یازده روز فرا رویایی در اروپا (آرامش هلسینکی، پاریس عشاق، ونیز آبی و رم شهر گلادیاتورها)

4.6
از 18 رای
تقویم ۱۴۰۳ لست‌سکند - جایگاه K - دسکتاپ
وقتی رویاها در این نقطه از زمین به حقیقت می‌پیوندند! +تصاویر
آموزش سفرنامه‌ نویسی
08 آبان 1398 09:00
23
13.1K

روز هشتم: ونیز آبی رویایی
ونیز شهر خیلی خیلی خاصیه. شهریه تقریباً در شمال ایتالیا که خودش از 117 جزیره تشکیل شده. در اون هیچ ماشینی تردد نمیکنه. کوچه های تنگی داره اما بین برخی کوچه ها کانال آبه که توی اونها با قایق تردد میکنن. وسیله ی تردد در این شهر هم قایق های اتوبوسی، قایق هایی با نام گوندولا و تراگتی ها هست. قایق های اتوبوسی معمولاً در جهت عقربه های ساعت و عکس عقربه های ساعت حول ونیز و همینطور به جزیره های نزدیک ونیز تردد میکنند. قایق های گوندولا هم به صورت سنتی تزیین شدند و معمولاً جنبه ی تفریحی و توریستی دارند. قیمتهای این قایقها هم خیلی گرونه و معمولاً کف قیمتی اونها از حدود 80 یورو شروع میشد. قایقهای تراگتی چندان حالت توریستی ندارن و برای عبور از عرض کانال ها و در مسافتهای کوچک استفاده میشن. فضای شهری ونیز هم فوق العاده دیدنیه. کوچه هایی که پر از کانال های آبه.
بعد از صرف صبحانه معمولی توی هتل، صبح روز هشتم سفرمون را ما از هتل به سمت میدان سن مارکو شروع کردیم. دیدن کانالهای آب و کوچه هایی که با کل دنیا متفاوت بود من را به وجد آورده بود. مغازه های ونیز هم خاص بود و پر بود از انواع محصولات هنری. بعضی هاشون صنایع دستی عمدتاً شیشه ای محصول ونیز یا مورانو را میفروختن، بعضی ها هم آثار نقاشی و بعضی ها هم انواع ماسک های مختلف را.

 

u7DcdgXnil490wnRa2LpXYPocFlaOwqTy9OhA212.jpeg
تصویر 77 – مغازه های فروش ماسک در ونیز

برای اینکه در هزینه ها صرفه جویی کنیم و از طرفی هم لذت قایق سواری توی این شهر را تجربه کنیم، عبور از grand canal را با تراگتی در برنامه گذاشته بودیم. این جوری هر چند کوتاه اما میتونستیم این مورد را هم تجربه کنیم. با تراگتی و با قیمت نفری 3 یورو، عرض کانال را رد کردیم.

chMIrq5vMoRPDFlzEHSQBLDDxxpZ23UhTVC1c7tz.jpeg
تصویر 78 – تراگتی سواری در گرندکانال ونیز

ونیز خیلی جذاب و متفاوت بود و ما در مسیر به سن مارکو با سرک کشیدن توی کلیساهای کوچک مسیر، بیشتر با این شهر و فضای جذابش آشنا شدیم. اما بعضی کوچه های ونیز بسیار تنگ بود و بعضی جاها اینقدر فاصله ی کوچه ها از هم کم بود که با جابجا شدن لحظه ای location در google map ، مسیریابی کمی سخت میشد.

Orh84gJQWJgeodUw33BeDs7hQ6xYEy12wZ63pJPR.jpeg
تصویر 79 – کوچه های تنگ ونیز 

بالاخره به میدون سن مارکو رسیدیم. میدون سن مارکو اصلی ترین میدون شهری ونیز هست که عمده ی جاذبه های ونیز دور اون جم شدن. کلیسای سن مارکو (St Mark's Basilica)، برج کلیسا (St Mark's Campanile) و کمی هم آنطرف تر کاخ دوک (Dog’s palace) و پل آه (sigh bridge) وجود داره. جاذبه های این میدون یک طرف و اتمسفر حاکم در اون، رستوران هایی که صندلی هاشون را توی میدون چیده بودن و گروه های موسیقی که در اون مینواختن و مردمی که با هیجان از کل دنیا در اون جم شده بودن یک طرف. امتیاز من میدون سن مارکو بعنوان یک جاذبه 5 هست.


U3CTinksFUIXPz3CsOK81U8f7NiNh2wIm1sgj57W.jpeg
تصویر 80 – میدان سن ماکو ونیز 

بعد از اینکه کمی اطراف میدون چرخیدیم. توی صف ورود به کلیسا قرار گرفتیم و به تماشای کلیسا رفتیم. ورودی به کلیسا رایگان بود اما چون security check داشتن، یه کم طول کشید تا واردش بشیم. به نظرم داخل کلیسا قشنگ بود اما اگه فرصت کمی دارید، میتونید بیخیال دیدن داخل کلیسا بشید. به غیر از بخش های اصلی، یک بخش دیگه هم برای بازدید داشتند که بلیطش نفری 2 یورو بود اما واقعاً چیزی بیش از یکی از درهای امامزاده های ایرانی نبود! یه بخشی هم برای بازدید از بالکن کلیسا و موزه ی کلیسا بود که بلیطش نفری 5 یورو بود که ما از دور یه نگاهی بهش انداختیم و بیخیال اون شدیم. اصولاً بعد دیدن لوور هیچ موزه ای، نمیتونست ما را چندان جذب خودش کنه! امتیاز من به بازدید داخل کلیسای سن مارکو، 3 هست.

izbZGpxrozPtdfy3H8SFvoDPjTAlfaenGtYlLJ07.jpeg
تصویر 81 – باسیلیکای سن ماکو ونیز

32VWJLz6t1dcrcZXpwh0yaxl1CDU0QggbGqbJNHf.jpeg
تصویر 82 – باسیلیکای سن ماکو ونیز- Pala d'Oro

بعد از دیدن کلیسا از شدت تشنگی مجبور شدیم، آب بخریم. اینجا بود که گرونترین آب آشامیدنی عمرم را خوردم به قیمت هر بطری 4 یورو ! ولی باور کنید شدت عطش و گرما چاره ای برامون باقی نگذاشته بود. بعد از کلیسا آماده ی بازدید از برج کلیسا شدیم که واقعاً ارزش نفری 8 یورویی که براش دادیم و صفش را داشت. توی ورودیش هم یک vending machine بود که آب معدنی هم میفروخت. بعد از خرید آب معدنی 4 یورویی در میدون، با دیدن قیمت هر بطری 1.5 یورو در اونجا کلی هم ذوق زده شدیم و دو تا ازش توی ورود و خروج برج کلیسا خرید کردیم. ویوی بالای برج از ونیز و میدون سن مارکو فوق العاده بود. امتیاز من به این جاذبه ی ونیز 5 بود.


