Close

سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان (بخش سوم)

4.5
از 28 رای
سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان (بخش سوم)

بین راه از موزه نظامی هم رد شدیم اما چون در ایام تعطیل بودیم، بسته بود.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

شاید از لحاظ وجود دژ ها و برج ها، مثل ارگ های خودمون بود، اما با این تفاوت که باز ما تماماً خاک و اینجا تماماً سنگ بود.

ورودی این شهر رایگان بود و مردم هنوز در اونجا زندگی میکردن. واقعاً محیط رؤیایی ای بود که من فقط توی فیلما دیده بودم.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

ورودی ایچری شهر

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

تاکسی های زیبای شهر قدیمی

کنار ورودی، کیوسکی قشنگ وجود داشت که وسایل خوبی برای سوغاتی میفروخت. جالب اینکه وقتی مارو دید، پرسید: ایرانی؟ گفتیم: آره. با دست به ما فهموند که روی پیشونی شما نوشته ایرانی!!! خیلی حال کردم!

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

کیوسک کنار ورودی ایچری شهر

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

اون شهر پر بود از عتیقه فروشی. منم که عاشق سکه و اسکناس و اینا، کلی سکه و مدال ازشون خریدم که بعداً تبدیل به یه قاب دوست داشتنیش کردم

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

سکه ها و مدال های اتحادیه جماهیر سوسالیستی شوروی

بعد از اون هم در طرف دیگه شهر، ورودی ای به خیابون بود که از کنار قلعه دختر (قیز قالاسی) رد میشد.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

قلعه دختر

این قلعه که در دوران ساسانی ساخته شده، 29.5 متر طول داره و در قدیم نیایشگاه زرتشتیان بوده. که ما توی کنسول گری هم به عنوان نماد این کشور دیدیمش. داخلش رو هم تبدیل به موزه ای کردن که متأسفانه ما ندیدیمش.

به بلوار ساحلی رسیده بودیم. به اون طرف خیابون رفتیم و ساحل تماماً سنگ فرش و تمیز رو دیدیم که یه ربعی کنارش نشستن خیلی برای ما لذت بخش بود.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

بعد هم از راه های ایچری شهر به سمت هتل برگشتیم. به دلیل خستگی زیاد قلعه شیروان شاه رو نتونستیم ببینیم که حتماً جای قشنگی بود.

برنامه بعد از ظهر ما رفتن به نمایش پانتومیم بود.

باید بگم، من قبل سفر یه سایت بسیار خوب پیدا کردم به نام : citylife.az . این سایت دو زبانه هست و تمام رخداد های مهم باکو مثل فیلمای سینما، کنسرت ها و تئاتر ها رو اعلام میکنه. ما هم برای سفرمون پانتومیم و اپرا رو انتخاب کردیم.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

تصاویری از سایت که زمان اجراهای پانتومیم و اپرا رو نشون میداد.


با GPS قبلاً مکانش رو پیدا کرده بودم. در آخر هم به کمک نقشه مترو باکو خدمتتون عرض میکنم که اگر ماشین نداشتید چطور میشه رفت.

سالنی ساده و کم ظرفیت بود که با بلیطی 6 مناتی وارد شدیم و چون دیر رسیده بودیم باید روی چهارپایه مینشستیم. اجرایی خیلی خیلی خیلی زیبا و خاطره انگیزی بود که روز بعد مارو دوباره به سمت اونجا کشوند و از اون بازیگر خواستم فیلمش رو برام ایمیل کنه.

انقدر با حرکات بدون صدا و همراه با موزیک بسیار زیبایی که تنظیم شده بود، خوب مفاهیم رو میرسوندن که بدون حتی یک کلمه، اشک از صورت بسیاری از تماشاچیان سرازیر شده بود. به نظر من بخش زیادی از فرهنگ یه ملت رو میشه تو نمایش های اون کشور فهمید. این بود که اصرار زیادی روی رفتن به تئاترها داشتم. واقعاً به همه شماها هم شرکت توی این برنامه ها رو توصیه میکنم.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

بعد از اون هم زمانمون رو صرف گشتن خیابان های زیبای تارگوی در شب کردیم. من همیشه به داداشم میگفتم اگه کل سفر ما همین قدم زدن توی این خیابون بود، برای من بس بود. شاید این عکسا خوب گویا نباشه و فقط باید اون محیط رو تجربه کرد تا این حسو فهمید. واقعاً عالی بود.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

و این هم چند تا عکس از فروشگاه سنگ های قیمتی که به خاطر قیمتاش فقط برای تماشا خوب بود!

