Close

سفر به روستای کشیت در دل کویر لوت (سفرنامه)

4.4
از 47 رای
سفر به روستای کشیت در دل کویر لوت (سفرنامه)

جمعه سوم دى ماه هزار و سیصد و نود و پنج، همراه پنج نفر از دوستان راهى یک سفر یکروزه از کرمان به این روستا شدیم. کویر لوت با توجه به گستردگى، گرماى شدید و بى آبى، مکانى غیر قابل سکونت، یکى از اسرارآمیزترین نقاط روى زمین است که رازهاى زیادى را در دل خود جاى داده.

سفرنامه روستاى کشیت

جهت اتفاقات احتمالى، براى سفر به همچین مناطقى حتماً باید با دو ماشین و امکانات کامل راهى شد. فراموش نکنید که قبل از سفر، یکى از آشنایان را از زمان و مدت اقامت و مکان مورد نظر مطلع سازید. براى صبحانه در کنار باغ شاهزاده توقف کردیم، اگر به کرمان سفر کردید، از خوردن نانهاى خانگى و محصولات محلى غافل نشوید. پس از صبحانه، به مسیر در جاده کرمان _ بم ادامه دادیم، در بین راه دو ایست بازرسى بود و یک مسجد که در کنار آن فروشگاه و سرویس بهداشتى نیز قرار داشت. یک توقف کوتاه داشتیم، پیرمرد تخمه فروش نظرم را جلب کرد، یک جعبه پر از انواع تخمه هاى بو داده، گفت همه را خودم تهیه مى کنم، بسته اى هزار تومان. گفتم پدرجان ازتون عکس بگیرم، با مهربانى گفت بله، عکس را نشانش دادم، لبخندى زد، گفتم عکستون را جایى میزارم و مى گم مسافرهاى این مسیر از شما خرید کنند، چند بسته تخمه خریدیم، خوشحال بود، به گرمى مى خندید و ما راه افتادیم. باید بگم طعم تخمه ها واقعاً حرف نداشت.

سفرنامه روستاى کشیت

بعد از گذشتن از آخرین روستاهاى مسکونى و مناطقى که آب و حیات در آن دیده میشد، هنگامى که وارد دشتى مملو از شن و آفتاب سوزان شدیم، بعد از دو راهى راین، وارد جاده گلباف شدیم و به سمت روستاى حرمک راه را ادامه دادیم.

سفرنامه روستاى کشیت

سفرنامه روستاى کشیت

در طول راه از دیدن کویر، منظره تپه ها و بافت جالب کوه ها لذت بردیم. چند خانه گنبدى شکل قدیمى که نمى دونم کسى ساکنشون بود یا نه!!

سفرنامه روستاى کشیت

و تابلوى روستاى حرمک دیده شد.

سفرنامه روستاى کشیت

دیدن درختان نخل و زمینهایى که زیر کشت رفته بودند در دو طرف جاده حس خوبى داشت.

سفرنامه روستاى کشیت

سفرنامه روستاى کشیت

جاده ادامه داشت و همچنان کویر، یک امامزاده کوچک بالاى یکى از تپه ها نظرمون را جلب کرد.

سفرنامه روستاى کشیت

از دور سه ماشین را دیدیم که از جاده خارج شده بودند و در بیراهه مى رفتند، کمى سرعت را کم کردیم، اینجور مناطق امکان حضور اشرار هست و باید جانب احتیاط را داشت، به جاده خاکى که اون ماشینها مى رفتند رسیدیم، یک تابلو که نوشته هاى مشخصى نداشت، اما میشد خواند که قبلاً نوشته شده بوده به کشیت خوش آمدید، منطقه اى که در میان جاذبه هاى این استان، حتى ساکنین کرمان نیز کمتر از آن اطلاع دارند.

سفرنامه روستاى کشیت

از دور در جاده یک موتور دیدیم، سه نوجوان روستایى روى موتور به محظ دیدن ما از موتور پیاده شدند و شروع به هل دادن کردند، وانمود مى کردند بنزین ندارند تا شاید بتوانند از ما بنزین مجانى بگیرند. مسیر را پرسیدیم، از همین دوراهى خاکى باید مى رفتیم.