QIVYINo7uNuLIvjahXNotZG7jzNXARUlEVBi6KJS.jpeg
تصویر 83 –ونیز از فراز San Marco campanile

41dwhSP9Wl8iB7sBasemBXXhHOMFSKZiFm4GzVlX.jpeg
تصویر 84 –ونیز از فراز San Marco campanile

از تماشای ونیز، از بالای برج کلیسا سیر نمیشدیم ولی بالاخره پایین اومدیم. بعد از کلیسا، به کاخ دوک رفتیم که چسبیده به میدون سن مارکو بود و کنار ساحل دریا. بلیط ورودی کاخ دوک را به قیمت نفری 20 یورو خریدیم. قصر دوک در قرن 14 ساخته شده اما ساخت نمای بیرونی اون به قرن 15 برمیگرده. سالنها و نقاشی های مسحور کننده از ویژگی های کاخ دوک بود. گفته میشه یکی از نقاشی های تالارها با ابعاد 22 در 7 متر، بزرگترین نقاشی روغنی جهانه. علاوه بر نقاشی دیوارها، سقف خیلی از سالنها و تالارها هم به زیبایی نقاشی شده بودند.

QoqS5PdXkJ8qzXjpHS9vkDm53uvubzdiFHbeFhX2.jpeg
تصویر 85 – نمای بیرونی قصر دوک

C9uxoA9JuWY6KQQNNUgmapkPUsHL2wt7cEuhiL5F.jpeg
تصویر 86 – نمای داخل حیاط قصر دوک

pQcPD6LcMketXk7mi3O9T7ScwawUagkN4vUg3j3o.jpeg
تصویر 87 – سالنهای زیبای قصر دوک 

Un7w3bsJHu2Fm9f8ltvizNOmMRIMDjKmdXxuiuRy.jpeg
تصویر 88 – سالنهای زیبای قصر دوک 

Sn6eSO8xbUZYxDUabNDZ2EbmqTrYlEmeKduGCFve.jpeg
تصویر 89 – سالنهای زیبای قصر دوک 

انتهای بازدید از این قصر زیبا، پلی پیش رو هست که ساختمان قصر را به ساختمان زندانها وصل میکنه و زندانی ها بعد از صدور حکمشون آخرین نگاه را از دریچه های این پل به شهر زیبای ونیز میکردن و آهی میکشیدند. واسه همین به پل آه «Sigh bridge» معروفه. در واقع این پل بهشت کاخ را به جهنم زندانها وصل میکنه. برعکس فضای قصر، فضای زندان قصر دوک و تصور شکنجه هایی که اونجا میشده هولناک بود و واسه همین دلم نمیخواست زیاد اونجا بمونم. امتیاز من به این جاذبه 4 هست.

 

5eAJuIweAMvnlkXrPPkKAS7XvzDfz6ALeRCoYh71.jpeg
تصویر 90 –پل آه «sigh bridge» 

بعد از بازدید قصر دوک پل آه را این بار از بیرون دیدیم. امتیاز من به این جاذبه 3 هست.

 

11JfBQI6tGsy7rFE1mk3hRpLNa1fKuANZYcLvQaz.jpeg
تصویر 91 –پل آه «sigh bridge»


بعد از بازدید از کاخ دوک، با توجه به صبحونه ی معمولی که توی هتل خورده بودیم، حسابی گرسنه شده بودیم. از شب قبل سرچ هایی توی اینترنت کرده بودیم و با یه غذای سنتی ونیز یعنی باکالا مانتکاتا (Baccala’ Mantecata) آشنا شده بودیم. طبق تحقیقات ما، این غذا با ماهی کد دریای مدیترانه و با استفاده از روغن زیتون، سیر، جعفری و شستن با آب شیرین درست میشه. خلاصه حسابی برای خودمون ولخرجی کردیم و این غذا را توی مسیر به پل ریالتو در یکی از رستوران های قشنگ مسیر سفارش دادیم. باور کنید اینقدر این غذا کم بود که اولش فکر کردیم، شاید پیش غذا باشه. از نظر مزه هم چیز خاص و فوق العاده ای نبود. با خوردن این غذا گوشه ی دلمون هم پر نشده بود چه برسه که سیر بشیم. واسه همین یه ظرف سیب زمینی سرخ کرده سفارش دادیم. نهایتاً اینکه واسه این غذای مسخره با سیب زمینی و یک بطری آب معدنی بزرگ 23 یورو پرداخت کردیم.

 

quUXBNCsTusXQJOc7EnXCvbE77fFWS9laR9xhEre.jpeg
تصویر 92 – غذای سنتی ونیز - باکالا مانتکاتا (Baccala’ Mantecata)

بعد از صرف ناهار به پل ریالتو «rialto bridge» رفتیم و از روی اون Grand canal و گاندولوها را به تماشا نشستیم. پل ریالتو یکی از قدیمی ترین و قشنگترین پلهای روی grand canal ونیز هست. امتیاز من به جاذبه ی پل ریالتو 3 هست.

6ppGYQHPbg3FBCtsIE4XKQXCBHyoNDEqm1L6wrYm.jpeg
تصویر 93 – گرند کانال ونیز از روی پل ریالتو

بعد از بازدید از پل ریالتو قصد داشتیم که همون شب به تماشای مورانو که به خاطر کارگاه های شیشه گریش معروفه بریم اما بعد از خرید بلیط در ایستگاه Fondamente Nove به قیمت نفری 7 یورو متوجه شدیم که کارگاه های ساخت وسایل شیشه ای مورانو در این ساعت، که نزدیک به غروب بود، تعطیل شدن. واسه همین کمی ساحل دریا را تماشا کردیم و بعد با گذر از کوچه ها و کانال های زیبای ونیز به سمت هتل برگشتیم. توی راه هم از یکی از سوپرمارکت های مسیر کمی خوراکی و میوه خریدیم. میوه ای که خریدیم هم میوه ی کاکتوس بود و خاص. 

روز نهم: مورانو (شهر رنگ و شیشه)
بخاطر اینکه فکر میکردیم بلیط قایق های اتوبوسی ای که ما از ایستگاه Fondamente Nove برای مورانو خریدیم با بلیطهایی که از سایر ایستگاههای ونیز به سمت مورانو میرند متفاوته، صبح بعد خوردن صبحانه ی هتل و تحویل اتاق به سمت این ایستگاه حرکت کردیم. وسایلمون را هم به پذیرش هتل به امانت دادیم. سوار قایق های اتوبوسی شدیم و توی مسیر به مورانو هم جزیره ای که بعداً فهمیدیم، قبرستان هست را دیدیم. توی اولین ایستگاه جزیره مورانو پیاده شدیم. توی این جزیره پر بود از کارگاهها و مغازه های فروش وسایل دست ساز شیشه ای. بعضی از کارگاهها برای بازدید، بلیط فروشی میکردند اما با یه کم جستجو، تونستیم یه کارگاهی که بازدید رایگان داشت را ببینیم. توی این کارگاه با دو تکنیک مختلف، ساخت اشیا دکوری شیشه ای به نمایش گذاشته میشد.

 

ویدئو 2 – کارگاه شیشه گری مورانو

 


بعد از اون هم گشتی توی مورانو زدیم که پر بود از ساختمونهای کوتاه رنگی و نمادهای شیشه ای. امتیاز من به مورانو، 3 بود.

