winner-2.jpg

بارسلون! شهر آفتاب و ساحل و دریا، شهر شادی و هیجان و رقص های زیبا، شهر گائودی و معماری های خاصش، شهر شور و عشق فوتبالی، شهر کافه ها و رستوران های متنوع ، شهری با مردمی گرم و صمیمی و در یک کلام شهری که تمام زیبایی ها را یک جا برای مردم و توریست هایش در خود جمع کرده.

بارسا یکی از زیباترین و رویایی ترین شهر های اروپا به حساب میاد. هر چیزی که واقعا یه توریست رو جذب میکنه در اون خلاصه شده و از همه مهمتر مردم خونگرم و صمیمی اش، این شهر رو دوست داشتنی تر کردن.

فرهنگ و خصلت و روحیات مردم اسپانیا خیلی به ایرانی ها نزدیکه. حتی از نظر ظاهری هم شباهت های زیادی به ایرانی ها دارن. فرهنگ غذایی شون بسیار غنی و کامل هست. مثل ایرانی ها سه وعده غذای اصلی دارن و به نهار اهمیت میدن. حتی ظهرها برای استراحت مغازه هاشون رو تعطیل میکنن و دوباره از بعد از ظهر کارشون رو شروع میکنن. مردمی شاد و سرزنده ای هستند و این رو میشه به راحتی با یک نگاه کلی به شهر فهمید.

دیگه یه شهر چی میتونه برای توریست هاش داشته باشه که بارسا اون رو برای مهماناش فراهم نکرده باشه؟! تمامی تفریحات و شادی ها در اروپا به سمت بارسلون سرازیر شدن.

سفرنامه بارسلونا

موقعیت جغرافیایی بارسلون و کشورهای مورد بازدید در این سفر

 

بارسلون قدمتی دو هزار ساله داره که بعد از کشف قاره ی آمریکا توسط کریستف کلمب، به یکی از قدرت های بی بدیل اروپا تبدیل شده بود. ساختمان ها ، موزه ها و معماری های قدیمی در این شهر زیاد پیدا میشه و توریست هایی که علاقه ی خاصی به آثار باستانی و موزه ها دارن رو هم راضی نگه میداره. گرچه هر کی بارسلون رو به عنوان مقصد سفرش انتخاب میکنه، قطعا می خواد با یک تیر چند نشان بزنه تا در کنار همه ی تفریحات و خوشگذرونی ها از قدمت این شهر هم برای بازدید هاش استفاده کنه.

بارسلون دومین شهر پربازدید اروپا بعد از پاریس به حساب میاد و همچنین بزرگترین بندر اسپانیا هم می باشد.

این سفرنامه ادامه ی مجموعه سفرنامه های اروپا که شامل: قسمت اول : سفرنامه ی آمستردام, قسمت دوم : سفرنامه دنهاخ و روتردام, قسمت سوم : سفرنامه بلژیک (آنتورپن, استند, بروژ, بروکسل), قسمت چهارم : سفرنامه پاریس و در نهایت در ادامه با قسمت آخر سفر یک ماه ام به اروپا در خدمت شما عزیزان می باشم.

یکشنبه 24 مرداد :

پرواز ما به بارسلون از فرودگاه شارل دو گل پاریس بود. پرواز پاریس به بارسلون رو از شرکت Vueling یک ماه قبل (از سایت Skyscanner) نفری 75 یورو بدون بار رزرو کرده بودیم که به ازای 23 کیلو بار برای یک نفر 17 یورو پرداخت کردیم. در کل بلیط دو نفرمون 167 یورو شد.

راس ساعت 22:30 از پاریس به سمت بارسلون پرواز کردیم. طول پرواز پاریس به بارسلون 1:45 ساعت بود.

سفرنامه بارسلونا

شهر پاریس از فراز آسمان ها

 

روز اول (دوشنبه 25 مرداد)

بعد از اینکه چمدان هامون رو تحویل گرفتیم، ساعت حدودا 24 بامداد شد، مترو و وسایل حمل و نقل عمومی از این ساعت به بعد تعطیل بودن. کرایه تاکسی تا هتل هم حدودا 50 یورو میشد، با توجه به اینکه ما هتل رو از روز بعد رزرو کرده بودیم، این ساعت شب بهمون اتاق نمیدادن. همچنین در مورد امنیت بارسلون زیاد شنیده بودیم که اینجا هم مثل پاریس دزد ها و جیب بر های معروفی داره. به همین خاطر تصمیم گرفتیم تا ساعت 5 صبح که شروع کار مترو هست در فرودگاه بمونیم.

سفرنامه بارسلونا

فرودگاه بین المللی بارسلون

 

با توجه به اینکه در یک فرودگاه بین المللی بودیم، انتظار داشتیم که حداقل امکانات رفاهی مثل صندلی های راحت برای استراحت و فضاهای مناسب در این فرودگاه وجود داشته باشه ولی متاسفانه غیر از صندلی های فلزی تک نفره هیچ نوع صندلی دیگه ای در این فرودگاه نبود. توی سالن های مختلف فرودگاه، مسافرها و بک پکرها بساط خوابشون رو روی زمین با یک ملافه یا مقوا باز کرده بودن و خوابیده بودن که واقعا منظره ی بدی ایجاد کرده بود. ولی ظاهر فرودگاه خیلی تمیز و مدرن بود. بالاخره با هر سختی که بود این سه چهار ساعت رو گذرونیدیم، حسابی خسته و خواب آلود بودیم و فقط میخواستیم به هتل برسیم. ساعت 4:30 بامداد تابلوهای راهنما رو به سمت خط مترو دنبال کردیم تا به باجه های فروش الکترونیکی بلیط رسیدیم. با توجه به اینکه به مرکز شهر میخواستیم بریم و فرودگاه در زوم دورتر قرار داشت، بلیط مترو رو نفری 4.5 یورواز دستگاه ها خریدیم.

