Close

از ساری تا دریاچه الندان و چشمه های باداب سورت

4.3
از 15 رای
از ساری تا دریاچه الندان و چشمه های باداب سورت + تصاویر

پادکست سفرنامه

 

سفر با دوچرخه از ساری تا دریاچه الندان و چشمه های باداب سورت ( 14 تا 17 شهریور 95 )

1.JPG

تصویر 1

مقدمه

رابطه زندگی، خوشبختی و پول ؟

آدم از زندگی چی می خواد؟ خوشبختی چیه؟ دل خوش یعنی چه؟ و آرامش و خیال آسوده کیلویی چند ؟

آیا همه اینایی که گفتیم صرفا با پول بدست میاد ؟ چرا خیلی از آدما بیشتر تلاششون کسب ثروت بیشتره و به جنبه های دیگه زندگی که ممکنه اولویت بالاتری از پول داشته باشن توجه نمی کنند؟

برخی از ما این گونه زندگی می کنیم که سلامتی خود را فدای کسب ثروت بیشتر می کنیم و وقتی سلامتی مان را از دست دادیم حاضر می شیم ثروت خود را بدهیم تا سلامتی مان را بدست بیاوریم . طنز عجیبی است که متاسفانه عادات زندگی و طمع و حرص کسب پول بیشتر باعث آن شده است.

متاسفانه بسیاری از ما فکر می کنیم که آنانکه پولدارترند خوشبخت ترند. من با تجربه شصت سال زندگی خود به شما می گویم که اینچنین نیست. لوازم و اسباب خوشبختی و دل خوش بسیار متعدد است که پول فقط یکی از آن هاست و اگر پول زیاد داشته باشی ولی در عوامل دیگر خوشبختی لنگ بزنی، همان پول زیاد ممکنه حتی خوشبختی را از تو سلب کنه .

به عنوان کلام آخر بگویم که عوامل متعدد خوشبختی را نمی توان با پول خرید، این همان تصور اشتباهی است که ممکن است در ذهن بسیاری از ما وجود داشته باشد.

مثال می زنم : یکی از عوامل خوشبختی، روحیه قناعته، یکی دیگه اش رفتار معقوله، یکی دیگه اش توانایی مدیریت فراز و نشیب و بحران های زندگیه ، یکیش راستگویی و صداقته ، یکیش روحیه کمک به دیگرانه ، یکیش اخلاق خوشه و یکیش روحیه تلاش و کاره ، یکیش مدیریت سلامت جسمانیه مانند ورزش و تفریحات ورزشی و یکیش توانایی تربیت فرزنده ، یکیش دانستن روش های همسرداریه و یکیش .... و یکیش .....

شما قضاوت کنید تمام این ها را می شه با پول خرید؟ هرچند داشتن امکانات مالی مناسب قطعا می تونه در کسب برخی از این عوامل کمک کند ولی به هیچ وجه اینگونه نیست که تصور کنید با پول زیاد می توان تمام این لوازم اصلی خوشبختی زندگی را خرید و بدست آورد.

2.JPG

تصویر 2

چرا این مطالب را در ابتدای سفرنامه عنوان کردم ؟ و چه ربطی به سفرنامه دارد ؟ ربطش  اینه که این سفرنامه هم مانند خیلی دیگه از سفرنامه هایم در شرایط حداقل مخارج برای سفر انجام می شه . این یک سفرنامه پیمایش قسمت بسیار زیبایی از سرزمینمان با دوچرخه است . می خواهم نشان بدهم که یک سفر خوب و لذتبخش و پربار لزوما نیازمند شرایط لاکچری و بخور و بخوابی و گردش های از سر تفنن نیست. لزوما نیازمند هزینه زیاد برای سفر نیست و عموما وابسته به داشتن یک خودرو لوکس و مجهز هم نیست . شما در هر وضعیت مادی می توانید تدارک سفرهایی را ببینید که ممکن است به خاطره انگیزترین و لذت بخش ترین روزهای زندگی شما تبدیل گردد. می توانید مدیریت و تدارک سفرهایی را داشته باشید که خودش می تونه یکی از عوامل خوشبختی محسوب بشه و شما را حتی با جیب کم پول، از لذت زندگی اقناع کند.

3.jpg

تصویر 3

این بار سفری متفاوت با دوچرخه

از فروردین 94 که برای اولین بار، همراه گروهی از دوستانم به یک سفر یکروزه با دوچرخه در پیرامون اصفهان رفتم، تا کنون دوچرخه یار وفادار من در حضر و سفر بوده است . بعد از آن در قالب تورهای دوچرخه سواری و نیز به صورت دو نفره همراه یکی از دوستانم ، سفرهای یکی دو روزه متعددی از مبدا اصفهان و یا در داخل استان اصفهان داشتم و در این میان خیلی مایل بودم که سفر با دوچرخه را در استان های دیگر کشور تجربه کنم . عقیده ام بر صرفا ورزش دوچرخه سواری نیست بلکه دوست دارم همزمان با طبیعت گردی و دیدار از زیبایی های ایران زمینمان، دوچرخه سواری کنم . شاید عبارت " طبیعت گردی با دوچرخه " برای رساندن منظورم مناسب باشد .

برای طبیعت گردی با دوچرخه باید منطقه ای مناسب و دارای طبیعت و جذابیت های متفاوت و مورد نظرمان را انتخاب کنیم و سپس دوچرخه هایمان را با وسیله ای به محل مورد نظر برسانیم و یکی چند روز سفر طراحی شده مان را در منطقه مورد نظر به انجام برسانیم و سپس دوچرخه ها را دوباره با وسیله ای به خانه برگردانیم .

در تورهای دوچرخه سواری، روش مرسوم این است که دوچرخه افراد شرکت کننده تور را بوسیله وانت به محل مورد نظر می رسانند . افراد را هم با مینی بوس یا اتوبوس به محل می رسانند و از مبدا مورد نظر ، برنامه دوچرخه سواری در طبیعت ، معمولا از مسیر جاده های خاکی روستایی و یا مسیرهای کم ترافیک شروع می شود، درحالی که وانت پشتیبان همراه گروه حرکت می کند تا اگر فردی دچار مشکل شد و یا دوچرخه اش نیاز به تعمیر پیدا کرد او را حمایت نماید.

در اینجا ویدئو کلیپ یکی از این تورهای دوچرخه سواری را برایتان می گذارم تا درک ملموس تری از این نوع سفرهای گروهی و حمایت شده با دوچرخه داشته باشید.

