bn53.jpg

 

  • صربستان؛بلگراد شهر کبوترها و دوچرخه ها

     

    سعی نکنید تا مانند خیلی های دیگر در این دنیا، راه های رفته را امتحان کنید. به جای آن قدم در جایی بگذارید که هیچ راهی وجود ندارد و از خودتان یک راه برجای بگذارید.

    بیدار شدن از خواب به تنهایی، در یک شهر کاملا متفاوت، لذت بخش ترین حس دنیاست.

    من سفرنامه رو داستان وار مینویسم و جزییات و اطلاعات دقیق رو در آخر سفرنامه لیست میکنم که برای استفاده راحت تر باشه و بین متن های طولانی سفرنامه گم نشه....

    من و همسرم عاشق سفریم،سفرهایی متفاوت و ماجراجویانه؛سفرهایی که خودمون بریم و کشف کنیم.شاید بخش زیادی از هزینه های زندگیمون رو صرفه جویی میکنیم تا بتونیم بیشتر سفر بریم و از زندگی لذت ببریم.

    مرداد ماه امسال راهی صربستان شدیم.راجع به صربستان و یوگوسلاوی سابق مطالعاتی از قبل داشتم و مشتاق بودم همه ی دانسته هام رو از نزدیک ببینم.پایتخت صربستان بلگراد است که خود مردم اونو بئوگراد تلفظ میکنند و اونطور که خونده بودم بلگراد به معنای شهر سفید است.بلگراد یا همون بئوگراد بزرگترین شهر صربستان هم هست که حدفاصل دو رود معروف دانوب و ساوا قرار گرفته که رود دانوب دومین رود طولانی اروپاست،جمعیت شهر بلگراد با حومه آن حدود دو میلیون نفر است.

 

 

موقعیت جغرافیایی صربستان  1.jpg

روز اول سفر

 پرواز ما صبح یکشنبه 4 آگوست 2018 ساعت 6 صبح با هواپیمایی ماهان به مقصد بلگراد بود.کل سفر ما سه شب و چهار روز بود و با توجه به اینکه پرواز برگشت هم ساعت 10 شب بود بنابراین روز چهارم هم کامل میتونستیم استفاده کنیم.

طول پرواز حدودا 4 ساعت بود و ما ساعت 7:30 صبح به وقت صربستان به بلگراد رسیدیم.چون ساعت صربستان 2ساعت و نیم عقب تر از ایران است.

آژانسی که ما ازش خدمات پرواز و هتل رو گرفته بودیم یک گشت شهری هم داشت که با توجه به اینکه تحویل اتاقهای هتل ساعت 14 بود بنابراین آژانس،گشت شهری رو همون روز اول و قبل از هتل برای ما قرار داد و به محض رسیدن به فرودگاه بلگراد یک اتوبوس منتظر ما بود برای یک گشت شهری؛مقصد اول قلعه کالمگدان بود که متاسفانه از اونجایی که آژانسها کلا روالشون همین شده که گشت شهری رو الکی برگزار کنن و فقط تا میتونن تبلیغ تورهای شهری خودشون رو کنند که پولهای گزافی رو به یورو از مسافرهای بی اطلاع بگیرند، و از اونجایی که ما هم قبلا توسط این آژانسها نقره داغ شده بودیم بنابراین برامون تجربه شده بود که هرگز تورهای اینها رو شرکت نکنیم.خب برای بازدید از قلعه کالمگدان کلا 20دقیقه به ما وقت دادن و با اینکه فضا زیبا بود و جا داشت بیشتر از اینها اونجا بمونیم اما باید همراه تور میرفتیم.

مجسمه معروف داخل قلعه  03xaycv6eiftwJeQJadJ8I0xuy1keWYydYmRGBax.jpg

نمایی از رود دانوب از بالای قلعه

3.jpg

مقصد بعدی کلیسای سنت ساوا بود که اون هم در 20 دقیقه بازدید شد و تمام، مقصد بعدی هم مک دونالد بود و ناهاری که قرار بود به ما بدن..که خب خدمات ناهار خوب بود و بعد از ناهار هم مقصد آخر هتل یوگوسلاوی بود در بلوار نیکولا تسلا که باید برای تحویل اتاقها میرفتیم.

