اولین باری بود که دوست داشتیم شمال کشورمون رو در مهرماه و همچنین ماه محرم تجربه کنیم.با پایان فصل تابستان وکاهش ترافیک خودروها،همچنین کاهش دمای هوا و خنکی مخصوص اینروزها ،مناظرزیبائی پائیز هزاررنگ جنگلها ازیکطرف و آشنائی با رسم و رسوم دهه اول ماه محرم در شهرهای شمالی، از ویژگیهائی بودند که این مسافرت رو برامون جذاب و خاطره انگیز میکرد.

ساعت07.30 روز پنجشنبه 15 مهرماه 95 با خودرو شخصی به اتفاق حاج خانم، از تبریز عازم سرعین در استان اردبیل شدیم.درپارک زیبای بستان آباد ،صبحانه رو میل کرده و به مسیرمون ادامه دادیم.ساعت 10.55 درباجه گردشگری ورودی شهر سرعین، بلیط تخفیف دار آبگرم تازه تاسیس" شهرآفتاب" رو به قیمت 7000 تومان ، تهیه و بعد از پرکردن باک خودرو، به مجتمع آبدرمانی در انتهای شهر رفتیم.

سفرنامه شمال

مجتمع تازه تاسیس آبدرمانی شهر آفتاب سرعین

 

ز ساعت 13.00 تا 13.30 در شهر گشتیم وحاج خانم برای خودشون مقداری خرید کردند و سپس راهی شهر اردبیل شدیم.

سفرنامه شمال

نمائی از شهر سرعین

 

رستوران ضیافت اولین اولویت ما برای صرف ناهار درتمام سفرهامون به اردبیل هست. به جرات میتونم بگم که کبابهای کوبیده این رستوران درکل کشور بی نظیره و ما هم سفارش چلو کباب کوبیده دادیم

سفرنامه شمال

ناهار در رستوران ضیافت اردبیل

 

بعد از صرف ناهار به محل اقامتمون (مهمانسرای ادارمون در اردبیل) که از دو هفته قبل رزرو کرده بودم، رفتیم و بعد از اسکان، حاج خانم استراحت کردندومن به تماشای مسابقه فوتبال مقدماتی جام جهانی بین ایران و ازبکستان که ساعت16.15 شروع شد،مشغول شدم که خوشبختانه با پیروزی یک بر صفر ایران به اتمام رسید.ساعت 19 بعد از صرف چائی به همراه حلوای سیاه (ازسوغاتیهای معروف اردبیل)عازم مرکزشهر اردبیل شدیم تا از حال و هوای این شهر در شبهای ماه محرم بی نصیب نمونیم.

سفرنامه شمال

مغازه های فروش حلوای سیاه در اردبیل. روبروی بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

 

سفرنامه شمال

حلوای سیاه از سوغاتی های معروف اردبیل که روش کنجد ، ادویه مخصوص و عسل ریخته شده

 

ساعتی در بازار شهرگشتیم و سپس برای صرف شام به یکی از جغول بغول فروشیهای شهر واقع در چهارراه اصلی شهر که مرکز شهر هم میباشد، رفتیم

سفرنامه شمال

یکی از جغول بغول فروشیهای واقع در چهارراه اردبیل

 

روال معمول عزاداریهای اردبیل به این صورت بود که دستجات در محدوده بازار شهر از ساعت 20 تا 21 با زنجیر،به عزاداری می پرداختند و سپس دستجات ،به مساجد میرفتند.اما در تبریز، تازه از ساعت 21 دستجات در هر کوچه و محله در بیرون مساجد تا پاسی از شب با طبل و دهل ، به شیوه شاخسی واخسی( شاه حسین – وای حسین)گویان به عزاداری میپردازند.

سفرنامه شمال

دسته عزاداری درخروجی بازار طلا و جواهر اردبیل

 

مخارج روز اول سفر:

وسایل صبحانه: 7000 تومان
بنزین : 50000
بلیط آبدرمانی: 14000
خریدهای حاج خانم برای خودشون : 25000
ناهار: 30000
عوارض بزرگراه تبریز –بستان آباد : 1000
حلوای سیاه،موز(میوه) و شکلات : 17000
شام : 20000
جمع هزینه روز اول: 164000 تومان
جمعه 16 مهرماه ( روز دوم)

ساعت 07.30دریکی از پارکهای محلی اردبیل صبحانه رو صرف کردیم.سپس از جاده اردبیل- خلخال به سمت استان گیلان به راه افتادیم.دربین راه اردبیل به سمت خلخال(بعد از طی 85 کیلومتر)، به شهر سرسبز و کوهستانی "گیوی" رسیدیم

سفرنامه شمال

نمائی کلی از شهر گیوی

 

دریاچه پشت سد گیوی، خوشبختانه هنوز خشک نشده بود و مقداری آب داشت

سفرنامه شمال

دریاچه پشت سد گیوی

 

مسیر 120 کیلومتری اردبیل تا خلخال رو در دو ساعت طی کردیم و ساعت 10 به شهر خلخال رسیدیم. شهررا کوچک و کم جمعیت دیدم که ارتفاع ساختمانهاش به ندرت به بیش از سه طبقه میرسید.ازیکی از فروشگاهها ،یک بطری آب معدنی خریدم و به راهمون ادامه دادیم.تابلو جاده ،فاصله خلخال تا اسالم رو 75 کیلومتر نشان میداد اما با توجه به کوهستانی و جنگلی بودن این جاده که البته یکی از زیباترین جاده های کشور هم محسوب میشه ،انتظار نداشتیم رانندگی در این جاده کمتر از دو ساعت طول بکشه

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

مناظری از مسیر جاده خلخال به اسالم



دراواسط جنگلهای انبوه ، عشقعلی، همچنان گرم سرخ کردن بلالها بود.چه حالی میده ،با ترنم جیک جیک انواع پرنده ها و در هوای عالی،تمیز ونسبتا خنک میانه های جاده جنگلی، لختی استراحت کردن وبا زدن یک فنجان چائی داغ و یک بلال سرخ شده بانمک!!!!

سفرنامه شمال

عشقعلی، گرم سرخ کردن بلالها

ساعت از 12 گذشته بود و چند کیلومتری بیشتر تا اسالم فاصله نداشتیم . صدای اذان بلندگوی مسجدجامع یکی از روستاها ی زیبای مسیر، منو مجاب کرد تا نمازاول وقت ظهر و عصر رو در آن مسجد اقامه کنم.برام خیلی جالب بود که همه اهالی ان منطقه سنی مذهب بودند و وضوخانه مسجدشون هم مثل مسلمانان سنی بود. یک لحظه فکرکردم در ترکیه هستم و دارم وضو میگیرم.این هم یکی از زیبائیهای کشورمونه که مذاهب مختلف با خوبی و خوشی درکنار هم زندگی میکنند.خبری از عزاداری ماه محرم نبود . پرچم و علمهای سیاه هم در کل این منطقه(تالش) ندیدم.