سفرنامه بارسلونا

ایستگاه مترو

 

ایستگاه متروی بارسلون حسابی تمیز و به روز بود. از قبل، ایستگاه متروی نزدیک هتلمون که Paral Lel نام داشت رو مارک کرده بودیم. یک بار بین راه خط عوض کردیم تا اینکه به هتل رسیدیم. در طول مسیرمون با اینکه ساعت حدودا 5-6 صبح بود، در هر ایستگاه تعداد قابل توجهی جوون های شاد و خندون با لباس های شیک و مجلسی میدیدیم که سوار مترو میشدن. کلی برامون عجیب بود، این موقع صبح اینا با این حال و روز کجا دارن میرن ،که در طول مدت اقامتمون متوجه شدیم به مدت یک هفته در شهر بارسلون فستیوال برگذار شده بود و از ساعت 18 تا پاسی از شب در خیابان گراسیا و کافه های مختلف برنامه های جالبی اجرا می کردن.

سفرنامه بارسلونا

متروهای شهری

 

از یک ماه قبل از طریق سایت بوکینگ، هاستل Hello BCN رو رزرو کرده بودیم. با توجه به اینکه اولین بارمون بود که می خواستیم از هاستل استفاده کنیم خیلی استرس داشتم به همین خاطر یک هتل تک ستاره به نام Residencia San Marius هم در نظر داشتیم که اگر نتونستیم در این هاستل بمونیم، به این هتل بریم. (هزینه ی اقامت در این هتل برای دو نفرمون شبی 27 یورو بود)

علت اصلی که در وحله ی اول هاستل رو انتخاب کردیم، مکان خیلی خوب این هاستل بود که دقیقا در یکی از انشعاب های خیابان لارامبلا قرار داشت و چون از قبل میدونستم که قراره شب ها تا دیر وقت در این خیابان باشیم، برام مهم بود که حتما هتلمون اینجا باشه. هتل های اطراف این خیابان هم قیمت های به نسبت بالایی داشتن و از شبی 140 یورو (در زمان سفر ما ) شروع میشدن.

این هاستل نفری 25 یورو همراه با صبحانه و اینترنت وای فای رایگان بود. که برای دو نفرمون شبی 50 یورو میشد. در کل برای 5 شب اقامت به احتساب مالیات و حق سرویس 265 یورو پرداخت کردیم. (چون در فصل های سیزن بودیم بالاترین نرخ رو این هاستل داشت ولی در فصل های دیگه میتونید نفری 9 یورو هم این هاستل رو رزرو کنید)

ساعت حدود 7 صبح به هاستل رسیدیم. با توجه به اینکه اول صبح بود، رسپشن ما رو به نشیمن طبقه اول فرستاد تا روی کاناپه های راحت استراحت کنیم. در همین طبقه یک اتاقک شیشه ای برای نگهدری از وسایل قرار داشت. انقدر خسته بودیم که روی این کاناپه ها، تا ساعت 10 صبح به خواب عمیقی رفتیم.

سفرنامه بارسلونا

نشیمن طبقه ی اول هاستل

 

سفرنامه بارسلونا

اتاقک شیشه ای برای نگهداری وسایل و کرایه دوچرخه و وسایل ورزشی

 

کارهای تحویل اتاقمون رو انجام دادیم. به هر کدوممون یک ساعت الکترونیکی دادن که تمامی ورود و خروج ها به اتاق و هاستل و باز و بسته کردن کمد اختصاصی با این ساعت انجام میشد. به همین خاطر از لحاظ امنیت واقعا عالی بود. این ساعت ها فقط درب اتاق مشخص شده برای مسافر رو باز میکردن و اتاق های دیگه با این ساعت ها باز نمیشدن.

توی اتاقی که ما بودیم 4 تا تخت دو طبقه و هشت کمد بزرگ برای هر تخت قرار داشت. غیر از ما، دوتا خانوم فرانسوی که اونها هم از پاریس اومده بودن و یک خانم هلندی که از آمستردام اومده بود، هم اتاقی مون بودن.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

اتاق و کمدهای هاستل

 

یکی از بهترین تجربه های سفرم به اروپا، استفاده از این هاستل بود، خیلی محیط این هاستل رو دوست داشتم، رنج سنی مسافران حداکثر به 35 سال میرسید، اکثرا دانشجوهای جوون اروپایی بودن و من در طول مدت اقامتم در این هاستل حتی یک نفر که رفتار ناشایستی انجام بده ندیدم. انقدر جو صمیمی و خوبی در این هاستل برقرار بود که از بودن در جمع مسافران در طبقه ی همکف که لابی و رستوران و آشپزخانه و رسپشن در آن قرار داشتن واقعا لذت میبردیم. به همین خاطر با اینکه هزینه ی هتل برامون کمتر بود ولی ترجیح دادیم که در این هاستل دوست داشتنی بمونیم.

در هر طبقه سرویس های بهداشتی و حمام های مجزا برای خانم ها و آقایون قرار داشت که 24 ساعته در حال تمیز کردن این سرویس ها بودن.درطول این 5-6 روزی که ما در این هاستل بودیم، یک بار هم نشد که مکانی رو کثیف ببینیم.

 

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

طبقه ی همکف هاستل

 

در طبقه ی همکف، آشپزخونه ای بود که تمامی وسایل مورد نیاز آشپزی رو داشت. وقتی می خواستیم خوراکی یا نوشیدنی در یخچال قرار بدیم باید از رسپشن لیبل میگرفتیم و روی وسایلمون میذاشتیم تا با بقیه قاطی نشن. خیلی جالب بود که دختر و پسرهای اروپایی خیلی کم از رستوران ها استفاده میکردن و هر روز میدیدیم که مواد اولیه مورد نیازشون رو تهیه می کردن و گروهی با هم غذا درست می کردن.