Js9hO6YbQjQXO9LZz9dgmO5DGcMLo0m64kvZDC6Z.jpeg
تصویر 94 – نمادهای شیشه ای در مورانو

EhnJsKz0K1gTiCoNZJ4gEQSS4ZRSyDoNDSnXzc2i.jpeg
تصویر 95 – جزیره ی مورانو

توی مسیر برگشت متوجه شدیم که با بلیطهایی که خریدیم میتونیم تا ایستگاه نزدیک هتل برگردیم. بعد از پیاده شدن از قایق اتوبوسی و در مسیر هتل، از یکی از سوپرمارکتهای نزدیک هتل، یه خرده خوراکی خریدیم. خوراکی هایی که خریدیم شامل ساندویچ های تن ماهی و زیتون و پیتزا های آماده بود که در عمل میشه گفت بهشون نون گوجه و نون بادمجون. قیمت این خوراکی ها اگه اشتباه نکنم از 2 یورو تا 4 یورو بود.
بعد از تحویل وسایلمون از هتل و با توجه به سرچهامون بهترین وسیله ی رسیدن به شهر رم را قطارهای بین شهری دیدیم. به ایستگاه قطار رفتیم و بعد چک کردن قطارهای مختلف، بهترین انتخاب را یک قطار درجه 2 به قیمت نفری 59 یورو دیدیم که آماده ی حرکت بود. توی مسیر به رم، باید یکبار قطارمون را عوض میکردیم اما با این اوصاف و با توجه به ساعتهای موجود قطارها باید همین قطار را انتخاب میکردیم. شاید پراسترس ترین بخش سفر ما همین مورد بود و اگه تجربه ی الان را داشتیم شاید بهترین کار این بود که روز قبلش، اولین کار باید بلیط قطارمون به رم را خریداری میکردیم. ضمن اینکه با نزدیک شدن به ساعت حرکت قطارها قیمت بلیطها بشدت گرونتر میشد و شاید میشد همین بلیط را اگه زودتر اقدام میکردیم با نرخ حدود 40 یورو خرید.
وقتی به سکوهای ورودی قطار رسیدیم، با کلی دردسر قطاری که باید را پیدا کردیم اما وقتی برای اطمینان از چند نفر سوال کردیم، بهمون گفتن که این قطار به بلونا میره و ما اشتباه سوار شدیم. سریع و بدو بدو با وسایلمون پیاده شدیم و هرچی میگشتیم، قطارمون را پیدا نمیکردیم. آخرش هم شانسی، چند تا از مامورهای راه آهن اونجا را دیدیم و ازشون سوال کردیم. معلوم شد ما همون اول، قطار درست را سوار شدیم اما باید توجه کنیم که توی یکی از ایستگاههای بین راه (ferrara) پیاده بشیم و سوار یه قطار دیگه بشیم. بعد اینکه به ایستگاه ferrara رسیدیم از قطار پیاده شدیم. بعد چند دقیقه متوجه شدیم که باید بلیطهامون را validate کنیم ولی قطارمون به سمت رم همون موقع رسید و ما وقت نکرده بودیم که بلیطها را validate کنیم. با استرس دنبال دستگاه های validation بلیط بودیم چون اگه این کارا نمیکردیم، احتمالا باید جریمه های سنگینی را به مامور کنترل بلیط قطار میدادیم اما از طرفی هم قطار داشت آماده ی رفتن میشد. خدا را شکر یکی از مامورهای قطار رم را اونجا دیدیم و بهش موضوع را گفتیم و اون گفت که اشکالی نداره و سوار بشیم. بعد سوار شدن، بلافاصله قطار حرکت کرد و خوشبختانه از قطار جا نموندیم.
مسیر به رم هم خیلی دیدنی و سرسبز بود. بعضاً از توی قطار میشد قلعه هایی را بالای یه سری تپه ها دید که من را یاد قلعه رودخان خودمون مینداخت. با گذشت حدود 6 ساعت و حدودای ساعت 9 شب به ایستگاه راه آهن رم یعنی Rome Termini رسیدیم.
توی رم داشت یه بارون شدید میومد. از یکی از مامورای Rome Termini سوال کردیم که همیشه اینجا هواش این جوریه که گفت آره! و ما کلی ترسیدیم که به برنامه هامون توی رم نرسیم. اما بعد چند دقیقه ی کوتاه آسمون آروم شد و بارون قطع شد و ما پیاده به سمت هتل اقامتمون در رم یعنی Hotel Piemonte که نزدیک ایستگاه قطار بود، رفتیم. این هتل هم انصافاً هتل خوبی بود و از حیث اتاقی که در اختیارمون قرار داد، بعد از هتل هلسینکی، امکانات و اندازه و شرایط خوبی داشت. در همون بدو ورود، پذیرش هتل، مالیات اقامت در رم را با قیمت هر نفر/شب 4 یورو و جمعاً 16 یورو از ما دریافت کرد. ازش کتری برقی خواستیم و اون را هم با یه deposit بیست یورویی بهمون داد که البته آخر سفر، اون پول را بهمون برگردوند. بعد تحویل اتاق بازم به سوپر مارکت نزدیک هتل رفتیم و یک مقدار خوراکی و میوه خریدیم. کلا نرخ خوراکی ها در اروپا بالا بود و ما تا اونجا که میشد از خرید صرفه نظر میکردیم اما بعضی مواقع چاره ای نداشتیم.
با گپی که با پذیرش هتل زدیم، فهمیدم که مدت اقامت ما با توجه به تعداد جاذبه های شهر رم خیلی کمه. واسه همین، شب قبل از خواب، کمی توی اینترنت سرچ کردیم که چطوری از وقت باقیموندمون بهینه استفاده کنیم. یکی از نکات کلیدی که فهمیدیم و خیلی بهمون از نظر زمانی کمک کرد این بود که بلیط کلسئوم و roman forum یکی هست و اگه صبح زود به roman forum بریم، میتونیم خیلی راحت بلیطش را بدون صف بخریم و بعد بازدید roman forum بدون صف کلسئوم را ببینیم.

 

روز دهم: رم (شهر پاپ و گلادیاتاورها)
صبح بعد از خوردن صبونه ی هتل که از لحاظ تنوع چیزی شبیه هتلمون در ونیز بود، راهی کلسئوم و roman foroum شدیم. مطابق با انتظار صفهای کلسئوم طولانی بود اما خیلی راحت و بدون معطلی با خرید بلیطهای 12 یورویی به roman foroum وارد شدیم. فضای این دو جاذبه، آدم را می برد به روم باستان و گلادیاتورها. نام فروم را رومی‌های باستان بر روی میدان مرکزی شهر خود گذاشتن. بیشتر جاذبه ها و بقایایی که در رومن فروم دیده میشه مربوطه به پیش از میلاد مسیح و تاریخچه ی طولانی داره. چند تا از بناهای خاص و قشنگی که در رومن فروم قابل بازدیده شامل Arch of Constantine ، Palatine Hill ، Flavian Palace، Arch of Titus، Campidoglio و بقایای چند تا معبد زیبا در اون. تا قبل از سال 1830 اطلاعاتی از این سازه در دست نبوده اما باستان شناسان کار حفاری 100 ساله را در این منطقه انجام دادن و در قرن بیستم به طور کامل عملیات حفاری اون انجام شده.
امتیاز من به این جاذبه 4 هست.