ویدئو رکابزنی در جنگل بولا ، منطقه دو دانگه ساری

 

سفر با دوچرخه از مبدا شهر ساری تا چشمه های باداب سورت

اما حالا این بار تصمیم داشتم همراه با سه نفر از دوستان یک برنامه دوچرخه سواری برون استانی داشته باشم . استان مازندران را برای این برنامه در نظر گرفتم و یک سفر چهار روزه با دوچرخه را از مبدا ساری طراحی کردم که در مسیر جاده ساری به دامغان ( سمنان ) جرکت کنیم و در طی مسیر از دریاچه الندان و شهر کیاسر دیدن کرده و سفر را تا محل چشمه های معروف باداب سورت ادامه دهیم و سپس به ساری برگردیم. برای نقل و انتقال دوچرخه هایمان از اصفهان به ساری و بالعکس هم از اتوبوس های بین شهری استفاده کنیم.

4.JPG

تصویر 4 : مسیر دوچرخه سواری ما در این سفر

دوچرخه ها را در صندوق اتوبوس جا می دادیم . معمولا اتوبوس ها برای انتقال یکی دو تا دوچرخه در صندوقشان مشکلی ندارند و این کار را در ازای دریافت هزینه ای توافقی انجام می دهند ولی اگر تعداد دوچرخه ها زیادتر باشد حتما باید در موقع تهیه بلیط با راننده اتوبوس هماهنگ کنید که بعدا دچار مشکل نشوید و یا راننده تقاضای مبلغ خیلی زیادتری از شما نکند.

شب هنگام سوار اتوبوس شدیم تا بعد از استراحت شبانه در اتوبوس ، صبح فردا در شهر ساری پیاده شویم . صبح روز 14 شهریور 95 بود که در ساری پیاده شدیم و بعد از خوردن صبحانه در یک قهوه خانه خیابانی عازم جاده ای شدیم که از سمت جنوب ساری به استان سمنان می رفت . جاده ای که به سمت دریاچه سد شهید رجایی ( دریاچه سلیمان تنگه ) می رود نیز از همین جاده منشعب می گردد .

مسیری که از ساری تا دریاجه الندان و چشم های باداب سورت می رود تماما در منظقه چهاردانگه ساری قرار دارد . در طرف مقابل، منطقه دو دانگه ساری به همان منطقه ای گفته می شود که سد شهید رجایی در آن قرار دارد و ادامه مسیر کوهستانی جنگلی آن به روستای سنگده و سپس به شهر پل سفید در جاده فیروزکوه منتهی می شود.  

5.JPG

6.JPG

7.JPG

تصاویر 5 تا 7 : طبیعت سبز و کشتزارهایی زیبا  در طی مسیر ما در جاده ساری به  دامغان

طبیعتی سبز و زیبا با چشم اندازهای مسحور کننده

طبیعت زیبای دشت و جنگلی و کشتزارهای این قسمت از خطه مازندران، واقعا تماشایی است . در حین دوچرخه سواری از تماشای محیط، لذت وافری می بریم و این باعث اقزایش انرژی ما برای پیمودن شیب جاده ها می شود . جاده یک سربالایی ممتد با یک شیب نسبتا ملایم دارد. با احتساب وزن کوله و وسایلی که داخل خورجین ترک دوچرخه داریم ، وزن کلی دوچرخه ها نسبتا زیاد شده است ولی ما به سخت کوشی عادت داریم و از طرفی غرق در زیبایی محیط شده ایم و از رکابزنی در چنین طبیعتی لذت می بریم.

بعد از ده بیست کیلومتر رکابزنی برای استراحت و استفاده از سرویس بهداشتی در یک مسجد کنار راهی توقف می کنیم . مسجدی کوچک با گنبدی سبز و با بافت معماری محلی است که زیبایی خاصی دارد. سرویس بهداشتی مساجد بین راهی، یک خدمت مفید و عام المنفعه است که همیشه در طول سفرهایمان کارساز بوده است.

8.JPG

تصویر 8

به مسیرمان ادامه می دهیم . از سه راهی که جاده سد رجایی از جاده اصلی منشعب می شود می گذریم . حالا وارد بخش چهاردانگه ساری شده ایم . به تدریج شیب جاده افزوده می شود و مسیرمان به شیب های پیچ در پیچ کوهستانی با پوشش جنگل، تبدیل می شود . اینجا از عرض جاده هم کاسته می شود. خیلی از اتومبیل هایی که از پشت و یا روبرو می آیند برایمان بوق می زنند . اکثر این بوق ها با دست تکان دادن و ابراز احساسات راننده و سرنشینان خودرو همراه است . گاهی هم به تصور آنکه توریست خارجی هستیم سلام و خوشامدی به زبان  انگلیسی نثارمان می کنند . البته همه بوق ها ممکنه برای تشویق و تحسین نباشد و برخی راننده ها بوق هشدار بزنند که مواظب تردد ماشین در جاده باریک باشیم . دوچرحه سواری در چنین جاده های باریک و نسبتا پر ازدحام، احتیاط مضاعفی می طلبد.

بعد از چند کیلومتر دوچرخه سواری در شیب سربالایی، در قسمتی از جاده که حاشیه پهنی دارد توقف می کنیم. اینجا یک خانواده در زیر سایه درختی، زیرانداز پهن کرده اند و به استراحت و خورد و خوراک مشغولند . نزدیک می شویم و باب صحبت و گفتگو بینمان باز می شود . یک خانواده یزدی هستند که برای مسافرت به شمال، از این مسیر آمده اند. ظاهرا جاده دامغان به ساری ، نزدیکترین مسیر برای اهالی شهرهای کویری استان یزد برای دسترسی به خطه شمال کشور است. خانواده یزدی با میوه و چای از ما پذیرایی می کنند. مهمان نوازی و خونگرمی خانواده های ایرانی، زبانزد عموم گردشگران داخلی و خارجی است و میزان مهر و عواطفی را که ایرانیان بویژه نسبت به گردشگران خارجی از خود نشان می دهند، این گردشگران را مجذوب فرهنگ مردم ایران می کند.

9.JPG

تصویر 9 : خانواده یزدی و میوه و خربزه ای که به ما تعارف کردند

به مسیرمان ادامه می دهیم و دو ساعتی از ظهر گذشته که در کنار یک قهوه خانه سر راهی توقف می کنیم تا ناهاری را که در کوله ها داریم نوش جان کنیم.  