سفرنامه روستاى کشیت

باز هم کویر... پیاده شدیم و به دره اى در سمت چپ نگاه کردیم فقط چند درخت نخل بود.

سفرنامه روستاى کشیت

سفرنامه روستاى کشیت

جلوتر دختر بچه اى در حال جمع کردن هیزم بود، با تعجب به ما نگاه مى کرد، سریع هیزمها را رساند کنار خانواده اش و اومد کنار ماشین، اسمش را با یک لبخند شیرین گفت حنانه.

سفرنامه روستاى کشیت

سفرنامه روستاى کشیت

مسیر را پرسیدیم، رود باریکى دیده میشد اما از هر سمتى مى رفتیم خبرى از شنیده هاى ما نبود. از سمت چپ، داخل رودخانه به دالانهاى باریکى رسیدیم، هزارتوهاى شنى، خیلى جالب بود و در انتها به کویر ختم میشد.

سفرنامه روستاى کشیت

سفرنامه روستاى کشیت

برگشتیم و پسر بچه اى سوار بر الاغ میومد، گفت براى دیدن دریا دنبال من بیاید، منظورش همان آبشار بود.

سفرنامه روستاى کشیت

سفرنامه روستاى کشیت

دوباره رفتیم بالاى دره، بله، ما دره دیگه اى که سمت راست بود را ندیده بودیم، ناگهان دره اى سبز و پر آب با نخلستانهاى زیبا پدیدار مى شود.

سفرنامه روستاى کشیت

در کویر سوزان لوت، در چند کیلومترى گرمترین نقطه زمین، که توان زندگى براى هیچ موجودى نیست، به داستانهاى هزار و یکشب مى ماند، رویایى با چشمه ها، آبشارها و حوضچه هاى زیر زمینى.

سفرنامه روستاى کشیت

در ضمن بگم اون سه نوجوان موتور سوار هم خوشحال از اینکه توریست دیدند همچنان در اطراف ما بودند. حالا باید مى رفتیم داخل دره تا به آبشارها برسیم.

کمى گشتیم تا راه مناسب ترى پیدا کنیم. وسایل را برداشتیم و پایین رفتیم. اگر سفر کردید کفش مناسب براى کوهنوردى داشته باشید و خیلى مراقب باشید، شنهاى کناره هاى دره فوق العاده سست هستند. این دره شامل رودخانه و آبشارهاى کوچک و بزرگى بود که از دیواره هاى آن لبریز بودند و در نهایت به رودخانه آب شیرین منتهى میشد.

طول این دره سه کیلومتر و اطراف آن را نخلستانها و درختان میوه گرفته بودند. منظره خزه ها و سرخس هاى بیرون زده از دیواره هاى کنار آبشار دیدنى بود.

سفرنامه روستاى کشیت

آبشارى به ارتفاع دوازده متر، حوضچه اى به وسعت ششصد متر مربع ایجاد کرده که مردم محلى به آن دریا مى گویند. عمق این حوضچه و حوضچه اى که در بالاى آن قرار دارد تا کنون مشخص نشده. ما بالاى حوضچه دوم اتراق کردیم.

کشیت مى تواند یکى از بهترین نقاط گردشگرى کرمان باشد، اما متاسفانه اطلاع رسانى کافى در مورد این مکان و امکانات گردشگرى در این مکان مهیا نبود. یکى از نوجوانها از بالاى حوضچه دوم، داخل حوضچه پایینى مى پرید و از اینکه اینهمه بازدید کننده مشتاق داشت لذت میبرد. دماى آب بیست و چهار درجه بود، خارج از آب در سایه کمى سوز داشت، اما کلاً هواى دلچسبى بود.

سفرنامه روستاى کشیت

 

سفرنامه روستاى کشیت

ناهار را خوردیم، کمى هم به بچه ها دادیم. از دره خارج شدیم و به سمت روستا حرکت کردیم. از بین قلعه کشیت گذشتیم. قلعه کشیت که اقتباسى از ارگ بم و ارگ راین مى باشد، نشان از تاریخ کهن و اینکه از جمله اولین سکونتگاههاى بشر بوده است را داراست. تاریخ قلعه به دوران سلجوقى بر مى گردد، متاسفانه قلعه با اینکه در تاریخ هفت اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شش به ثبت آثار ملى نیز رسیده، در اثر زلزله آسیب دیده و تا کنون اقدامى براى مرمت آن صورت نگرفته.