 

سفرنامه بارسلونا

آشپزخانه ی هاستل

 

در گوشه ی دیگه ی سالن هم یک بار قرار داشت که صبحانه در این قسمت سرو میشد. توی این سالن همیشه از تلوزیون موزیک های شاد اسپانیایی از خواننده های معروف در حال پخش شدن بود که جو واقعا شادی رو ایجاد کرده بودن.

بعد از اینکه در اتاقمون جاگیر شدیم و وسایل رو در کمدهای مخصوص قرار دادیم، برای رفتن به بیرون آماده شدیم. با اینکه چمدون هامون سایز بزرگ و متوسط بودن ولی در کمدها به راحتی جا میشدن و کلی وسایل دیگه هم میتونستیم در کنارشون قرار بدیم.

خیابان معروف لارامبلا در نزدیکی هاستل قرار داشت. از رسپشن تمام نقشه های توریستی و متروی شهر رو گرفتیم و یکی از خیابان های رو به روی هاستل رو دنبال کردیم که بعد از حدودا 5 دقیقه پیاده روی به خیابان لارامبلا رسیدیم. ادرس و ایستگاه های تمامی اماکن پر بازدید بارسلون رو در نقشه های زیر مشخص کردم:

سفرنامه بارسلونا

نقشه ی اماکن توریستی بارسلون

 

سفرنامه بارسلونا

نقشه متروی بارسلون

 

لارامبلا، در واقع حکم شانزه لیزه ی پاریس رو برای بارسلون داره. یک خیابان سنگ فرش شده ی پهن که هیچ ماشینی در اون تردد نمیکنه و کل این خیابون عریض در اختیار پیاده روها هست. هر چقدر از جو گرم و صمیمی و شاد این خیابون بگم کم گفتم. در هر ساعتی از شبانه روز که وارد این خیابون میشدیم حسابی شلوغ و پر رفت و آمد بود. حتی کوچه های فرعی این خیابان زیبایی خاص خودشون رو دارن و لحظه به لحظه ی بودن در این خیابان واقعا لذت بخشه. (نزدیکترین ایستگاه مترو به این خیابان Liceo از خط سبز یا L3 می باشد )

سفرنامه بارسلونا

خیابان لارامبلا

 

سفرنامه بارسلونا

کوچه های فرعی لارامبلا

 

تا انتهای این خیابان به سمت میدان کاتالونیا رفتیم. در این میدان یک پله ی نصفه و یک حوض بزرگ قرار داشت. دورتادور این میدان توریست ها روی زمین نشسته بودن و از فضا لذت میبردن. برام جالب بود که این اروپایی ها چقدر راحت هستن و هر گوشه وکنار که پیدا کنن روی زمین میشینن و اصلا براشون مهم نیست. هر دومون حسابی به خاطر پرواز و شب بیداری خسته بودیم و از هر فرصتی برای نشستن و استراحت کردن بین این جمعیت استفاده میکردیم. (نزدیکترین ایستگاه مترو به میدان کاتالونیا ایستگاه Catalunya از خط L1 و L3 (سبز و قرمز) می باشد)

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

میدان کاتالونیا

 

دورتادور این میدان پر از نمایندگی های اسپانیایی بود. اینجا برای خانمم مثل بهشت بود چون از خونه ی اصلی نمایندگی های منگو و زارا و برشکا با توجه به آف های عالیشون میتونست خرید کنه. اسپانیا غیر از این مارک های معروف جهانی، مارک های دیگه مثل دسیگوال و کمپر هم داره که قیمت هاشون بالاتر هستند.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

نمایندگی دسیگوال

 

سفرنامه بارسلونا

فروشگاه کمپ نئو

 

در کنار این میدان دفتر فروش تورهای اتوبوس های هاپ اند هاپ قرار داشت. هزینه ی بلیط یک روزه ی این اتوبوس ها برای بازدید از اماکن توریستی نفری 25 یورو بود. این اتوبوس ها در شهرهای توریستی رواج دارند و با استفاده از آنها میشه در طول ساعتی که بلیطشون رو دارین کنار هر یک از اماکن توریستی پیاده شد و بعد از بازدید مجددا با اتوبوس بعدی به نقطه ی بعدی رفت.

سفرنامه بارسلونا

دفتر فروش بلیط و اتوبوس هاپ اند هاپ

 

خیابان لارامبلا رو به سمت میدان کلمب ادامه دادیم. در بخشی از این خیابان نقاش ها و کاریکاتوریست ها نشسته بودن و چنان ماهرانه در عرض 20 دقیقه تصویر فرد مقابلشون رو میکشیدن که هر کسی ترغیب میشد این 10 یورو رو برای کشیدن پرتره ی خودش پرداخت کنه.

سفرنامه بارسلونا

نقاشان و کاریکاتوریست های خیابان لارامبلا

 

در بخش دیگر انسان های مجسمه نما قرار داشتن که با لباس ها و آرایش های متفاوت چنان خودشون رو زینت داده بودن و ثابت ایستاده بودن که هر کسی از کنارشون رد میشد فکر میکرد اینها مجسمه های ثابت این خیابان هستند. کنار این مجسمه ها جعبه هایی قرار داشت که با اندختن سکه ای میتونستیم کنارشون بایستیم و عکس بگیریم.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

انسان های مجسمه نما

 

در گوشه ی دیگه غرفه های فروش سوغاتی های متنوع بارسا و گل فروشی ها قرار داشتن. جذاب ترین بخش این خیابان هم که کافه ها و رستوران هاش هستند که همشون علاوه بر محیط داخلی، صندلی هایی رو در بیرون برای مشتری ها فراهم کردن تا لذت غذا خوردن در فضای باز و خیابان زیبای لارامبلا رو از دست ندن. در کنار فست فودی ها در این خیابون، رستوران های متنوعی هم قرار داشتن که غذاهای محلی اسپانیا رو سرو میکردن. انقدر غذاهای اسپانیایی لذیذن که واقعا دلمون نمیومد اینجا فست فود بخوریم و تقریبا هر روز سعی میکردیم یکی از این غذاها رو امتحان کنیم.