زیر زمین کلیسا 4.jpg

هتل یوگوسلاوی 6.jpg

بعد از کلی معطلی در لابی هتل بالاخره اتاق رو تحویل گرفتیم متاسفانه برخلاف تصور ما اتاق بسیار کوچک و بدون هیچ امکاناتی،حتی یک بطری آب هم توی یخچال نبود و متاسفانه سرویس بهداشتی های  صربستان هیچ کدوم شلنگ آب نداشتن و همین موضوع ما رو خیلی اذیت میکرد.

خلاصه چون خیلی خسته شده بودیم اون روز عصر رو کلا استراحت کردیم تا فردا صبح که خیلی زود بیدار شدیم و چون تصمیم گرفته بودیم خودمون بدون تور کل شهر رو بازدید کنیم بنابراین اول صبحانه رو در هتل میل کردیم که متاسفانه بسیار بی کیفیت و حتی میشه گفت کثیف بود.و بعدش قرار بود بریم نوی ساد که باید میرفتیم ایستگاه قطار و از اونجا تا نوی ساد 2 ساعت با قطار میرفتیم.

 

روز دوم سفر

از هتل با اتوبوس راهی ایستگاه قطار شدیم.ما بلیط اتوبوس رو یک روزه به قیمت 250 دینار بابت هر نفر خریدیم اما بعدش متوجه شدیم که اونجا کسی کارت نمیزنه تو اتوبوسها و کسی پولی پرداخت نمیکنه بنابراین از روزهای دیگه ما هم دیگه بلیط و کارت نخریدیم.یک مسیری رو اشتباه رفتیم اما بعد از اینکه از روی گوگل مپ متوجه شدیم داریم اشتباه میریم سریع پیاده شدیم و خط عوض کردیم و اتوبوس دیگه ای رو سوار شدیم که در همون لحظه خانم آقای دیگه ای هم سوار اتوبوس شدن و از دیدن ما که فارسی زبانیم خوشحال شدن و اونها هم چون راهی نوی ساد بودن خیلی خوشحال شدن و شدن همراهان ما در این سفر یکروزه به نوی ساد.خلاصه تا نزدیکیهای ایستگاه قطار با اتوبوس رفتیم و بقیه راه هم حدود20 دقیقه پیاده روی داشت که با استفاده از گوگل مپ مسیر یابی کردیم و به ایستگاه قطار رسیدیم اما 5 دقیقه قبل از رسیدن ما قطار ساعت 10 صبح حرکت کرده بود و حالا ما باید با قطار بعدی که 11:30 بود میرفتیم.بلیط رفت به نوی ساد رو به قیمت 388 دینار برای هر نفر خریدیم که متاسفانه کارمندهای پشت باجه بلیط فروشی بقیه پول رو کم دادن و هر چی هم بهشون گفتیم قبول نکردن که کم دادن و بعدا هم این مورد برای همسفرهامون یکبار دیگه اتفاق افتاد بنابراین متوجه شدیم که این یک روال هست دراونجا و بعد از اون مراقب بودیم و همون لحظه قبل از برداشتن پول از روی باجه اونو میشمردیم.

پس از طی مسیری زیبا که پر از مزرعه های بسیار زیبا و گل کاری شده بود و تجربه بارونی شدید در وسط گرمای تابستان و مسیر زیبای ریل قطار بالاخره بعد از 2ساعت به نوی ساد رسیدیم.