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

من یکی از این لوح ها که روکش طلا داشت و نماد های جدید باکو روش حکاکی شده بود رو خریدم. با این که قیمت بالایی داشت، اما الان خیلی خوشحالم و روزی نیست که چند دقیقه به تماشاش نشینم.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

نهم فروردین ماه:

امروز رو به دیدن از شاهکار معماری زها حدید، معمار عراقی-بریتانیایی، پرداختیم. ایشون یکی از بهترین معمارهای دنیا هستن که پروژه هتل آپارتمان 5 ستاره پاسارگاد فرشته تهران رو هم انجام دادن.
مرکز فرهنگی حیدر علی اف یه ساختمون بسیار بزرگ و مدرن هست که گویا برگرفته از امضا ایشون بوده و 4 تا موزه و سالن های اجرای مختلفی داره. این ساختمون 101801 متر مربعی سال 2012 بهره برداری شده.

جلو این ساختمان نماد های زیادی به حالت مدرن بود. مثلاً برای مسابقات اروپایی پیش رو، یا اینکه تعداد زیادی آهو وجود داشت که کشور های مختلف با نشانه های ملی خودشون تزئینش کرده بودن. البته من اسمی از ایران ندیدم!

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

چهار موزه تاریخ معاصر آذربایجان، موزه هنرهای مدرن، موزه ماشین های کلاسیک و موزه وسایل شخصی آقای علی اف وجود داشت. ما اولی که از همه جذاب تر و ارزون تر بود رو انتخاب کردیم که 5 منات هم ورودی داشت.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

وقتی وارد شدیم، برای من راه رفتن توی اون اتمسفر دقیقاً شبیه رؤیا بود. واقعاً بی نظیر بود. با چشام تمام صحنه ها رو میبلعیدم! واقعاً نمیدونم چی بگم! اما یکی از طلایی ترین لحظه های سفر ما بود. غیر قابل وصف و گفتن در قالب کلمات. الان که دارم دوباره عکس هارو میبینم، متوجه میشم که واقعاً اون حس، با دیدن این تصاویر به بیننده القا نمیشه. خلاصه که باید دید و فهمید. من چون کل ساختمون رو فیلم گرفتم، برای همین عکس هایی از اینترنت براتون میگریم تا متوجه عظمتش بشین.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

ما از یه پل توی محوطه رد شدیم که به موزه تاریخ برسیم. در طول اون پل LCD هایی وجود داشت که روی همشون تاریخ های تولد تا مرگ حیدر علی اف به ترتیب زده شده بود. زمانی که از جلوش رد میشدیم، تصویر مربوط به اون دوران رو نمایش میداد که واقعاً جالب بود.

در اون موزه به صورت نمودار قرمز رنگی، تاریخ ها به صورت سیر صعودی وجود داشت که هر دوره از کشور آذربایجان رو توضیح میداد. جالب اینکه سکوهایی با فاصله وجود داشت که روی اون هم LCD بود و به محض قرارگرفتن روبروش، شروع به تعریف اون تکه از تاریخشون به دو زبان آذری و انگلیسی میکرد. به دلیل عدم مزاحمت صدا برای بقیه، بلندگوهایی درست در بالا سر فرد، که شبیه سشوارهای آرایشگاه زنانه (اما شیشه ای) بود، قرار داشت. تصاویر اون LCD هم با ویدیو پرژکتورهایی روی پنل زیبای روبرو پخش میشد

طبقه بعدی هم اختصاص داشت به وسایل شخصی حیدر علی اف، مثل کت، شلوار و عکساشون که به زیبایی تمام نمایش داده میشد. به این صورت که کره زمینی وجود داشت. شما روی هر کشوری که به صورت سه بعدی اشاره میکردی عکس ایشون با دولت مردان اون کشور نمایش داده میشد. ما هم عکسشون با آقای رفسنجانی و خاتمی رو دیدیم و کلی ذوق کردیم!

