با عرض سلام خدمت تمامی شما دوستان سفردوست. سفرنامه ای که در پیش روتون هست, ادامه سفرنامه آمستردام میباشد.

از روزی که برنامه سفر به آمستردام رو تنظیم کردیم. قرار بود که تا جایی که امکانش هست، از شهرهای مهم هلند هم دیدن کنیم. دو شهر در الویت ما قرار داشتن: شهر دنهاخ (Den Haag) که ایرانی ها این شهر رو با نام فرانسوی اش یعنی لاهه می شناسن و شهر رتردام(Rotterdam) بزرگترین بندر اروپا.

برای رفتن به این شهرها از سنترال استیشن، هر روز و هر نیم ساعت یکبار قطار هست.

از روز قبل قیمت و ساعت حرکت بلیط های قطار رو در سایت قطار هلند چک کردیم. صبح ساعت 10 به سنترال استیشن رفتیم و دو بلیط قطار درجه دو(نفری 12 یورو )به مقصد ایستگاه مرکزی دنهاخ خریدیم. بلیط رفت و برگشت هردومون از آمستردام به دنهاخ 45 یورو شد.

سفرنامه هلند

سنترال استیشن

 

از روی تابلوی اعلانات حرکت قطار، ساعت رسیدن اولین قطار و همچنین شماره سکوی قطار دنهاخ رو پیدا کردیم. اولین قطار ساعت 11:02 حرکت می کرد. راس ساعت قطار اومد و بلافاصله بعد از سوار شدن به سمت دنهاخ حرکت کرد. فاصله بین آمستردام تا دنهاخ حدودا 45 دقیقه است.

قطار ها دو قسمت داشتن درجه 1 و درجه 2 که بار رنگ آبی و قرمز این شماره ها در واگن های قطار نوشته شده. غیر از این شماره ها هیج تفاوت دیگه ای بین واگن های درجه 1 و درجه 2 وجود نداشت. فقط در ساعت های پر رفت و آمد قسمت درجه 1 خلوت تر بود. یک قسمت دیگه داشتن که با حرف S به معنی سایلنت مشخص شده بود تا افرادی که میخواستن بخوابن و یا کتاب بخونن میتونستن به این قسمت برن ولی در طول سفر صداشون نباید حتی به صورت زمزمه بلند میشد.

ما که روز اول نمیدونستیم توی قسمت درجه 1 نشستیم و هیچ ماموری حتی نیومد بلیط قطارهامون رو چک کنه. کلا توی ایستگاه های قطار نه چمدون ها چک میشن و نه بلیط ها، فقط هر از چند گاهی مامور قطار میاد و بلیط مسافرهارو چک میکنه که اگر مسافری بلیط نداشته باشه 100 یورو جریمه میشه.

مسیر بین راه خیلی سبز و زیبا بود. پر از رودخونه، فضاهای سبز، آسیاب بادیها و خانه های روستایی خیلی جذاب و دیدنی. کل این مدت از مناظر اطراف لذت میبردیم.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

مناظر بین راه

 

ساعت 11:45 به ایستگاه مرکزی دنهاخ رسیدیم. خوبی تمامی شهرهایی که در طول مدت سفرمون رفتیم این بود که همه چی از همون ایستگاه مرکزی شروع میشد. تمام مکان هایی رو که می خواستیم بریم به کمک برنامه Sygic Travel استخراج کرده بودم و تو گوگل مپ مارکشون کردم. از ایستگاه مرکزی با کمک گوگل مپ به میدان اصلی شهر به نام (Het Plein) پیاده رفتیم.

سفرنامه هلند

مسیر بین سنترال استیشن تا میدان Het Plein

 

بعد از پنج دقیقه پیاده روی به این میدان رسیدیم. دورتادور پراز کافه و رستوران بود که شب ها حسابی طرفدار دارن.این میدان با ساختمان هایی زیبا محاصره شده بود. ساختمان دپارتمان شهر در اینجا قرار داشت.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

کافه ها و ساختمان دپارتمان

 

وسط میدان هم تندیس پرنس Willem Den Eerste قرار داره، که در دست چپش یک عهدنامه گرفته که نشان دهنده شورش هلند علیه اسپانیاست، کنار پای راست اش هم یک سگ قرار داره که این هم نشانی از اینه که این پرنس از قتل مافوق اش جلوگیری کرده و وفادری پرنس رو میرسونه .