ادامه مسیر می دهیم . سربالایی های نفس گیری را در پیچ و خم جاده طی می کنیم . در این مواقع همیشه با امید خاطره سازی از یک برنامه سنگین و با لذت از توان و تلاش و پشتکاری که نصیبم شده و با شکرانه سلامتی که دارم، رکاب می زنم. باور کنید که در پس این تلاش ها لذتی عمیق نهفته است.

حوالی غروب ، به ده کیلومتری شهر کیاسر رسیده ایم . ارتفاع اینجا حدود 1200 متر از سطح دریاست . ما صبح هنگام از شهر ساری حرکت کرده بودیم که حدود صد و سی متر از سطح دریا ارتفاع دارد بنابر این در طی حدود 65 کیلومتر، کمی  بیش از هزار متر ارتفاع گرفته بودیم.

10.JPG

تصویر 10

 

قسمت اول ویدئو مستند "از ساری تا الندان و باداب سورت با دوچرخه"

از جاده ای که در سمت راستمان و روبروی ایستگاه پمپ بنزین در ده کیلومتری کیاسر قرار دارد به سمت دریاچه الندان تغییر مسیر می دهیم . یک سراشیبی ملایم و دلچسب در پیش رویمان است که بعد از چند کیلومتر به روستای الندان می رسد . از مجاورت روستا ادامه مسیر می دهیم . اینجا جاده، خاکی می شود و بعد از مدتی وارد جنگل می شویم و سرانجام در واپسین دقایق روز به دریاچه الندان در قلب این جنگل زیبا می رسیم. وه ، چه دریاچه و چه محیط زیبایی است اینجا .       

 

11.jpg

تصویر 11 : مسیر جنگلی به سمت دریاچه الندان

.

12.JPG

تصویر 12 : دریاچه الندان در قلب جنگل های پیرامون شهر کیاسر در منطقه چهاردانگه ساری  

در باره دریاچه الندان ، رویایی ترین دریاچه در دل جنگل های ساری

اگر بخواهم معرفی مختصری از دریاچه الندان داشته باشم باید این گونه بگویم :

" دریاچه الندان ، یک آب بند وسیع و زیبا و محصور در جنگل است که در 70 کیلومتری ساری و بیست کیلومتری شهر کوچک کیاسر در جاده ساری به سمنان قرار دارد .

دریاچه ای فوق العاده زیبا و وهم آلود و نسبتا بکر در دل یک طبیعت وحشی جنگلی.

حدود 60 کیلومتر که از ساری به سمت کیاسر بیایید نرسیده به شهر کیاسر ، تابلو جاده دریاچه الندان را در سمت راست خود خواهید دید . ده کیلومتر در این جاده حرکت کنید، از کنار روستای الندان گذشته و نهایتا در جاده های خلوت جنگلی به دریاچه الندان می رسید . قسمت انتهایی این جاده، آسفالت نیست .

کنار دریاچه امکاناتی مانند سرویس بهداشتی برقرار است و می توانید کلبه ای را هم کرایه کنید ولی کلا فضای اطراف دریاجه به صورت وحشی و بکر است و شب هنگام ، زوزه شعال ها را خواهید شنید .

بهترین تصاویر رویایی از این دریاچه را بعد از اطراق شبانه در کنار دریاچه و در صبح های مه گرفته این دریاچه می توانید مشاهده کنید که قابل وصف در کلمات نیست . آرامشی عمیق بر این دریاچه حکمفرماست .

این دریاچه بر اثر احدات بندی بر روی مسیر آب های جاری از باران در این منطقه ایجاد شده است . به همین جهت به آن " آب بندان" هم می گویند .

ارتفاع این دریاچه از سطح دریا حدود 1100 متر می باشد . "

13.JPG

14.JPG

15.JPG

16.JPG

17.JPG

18.JPG

19.JPG

تصاویر 13 تا 19 : نماهایی از دریاچه الندان

در کنار دریاچه، کلبه هایی بر پایه های چوبی و بالاتر از سطح زمین ساخته اند که برای اطراق شبانه گردشگران اجاره داده می شود . خوشبختانه تعداد گردشگران نسبتا معدود است و محیط دریاچه و پیرامون آن حالت بکر و وحشی دارد . می توان به این دریاچه، لقب زیبای وحشی جنگلی را داد.

 کمپ خود را در کنار کلبه ها برپا می کنیم . چند گردشگر دیگر هم در قسمت دیگری از حاشیه دریاچه، کمپ و آتش برپا کرده اند.

20.JPG

21.JPG

22.JPG

تصاویر 20 تا 22

اوایل شب هنگام ، زوزه شغال ( و گرک ) از دل جنگل های پیرامون دریاچه، سمفونی زیبایی از طبیعت وحشی را برایمان اجرا می کند. ولی حاشیه دریاچه جزو قلمرو آدم ها محسوب می شود و حیوانات وحشی تعرضی به قلمرو آدم ها نخواهند داشت مشروط بر آنکه آدم ها نیز حریم امنیت حیات وحش را خدشه دار نکنند. این قانون طبیعت است و حیوانات وحشی طبیعت به صورت ذاتی، بیشتر از ما آدم ها به این قانون واقف هستند.      

 

صبح رویایی

در طول ده سالی که از طبیعت گردی من در نقاط مختلف ایران می گذرد، تقریبا تمام روزهای سفر را صبح زود از خواب برخواسته ام و دوربین به دست رهسپار دیدار طبیعت و محیط پیرامون شده ام . لطافت صبحگاهی روزهای سفر چنان لذتی دارد که هیچ جایگزین دیگری برای آن نمی توان یافت .  

به جرات می گویم که لطافت صبحگاهی پیرامون دریاچه الندان ساری از بهترین صبح های تمام سفرهای این ده ساله گذشته من بوده است . صبح سپیده دم از چادر که بیرون آمدم، خود را در یک فضای بهشتی یافتم.

فضای مه گرفته دریاچه و درختان جنگلی پیرامون آن، صدای پرندگان جنگلی، چشم انداز شاخه های قطع شده و پوسیده تنه درختان که مانند ارواح از دل آب بیرون زده بودند، سکوت زیبای محیط و آرامش عمیقی که از آب ساکن دریاچه حس می کردی ، تماما یک فضای رویایی به این محیط داده بودند که تا یک ساعتی که مه صبحگاهی برقرار بود این محیط بهشتی نیز در اوج قدرت، خودنمایی می کرد. عموما وجود مه در محیط های جنگلی، زیبایی و وهم آلودگی ویژه ای به محیط می دهد که قابل توصیف نیست.