مسیر ایستگاه قطار بلگراد و کبوترهای همیشگی شهر 7.jpg

 

8.jpg

9.jpg

10.jpg

11.jpg

c2vCcCNy3ngOa4SqHADHtEvDqceMAcUVH4aNqmHQ.jpg

13.jpg

pI8qNjw6HxTKSkUf3JOipwNALJaZL0gffS971g57.jpg

15.jpg

16.jpg

18.jpg

  17.jpg

 

مقصد اول میدان آزادی بود و بازدید از کلیساها و بناهای معروف دور این میدان که کلا یک بافت تاریخی بود پر از بناهای مطرح و مهم،تا میدان آزادی رو پیاده رفتیم حدود نیم ساعت پیاده روی داشت و بالاخره رسیدیم؛البته در طول این مسیر همسفرهامون رو گم کردیم چون وارد مغازه ای شدن که دیگه ما متوجه نشدیم و رفتیم...پس از صرف ناهار در مک دونالد نوی ساد مقصد بعدی بازدید از دژپترووارادین بود که مسیری بسیار زیبا از روی رودخونه و بافت سنتی نوی ساد رو باید طی میکردی اما بدلیل کمبود وقت ،ما تصمیم گرفتیم با تاکسی بریم و 350 دینار بابت دو نفر پرداخت کردیم تا اونجا...فضای زیبای اونجا رو بازدید کردیم و در حین همین بازدید ها بود که دوباره همسفرهامونو اونجا پیدا کردیم ...علی آقا و منیر خانم..اونها هم مثل ما بعد از میدان آزادی راهی پترووارادین شده بودن اما پیاده و از مسیر زیبایش لذت برده بودن...خلاصه ساعت 6 شده بود و ما باید راهی ایستگاه قطار میشدیم چون اخرین قطار ساعت 7:20 دقیقه بود و ما اینو هم صبح پرسیده بودیم هم از توی سایت قطار بلگراد چک کردیم.(در آخر سفرنامه همه لینک ها و اطلاعات رو میزارم)تاکسی گرفتیم برای 4 نفرمون شد 288 دینار و وقتی به ایستگاه قطار رسیدیم یه خانم آقای دیگه هم که ایرانی بودن و مثل ما خودشون مستقل سفر کرده بودن به ما پیوستن...اونها پرواز غیر مستقیم داشتن به مسکو و از مسکو به بلگراد...خلاصه بلیط ها رو گرفتیم و سوار قطار شدیم(این رو هم بگم که اگر از قبل توی سایت بلیط رزرو میکردی بهت کوپه های تمیز تر رو میدادن ولی وقتی بدون رزرو مثل ما بلیط رو بگیری ممکنه جای خوبی بهت داده نشه و یا حتی صندلی بهت ندن و مجبور باشی سرپا در راهرو قطار بایستی)...

 

اینجا بود که پس از گذشت چند دقیقه ای پلیس اومد و از ما پاسپورتها رو خواست...من و همسرم داشتیم و نشون دادیم...نوبت به همسفرهامون رسید که پاسپورت رو در هتل فراموش کرده بودن و اینجا بود که پلیس صربستان دست بردار نبود و فقط میگفت یا پاسپورت یا برگشت به نوی ساد و زندان...همسفرهامون خیلی ناراحت و اذیت شدن و خیلی دقایق سختی از سرشون گذشت...پلیس درب کوپه قطار رو بست و من و همسرم رو بیرون کرد و گفت شما اوکی هستید برید اما اینها اینجا پیش من میمونن...دستبندش رو هم در آورده بود...خلاصه خیلی موضوع نگران کننده و جدی شد تا اینکه پس از گذشت نیم ساعت...یکی از همسفرهامون با ما تماس گرفت و ازمون خواست که به کوپه ایی که اونها و پلیس هستن بریم و چون زبان انگلیسی ما قوی تر بود با پلیس صحبت کنیم بلکه از این مورد بگذره و کوتاه بیاد..ما رفتیم و صحبت کردیم...جناب پلیس شروع کرد سوالهایی پرت و پلا پرسیدن و حرفهایی از قبیل اینکه صربستان از پاکستان هم بدتره...وضع اقتصاد اینجا داغونه...ما اینجا حقوقمون خوب نیست...شما تو ایران چقدر حقوق میگیرید و از این قبیل سوالها و صحبتها...