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

تندیس پرنس Willem Den Eerste

 

کمی اطراف این میدان رو برانداز کردیم و از جو وفضای این منطقه لذت بردیم. مسیر بعدی مرکز خرید De Passage بود. پیاده با راهنمایی گوگل مپ خیابان Korte HoutStraat رو مستقیم رفتیم بعد از 2 دقیقه به خیابان اصلی شهر رسیدیم. خیابانی خلوت و زیبا با معماری منحصر به فرد هلندی.

سفرنامه هلند

خیابان Korte HoutStraat

 

کمی جلوتر ساختمان پاساژ معروف خودنمایی میکرد. کلا توی کشورهای اروپایی نباید سراغ پاساژ ها و مراکز خرید معمول خودمون بریم. چون بیشتر بوتیک ها و مارک های خیلی گرون در این پاساژها شعبه دارن که قیمت هاشون خیلی بالاست. تمام خرید هارو باید از نمایندگی های دیگه مثل Zara، H&M،Mango ،Breshka که در سطح شهر هستن، انجام داد(البته در صورتی که آف خورده باشن میشه ازشون خرید کرد). خیلی برام جالب بود که توی اروپا قیمت جنس های نمایندگی ها از مغازه ها و بوتیک های عادی خیلی ارزون تر بود.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از مرکز خرید De Passage

 

کمی از این پاساژ و معماری جالب اش دیدن کردیم. از این خیابان به هرجایی از شهر که بخوایین برین ایستگاه ترام و اتوبوس داره. بلیط وسایل نقلیه عمومی کلا در هلند نسبت به بقیه شهرهای اروپایی خیلی گرونتره. دنهاخ از آمستردام هم گرون تر بود و بلیط ها نفری 3.5 یورو بودن. مقصد اصلی ما به سمت مادوردام بود که از اینجا حدودا دو کیلومتر (نیم ساعت)پیاده روی داشت ولی چون در طول مسیر می خواستیم از آثار دیگه دیدن کنیم ترجیح دادیم که پیاده بریم. اتوبوس خط 22 و یا ترام شماره 9 از مرکز شهر به این پارک ایستگاه دارن.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

خیابان اصلی

 

مسیر بعدی محوطه پارلمان هلند (Binnenhof) بود. بعد از دو دقیقه پیاده روی به این محوطه رسیدیم. این محوطه قلب سیاسی هلند به شمار میاد. بیشتر وقایع مهم کشور در اینجا تصمیم گیری میشن. دفتر کار نخست وزیر هلند هم در یکی از ساختمان های این محوطه هست.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

محوطه پارلمان هلند

 

یک تورلیدر که یه سری توریست برای دیدن آورده بود داشت برای توریست ها توضیح میداد که نخست وزیر در طول روز از دفترش بدون هیچ محافظی بیرون میاد و در محوطه اطراف قدم میزنه و مردم بهش احترام میذارن.

عموجان هم تعریف میکرد که نخست وزیر قبلی در حال حاضر در آمستردم زندگی میکنه که الان بازنشته شده و با دوچرخه در شهر تردد میکنه و مردم هم هرازگاهی میبیننش و بهش احترام میذارن. برای هلندی ها این رفتار عادی بود ولی برای ما ایرانی ها که رییس یه کارخونه هم با کلی تشریفات و خدم و حشم و بادیگارد رفت و آمد میکنه خیلی تعجب داشت(دیگه چه برسه به سران دولتی و افراد رده بالای کشوری!!!!!!!) در این منطقه سالن شوالیه ها قرار داره . رژه های مهم دولتی مثل بازگشایی پارلمان هم در اینجا برگزاار میشه. وسط میدان یک فواره از جنس طلا قرار داشت که زیبایی این محوطه تاریخی و قدیمی در کنار این فواره چند برابر شده بود.

سفرنامه هلند

فواره ی طلایی

 

از دروازه زیبای این محوطه دیدن کردیم،پشت این دروازه حیاط کاخ ملکه هست، مجددا به همون خیابان اصلی رفتیم تا راهمون رو ادامه بدیم.

سفرنامه هلند

دروازه ورودی حیاط ساختمان ملکه

 

کمی جلوتر که رفتیم به یک برکه زیبا با نمایی از ساختمان های کاخ ملکه با پلی که پرچم کشورهای مختلف روی اون قرار داشتن،رسیدیم. کمی روی نیمکت های کنار پل نشستیم و نظاره گر ویوی زیبای کاخ ملکه بودیم.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

توی این کشور مرغابی و کبوتر زیاد هست. به خاطره اینکه ملکه اعلام کرده که این پرنده ها جز املاک شخصی اش هستن، هیچ کس حق شکارشون رو نداره و به راحتی و آزادنه تمامی پرنده ها در این کشور بین مردم زندگی می کنند. اگر کسی هوس شکار این پرنده هارو بکنه و دستگیر بشه جریمه های خیلی سنگینی در انتظارش خواهد بود. نماد دنهاخ هم لک لک هست که قبلا زیاد به این شهر کوچ میکردن.