دور دریاچه را در این فضای رویایی صبح گاهی پیمودم و فیلم و عکس تهیه کردم . ویدئو کلیپی را که بعد از سفر از محیط صبحگاهی دریاچه الندان تهیه کردم از خاطره انگیزترین کلیپ هایم از زیبایی مسحورکننده طبیعت است.

ویدئو دریاچه الندان

23.JPG

24.JPG

25.JPG

26.JPG

27.JPG

28.JPG

تصاویر 23 تا 28 : نماهایی از صبح رویایی و مه گرفته پیرامون دریاچه الندان

مقداری امکانات تفریحی مانند قایق سواری هم در اطراف دریاچه مهیا شده است.

29.JPG

30.JPG

31.JPG

تصاویر 29 تا 31

تا ظهر هنگام در کنار دریاچه الندان ماندیم و ساعتی را به گشت و گذار در جنگل های پیرامون دریاجه طی کردیم .

32.JPG

33.JPG

تصاویر 32 و 33 :  فضای جنگلی پیرامون دریاچه الندان

.

34.JPG

تصویر 34 : متاسفانه در اینجا هم، دپوی زباله ها در جایی در حاشیه جنگل پیرامون دریاچه، چشم انداز نازیبایی ایجاد کرده بود .  

عکس های یادگاری زیادی گرفتیم و رهسپار ادامه سفر به سمت شهر کیاسر شدیم  که در فاصله حدود بیست کیلومتری دریاچه الندان قرار داشت. 

35.JPG

تصویر 35

.

36.JPG

تصویر 36

کیاسر

اطلاعاتی در باره شهرک کیاسر :

کیاسر، شهرک کوچکی که مرکزبخش چهاردانگه ساری است ، در 80کیلومتری جاده ساری به دامغان ( سمنان ) قرار دارد  .

 شهرک کیاسر از سه سو بوسیله کوه های بلندی احاطه شده است و بنابر این، موقعیت این شهر همانند بن بستی در میان کوه های اطراف است. علاوه بر این، چون جاده ساری تا سمنان از مجاورت شهر کیاسر می گذرد و به داخل شهر نمی رود، این شهر چندان توریستی نشده و نسبتا خلوت است . شهرک کیاسر حدود سه چهار هزار نفر جمعیت دارد.

ما در مسیر رکابزنی خود از ساری تا چشمه های باداب سورت به شهر کوچک و خلوت کیاسر رسیدیم و در این شهر به یک مسجد قدیمی کوچک با سبک معماری چوبی ویژه مازندران رفتیم که احتمالا صدسالی قدمت داشت و بدون گنبد و مناره بود .

ساعتی را در این مسجد زیبا که  بافتی شبیه حانه های چوبی مازندران داشت، طی کردیم . من به پارک مجاور مسجد که نمادهایی از یک سری سرستون زیبا داشت، سرکی کشیدم و از آهنگری کنار خیابانی روبروی مسجد فیلم گرفتم. شهرک کیاسر، چهره ای  ساکت و نسبتا مغموم داشت،  هرچند چشم انداز شهر کیاسر از ارتفاعات جاده مجاور آن ، خیلی زیبا بود .

در یک مغازه کبابی که شاید تنها مغازه کبابی شهر هم بود، کباب کوبیده سفارش دادیم ( آن زمان من هنوز گیاه خوار نشده بودم )  

37.JPG

38.JPG

37.JPG

39.JPG

40.JPG

تصاویر 37 تا 40 : نماهایی از شهرک کیاسر

.

41.JPG

42.JPG

43.JPG

تصاویر 41 تا 43 : مسجدی قدیمی در کیاسر، با بافت چوبی خانه های قدیمی مازندران

.

44.JPG

تصویر 44 : آهنگری کنار خیابانی در روبروی مسجد قیمی کیاسر 

ویدئو شهر کیاسر

 

روستای جمال الدین کُلا

ادامه جاده ساری به دامغان،  از شهرک کیاسر به سمت ارتفاعات مجاور کیاسر می رود و به همین علت، جاده در این قسمت دارای  شیب تند کوهستانی است . چند کیلومتر را در یک شیب نفس گیر رکاب زدیم . شیب جاده به حدی بود که ماشین های سنگین هم با دنده سنگین و با سرعت آهسته و زوزه کشان، این مسیر را به بالا می رفتند. در انتهای این شیب تند سرانجام مجبور می شوی از دوچرخه پیاده شوی و مقدار باقی مانده از سربالایی را پیاده طی کنی، هرچند هل دادن دوچرخه در حین این پیاده روی، خودش معظلی است.

در جایی در بالادست این جاده ، بچه ها و اعضای یک خانواده  محلی که بر روی تپه ای مشرف بر جاده بودند، همراه با کف زدن و شعار دادن، ما را تشویق می کردند :  " پا بزن پا بزن ، پا بزن پا بزن "

حالا جدود هفت کیلومتر از شهرک کیاسر فاصله گرفته بودیم و قسمت عمده ارتفاعات بالادست کیاسر را رکاب زده بودیم . به محوطه بازی در کنار جاده می رسیم که آلاچیق هایی برای فروش اغذیه محلی و استراحت بین راهی برپا کرده اند . توقف می کنیم تا هم استراحتی بکنیم و هم آش دوغ و چای سفارش بدهیم . همین آش دوغ خوشمزه که همراه با نان می خوریم ، ناهار ما هم محسوب می شود. عصر هنگام است.

45.JPG

تصویر 45

در محل این آلاچیق ها، جاده ای فرعی نظرمان را جلب می کند . تصمیم می گیریم که امروز از ادامه حرکت در مسیر جاده اصلی صرف نظر کنیم و وارد این جاده فرعی شویم تا در دل ناشناخته های اطراف ، کند و کاوی بکنیم . این کنجکاوی و پیمایش های کاوشگرانه در طبیعت، برای ما لذت خاصی  دارد .