سفرنامه روستاى کشیت

سفرنامه روستاى کشیت

این قلعه با قدمت شش هزار ساله افسانه هاى زیادى دارد، مردم روستا بر این باورند که در گذشته سنگ بزرگى از آسمان در این قلعه افتاده که هنوز باقیست، این سنگ به قدرى بزرگ است که به هیچ عنوان از دروازه هاى قلعه قابل عبور نیست.

به روستا رسیدیم، روستاى کشیت هنوز بافت سنتى خود را حفظ کرده.

سفرنامه روستاى کشیت

چند پیرمرد در میدان روستا نشسته و باهم صحبت مى کردند. بچه ها مشغول بازى، یک مدرسه دبستان بیشتر نبود، اسباب بازى بچه ها فرفره اى بود که خودشون از نى ساخته بودند. دو دختر بچه، یکى از دخترها ترسید و رفت عقب، پدر مادر آن یکى دختر رسیدند، گرم و خوش برخورد، گفتند وایسا خانم ازت عکس بگیرند، باید اعتراف کنم دیدن این بچه ها و اینکه هیچ امکاناتى نبود، دلم را به درد آورد.

سفرنامه روستاى کشیت

پدر خانواده کنار ماشین رفت و سوال کرد پنیر بیارم براتون؟ پنیر نخل!!!!!

سوار ماشین که شدم گفتم من دوست دارم امتحان کنم، یک تکه براى ما آوردند، خیلى جالب بود طعمى بین بادام و نارگیلهاى سبز خارج از ایران.

سفرنامه روستاى کشیت

در میانه تنه نخل مغز ترد و شیرى رنگى، با طعم شیرین و گس وجود دارد که پنیر مى نامند. در اصطلاح محلى به آن غاپ مى گویند. مقوى و گران قیمت. در تمام فصول سال موجود است و در فصل بارش شیرین تر است. از هر نخل سه تا ده کیلو پنیر بدست مى آید. داراى ارزش غذایى بالا و خواص دارویى.

سفرنامه روستاى کشیت

اهالى کویر براى یک مهمان ویژه پنیر تعارف مى کنند، که از نظر اهمیت مصداق قربانى کردن گوسفند است. باید بگم بعد از فهمیدن این موضوع بیشتر به مهمان نوازى این مردم پى بردم. دلم مى خواست یک شب اونجا بین اون مردم بمونم و بیشتر آشنا بشم، اما باید بر مى گشتیم. زمینهایى را دیدیم که سیر در آنها کشت شده بود.

سفرنامه روستاى کشیت

سفرنامه روستاى کشیت

چوپانى گله اى را که به چرا برده بود بر مى گرداند.

سفرنامه روستاى کشیت

مسیر بازگشت را پیش گرفتیم، کمى جلوتر عده اى از بچه ها روى زمین خاکى مشغول فوتبال بازى کردن بودند، یک سرویس بهداشتى که ظاهراً براى استفاده اتاقک هاى آن اطراف بود و یک زیارتگاه دیده میشد.

سفرنامه روستاى کشیت

براى خوردن چاى توقف کردیم، خانمى با بچه شیرخواره جلو آمد، اول متوجه جمله اى که گفت نشدیم، تکرار کرد که براى خرید شیر نیاز به پول داره... متاسفانه! کمى پول و یک ساندویچ الویه دادیم، میشد از نگاهش خواند که کلمه الویه چقدر برایش عجیب بود...

سفرنامه روستاى کشیت

در برگشت به شهر لنگر رفتیم، دوستانمون مى خواستند شیرینى فروشى معروفى که آنجا هست را نشانمان دهند، یک مغازه کوچک که ظاهراً همیشه صفى طولانى در جلوى آن دیده مى شود، شیرینى مربایى و کیک کشمشى اینجا خیلى معروف هست، چندتایى تست کردیم، واقعاً تازه بودند و کیک مزه کیک هاى کام قدیم را داشت، خیلى هم ارزان هر کیلو هفت هزار و پانصد تومان.