یکی از تفریحات ما در هلند، غذا دادن به این مرغابی ها و کبوترها بود. انگار اونا هم میدونستن که یه دایه مهربون دارن که حمایتشون میکنه و به راحتی بهمون نزدیک میشدن و از دستمون غذا می گرفتن. همینطور که مسیر رو از گوگل مپ دنبال می کردیم تا به مادوردام برسیم در راه به یک کلیسای زیبا و قدیمی رسیدیم. کشیش ها داشتن مراسم دینی رو اجرا میکردن. اولین بار بود که به این مراسم میرسیدیم.کمی در این کلیسا نشستیم و نظاره گر دعا خوندن و اجرای مراسم سنتی بودیم.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از کلیسا

 

از کلیسا بیرون اومدیم و به یک خیابان مثل چارباغ اصفهان رسیدیم که وسط اش بلوارهای پارک مانند بزرگی بود. ظاهرا تایم استراحت کارکنان بود چون خیلی از خانم ها و آقایون با لباس رسمی روی نیمکت های بلوار نشسته بودن و میان وعده سبک روزانه شون رو میل میکردن. ما هم کمی در این بلوار نشستیم و از آذوقه هایی که همراهمون داشتیم خوردیم تا انرژی تازه ای بگیریم. بعد از کمی استراحت مسیر رو ادامه دادیم و اینبار به یک خیابان جنگلی رسیدیم. مسیر زیبا و دیدنی بود. بعد از حدود بیست دقیقه پیاده روی ساختمان مادوردام رو دیدیم.

سفرنامه هلند

ورودی ساختمان مادوردام

 

مادوردام(Madurodam)

مادوردام، یک پارک مینیاتوری بسیار زیبا از ماکت های تمامی بناهای معروف هلند می باشد. توی این پارک میشه در عرض دو ساعت کل بناها و مکان های معروف کشور هلند رو دید. بلیط این پارک رو روز قبل پسر عمو ام از سایت پارک خریده بوده که نفری 14.5 یورو شد، اگر همین بلیط رو از باجه ورودی پارک می خریدیم نفری 16.5 یورو بود. در بخش ورودی این پارک ماکت پتروس فداکار قرار داره که با همون استایلی که در ذهنم نقش بسته بود کنار یک دیوار ایستاده و انگشتش رو داخل روزنه به وجود اومده کرده بود.

سفرنامه هلند

پتروس فداکار

 

سالن ورودی مخصوص فروش سوغاتی های شهر بود. بلیط ها رو که نشون دادیم بمون کارت های هوشمند دادن که در بدو ورود با دستگاه هایی که بیرون قرار داشتن باید فعالشون می کردیم. برای فعال کردنشون هم باید مشخصات و ایمیلمون رو وارد کنیم.

داخل پارک کنار هر بنا با این کارت ها میتونستیم توضیحات کامل بنای مورد نظر رو از دستگاه های کناریشون ببینیم.

پارک درون یک فرورفتگی ساخته شده بود در بدو ورود از بالا میشد کل بناهای مینیاتوری رو دید.

سفرنامه هلند

نمای کلی از ویوی مادوردام

 

اولین قسمتی که وارد شدیم، سالن سینما بود که تاریخچه افسری به نام جرج رو به تصویر می کشید. جرج در جنگ های کشور هلند نقش زیادی داشته و بعدها برای دفاع از کشورهای دیگه در مقابل نازی ها جنگیده بوده و چند روز قبل از اینکه ارتش امریکا به کمکشون بره، در زندان نازی ها به خاطر کمک به افراد دیگه کشته میشه. خانواده این افسر، این پارک رو در محل زندگی اون راه اندختن که بعدها توسط دولت توسعه داده شده.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سالن سینما و سرباز فداکار جرج

 

بعد از دیدن این تراژدی ، به دیدن پارک رفتیم.در ابتدای پارک، ماکت خانه جرج به همان سبک اولیه اش قرار داشت. پارک مینیاتوری خیلی جالب بود، هرچی که تا حالا توی این مدت در آمستردام دیده بودیم اینجا نمونه ی کوچکش قرار داشت. کانال های آبی، خونه های با معماری منحصر به فرد هلندی، زمین گل های لاله، کارخانه پنیرسازی، کفش های چوبی، آسیاب بادی ها و هر بنای معروف و مهم دیگه ای که در شهرهای دیگه ی هلند بودن و فرصت دیدنشون رو از نزدیک نداشتم اینجا دیدیم.

