تفلیس، شهر تندیس های پاییزی

3.4
از 12 رای
تقویم ۱۴۰۳ لست‌سکند - جایگاه K - دسکتاپ
تفلیس، شهر تندیس های پاییزی
آموزش سفرنامه‌ نویسی
10 اردیبهشت 1403 12:00
6
1.6K

باسلام خدمت دوستداران سفر و خوانندگان سفرنامه

سفر واژه ایست پویا و پرانرژی و حس دوست داشتن و تجربه کردن جغرافیای اطراف و بیرون.سفر حرکت رو به جلوست و حس داشتن اعتماد به نفس.هروقت که حس ناامیدی و یاس بهم القا میشه حتما سعی میکنم که سفری برنامه ریزی کنم که این حس بد به حس خوب و اعتماد به نفس تبدیل بشه.. پاییز فصل مورد علاقه و بقول شاعر ،بهار عشاق ست و فصل برگریزان و هزار و یک رنگ.امسال پاییز با اخبار بد و ضدحال شروع شد ، جنگ اسرائیل و غزه ، مرگ هنرمندان دوست داشتنی و دلخراش آتیلا پسیانی و داریوش مهرجویی و همسرش،که همگی کلی غم به دلهامون راه داد و بعدش شیوع ویروس آنفلوانزاکه اکثرا بهش مبتلا شدیم و اصلا نفهمیدم که پاییز چطوری و کی شروع شد و البته عدم بارندگی در تهران که پاییز بدون بارونی تجربه کردیم ... پاییز بی بارون ،که اصلا پاییز نیست!!!

بگذریم ، و به سفرنامه تفلیس زیبا در کشور گرجستان بپردازیم. بعد از مسافرت سال گذشته به ارمنستان و شهر یروان ، امسال با داداشم تصمیم گرفتیم که به کشور گرجستان و پایتختش تفلیس مسافرت کنیم که با دیدن نظرات مختلف مسافران در گوگل مپ و بخصوص در مورد فرودگاه تفلیس و رفتار بد کارکنان فرودگاه در چک پاسپورت و سختگیری بیش از اندازه ، دودل بودیم که بریم یا نریم!!!

بهرحال دل رو به دریا زدیم و تصمیم براین شدکه بریم و پیه بدرفتاری پرسنل فرودگاه تفلیس رو به تنمون بمالیم.ک اصلا اینطوری نبود و برعکس خیلی هم خوش برخورد و حرفه‌ای با توریست ها رفتار میکردند منتهی مثل خیلی دیگه از کشورها ،مدارک مسافرو از قبیل بلیط و واچر هتل و مقدار پولی که برای مخارج سفر بهمراه داری رو چک میکنندکه بنظرم مشکلی نبود و همچی خوب پیش رفت.

از اونجایی که تورهای مسافرتی رو از وبسایت لست سکند دنبال میکردم ، قیمتها و تاریخ مورد نظر م رو مرور  و تور تفلیس را انتخاب و خریداری کردم بتاریخ هفدهم آذر ۴۰۲.ب مدت چهار شب و پنج روز. و یک هفته وقت داشتیم که مقدمات سفر و خرید مایحتاج و خوراکی ها و درخواست ارز مسافرتی از نرم‌افزار بله رو انجام دهیم و از قبلش بکمک گوگل آب و هوای هفته بعد رو نگاه کردم که کل روزهایی رو که ما در تفلیس بودیم رو بارونی و سرد نشون میدادکه خیلی خوشحال کننده برام بود چون من بارون و پاییز رو بسیار دوست دارم.

پرواز ما با هواپیمایی وارش روز جمعه در ساعت هفت و بیست دقیقه صبح بودکه باتوجه به دریافت ارز مسافرتی به مقدار پونصد دلار ، چندساعت زودتربه فرودگاه امام خمینی رفتیم که پس از انجام تشریفات و گرفتن کارت پرواز و چک پاسپورت به سالن ترانزیت و صف دستگاه بی تی ام رسیدیم و ارز مسافرتی رو دریافت کردیم.

undefined

برای گرفتن کارت پرواز و تحویل چمدون ها ، متصدی هواپیمایی وارش تمامی مدارکمون از قبیل بلیط برگشت ، واچر هتل و بیمه مسافرتی رو چک میکرد که مشکلی در فرودگاه تفلیس و دیپورت شدن برای مسافر پیش نیاد.بهرحال بعد از چهل دقیقه تاخیر ، هواپیما بویینگ به مقصد تفلیس از فرودگاه امام تیک آف کردکه در طول مسیر یک ساعت و چهل دقیقه ای از کشور ارمنستان و از کنار کوه آرارات که در سمت چپ هواپیما قرار داشت رد شدیم که البته قبلا از دو جهت مختلف دیگه کوه آرارات کوچک و بزرگ رو دیده بودم ، یکبار از طرف مرز بازرگان و بار دیگر از داخل کشور ارمنستان و این بار از آسمان.