مسیر 70 کیلومتری اسالم تا انزلی رو در یک ساعت و ربع طی کرده و ساعت 14 به بندر انزلی رسیدیم.

طبق تجربه سالها مسافرتم که عقیده دارم، بهترین راهنماها مردم همان محل هستند،از یکی از اهالی شهر آدرس یک رستوران خوب رو در شهر جویا شدم. رستوران شیلات و حاج مرتضی غذاخوریهای معروف شهر بودند .چون از رستوران شیلات با غذاهای لذیذ دریائی، خاطره خوبی از دوران خدمت سربازی در مرکزآموزش نیروی دریائی حسن رود، سالهای پیش داشتم ،گزینه اولم همان رستوران بود.در ابتدای ورود به سالن غذاخوری ،حالم گرفته شد. هیچ تغییری نسبت به سالهای دورنکرده بود .حتی میز و صندلیهای قدیمی و دکوراسیونش هم قدیمی و دست نخورده باقی مانده بود. نیت رو براین گذاشتم که اشکال نداره شاید کیفیت غذا همان کیفیت خوب سابق باشه اما اشتباه میکردم. متاسفانه نه سالن،نه کیفیت و کمیت غذا و نه قیمت،هیچکدوم باب میلمون نشد.

افسوس خوردم که چرا رستوران حاج مرتضی رو انتخاب نکردم. حتی چند غذاخوری جدید و سنتی تازه تاسیس و به ظاهر خوب هم در مسیر بندر انزلی بطرف رشت در ابتدای جاده وجود داشتند که میتونستند گزینه های خوبی باشند. اماصد افسوس که با وجود 170 نوع غذای لذیذ سنتی استان گیلان و تعداد کثیر مسافران و گردشگران، تعداد رستورانهای باکیفیت و با غذاهای سنتی در انزلی و کل استان گیلان بسیار کم به چشم میخوره

سفرنامه شمال

رستوران شیلات انزلی و اردک ماهی

 

در خروجی بندر انزلی بطرف حسنرود از یک فروشگاه و کارگاه تولیدکلوچه سنتی فومن، یک بسته کلوچه گرم و تازه خریده و به راهمون ادامه دادیم.ساعت 17 به چمخاله( شهرزیبای ساحلی شهرستان لنگرود) رسیدیم. چمخاله و چاف از مناطق مورد علاقه ماست که ساحل زیباش ، خیلی بهمون انرژی میده و در مسافرتهای شمال همواره دوست داریم در این ناحیه اقامت کنیم.شب رو در اقامتگاه توریستی دهکده ساحلی، واقع درکیلومتر 1 بین پل چمخاله بطرف چاف ، گذروندیم.اقامتگاه بسیار دلگشا با فضای سبز خوب در کنار ساحل دریا ، سوئیتهای با امکانات کامل و تمیزکه شب بسیار آرام و خوبی رو گذروندیم.

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

داخل اتاق و نمای بیرونی مجتمع اقامتی توریستی دهکده ساحلی

پیاده روی عصرانه در کنار ساحل آرام،تمیز و زیبای چمخاله، آرامش خاصی بهمون داد. شام رو درسوئیت هتل، بصورت مختصر و سبک ،شیربا کلوچه و در انتهای شب ،میوه صرف کردیم

سفرنامه شمال

ساحل چمخاله

مخارج روز دوم سفر:

صبحانه: 4500 تومان
آب معدنی: 1000
ذرت در گردنه الماس(مسیر خلخال به اسالم): 5000
ناهاردر انزلی :37000
کلوچه فومن : 10000
میوه : 5000
وسایل صبحانه فردا : 6500
هتل(دهکده ساحلی در چمخاله) : 100000

جمع هزینه روز دوم : 169000 تومان

شنبه 17 مهر(روز سوم)

بعدازصرف صبحانه در اقامتگاه،ساعت 9 چمخاله را بطرف بابلسر ترک کردیم.بین راه به رامسر رسیدیم.تا حالاداخل شهر رامسر را به این زیبائی و خلوتی ندیده بودم و به راحتی و بدون فوت وقت از داخل شهر بطرف سلمانشهر به راه افتادیم.

سفرنامه شمال

داخل شهررامسر

 

حالا دیگه متل قو (سلمانشهر)،شهره عام و خاص شده.سه برج 30 طبقه که دوتا از اونها تجاری –مسکونی و سومی هتله.سه طبقه اول برجهای تجاری افتتاح شده و محیط بسیار عالی با انواع فروشگاههای مدرن و آبنمای زیبای طبقه همکف چشم هر بیننده ای رو خیره میکنه. اما طبقات مسکونی تا پایان سال به متقاضیان واگذار خواهد شد. برج سوم که مربوط به هتل هستش ،هنوز کارهای ساختمانیش به اتمام نرسیده است.

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

ساعت 14.30 به نوشهر رسیدیم و ناهار رو در رستوران اصلی برادران کلبادی نوشهر، میل کردیم.

 

سفرنامه شمال

چلو جوجه مخصوص برادران کلبادی نوشهر

 

فاصله نوشهر تا بابلسر هرچند حدود 115 کیلومتره اما بعلت وجود شهرها و شهرکهای کوچک در مسیر ، زمان زیادی رو باید در نظر گرفت .بعد از دو ساعت رانندگی و حوالی ساعت 1730 به شهر بابلسر رسیدیم

سفرنامه شمال

تابلو ورودی شهر بابلسر

بابُلْسَر ، بین دریای مازندران و رشته کوه البرز قرار دارد. این شهرستان ۱۲5000 نفر جمعیت دارد که معادل ۴/۴ درصد جمعیت کل استان است. بابلسر با پهنه ۱۳۵۰ هکتار در مصب رودخانه بابلرود قرار گرفته است.

نام قدیم آن، مشهدسر بود. عده‌ای بر این عقیده‌اند که قدیمی‌ترین نام، مشهد سبز بوده ،یعنی مشهدی که سبز است. واژه مشهد به خاطروجود سر امامزاده ابراهیم هست که بارگاه آن ،هم اکنون زیارتگاه مهم شهر میباشد. واژه سبز، به علت سر سبزی، خرمی و زیبایی منطقه بوده و به مرور زمان به مشهدسر تغییر نام یافته است.در سال 1311 نام این شهر به بابلسر تغییر یافت.