مقداری که در جاده فرعی به پیش رفتیم دیگر عملا راه برگشتی نداشتیم، چون جاده با یک شیب خیلی زیاد و با پیچ و خم متوالی به قعر دره  مجاور به پایین می رفت . در این وضعیت ما هم مجبور بودیم که مقدار زیادی از ارتفاعی را که به زحمت رکاب زده بودیم دوباره به پایین برگردیم . هرچند این موضوع خوشایندی نبود ولی طبیعت این دره آنقدر زیبایی داشت که حاضر بودیم زحمت این فرود و صعود مجدد را به جان بخریم.

حدود دو سه کیلومتر فقط شیب شدید سرازیری را طی می کردیم، سرازیری بود و سرازیری، تا سرانجام به قعر دره رسیدیم، جایی که روستایی به نام جمال الدین کُلا قرار داشت و رودی نیز از میان روستا جاری بود. حالا دیگر کاملا مسلم بود که شب را باید در همین روستا اطراق می کردیم .ترجیح دادیم که در صورت امکان در مسجد و حسینیه روستا، اسکان پیدا کنیم تا به مردم و جو روستا نزدیکتر باشیم. معمولا اینجوری خیلی بیشتر حال می ده تا به فرض بخواهی در حومه روستا جایی را برای کمپ پیدا کنی و شبی را غریبانه  طی کنی.

همانطور که در بیشتر سفرهای ساده مان در طبیعت و روستا، معمولا فضای حسینه ها و امامزاده ها و مساجد به کمکان آمده تا شبی را در زیر سقفی با امکانات نسبتا مناسب طی کنیم، این بار نیز در روستای جمال الدین کلا توانستیم با کسب اجازه از مسئول شورای ده، از فضای قسمتی از مسجد برای شب مانی استفاده کنیم.

قبل از غروب آفتاب، با پیاده روی در کوچه های شیب دار روستا با فضای کلی روستا و پیرامون آن آشنا می شویم. سقف خانه ها مانند بقیه روستاهای خطه شمال، شیروانی است و روستا در شیب دامنه های سرسبز کوه شکل گرفته است.

46.JPG

تصویر 46 : از کیاسر تا روستای جمال الدین کلا

.

47.JPG

48.JPG

49.JPG

50.JPG

52.JPG

51.JPG

تصاویر 47 تا 52 : نماهایی از روستای جمال الدین کلا      

روستای جمال الدین کلا، به نام روستای سادات هم معروف است چون اهالی آن عموما از سادات علوی هستند . خیلی از اهالی هم فعلا در شهر ساری ساکن هستند و تابستان ها برای استفاده از هوای خنک و طبیعت زیبای روستا، چند ماهی را در خانه های پدری خود در این روستا بسر می کنند . شب هنگام  و بعد از نماز، با یکی از این اهالی متدین و در عین حال باصفا و خونگرم و خوش صحبت ، سرگرم گفتگو می شویم . من که شخصا  از حجم اطلاعات ادبی و فصاحت گفتار او لذت فراوان بردم .

53.JPG

تصویر 53 : شهدای روستای جمال الدین کلا ( روستای سادات )

صبح زود، خداحافظی با روستای جمال الدین کلا و سلامی دو باره به جاده

صبح زود از روستای جمال الدین کلا خارج می شویم . باید تمام دو سه کیلومتر سر بالایی را که دیروز از آن پایین آمده بودیم این بار با پای پیاده و دوچرخه به دست به سمت بالا برویم تا به مسیر جاده اصلی ساری به دامغان برسیم . البته در این سربالایی هرجا که شیب کمتر می شد سوار بر دوچرخه می شدیم و به سمت بالا رکاب می زدیم. بعد از ساعتی به لب جاده اصلی رسیدیم و باز هم رکاب زدیم برای بالا و بالاتر رفتن از ارتفاعات، تا آنکه سرانجام به مرتفع ترین قسمت مسیر رسیدیم با ارتفاعی حدود 1850 متر از سطح دریا . با این حساب ما از ساری تا اینجا حدود 1700 متر ارتفاع گرفته بودیم.

از اینجا به بعد، سرازیری های مسیر شروع می شود که تا محل روستای تِلمادره ادامه می یابد . روستای تلمادره در پایین ترین قسمت جاده در این منطقه قرار دارد و بعد از آن  جاده اصلی دوباره به فراز ارتفاعات می رود. منطقه تلمادره یک جایگاه استراحت بین راهی در جاده ساری به سمنان محسوب می شود و دارای امکاناتی شبیه فروشگاه های مواد غذایی و میوه فروشی و رستوران و پمپ بنزین و پاسگاه پلیس می باشد.

54.JPG

تصویر 54 : در منطقه روستای تِلمادره

از محل تلمادره، مسیر ما از جاده اصلی جدا می شود و به جاده  آسفالته اُروست ( Orost ) در سمت چپ جاده اصلی وارد می شویم . این جاده بعد از 25 کیلومتربه روستای اُروست می رسد. چشمه های باداب سورت نیز در همان نزدیکی قرار دارند . در این مسیر و قبل از رسیدن به روستای اروست از روستاهای پِشِرت، کَوات و قلعه سر می گذریم . طبیعت این منطقه، دیگر آن سرسبزی و طراوت قسمت های اولیه بخش چهار دانگه ساری را ندارد و کم کم می رود که طبیعت خشک کویری ، جایگزین دشت های سرسبز و جنگل شود ولی  هنوز چشم انداز کشتزار و باغات پراکنده، زیبایی منطقه را تا حدودی حفظ کرده است.

در میانه راه توقفی در باغات حاشیه روستای قلعه سر داریم . من و یکی دیگر از دوستان نیز در کوچه های روستا گشتی می زنیم و دقایقی مهمان یک خانواده روستایی می شویم تا از سرویس بهداشتی خانه وی استفاده کنیم و نماز را در ایوان خانه بخوانیم. صاحبخانه، یک بانوی مسن روستایی است که با روی گشاده، استفاده از امکانات و فضای خانه خود را در اختیار ما می گذارد و با میوه از ما پذیرایی می کند.

55.JPG

تصویر 55 : در روستای قلعه سر

به راهمان به سمت چشمه های باداب سورت ادامه می دهیم و سرانجام در نزدیکی انتهای مسیر به یک سه راهی می رسیم که مسیر سمت چپ به روستای اُروست می رسد، در حالیکه مسیر سمت راست بعد از چند کیلومتر دیگر و از طریق یک جاده خاکی به چشمه های باداب سورت می رسد.

