rTgUtCcUGKj2XQCIDxJEQYQMLZ0zr711RnM6Ody3.jpeg

با عرض سلام و ادب خدمت همه سروران و خوانندگان ارجمند به یاد دارم چند سال قبل استاد حسین الهی قمشه ای داستان زیبایی نقل فرموده بودند با این مضمون که سه نفر با سه ملیت مختلف آلمانی  انگلیسی  و  آمریکایی برای تحقیق پیرامون فیل برای مدت شش ماه به هند اعزام شدند. فرد آمریکایی در طول این مدت تحقیق خود را کامل کرد و کتابی صد صفحه ای منتشر کرد با عنوان "همه چیز درباره فیل ". فرد انگلیسی علاوه بر شش ماه  شش ماه دیگر هم در هند ماند و کتابی دویست صفحه ای منتشر نمود با عنوان "فیل را بهتر بشناسیم". و بالاخره محقق آلمانی بجای شش ماه شش سال حضور خود را در هند تمدید کرد و پس از پایان تفحص های خود در باره فیل کتابی هزار صفحه ای منتشر کرد با عنوان "مقدمه ای برای شناخت فیل".
صرف نظر از ملیتهایی که به واسطه قصه عنوان نمودم و با علم بر اینکه آنچه برایتان می نویسم در حد یک مقدمه سفر هم نخواهد بود . عنوان مطلب خود را "مقدمه ای برای سفر به باکو " گذاشتم که امیدوارم برای مسافران محترم باکو مفید واقع شود.


از چند ماه قبل با توجه به تعریفهایی که شنیده بودم تصمیم گرفتیم امسال به باکو برویم . از آنجایی که شدیدا علاقه مند به سفر های هوشمند و برنامه ریزی شده هستم  شروع به تحقیق  نمودم . طبیعی است اولین جایی که همیشه سر می زنم سایت وزین  Last Second می باشد. و از همین جا بر خودم لازم می دانم از دست اندر کاران  این سایت که فرصتی برای تبادل نظر و راهنمایی سفر از طریق سفر نامه ها ی گوناگون فراهم نموده اند صمیمانه تشکر بنمایم.
دوستان بزرگوار سفر نامه های فوق العاده ای نوشته بودند.  مانند سر کار خانم مریم کریمی و آقایان فرید مسعود  نادر مزرعه سالار یگانه و سجاد ذراتی  که از همه این بزرگواران ممنونم . سفر نامه این دوستان را گاهی دو تا سه بار مطالعه نمودم و اطلاعات بی نظیری کسب کردم. امیدوارم این دوستان همیشه سلامت و پایدار باشند .

در ضمن از منابع دیگری چون اینترنت، آژانس مسافرتی و نرم افزار های google map  و TripAdvisor  بسیار کمک گرفتم  تا جایی که همسرم قبل از سفر به من می گفت تو دیگه نیاز به رفتن  باکو نداری !
با توجه به وضعیت شغلی خودم و همسرم که باید مرخصی می گرفتیم تاریخ اواسط شهریور را برای مسافرتمان در نظر گرفتیم  و با توجه به محل سکونتم شهر رشت انتخاب سفر زمینی به باکو را ترجیح دادیم. با جستجو و خواندن نظرات مختلف هتل وینتر پارک را انتخاب نمودیم و باقی مسایل را به آژانس سپردیم.
ما یک خانواده چهار نفره هستیم یعنی من و همسرم به همراه پسر یازده ساله و دختر سه ساله ام . سعی من این است که هر سال حداقل یک بار خانواده خود را به مسافرت ببرم. از این رو تلاش می کنم تمهیدات قابل قبولی در نظر بگیرم تا خانواده عزیزم احساس خوب و راحتی داشته باشند. انتخاب هتل نام برده  به عنوان یک هتل چهار ستاره خوب آن هم در یکی از بهترین نقاط شهر از همین رو بود . اصولا من و همسرم اقامت در یک هتل با کیفیت را جزو جاذبه های همیشگی سفر مان می دانیم . هتل وینتر پارک باکو با نمای شمالی بی بدیل آن خود یک جاذبه توریستی عالی محسوب می شود.  این هتل پانزده طبقه با بیش از صد و سی اتاق لوکس  پذیرای مسافران زیادی بود.

u0JcUbIgvvGVKYxtHPX6nEPF2ebpsqhmYq503SWn.jpeg
 لوکیشن روبروی هتل از ضلع شمالی


 
برای سفر به باکو آن هم زمینی سوای رزرو هتل  و داشتن وچر آن که می تواند توسط آژانس مسافرتی تامین شود بیمه مسافرتی به همراه ویزای باکو (در حال حاضر) و پرداخت عوارض خروج از کشور به ازائ هر نفر 25000 تومان نیاز است. یک نکته همینجا عرض کنم که پرداخت بانکی همانطور که می دانیم سه نسخه است که اولی را بانک بر می دارد و دو نسخه دیگر یکی رسید صاحب حساب و دیگری رسید پرداخت کننده است . با آگاهی از اینکه آخرین نسخه مال خودم است نسخه صاحب حساب را با خودم همراه بردم منتهی با کمال تعجب گمرگ از ما نسخه پرداخت کننده را می خواست ! و این موضوع لحظاتی استرس برایمان ایجاد کرد که البته با وساطت جناب سروان و امضائ ایشان پشت برگه ها ختم به خیر شد.