GX5bG0pl5TD1bh117kH75gENb6ccWJxjTfB3j9n3.jpeg
تصویر 96 – رومن فروم

njB3637uQ7Rlsd7FcWI6huuN98aP7661Ee44uACF.jpeg
تصویر 97 – رومن فروم

 

ویدئو 3 – رومن فروم

 

بعد از بازدید از رومن فروم به بازدید از کلسئوم رفتیم. توی راه اولین نقاش را در شهر رم دیدیم و با کلی چک و چونه باهاش، بالاخره 5 تا از نقاشی هاش را به قیمت 50 یورو خریدیم.
خوشبختانه با بلیطهای رومن فروم بدون صف تونستیم به بازدید کلسئوم بریم. اونجا بازار تورهای گردشگری و راهنماها و فروش بلیط ها برای skip کردن صفهای ورودی داغ بود اما نتیجه ی سرچ های دیشبمون این بود که با بلیطی که صبح خریده بودیم، راحت صفهای دو سه ساعته ی خرید بلیط را تونستیم رد کنیم.
کلسئوم محل نبرد خونین گلادیاتاورها و کشته شدن آدمهای بی گناه برای سرگرمی امپراطورها و اشرافیان بوده. ساخت این بنا در حدود سالهای 70 تا 80 میلادی انجام شده و بزرگترین آمفی تئاتر اون زمانها در روم باستان بوده. فضای اونجا اینقدر زنده بود که هنوز هم میشد نبرد گلادیاتورها را وسط این آمفی تئاتر دید و هیاهوی هزاران تماشاچی را در اون شنید. جایی که در اون صدها هزار نفر در نبرد گلادیاتورها کشته شدن. ظرفیت این آمفی تئاتر بین 50 تا 80 هزار نفره و واقعاً بنای دیدنی و خاصیه. امتیاز من به این جاذبه 5 هست چرا که میشه ازش بعنوان یکی از نمادهای اصلی ایتالیا یاد کرد.

 

ikrnow4KP4G9dM0XMQpp7uV190fZvi38y2uNdhdD.jpeg
تصویر 98 – کلسئوم 

2qyqAR85jEV1kBFXVq1ZtrPHoZObCZDicNvLkSc8.jpeg
تصویر 99 – کلسئوم

بعد از بازدید از کلسئوم، نوبت به دیدن واتیکان شد. برای رسیدن به واتیکان از مترو استفاده کردیم. متروی رم مثل متروی پاریس پیچیده نبود و فقط دو تا خط داشت. بلیط های مترو رم نفری 1.5 یورو بود و 100 دقیقه اعتبار داشت. خودمون را به نزدیکترین ایستگاه مترو به واتیکان رسوندیم و از اونجا چند دقیقه ای پیاده رفتیم تا به ورودی میدان سن پیتر واتیکان رسیدیم. توی راه هم تا دلتون بخواد بازاریاب های شرکتها و آژانسهای گردشگری بودند که بلیط های skip the line و تورهای با راهنما را با قیمتهای بالا میفروختن. حتی هموطنهای فارسی زبان کلاهبردار هم اینجا کم نبودن که سعی میکردن از اعتماد هموطنهاشون سوء استفاده کنند و چندبرابر قیمت، بلیطها را بفروشن.
شب قبل از بازدید از واتیکان، توی اینترنت خونده بودیم که از نظر مقررات حجاب محدودیتهایی توی واتیکان هست و اجازه ی ورود با شلوارک و حتی پیراهن آستین کوتاه و ... داده نمیشه! ما هم با توجه به اینکه کاتولیکها معمولاً به سختگیری در بین مسیحی ها معروفن فکر کردیم که الان چقدر محدودیت و جلوگیری از ورود بعضی ها باید وجود داشته باشه. اما وقتی وارد میدان سن پیتر شدیم، دیدیم که همه ی اون حرفها فقط بهانه ای بود برای فروش یک سری شالها در صفهای ورود به باسیلیکای واتیکان.
واتیکان کوچک‌ ترین کشور جهانه و تنها یک شهر داره به نام شهر واتیکان با حدود 800 نفر جمعیت. شهر و کشور واتیکان مرکز فعالیت کلیسای کاتولیک‌های جهانه و محل اقامت رهبر کاتولیک های جهان یعنی پاپ هست. خلاصه یه چیزی مثل مکه واسه مسلمونها اما برای کاتولیکهای جهانه. واتیکان بعد از توافقنامه با حکومت ایتالیا در 11 فوریه سال 1929 به استقلال دست یافته. واتیکان یکی از مهم ترین و پربازدیدترین جاذبه های گردشگری اروپا و ایتالیا هست. جاذبه های واتیکان شامل کلیسای جامع سن پیتر یا باسیلیکا، میدان سن پیتر، موزه ی واتیکان و کلیسای سیستین هست. من به مجموعه ی این جاذبه ها امتیاز 5 میدم (البته اگه فرصت شما محدوده، بازدید از میدان سن پیتر در اولویت هست).
ما حدود یک ظهر به میدان سن پیتر رسیدیم. این میدون واقعاً دیدنی و زیبا بود وگرنه تحمل صف نیم ساعته ورود به باسیلیکا در اون گرمای هوا و با اون درجه ی خستگی ما غیرممکن بود. ابلیسک تاریخی، فواره ها و آب نماهای فوق العاده زیبا، مجسمه های دیدنی و تصور حضور 200 تا 400 هزار نفر کاتولیک برای شنیدن سخنرانی پاپ و مراسم های خاص ما را مبهوت اونجا کرده بود.

 

ویدئو 4 – میدان سن پیتر واتیکان


Ix9l1l3jhSOQaUH7jqBHm8pFq8GPa0axSIng4nkt.jpeg
تصویر 100 – میدان سن پیتر واتیکان 

ldhOIs2635Elymkb8RmiXkhOhFxVZcJGO4YuwOgB.jpeg
تصویر 101 – میدان سن پیتر واتیکان 

iD6oJjAOAsFkRW5svzak0y0znhoXxb8ldjIaBSp9.jpeg
تصویر 102 – میدان سن پیتر واتیکان

بعد از تماشای میدون و تحمل صف وارد باسیلیکا شدیم. باسیلیکا یا کلیسای سن پیتر از بزرگ‌ترین کلیساهای جهان هست که مربوط به دوره ی رنسانس پسین می‌شه. زیربنای این کلیسا نزدیک به ۲۰۰ هزار متر مربع هست و بخشی از حجاری‌ها و مجسمه‌های سقف اون اثر میکل آنژه. بر اساس عقیده ی رایج در کاتولیک، این کلیسا محل دفن پیتر مقدس، یکی از حواریون حضرت مسیح و اولین پاپ هست.