سفرنامه هلند

میدان دام، کلیسای جدید و رویال پالاس در کنار هم

 

سفرنامه هلند

رویال پالاس دنهاخ

 

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از فرودگاه اسخیفول آمستردام و اتوبان های اطراف این فرودگاه

 

بر اساس نقشه ای که داشتیم قسمت به قسمت رو نگاه می کردیم. کنار هر بنا توضیحی در مورد اینکه دقیقا در کدوم شهر قرار داره و تاریخچه کوتاهی از اون مکان نوشته شده بود.

سفرنامه هلند

محوطه پارلمان هلند همراه با رژه سربازان و شاه سوار بر کالسکه طلایی

 

سفرنامه هلند

شهربازی هلند

 

حتی درخت ها و گل های طبیعی که در این مجموعه کاشته شده بودند، مینیاتوری بودند. همه چی خیلی کوچک و دیدنی بود. حس گالیور رو داشتم که وارد شهر آدم کوتوله ها شده بود.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

درختان مینیاتوری طبیعی کاشته شده در پارک

 

یکی از قسمت های جالب این پارک تجربه ی پوشیدن کفش های چوبی سنتی هلند بود. شماره پاهامون رو انتخاب کردیم و کفش چوبی رو پوشیدیم و در خطی که برامون مشخص کرده بودن با این کفش ها راه رفتیم. چون هلند بیشتر از آب و گل تشکیل شده بوده و زمین ها ناهموار بودن مردم با این کفش های چوبی راحت تر در زمین های گلی راه میرفتن.

سفرنامه هلند

ماکت کفش چوبی هلندی

 

سفرنامه هلند

پل اراسموس رتردام

 

بخش دیگه مربوط به گل های لاله هلندی بود که بر خلاف بقیه قسمت ها این بخش رو بزرگ کرده بودن و گل های لاله رو با ارتفاع 2.5 متر در یک زمین با کلمه Madurodam درست کرده بودن که به مکانی برای عکاسی تبدیل شده بود.

سفرنامه هلند

گل های لاله

 

درون پارک سالنی قرار داشت که میتونستیم بریم داخل اتاقکی و به طور 360 درجه ازمون عکس میگرفتن، این عکس رو به ایمیلمون ارسال کردن. اگر می خواستیم هم میتونستیم ماکت خودمون رو بر اساس این عکس در بخش ورودی سفارش بدیم تا بسازن.

سفرنامه هلند

کارخانه پنیر سازی

 

گوشه به گوشه این پارک زیبا رو دیدیم و بعد از حدودا دو ساعت از پارک بیرون اومدیم.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

توی این پارک شاید از هر ده نفر یه خانواده ایرانی میدیدیم. کلا توی دنهاخ ایرانی های زیادی بودن. که مثل همیشه از هموطناشون فراری بودن.

توی فستیوال هلند یکی از هلندی ها که بامون همصحبت شده بود ازمون پرسید چرا شما ایرانی ها انقدر از هم دیگه فرار میکنید، اگر ما یک هموطنمون رو در یک کشور دیگه ببینیم کلی از دیدنش هیجان زده میشیم ولی شما اینجوری نیستین. بعدش دوست ایرانی اش رو بمون نشون داد که یه گوشه ایستاده بود و مارو بهش معرفی کرد که با برخورد سرد دوستش، بهش حق دادیم که اینجوری در مورد ایرانی ها فکر کنه.