سفرنامه روستاى کشیت

بعد از دو ساعت و نیم به کرمان رسیدیم و این سفر یکروزه به پایان رسید. در نظر داشته باشید که تقریباً رفت و برگشت تا روستا پنج ساعت زمان می برد. بهترین زمان براى دیدن این منطقه نیز از اوایل پاییز تا اواخر بهار است.

امیدوارم اول از همه امکانات بهترى براى زندگى اهالى این مناطق و بعد امکانات گردشگرى مناسب براى بیشتر شدن توریستها فراهم بشه. شاد باشید.

نویسنده: بنفشه حاج علی اکبری و محسن شریفی

نظرات کاربران (21 نظر)

× در حال پاسخ به:

مریم 14 خرداد 1399 ساعت 09:19

درود وسپاس از این بینش وقلم زیبا ،دوست داشتم سفری داشته باشم به این منطقه ،با توجه به همه توضیحاتی که داده شد حتما عمری باقی بمانددر پاییز ویا بهار سال آینده به انجام میرسانم .

عایرضا 5 خرداد 1399 ساعت 18:53

جای قشنگی بود
منم رفتم پیشنهاد میکنم حتما برید

Omid71 16 دی 1398 ساعت 09:08

با درود ممنون از تجربیات سفر که به اشتراک گذاشتید.من خواستم بپرسم اون سنگ آسمانی را چرا عکس نگرفتید که شهاب سنگ هست یا نه برای ثبت و جذب توریست منطقشون خوبه ..اگر شرایطش جوربود من که راهم دوره ولی یک زمانی بهش سر میزنم .

محمد 12 دی 1398 ساعت 12:51

خسته نباشید خیلی عالی بودم

mohammad 12 دی 1398 ساعت 09:51

سلام و خسته نباشید
عالی و زیبا
خیلی اموزنده و ساده

Hossein 8 فروردین 1398 ساعت 16:44

با سلام
سفرنامه ی جالبی بود و از خوندنش لذت بردم..جالبه بدونید اطراف روستای کشیت چاه های نفت وجود داره و یکی از رازهای جالب این منطقه گورستان مربوط به کوتوله هاست..کشیت کلوتهای به زیبایی کلوتهای شهداد داره و روستای حرمک که اشاره کردین
آبشار زیبایی داره که تعجب کردم سراغش نرفتین و در کنارش امامزاده زیدمحمود هست که برای استراحت جای مناسبیه و اون قضیه ی اشرار چندین ساله تموم شده و مربوط به گذشته هست..ممنون

مارکوپولو 5 خرداد 1396 ساعت 03:20

ممنون از سفرنامه خیلی خوب شما بله باید رفت و دید محرومیتی که حق هیچ کسی در چنین کشوری با این همه ثروت نیست من به بخش اسپکه ایرانشهر سفر کردم دقیقا همین شکله اونجا نهایت عدالت رو میبینی

Farzad 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

عالی بود ، واقعا ممنون، من هم یک بار به روستای نایبند رفتم نزدیک طبس، از آن زمان چند سال گذشته است و من در ایران نیستم اما باز هم خاطرات مردمان خوب کویر همیشه با من است.

حسین 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

با سلام و تشکر از معرفی اماکن گردشگری و گذاشتن اطلاعات در اختیار دیگران
فقط خواهشمندم از کلماتی استفاده نکنید که مردم هر جایی از ایران را زیر سوال ببرید
شاید امکانات منطقه مورد نظر کم باشد ولی فکر نکنم محتاج چند لیتر بنزین باشند که تبانی کنند و از موتور پیاده شوند
اگر درست ببینید اونها از جاده ای می آمدند که پشت سرشان جاده سر بالایی بوده و به همین خاطر بر موتور سوار بودند چون در شیب هیچکس موتور رو روشن نمی کند و یکی از تفریح های این مناطق به شمار می رود چون امکانات این منطقه ها تقریبا کم می باشد ( یک زمین فوتبال خاکی و توپ پلاستیکی و فرفره چوبی و ...)
لطف در مورد اینها بیشتر دقت کنید
حتی اگه اونها به این منظور هم پیاده شده باشند از آدم دنیا دیده ای مثل شما گفتن این حرفها خیلی زشت است