0SY0ETbQZAwJfT5ePBrBURYGRsQ97SzHe6bKmzbM.jpeg
تصویر 103 – باسیلیکا سن پیتر واتیکان 

Alq0yO73ExWu62ngKyIvjZAIb4h93z0pW9hYSZXW.jpeg
تصویر 104 – باسیلیکا سن پیتر واتیکان

بعد از بازدید از باسیلیکا، مسیر تا موزه ی واتیکان را پیاده رفتیم. حدود ساعت 3.5 عصر به موزه ی واتیکان رسیدیم و خوشبختانه با توجه به نزدیک شدن به ساعات پایانی باز بودن موزه، خیلی راحت و بدون صف، با تهیه ی بلیط 17 یورویی وارد موزه شدیم. اگر چه موزه ی واتیکان هم قشنگ و دیدنی بود اما بعد از بازدید لوور سخت میشد جایی به چشمون بیاد. نکته دیگه اینکه اشیای ایرانی هم توی این موزه خیلی کمتر از لوور بود، اما به هرحال ارزش دیدن داشت. قدمت این موزه به سال 1506 میلادی برمیگرده و سالی بالای چهار میلیون گردشگر داره. ضمن اینکه در انتهای بازدید از موزه میشد کلیسای معروف سیستین را هم دید. در این کلیسا عکس برداری ممنوع بود اما به هر حال من یکی دو تا عکسی ازش گرفتم. بخشی از نقاشی های این کلیسا هم اثر میکل آنژه. 

tFyv5S02WORlGw8oDtfwdvXc9PSNw1SxOxHoPc8K.jpeg
تصویر 105 – موزه ی واتیکان 

I3P6wRzX4zvt77I7G5OfbWCDVjgWi0icA76z28hT.jpeg
تصویر 106 – موزه ی واتیکان 

3pVNk0qSedXYcqjZyYF7CT3RYJ7goRgMt2vHgJea.jpeg
تصویر 107 – کلیسای سیستین واتیکان 

ساعت حدود 7 بود که بازدید ما از موزه و کلیسا تموم شد. در حین بازدید از موزی واتیکان خستگی روزهای سفرمون جمع شده بود و بعد از اتمام بازدید از این موزه، واقعاً نای راه رفتن بیشتر را نداشتم. واسه همین تصمیم گرفتیم که به هتل برگردیم و به جاش فرداش صبح زودتر بیرون بزنیم. با مترو و با کمی پیاده روی به هتل برگشتیم. سر راه هم از مگنتهای نماد ایتالیا، یه دونه به قیمت 4 یورو خریدیم. بعد یک استراحت کوتاه در هتل ته مونده های خوراکی هایی که داشتیم را خوردیم. بعد هم به سوپری نزدیک هتل سر زدیم و بازم سعی کردیم چندتا ساندویچ ارزون قیمت (تن ماهی و زیتون و اسفناج) بخریم. توی مسیر برگشت به هتل، ایتالیایی های زیادی را دیدیم که توی بارها مست و پاتیل شده بودن. نمیدونم تاثیر زمان (جمعه شب و شب قبل تعطیلی) بود یا اینکه کلاً ایتالیایی ها توی این زمینه، گوی سبقت را از باقی اروپایی ها را ربوده بودن. آخرین کار ما هم در آخر شب این بود که بفهمیم چطور از کمتر از نیم روز زمان مفید باقیمونده سفرمون در رم حداکثر استفاده را ببریم.

 

روز یازدهم: خداحافظ اروپای زیبا
امروز روز آخر سفرمون بود و هرچقدر انرژی در بدنمون باقی مونده بود را جمع کردیم تا بتونیم حداکثر جاذبه های باقیمونده را توی این روز آخر ببینیم. واسه همین صبح، زودتر از روزهای قبل بیدار شدیم و بعد صبحونه ی هتل و تحویل اتاق و به امانت گذاشتن وسایلمون، فکر کنم حدود ساعت 7.5 صبح زدیم بیرون. با مترو و با خرید بلیطهای 1.5 یورویی برای هر نفر از ایستگاه rome termini به ایستگاه Spagna رفتیم و به بازدید Spanish steps رفتیم. خوشبختانه در ابتدای صبح، هنوز اونجا خیلی شلوغ نشده بود. پله های اسپانیایی در مجموع حدود 130-140 پله ی عریض هستند که به شکل منحنی ساخته شده اند و در بعضی از جاها مستقیم و در بعضی جاها هم حالت تراسی شکل دارند. این پله ها حدود سالهای 1720 ساخته شده اند و برای ایجاد ارتباط میان سفارت اسپانیا و «کلیسای ترینیتا دی مونتی» که در آن زمان تحت سرپرستی پادشاه فرانسه بوده، ساخته شده است. امتیاز من به این جاذبه 2 هست.

 

edqyY4PprbDbBA9qOlTZqK34QQnhQT5tWYEZ7xWT.jpeg
تصویر 108 – Spanish steps

بعد از بازدید از پله های اسپانیایی، نوبت به Trevi fountain رسید که خوشبختانه با پیاده روی کمتر از 10 دقیقه به اونجا رسیدیم. فواره تروی یکی از دیدنی های رم است که از آبنماهای مشهور رم و دنیا محسوب می شه. قدمت اون هم به قرن 18 برمیگرده. بر اساس یک داستان قدیمی اگر بازدیدکنندگان یک سکه داخل فواره پرتاب کنند دوباره روزی به رم باز خواهند گشت و به همین دلیله که گفته میشه روزی بالای 3000 یورو پول ازونجا جمع میشه. توی رم فواره ها و آبنماهای زیادی هست اما واقعاً trevi fountain یه چیز دیگست. امتیاز من به این جاذبه 4 تا 5 هست.


LvMiRPkBdzkGnizDieucdFnhircvA4QXQxVqJXAm.jpeg
تصویر 109 – Trevi fountain 

مقصد بعدی ما معبد پانتئون با بیش از ۱۸۰۰ سال قدمت بود. گنبد پانتئون بعد از ساخت برای بیش از ۱۲۰۰ سال یعنی تا سال ۱۴۳۶ که گنبد کلیسای جامع فلورانس ساخته شده به عنوان بزرگترین گنبد جهان شناخته می شده. در اوایل قرن هفتم، معبد پانتئون تبدیل به کلیسای مریم مقدس و شهدا شده و بهترین بنای محافظت شده از دوران روم باستانه. بازدید از این جاذبه رایگان بود. امتیاز من به این جاذبه 3 هست.
wIVwH8j1PZOG7SrYhVsspQ6iVRDXkgGsKYtY4OGW.jpeg
تصویر 110 – پانتئون

ساعت در حال گذشتن بود و ما وقت زیادی نداشتیم. با چند دقیقه پیاده روی خودمون را به میدان ونیز Piazza Venezia رسوندیم و سر راه هم به کلیساهای کوچکی که در مسیر میدیدم، سرک کشیدیم. میدان ونیز، میدونی هست تقریباً در مرکز رم و چسبیده به رومن فروم. نام این میدان هم از بنای همسایه اش یعنی ساختمان ونیز، که سفارت جمهوری ونیز سابق در اون بوده بر گرفته شده. در اين ميدون قبر سرباز گمنام قرار داره كه به عنوان يادگار كشته شدگان جنگ جهاني اول بنا شده و دو نگهبان دائماً از اون حراست مي كنند. امتیاز من به این جاذبه 3 هست.


qHmLNjS80eXUV7QSYGBcqef3wY6VUqg6x9oKxoRw.jpeg
تصویر 111 – Piazza Venezia

وقت زیادی برامون باقی نمونده بود. واسه همین به سمت هتل رفتیم اما توی مسیر برگشت به هتل مجدد از دور رومن فروم و کلسئوم را دیدیم و از این همه زیبایی رم خداحافظی کردیم. علیرغم وقت کمی که داشتیم، با اینحال توی مسیر برگشت کلیسای Santa Maria Maggiore را هم در مسیر قرار دادیم اما دیگه زمانی برای بازدید از داخل کلیسا نداشتیم.