معمولا متل ،به هتلهای خارج شهر اطلاق میشه اما در بابلسر به سوئیتهای هتل آپارتمانهای خیابان ساحلی که از 9 پارکینگ تشکیل شده ،متل میگفتند.به چند متل سرزدیم ولی همگی بوی نم میداد وزیاد تمیز نبودند.در ضمن اکثرا بعلت آشپزی و سرخ کردن ماهی در داخل آشپزخانه هاشون، بوی نامناسبی داشتند .تا اینکه از هتل ساحلی رضوان که بین پارکینگ 4 و 5 واقع شده بود ،خوشمون اومد و اتاق رو به دریاشو به قیمت شبی 90000 تومان برای سه شب اجاره کردیم.چون یک اتاق با یک تخت دونفره و یک اتاق نشیمن با سه تخت تاشو داشت ،از عمو و زن عموی حاج خانم دعوت کردیم تا از نوشهر به جمع ما اضافه بشن تا چند روز باقیمانده سفررا دور هم باشیم و خوشبختانه آنها هم قبول کردند و قرار شد از فردا به جمع ما اضافه بشن.

اتاق هتلمون علاوه بر تختها، یک تلویزیون ال سی دی دیواری،یخچال ،حمام ،دستشوئی و یک تراس بسیار زیبای دونبش داشت که هم رو به دریا بود و هم رو به طرف آبشار هتل که بسیار دید خوبی داشت.

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

ساختمان و لابی هتل ساحلی رضوان(اتاق ما با تراس طبقه اول و رو به دریا) </p >

نمای محوطه سرسبز حیاط داخل هتل و دریا از تراس اتاق هتل، بسیار زیبا و تماشائی بود

سفرنامه شمال

چشم انداز حیاط و ساحل دریا از روی تراس اتاق هتل رضوان بابلسر </p >

مخارج روز سوم سفر:

ناهار(اکبرجوجه نوشهر) : 40000
کلوچه نادی یک بسته: 12000
نان و آبمعدنی(آب شیر بابلسرقابل شرب نبود): 6000
بنزین : 50000
جمع : 108000تومان

یکشنبه 18 مهر(روز چهارم)

صبح بعد از اومدن عمو و زن عمو،چهارتائی به کنارساحل رفتیم و غرق تماشای زیبائیهای ساحل دریای بابلسر شدیم

سفرنامه شمال

ساحل دریای بابلسر

 

هرچند دمای آب کمی خنک بود اما بعداز ظهرها،خانمها هم، دوش به دوش آقایانشون، باهم چادری به آب میزدن!!!!!

چهارتائی سوار یکی از قایقها شدیم و دقایقی در اعماق ساحل دریا، به گشت و تفریح گذراندیم. سپس به داخل شهر رفتیم تا دیدنیهای شهر رو از نزدیک ،شاهد باشیم.

ابتدااز پل معلق فلزی اول که بدست مهندسان داخلی روی رودخانه بابلرود احداث شده، دیدن کردیم

سفرنامه شمال

پل روی رودخانه بابلرود که بدست مهندسان ایرانی ساخته شده است

 

بابلرود،از میان شهر بابلسر می‌گذرد. وجود این رودخانه یکی از دلایل جذابیت این شهر در میان شهرهای مازندران برای گردشگران و حتی خود مازندرانی‌ها است. چرا که هیچ‌کدام از رودهای جاری در استان مازندران امکانات رفاهی مشابه بابلرود(مانند قایق‌های تفریحی و...) را ندارند.

این رود یکی از رودخانه‌های مهم شمال کشور است که از بلندی‌های البرز در سوادکوه سر چشمه گرفته و با عبور از شهرستان بابل، در بابلسر به دریا می‌ریزد و شهر بابلسر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌کند.

سپس از پل دوم که با فاصله حدود یک کیلومتری از پل اول ودر امتداد بلوار ساحلی روی همین رودخانه توسط مهندسان آلمانی وسوئدی در سال 1313ساخته شده است و مشهور به پل فلزی است ،دیدن کردیم.طول این پل 80متر، عرض آن 8متر و ارتفاعش 16 متر است. این پل یکی از اتصالات مهم میان خاور و باختر بابلسر است.

سفرنامه شمال

پل دوم بابلسر که توسط مهندسان آلمانی در سال 1313 خورشیدی ساخته شده است

 

به ظاهر این دو پل شبیه هم بودند اما وقتی دقت کردیم ،متوجه شدیم که پل دوم بدون پایه احداث شده.البته بعدها جهت عریضتر نمودن پل،پل دیگری در سمت جنوبی و چسبیده به آن که دارای ستونهائی در دو طرف و داخل رودخانه هست، ساخته شده است.

یکی از مکان‌های مهم گردشگری در بابلسر، اسکله ساحلی آن است که بین این دو پل احداث شده که هر ساله شمار زیادی از مسافران را به خود جذب می‌کند. البته این اسکله جنبه تجاری ندارد و بیشتر به عنوان یکی از مکان‌های گردشگری مورد استقبال قرار می‌گیرد. همچنین در این اسکله، از سنگهایی به عنوان موج شکن بهره گرفته شده‌است که در نوع خود بسیار زیبا می‌باشد. یکی از دلایل بهره‌گیری از این موج‌شکن‌ها، جلوگیری از نفوذ آب در بخشی از منطقه و پارک نزدیک آن می‌باشد.

در حدفاصل این دو پل ودر کنار اسکله های قایقرانی ،پارک بسیار زیبا و کم عرض و طویلی وجود داشت . همچنین کلبه هائی جهت صرف غذا در کنار رودخانه احداث شده بود که برای تفریح و تغذیه مردم شهر ،فضای بسیار زیبا و مفرحی ،به شمارمیرفت.

سفرنامه شمال

اسکله ساحلی و پارک کنار آن در حدفاصل دو پل فلزی بابلسر

 

متاسفانه همانند سایر شهرهای شمال، اینجا هم طبیعت زیبا ،از بی مهری گردشگران بدور نبود و در بلوار ساحلی مناظر زشتی رو بوجود آورده بود

سفرنامه شمال

وجود زباله و آشغال در بلوار ساحلی بابلسرکه مناظر زشتی رو بوجود آورده بود

 

در خیابان دریا و نزدیک مرکز سرطان شناسی ،باغ وحش کوچک اما زیبائی وجود داشت که دیدن آن خالی از لطف نبود. این باغ وحش که از آن با عنوان پارک وحش نیز یاد می‌شود از حیواناتی همچون نوعی گربه وحشی ، خرس، میمون، چهار قلاده شیر، شتر، چهار گرگ بالغ و… نگهداری می‌کند.