undefined

و بعد از کم کردن ارتفاع جهت فرود با هوای مه‌آلود و ابری تفلیس روبه رو شدیم و در فرودگاه بین‌المللی و زیبا و بارونی تفلیس به زمین نشستیم.که خیلی سریع در صف چک پاسپورت بصف شدیم و بعد از ما ، هواپیمایی از کشور آذربایجان به زمین نشست و سالن شلوغ و پر ازدحام شدکه آفیسرهای گرجی سریع ولی با دقت مدارک مسافرها را از قبیل بلیط برگشت و رزرو هتل رو چک و مهر ورود به گرجستان رو میزدن و خوش آمد میگفتن. ما به طبقه همکف فرودگاه رفتیم و چمدون ها رو تحویل گرفتیم و به سالن خروجی هدایت شدیم و بعد از هماهنگی با تور لیدر و ترانسفر ، مقداری دلار رو به لاری گرجستان تبدیل کردیم به مقدار هر دلار ۲.۶۶ لاری.

undefined undefined undefined لیدر تور ماروبه سمت هتل ترانسفر و اطلاعات لازم رو متذکر شد و ما بعد از یک ربع به هتل الگانت رسیدیم و اتاق ها رو تحویل گرفتیم که بخاطر خستگی سفر و بعد از خوردن ناهار به خواب رفتیم. بعد از  چرتی مختصر و بیرون کردن خستگی از بدن به بیرون هتل و چرخی در اطرافش زدیم که با محیطمون آشنا بشیم که هتل الگانت در بیرون از مرکز شهر واقع شده ولی در منطقه بسیار قشنگ و سرسبز شهرکهای مسکونی و ساختمان های قدیمی ولی باشکوه استالینی. هتل الگانت هتلی کوچک با تعداد پرسنل کم ولی باحال بنظر میومدکه در مه فرو رفته بود که منم عاشق هوای مه‌آلود و گرفته اونجا شدم چیزی شبیه لندن !!

undefinedundefined ه 

بهرحال ، بعد از گشتی اطراف هتل و خرید میوه و مقداری خوراکی و نوشیدنیبههتل برگشتیم و مقداری آجیل به النا که مدیر بداخلاق هتل بود با او همکلام شدیم از طریق گوگل ترنسلیت ، چون النا گرجی صحبت میکرد و ما انگلیسی ، پس بهترین راه ارتباط گوگل ترنسلیت بود.

جالبه که بدونید النا خیلی بداخلاق بود و فقط به من و داداشم مهرداد روی خوش نشون میداد و با بقیه مسافرها خیلی خشک و عصاقورت داده رفتار میکرد و هتل رو مثل پادگان اداره می‌کرد و قانون و مقررات خودش رو داشت(شاید هنوز در حال و هوای دوران شوروی مونده بود ،هرچی نباشه هموطن استالین بود... همون‌طور که میدونید استالین رهبر شوروی هم اهل گرجستان بود) ولی خوشبختانه از همون روز اول با من و مهرداد ، مهربون بود.

برای مثال یک شب که بچه ها تا دیروقت بیرون بودن ، بعد از ساعت دوازده شب در هتل رو براشون باز نمیکرد که با وساطت مهرداد ، به هتل راهشون داد و ساعت ورود و خروج رو دوباره تاکید و متذکر شده بود.ها ها ها  فردای روز اول بعد از صرف صبحونه مختصر هتل الگانت که تعدادی نون تست ، کره ، یک لیوان چای و مقداری شکر بیشتر نبود 

صبحانه مختصر هتل الگانت
صبحانه مختصر هتل الگانت

بهمراه دوتا از هم سفرهامون که در هتل آشنا شده بودیم با اتوبوس خودمون رو به مرکز شهر رسوندیم وبهگشت و گذار در خیابانهای اصلی شهر و خوردن ناهار ، چند ساعتی وقت صرف کردیم و بدچنتا کلیسای قدیمی و معروف تفلیس سری زدیم.