مسیر بعدیمون رفتن به ساحل زیبای دنهاخ به نام اسخفنینگن (Scheveningen) بود. (انقدر تلفظ اسم ها در هلند سخت بود، کلی زمان برد تا تلفظ صحیحشون رو یاد گرفتیم )کنار درب ورودی مادوردام، ایستگاه ترام خط9 قرار داشت که ایستگاه آخرش این ساحل بود. سوار این ترام شدیم و سه ایستگاه بعد پیاده شدیم. در این مسیر ویلاهای خیلی زیبایی قرار داشتن. به ساحل زیبای دنهاخ رسیدیم که یه خط ساحلی طولانی بود و دورتادورش رستوران های دریایی و فست فودها قرار داشتن. من عاشق این ساحل شدم، انقدر که این ساحل و نماهای اطراف اش دیدنی و تمیز بودن.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

پیاده روی طولانی کنار ساحل

 

در این ساحل بشقاب های دریایی فروخته میشد که ما از بلژیک حسابی طرفدارشون شده بودیم. این بشقاب ها شامل: خرچنگ، میگوهای ریز، شاه میگو، هشت پا بودن. که به طرز خاصی پخته شده بودن ولی رنگ و ظاهرش کاملا حفظ شده بود.اول یک بشقاب دریایی بزرگ به قیمت 7 یورو خریدیم و کنار دریا خوردیم.

سفرنامه هلند

بشقاب دریایی لذیذ

 

توی این ساحل ساختمان زیبای Kurhaus که در حال حاضر هتل می باشد خودنمایی می کرد. این ساختمان متعلق به سال 1884 هست که قبلا سالن کنسرت و هتل بوده. این هتل میزبان افراد مهم و سران دولتی از کشورهای مختلف در زمان های مختلف بوده و هست.

سفرنامه هلند

هتل Kurhaus

 

مدتی توی ساحل زیبا قدم زدیم و به مکدونالد رفتیم. 2 تا ساندویچ کمبو بزرگ همراه با سیب زمینی و نوشابه سفارش دادیم که کلا 15 یورو شد. بعد از کمی استراحت، به سمت اسکله ی چوبی که تا بخشی از دریا پیش رفته بود، حرکت کردیم . روی اسکله پر از صندلی های راحت برای دراز کشیدن و استراحت کردن بود (به صورت رایگان). قسمتی نوازنده ها و دی جی ها موسیقی اجرا میکردند.

سفرنامه هلند

اسکله چوبی وسط ساحل

 

سفرنامه هلند

نشیمن های راحت برای استراحت بر روی اسکله

 

با اینکه باد نسبتا شدیدی میومد و هوا خنک بود ولی توریست ها داخل دریا بودن و آبتنی می کردن. کلا اروپایی ها بدنشون ظاهرا محافظ داره و سرمارو اصلا حس نمیکنن.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

ساحل بسیار زیبای دنهاخ

 

به انتهای اسکله که رسیدیم یه برج قرار داشت که بانجی جامپینگ رو از روی اون انجام میدادن. واقعا خوش بحال کسانی که اینجا با این ویو بانجی جامپینگ رو تجربه می کنن. یه طرف تا چشم کار میکنه منظره ی زیبای دریا و طرف دیگه ساحل طولانی و مناظر سرسبز اطراف. من خییلی دوست داشتم اینکارو انجام بدم ولی متاسفانه به خاطر عدم آگاهی ام از اینکه اینجا بانجی جامپینگ داره، قبل از دیدن اش، غذا خورده بودم و با شکم پر انجام اینکار امکان پذیر نبود.

وقتی نزدیک برج رسیدیم، همه دوربین به دست ایستاده بودن که متوجه شدیم قراره یکی بره بالا و بپره. ما هم ایستادیم و نظاره گر این فرد شجاع بودیم. با یه جرثقیل تا بالاترین نقطه برج رفت و بعد از چند دقیقه پرش رو انجام داد. بعد از پرش همه حاظرین کلی براش دست زدن و تشویقش کردن.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

برج بانجی جامپینگ و اتاقکی که افراد رو بالا میبردن

 

دنهاخ اماکن دیدنی دیگه مثل: دادگاه لاهه، کاخ و دفتر کار ملکه، کاخ پادشاهی هم داره که در یک روز امکان دیدنشون رو نداشتیم.

بعد از کلی لذت بردن از مناظر و ساحل و ریلکس کردن در این محیط، ساعت 19 از این ساحل به سمت ایستگاه اتوبوس رفتیم. مجددا با اتوبوس کنار سنترال استیشن پیاده شدیم و با قطار به آمستردام برگشتیم.

هزینه های انجام شده در دنهاخ:

سفرنامه هلند

رتردام

رتردام، بزرگترین بندر اروپا، شهری که در طول جنگ جهانی دوم به طور کامل از بین رفته و در طول سالها مجددا این شهر رو ساختن. به همین خاطر جزء شهرهای مدرن هلند به حساب میاد که ساختمان هاش معماری منحصر به فرد و مدرن و خاصی دارن.