طبقه سوم هم متعلق به هدایایی از کشور های مختلف بود. همچنان هدایای ایران هم قابل مشاهده بود. اما حیف که فقط من فیلم گرفتم و نمیشه اونارو خدمت شما عزیزان ارایه کنم. به دلیل اینکه ما عصر قصد رفتن به سالن اپرا داشتیم، قبل از رفتن به هتل به محل سالن که نزدیکی تارگوی بود رفتیم و بلیط اپرا که 22 و 33 منات بود رو خریدیم. به شما هم توصیه میکنم بلیط رو روز قبل از رفتن یا چند ساعت قبل اجرا بگیرید، چون ساعت کار بلیط فروشی کنار سالن، تا ساعت 3 بعد از ظهر بود.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

سالن اپرا و رقص باله باکو سال 1911به دستور یه نجیب زاده ارمنستانی ساخته شده. در اون زمان 250،000 روبل هزینه برده.

اسم برنامه اپرا rigoletto بود. اشتباهی که ما مرتکب شدیم این بود که قبل از رفتن، داستان رو نخونده بودیم. برای همین چیز زیادی نمیفهمیدیم و در آخرم باعث خستگیمون شد. اما انقدر خود سالن و اون اجرای اپرا و رقص اندکی که داشت زیبا و لذت بخش بود که حتی پیشنهاد میکنم اگر تصمیم سفر به باکو رو داشتید، حتماً، زمانی برید که اونجا برنامه داشته باشه. چون واقعاً سالن قشنگی بود و برای اولین بار حضور پیدا کردن تو همچین جایی به آدم حس خیلی خوبی میده.

یه سالن بزرگ که تماماً با صندلی های چوبی بسیار زیبا پر شده بود و در طبقه دوم و سوم، قسمت های اختصاصی برای بینندگان بود. همه جا پر بود از مجسمه ها و گچبری های طلایی که شکوه خاصی به سالن میداد.

اینم بگم که در بخش ورودی یه رختکنی بود (شبیه کفش داری های ما اما خیلی خیلی زیباتر!) که با احترام کامل، لباس های گرم حضار رو میگرفتن و شهروندان باکویی با لباس های زیبا و دیدنی خودشون با پرستیژ مثال زدنی وارد سالن اپرا میشدن.

جالب اینکه تمام هنرمندان، باکویی بودند، اما تمام اجرا رو به زبان ایتالیایی انجام دادن که بسیار زیبا بود. هر قسمتی که اجرا میشد، به اندازه 10 دقیقه آنتراکت داشت و مردم از جاشون بلند میشدن، استراحتی میکردن و برای قسمت بعدی آماده میشدن. زیر سن اجرا هم گروهی بزرگ، موسیقی اون رو اجرا میکردن.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

بعد از اون هم طبق روال هر شب، گشتی تو تارگوی زدیم و به خریدن سوغاتی پرداختیم. چون بنده کلکسیون کبریت هم دارم، تک تک از کیوسکا با لال بازی درخواست کبریت میکردم که کبریت های مختلف رو داشته باشم، اما یکی از اونا که فهمید من خارجیم، از من پول نگرفت و به عنوان هدیه اونو به من داد. این کارش واقعاً بم چسبید، ولی حیف کارت پستال همراه نداشتم که منم هدیه ای بهش داده باشم.

به عنوان شب آخر هم رفتیم جلو موزه فرش نشستیم. از زیبایی برج های شعله تو شب استفاده کردیم و یه فیلم یادگاری هم از لحظات آخرمون ثبت کردیم.

دهم فروردین ماه، روز آخر:

اول بگم که اگر موقع عید قصد رفتن داشتید، حتماً وضعیت هوا رو بررسی کنید. برای ما دقیقاً مطابق پیش بینی هواشناسی پیش رفت و هوا عالی بود. به نظرم هم بهترین هوا، هوای ابریه که بسیار لطیف و زیبا بود.