 

من اونجا متوجه شدم که این آقا رشوه میخاد که همراهان ما رو رها کنه...به همسفرهامون این موضوع رو گفتم و چون خیلی ترسیده بودن و تو کشور غریب چاره ای نداشتن اولش قبول کردن گفتن بهش بگو چقدر میخاد تا بدیم دست از سرمون برداره..من به اقای پلیس گفتم...گفت یکی از مردهاتون بیاد تو دستشویی قطار،پول رو بزاره اونجا تا من برم بردارم...یکی از آقایون بلندش شد رفت گفت یه هزار دیناری گذاشتم ناراحت شده گفته این چیه برو بالاتر...و با دوهزار و سه هزار هم راضی نمیشده و خیلی بیشتر از اینها میخواسته...خلاصه ما دیدیم که همسفرمون برگشت به کوپه و پشت سرش هم پلیسه اومد محکم درب کوپه رو بست...گفتیم چی شده علی اقا؟گفت بهش گفتم ندارم پول بدم همون زندان ببر مارو...ولی برم اداره پلیس میگم که از من پول و رشوه میخواستی...البته ناگفته نماند که قبل از اینکه ازمون پول بخواد کل کیف و ساک هایی که همراهمون بود رو ریخت بیرون و گشت و تو ساک علی اقا پول زیادی دید برای همین هم طمع کرد...خلاصه بعد از 5 دقیقه  پلیسه با حالت ترسان اومد گفت من زنگ زدم اداره پلیس گفتن ایندفعه رو حله ولی دفعه دیگه میدونم باهاتون چیکار کنم و با عصبانیت درب کوپه رو کوبید و رفت و همون لحظه قطار به ایستگاهی رسیده بود که پلیسه هم همون ایستگاه پیاده شد و رفت.

 

 

خیلی تجربه جالبی شد برای ما....خلاصه بعد از 2ساعت به بلگراد رسیدیم و خط اتوبوس های برگشت رو پیدا کردیم و برگشتیم هتل.این هم روز دوم سفر ما بود که اینطوری گذشت و به نظر من نوی ساد بسیار زیبا و دیدنی بود و جا داشت یه شب اونجا میموندیم و بیشتر شهر رو میدیدم.

 

 روز سوم سفر

روز سوم باید خود بلگراد رو میچرخیدیم و چون روزقبل توی نوی ساد خیلی بهمون فشار اومده بود و خسته شده بودیم برنامه روز سوم رو سبک گرفتیم و فقط به گشت و گذار در خیابان اسکادارلیا و کنز میهایلو و میدان جمهوری سپری کردیم که این بار هم اتفاق جالبی در میدان جمهوری برامون افتاد...ما در حال عکاسی در میدان بودیم که یهو یه خانم صربی رو کرد به ما و گفت سلام...ما هم گفتیم سلام و متوجه شدیم ایشون فارسی بلده و خلاصه خیلی مشتاقانه با ما سر صحبت رو باز کرد و خیلی شیرین فارسی صحبت میکرد و گفت من با افتخار 3سال در دانشکده ادبیات دانشگاه بلگراد زبان فارسی رو آموختم.خیلی مشتاق بود برای صحبت با ما و ما هم حدود 3 ساعتی پای صحبتهاش نشستیم و کم کم چند نفر دیگه از دوستان و همکاران این خانم هم که اون روز برای تبلیغ موضوعی فرهنگی و بچه دار شدن به میدان جمهوری امده بودن به جمع ما پیوستن و بحث طولانی و شیرین و جذاب شد(اینها یک گروه بودن در بلگراد برای تبلیغ های فرهنگی بین مردم برای بچه دار شدن و جلوگیری از سقط جنین چونکه میگفتن متاسفانه از هر 5 نوزاد در صربستان 4 نوزاد سقط میشه...)از فرهنگ و هنر و سیاست ما ایرانی ها گفتن و اطلاعات داشتن تا کشاورزی و حتی اینکه زعفران ما معروف و صادراتی و گرون قیمت هست و از آرزویی که برای سفر به ایران داشتن و گفتن 10 ساله داریم پول پس انداز میکنیم که بتونیم 1 ماه به ایران بزرگ شما سفر کنیم و کل شهرهای مهم شما رو از نزدیک ببینیم.و یکی از اونها جمله ای گفت که منو به فکر برد..گفت من آرزومه تا قبل از جنگ جهانی سوم  بیام کل ایران رو از نزدیک ببینم.و همچنین گفت که من مشتاقم با یک خانم ایرانی ازدواج کنم چونکه عاشق فرهنگ ایران هستم،خانمی که فارسی بلد بود حرفهای همکارانش رو برای ما ترجمه میکرد...اسم این خانوم ند آ بود...و با افتخار میگفت اسم من به ایرانی میشه ندا.