برای امشب من یک پرس پائلا با مرغ و خانومم پائلا دریایی سفارش داد. هر پرس 15 یورو بود که با نوشابه و حق سرویس 40 یورو شد. از نظر خانمم پائلای دریایی خیلی جالب نبود چون مزه ی زخم ماهی و صدف بین برنج حس میشد ولی پائلا با مرغ خوب بود و یه جورای مثل استانبولی خودمون بود با این تفاوت که آبدار تر بود و ادویه ها و مخلفاتش بیشتر بود.

سفرنامه بارسلونا

پائلای مرغ

 

بعد از شام مسیرمون رو به سمت میدان کلمب ادامه دادیم. وقتی به این میدان رسیدیم هوا تاریک شده بود، ستونی که تندیس کلمب روش نصب بود انقدر بلند بود که توی تاریکی هوا تندیس محو شده بود..

سفرنامه بارسلونا

میدان کلمب

 

از کنار این میدان گذشتیم و به طرف اسکله ی مقابل آن رفتیم، شب ها روی اسکله بساط دستفروش ها پهن بود و حسابی روی این پل شلوغ میشد. انقدر ازدحام جمعیت و دستفروش ها روی پل زیاد بود که نتونستیم تا انتهای پل بریم. از دستفروش ها یه مقدر از سوغاتی ها و مگنت های زیبای بارسلون رو برای یادگاری خریدیم.(نزدیکترین ایستگاه مترو به میدان کلمب ایستگاه Drassanes از خط L3 یا سبز می باشد)

 

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

اسکله

 

سفرنامه بارسلونا

دست فروش های اسکله

 

کمی در این اسکله به تماشای دریا ومناظر زیبای پل معروف بارسا نشستیم و دوباره خیابان پر جنب و جوش لارامبلا رو به سمت هتل ادامه دادیم. این خیابان اصلا تعطیلی نداشت، هر ساعتی از شبانه روز اینجا شلوغ و پر ازدحام بود. انقدر جواینجا پر انرژی و شاد بود که اصلا یادمون رفته بود که چقدر خسته ایم.

سفرنامه بارسلونا

پل زیبای Vell

 

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

نمایی از ساختمان قدیمی کنار اسکله

 

در خیابان فرعی که به هتلمون می رسید، پر از سوپرمارکت بود که میوه های تازه هم میفروختن. بیشتر مغازه ها توی کاسه های بزرگ انواع میوه های مختلف رو چیده بود که حسابی هوس برانگیز بودن، ما هم یکی از این کاسه ها رو برداشتیم و وقتی خواستیم حساب کنیم حسابی با قیمتشون شوکه شدیم. هر کاسه که حدود 2 کیلو میوه بود، فقط 50 سنت می فروختن، به این خاطر که آخر شب بود و اگر تا فردا توی مغازه میموندن خراب میشدن. توی این مدت حسابی با میوه های مدیترانه ای از خودمون پذیرایی میکردیم.

ساعت حدودا 12 شب با کلی خرید و خاطره ی خوش به هتل رسیدیم و به این ترتیب اولین روز ما بعد از یک دورهمی لذت بخش در کنار دوستانمون در لابی هاستل در بارسلون به پایان رسید.

روز دوم (دوشنبه 25 مرداد):

ساعت حدودا 8 صبح بیدار شدیم، بعد از آماده شدن به سمت سالن صبحانه رفتیم. صبحانه ی هاستل خیلی ساده بود و شامل نون تست، کره، پنیر، چند نوع مربا و نوتلا ، آبمیوه، چای و نسکافه میشد. هر روز صبح تصمیم می گرفتیم که از شب قبل خرید کنیم و برای خودمون صبحونه مفصل تری آماده کنیم ولی انقدر عجله ای صبح ها کارهامون رو انجام میدادیم که به همون صبحانه هتل اکتفا می کردیم. امروز قرار بود که به پارک گوئل بریم، قبل از رفتنمون در مورد این پارک از رسپشن اطلاعات گرفتیم که متوجه شدیم، برای تمامی اماکن پربازدید بارسلون باید از قبل به صورت اینترنتی از سایت های مربوط به هر مکان بلیط بگیریم و ما اصلا از این موضوع اطلاعی نداشتیم وقطعا اگرمیرفتیم کلی از زمانمون رو از دست میدادیم. از اونجایی که ما مستر کارت نداشتیم از رسپشن خواستیم که بلیط های مکان های مورد بازدید مون رو برامون تهیه کنه. بلیط های امروز و فردای پارک گوئل تماما به فروش رسیده بودن و نزدیکترین بلیط برای دو روز بعد ساعت 8:30 و 10:30 صبح بود که ما بلیط 10:30 صبح رو رزرو کردیم. برای فردا هم بلیط کلیسای ساگرا فامیلا رو می خواستیم که اون هم متاسفانه نزدیکترین ساعت موجود 14:30 بود و ما هم اجبارا این بلیط رو گرفتیم.

برای امروز قرار شد که اول به خیابان گراسیا بریم تا از دو ساختمان معروف گائودی دیدن کنیم. گائودی معمار معروف اسپانیایی است که عمر کارهاش حدودا به صد سال میرسه ولی انقدر توی این آثار خلاقیت به خرج داده که هر ساله از کل دنیا برای بازدید این آثار به بارسلون سفر میکنند.