ما صبح وسایلمون رو جمع کردیم، اتاق رو تحویل دادیم و تو اون هوای بارونی واقعاً زیبا و خاطره انگیز، باکوی زیبا رو برای آخرین بار به تماشا نشستیم و ترک کردیم. خوشبختانه ماشین ما خیلی کم مصرف بود و وقتی داشتیم از باکو خارج میشدیم، هنوز چند لیتری داشتیم! اما برای اطمینان 15 لیتر بنزین ،از پمپ بنزینی که ابتدای راه وجود داشت، زدیم.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

پمپ بنزین خروجی باکو


همون طور که اول سفرنامه عرض کردم، ما از مرز بیله سوار برگشتیم و چون بیشتر تو اتوبان بودیم، به سرعت راه طی میشد. وقتی به بیله سوار رسیدیم، سراغ مرز رو گرفتیم. یه جاده باریک و طولانی، اما سبز رو پیش رفتیم تا به مرز رسیدیم. برعکس مرز آستارا، برخورد پلیس ها خیلی بهتر بود.

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

جاده رو به مرز در بیله سوار


 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

ورودی به مرز بیله سوار


 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

ساختمان گمرکی مرز بیله سوار آذربایجان که دقیقاً مثل آستارا بود.


برای خروج هم ماشین رو باز باید خالی میکردیم. داداشم با ماشین خالی برای اسکن رفت و مهر خروج خودش رو زد و همراه من برای تحویل و اسکن بار اومد.

بعد هم مسئول اسکن از ما 20 منات رشوه خواست که من با کراهت تمام 5 منات بیشتر ندادم!

وقتی کارها رو با اون همه مشقت و سختی طاقت فرسا انجام دادیم، مهر خروج رو زدن اما...

چشمتون روز بد نبینه... ما که گیت مرز آذربایجان رو رد کردیم، به مرز ایران رسیدیم و گفتن مرز ما تعطیل شده!!!!
همون طور که گفتم، موقعی که ما اونجا بودیم، مرز از ساعت 8-18 باز بود ( طبق اخباری که از این سایت وزین خوندم، این زمان به 24 ساعته تغییر کرده). خلاصه سرتونو درد نیارم، نیم ساعتی رو اون وسط بین دوتاکشور گیر کرده بودیم! ایران میگفت: برگرد اونجا، اونام میگفتن: در صورتی این کارو میکنیم که مهرت رو باطل کنیم و برگردید و فردا صبح از اول همه مراحل رو انجام بدید. این کلمات برای ما خیلی سخت بود، چون دیگه رمقی برامون نمونده بود و اصلاً نمیخواستیم این اتفاق بیوفته. اما خداروشکر با کلی خواهش، سربازا رفتن قضیه رو اطلاع دادن و مأمورهای زحمت کش ایرانم از خوابگاهاشون بیرون اومدن و کار مارو راه انداختن. خداخیرشون بده!

و اینجا بود که ما وارد میهن عزیزمون شدیم و با هوای بارونی جاده های مرزی رو در پیش گرفتیم...

ابتدا نقشه مترو باکو و جاهای مهمی که توش علامت زدم رو ملاحظه کنید:

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

نقشه باکو


 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

نقشه مترو باکو


در توضیح نقشه بگم که:

کادر قرمز: مرکز فرهنگی حیدر علی اف

کادر مشکی: تئاتر پانتومیم

کادر صورتی: خانه دولتمردان

کادر بنفش: پارک بولوار

کادر سبز کمرنگ: تئاتر اپرا و باله

کادر سبز پررنگ: خیابان های تارگوی

کادر قهوه ای: ایچری شهر

کادر آبی: موزه فرش

کادر زرد: هتل ما

به نظرم تنها جاهایی که رفتن بهش کمی سخته (البته برای اونایی که با ماشین نمیرن) مرکز حیدر علی اف و تئاتر پانتومیمه. مرکز حیدر علی اف نزدیک ایستگاه مترو N.Narimanov هست و فاصله خیلی کمی دارن. تئاتر پانتومیم هم نزدیک ایستگاه 28 May قرار داره.

