اونجا مرز رازی رفت. فاصله تهران تا تبریز 7 ساعت و از تبریز تا مرز رازی ۳ تا ۳:۳۰ ساعت و از این مرز تا شهر وان (۹۹ کیلومتر) حدود 1:30 ساعت می باشد. یکی از معایب این مرز اینه که محدودیت زمانی داره بدین معنی که از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر باز هست و در حقیقت رفت و آمد از این مرز برای کسانی خوبه که می خوان با وسیله شخصی خودشون برن چون بنزین کمتری مصرف می کنن. البته نباید فراموش کرد که حداقل 2 ساعت قبل از بسته شدن مرز باید اونجا بود.

مرز زمینی سرو (Sero) مثل مرز رازی محدودیت زمانی نداره و همیشه فعاله، به همین دلیل اکثر کسانی که با تور به شهر وان سفر می کنند از این مرز عبور می کنند. دسترسی به این مرز، از طریق شهر ارومیه است. بدین ترتیب که بعد از شهر تبریز به سمت ارومیه و سپس به طرف مرز حرکت می کنید. از تبریز تا ارومیه 3 ساعت، از ارومیه تا مرز سرو (حدود 30 کیلومتر) 30 دقیقه و از مرز سرو تا وان هم (290 کیلومتر) 4 ساعت می باشد. جاده وان از این مرز یه جاده کوهستانی و کمابیش پرپیچ و خم و با توجه به طولانی بودن مسیر، کسانی که حالشون بد می شه حتماً 10 دقیقه قبل از حرکت قرص تهوع سفر رو بخورن.

مرز آخری که برای رفتن به وان وجود دارد مرز بازرگان هست. این مرز هم به علت اینکه یک مرز ترانزیتی است در تمام ساعات شبانه روز فعاله و مرز منظم و مرتبی ست. مرز بازرگان از تبریز 290 کیلومتر فاصله داره و حدود 4 ساعت زمان می بره، جاده ش هم نسبتاً مناسبه. بعد از وارد شدن به ترکیه مسافت تا شهر وان حدود 200 کیلومتر و 3:30 می باشد.

مسافرانی که می خوان با خودرو شخصی خودشون وارد ترکیه بشن باید مبلغ 600 هزار تومن هزینه کاپورتاژ کردن پلاک و 70 هزار تومن هم برای بیمه ماشین بپردازند. علاوه بر اینکه گواهینامه راننده هم باید بین المللی شده باشه. هزینه بنزین هم توی ترکیه برای هر لیتر بنزین 5 لیره. البته به نظر من این کار برای کسانی که می خوان یک یا دو بار در طول سال به وان سفر کنند اصلا صرفه اقتصادی نداره. با توجه به این که هزینه ها هم توی شهر وان بسیار پایینه و مراکز خرید و هتل ها در یک مکان خاص و نزدیک به هم قرار دارن که دسترسی بهشون نیازی به داشتن ماشین نداره، بردنش خیلی به کار کسی نمیاد مگه اینکه یه نفر قصد داشته باشه به طور مرتب توی این مسیر رفت و آمد داشته باشه.

اما کسانی که تصمیم دارن فقط تا مرز با ماشین شخصی شون برن می تونن قبل از مرز وسیله نقلیه شخصی شون رو توی پارکینگ های رو باز با هزینه کمی پارک کنن و بعد از گذشتن از مرز با دلموش (ون) با هزینه ای حدود 20-25 لیر تا میدون اصلی و مهم وان برن. کسانی هم که قصد دارند از تهران بدون وسیله شخصی برن می تونن با پرداخت هزینه 50 هزار تومن با اتوبوس های VIP تا شهر خوی برن و از اونجا هم با مبلغ 50 هزار تومن به شهر وان برن.
جمع بندی زمانی :

تهران تا تبریز : 7 ساعت * تهران تا ارومیه : 9:30-10 ساعت * تبریز تا ارومیه : 2:30- 3 ساعت

تبریز تا مرز رازی : 3-3:30 ساعت * ارومیه تا مرز سرو : 30 دقیقه * تبریز تا مرز بازرگان : 4 ساعت