برای رفتن به این شهر از ایستگاه سنترال استیشن بلیط رفت و برگشت به آمستردام رو از باجه فروش بلیط گرفتیم که برای دونفرمون 64 یورو شد. (هر مسیر نفری 16 یورو)

ساعت 12:08 دقیقه سوار قطار شدیم و به سمت رتردام حرکت کردیم. طبیعت و مناظر مسیر رفت و برگشت هم مشابه مسیر دنهاخ بودن. فاصله ببین آمستردام تا رتردام 1:30 ساعت بود. حدودا ساعت 13:30 به رتردام رسیدیم. اینبارهم بلیط هامون رو چک نکردن ولی برای خارج شدن از ایستگاه قطار باید حتما بلیطی که خریده بودیم رو وارد گیت خروجی میکردیم تا درب ها به طور اتوماتیک باز میشدن. ایستگاه سنترال استیشن رتردام پیاده شدیم. از سالن که خارج شدیم سردر ورودی ایستگاه توجه مارو به خودش جلب کرد. دیدن این معماری مدرن و جدید بعد از این همه آثار باستانی و ساختمان های قدیمی واقعا برام جذاب بود.

سفرنامه هلند

سردر ورودی سنترال استیشن

 

رو به روی ایستگاه، پر از ساختمان های بلند و مدرن بود. وارد پاساژ سیتی سنتر شدیم و مثل پاساژهای دیگه خیلی ساده بود.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

مرکز خرید سیتی سنتر

 

راهنمای عزیزمون گوگل مپ مارو تا خیابون Lijnbaan هدایت کرد. این خیابون سنگ فرش شده که دورتادورش پر از رستوران و نمایندگی ها بود جای خوبی برای خرید و قدم زدن هست.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از خیابان Lijnbaan

 

آف های نمایندگی های رتردام از آمستردم هم بهتر بود. یه مقدار خرید کردیم و در طول مسیر به city Hall رتردام رسیدیم.

سفرنامه هلند

فروشگاه خرید لباس

 

سفرنامه هلند

ساختمان سیتی هال رتردام

 

سیتی هال یه ساختمان بزرگ و باشکوه متعلق به سال 1920 می باشد. یکی از معدود ساختمان هایی ست که در جنگ جهانی دوم جان سالم به در برده.

سفرنامه هلند

مجسمه های زیبا روبه روی سیتی هال

 

از ساختمان بیرونی دیدن کردیم. دو مجسمه طلا سردر این ساختمان قرار داده شده، یکی بانوی مشعل به دست به نشاه صلح و بالاتر آن مردی با بال های فرشته به نشانه عدالت.

سفرنامه هلند

مجسمه های طلا بر سر در ساختمان

 

سفرنامه هلند

وارد این ساختمان شدیم. سالن بزرگ و باشکوهی داشت. وسط سالن مجسمه ای قرار داره. فقط اجازه بازدید از همکف و باغ پشت سالن رو داشتیم.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سالن ورودی

 

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از سالن سیتی هال

 

من و همسرم که غرق عکس گرفتن داخل این سالن شده بودیم اصلا متوجه نگاه کارکنان نبودیم تا اینکه یکیشون صدامون کرد و ازمون پرسیدن که از کجا اومدیم، خداروشکر بیشتر هلندی ها دید خیلی خوبی نسبت به ایران و ایرانی داشتن. یه مدت باهامون در مورد ایران و مشکلات اخیر و تعریف هایی که از ایران شنیده بودن صحبت کردن. متاسفانه بیشتر اروپایی ها انتظار دارن وقتی یه ایرانی میبین ظاهر و پوشش اش سبک عرب ها باشه. و در مورد ایران فکر میکردن همه خانم ها باید با عباهایی سرتامشکی و روبند در خیابان ها تردد کنن. کلی از آزادیهامون!!! براشون تعریف کردیم و بشون عکس پوشش واقعی که توی ایران هست رو نشون دادیم و گفتیم در کنار رعایت حجاب ایرانی ها خیلی هم مدرن و شیک هستن و اصلا این تبلیغات ضدی که در اروپا علیه ایران میشه وجود نداره.

بهمون کلی برشور سالن رو دادن و یکی شون همراهمون اومد و باغ پشتی رو نشون داد و در مورد شهر شون اطلاعات میداد. و مثل همیشه موقع خداحافظی براشون مهم بود که نظرمون رو در مورد شهر و کشورشون بدونن. به سمت حیاط پشتی سالن رفتیم که باغ کوچکی در اونجا قرار داشت که با دیوارهای سبز و فواره های جالب و مجسمه های برنزی دیدنی شده بود.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از باغ سیتی هال

 

از این محوطه دیدن کردیم و مسیرمون رو به سمت همون خیابان شاپینگ های Lijnbaan ادامه دادیم. این قسمت دو طبقه شده بود که بالا و پایین پر از مغازه های برندهای مختلف بود.