A0qTp1jXivXd5M5eehTAFSOFqjujbAkCKPYO6c6U.jpeg
تصویر 112 – کلیسای Santa Maria Maggiore 

توی مسیر برگشت بازم از سوپرمارکت نزدیک هتل یه کم خوراکی خریدیم. با پیشنهاد من یه ظرف غذای دریایی کوچک در اندازه هایی که معمولاً در ایران الویه فروخته میشه به قیمت 4 یورو خریدیم. ولی واقعاً بدمزه و بیخود بود.
بعد تحویل گرفتن وسایلمون از هتل، فقط باید سریع میدویدیم (ساعت حدود 12 بود و پرواز ما 2:45 عصر). از ایستگاه rome termin به سمت فرودگاه Fiumicino Airport بلیطهای قطار به قیمت نفری 14 یورو خریداری کردیم. پرواز ما با ایرلاین ترک Pegasus بود و پذیرش بار و چک این ایرلاین در فرودگاه، پرت ترین جای ممکن بود. فاصله با سالن ترانزیت هم زیاد بود. به هرحال مراحل پذیرش و پروازمون سر موقع انجام شد. کیفیت هواپیما، فاصله ی صندلی ها و ... واقعاً ضعیف بود اما با توجه به قصد ما برای کاهش هزینه های سفرمون، اکی و قابل قبول بود.


پرواز ما در فرودگاه دوم استانبول یعنی صابیحا گوکچن، توقف حدود 4.5 ساعته داشت. قیمت خوراکی ها و چیزهایی که در فروشگاههای فرودگاه فروخته میشد، سر به فلک میگذاشت و ما هم فقط با خوردن قهوه برای خرج کردن پول خردهایی که برامون باقیمونده بود، خودمون را سرگرم کردیم. بطور اتفاقی متوجه صحبتهای دو نفر که کنارمون در کافی شاپ فرودگاه نشسته بودند، در مورد ایران شدیم. یکیشون اصالتاً عراقی و ساکن ایتالیا بود و اون یکی ایتالیایی. باهاشون چندکلمه ای هم کلام شدیم. جالب اینجا بود که اونها قبلاً از ایران بازدید کرده بودن و از عدم استفاده ایرانی ها از ظرفیتهای توریستی و تغییرات نرخ ارز ایران کاملاً مطلع بودن. یکیشون هم حتی بهمون گفت که از صدای استاد شجریان در سفرش به ایران خیلی خوشش اومده و واسه همین یه کم فارسی یاد گرفته تا معنی شعرها را بفهمه!


پرواز بعدی و نهایی ما هم به ایران تقریباً به موقع انجام شد و ما حدود ساعت 4 صبح روز 4 شهریور به فرودگاه امام و شهر خودمون رسیدیم و این جوری این سفر سراسر خاطره و لذت برای ما به پایان رسید.
کل هزینه های ما در این سفر همونطور که در ابتدای سفرنامه نوشتم 695 یورو به اضافه ی هزینه های ریالی پرداخت شده برای خرید بلیط پروازها، رزرو هتل، عوارض خروج از کشور و ... بود. مجموعاً هزینه های ما برای هر نفر، حدود 17 میلیون تومان شد. تا اونجایی که یادم بود، هزینه ها را در متن گزارش سفرم نوشتم. خلاصه ی هزینه های یورویی انجام شده ی ما برای دو نفر هم به این شرحه:
• ورودیه ها: 252 یورو
• بلیط قطار رم-ونیز: 118 یورو
• رفت و آمد داخل شهری: 172.9 یورو
• امانت بار: 3 یورو
• مالیات اقامت: 41.2 یورو
• غذا و خوراکی: 107.9 یورو


اما بازم پیشنهاد میکنم اگر برنامه ریزی نهایی سفرتون را خواستید انجام بدید، نرخ بلیطها و ساعتها و روزهای باز بودن هریک از جاذبه ها را در اینترنت قبل از سفرتون چک کنید.

 