جذابیت کارهای گائودی الهام گرفتن از موجودات و خزندگان و عوامل طبیعی مثل باد و موج و درختان و گیاهاست.

با راهنمایی رسپشن به ایستگاه مترو کنار هاستل رفتیم، از دستگاه فروش بلیط یک بلیط ده سفره برای هر دومون خریدیم. که 9.5 یورو شد.با هر بلیط تا یک ساعت بعد به طور مجانی میشد از تمامی وسایل حمل و نقل استفاده کرد. .(نزدیکترین ایستگاه مترو به کاساباتلو ایستگاه Pg de Gracia از خط سبز می باشد)

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

نمایی از خیابان گراسیا

 

خیابان گراسیا خیابان لوکس و زیبایی است. هر دو طرف پر از نمایندگی ها و رستوران هاست. کمی در این خیابان قدم زدیم تا اینکه به آثار چشم نواز گائودی رسیدیم. اولین خانه ای که ما دیدیم و طبق سفارشات دوستان می خواستیم ازش بازدید کنیم، کاسا باتلو بود . خانه ای که گائودی در سال 1904 به دستور تاجر ثروتمند پارچه به نام آقای باتلو بازسازیش کرد. اسپانیایی ها به این خانه، خانه ی استخوانی هم می گویند. چون نمای بالکن ها به شکل جمجمه هست و تمامی ستون ها مثل ستون فقرات ساخته شده و در پشت بام خانه یک اژدهای خمیده با فلس های رنگی قرار گرفته.

سفرنامه بارسلونا

نمای بیرونی کاساباتلو

 

حدودا ده دقیقه ای در صف خرید بلیط ایستادیم، تا بلیط ورودی این مجموعه رو نفری 22.5 یورو خریدیم. این خانه تا 50 سال پیش با مبلغ بسیار ناچیز اجاره داده میشد. وقتی شهرداری ارزش واقعی این بنا رو فهمید، آن را به موزه ای برای بازدید عموم تبدیل کرد.

سفرنامه بارسلونا

ساختمان زیبای کنار کاساباتلو

 

وقتی وارد این ساختمان شدیم به هر دومون یک گوشی و تبلت دادن که در هر نقطه ای که قرار میگرفتیم با انتخاب گزینه ی مورد نظر در مورد اون مکان توضیحاتی ارائه میشد . توی تبلت هم اتاق مورد نظر را با وسایلی که گائودی پر کرده بود نمایش میدادن ولی در حالت عادی تمامی اتاق ها خالی بودند و هیچ وسیله ای در آنها وجود نداشت.

سفرنامه بارسلونا

سالن ورودی و راه پله ای که به شکل ستون فقرات اژدهاست

 

سفرنامه بارسلونا

نمایش اتاق با وسایل در تبلت

 

هر طبقه از این بنا رو دیدیم و از راه رو های تو در تو وارد اتاقی شدیم که سقف و دیوارهاش با سبک معماری گائودی ساخته شده بودند. بعضی از راه رو ها از امواج دریا الهام گرفته شده بودن و به همون سبک ساخته شده بودن.

سفرنامه بارسلونا

راه رویی که امواج دریا رو تداعی می کرد

 

سفرنامه بارسلونا

معدود وسایلی که در ساختمان بود

 

سرامیک کاری های رنگارنگ که غالبشون رنگ آبی بود و رنگ دریا و آسمان رو القا میکرد در گوشه به گوشه ی این ساختمان به چشم میخورد. یکی دیگه از جاذبه هایی آثار گائودی استفاده از در و پنجره های با شکل و شمایل ابداعی و متفاوت هست.

سفرنامه بارسلونا

سرامیک کاری های فضاهای داخلی

 

سفرنامه بارسلونا

درب و پنجره های سبک گائودی

 

و در نهایت به پشت بام رسیدیم که از نزدیک میتونستیم این اژدهای خوابیده رو ببینیم. وجه مشترک تمامی آثار گائودی استفاده از کاشی های شکسته رنگی در آثارش هست. همچنین نوع دود کش هایی که گائودی در ساختمان هاش استفاده میکرده بسیار متفاوت و جالب بودن.

سفرنامه بارسلونا

نمایی از اژدهای خوابیده و پشت بام

 

سفرنامه بارسلونا

دودکش های جالب پشت بام

 

بعد از دیدن پشت بام، بازدیمون از کاساباتلو به پایان رسید و از پله های مارپیچ به سمت درب خروج حرکت کردیم. هزینه ی ورودی ها در بارسلون به نسبت خیلی بالا هستند و این خونه که کلا 1 ساعت بازدیدش طول میکشید ارزش ورودی 22.5 یورویی رو نداشت.

سفرنامه بارسلونا

نمایی از خیابان گراسیا از پشت بام کاساباتلو

 

در طبقه ی پایین یک فروشگاه سوغاتی از آثار گائودی نیز قرار داشت که ماکت های زیبایی از این بنا میفروخت.

سفرنامه بارسلونا

فروشگاه سوغاتی های سبک گائودی

 

بهتر بود که ما از کاسامیلا دیدن می کردیم چون کاسامیلا را به طور کامل گائودی ساخته ولی کاساباتلو ساختمانی است که گائودی تنها آن را بازسازی کرده به همین خاطر در کاسامیلا جذابیت های بیشتری برای بازدید وجود داره. ولی متاسفانه ما به خاطر اطلاعات غلطی که داشتیم از این خانه بازدید کردیم. کاسا میلا (لاپدررا به معنی معدن سنگ) یکی از شاهکارهای گائودی به حساب میاد. این خانه ی لوکس هم بین سال های 1906 تا 1910 ساخته شده، در نمای بیرونی و داخلی کاسامیلا، حتی یک خط صاف دیده نمی شه، به این خاطر که گائودی اعتقاد داشت در طبیعت هیچ خط صافی یافت نمی شود. فرفورژه های تراس ها نمای این بنا رو با بناهای زمان خودش خیلی متفاوت کردن. (نزدیکترین ایستگاه مترو به کاسامیلا ایستگاه Diagonal از خط L3 یا سبز می باشد.)