سفرنامه هلند

بخشی از خیابان زیبای Lijnbaan

 

همینطور که پیاده میرفتیم به کلیسای قدیمی St.Lawrence's Church رسیدیم. این کلیسا هم جز همان معدود آثار به جای مانده از جنگ جهانی دوم است که در قرن های 14 و 15 میلادی ساخته شده و بارها در طول تاریخ آسیب های جدی دیده که دوباره بازسازی شده. متاسفانه این کلیسا بسته بود و نتونستیم از داخل اش دیدن کنیم ولی نمای بیرونی اش دیدنی بود.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از کلیسای قدیمی شهر

 

بعد از دیدن کلیسا همچنان خیابان Lijnbaan را ادامه دادیم تا انتهای این خیابان به مارکت هال (Market Hall) رسید.

سفرنامه هلند

نمایی از کلیسای قدیمی شهر

 

مارکت هال در خیابان Ds.Jan Scharpstraat قرار داره. این ساختمان فوق العاده رو دو سال پیش که افتتاح شده بود در سایت لست سکند ، یه گزارش ازش خونده بودم. از همون موقع معماری زیبا و فضاش تو ذهنم مونده بود و یکی از دلایلی که دوست داشتم به رتردام برم دیدن این مارکت بود. اون موقع که این مطلب رو از سایت میخوندم هیچ وقت فکر نمیکردم که یه روزی از نزدیک بتونم این بازار رو ببینم. به همین خاطر وقتی ساختمان رو دیدم کلی از دیدنش هیجان زده شده بودم.

سفرنامه هلند

ساختمان مارکت هال

 

معماری این ساختمان واقعا بینظیره. یه ساختمان به شکل نعل اسب که دورتادورش خانه های مسکونی و تجاری قرار داره و قسمت تونل زیریش بازار محلی هست. دو طرف این تونل با دیوارهای شیشه ای پوشیده شده که وقتی روبه روی این ساختمان بایستیم میتونستیم ابتدا و انتهاش و ساختمان های طرف مقابل اش رو ببینیم.

سفرنامه هلند

مارکت هال از نمای رو به رو

 

دیدن این بازار تونلی یکی از جذاب ترین قسمت های سفرم به رتردام بود. وارد این سالن شدیم. دیوارهای تونل از زمین تا سقف تماما با طرح های انواع میوه ها پوشیده شده بود. کل این سقف و دیوارها از طراحی دیجیتالی سقف بهره مند شده بودند که در شب روشن میشدن و زیبایی اش چندین برابر میشد.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از سقف زیبای مارکت هال و مغازه های داخل آن

 

بعد از کلی لذت بردن از نمای ساختمان و در و دیوار و سقف، حالا چشممون به مغازه های داخل تونل افتاد. این تونل پر از غرفه های عرضه مواد خوراکی و میوه و سبزیجات و گوشت و رستوران بود.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

مغازه های مارکت هال

 

ما که حسابی گشنه شده بودیم و انواع نمونه غذاهای آماده ای که در بیرون رستوران ها بودن دلبری می کردن، یکی از رستوران هارو انتخاب کردیم و دوتامون یه سینی بزرگ پر از گوشت و مرغ و هات داگ همراه با سیب زمینی سفارش دادیم. کلا هر موقع می خواستیم بیرون غذا بخوریم ترجیح میدادیم استیک سفارش بدیم چون واقعا استیک ها لذیذ بودن و اصلا بو نمیدادن و خیلی خوب طبخ میشدن و توی دهن آب میشدن. و اینکه کلی سیب زمینی و سس و سالاد هم کنارشون سرو می شد. غذای هردومون همراه با نوشیدنی 19 یورو شد.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمونه غذاهای آماده کنار رستوران ها(بیشتر غذاهایی که در رستوران های شهر سرو میشدن شامل این غذاها بودن)

 

سفرنامه هلند

غذایی که سفارش دادیم

 

طبقه پایین این مجتمع هم انواع مغازه ها قرار داشتن. از هر سه ردیف مغازه ها در تونل دیدن کردیم و به انتهای مارکت رسیدیم.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

طرف دیگر مارکت هال

 