سفرنامه شمال

باغ وحش بابلسر

 

زمان صرف ناهار فرارسیده بود. قبلا از اینترنت ،رستوران میزبان رو در خیابان امام، نبش خمینی 6 دیده بودم اما باز طبق معمول از مردم محلی، آدرس بهترین رستوران شهر رو جویا شدم.آدرس رستوران میزبان رو در کمربندی بابلسر، نشون دادند.گویا این رستوران شعبه دوم و جدید داخل شهر بود.

رستورانی بزرگ،مجلل و تمیزی بود.دو سالن پذیرائی داشت که ما از سالن سمت راست که غذاها بصورت سلف سرویس بود ، استفاده کردیم و ناهار رو مهمون عموجان شدیم.هرچند به نظر میرسید قیمت غذاها کمی بالاتر از داخل شهر باشد، اما بدلیل پذیرائی بسیار عالی ،کیفیت خوب غذاها و سالن بسیار باشکوه و زیبا، ارزش یکبار امتحان کردنش رو داشت.

در سلف سرویس رستوران،انواع غذاها از جمله:دلمه بادمجان،کوفته تبریزی،فسنجان،ته چین،انواع کبابها،انواع برنج ها،چند نوع آش و سوپ،چندنوع خورشت و در قسمت دسرها ،انواع دسر و شیرینی و در انتها، انواع نوشابه ها موجود بودند.

من که عاشق غذاهای دریائی هستم،خوراک ماهی قزل آلا وحاج خانم، ته چین مرغ انتخاب کردند

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

سالن غذاخوری میزبان و سینی غذاهای ما

 

بعد از ظهر و بعد از کمی استراحت در هتل،به بازار سنتی شهر، جائی که عاشق این نوع بازارهای سنتی-محلی بخصوص بازارهای شمال کشور هستم، سری زدیم و مقداری ترشی،مربای بهارنارنج،زیتون و کمی هم میوه و وسایل صبحانه فردا رو ابتیاع کردیم.

سفرنامه شمال

بازار محلی – سنتی بابلسر

 

ساعت 20 برای نماز و زیارت به بقعه امامزاده ابراهیم رفتیم.

بقعه امامزاده ابراهیم ،از زیارتگاههای مهم شهرستان بابلسر است و سالانه مسافران و گردشگران زیادی از این بنای تاریخی و مذهبی بازدید می کنند و بیشتر مسافران و گردشگران برای اقامه نماز لحظه ای را در جوار این امامزاده که در یک کیلومتری مرکز شهر واقع است ، اطراق کرده و با معبود خویش خلوت می کنند.

این بقعه در قرن نهم هجری ساخته شده و از مهمترین آثاری است که بواسطه آن می توان به قدمت تاریخی بابلسر پی برد بنای امامزاده دارای چهار در منقوش می باشد و روی درهای آن سه تاریخ ۸۵۸-۸۵۷-۸۴۱ هجری قمری حک شده است.

مصالح عمده آن آجر ، ملاط ،ساروج و کاشی است و گنبد هرمی شکل آن عظمتی خاص دارد و بنای تاریخی و اصلی این بقعه تخریب شده و به شکل امروزی بازسازی شده است و آثار هنری و باستانی آن دستخوش تغییرات نشده است. این بنا از نظر دارا بودن آثار تاریخی ارزشمند هنری مانند درهای نفیس ، صندوق چوبین و کتیبه های متعدد شهرت دارد.

سفرنامه شمال

ضریح مقدس بقعه امامزاده ابراهیم بابلسر

 

در کوچه پشتی و حدود 200 متری این بقعه ،یکی دیگر از زیارتگاههای شهر به نام "بقعه بی بی رقیه"،قرار داشت که شبها بعد از ساعت 21، نذری ماه مبارک رمضان توزیع میشد. ما هم برای زیارت این زیارتگاه و هم برای گرفتن نذری به آنجا مراجعه کردیم. مسئول توزیع نذری وقتی شنید که ما مسافر هستیم با روی باز و برخورد بسیار نیکو، نسبت به توزیع نذری درابتدا به ما کرد که نشانه میهمان نوازی شدید مردم این شهر بود.

بی بی رقیه خادم امامزاده ابراهیم بود و یکی از درهای منقوش تاریخی بقعه امامزاده ابراهیم به کوشش او تهیه شده و با خرج خود ، نجاری را ، به حک منقوش این در گماشت و اسم او نیز بر در حک می باشد. بقعه بی بی رقیه بنایی است هشت ضلعی از آجر که هرضلع آن طاق نمایی با طاق جناغی است. این بنا در جنوب شرقی امامزاده ابراهیم در بابلسر واقع شده و از قدیم الایام تا کنون به همراه امامزاده ابراهیم مورد زیارت قرار می گیرد و مورد توجه اهالی است.

مخارج روز چهارم سفر:

هتل( یکشب.هزینه هرشب هرروز صبح اخذ میشد) 90000 تومان
خرید وسایل صبحانه 4000
قایق سواری 10000
باغ وحش 20000
سوغاتی و خرید از بازار محلی(زیتون،ترشی و..) 55000
خرید وسایل صبحانه فردا 6000
پارکبان 2000
جمع: 187000
دوشنبه 19 مهر(روز پنجم)

امروز صبح برای خریدنان بربری به داخل شهر رفتم. به قیمت 500 تومان، وزن بربریها بیشتر و طعم آنهاخوب بود. ساعت 07.30قبل از صرف صبحانه،به مدت نیم ساعت کنار ساحل آرام و زیبای بابلسر به قدم زدن ، پیاده روی و ورزش صبحگاهی پرداختیم.ساعت 8 درتراس زیبای رو به دریای اتاقمون در هتل ، به اتفاق عمو جان و زن عمو،صبحانه را صرف کردیم. ساعت9 بطرف شهر بابل حرکت کردیم. برنامه امروز ما سفر به قلب جنگلهای اطراف شهر بابل و مشاهده زیبائیهای آنجا بود. در میانه های جاده 22 کیلومتری بابلسرتا بابل، در چندین جا وانتیها و خاورها نسبت به حراج هندوانه اقدام کرده بودند.ماهم یک هندوانه دو کیلوئی به قیمت 500 تومان خریدیم . طبق معمول ، در ابتدای ورودی شهر بعد از امیر کلا از فروشنده یک فروشگاه لوازم لوله کشی،جاهای دیدنی بابل رو جویا شدم.بخش بند پی غربی و دریاچه پشت سد شیاده رو بعنوان منطقه زیبا و دیدنی به ما معرفی کردند.

مطابق آدرسی که داده بودند، بطرفش حرکت کردیم.