سفرنامه بارسلونا

نمایی از ساختمان کاسامیلا

 

از کنار قصر گائودی گذشتیم و با راهنمایی گوگل مپ به سمت پارک سیتادلا رفتیم. از خیابان گراسیا تا این پارک فاصله ی چندانی نبود بهمین خاطر این مسیر رو پیاده طی کردیم. بعد از حدودا 15 دقیقه پیاده روی، طاق زیبای آجری جلوی چشمامون نمایان شد.

سفرنامه بارسلونا

طاق پیروزی

 

این طاق در سال 1888 برای نمایشگاه جهانی که در بارسلون برگذار شده بود، ساخته شد. در اون زمان رسم بود که طاق های پیروزی را مثل طاق پیروزی پاریس با سنگ های مرمر سفید بسازن ولی معمار این بنا، ساخت این طاق را با آجرهای قرمز رنگ انجام داد که در واقع رنگ و بویی اسلامی، هندی و آفریقایی به این طاق داده. بعد از نمایشگاه، این طاق به عنوان دروازه ی اصلی شهر مورد استفاده قرار می گرفت و در حال حاضر ورودی پارک سیتادلا به حساب می آید. در بالاترین قسمت طاق نماد ملی اسپانیا قرار دارد و زیر آن تصاویری حک شده است که یک بانو بر سر کسانی که اطرافش هستند دست نوازش می کشد و این نشان دهنده ی مهمان نوازی اسپانیایی ها است. (نزدیکترین ایستگاه مترو به طاق پیروزی ایستگاه Arc de Triomf از خط L1 یا قرمز می باشد)

سفرنامه بارسلونا

المان های طاق پیروزی

 

سفرنامه بارسلونا

نمای مقابل طاق پیروزی

 

از زیر طاق گذشتیم و به راه رویی رسیدیم که دور تادور آن پر از درختان نخل و مجسمه های زیبا بود. حتی قدم زدن در این راهرو با دیدن این همه آدم های شاد و سرزنده دلچسب بود. در انتها این مسیر، ورودی پارک سیتادلا قرار داشت.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

راه روی منتهی به پارک سیتادلا

 

قصدمون از رفتن به پارک سیتادلا اول دیدن این طاق پیروزی و دوم دیدن فواره های بسیار زیبای گائودی بود. از روی نقشه ی پارک که در ابتدا، روی دیوار بود هرچی دنبال این فواره گشتیم، چیزی دستگیرمون نشد. وارد پارک شدیم و از توریست های مختلف نشانی این فواره را پرسیدیم و همه اظهار بی اطلاعی می کردن! ولی من مطمئن بودم که این فواره در این پارک قرار داره و همچنان به گشتنمون ادامه دادیم تا اینکه بالاخره یکی از مردم محلی مهربون مکان دقیق این فواره رو نشونمون داد. (نزدیکترین ایستگاه مترو به پارک سیتادلا ایستگاه Ciutadella/Vila Olimpica از خط L4 یا زرد می باشد)

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

پوشش سر سبز و مدیترانه ای پارک سیتادلا

 

قبل از اینکه به فواره برسیم، در یک برکه ی کوچک قایق های پارویی کرایه میدادن که توی این گرمای هوا این نوع تفریح خیلی نمیچسبید.

سفرنامه بارسلونا

برکه ی زیبا با قایق های پارویی

 

وقتی که به محوطه ی این فواره رسیدم واقعا مجذوب زیبایی های این فواره شدم. به جرات میتونم بگم که یکی از زیباترین فواره هایی بود که تا حالا دیدم. این فواره توسط معمار زبر دست جوزپ و دستیارش آنتونی گائودی که در ان زمان یک دانشجوی تازه کار و ناشناخته بود ساخته شده. طرح این بنا از فواره ی معروف رم به نام تروی الهام گرفته شده است.

سفرنامه بارسلونا

نمای کلی از فواره سیتادلا

 

سفرنامه بارسلونا

المان های فواره از نمای نزدیک

 

معماری این فواره به گونه ایست که چهار اژدها در حال نگهبانی از چشمه ی پایین هستند و یک سکوی مرکزی در قسمت بالای آن قرار دارد که مجسمه های زیبایی در این قسمت طراحی شده اند. برای رسیدن به این سکو دو راه روی پله ای از دو طرف در نظر گرفته شده است.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

از طریق یکی از این پله ها به سمت فواره ها رفتیم. هر مرحله از پله ها را که بالا می رفتیم نمای زیباتری از پارک و فواره برامون نمایان میشد. یه شانس خوب هم که داشتیم این بود در حین بالا رفتن از پله ها، هوا ابری شده بود و از اون آفتاب سوزان خبری نبود و با خیال راحت از هوای خوب و فضای زیبا میتونستیم لذت ببریم. این مکان بی شک یکی از بهترین لوکیشن ها برای عکاسی هست.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

نماهای متفاوت از فواره

کمی در این تراس نشستیم و خستگی مون با صدای آب و مناظر چشم نواز از بین رفت و مجددا از پله های ضلع دوم به سمت پایین برگشتیم.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

 

در این پارک، پارلمان کاتالان ها، باغ وحش بارسلون و موزه علوم طبیعی که شامل موزه جانور شناسی و زمین شناسی هم می شود قرار دارد.