مرز رازی تا شهر وان : 1- 1:30 ساعت * مرز سرو تا شهر وان : 4 ساعت * مرز بازرگان تا شهر وان : 3:30 ساعت

هزینه های رفت و آمد :

شهر وان تا مرز رازی : 20 لیر * شهر وان تا مرز سرو: 35 لیر * شهر وان تا شهر خوی: 30 لیر

سفر ما روز دوشنبه 94/3/11 شروع شد و از اونجائی که این سفر اولین سفر گروهی ما حساب می شد بنابراین برنامه ریزی زمانی ما به عهده تور بود. ساعت حرکت، 6 بعدازظهر از جلوی فروشگاه رفاه (پایانه اتوبوس رانی غرب- آزادی) در تهران بود. ما ساعت 5:20 دقیقه خودمون رو به مکان مورد نظر رسوندیم و در نهایت ساعت 6:40 دقیقه حرکت کردیم. مرزی که قرار بود ازش عبور کنیم مرز سرو بود.

طبق روال همه سفرها سعی کردم که قبل از مسافرت به وان تا حد ممکن اطلاعات لازم رو درباره دیدنی های شهر جمع آوری کنم ولی متاسفانه اطلاعات موجود در اینترنت بسیار ناچیز بود و جوابگوی نیاز ما نبود. بنابراین تمام تلاش من در تهیه این سفرنامه این بوده که بتونم تا حد امکان مسیرها و اماکن دیدنی این شهر رو معرفی کنم.


ساعت 7 صبح به مرز رسیدیم. در حقیقت به علت ترافیکی که در کرج باهاش مواجه شدیم و زمانی که صرف خوردن شام و ادای نماز شد به جای 10 ساعت 12 ساعته به مرز رسیدیم. قبل از رسیدن به مرز هم فقط یک ایستگاه بازرسی از طرف ایران داشتیم. (مرزهای دیگه رو دقیقاً نمی دونم چندتا ایستگاه بازرسی داره).

یکی از کارهای مهمی که قبل از سفر باید انجام داد پرداخت عوارض های مربوط به سفر هست که برای سفر زمینی 25 هزار تومن عوارض دارایی باید پرداخت بشه ولی در مورد عوارض شهرداری، بعضی مرزها هزینه هاشون با هم فرق داره. هزینه عوارض شهرداری برای مرز سرو 2 هزار تومن هست.

پس از رسیدن به مرز، یکساعت زمان هم صرف کنترل پاسپورت ها و اجازه ورود به ترکیه شد. یه موردی که خیلی مهمه و جا داره همینجا بیان کنم اینه که جلوی هر گیشه ای که هستین مهر مربوطه ای که توی پاسپورتتون زده می شه رو حتماً کنترل کنین. یکی از همسفرهای ما موقع ورود به ترکیه براش اشتباهی مهر خروج زده بودن که موقع برگشت حسابی دردسرساز شده بود، پس فراموش نکنین همون لحظه جلوی گیشه مهر زده شده رو کنترل کنین. بعد از گذشتن از نقطه صفر مرزی وارد خاک ترکیه شدیم و ساعت هامون رو 1:30 عقب کشیدیم و سوار اتوبوسی که منتظرمون بود شدیم و به سمت وان حرکت کردیم.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

مسیر شهر وان از مرز سرو

سرانجام با کمی معطل شدن توی مسیر ساعت 12:30 وارد شهر شدیم. مسیر ورود به شهر اصلاً مسیر زیبایی نبود، مخصوصاً برای کسانی که قبل از وان، استانبول رو دیدن توی ذوق می زنه، یادتون باشه که خود شهر و اطرافش از مسیر ورودی بسیار قشنگتره و اجازه ندین منظره ورود رو پیش زمینه ذهنی تون اثر بد بذاره. من هم مثل خیلی از همسفرامون برام سوال بود که چرا از این مسیر وارد شهر شدیم! البته یک روز که از موندنمون گذشت نظرمون راجع به وان عوض شد.