تقریبا تمام مسیر بیست و پنج کیلومتری که از تلمادره تا چشمه های باداب سورت  پیمودیم به صورت یک شیب نسبتا ملایم سربالایی بود ولی سربالایی کوه و تپه ای که چشمه ها در بالای آن قرار دارند واقعا تند است، به گونه ای که مجبور هستیم  پیاده شویم و دوچرخه ها را با خود به بالا بکشیم، مخصوصا با توجه به آنکه جاده ، سنگلاخی هم  بود.

ویدئو روستای جمال الدین کلا و روستاهای مسیر باداب سورت

56.JPG

تصویر 56 : از روستای جمال الدین کلا تا چشمه های باداب سورت  

اطلاعاتی راجع به چشمه های باداب سورت

چشمه های باداب سورت ، میراث طبیعی ارزشمند و منحصر بفرد در ایران

در 120 کیلومتری جنوب  شرقی ساری و در حد فاصل ساری تا سمنان ، چشمه هایی از آب گازدار همراه با ترکیبات معدنی قرار دارد که در نوع خود در ایران بی نظیر و در دنیا کم نظیر است . این چشمه ها به نام باداب سورت معروف هستند . باداب به معنی آب گازدار است .

57.JPG

58.jpg

59.JPG

60.JPG

تصاویر 57 تا 60 : چشمه های باداب سورت در بخش چهاردانگه ساری

دو چشمه باداب سورت، بر روی تپه ایی قرار دارند . ارتفاع این منطقه از سطح دریا  1800 متر است. این چشمه ها بعد از دماوند  دارای دومین ثبت میراث طبیعی در ایران می باشند. 

 ترکیبات معدنی موجود در آب این چشمه ها باعث ایجاد رسوباتی رنگین به رنگ های زرد و نارنجی و قرمز شده است . علاوه بر آن در طی هزاران سال ، جریان آب چشمه ها به سمت پایین موجب ایجاد طاقچه های پلکانی زیبا و شگفتی در شیب تپه شده است . مجموعه این طاقچه های پلکانی با رسوبات رنگین آن باعث پیدایش مناظر بدیعی در این ناحیه شده است .

61.JPG

62.JPG

63.jpg

64.JPG

65.JPG

تصاویر 61 تا  65 : نماهای دیگری از چشمه های باداب سورت

شبیه چشمه های باداب سورت در ایران ، منطقه ای به نام پاموکاله در ترکیه است که گردشگران زیادی را به خود جذب کرده است ولی باید بدانیم که چشمه های باداب سورت ایران از نظر طیف رنگین رسوبات بر منطقه پاموکاله ترکیه ، برتری دارد ولی با این حال هنوز نتوانسته ایم شرایط پذیرایی از گردشگران خارجی را برای این ناحیه منحصر به فرد از کشورمان مهیا کنیم .

برای دسترسی به چشمه های باداب سورت باید به جاده ساری به سمنان بیایید و در روستای تلمادره در میانه این جاده به سمت جاده ای بروید که به روستای اروست و چشمه های باداب سورت می رسد  .

در مجاورت این چشمه ها امکانات رفاهی وجود ندارد و اگر قصد شب مانی در این منطقه را دارید می توانید از حسینیه روستای اروست (  Orost ) که در چند کیلومتری این چشمه هاست استفاده کنید .

این چشمه ها در هنگام طلوع و غروب خورشید تلالو ویژه ای دارند و می توانید در این زمان ها  بهترین تصاویر را از آن ها ضبط کنید .

چشمه های باداب سورت درست در بالای تپه ای کوهستانی قرار گرفته اند . یکی از چشمه ها کوچک و قرمز رنگ است و رگه هایی همچون جریان خون روی سنگ های صیقلی در شیب قسمتی از تپه ایجاد کرده است .

دریاچه ای کوچک ولی عمیق از چشمه دیگر باداب سورت ایجاد شده است که آب آن از شیب تپه سرازیر می شود و حوضچه هایی با آب های رنگی در شیب تپه ایجاد می کند . در زمان بازدید ما آب تعدادی از این حوضچه ها خشک شده بود .

66.JPG

67.JPG

69.JPG68.JPG

تصاویر 66 تا 69 : چشمه رنگین باداب سورت و دریاچه ای که در بالای تپه و از آب چشمه ها، ایجاد شده است.

.

70.JPG

71.JPG

72.JPG

73.JPG

تصاویر 70 تا 73 : قسمت های خشک شده چشمه های باداب سورت   

حوضچه های باداب سورت در طی هزاران سال شکل گرفته اند ولی متاسفانه با عبور گردشگران از روی لبه حوضچه ها و عدم مراقبت مناسب محل بوسیله نهاد های محیط زیستی، در معرض نابودی قرار گرفته اند .

متاسفانه تاکنون همت کافی برای ایجاد سایت گردشگری در این محل همراه با امکانات کافی و مراقبت های ویژه برای حفظ و استفاده از این سرمایه ملی وجود نداشته است . منطقه چشمه های باداب سورت، فاقد کوچکترین امکانات خدماتی است.

74.JPG

75.jpg

76.JPG

77.JPG

78.JPG

79.JPG

80.JPG

تصاویر 74 تا  80 : چشمه های باداب سورت، سرمایه ملی بدون توجه کافی به آن ها

ویدئو چشمه های باداب سورت

 

و پایان سفر همراه با باران های رگباری و سیل 

هنگام غروب بود که چشمه های باداب سورت را ترک کردیم و برای استراحت شبانه به روستای اُروست در چند کیلومتری این چشمه ها آمدیم و با کمک دهیاری روستا از فضای مسجد بزرگ روستا برای خواب شبانه استفاده کردیم.

صبج زود فردا راه برگشت را در پیش گرفتیم تا مسیر 120 کیلومتری چشمه های باداب سورت تا شهر ساری را در عرض مدت یک روز بپیماییم . بجز گردنه و سربالایی های نفس گیری که در منطقه تلمادره داشتیم تقریبا بقیه مسیر به صورت سراشیبی بود.

81.jpg

تصویر 81

 امروز برخلاف روزهای گذشته، آسمان ابری بود و خبر از امکان بارندگی می داد. در حدود چهل کیلومتری ساری بودیم که بارش باران آغاز شد. پانچوهای خود را پوشیدیم تا محافظی در برابر باران باشد . شدت باران کم و زیاد می شد، ولی در نزدیکی ساری تبدیل به رگبارهای شلاقی شد و وقتی به شهر ساری رسیدیم مواجه با سیلی شدیم که در خیابان ها جاری بود. خیابان تبدیل به رودخانه شده بود و پیاده روهای اطراف تبدیل به آبشارهایی شده بودند که از سقف شیروانی مغازه و خانه ها به پیاده رو فرو می ریخت .