با توجه به هماهنگی های آژانس  قرار شد ما ساعت هشت روز سفرمان در گمرک آستارا باشیم. لیدری در آنجا راهنمای ما برای خرید منات و راننده آن سمت مرز بود که البته من قبلا ارز را به ازائ هر منات 2300 تومان تهیه نموده بودم. ما راس ساعت هشت رسیدیم و با صف طولانی مسافرانی که جلوتر از ما رسیده بودند مواجه شدیم. سر مبارکتان را درد نیاورم حرکت این صف چک شدن چمدانها و مهر خوردن پاس هایمان در هر دو گمرک ایران و آذربایجان نزدیک به دو ساعت به طول انجامید و ما حوالی ساعت ده صبح به خاک آذربایجان پا گذاشتیم. باز هم طبق هماهنگی راننده ای به نام آقا یوسف با بنز سواری آبی سورمه ای خود برای بردن ما به باکو آماده بود. آقا یوسف گرچه فارسی خیلی کم می دانست اما فرهنگ و اخلاقش به ما ایرانی ها خیلی نزدیک بود . منزل ایشان حوالی مرز بود  قبل از حرکت ابتدا به منزل سری زد و خریدی که برای خانواده خود کرده بود تحویلشان داد .

خانواده ایشان هم برای بدرقه ما بیرون آمدند و جالب اینکه پسرشان پشت سر ماشین یک کاسه آب خالی نمود. از دیگر شباهت های آقا یوسف به ما ایرانی ها فرهنگ رانندگی ایشان بود. در حالیکه من حواسم بود اکثر رانندگان قوانین راهنمایی را بدرستی رعایت می کنند
ایشان با بنز راهورشان در جاده تک لاین گاهی 140 تا 150 کیلومتر هم سرعت می رفت و به لطف سبقت های متعدد و پا به گاز بودنشان ما چهار ساعته رسیدیم باکو. این را اضافه کنم که بیشتر جاده در ابتدا مناسب نیست .البته مثل بعضی جاده های ما چاله و چاه ندارد اما بدلیل لکه گیری های بی شمار ناهموار است . تقریبآ صد کیلومتر مانده به باکو جاده اتوبان می شود و دیگر از اینجا به بعد عالیست.


در ابتدای ورود به شهر زیبای باکو با ساختمانهای تقریبآ متحدالشکل روبرو می شوید که خیلی تمیز به نظر می رسند . و به معنی واقعی کلمه پست مدرن هستند یعنی در عین حالی که طرح کلاسیک دارند  یک روح مدرنیته درآنها جریان دارد. و به طور کلی خوش نما هستند. از دیگر نکاتی که کاملآ به چشم می آید تمیزی قابل توجه شهر است. باکو به بادش معروف است ما در طول اقامت پنج شبه مان یک غروب شاهد وزش باد خیلی شدید بودیم سرعت باد به 40 کیلومتر در ساعت می رسید
 اما هیچ گرد و خاکی در هوا پخش نمی شد. که همین خود نشانه اثبات تمیزی شهر بود. باز از دیگر نکات قابل گفتن می توانم به فرهنگ خوب و قابل تعریف رانندگی مردم باکو اشاره کنم. از آنجاییکه خود به مقوله رانندگی و خودرو خیلی علاقه مندم و خواندن مجله وزین "ماشین" از کودکی تا به امروز خوراک همیشگی من بوده باید عرض کنم چند دلیل برای این فرهنگ قابل قبول وجود دارد. اول اینکه پلیس باکو که در تمام شهر به همراه BMW  های مدرنشان دیده می شوند در اجرای منظم قوانین بنظر ساعی می آیند. گویا قوانین در درونشان نهادینه شده و اجرای آن برایشان الگو گشته است . از طرفی این جدیت و سختگیری پلیس روی مردم نیز تاثیر گذاشته و به نظر می رسد قوانین راهنمایی در مردم باکو نیز استحاله شده و ایشان هم در رانندگی انضباط دارند. نکته دیگری که به نظر من دارای اهمیت است کیفیت خودروهای آنجاست .می توانم بگویم شاید 80 درصد مردم خودرو های خوب و با کیفیتی سوارند که البته به اقصادشان بر می گردد و به زعم اینجانب حس نشستن و رانندگی با یک خودروی لوکس و به روز خود به ارتقای فرهنگ رانندگی یک جامعه کمک می کند. البته این را هم اضافه کنم عوامل ثانوی هم وجود داشت که به این نظم شهری کمک بیشتری می کرد. مثلا وجود زیر گذر برای عبور عابرین از
خیابان .  در بسیاری از خیابان ها و چهار راه های باکو از طریق این زیرگذر ها که همشان پله برقی هم دارند به راحتی گاهی تا دو چهارراه  پشت سرهم را می توانید طی کنید. جالب اینکه بزرگی زیر گذرعابرین گاهی به اندازه خیابان اصلی است. یک عامل خیلی مهم هم وجود داشت که در شهر موتور سیکلت بسیار بسیار کم بود. اینجانب در طول اقامتم به غیر از موتور پلیس فقط دو بار موتورسیکلت  دیدم  که به نظر من خود عامل مهمی برای آرامش و امنیت خیابانهای آنجا بود. امیدوارم موتور سواران عزیز از من نرنجند . ولی چون خودم بیمارستانی هستم خوب می دانم که چه جمله درستی گفتم.
 