وان به عنوان شرقی ترین شهر ترکیه، شهری کرد نشین با جمعیتی حدود 006/000 نفر هست که مردمش به زبان ترکی کردی صحبت می کنن و به هیچ وجه انگلیسی بلد نیستن و فکر انگلیسی حرف زدن و آدرس پرسیدن از مردمانش رو از ذهنتون دور کنین، فقط عده کمی هستن که می تونن در حد چند کلمه ای که بیشترش هم قیمت اجناسه فارسی صحبت کنن. فاصله این شهر تا استانبول 1100 کیلومتره و سفر با هواپیما از وان تا ازمیر که غربی ترین شهر ترکیه هست 2:30 زمان می بره.

اسم قدیمی وان اورارتو (Urartu) بوده، مردم خونگرم و مذهبی داره و بیشتر خانم ها حجاب دارند. قابل انکار نیست که وان با اینکه چندسال پیش زلزله سختی رو پشت سر گذاشته، به سرعت در حال پیشرفته و به زودی به یکی از مکان های گردشگری پربازدید تبدیل می شه. آثار پیشرفت در طول چند روزی که ما در شهر بودیم به خوبی مشهود بود. بعد از رسیدن به شهر ما رو برای تحویل گرفتن اتاق ها به هتل بردن. هتل ما یه هتل چهارستاره به اسم Resmina بود که نزدیک میدان اصلی شهر قرار داشت. مهمترین و اصلی ترین میدان شهر، بشیول به معنی 5 راه هست، چرا که 5 تا خیابون اصلی به این میدان راه دارند. البته این طور که من متوجه شدم اسم قدیم این میدان بشیول بوده و اسم جدیدی که پای تابلوی میدان نوشته شده بود VANGOLU INCI KEFALI BALIGI هستش. نماد این میدان هم چندتا ماهی ست.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

میدان بشیول

شهر دوتا خیابون اصلی و مهم داره به اسم خیابون جمهوریت (Cumhuriyet) و کاظم کارابکیر (Kazim Karabekir) که همه برندها، رستوران ها، کافی شاپ ها و فروشگاه های وان توی این دوتا خیابون قرار دارن.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

میدان بشیول و خیابان های جمهوریت و کاظم کارابکیر

پس از تحویل اتاق ها برای خوردن ناهار رفتیم. خوراک های وان وعده های غذایی بسیار لذیذ، مقوی و حجیم هستن که قیمت بسیار پایینی دارن و به نظر من کیفیت غذاهای وان از استانبول هم بهتر بود چرا که گوشت دام وان به خاطر استفاده از چراگاه های طبیعی بدون شک لذیذتره. یکی از عاداتی که مردم وان داشتن این بود که بعد از تموم شدن غذا یه محلولی به نام کلونیا روی دست مشتری ها می ریختن. این محلول شفاف رنگ خاصیت ضدعفونی داره و توی بیشتر رستوران های این شهر استفاده می شه. پس از صرف ناهار تصمیم گرفتیم برای آشنایی بیشتر با شهر کمی توی کوچه پس کوچه ها و مرکز شهر قدم بزنیم.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

یکی از نکاتی که خیلی توجه منو تو شهر وان به خودش جلب کرد استفاده از سلول های خورشیدی جهت استفاده از گرما و انرژی خورشید بود. البته این سلول ها توی خود شهر وان خیلی زیاد نبود ولی روزهای بعد که به سمت دریاچه و اسکله و ... می رفتیم رو سقف همه خونه ها چندین سلول خورشیدی وجود داشت. یک مورد دیگه که پیش اومد و باعث شد دقت بیشتری به خرج بدم ساختار شهری وان بود. توی تور ما یه دخترخانوم زیبایی بود که متاسفانه به خاطر مشکلی که داشت مجبور بود از ولیچیر استفاده کنه و من هر بار که این خانوم رو می دیدم با خودم فکر می کردم چه سختی و ناراحتی رو تحمل می کنه ولی یه بار که باهامون صحبت می کرد به یه نکته خیلی جالبی اشاره کرد و گفت تو شهر برای افرادی که دچار مشکلات حرکتی هستند معابر مخصوص درست کردن! و این خانوم بدون کوچکترین اذیتی حسابی شهر رو گشته. بعد از حرف این دوست خوبمون دقت که کردیم متوجه شدیم واقعاً چه دقتی روی ساختار شهری داشتن. اونم برای شهری که هنوز خیلی توریستی و معروف نشده در حالیکه تو ایران من تو هیچ کدوم از شهرها همچین موردی رو تا حالا ندیده بودم.