3. بخش سوم: نکته های سفر
• بقولی زندگی مثل یک کتابه که تا سفر نکنیم، نمیتونیم صفحات دیگه ی اون را بخونیم. قبلاً نظر قبلیم را در مورد سفر خارجی توی مقدمه گفته بودم اما با انجام اولین سفر خارجی فهمیدم که سفر چقدر دید متفاوتی از دنیا را میتونه به آدم بده. واقعاً تجربه ی متفاوتی هست. الان میتونم بگم که اگر فقط به سفرهای داخلی برید، فقط شاید یک فصل از کتاب زندگی را میبینید و خودتون را از دیدن فصلهای دیگه ی کتاب زندگی محروم میکنید. اگرچه متاسفانه با بحرانهای ارزی و شرایط اقتصادی موجود، برنامه ریزی یک سفر برای اقشار متوسط و متوسط به پایین جامعه سخته، اما واقعاً لذت و تجربش فوق العاده هست و شاید روزهایی که در این سفر بودم، بهترین روزهای زندگی من بود. البته به هیچ وجه منظور من این نیست که به سفرهای داخلی نرید (خود من تقریباً بیشتر جاذبه های مهم داخل ایران را رفتم) اما میخوام بگم که خودتون را صرفاً محدود به سفر داخلی نکنید.
با وجود اینکه حتی المقدور سعی کردیم با کف هزینه، سفرمون را انجام بدیم اما اگر شما بلیطهای پروازهاتون را سریعتر و از ایرلاین های ایرانی خرید کنید یا کشورهای نزدیکتر به هم را برای سفر انتخاب کنید، میشه باز هم هزینه ها را کاهش داد.
• سفر در زمانهای low season به اروپا میتونه توی کاهش هزینه ها کمک کنه اما دو نکته را هم باید در ارزیابی و انتخاب زمان سفر لحاظ کنید: یکی اینکه در نیمه ی دوم سال طول روزها کمتره و در عمل زمان مفید شما برای بازدیدها کمتر. نکته ی دوم اینکه حتماً پیش بینی آب و هوا را در کشورها و شهرهای مقصدتون چک کنید. به جز شهرهای جنوبی اروپا، معمولاً اروپا حتی در پاییز، هوای نسبتاً سردی داره و بارندگی هم میتونه در برنامه ریزی سفرتون اختلال ایجاد کنه.
• اگر با دانش الانم هم میخواستم مجدد برای سفر برنامه ریزی کنم، قطعاً بازم همین شهرها را برای سفر انتخاب میکردم. اگرچه لازم بود به خاطر ویزای من از فنلاند، به شینگن وارد بشیم اما واقعاً این شهر دیدنی بود و حس آرامشی که این شهر به آدم میده بی نظیره. من کشور دیگه ای را در منطقه ی اروپای شمالی و اسکاندیناوی ندیدم اما شنیدم که سوئد و دانمارک و نروژ هم همینطورند. فرهنگ بالای شهری و آرامش ویژه شاخصه ی این منطقه هست. اگرچه از حیث جاذبه ها، فنلاند در حد دو کشور دیگه نبود اما بازم توصیه میکنم اگه دنبال دیدن فرهنگهای مختلف هستید، دیدن این کشور را از دست ندید.
• با توجه به سفرنامه ها و تصاویری که در اینستاگرام از backpacker ها و جهانگردها میبینم، واقعاً دلم میخواد شهرهای فلورانس، میلان، ناپل و برج کج پیزا را از ایتالیا ببینم. البته زمان محدود ما در این سفر به ما این اجازه را نمیداد.
• در شهرهایی که ما بازدید کردیم جاذبه های دیگه ای هم بودند که ما بخاطر فرصت زمانی کوتاهی که داشتیم، فرصت دیدنشون را از دست دادیم. توی هلسینکی، مهمترین مورد فکر کنم جزیره سوراساری بود. توی پاریس، کاخ ورسای، کلیسای ساکره کوره و اپرای گارنیه. البته دیزنی لند و قبرستان پرلاشز هم بود که زیاد با سلیقه ی ما جور در نمیومد. توی رم هم اگه فرصت بود Piazza Navona، Castel Sant'Angelo، Villa Borghese و ... گزینه های خوبی برای بازدید بودند.
• یکی از تکنیکهایی که ما در جستجوهامون برای بازدید در زمان کوتاه استفاده کردیم و بویژه در رم خیلی کمکمون کرد، استفاده از عبارت «How to visit X in N days» بود که به جای X اسم شهر و به جای N تعداد روزها را بنویسید و در گوگل سرچ کنید. راهکارهایی که پیدا میکنید و برنامه ی روزانه پیشنهادی در web page ها میتونه خیلی کمک مفیدی باشه.
• اگر دانش الان را داشتم، اصلاحات کوچکی در برنامه ریزی روزها انجام میدادم، اما بدیهیه که در سفر به جاهای ناشناخته نمیشه همه چیز را 100 درصد به بهترین شکل و ایده الترین حالت برنامه ریزی کرد. علی ایحال به نظرم برنامه ریزی ما خیلی خیلی بهتر از این بود که با تور به سفر میرفتیم. اگر دانش الان را داشتم، از جمله اصلاحاتی که انجام میدادم این بود که میشد نیم روز از برنامه ی هلسینکی کم کرد و به پاریس اضافه کرد. یا اینکه صبح روز هفتم سفر در پاریس را اصلا به خرید اختصاص نمیدادیم و به جاش ساختمون اپرای گارنیه یا کلیسای ساکره کوره را میدیدم. یا به هرقیمتی که شده سعی میکردیم یکی دو روز به مرخصی هامون اضافه میکردیم و از اون برای گشت بیشتر در رم یا پاریس استفاده میکردیم.
• اگر چه واقعاً بعضی وقتها خیلی خسیس بازی در می آوردیم و تا میشد پیاده همه جا را میرفتیم، اما نتیجش به نظرم بد نبود (طبق اطلاعات اپلیکیشن health موبایل من، پیاده رویمون حدود 30 هزار قدم در روز بود و بعضی روزها هم حتی بیش از 40 هزارتا). این جوری میتونستیم بیشتر توی فضای شهر و مردم این کشورها قرار بگیریم. البته به نظرم یه جاهایی هم بهتر بود که از وسایل حمل و نقل بیشتری استفاده میکردیم تا در زمانمون save بیشتری داشتیم.
برای اینکه تا حدودی متوجه بشید چه مسافتی را ما هر روز پیاده رفتیم، سعی کردم تا حدودی مسیر پیموده شده ی ما توی برخی از روزها را توی google map شبیه سازی کنم. البته چون نمیشد توی google map بیش از 8 مقصد را وارد کنم، خلاصه ی مسیر بعضی روزها را مجبور شدم در دو تصویر بیارم. البته دقت کنید مسیر واقعی پیموده شده واقعی خیلی بیشتره چون بخشی از مسیری که در داخل خود جاذبه ها هم طی میکردیم، در این عکسها نیومده.

 


uS9398BjREId1wTr1OuhhCd6xqNupC1Gb87tL432.jpeg
تصویر 113 – تصویر اول از مسیر طی شده در روز اول سفر در هلسینکی 

bgzkKWYrAY7XufoOPTqCNVyvP7qFCBXQWSH5lzd0.jpeg
تصویر 114 – تصویر دوم از مسیر طی شده در روز اول سفر در هلسینکی 

uS9398BjREId1wTr1OuhhCd6xqNupC1Gb87tL432.jpeg
تصویر 115 – تصویر مسیر طی شده در روز دوم سفر در هلسینکی 

F72yZoIL7qOwvxx0mc76HUyPMQMeNqqyBCgkBIyD.jpeg
تصویر 116 – تصویر مسیر طی شده در روز سوم سفر در هلسینکی 

fn1nDktSTBVm2aiy6RSehmXzy5y2FQ2kVWsc2ncu.jpeg
تصویر 117 – تصویر اول مسیر طی شده در روز چهارم سفر در پاریس 

MpjBMT3bU3ZirNsZZVpMeSgjMScgATnZcN4rj539.jpeg
تصویر 118 – تصویر دوم مسیر طی شده در روز چهارم سفر در پاریس 

4on4cGRV48vAUOUKQNRy1ZzkfdaIwjzBnXnt3FAw.jpeg
تصویر 119 – تصویر اول مسیر طی شده در روز پنجم سفر در پاریس 

j1nx7LaMdnEETWPebdTO1tBdm1eyq6j4N0H4fvoZ.jpeg
تصویر 120 – تصویر دوم مسیر طی شده در روز پنجم سفر در پاریس 

RZ2AAQLfcqP44UxagCVm9cDEZyp0brXbjerUwxyA.jpeg
تصویر 121 – تصویر مسیر طی شده در روز هشتم سفر در ونیز

 