مقصد بعدیمون برج کله قندی یا اگبر (Agbar) بود. با گوگل مپ مسیر رو چک کردیم که در فاصله ی کمی از این پارک قرار داشت. حدودا 15 دقیقه ای پیاده در خیابان های خلوت بارسلون قدم زدیم تا به نزدیکی این برج رسیدیم. ظاهرا این برج در محله ی خوبی قرار نداره. چون اطراف این برج دست فروش های زیادی بودن که لوازم دست دوم و کهنه میفروختن. ما که حسابی با دیدن این افراد و بساطشون جا خوردیم، قدم هامون رو سریعتر برمیداشتیم تا اینکه نزدیک این برج رسیدیم. ورود به این برج برای عموم امکان پذیر نیست، قصد ما هم این بود که نماد معاصر بارسلون رو از نزدیک ببینیم و باهاش عکس یادگیری بگیریم. این برج در سال 2005 توسط پادشاه افتتاح شده است و به خاطر استفاده از انرژی های طبیعی جایزه گرفته است. در شب نورپردازی برج بسیار زیبا و دیدنی است که از پایین با رنگ قرمز شروع میشه و به رنگ آبی در قسمت بالای برج ختم میشه.

سفرنامه بارسلونا

برج اگبر

 

بعد از دیدن برج، نزدیکترین ایستگاه مترو رو پیدا کردیم که ایستگاه Glories از خط T6 و L1 بود و به سمت ایستگاه Espanya (از خط L1،L3،L8) رفتیم که میدان اصلی بارسلون یعنی میدان اسپانیا در آنجا قرار دارد.

میدان اسپانیا در سال 1929 به مناسبت برگزاری نمایشگاه بین المللی ساخته شد. در وسط این میدان یک بنای یادبود قرار دارد. تا قبل از اینکه این میدان ساخته شود، تمامی اعدام ها در اینجا انجام میشد.

سفرنامه بارسلونا

نمایی از میدان اسپانیا و ساختمان مدور آرنا

 

در یک طرف میدان ساختمان آجری مدوری به نام آرنا قرار دارد که در سال 1900 برای مسابقات گاوبازی ساخته شد ولی در حال حاضر داخل این ساختمان رو بازسازی کردن و به شکل یک مرکز خرید امروزی و مدرن تبدیل شده ولی نمای بیرونی آن به همان سبک و سیاق قدیم باقی مانده.

سفرنامه بارسلونا

ساختمان آرنا

 

در کنار این ساختمان یک آسانسور شیشه ای قرار دارد که به طبقه ی آخر آرنا می رود. بلیط این آسانسور نفری 1 یورو می باشد که ما هم این بلیط را خریدیم و با آسانسور به طبقه ی آخر رفتیم. گرچه از داخل پاساژ با پله برقی به طور رایگان میتوان به این طبقه رفت. تماشای شهر از بالکن این ساختمان مدور خیلی جالب بود. به طور 360 درجه میتونستیم از ویوی زیبای شهر بارسلون لذت ببریم. نمای میدان و موزه بسیار دیدنی بود. دورتادور این بالکن بزرگ انواع رستوران ها و کافی شاپ ها قرار داشتند.

سفرنامه بارسلونا

میدان اسپانیا، برج های دوقلو، آبشار جادویی و موزه کاتالان در یک قاب

 

سفرنامه بارسلونا

بالکن آرنا

 

سفرنامه بارسلونا

نمای دیگر از شهر و تپه ی تیبیدابو

 

سفرنامه بارسلونا

المان شهری دیگر به سبک کاشی شکسته ی گائودی

 

بعد از یک چرخش 360 درجه در این بالکن، وارد پاساژ شدیم. نمای داخلی کاملا مدرن و امروزی بود. در هر طبقه ی پاساژ نمایندگی های معتبر و مارک های معروف اسپانیایی شعبه داشتند. یکی از طبقات هم که مختص رستوران ها و خوراکی ها بود. در این طبقه یک هایپر مارکت بسیار بزرگ قرار داشت که ما برای آذوقه راه کلی خرید کردیم. قیمت ها هم بسیار مناسب بودند.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

نمای داخلی مرکز خرید آرنا

 

بازدید از پاساژ که تمام شد به سمت برج های دو قلوی مقابل میدان رفتیم. این برج های دو قلوی آجری دروازه ی ورود به آبشار های جادویی مونجوییک و موزه ی ملی کاتالان ها بود. قصد بازدید از موزه را نداشتیم ولی ساختمان این موزه در مجاورت این برج های دو قلو و آبشار ها بسیار دیدنی بود.

سفرنامه بارسلونا

موزه ی کاتالان ها

 

مسیر بعدیمون رفتن به تپه ی مونجوییک بود که از کنار این موزه سوار اتوبوس های مونجوییک شدیم تا به ایستگاه تله کابین برسیم.

با اتوبوس مسیر جنگلی و پر پیچ و خم و سربالایی رو به سمت تپه های مونجوییک طی کردیم، در بین راه ابتد از کنار دهکده ی اسپانیایی گذشتیم. دهکده اسپانیایی یا پوبله اسپانیول در سال 1926 برای نمایشگاه بین المللی ساخته شد که در اون زندگی در ایالت های مختلف اسپانیای قدیم رو به تصویر کشیدن.

ایستگاه بعدی استادیوم المپیک و مشعل المپیک بود، در سال 1992 بارسلون میزبان بازی های المپیک بود که در این مکان بخشی از این بازی ها برگذار میشدند. قطعا در آن روزها اینجا شور و حال خاصی بوده که در حال حاضر فقط این ورزشگاه ها به یادگار مانده اند. نهایتا راننده بهمون ایستگاه تله کابین رو نشون داد و پیاده شدیم. خدارو شکر تله کابین خیلی خلوت بود. بلیط رفت و برگشت تله کابین رو نفری 12 یورو خریدیم و بدون معطلی سوار شدیم.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

تله کابین سواری بر فراز بارسا

یکی از لذت بخش ترین تله کابین هایی که تا حالا سوار شدم این تله کابین بود. هر چقدر بالاتر میرفتیم ویوی شهر دیدنی تر میشد. در بین راه در یک ایستگاه توقف کوتاهی کرد و مجددا به سمت بالاتر حرکت کرد. حدودا ده دقیقه ای در تله کابین بودیم تا به آخرین ایستگاه رسیدیم.