در کنار همه این امکانات یکی از معایبی که شهر وان داره اینه که خیابون ها و کوچه ها تابلو درست و حسابی ندارن و ممکنه دچار سردرگمی بشین. البته با یکم گشتن تو شهر و از اونجایی که قسمت تفریحی و خرید شهر زیاد وسیع نیست همه مکان ها رو می تونین شناسایی کنین.

بعد از کمی گشتن برای صرف نوشیدنی رفتیم کافی شاپ. یکی از خوردنی های دلچسب ترکیه، باقلواست. باقلواهای ترکیه، شیرینی بسیار مناسبی دارن و اصلاً دل رو نمی زنه و برای ما خیلی جالب بود که این باقلواها که مشخصاً قبلاً پخته شدن چطور بعد از گرم شدن دوباره، همچنان ترد و شکننده ست.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

بعد از کافی شاپ، به خاطر اینکه به علت طولانی بودن راه حسابی خسته بودیم به هتل برگشتیم تا استراحت کافی داشته باشیم و فردا بتونیم خیلی بهتر و سرحال تر برای گشت و گذار بریم.

صبح روز بعد با دوستانمون که توی تور آشنا شده بودیم میدان بشیول قرار گذاشته بودیم. برنامه مون بازدید از جزیره و کلیسای آختامار بود. اولین مشکلی که ما باهاش مواجه شدیم نبودن نقشه شهر بود. هیچ نقشه ای از شهر رو از هتل و یا هیچ جای دیگه نمی شد تهیه کرد. دومین مشکل همونطور که گفتم این بود که مردم وان به هیچ وجه انگلیسی بلد نیستن و نداشتن تابلوی درست و حسابی برای خیابان و کوچه ها هم مزید علت شد تا ما مبلغی رو به خاطر اشتباهات لفظی که پیش میومد متضرر بشیم. درسته مبلغ ناچیز بود، چون هزینه های رفت و آمد تو وان خیلی پایینه ولی باعث از بین رفتن زمان مناسب برای بازدید می شد.

دفعه اول به اشتباه توی خیابون Ferit Melen سوار دلموش های آبی شدیم که به اسکله می رن. توی شهر وان 2 تا اسکله وجود داره. اسکله ای که ما اول رفتیم در حقیقت فقط اسکله تفریحی و مخصوص شنا بود، کنار این اسکله یه شهربازی کوچیک هم قرار داشت. یه مساله که باید یادآور بشم اینه که کلاً وان با توجه به مذهبی بودنش در حال حاضر برای شنا خیلی مناسب نیست و این مساله خیلی جانیفتاده و اگه کسی بخواد برای شنا به اسکله بره بهتره که حتما گروهی باشه. زمان رسیدن به این اسکله خیلی کوتاه و حدود 15-20 دقیقه ست و کرایه دلموش ها هم نفری 5/1 لیر. توی این اسکله کشتی هایی بودن که با نفری 5 لیر به مدت نیم ساعت روی دریاچه گشت می زدن. کاربری این اسکله فقط تفریحی بود و در حقیقت برای رفتن به جزیره راهی نداشت.

برای اصلاح اشتباهمون و رفتن به جزیره مجدد به میدون بشیول برگشتیم تا این بار مسیر درست و اصلی رو پیدا کنیم. برای رفتن به جزیره آختامار (Aktamar) باید وارد خیابون Defterdarlik شد (برای راهنمایی بیشتر یه هتل تو این خیابون هست به اسم Hotel Royal Milano).