در حالی که با لباس های سراسر خیس و سنگین، در داخل رود خیابان و از میان خودروهای محاصره شده در سیل رکاب می زدیم، ولی در عین حال از این محیط طبیعی ایجاد شده در فضای شهری لذت می بردم. تنها حسرتم آن بود که در شرایط بارانی نمی توانستم با دوربین خود از این صحنه های شگفت رود و آبشار، فیلم و عکس تهیه کنم .

وقتی سرانجام با ساعتی رکابزنی در خیابان های طویل شهر ساری به محل ترمینال اتوبسرانی رسیدیم کاملا شبیه موش آب کشیده شده بودیم . توانستیم در پناه سقف ایوانی، لباس های خود را تعویض کنیم و سوار بر اتوبوس راهی اصفهان شویم . و به این ترتیب، سفری که تمام روزها و دقایقش تبدیل به خاطره ای شیرین و به یادماندنی برای ما شد، به پایان رسید.

82.JPG

تصویر 82     

 

نویسنده: هادی انصاری

تمامی مطالب عنوان شده  نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات بر عهده نمی‌گیرد.

اطلاعات بیشتر

سفرنامه های مرتبط

نظرات کاربران (27 نظر)

× در حال پاسخ به:

سعید ا. 15 شهریور 1399 ساعت 13:03

استاد انصاری عزیز! درود بر شما. در وصف سفرنامه تان، در یک کلام عرض کنم: مثل همیشه بود. پربار، معرف ناشناخته ها، انشای جذاب و دوست داشتنی، تصاویر و ویدئو های عالی، و مقدمه ای تامل برانگیز که این حقیر هم برخلاف برخی از دوستان، با آن کاملا موافقم. ضمن احترام به نظر آن عزیزان، یادآور میشوم که کلمه گسترده "خوشبختی"، مولفه های بیشماری دارد که بسیاری از آنها قابل جایگزینی با مولفه دیگر نیست. شاید مهمترین مولفه آن، نوع نگاه و میزان و معیارهای شخص است. بعنوان مثال، یک شخص فرهیخته، کتابخانه و داراییهای فرهنگی اش را شاید با گنج قارون هم عوض نکند (حتی اگر وضعیت مالی مناسبی هم نداشته باشد)، حال آنکه دیگری شرافتش را هم به مبلغ ناچیزی میفروشد (حتی اگر نیازی هم به آن مبلغ نداشته باشد). بدیهی است سلامتی، آبرو، دانش و شعور، و البته حداقل معیشت و .... مولفه های خوشبختی هستند که هیچیک قابل جایگزینی با دیگری نیست. در تایید نظر جنابعالی، موضوع را به کارنامه تحصیلی یک دانش آموز تشبیه میکنم که مولفه های یاد شده به مانند مواد امتحانی اوست و اگر این دانش آموز در تمامی دروس نمره هایی در محدوده 14 تا 16 کسب کند، به مراتب موفق تر از دانش آموزی است که در تمام دروس نمره بالاتر از 18 و تنها در یک درس نمره 8 گرفته! به عبارت دیگر، داشتن همه پیش نیازهای خوشبختی در سطح "حداقلی"، کافی است و الزامی به سطوح بالاتر نیست، اگر چه بقول معروف: کیفیت انتها و سقف ندارد. البته این بحث مفصل تر از آن است که بتوان با چند جمله، به اتفاق نظر رسید. در پایان، باز هم از زحمات جنابعالی تقدیر و تشکر نموده، با آرزوی تندرستی و سفرهای پربار، در انتظار تجارب گرانبهایتان هستم.

azadeh 8 شهریور 1399 ساعت 11:35

با سلام،
یک نکته:
در ابتدای سفرنامه در مورد بحث پول و خوشبختی صحبت شد. لازم هست که تاکید کنم تمامی مواردی رو که ذکر کردید رو شما می تونین با پول به سادگی بدست بیارین (مگر اینکه پولتون کافی نباشه). بدون شک اینکه شما اینقدر ذهن بازی دارین که سفر می رین اونم با دوچرخه! نشون میده که شما دغدغه مالی ندارین! اکثر مردم نمی تونن مثل شما رومانتیک باشند چون توی 60 سالگی باید صبح تا شب جون بکنن که یک لقمه نون در بیارن! پس شما دغدغه مالی ندارین که راحت سفر میرین و راحت روزها وقت میذارین و سفرنامه می نویسین. لطفا شعار ندیم. اول خودمون رو در شرایط مالی اکثریت آدمها قرار بدیم بعدا بگیم پول خوشبختی و دلخوشی نمیاره! همه این ادمایی که توی 60 سالگی دارن کار می کنن که شکمشون رو فقط سیر کنند بدون شک اگر تامین بودند، دوچرخه سوار می شدند و میرفتند کوه و بعدش می نشستند پشت میز و در حالیکه یک فنجان قهوه داغ میخوردند سفرنامه می نوشتند. ولی اونا بعضی وقتا پول همون قهوه رو هم ندارند.
شرایط فعلی ایجاب می کنه که هیچوقت در مورد کلیشه "پول دلخوشی و خوشبختی نمیاره" صحبت نکنیم.
با تشکر از سفرنامه های زیبای شما

نویده گوگانی 5 شهریور 1399 ساعت 20:54

با سلام و سپاس از سفرنامه تون
من این مناطق را نمی شناختم . با دیدن عکسها اه از نهادم برامد. پاموکاله ترکیه چه درامدی درو میکنه و انوقت خیلیها اصلا ایران را نمی شناسند.

عشق سفر 4 شهریور 1399 ساعت 22:54

با سلام وقت بخیر
سپاس از به اشتراک گذاری سفرنامه خوبتون و آشنا کردن ما با چشمه های باداب سورت که بسیار جذاب بود برام و از تماشای عکسهای زیبای این منطقه لذت بردم.
پاینده باشید

مهدی رشیدی 4 شهریور 1399 ساعت 12:54

جناب آقای انصاری با تشکر از زحمات جنابعالی
من سفرنامه های قبلی شما را نیز خوانده بودم.
لیکن این سفرنامه شما را دوست نداشتم. متاسفانه بیشتر یک نثر اخلاقی عرفانی بود تا یک متن جذاب سفرنامه.
انشالله سفرهای بیشتری تشریف ببرید و سفرنامه بعدی شما را نیز در این سایت ببینیم.