کلیسای ترنیتی که از کلیساهای قدیمی ارتدوکس با ساختمان آجری در یک کوچه بن بست واقع بود به ما و خانمها البته به شرط رعایت حجاب اجازه ورود و عکسبرداری و فیلمبرداری میداد ، بسیار باشکوه و مقتدر خودنمایی میکرد.البته خانمها برای ورود به کلیساهای ارتودوکس شرقی میبایست حجاب و روسری بر سر داشته باشند در غیر این صورت اجازه ورود نخواهند داشت.

undefined
کلیسای کاشوتی که کلیسای جامع در قلب خیابان روستاولی از کلیساهای نسبتا جدید تفلیس می‌باشد.

undefinedundefinedundefinedundefined

و از مناظر پاییزی شهر تفلیس دیدن کردیم و در حال خوشی و عکس انداختن بودیمکهعروس و دامادی، نظرمون رو بخودشون جلب کردن.

undefinedundefinedundefinedundefined

از عروس و داماد اجازه گرفتیم و کلی باهم عکسبهیادگار گرفتیم، عروس و داماد هردو اهل روسیه و شهر مسکو بودن که بخاطر جنگ روسیه و اوکراین در تفلیس زندگی میکردن و بسیار با محبت و مهربون بودن.

undefined

در خیابان روستاولی که از خیابانهای زیبا و عریض تفلیس میباشد به سمت میدان تندیس جرجیس و میدان آزادی درحال قدم زدن بودیم که به یک مراسم عروسی دیگری در کلیسای جامع تفلیس برخوردیم که اینبار عروس و داماد شرقی و چینی بودن.

undefined undefined undefined undefined undefined undefined

روز دوم سفر به تفلیس خیلی به من و داداشم و هم سفرهامون خوش گذشت. تفلیس شهر مجسمه هاست و در گوشه و کنار شهر مجسمه‌هایی با شکل و اندازه های مختلف میبینیدکه زیبایی خاصی به شهر میده.

undefined

تفلیس تلفیقی از معماری قرون وسطایی ، کلاسیک و استالینست و این تندیس ها همگی یادگار دوران شوروی بوده است. روز سوم با بچه ها تصمیم گرفتیم که به پل شیشه ای و تله کابین تفلیس بریم که دوباره با اتوبوس شماره ۵۴۰ خودمون رو از هتل به مرکز شهر رسوندیم و بعد از شارژ کردن کارت مترومانی که مخصوص سوارشدن مترو و اتوبوس و همچنین تله کابین تفلیس ه ،در پارک ریکه که ایستگاه پایینی ، سوار تله کابین شدیم برای هر نفر رفت و برگشت شیش لاری هزینه دربرداشت.

درطول پل شیشه ای که روی رودخونه کورا کشیده شده و رودخونه عریض و طویل می‌باشد که از وسط شهر تفلیس رد میشه ،از همه نوع نژاد و ملیتی بخصوص شرقی ها به گشت و گذار مشغول بودن که تعداد زیادی درحال یافتن مشتری برای قایق سواری و ترغیب گردشگران برای عکس انداختن با پرندگان و حیوانات متل طاووس و عقاب و میمون بودن که حسابی مزاحم توریست ها میشدن و مزاحم گشت و گذار بقیه بودن و مثل کنه ول کن معامله نبودن، گذر کردیم تا به آن طرف رودخونه رسیدیم جهت سوار شدن به تله کابین.

undefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined

در بالای ارتفاع که تمام تفلیس زیر پامون قرار داشت در کنار مجسمه مام گرجستان کلی عکس و فیلم گرفتیم که همگی فوق‌العاده شد. در برگشت از تله کابین به پایین ، از مسیر اولد تبلیس یا همون تفلیس قدیمی به مسیرمون ادامه دادیم که به خیابون های باریک و سنگ فرش و کلیساهای قدیمی ارتدوکس و ساختمان های قدیمی و نوستالژیک که همش فکر میکردم در زمان رابین هود و داروغه ناتینگ هام هستم

undefined undefined undefined undefined

در روز چهارم به بازارچه‌های محلی نزدیک هتل سری زدیم و کلی سوغاتی و تابلوهای کوچیک و کفش و پوشاک که همگی بخاطر کریسمس و سال نو میلادی با تخفیف همراه بود خریدیم.

 undefined undefined undefined undefined undefined undefined

و روز چهارم خیلی بهمون خوش گذشت. و بعدازظهر همون روز به یک مرکز خرید بسیار بزرگ و مدرن و مجهزبه اسم ایست پوینت که نزدیک هتل الگانت بود با تاکسی اینترنتی بمبلغ چهار لاری رفتیم و مقداری خوراکی و شکلات برای سوغاتی و خودمون خریدیم.در یک قسمت ایست پوینت ،ساختمان بزرگی قرار داشت فقط برای کودکان و نوجوانان از کیف و کفش و اسباب بازی بگیر تا لوازم فانتزی و شهربازی شبیه به دیزنی لند.