 سفرنامه شهر وان ترکیه

انتهای این خیابون مثل پایانه های اتوبوسرانی می مونه و کلی دلموش و تاکسی داره. این ماشین ها مکان های مختلفی می برن.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

اونجا باید سوار دلموش های زرد رنگی که اسم گاواش (Gavas) داره، شد. هزینه یه مسیر این دلموش ها نفری 7 لیره و مدت زمان رسیدن به دریاچه هم 1 ساعت طول می کشه. درسته که مسیر طولانیه ولی به زیباییش می ارزه. این دلموش ها توی مسیر جاهای مختلف می ایستن ولی اسکله دریاچه آخرین ایستگاه این دلموش ها هست. عجله نکنین و صبر کنین تا شما رو به ایستگاه آخر برسونن. بعد از رسیدن به اسکله، کشتی هایی که هزینه رفت و برگشتشون 15 لیره به سمت جزیره حرکت می کنن و زمان رسیدن به جزیره هم 20 دقیقه ست.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

اسکله دریاچه

دریاچه وان بزرگترین دریاچه ترکیه ست و آبش تمیز و خوش رنگه، مسیر هم بسیار زیبا و سرسبزه و آرامش فوق العاده ای داره.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

جزیره از دور

بعد از رسیدن به جزیره آکتامار 1 ساعت زمان برای گشتن داشتیم به همین خاطر به سرعت بلیط کلیسا رو که نفری 5 لیر بود تهیه و به سمت بالای جزیره که کلیسا قرار داشت حرکت کردیم. معمار این کلیسا، کشیش معروف و هنرمندی به نام «مانوئل» بوده که در دوران پادشاهی اسپوراکان، به دستور شاه گاغیک ارمنی، کلیسا رو بین سال‌ های ۹۱۵ تا ۹۲۱ میلادی می سازه. در مورد دلیل نامگذاری کلیسا داستان های مختلفی داره ولی معروف ترین داستانش اینه که دختری بنام تامارا (شاهزاده تامارا یا دختر کشیش اعظم کلیسا) دل به پسری روستایی می بنده و برای اینکه این پسر بتونه خودش را با شنا به جزیره برسونه، هر شب آتیشی در جزیره روشن می کرده. خبر این دیدارهای شبانه به پدر شاهزاده تامارا می رسه و اون هم در یک شب طوفان) آتیشی در قایقی روشن می کنه و قایق را به امواج دریاچه می سپاره، پسر که بدنبال نور قایق شنا می کرده، خسته و در دریا غرق می شه و لحظات آخر که اسیر امواج بوده از سر ناچاری اسم دختر رو (تامارا) فریاد میزده و همین اسم بعدها برای نام جزیره و کلیسای موجود در آن استفاده شده. منظره دریاچه از بالا بسیار زیبا، بی نظیر و باشکوه بود.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

نمای داخلی کلیسا

بعد از گشت زنی تو جزیره برای صرف ناهار به اسکله برگشتیم چون تو جزیره رستوران وجود نداره و فقط کافی شاپ هست. بعد از رسیدن به اسکله دریاچه، ناهار دریایی مون رو توی رستوران بزرگی که اونجا بود خوردیم و بعدش هم یکی از گارسون های رستوران به یکی از راننده دلموش ها زنگ زد و اومدن دنبالمون و برگشتیم میدان بشیول. بعد از رسیدن به شهر رفتیم هتل و کمی استراحت کردیم و دوباره رفتیم کافی شاپ و بعد از اون هم از اونجایی که اشتهای همسر با خوردن شیرینی باز شده بود برای شام رفتیم شعبه King Burger که تقاطع جمهوریت و کاظم کارابکیر بود.
روز سوم بعد از خوردن صبحانه تصمیم گرفتیم قبل از هر کاری بریم خرید. برای این منظور به سراغ مارک های معروف ترک رفتیم. یکی از جاذبه های مهم شهر وان، خرید از مارک های معتبر ترکه و بدون اغراق باید بگم نصف بیشتر کسانی که اومده بودن وان برای خرید کردن بود، چرا که هزینه سفر به این شهر بسیار ناچیزه و بیشتر فروشگاه هایی که توی استانبوله اینجا هم هستن، البته نباید فراموش کرد که طبیعتاً تنوع محصولات به پای فروشگاه های استانبول نمی رسه ولی کاملاً رضایت خریدار رو جلب می کنه. از اونجایی که قبلاً از دو مارک LC Walkiki و Defacto خرید کرده بودیم و از هر دو راضی بودیم این بار هم به سراغ همون دو مارک رفتیم و وقت خودمون رو توی فروشگاه های مختلف هدر ندادیم. فروشگاه LC Walkiki توی خیابون جمهوریت قرار داشت (از میدون بشیول که وارد خیابون می شین پس از 100 متر- سمت چپ) و فروشگاه Defacto توی خیابون کاظم کارابکیر (از جمهوریت که وارد بلوار می شین بعد از 300 متر- سمت چپ). البته تنوع فروشگاه ها خوبه و مارک های MAVI و معروف دیگه هم بودن ولی خب تخفیف نداشتن و قیمتشون بالا بود. خرید ما به خاطر شلوغی بیش از حد فروشگاه ها و صندوق ها تا ظهر طول کشید. یکی از نکته های مهمی که توی این سفر باید به خاطر داشته باشین اینه که سقف خرید، برای مرزهای زمینی 300 دلاره. پس حواستون باشه که زیاد از حد خرید نکنید چرا که توی پاسپورتتون مهری می خوره که شما رو معاف از خرید می کنه و شما 6 ماه تا یکسال اگه مسافرتی داشته باشین نمی تونین خریدی کنین. یه نکته دیگه اینه که در بردن چمدون صرفه جویی نکنین. بردن 2 تا چمدون کوچیک برای 2 نفر بهتر از یه چمدون بزرگه. اینجوری خریدهاتون هم کمتر به چشم میاد. توی پاسپورت یکی از همسفرهای ما این مهر خورد و هر چی گفت ما دو نفر هستیم و چمدونمون به خاطر این مساله انقدر بزرگ به چشم میاد فایده ای نداشت. مارک و قیمت لباس هایی هم که می خرید رو جدا کنین و بعد لباس هاتون رو توی چمدون بچنین تا توی مرز نتونن هیچ جوره اذیت کنن. نایلون های اضافی رو هم با خودتون نبرین ایران.