خلاصه اینم داستان روز سوم سفر ما ...

20.jpg

21.jpg

22.jpg

23.jpg

25.jpg

27.jpg

28.jpg

29.jpg

g4fjrSxktT2IRszlnIEoLLNu0yQevh1XUmOxaEmG.jpg

 

 روز چهارم سفر

روز چهارم رو به گشت های ساحلی اختصاص دادیم و بازدید از یک جزیره که در نزدیکی هتل بود و بازدید از مرکز خرید اوزچه..البته قبل از اینها چمدان رو تحویل رسپشن دادیم و اتاق رو تحویل دادیم و بعد بیرون رفتیم و پس از گشت زنی در شهرو بازدید از محله زمون و برج گاردوس که بسیار زیبا بود و بازارچه محلی زمون در نهایت ساعت 4 به هتل برگشتیم که قرار بود ساعت 6 ترانسفر داشته باشیم به فرودگاه که متاسفانه ساعت 7:30 و با تاخیر اومدن دنبالمون...فرودگاه بلگراد نسبتا کوچیکه و اون روز هم خیلی خلوت بود...چمدان رو تحویل بار دادیم و کارت پرواز رو گرفتیم و دو ساعت باقی مونده تا پرواز رو به مطالعه کتابهایی که از ایران با خودمون آورده بودیم پرداختیم و این بود پایان سفر 4 روزه ما به بلگراد بهشت زیبایی که تمام بلوارهای شهرهایش به جای چمن های وارداتی و سمی و پرمصرف از لحاظ آبی که صبح تاشب فواره آب لازم داره...پر از علف های طبیعی و حتی یونجه و شبدرو گیاه های بومی دیگه ای بود که خودش باعث جذب پرنده ها و کبوترها شده بود که در بلوارها و پارکهای شهر دانه چینی میکردن و همچنین فرهنگ بسیار زیبای مردم صربستان در استفاده از دوچرخه...در این کشور همه مردم از پیر و جوان و زن و مرد همه دوچرخه سوارند و ترافیک ندارن و بوق و دعوا و دوربین کنترل و پلیس سرچهارراه ندارن!!!!مردم هول نیستن؛عجله ندارن؛آرامش دارند...اقتصادشان بر کشاورزی است و تمام اطراف جاده های این کشور پر از مزرعه است.

30.jpg

 

31.jpg

33.jpg

agut9ENYqE5BatPFoIEsDS3VONVLUMqDE8NzbOrg.jpeg

35.jpg

 

 

جمع بندی:

1-صربستان بسیار زیبا،دیدنی و دارای طبیعتی بکر و دست نخورده است و مقصدی عالی برای یک سفر سرشار از آرامش

2-بلوارهایش به جای چمن با گیاهان طبیعی گل آرایی و سرسبز شده

3-بلگراد و سایر شهرهای صربستان پر از کبوتر و گنجشک است

4-مردم این شهر آرام اند و عجله ای ندارند.