آخرین ایستگاه در واقع بلندترین نقطه ی بارسلون هست که از سطح دریا 172 متر ارتفاع داره. از این نقطه میتونستیم کل شهر رو در کنار نمای زیبای دریای مدیترانه ببینیم. انگار کل بارسلون در زاویه ی دید ما قرار داشت. کلیسای ساگرا فامیلا و برج های زیباش، برج اگبر که تا ساعتی پیش در کنارش بودیم، دریای زیبای مدیترانه و اسکله های کشتی های بزرگ، تمام نمادهای زیبای شهر رو با یک نگاه میشد دید.

سفرنامه بارسلونا

نمایی از اسکله ی شهر

 

قدم زنان محو تماشای این همه زیبایی بودیم تا به قلعه رسیدیم. اطراف این قلعه که در روزگاری دور خندق های پر از آب های گلالود و باتلاق هایی برای حفاظت در برابر دشمنان بود حالا تبدیل به گلستانی زیبا شده.

این قلعه در سال 1640 ساخته شده که نقش مهمی در جنگ های اسپانیا داشته. هنوز هم در این قلعه توپ هایی رو به دریا قرار دارد که در آن زمان برای منهدم کردن کشتی های متجاوز، مورد استفاده قرار می گرفتن.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

قلعه ی قدیمی با پرچم کاتالان ها در بالای آن

 

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

نمایی از خندق های قلعه که به گلستان تبدیل شده اند

 

از طریق درب ورودی، وارد دالان هایی تاریک شدیم. این فضا آدم را به 4 قرن پیش میبره. همه چی با همون سبک و سیاق باقیمانده.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

ورودی قلعه

 

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

درب ورودی و دالان های قلعه

 

داخل قلعه اتاق هایی قرار داشت که نحوه ی ساختن قلعه و نقاشی هایی از قلعه در زمان های دور را به نمایش گذاشته بودند.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

اتاق های قلعه

 

به قسمت پشت بام قلعه رفتیم، روبه دریا بر روی سکوهایی نشستیم و نظاره گر شهر از بالا بودیم.

سفرنامه بارسلونا

توپ هایی رو به دریا برای انهدام کشتی های متجاوز در آن زمان

 

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

نمایی از ساگرا فامیلا و برج اگبر از قلعه و نمای کلی شهر

 

ساعت 18 قلعه تعطیل میشد و ما ساعت 17:30 این قلعه را ترک کردیم.

با تله کابین به بخش پایینی رفتیم و مجددا با اتوبوس به سمت پایین مونجوییک حرکت کردیم. قرار بود امشب نمایش فواره های جادویی راس ساعت 21 برگزار شود. ساعات باقیمانده رو در پاساژ آرنا مشغول گشت و گذار شدیم. نهایتا ساعت 21 به سمت آبشار رفتیم تا بتونیم این نمایش رو تماشا کنیم. کلی تماشاگر روی پله ها نشستن و همه منتظر شروع نمایش بودند که ساعت 21:30 یکی از ماموران پارک اومد و به همه گفت که امشب نمایش برگزار نمیشه. ما هم خسته و نالان به خاطر این همه وقتی که اینجا صرف کردیم، سوار اتوبوس های میدان کاتالان شدیم و به سمت لارامبلا حرکت کردیم.

بعد از این همه گشت و گذار حسابی خسته و گرسنه بودیم. در ابتدای خیابان لارامبلا یک رستوران محلی به نام ITAPA قرار داشت که در آن هر نفر با پرداخت 14 یورو به صورت نامحدود میتونست از سلف سرویس و غذاهای متنوع رستوران استفاده کنه. تمام غذاها تازه و لذیذ بودن. تنوع غذاها هم بسیار زیاد و عالی بود. طبق معمول میزهای بیرون رو برای صرف غذا انتخاب کردیم و با یک سینی پر از غذاهای خوشمزه یک شب عالی دیگه رو در این پیاده روی دوست داشتنی گذروندیم. نوشیدنی و دسر در این رستوران جدا حساب میشد که قیمت یک لیوان نوشابه 3.5 یورو بود. شام امشبمون در کنار مخلفات بسیار زیاد این رستوران تاپاس بود. تاپاس در واقع بشقاب های کوچک از غذاهای متنوع اسپانیایی هست. ادویه غالب غذاهای اسپانیایی زیره است که بعد از چند بار خوردن این غذاها، طعم زیره من رو اذیت می کرد. غذاهای رستوران شامل: صدف، پائلا ی دریایی و مرغ و گوشت، گوشت های کوفته ای به سبک های مختلف، مرغ و استیک و انواع پیتزاها و ماکارونی ، خوراک مرغ ، استیک گوشت، خوراک های متنوع مرغ، یک غذا مثل دلمه ی برگ موی خودمون و انواع سوسیس ها و سالاد ها و پیش غذاها. در کل شام امشب با حق سرویس و نوشیدنی 35 یورو شد.

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

سفرنامه بارسلونا

رستوران محلی و سلف سرویس لذیذ آن

 

هر چی به نیمه شب نزدیک تر می شدیم این خیابان شلوغ تر و شادتر میشد و در نتیجه دل کندن برای ما سخت تر ولی نهایتا ساعت 12 شب تسلیم خستگی شدیم و به سمت هاستل رفتیم.

سفرنامه بارسلونا

خیابان زنده ی لارامبلا در نیمه شب

 

نویسنده :نیما علایی

جهت مطالعه ادامه سفرنامه کلیک کنید