ظهر بعد از خوردن ناهار برای رفتن به قلعه وان و خونه گربه ها آماده شدیم.

در سال 1999 نسل گربه های وان رو به انقراض بود و حدود 90 گربه از این نژاد باقیمانده بود، به همین دلیل دولت ترکیه برای نگهداری و ازدیاد نسل اونها مرکزی تاسیس کرد که به خانه ی گربه وان (Van Kedisi Evi) مشهوره و نزدیک دانشگاه یوزینجی ایل شهر وان هست و کلا مسیر رفتنش با مسیر قلعه وان متفاوته. نژاد کمیاب گربه های شهر وان اغلب سفید و پشمالو هستن و علت معروف بودنش متفاوت بودن رنگ چشم هاشونه، رنگ یکی از چشمهای این گربه ها آبی و چشم دیگه ش کهربایی. در مورد این گربه ها گفته می شه که بر خلاف سایر همنوعان خود که از خیس شدن فراری هستند، بسیار به آب و آبتنی علاقمندند، بیرون از شهر وان می میرند و حتما باید موش شکار کنه و اینکه گربه ی وان تنها جفتی از گربه ها بوده که حضرت نوح اون ها رو سوار کشتی خود کرده.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

از اونجایی که خونه گربه های شهر وان دور از قلعه بود و اگه می رفتیم بازدید از قلعه رو از دست می دادیم و در عین حال هم می خواستیم نژاد گربه ها رو ببینیم تصمیم گرفتیم از خونه گربه های کوچیکتری که نزدیک قلعه بود بازدید کنیم. برای رفتن به قلعه باید به خیابون کاظم کارابیکیر رفت و سپس تا جلوی هتل آکدامار برین. جلوی هتل سوار دلموش های زردرنگی که روش نوشته کاله (Kale) بشین و با نفری 5/1 لیر برین قلعه. قبل از رسیدن به قلعه، کارگاه نقره فروشی هست که کنارش یه خونه گربه ها داره و این کارگاه تا ورودی قلعه حدود 30-40 دقیقه پیاده فاصله داره، البته از اونجایی که ما با پیاده روی مشکل نداشتیم جلوی همون کارگاه پیاده شدیم و بعد از دیدن گربه ها و بازدید از کارگاه نقره فروشی که قیمت های مناسبی هم داشت به سمت قلعه وان حرکت کردیم.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