اگر بخوام نقدی از هتلمونم داشته باشم:

کیفیت و تنوع غذا: 0

تمیزی و زیبایی هتل و اتاق ها: 5

عملکرد کارکنان: 6

تفریحات و امکانات هتل: 0

منطقه و دسترسی: 10

ارزش قیمت به نسبت خدمات: 9

شاید برآورد هزینه های ضروری سفر به باکو براتون جالب باشه که با هزینه خیلی کم میشه یه سفر این چنینی داشت: هزینه ها برای 2 نفر: 420(هزینه پلاک بین الملل) + 280(ویزای دونفرمون) + 110(هزینه بنزین و مابالتفاوتش در مرز) + 420(هزینه 3 شب هتل) + 300(بیمه اجباری و رشوه همراهش!) = 1،530،000 تومن که حدودأ میشه نفری 750 هزار تومن. واقعاً قیمت مناسبی برای این سفر بود. البته هزینه های سوغاتی و غذا و اینا رو حساب نکردم چون برای هر کسی متفاوته.

در آخرم توجه شما رو به طراحی کاور سکه، اسکناس، و تمبر اونجا جلب میکنم:

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

 سفر ماجراجویانه به جمهوری آذربایجان

بخشی از یادگاری های سفرمون


و اینکه میخوام بگم بسیار بسیار دونستن نظر های شما برای من و برادرم لذت بخش خواهد بود. ممنونم، به امید سفر های بیشتر برای هممون

نویسنده : سجاد ذراتی

جهت مطالعه ادامه سفرنامه کلیک کنید

سفرنامه های مرتبط

نظرات کاربران (184 نظر)

× در حال پاسخ به:

آرزو 25 اسفند 1398 ساعت 15:34

سلام و ایام به کام.
خودم زیاد اهل سفرم. و خیلی از سفر زمینی لذت میبرم.
ولی حقیقتا هیچوقت اینقدر همت و اراده نداشتم که سفرنامه به این خوبی و کاملی بنویسم.
واقعا از خوندنش خسته نشدم.
و بسیار لذت بردم از رسایی و سادگی و قلم روان و بلیغ شما.
همیشه به سفر باشید
سفرهای خوب و دلچسب...

داود اسکندری 7 بهمن 1398 ساعت 12:31

سلام و عرض ادب.
سفرنامه ایی که خوندم، یکی از بهترینها بود.
ممنون و تشکر از اینکه وقت گذاشتید و تجربیاتتون رو به اشتراک گذاشتید.
بنده برای اولین بار میخوام برم باکو.
البته قصدم اول برای تجارت هست، دوم برای تفریح.
ولی مهم اینه که من میخواهم با دوچرخه این سفر رو انجام بدم.
با اتوبوس تا بیله سوار اردبیل برم و از مرز که رد شدم با دوچرخه مسیر رو ادامه بدم.
میخواستم از نظر امنیت و حیوانات وحشی و اهلی که در مسیر احتمالا دیده ایید، بگویید.
چون من چادر میزنم. آیا میشه شبها در چادر خوابید؟ آیا در باکو دیدید که کسی چادر زده باشه؟
آیا اجازه میدن؟
اگر میشه کمی توضیح بدید و از دید یک دوچرخه سوار به این سفر نگاه کنید.
ممنون میشم که جواب بنده را کمی مفصل بدهید