شقایق 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

قشنگ بود

هادی حجتی 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

با سلام
ضمن تشکر از بابت معرفی این مکان زیبا. من چند سال قبل به منطقه خبر در اطراف بافت رفتم و بسیار لذت بردم، اصلا فکر نمی کردم همچین جاهایی را در استان کرمان ببینم.
حیف شد جای به این زیبایی رفتید ولی تصاویری که گذاشتید کیفیت لازم رو ندارند. شما که ماشااله زیاد اهل سفر هستید (سفرنامه دریاچه توبى و چین شما را هم خواندم) یک دوربین جمع و جور داشته باشید. هم مرور خاطرات شیرین برای شما خواهد بود و هم ما بیشتر لذت می بریم. ببخشید اگر جسارت کردم، این فقط یک پیشنهاد دوستانه بود.
دوربین تلفن همراه حتی اگر اپل6 هم باشد، دوربین عکاسی نمی شود :)
همیشه در سفرهای خوب باشید

سپهر سعید 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

باسلام
بسیااار سپاسگزارم بابت نوشتن این مقاله، موارد ذیل صرفا جهت تکمیل این نوشتار می باشد
1- امامزاده ی مسیر برگشتتون، در جنب روستای حرمک و از نوادگان امام موسی بن جعفر می باشند. دقیقا کنار همان ساختمان امامزاده ی کوچپ بالای تپه....در واقع آخرین سرویس بهداشتی عمومی قابل قبول در مسیر آبشار کشیت، در محدوده ی همین امامزاده هستش. ضمنا کبارهایی دارد که جهت استراحت و اتراق ، اجاره داده می شود.
2- فاصله ی کرمان تا کشیت حدود 200 کیلومتر است که حدود 5 تا 8 کیلومتر از مسیر ، بدلیل بارندگی و سیل ، جاده خاکی می باشد
3- روستای لنگر از توابع بخش ماهان می باشد. ولی انصافا شیرینی های خوشمزه ای دارد
4- بهتر است از ورودی روستای کشیت یعنی از وسط همان قلعه ی مخروبه وارد شد ( اینکه چرا قلعه ی قدیمی را تخریب و از وسط آن راه ورودی را احداث نموده اند هم جای سوال است.. شاید چون از اینها زیاد داریم کسی اهمیت نمیدهد)، به سمت چپ ادامه ی مسیر داد و در امتداد رودخانه به سمت آبشار حرکت کرد مسیر حدودا 1 ساعت پیاده روی دارد . دیدن رود و آبشار در دل کویر به همراه درختان نخل و دره های عمیق، بسیار دل انگیز است...
5- بجز نخل ، در اطراف دره درخت میوه ی دیگری ندیده ام احتمالا سرکار دقیق تر به مناظر نظاره فرموده اید.
6- باز هم از سرکارعلیه بابت این نوشتار بسیار سپاسگزارم. اینکه تجربیاتتون رو در اختیار دیگران قرار میدهید بسیار قابل تقدیر است.
ضمنا حرمک hormak هم دارای آبشار زیبایی است.
به امید سفرهایی خاطره انگیز و شاداب در کنار خانواده ی محترم

مریم شاکری 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

چه مکان جالبی بود ...
ممنونم بابت تهیه ی این مطلب

مجتبی 5 خرداد 1396 ساعت 03:19

با سلام و تشکر از سفرنامه ی خوبتون

یکی از آرزوهام دیدن کویر و مخصوصا شن های ترک خورده است

امیدوارم در مناطق بخشهای توریستی و گردشگری گذاشته بشه تا ایرانگردها و حتی جهانگردهای زیادی رو جذب بکنیم

الان همین دوبی چقدر از کویر استفاده میکنه و تورهای مختلفی میذاره و استفاده میکنه

همیشه به سفر و شادی...