undefined

و در پایان شب چهارم شام رو در پارک پشت هتل صرف کردیم و با ساغر و اسرین گفتیم و خندیدیم. لیدر تور برامون در واتساپ پیام گذاشت که فردا راس ساعت هفت و نیم صبح در لابی آماده باشید برای رفتن به فرودگاه و برگشت به تهران. ساعت ده و نیم صبح روز سه‌شنبه پرواز. 

undefined undefined undefined undefined

برگشتمون بود به تهران که دوباره هوا بارونی و مه آلود شده بود. به هنگام تخلیه اتاق ، با النا خداحافظی کردیم و او ما رو بغل کرد و گفت دوست دارم دوباره ببینمتون و منم مبلغی ناچیز بعنوان انعام بهش تقدیم کردم و آرزوی دیداری مجدد.... لیدر تور که بیتا خودش رو معرفی میکرد، خانمی بسیار منظم و وقت شناس و حرفه ای بودکهدر طول سفر خیلی از موارد مهم و قوانین گرجستان رو توضیح میداد و احساس مسئولیت ش قابل تحسین و تشکر بود.

و اینطوری سفر به گرجستان و پایتخت زیبایش تفلیس به پایان رسید. تفلیس شهر زیبا و مورد علاقه م شد و خاطرات خوب و قشنگی برام رقم زد و حتما دوباره به اونجا بر خواهم گشت. در یکی از روزهای که در تفلیس درحال گشت و گذار بودیم، دختری زیبا بهمراه چنتا از دوستانش در حال مصاحبه کردن بودن از توریست ها و گردشگران به زبون انگلیسی ،که از ماهم مصاحبه گرفت و نظرمون رو درمورد جاهای دیدنی تفلیس جویا شدکه منم شهر قدیمی و تندیس ها و پل صلح و رودخانه کورا که شبیه به رودخانه تمز در لندن بود و تله کابین و کلیساهای قرون وسطایی رو در جواب گفتم و در انتها پرسید که  آیا دوباره مایلی برگردی به تفلیس که منم  پاسخ دادم به احتمال زیاد بله ، چرا که نه ....

 Of course, ten to one 

گرجستان در کنار دریای سیاه و تفلیس عروس شهرهای قفقاز جنوبی و شهریست متمدن و تلفیقی از سنت و مدرنیته و بسیار خوش آب و هوا با آسمان آبی و پر از تاریخ وتمدن بزرگ با مردمی مهربون و خوش اخلاق بخصوص دختر و پسرهای جوون که همگی خوش برخورد و انگلیسی بلدکه خوشحال میشوند به گردشگران کمک کنند و شهریست بسیار تر و تمیز و بدون زباله در خیابان.زبان و خط گرجی جز چهارده خط رسمی دنیاست که فقط بین گرجی ها رایجه و زبان دوم مردم که اکثرا بهش مسلط هستند روسی می‌باشد و انگلیسی بین نسل جوون گرجی ها رایجه.البته ترکهای آذری بهمراه ارامنه جمعیت قابل توجهی از گرجستان رو تشکیل میدن و زبون ترکی و ارمنی هم جز زبانهای رایج و متداول در گرجستان میباشد و بقیه اطلاعات رو هم میتونید در ویکیپدیا جستجو کنید.

undefined

البته خیلی علاقه مند بودم که به موزهای تفلیس هم سری بزنم که هم وقت نشد و هم همسفرهام خیلی موافق نبودن ولی دفعه بعد حتما یکروز از سفرم رو به بازدید از موزه‌های شهر و تالارهای اپرا که بیشترشون در همون خیابان روستاولی ست ،  اختصاص خواهم داد. گرجستان کشوریست دوست داشتنی و پرانرژی که حتما توصیه میکنم به این کشور قشنگ و مدرن سفر کنیدکه واقعا زیباست و غیرقابل وصف. بقول قدیمی ها که شنیدن کی بود مانند دیدن.... و از اینکه با نوشتن این سفرنامه شمارو هم باخودم همراه کردم خوشحال م و ایشالا قسمت شما هم بشه.

این سفرنامه برداشت و تجربیات نویسنده است و لست‌سکند، فقط منتشر کننده متن است. برای اطمینان از درستی محتوا، حتما پرس‌وجو کنید.

اطلاعات بیشتر