در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی بابل ودر بخش بند پی غربی، به روستای شیاده رسیدیم

سفرنامه شمال

از روستا تا سد ، فاصله زیادی نبود. اما در این مسیر،مناظر بسیار زیبا و جنگلی رو شاهد بودیم

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

مناظر بسیار زیبای مسیر روستا تا سد شیاده

 

بعد از طی مسیری کوتاه به سدی رسیدیم که برروی رودخانه چلیم( یکی از سرشاخه های رودخانه بابلرود ) بسته شده بودو دریاچه پشت آن سد که از دور به مانند تابلوئی نقاشی شده ،خودنمائی میکرد.

سفرنامه شمال

دریاچه پشت سد شیاده

 

منطقه بکر سد شیاده به دلیل دارا بودن آب و هوای مساعد ، وجود جنگل در چهار سوی خود، مکان مناسبی برای پیاده روی، برگزاری اردوهای یک روزه سیاحتی، صعود به ارتفاعات نزدیک سد شیاده، کشتی لوچو، ماهیگیری و قایقرانی است که جذابیت های طبیعی این منطقه علاقه و رغبت دیدار مجدد مسافران و گردشگران را از این منطقه افزایش می دهد.

درکنار دریاچه اتراق کردیم. ابتدا هیچکس جزماچهارنفر، تو اون منطقه نبود.یه کلبه نسبتا بزرگی هم کنار دریاچه بود که هم فروشگاه داشت و هم محل غذاخوری بود و سه چهار نفری مشغول کار بودندو قایقی در وسط دریاچه مشغول ماهیگیری بود. اما بعدا دوسه خانواده باخودروهاشون که از شماره ماشینهاشون معلوم بود اهل مازندران بودند ، وارد شدند و قصد خرید ماهی داشتند.

به قدری این مناظر و منطقه زیبا بود که ساعاتی محو تماشا و قدم زدن در اطراف دریاچه شدیم. اما متاسفانه این منطقه بکر هم ازدست تخریبگران محیط زیست در امان نمانده بود.زباله و آشغالهای فراوانی در اطراف دریاجه بچشم میخورد که دل هر انسان با وجدانی رو بدرد می آورد. چه خوبه که همه ما یاد بگیریم که گردشگری ما مسئولانه باشه و در هنگام خروج از طبیعت جز رد پا و چند عکس زیبا، آثار دیگری از خود بجا نگذاریم. چراکه دیگران هم، حق استفاده از این زیبائیهای طبیعی رادارند.

هندوانه مان را خوردیم و بعد از کمی استراحت، از سمت دیگر و از مسیر شهر کوچک گلوگاه(بخش بندپی شرقی) ،بطرف بابل حرکت کردیم . در مسیربرگشت ، از یک روستائی ،آدرس جاده منتهی به بابل رو پرسیدیم . این مرد شریف که اهل یکی ازروستاهای اطراف گلوگاه بود،با روی خوش و برخورد بسیار محترمانه ، ضمن دادن آدرس دقیق به ما،بارها اصرار میکرد که حتما برای صرف ناهار به منزلشان برویم و یکباردیگر برای من ،میهماننوازی خوب مردم مازندران به عینه ثابت شد. حوالی ساعت 14 به شهر بابل بازگشتیم.

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال

عکسهائی از داخل شهر بابل

 

از یکی از اهالی شهر، آدرس یک غذاخوری خوب رو جویا شدم و ایشان رستوران حوریاواقع در میدان باغ فردوس رو معرفی کردند.

سفرنامه شمال

نمای بیرونی رستوران حوریا دربابل

 

اینبار همه ،میهمان من بودند. به توصیه یکی از مشتریان دائمی رستوران ،چلوکباب کوبیده نگینی سفارش دادم اما چون بیشتر از دو پرس باقی نمانده بود ،به اجبار یک پرس هم جوجه کباب آوردند .واقعا چلوکباب کوبیده اش عالی بود و جوجه کبابش هم خوب بود.چون مقدارهر پرس غذا زیاد بود و زن عمو هم رژیم داشت و نخواستیم حیف و میل بشه و ضمنا غذای نذری شام هم پیش رو داشتیم ،سه پرس غذا رو تقسیم کرده و چهار نفره میل کردیم وحتی در آخر هم مقداری از غذامون باقی موند. کل هزینه ناهار با مخلفاتش(ماست و نوشابه) 67000 تومان شد.

سفرنامه شمال

سفرنامه شمال ایران

داخل سالن غذاخوری و سفارش غذای ما

 

سپس کمی داخل شهر بابل گشتیم. المان داخل میدان جمهوری اسلامی به نظرم بسیار زیبا اومد.

سفرنامه شمال ایران

میدان جمهوری اسلامی شهر بابل

 

در یکی از خیابانهای شهر با ساختمانی بانمای جالب و زیبا برخورد کردیم . اینجا جائی نبود جز شیرینی سرای بابل که به گفته عموجان ،شیرینی هاش حرف نداره.

سفرنامه شمال ایران

نمای خارجی شیرینی سرای بابل

 

من که تا حالا فکر میکردم بجز تبریز ،شیرینیهای سایر شهرهای کشورمون زیاد چنگی به دل نمیزنه،واقعا در اشتباه بودم. قنادی بزرگ،مجلل با شیرینیهای خوشمزه و با کیفیت عالی و از همه مهمتر برخورد خوب فروشندگان، همه دست بدست هم دادند تا ماکه قصد خرید نداشتیم و تنها برای مشاهده ،به داخل شیرینی سرا رفته بودیم ، با دست پر از اونجا خارج بشیم.

سفرنامه شمال ایران

سفرنامه شمال ایران

داخل شیرینی سرای بابل

 

حوالی ساعت 16 به بابلسر برگشتیم. چون فردا روز تاسوعابود و قصد داشتیم بابلسر رو به قصد نوشهر ترک کنیم و ضمنا روز تاسوعا بازار تعطیل میشد، سرراه هتل سری به بازار سنتی بابلسر زدیم تا کم و کسریهای خریدمون رو انجام بدیم.

سفرنامه شمال ایران

خیابان اصلی شهر بابلسر در کنار بازار سنتی

 

داخل بازار سنتی شدیم و بعد از خرید مابقی مایحتاجمون به هتل محل اقامتمون بازگشتیم.

