پنجشنبه هفتام فروردین 04 شب،سکوت،جزیره دود آتش،نور چراغ قوه،زوزه شغالها و در آخر سروصدای همسر و همسفر خواب را از چشمانم ربوده.ساعت 10شب است که از چادر بیرون میآیم در محاصره آب،پلانگتونها و شغالها هستیم.همسر و همسفر در تلاش برای دورکردن شغالها هستند.تمام تجربههایمان را برای
سلام خدمت همه لست سکندی های عزیزم، میخوام تو این سفرنامه همه کسایی که این سفرنامه رو میخونن رو با خودم همسفر کنم .امیدوارم با نوشتن این سفرنامه بتونم کمک کوچیکی به شما دوستان عزیزم جهت سفرهای داخلی زمینی طولانی پیش روتون داشته باشم و