در مجاورت این ساختمان، خانه های معروف مکعبی قرار داشتن. هر کدوم از این خونه های مکعبی روی ستون های شش ضلعی قرار گرفتن و در کل 36 خانه مکعبی با زاویه های مختلف کنار هم ساخته شدن که معماری متفاوتی رو ارائه میدن.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

خانه های مکعبی در مجاورت مارکت هال

 

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از ساختمان های اطراف مارکت هال

 

از بیرون این ساختمان متفاوت رو دیدیم و به سمت White House که در طرف مقابل این ساختمان قرار داشت حرکت کردیم. وایت هوس کنار یکی از کانال های شهر در سال 1898 ساخته شده. در زمانی که معمار معروف Willem Molenbroek این ساختمان ده طبقه را طراحی کرد، همه مخالف ساخت این بنا بودن چون معتقد بودن که خاک نرم رتردام تحمل نگه داشتن چنین ساختمان بلندی!!! رو نداره ولی به خاطر خلاقیت این معمار و استفاده از شمع های زیاد این ساختمان همچنان بعد از این همه سال بدون هیچ مشکلی سرپاست و بعد از اون جسارت ساختن برج های بلند در رتردام همه گیر شد.

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از ساختمان White House

 

سفرنامه هلند

کانال های اطراف White House

 

از نمای بیرونی اش دیدن کردیم و به سمت پل کابلی اراسموس (Erasmus Bridge) رتردام حرکت کردیم.

پیداکردن هر کدوم از این آثار که در فاصله خیلی کمی از هم قرار داشتن برامون مثل درست کردن یه پازل بود که با رسیدن به هر کدوم از این پازل ها یک تکه از پازلمون حل میشد. مرحله به مرحله به این ساختمان ها و آثار دیدنی میرسیدیم، ازشون بازدید می کردیم و مرحله ی بعدی رو استارت می زدیم.

پل اراسموس بخش شمالی و جنوبی شهر رتردام رو بر روی رودخونه ماس به هم وصل میکنه و جزء بزرگترین و سنگین ترین پل باسکولی اروپای غربی به حساب میاد. این پل، در مقایسه با پل کابلی اهواز در اندازه مینیاتوری بود. پل کابلی در یک بزرگراه قرار داشت. از پیاده رو مسیر اسکله رو دنبال کردیم تا نزدیک این پل رسیدیم.

کنار این پل برج های معروف De Rotterdam قرار داشتن. این برج ها از سه برج کنار هم به ارتفاع 150 متر ساخته شدن که به عنوان ساختمان تجاری و هتل و مسکونی از آنها استفاده میشه.

سفرنامه هلند

نمایی از پل اراسموس و برج های De Rotterdam

 

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

پلی مشابه در مجاورت اراسموس

 

این قسمت تنها جایی بود که شبیه آمستردام خانه هایی باریک کنار رودخونه داشت. چند دقیقه ای رو به تماشای پل و رودخونه و کشتی هایی که در آن رفت و آمد داشتن نشستیم .

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

سفرنامه هلند

نمایی از مناظر اطراف پل اراسموس

 

اینجا نقطه ی انتهایی بازدید های ما در رتردام بود. بعد مجددا همون مسیری رو که از سنترال استیشن تا این نقطه پیاده اومده بودیم، پیاده برگشتیم و دوباره از تمام بناهای مسیر دیدن کردیم.

سفرنامه هلند

نمایی از قسمت پشتی کلیسای قدیمی

 

رتردام جاذبه های دیگه مثل باغ وحش، موزه دریایی و یک باغ زیبا به نام Arboretum با تنوع گیاهی زیاد ، موزه تاریخ طبیعی(Natural History) که در آن فسیل های حیوانات عظیمه الجثه و انواع پروانه ها و صدف ها نگه داری میشه، داره. همچنین مسجدی به نام مسجد مولانا در رتردام قرار داره که وقتی با قطار به سمت آمستردام حرکت می کردیم این مسجد رو دیدیم.

سفرنامه هلند

نمایی از مسجد مولانا

 

ساعت حدودا 19 به ایستگاه مرکزی رسیدیم و با قطار به سمت آمستردام حرکت کردیم. مسیر برگشت کوتاه تر بود و بعد از یک ساعت به آمستردام رسیدیم.

هزینه های انجام شده در رتردام برای دو نفر:

سفرنامه هلند

در ادامه میتوانید فیلم کوتاهی از اماکن دیدنی ذکر شده در این سفرنامه را مشاهده کنید:




نویسنده :نیما علایی