سفرنامه شمال ایران

بازار سنتی و محلی بابلسر

 

عصر بعد از کمی استراحت در هتل و خوردن چائی با شیرینی در تراس اتاق با مناظر زیبا و بدیع دریا ،به کنار ساحل رفتیم و ضمن پیاده روی در کنار نوارساحلی، از هوای تمیز آن نیزکمال استفاده رو بردیم. ساعت 21 برای شرکت در مراسم شب تاسوعا و مشاهده رسم و رسوم عزاداری مردم بابلسر ،به مسجد جامع شهر رفتیم . ضمنا از غذای نذری که بعد از مراسم عزاداری توزیع میشد ، استفاده کردیم.ضمن توزیع غذای نذری، باز هم شاهد میهماننوازی بسیار خوب مردم نجیب و شرافتمند بابلسر بودیم .بطوریکه شخص توزیع کننده غذا، ازخانمی که اصرار به گرفتن غذا داشت درخواست کرد تا اجازه بده ابتدا غذارو از ما که میهمانان اون شهر بودیم، شروع کنه که این حرکت بسیار خوب و پسندیده اون آقای محترم، هیچوقت از خاطرم زدوده نخواهد شد.

مخارج روز پنجم سفر:

هتل : 90000تومان
نان بربری : 1500
هندوانه : 500
میوه : 12000
ناهار : 67000
شیرینی ،کلوچه و مربا : 76000
زیتون و سبزی تر خردشده : 26000
جمع 273000تومان

سه شنبه 20 مهر(روز ششم)

امروز صبح که مقارن با روز تاسوعا هم بود، قبل از صرف صبحانه،آخرین پیاده روی و ورزش صبحگاهی رودرکنار ساحل آرام و زیبای بابلسرودر هوای بسیار لطیف و روحبخش ، انجام داده و ساعت 9 بعد از تسویه حساب با هتل،بابلسر رو به مقصد نوشهر ترک کردیم.اهدافمون در این روز ،دیدن مراسم و دستجات عزاداری در شهرهای مسیر(فریدونکنار-محمودآباد-آمل-نور)،مشاهده شهرهای مذکور،بازدیدازجاذبه های گردشگری منطقه مثل: چمستان،لاویج و دریاچه الیمالات بود.

مسیر 13کیلومتری بابلسر تا فریدونکنار آرام بود و هیچ دسته عزاداری ندیدیم .تنها در چند جا چادر زده بودند و با چای و نان خشک از مسافران و عزاداران پذیرائی میکردند.جاده 36کیلومتری کناردریای فریدونکنارتا محمود آباد بسیار خلوت بود . قصدداشتیم از محمود آباد بطرف آمل(بطرف جنوب) رفته و از آنجا به چمستان برویم(مسیر آمل به نور). درورودی جاده ای که به سمت آمل میرفت، به یک دسته عزاداری برخورد کردیم و دقایقی مشغول تماشای زنجیرزنان شدیم.

سفرنامه شمال ایران

دسته زنجیرزن در شهر محمودآباد

 

صحنه جالب ،مشاهده دسته خانمها بود که در پشت سر آقایان ، ضمن حرکت ،مشغول عزاداری بودند.درصورتیکه درآذربایجان چنین رسمی وجود نداره و خانمها در گوشه ای از مسیر حرکت دستجات عزاداری با حالت حزن و اندوه،ایستاده و تنها نظاره گرند.

سفرنامه شمال ایران

دسته عزاداران خانم در پشت سر آقایان

 

هرچند فاصله محمود آباد تا آمل کم وحدود 20 کیلومتربود اما آنقدر تعداد چادرهای احسان چائی و نان خشک زیاد بود که نشان از ارادتمندی مردمان این خطه از شمال کشورمون به آقا امام حسین(ع) و یاران باوفایش رو میرسونه.

سفرنامه شمال ایران

یکی از چادرهای احسان چائی و نان خشک

 

35 کیلومترکه از آمل بطرف شهرستان نور(فاصله آمل تا نور،44 کیلومتر هستش) حرکت کردیم ، به شهر چمستان رسیدیم. چمستان، یکی از بخشهای شهرستان نور ،باچشم انداز بسیارزیبا درحاشیه جنگلهای انبوه، همچنان سرو قامت برافراشته از طبیعت سرسبزشمال کشورمونه.این شهر مرکز بخش چمستان از شهرستان نوره. جاده‌ای به شکل نیم‌دایره (نعل) چمستان را به نور و آمل وصل می کند. نام چمستان را برخی دگرگون‌شده چمنستان و برخی دگرگون‌شده چمازستان دانسته‌اند. چماز نام نوعی سرخس است.

ارتفاع چمستان با سطح دریا نسبت به آبادیهای دیگر تحت پوشش آن بیشتر است. ما میخواستیم به لاویج بریم ،بنابراین بعد از عبور از شهر چمستان با یک تابلو در سمت چپ جاده مواجه شدیم وبه سمت لاویج تغییر مسیر دادیم.

پارک های جنگلی کشپل، درابتدای محور جاده لاویج قرار داشت، پارکی در حاشیه ی زیبای لاویج رود، با چشمه های پر آب و زلال، امکانات نسبی اقامتی و محل بازی کودکان ، این پارک را به تفرجگاه مردم منطقه و مسافران غیر بومی تبدیل نموده بود.جاده 25 کیلومتری چمستان به لاویج، یکی از زیباترین و دل انگیزترین جاده هائی بود که در شمال کشور میدیدم.سراسر دو طرف جاده جنگل،سرسبز و روح نواز بود. با توجه به اینکه جاده چمستان به لاویج از کشپل می گذشت و از میان جنگل عبور می کرد ، به همین دلیل فضای دلپذیری را برای گردشگران فراهم ساخته بود و در طی مسیر خودروهای زیادی با شماره های مختلف یا درتردد بودند یا در پارک جنگلی کشپل اتراق کرده بودند.

سفرنامه شمال ایران

ابتدای جاده چمستان به لاویج بعد از پارک جنگلی کشپل

 

بعد از طی 25کیلومترمسیر سراسر زیبا و جنگلی، به روستای بینظیری دردامنه ارتفاعات و مابین کوههای رشته کوه البرز به نام لاویج رسیدیم. این روستا که در میان دره های جنگلی و زیبای البرز قرار دارد، از پرطرفدارترین جاذبه های گردشگری این منطقه است که هر سال مسافران زیادی را به این منطقه می کشاند.

سفرنامه شمال ایران

نمای روستای لاویج از دور

 

ساعت از 13گذشته بود و در روستا غذای نذری پخش میکردند. ناهار رو میهمان سفره پربرکت امام حسین(ع) شدیم و برای اقامه نماز به مسجد جامع روستا رفتیم. جوانان عاشق امام در حیاط مسجد، مشغول آماده نمودن نذری برای شام بودند.