امید قاسمی 4 شهریور 1399 ساعت 11:09

سلام جناب انصاری
ماشاالله به این روحیه و انرژی و این همه شوق...
بسیار لذت بردم بزرگوار. کاش نگاه شیرین شما به زندگی و زیباییهاش الگویی بشه برای همه ما...
خودم اهل ساری هستم ولی چند سالی میشه که ساکن یکی از استانهای مرزی ایرانم. تقریبا همه این جاها رو رفتم و تجدید خاطره ای زیبا بود. چقدر خوب میشد برنامه سفر طوری بود که سری هم میزدید به دریاچه زیبای "چورت" که اتفاقا در مسیر شما هم بود تا قدرت وهم انگیز متفاوتی رو تجربه میکردید!
جسارتا یک پیشنهاد هم دارم:
اگر بشه در تدوین و نماهنگ ویدیوهای زیبا از چنین سفرهایی از موسیقی محلی همون مناطق هم استفاده بشه احتمالا جذابیت زحمات و تجربیات شما بیشتر خواهد شد.

پاینده باشد

فرشاد شفیعی شهیدلو 4 شهریور 1399 ساعت 10:04

سلام آقا هادی عزیز، انقدر سفرنامه های شما شیرین و خواندنی هستند که حیفم می آد کامل نخونم. مخصوصا سطرهای اول سفرنامه هاتون آدمو به شوق می آره. بار دیگر گوشه ای دیگر از زیبائیهای سرزمینمونو به تصویر کشیدید و بخوبی شناساندید.من یکبار از سمنان تا شهمیرزاد رفتم و دوست داشتم تا باداب سورت برم. اما وقتی از مردم محلی آنجا کیفیت جاده شهمیرزاد به باداب سورت را پرسیدم و شنیدم که قسمتی از جاده مناسب نیست و باید با جیپ یا خودرو های شاسی بلند بریم، منصرف شدم. به نطر می رسه بهترین وسیله سفر دوچرخه باشه که شما بخوبی برنامه ریزی کرده بودید. من پاموک کاله را در ترکیه دیدم و وقتی فرمودید که اقدامی برای ایجاد زیرساختهای گردشگری در باداب سورت ایجاد نشده واقعا افسوس خوردم که آنجا با آنهمه توریست و میلیاردها دلار درآمد و اینجا بدون سرمایه گذاری و منطقه ای بدون توریست و درآمداست.امیدوارم مسئولین به این جاذبه ارزشمند کشور که میتونه بهتر از پاموک کاله برای ما درآمد زائی کنه، بیشتر بها بدن.
برای شما دوست عزیز سلامتی و روزهای خوب و خوش آرزومندم.

h2018 4 شهریور 1399 ساعت 09:53

سلام خدمت شما ، سفرنامه زیبایی بود ، 2 روزی بود که سایتو چک میکردم و سفرنامه جدیدی از شما نمیدیدم، امروز اومدم و باز هم سفرنامه ای زیبا ، امیدوارم روزانه شاهد سفرنامه های جدید از شما باشیم

روزبه شهنواز 4 شهریور 1399 ساعت 03:07

سلام استاد، اول از همه تشکر و قدردانی بابت سفرنامه ی زیبا، کاربردی و پر شور شما. دومین تشکر بابت عکسهای خیلی قشنگتون، من عکسهاى شماره ۱۹ و ٧٩ رو خیلی دوست دارم و خیلی قشنگه. با اجازه تون ذخیره ش کنم. سوم هم اینکه ما ناچارا دنبال پول دویدیم اما متاسفانه اون از ما تند تر میدوُه و با اختلاف اوله!

محمد مروتی 3 شهریور 1399 ساعت 22:00

درود جناب انصاری عزیز، سپاس بابت نگارش سفرنامه زیبای ساری و الندان و باداب سورت که با تصاویر بسیار جذابی همراه بود. آقا هادی عزیز کاملا با فرمایش جنابعالی در ابتدای سفرنامه موافقم و اینکه خوشبختی انسانها تنها در ثروت خلاصه نمیشود. بسیاری از جاها ثروت، نه تنها خوشبختی نمی آورد بلکه مانع اساسی در رسیدن به کامیابی ها و لذات زندگی دنیوی است. این شعار نیست، بسیاری از ما به آن باوری عمیق داریم. امیدوارم همیشه سلامت و شادکام و پا در رکاب باشید. با احترام_ محمد مروتی

یاسر 3 شهریور 1399 ساعت 21:29

آقای انصاری عزیز اینقدر چند خط اول سفرنامه شما زیبا و دلنشین بود که همچون نصیحت پدرانه به دلم نشست و منی که اهل مازندرانم رو وادار کرد این سفرنامه شما رو تا آخر بخونم امیدوارم این طرز فکر شما تبدیل به یک الگو برای همه ی ما علی الخصوص ما جوونها بشه ممنون که از استان زیبای ما نوشتید اینبار اگر عزم سفر به مازندران کردید خوشحال میشم میزبان شما باشم همیشه سلامت باشید

mehdi 3 شهریور 1399 ساعت 20:46

سلام امیدوارم همیشه سلامت باشید
ا در سفر بعدی حتما به دودانگه هم بیاید بسیار با صفا و زیباس

Hamid-Mahbubeh 20 مرداد 1399 ساعت 16:31

کامنتم رو با این پاراگرافتون شروع می‌کنم: «یکی از عوامل خوشبختی، روحیه قناعته، یکی دیگه اش رفتار معقوله، ...» با این پاراگرافتون شدیدا موافق و هم عقیده‌ایم ؛)
طبق معمول سفرنامه‌تون پر از توصیفات و اطلاعات بود که دوست می‌داریم ؛)
و طبق معمول دمتون گررررم که اینقدر با حوصله و انرژی می‌نویسید. من اگه جزو مسئولین لست‌سکند می‌بودم واقعا یک نشان مخصوص بهتون میدادم! نشانی که فقط مختص خود شماست.
یه سوال: دوچرخه‌ها داخل صندوق اتوبوس چطور قرار می‌گیرن؟ ایستاده و تکیه داده شده به جک؟ یا خوابیده؟ چطور بسته بندی می‌کنید که آسیب نبینن؟