Mr baku 27 اسفند 1396 ساعت 14:19

سلام من تازه از سفر به باکو برگشتم. چون فضای مجازی خیلی به من کمک کرد من هم این متن رو می نویسم که کمکی به کسی که می خواد بره کمکی کرده باشم.
۱- عوارض خروج را حتما قبل از سفر پرداخت کنید
۲- کلا مردم آذربایجان خیلی مهربان و مهمان نوازند. خوب باید هم اینطور باشه چون در دامنه فرهنگ ایرانی تربیت شدند. از لحاظ امنیت هم خیالتان راحت اما کلا احتیاط شرط عقله.
۳- هتل ما کاسپین پلازا بود که خیلی هتل خوب و نزدیکی به مرکز شهر یود
۴- از بسته ویژه رومینگ ایرانسل استفاده کنید. ۱۵۰ مگ ۱۸ تومن. با مدیریت مصرف نیاز های اولیه مثل نقشه خوانی و اوبر بر طرف میشه. ضمن اینکه خیلی از رستوران ها و حتی خیابان ها وای فای دارند
۵- اوبر خیلی خوبه حتی از اتوبوس و مترو هم بهتر و حتی گاهی ارزانتره. تقریبا روزی ۱۰ منات هزینه رفت و آمد ما شد. ماکسیم نسخه روسی اون هست فکر کنم تعداد راننده کمه چون نتونستم استفاده کنم
۶-من زبان آذری اصلا بلد نبودم ولی اصلا به مشکل برنخوردم چون راننده های اوبر و اکثر رستوران ها و هتل ها انگلیسی بودند
۷- در طول سفرم از یک نفر هم نپرسیدم که کدام طرف برم یا فلان دیدنی کجاست. نقشه گوگل مپ رو از ایران تجهیز و نشانه گذاری کرده بودم و ضمنا آفلاینش رو هم دانلود کردم. اگر بهش تسلط ندارید کمی تمرین کنید یاد می گیرد.
۸-چون باکو کارت نتونستم تهیه کنم یکی دو باری اتوبوس درون شهری بیشتر ننشستم که البته راننده پول هم قبول نکرد.
۹-به نظر من بردن ماشین از ایران اصلا اصلا اصلا ضرورت ندارد. جاده بین شهری داغون و راه خسته کننده و هزینه های جانبیش اصلا توجیه نداره
۱۰-رستوران اسکالینی ایتالیایی اصلا خوب نبود خیلی هم گرون بود کافه موزه در ایچری شهری ویوی زیبایی داشت خیلی برای عکس خوب بود غذاشم هم بد نبود ولی خیلی خیلی کم بود و گران
۱۱-رستوران فیروزه در تارگوی خیلی عالی بود هم غذاش خوب بود هم قیمت هم نمای داخلیش ضمنا حلال هم بود
۱۲-رستوران نارگیز هم دقیقا مثل فیروزه بود هر دو این رستوران ها باید برای شاه پلو و باسترما از قبل سفارش می دادید. کلا از قبل رستوران های که می خواهید بروید انتخاب کنید و از عکسهای اینستاگرامشون یا سایتشون یا عکسهای گوگل مپ غذا رو انتخاب کنید و به کارشون نشون بدید چون منو یک کتابچه ۳۰ ۴۰ صفحه ای است که من چیزی ازش سر در نیاوردم
۱۳-مک دونالد میدان فواره متوسط رو به پایین بود ضمن اینکه یکی از ساندویچ هاش حلال بود
۱۴- ال سی در مجتمع ۲۸ مال خوب بود
هوا تقریبا سرد هست و accuweather تقریبا تمام مدت اشتباه پیش بینی کرد. اگر باد شدید باشه نمیشه فضای باز موند اما اگر باد کم باشه با پوشش مناسب مشکلی پیش نمیاد. هر روز صبح نسبت به هوای همون روز برنامه ریزی کنید. جاهای دیدنی و توریستی مثل ایچری شهری مرکز حیدر علی اف بلوار باکو فونیکولار بام باکو تارگوی و ... رو هم دیدیم و واقعا دیدن هم داره شهر باکو من که فکرش رو هم نمی کردم آنقدر زیبا باشه
کلا اگر دوباره برم باکو خیلی کمتر برای غذا هزینه می کنم چون درسته که خوب بودند ولی به نظر من غذا ها از نظر مزه و طعم و قیمت به گرد پای غذا های شمال نمی رسد. توی خود آستارا رستورانی مثل زیتون هست که واقعا خیلی بهتر هستند فقط فضا و سرویس دهیشان ضعیف هست.
و نکته آخر اینکه آدم تاسف می خوره اونجا رو می بینه چقدر رانندگی ها با آرامش بدون استرس. به محض اینکه به خط عابر پیاده می رسند ایست کامل می کنند. آرامش و امنیت در تمام شهر موج می زنه هیچ کس کسی رو کاری نداره و همه با احترام برخورد می کنند. حتما کشورهای توریستی تر و پیش رفته تر در این زمینه هم بهتر هستند اما اظهار تأسف من بخاطر نزدیکی پیشینه و فرهنگ دو کشور هست که اونها اونطوری و ما اینطوری. امیدوارم کمی این سفر حداقل خوانندگان این متن رو متحول کنه و گام به گام به سمت جامعه متمدن تر حرکت کنیم.