سفرنامه شمال ایران

مسجد جامع روستای لاویج و آمادگی برای غذای نذری شام شب عاشورا

 

بعد از صرف ناهار و اقامه نماز،کمی در روستا گشتیم و حاج خانم از یکی از فروشگاههای محلی، چند شیشه ترشی کانکوات و لیته خریداری کرد.

سفرنامه شمال ایران

نمائی از داخل روستای لاویج

 

آب های گرم لاویج به دلیل خواص بالای درمانی برای دردهای استخوان و مفاصل و بیماری های پوستی همواره گردشگران فراوانی را در تمام فصول سال به خود اختصاص داده و امکانات مناسبی نیز در آن منطقه ، برای اقامت و استفاده از آب معدنی ایجاد شده است.

داخل روستای ییلاقی لاویج یک مجتمع آب گرم طبیعی ومعدنی دیدیم که تعداد زیادی از گردشگران با سواری شخصی از شهرهای مختلف کشورمون برای استفاده از آبدرمانی به آن روستا آمده بودند.

سفرنامه شمال ایران

جلو مجتمع خدماتی آبگرم معدنی و آبدرمانی لاویج

 

ساعت 15 روستای زیبای لاویج رو به قصد دیدن دریاچه الیمالات ترک کردیم.

سفرنامه شمال ایران

نمائی دیگر از روستای ییلاقی لاویج در موقع برگشت

 

از سه راهی چمستان-لاویج به سمت چپ و بطرف نور حرکت کردیم.حدود 7 کیلومتر مانده به نور( جاده آمل-نور)در سمت چپ جاده ،مسیر فرعی بطرف مجتمع تفریحی-توریستی ،سد ودریاچه الیمالات قرار گرفته است. بعد از دورزدن و قرار گرفتن در این مسیرکه فاصله زیادی تا جاده اصلی نداشت و طی حدود دو کیلومتر، به یک سه راهی رسیدیم که سمت راست مقصد ما بود.متاسفانه با تابلوئی مواجه شدیم که روش نوشته شده بود: بعلت تاسوعا و عاشورای حسینی این مجتمع تا روز پنجشنبه تعطیل است.خیلی حالمون گرفته شد و مجبور به بازگشت بودیم. ابتدای این جاده فرعی بسیار زیبا بود و حتی یک رودخانه پرآب هم داشت.

سفرنامه شمال ایران

ابتدای جاده مجتمع توریستی –تفریحی الیمالات

 

سایر خودروها هم که کمی جلوتر رفته بودند ،در حال بازگشت بودند .بناچار برگشتیم و از جاده اصلی به سمت نور،سپس رویان و در آخر به سمت نوشهر حرکت کردیم. ساعت 18 به ویلای عموجان واقع در روستای کهنه سرا(12 کیلومتری نوشهر-نور)رسیدیم.

سفرنامه شمال ایران

سفرنامه شمال ایران

سفرنامه شمال ایران

ویلا به همراه گلهای زیبای باغچه عموجان در اطراف نوشهر

 

ساعت 18.15 به همراه عموجان مشغول تماشای مسابقه فوتبال مقدماتی جام جهانی 2018 بین ایران و کره جنوبی شدیم که خوشبختانه با نتیجه یک برصفر به نفع ایران به اتمام رسید.

مخارج روز ششم سفر:

هزینه هتل: 90000تومان
خرید ترشیجات ازلاویج: 45000
جمع: : 135000 تومان
چهار شنبه 21 مهر(روز هفتم)

امروز صبح و قبل از صرف صبحانه، همگی به مدت یکساعت ودر یک هوای عالی ،به پیاده روی درمحیط سرسبز اطراف ویلای عموجان پرداختیم. یکی از مناطق سرسبزاطراف نوشهر

سفرنامه شمال ایران

یکی از مناطق سرسبزاطراف نوشهر

 

سپس تا ساعت 12 در داخل ویلا مشغول تماشای گلها و درختان شده و همچنین به شستشوی خودرو پرداختیم که حسابی تواین چند روز کثیف شده بود. حوالی ساعت13 به طرف ویلای آقای گوهربین در 8 کیلومتری جاده نوشهر-نوررفتیم که همه ساله در روز عاشورا نذری برای ناهار دارند.صف بسیار طویلی جلوی ویلاشون کشیده شده بود. حدود یکساعتی به صف ایستادیم تا از این نعمت هم برخورداربشیم.

سفرنامه شمال ایران

سفرنامه شمال ایران

صف دریافت نذری روز عاشورا در جلو ویلای آقای گوهربین در نوشهر

 

سپس بطرف نوشهر رفتیم و بعد از گردشی در داخل شهر و موقع برگشت، در خروجی شهر، آقائی همه اتومبیلهای عبوری از جاده رو برای گرفتن نذری به داخل کوچه ای هدایت میکرد.2تا نذری هم از آنجا گرفتیم و بطرف ویلای عموجان بازگشتیم. غذای اولی رو بعنوان ناهار میل کرده و دوتا غذای بعدی رو زن عمو در یخچال گذاشت برای فرداظهرمان که عازم بازگشت به تبریز بودیم.

عصر که حاج خانم به اتفاق زن عمو، گرم صحبت بودند، به اتفاق عموجان به مسجد کهنه سرا رفتیم تا هم در نماز جماعت مغرب و عشائ شرکت کنیم و هم از مراسم عزاداری شام غریبان عاشورا که بعد از نماز برگزار میشد، بهرمند شیم و هم اینکه شاهد نحوه برگزاری زیبای این مراسم باشیم و در آخراز شام نذری امشب که توسط اهالی محل بصورت مستقل و منزل به منزل آماده شده و توسط طبق هائی به مسجد آورده میشد ،استفاده کنیم.شام نذری رو بعد از پهن کردن سفره یکبارمصرف، در سینیهای سه نفره ، به داخل مسجد آوردند و جلوی هرسه نفر یک سینی غذا گذاشتند . نوع غذای داخل سینیها متفاوت و شانسی بود که غذای ما خوراک مرغابی محلی شکم پر با برنج و سبزی و ترشی بود. در بقیه سینیها ،غذاهائی مانند ،ماهی،مرغ ،خورشتهای مختلف و... بود. رسم جالب دیگری که دیدم برداشتن چند عدد از برنجهای باقیمانده دیسها توسط تعدادی ازمردم محلی بود که اون برنجها رو بعدا در خانه، جهت برکت سفره هاشون به برنج منزلشان اضافه میکردند.