نمای خونه گربه های کنار کارگاه نقره فروشی

 سفرنامه شهر وان ترکیه

نمای بیرونی کارگاه نقره فروشی

 سفرنامه شهر وان ترکیه

داخل نقره فروشی

 سفرنامه شهر وان ترکیه

مساله جالبی که هم توی استانبول و هم توی وان باهاش روبرو شدیم این بود که تخمین ترک ها از زمان با ما خیلی فرق داشت. ما همون اول مسیر پرسیدیم تا قلعه چقدر راهه همه می گفتن 5 دقیقه. البته نه اینکه بخوان دروغ بگن ولی چون خودشون خیلی تند راه می رن و زیاد پیاده روی می کنن همه شون می گن 5 دقیقه! پس حواستون باشه توی ترکیه زیاد به این موضوع اعتماد نکنین.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

مسیر پیاده خونه گربه ها تا قلعه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

بعد از مدتی پیاده روی به قلعه وان رسیدیم.

بیرون قلعه محوطه سبزی بود برای استراحت که کافی شاپ و رستوران داشت تا کسانی که نمی خوان برای دیدن قلعه بالا برن همونجا بمونن. ورودی این قلعه هم نفری 5 لیر بود.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

ورودی مجموعه قلعه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

قلعه وان بقایای یه قلعه بسیار قدیمی و با شکوه هست و چشم انداز خیلی خوبی به کل شهر داره.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

اهالی شهر وان این قلعه را در قرن هفتم پیش از میلاد ساخته ‌اند و اقوام مختلفی از جمله ارمنی‌ها، رومی‌ها، عرب‌ها، مادها، هخامنشی‌ها، ساسانی‌ها و ... ازش استفاده کردن و گفته می شه که خیلی قبل تر مردم شهر وان که اون زمان جمعیتشون در حدود 2000 نفر بوده توی این قلعه زندگی می کرده اند و به مرور شهر گسترش پیدا کرده.

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

بر فراز شهر وان

 سفرنامه شهر وان ترکیه

 سفرنامه شهر وان ترکیه

بعد از بازدید از قلعه و پایین اومدن و کمی استراحت که 2 ساعتی طول کشید برای برگشت یه ون اجاره کردیم و با نفری 5 لیر به میدون بشیول رسیدیم. کمی تو هتل استراحت کردیم و ساعت 7 شب مجدد رفتیم کافی شاپ. این بار به سراغ سیمیت سرای (Simit Saray) رفتیم. سیمیت سرای مجموعه کافی شاپ های مدرن و متفاوتی هستن که در سرتاسر استانبول شعبه دارن و یکبار استفاده رو با اینکه قیمت کمی بالاتری نسبت به بقیه دارن، پیشنهاد می کنم. بعد از کافی شاپ هم طبق قرار قبلی با دوستامون رفتیم رستوران و شام خوردیم و به هتل برگشتیم.

روز آخر بعد از خوردن صبحونه از اونجایی که قرار بود ساعت 11 به سمت تهران حرکت کنیم بلافاصله مشغول جمع کردن وسایل و چمدون ها شدیم و اتاق رو ساعت 9 تحویل دادیم و برای آخرین بار توی شهر یه گشتی زدیم و کمی خرید کردیم و در نهایت ساعت 12:40 به سمت مرز راه افتادیم.

نتیجه گیری و توصیه ها : سعی کنید خریدهاتون رو برای روزهای آخر نزارین. هر زمانی که جنسی رو دیدین و پسندیدین خرید بکنین چرا که ممکنه روزهای بعد جنس مورد نظرتون دیگه نباشه و هم اینکه حسابی شلوغ بشه و اضطراب از دست رفتن زمان باعث پیش اومدن اشتباه در خرید کردن بشه، مخصوصاً اگه تو تعطیلات سفر کردین. یه شیرینی فروشی مخصوصی به اسم بورک کنار فروشگاه ال سی واکی کی هستش که شیرینی هاش بسیار لذیذه. خوردنش فراموش نشه. برای رفتن به جزیره استفاده از کرم ضد آفتاب رو فراموش نکنین. صورت، دست ها و گردن نقاطی هستن که خیلی سریع می سوزن.

نویسنده : سمانه زارعی