اصغر 11 تیر 1396 ساعت 18:21

آقا سجاد عزيز با سلام از اينكه وقت گذاشتين و تجربياتتون رو با ديگران به اشتراك گذاشتين (كه مطمئنا برا آنها مفيد و راهنما خواهد بود) بي نهايت ممنون، و اما مهتر از آن ارج مي نهم شخيصيت والا و انساني شما را كه صداقت گفتار را رعايت نموده و بدون داشتن هيچ تعصب و پيش فرضي كه متاسفانه در خيلي جوامع آفت بزرگ مناسبات و تعاملات اجتماعي شمرده ميشود با قلمي شيوا و زيبا هرآنچه را ديديد وصف نموده ايد ، پسرم اميدوارم هميشه شاد و سلامت باشي

ح.ا 5 خرداد 1396 ساعت 03:20

سلام.آِا انکان رنت ماشین در باکو وجود داره

bari 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

سفرنامه شیرین و پرباری نوشتید. از جنبه های مختلف به باکو نگاه کردید و از لحظه لحظه ی سفر لدت بردید.
با تشکر

احمدرضا پونه 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

سلام . ممنون از نوشته های جالب و با دقت نظرتون بهمه چیز. من قراره به باکو برم البته با تور و زمینی. مطمئنا از تجربیاتتون استفاده خواهیم کرد.
بسیار عالی بود

اصغر کریمی 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

سلام تشکر از این همه اطلاعات در مورد سفر به باکو. فقط در مورد رزرو هتل در باکو اطلاعاتی بدین ممنون میشم

امیر 5 خرداد 1396 ساعت 03:16

سلام دوست عزیز من با کلی تحقیق تو اینترنت آخرش هم اطلاعاتی که از باکو میخوام دستم نیومد خواهشا میتونید به من یه ایمیل بزنید ممنونتون میشم

سالار 5 خرداد 1396 ساعت 03:16

سجاد خان عزیز زیباترین و کاملترین سفرنامه ای بود که خوندم همیشه با خانواده محترم به سلامت باشید و انشاالله سفرهای شاد و زیبا داشته باشید . براتون آرزوی موفقیت در تمام زندگی دارم

مریم شاکری 5 خرداد 1396 ساعت 03:15

جناب ذراتی
ممنونم که تجربیات ارزشمند خودتون رو با ما به اشتراک گذاشتین.


امیدوارم همیشه و به اتفاق عزیزانتون در سفرهای خوب و خوش باشید.

sara 5 خرداد 1396 ساعت 03:13

مرسی واقعا عالی بودش منکه لذت بردم واستفاده کردم ءمن چندروز دیگه دارم میرم باکو وعاشق خریدم جای مناسبی میتونه باشه ؟

harfeaz 5 خرداد 1396 ساعت 03:13

سلام
کسی خبر دارد که ویزای آذربایجان را در مرز بیله سوار می‌شود گرفت؟
همچنین آیا هنوز مابه التفاوت بنزین را دم مرز می‌گیرند؟

احمد 5 خرداد 1396 ساعت 03:11

با سلام واحترام
سفرنامه بسیار زیبا و جامعی بود و با عنایت باینکه تجربه سفر زمینی به ارمنستان داشتم وبه تازگی از سفر گرجستان برگشته ام و قصد سفر زمینی به باکو را دارم ، بسیار اطلاعات خوبی را دریافت کردم . ممنون

حامد عظیمی 5 خرداد 1396 ساعت 03:11

عالی بود برادر عزیز لذت بردم از اینهمه توصیفات زیبای شما ، این یعنی خوش سفر بودن ، امیدوارم همیشه لذت ببرید از زندگی

مشاهده نظرات بیشتر