5-مردم شهر خونگرم اند و به توریستها در آدرس یابی و راهنمایی کمک میکنند اما انگلیسی آنها نسبتا ضعیف است ولی در چند مورد که ما خودمون راهنمایی خواستیم به زبان نقاشی و اشاره و هر طور شده به ما کمک کردند حتی یک مورد پیش اومد که یک خانم آقای مهربون برای راهنمایی ما مسیر اصلی خودشون رو تغییر دادن و پیاده همراه ما مسیری طولانی رو اومدن تا راه رو به ما نشون بدن.

6-مردم این شهر عاشق سگ خانگی اند و همشون تقریبا یکی دوتا سگ همراهشون هست.

7-مردم شهر اکثرا دوچرخه سوارند و ایستگاه های دوچرخه در تمام شهر وجود دارد.

8-قیمت غذا و خوراکی در بلگراد نسبتا ارزان است اما پوشاک و سایر وسایل بسیار گران است.

9-حمل و نقل راحت و شهر هم اتوبوس و هم تراموا دارد اما مترو ندارد.

10-در بلگراد اکثرا بابت سوار شدن به اتوبوس و تراموا هیچ هزینه ای پرداخت نمیکردن و انگار رایگان بود یا آزاد بود که هر کی دوست داره بده.

11-مراقب فروشنده ها باشید که بقیه پولتون رو درست بهتون بدن!

12-تاکسی ها بر حسب تاکسی متره ولی خب نسبتا گرونه

13-امکانات تفریحی در شهر کمه اما عوضش شهر و طبیعتش بسیار جذاب و دیدنیه

14-هتل های صربستان نسبتا ضعیف تر از کشورهای دیگه است و خدمات هتل پایین تره

15-سرویس بهداشتی های صربستان شلنگ آب یا بیده نداره

16-در صربستان قیمت نان خیلی بالاست مراقب مصرفش در هتل باشید چون پیش خدمت های رستوران هتل از اسراف نان بسیار ناراحت میشن و حتی ممکنه بهتون تذکر بدن

17-شبهای بلگراد و میدان جمهوری و خیابان کنز میهایلو و اسکادارلیا و اسکله های بلگراد بسیار جذاب و دیدنی است

18-بلگراد یک مسجد هم دارد که همون اطراف خیابان کنز میهایلو است یک مسجد نقلی و زیبا برای مسلمانان اونجا

19-تقریبا تمام کلیساها و کنیسه هایش ورود آزاد و رایگان است

20-قلعه کالمگدان و کلیسای سنت ساوا هم ورودی ند ارد و رایگان است

21-از بلگراد به اکثر شهرهای صربستان قطار هست.

22-حتما پاسپورت رو همراه خودتون همیشه داشته باشید تا اسیر پلیس های رشوه بگیر نشید!

23-شغل اکثریت مردم صربستان کشاورزی است و اطراف شهرهایش پر از مزرعه های زیبا

24-پاتوق مردم بلگراد میدان جمهوری و خیابان های اطرافش است.

25-غذای معروف بلگراد چواپی بود که شبیه کباب لقمه است ولی بسیار خوشمزه و لذیذ

26-سایت ترانسفر اتوبوس www.beg.aero

27-میدان جمهوری (Trg Republic Square)

28-خیابان اصلی شهر به نام کنز میهایلوا Knez Mihailova Street))

29-خیابان اسکادارلیا Skadarlija))

30-مجموعه Kalemegdan Fortress  (دژ بلگراد) یا قلعه کالمگدان

31-www.beogradskatvrdjava.co.rs آدرس سایت قلعه کلمگدان

32-سایت اتوبوس صربستان www.bas.rs

33-سایت قطار صربستان   www.srbvoz.rs

 

امیدوارم با نوشتن گزارش سفرم و جمع آوری اطلاعات صربستان تونسته باشم کمکی به مسافران این کشور کرده باشم هرچند میدونم کارم خالی از ایراد نیست چون اولین تجربه سفرنامه نویسی من بود.

باتشکر از لست سکند که این فرصت رو در اختیار من قرار داد.سپاسگزارم.

 

نویسنده : لیلا موحدیان

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.