• در این سه کشور، اکثر آدمهایی که ما دیدیم خیلی راحت به انگلیسی صحبت میکردن و اصلا مشکلی بابت ارتباط با سایرین در موقع نیاز نداشتیم. در سایت آقای احمد خانی (سفرنوشت)، ایشون یه نظری در مورد میزان تسلط مورد نیاز به زبان انگلیسی در سفر خارجی داده بودند که به نظر من درسته. ایشون گفته بودن که همین که کسی اعتماد به نفس لازم برای ارتباط برقرار کردن به زبان انگلیسی را داشته باشه کافیه و منم کاملاً باهاش موافقم.
• در این سفر و سفر بعدی که ما داشتیم، به این نتیجه رسیدم که حتی المقدور باید همه ی خرید خوراکی ها و چیزهای ضروری مورد نیاز را از سوپرمارکتهای محلی انجام داد. به عنوان مثال یک بطری آب معدنی کوچک در سوپرمارکتهای رم حدود 30 تا 40 سنت بود، در برخی محلها مثل واتیکان یا اطراف موزه لوور، هر بطری یک یورو بود، در حالیکه همون بطری آب معدنی را ما در ونیز و در میدان سن مارکو، 4 یورو خریدیم. اگرچه گاهاً آدم ناچاره، اما میشه درصدی از هزینه ها را با خرید از سوپرمارکتهای محلی کاهش داد. ضمن اینکه آب لوله کشی شهری هم در بسیاری از کشورها قابل آشامیدن هست و در صورتی که قمقمه ای همراه داشته باشید، میتونید آب آشامیدنی را این طوری با خودتون همراه ببرید.
• قیمت خوراکی در اروپا خیلی بالاست. بعضی افراد توی سفرهاشون معمولاً دنبال شکم گردی هستند و چون احتمالاً سلیقشون با من متفاوته بهشون توصیه خاصی نمیکنم. برای افرادی مثل خودم که نمیخوان ته رستورانها و غذاها را در سفرهاشون دربیارند ولی حس و حال تجربه ی غذاهای جدید را دارند، باید بگم که ما در این سفرمون پای کارلین (Karelian pies) را در فنلاند، پنیرهای فرانسوی را در هتل پاریس، باکالا مانتکاتا را در ونیز و چندتا پیتزا از سوپرمارکتهای ونیز و رم خوردیم و به جز پنیرهای خوشمزه ی پاریس باقیشون به نظرم چیز فوق العاده و خیلی خوشمزه ای نبودند. واسه همین من توصیه میکنم افرادی که خیلی دنبال شکم گردی نیستند، اگه محدودیت بار ندارند، میتونند بخش زیادی از خوراکی های مورد نیازشون را از ایران بردارند.
• پیشنهاد میکنم حتماً با خودتون یک جفت دمپایی پلاستیکی بردارید. هیچ کدوم از هتلهای خارجی که من تا حالا رفتم در دستشویی و حمومشون، دمپایی نداشتند و احتمالاً این موضوع برای کسایی که حساس هستند، یه جوری باشه!
• خوشبختانه در هر سه کشور مورد بازدید ما، مشکل امنیتی نداشتیم، حتی در ساعتهای دیروقت هم مشکلی پیش نیومد. با اینحال جانب احتیاط را رعایت کنید و به خصوص جاهای شلوغ، مواظب وسایل و پولتون باشید.
• یکی از چیزهایی که توی این سفر و سفر بعدیم به روسیه، حسرتش را خوردم، برنامه ریزی و درآمدزایی همه ی کشورها از توریسم و بهره برداری اقتصادی همه ی کشورها از این ظرفیته و اینکه کل دنیا فهمیدند که اقتصاد و درآمدزایی از این راه چقدر اهمیت داره. اکثر جاذبه های مطرح خارجی، صفهای طولانی برای بازدید با هزینه های بالای بلیط دارند و تازه از راه پیچوندن این صفها (امتیاز skip the line برای برخی آژانسها) هم کلی درآمد کسب میکنند، اما بهترین و فوق العاده ترین جاذبه های داخلی ما چنین وضعیتی نداره. حتی در بسیاری از جاذبه ها مثل لوور یا کلسئوم، برای به امانت گیری audio guide ها هم صف طولانی بود. در شرایطی که کشورهای همسایه ما مثل ترکیه، امارات و ... خیلی خوب دارند روی توریسم مانور میدند. حتی اخیراً کشوری مثل کوبا با وجود این همه تحریم های مختلف، الان به خوبی داره روی توریسم برنامه ریزی و درآمد زایی میکنه. کاش مسئولینی که کاری ازشون برمیاد واقعاً به سفر به این کشورها برند و ازشون الگو بگیرند و اون الگوها را پیاده سازی کنند. بعنوان مثال ایجاد audio guide های راهنمای جاذبه های تاریخی، دو زبانه کردن تابلوهای راهنمای شهری و جاذبه ها و ....، تبلیغات مثبت با روشهای مختلف روی جاذبه های داخلی مثل page های اینستاگرام یا تبلیغات در فرودگاههای سایر کشورها، ایجاد سرویسهای بهداشتی فرنگی، بهبود سامانه ها و جلوگیری از ناهماهنگی های بین سیاستهای مسافرین خارجی در بین فرودگاه و هتلها (مثلا چند وقت پیش شنیدم که در سیاستهای ثبت مهر روی پاسپورت مسافران ورودی به ایران تغییر داشتند تا توریستهای خارجی بتونند بدون ثبت مهر روی پاسپورت وارد ایران بشند اما از اون طرف هتلها از پذیرش مسافر بدون داشتن مهر ورود به ایران در پاسپورتها خودداری میکردند!) و خیلی کارهای دیگه خیلی خیلی میتونه به توریسم ایران کمک کنه. البته بطور موازی باید ظرفیتهای هتلها و سایر شرایط زیرساختی لازم مثل پرواز و ... هم بهبود پیدا کنه.
• مساله بعدی که به ذهن من میرسه، بحث فرهنگی و نحوه ی برخورد با مسافر و توریست خارجیه. مثلاً در مورد موضوع حجاب. به نظر من حتی محدودیتها و سیاستهای مذهبی خاص خودمون را هم خیلی خیلی بهتر میتونیم پیاده کنیم. چه اشکالی داره خیلی محترمانه مسافرین خارجی که وارد ایران میشند و به هردلیلی مشکل حجاب دارند، را به اتاقی دعوت کنیم و با یک پذیرایی مختصر، به عنوان هدیه، شال یا روسری ای منقش به پرچم ایران یا ... را بهشون هدیه بدیم و محدودیتهای خودمون را بهشون توضیح بدیم. البته میتونیم چندین برابر این پول را از بلیط جاذبه هایی که داریم،کسب کنیم. مثلاً قیمت بلیط جاذبه هامون را برای خارجی ها چند برابر کنیم (کجای دنیا یک توریست میتونه جاذبه های کشوری را با زیر قیمت یک دلار ببینه؟! حتی میشه با ارائه ی کارت ملی و ایجاد سامانه های کنترلی، یکبار بازدید از جاذبه های ایران را برای هموطن های ایرانی رایگان کرد و چندین برابرش را از توریست خارجی گرفت).
این ایده ی من را با رفتاری که الان با مسافر خارجی ورودی میشه مقایسه کنید. به محض خروج از هواپیما، یک نفر از نیروهای سپاه در فرودگاه، موظف به دادن تذکرهای لازمه. توی فرودگاه امام، خدمه ی پروازی را دیدم که یه چیزی شبیه به دم کنی قابلمه را به سرشون کشیده بودند تا احتمالاً دچار مشکل نشند!
• اگرچه آدمها سلیقه ها و علاقمندیهای خاصی دارند و نمیشه یک نسخه ی واحد برای همه در نظر گرفت، اما به نظر من اگه از علاقمندان ویژه ی خرید نیستید و صرف خود خرید کردن براتون جذابیت زیادی نداره، بیخودی وقتتون را در سفر برای خرید کردن هدر ندید. نهایتاً میتونید هرجایی که رد میشدید و چیزی چشمتون را گرفت، خرید کنید یا اینکه از free shop های فرودگاهها در زمان وقت آزاد و پرتی که دارید، استفاده کنید. به نظر من با شرایط فعلی ارزی کشور و هزینه های زیاد سفر خارجی برای ما ایرانیها، اصلاً در نظر گرفتن وقت اختصاصی در سفر برای خرید توجیهی نداره. اینا به یاد داشته باشید که شما برای وقت محدودی که در سفر دارید، کلی هزینه ی پرواز، هتل، ویزا و ... پرداخت کردید.


با امید به یک عالمه سفر خوب در آینده ی نزدیک برای هممون. شاد و خوش سفر باشید.

 

 

نویسنده: علیرضا فراهانی

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.