مخارج روز هفتم سفر:

بنزین 50 لیتر : 50000تومان

پنجشنبه 22 مهر(روز هشتم و آخر)

امروز صبح زود و ساعت7 ضمن خداحافظی با زن عمو ،نوشهر رو از طریق جاده چالوس-کرج به سمت تبریز ترک کردیم.عموجان هم بعلت کار شخصی که در تهران داشتند، تا کرج مارو همراهی کردند.هدفم ازبرگشتن در اینروز ،هم بخاطر خستگی یک هفته مسافرت ، یکروز استراحت (روز جمعه)در منزل بود و هم اینکه با توجه به تعطیلی دو روز گذشته(تاسوعا و عاشورای حسینی در روزهای سه شنبه و چهارشنبه) و همچنین احتمال میدادم جاده چالوس امروز(پنجشنبه)خلوت باشه و بتونیم یکراست در کمترین زمان به تبریز برسیم. خوشبختانه احتمالاتم درست از آب در اومد و من تا حالا اینقدر چاده چالوس رو کم ترافیک و شاید خلوت ندیده بودم.

سفرنامه شمال ایران

جاده چالوس-کرج

 

بعدازوارد شدن به روستای زیبای آسارا، لبنیات دهاتی قطعا یکی از محبوب ترین مکان ها برای توقف ، استراحت و خرید مواد لبنی مورد نیاز برای تکمیل یک سفر خوب و شیرین میتونه باشه.به توصیه عموجان،چند وقتیه لبنیات دهاتی با تولید ماست های محلی بی نظیر و بستنی های تازه ای که نمیتوان از آنها چشم پوشی کرد ،تبدیل به یکی از مکان های محبوب برای مسافرین شده.

عرضه محصولات طبیعی با بسته بندی بهداشتی، با نامی که خواه ناخواه در ذهن مشتری طبیعی بودن و محلی بودن را القا میکنه برای فردی که در دوره ای زندگی می کند که همه ی محصولات غذاییش آغشته از مواد نگهدارنده و شیمیایی است و هر روزه در معرض پیام های بهداشتی درباره بیماری های حاصل از این نوع محصولات است، بسیار ترغیب کننده است.

دهاتی یکی از برندهای سنتی ایرانی است که سعی در به روز شدن داره، طراحی لوگو،نمای زیبای ساختمان و سیستم فروش منظم، طراحی وب سایت ،نشانه خوبی از تمایل این برند به بهتر شدن است. دهاتی توانسته در مکان جغرافیای مشخص و محدود به موفقیت بزرگی برسد. در این دوره از زمان که دهاتی توانسته اعتماد مردم را به خود جلب کند، به نظر می رسد در صورتی که برنامه دقیقی برای مبدل کردن این برند به یکی از بهترین های صنعت لبنی کشور وجود داشته باشد، موفقیت دور از دسترس نخواهد بود.

سفرنامه شمال ایران

لبنیاتی دهاتی واقع در منطقه آسارا

 

ضمن خرید مقداری ماست برای منزل، مدتی در این مکان باصفا استراحت کرده و یک بستنی خوشمزه هم نوش جان کردیم. در کنار لبنیاتی دهاتی ،فروشگاهی بود که کلی کدوتنبل برای فروش به شکل خاصی چیده بود که توجه همه مسافرین رو بخود جلب میکرد. چند تا کدو ازآنجا تهیه کردیم و به راهمون ادامه دادیم.

سفرنامه شمال ایران

کدو تنبل در جاده چالوس-کرج و منطقه آسارا

 

سفرنامه شمال ایران

نمائی دیگر از جاده چالوس-کرج

 

ساعت 11.30 باعموجان در ایستگاه مترو محمدشهر کرج خداحافظی کردیم تا ایشان با مترو عازم تهران بشن و ما هم بطرف غرب، به مسیرمون ادامه دادیم.نزدیکیهای زنجان و دریک مجتمع بین راهی توقف کردیم و ناهارمون که همون ناهار نذری روز قبل بود،گرم کرده و میل نمود ه وساعت 18 به شهرمون تبریز، رسیدیم.

توصیه های سفر به شمال:

1-سعی کنید در فصول بهار و پائیز که هم جاده های شمال خلوتتره، هم طبیعت و هم هوای بهتری داره ، مسافرت به شهرهای شمالی را برنامه ریزی کنید.

2-بابلسر رو شهر زیبا ، با مردمی بسیار مهربان و میهماننواز دیدم.

3-سواحل چمخاله و بابلسر از سواحل شنی و خوب شمال کشورمون محسوب میشه.

4-حتما در مسافرت به بابلسر جهت صرف غذا به رستوران میزبان واقع در کمربندی بابلسر به بهشهر ،سر بزنید که پشیمون نمیشید.

5-بعلت خنکی هوا در فصل پائیز حتما لباس گرم و چتر همراه داشته باشید . هرچند ما شانس آوردیم ودر این 8 روز با باران و سردی هوا روبرو نشدیم.

6-مجتمع اقامتی توریستی دهکده ساحلی، واقع درمیانه های جاده چمخاله به چاف رو مکان مناسبی برای یکی دو شب اقامت توصیه میکنم.

7-حتما برای صرف ناهار در انزلی، از غذاخوریهای بیرون شهر(ابتدای جاده انزلی به خمام )استفاده کنید و حتی فکر رفتن به غذاخوریهای داخل شهر به ذهنتون خطور نکنه که کیفیت خوبی ندارند.

8-شهر سرعین در فصول بهار و پائیز بعلت حضورکم گردشگران و تعداد بسیار زیاد هتل و اقامتگاه ،فرصت بسیار خوب و ارزانی برای گذراندن چند شب خاطره انگیز است. حتما برای سه شب در این ایام برنامه ریزی کنید.
9-مسافرت در ایام ماه محرم بخصوص در دهه اول آن به شمال ،بعلت خلوتی جاده وتخفیف اقامتگاهها، فرصت خوبی برای مسافرت و لذت بردن از زیبائیهای شمال کشورمونه.

10-جاده اسالم به خلخال یکی از زیباترین جاده های کشورمونه که در زمانی که برف و بارندگی نداشته باشه،مناظر بسیار زیبا و بدیعی رو میتونید شاهد باشید. البته در زمستان و زمان بارش سنگین برف این جاده اکثرا مسدود میشه وگرنه برف هم زیبائیهای خاص خودشو داره و در زمان بارش باران هم تنهاجاده لغزنده و توام با مه میشه که شاید نشه اون زیبائیهای اطراف رو بخوبی دید .

هزینه های مسافرت (بدون در نظر گرفتن خریدهای شخصی و سوغاتی) برای دو نفرمون در طی 8 روز: 866000تومان

کل هزینه ها( با در نظر گرفتن خریدهای شخصی و سوغاتی )در طی 8 روز مسافرت به شمال کشور:1086000تومان

پایان

نویسنده : فرشاد شفیعی