به توصیه یکی از بستگان عزیزم برای کودک سه ساله خود کالسکه عصایی مدل تاشو همراه بردیم. البته کودک ما مدتها بود که سوار کالسکه نمی شد ولی از آنجاییکه می دانستم  در باکو پیاده روی زیاد خواهیم داشت کالسکه بردیم و اتفاقآ موهبت بزرگی شد به طوری که نه ما خسته شدیم و نه دختر عزیزمان.
من برای مدت اقامتمان هر روز برنامه ریزی کرده بودم که کجا برویم. و چگونه برویم منتهی به دلایلی از جمله راحتی بچه های عزیزمان گاهی خارج از برنامه عمل کردیم . مثلا قرار بود بعضی مسیر ها را با اتوبوس یا مترو برویم  که اینگونه نشد . یا پیاده رفتیم و یا با تاکسی بادمجانی (تاکسی لندنی) . خوشبختانه هتلمان در جایی قرار داشت که با میدان فانتین یا همان میدان فواره کمتر از 15 دقیقه  پیاده روی فاصله داشت . رسیدن به فانتین هم یعنی رسیدن به ایچری شهر، رسیدن به پارک بلوار، رسیدن به خیابان نظامی یا همان تارگوا و حتی رسیدن به فونیکلار که همه اینها با فاصله اندکی در کنار هم واقع شده اند. از طرفی دیگر از هتل Winter Park  تا مرکز تجاری 28 مال در میدان 28 می  تنها 15 دقیقه راه است.
من در اینجا تصمیم دارم به شکل تفکیک شده نه بر اساس هر روز اقامتم از آنچه دیدم و تجربه کردم برای شما عزیزان بنویسم.


ابتدا از ایچری شهر شروع می کنم جاییکه  ما به عنوان اولین مکان بازدید انتخاب کردیم . جالب است اکثر توریستها دیدار باکو را با شهر قدیم آن آغاز می کنند شاید به این دلیل که باکو در ابتدا همین بوده  و از همین جا حیاتش شکل گرفته  است.
اینجا مکانی است با ساختمانهای قدیمی اما تمیز بهمراه خیابان های کم عرض و سنگ فرش شده. پر از دکه ها، دست فروش ها و مغازه هایی که اکثرا سوغاتی و نمادهای شهر باکو را می فروشند. این فروشنده ها اهل تخفیف هم هستند و می شود با آنها چانه زد و نتیجه گرفت . یک اتفاق بامزه ای هم برایمان افتاد . قبل آن عرض کنم چون به زبان زیبای آذری تسلطی نداشتم سعی کرده بودم با خواندن کتاب "راهنمای سفر به آذربایجان" کمی زبان خود را تقویت کنم. حالا در اینجا آمدم برای همسرم از یک دستفروش دستبند فانتزی بخرم  با لهجه خودشان گفتم "قیمتی نچه منات" فروشنده خیلی راحت جواب داد سه منات. من به همسرم گفتم این میگه اوچ منات  .همسرم گفت: این که گفت "سه" و من تا به فروشنده نگاه کردم گفت : خیلی به خودت فشار نیار من فارسی بلدم!
از دیگر جاذبه های دیدنی ایچری شهر یکی قلعه دختر یا قیز قالاسی و دیگری کاخ شروان شاه هست که البته به دلایل موجه نتوانستیم داخلشان را ببینیم.

hxET65rUHql2o9cA7H78ApMk2ZQWv80xpoSePSSE.jpeg
 ایچری شهر


 
از دیدنی ترین نقاط باکو که واقعآ برای آن باید وقت گذاشت موزه عجیب و بی نظیر حیدر علیف است. این موزه که ساخته آرشیتکت معروف و فقید زاها حدید می باشد حس بصری فوق العاده ای در انسان ایجاد می کند . این معماری پر است از انحناهای عجیب که من را به یاد آثار بی نظیر مینیاتورهای استاد محمود فرشچیان می اندازد.  انحناهای سفید این سازه به درون آن نیز راه یافته و در بعضی نقاط حتی مسیر حرکتتان نیز منحنی است. با پرداخت 15 منات برای هر نفر می توان سه بخش از موزه را که در سه طبقه واقع شده مشاهده نمود. آثار موزه شامل هنر های مدرن، ماکتهای زیبا از جاذبه های باکو و مجسمه های زیبا از شخصیتهای معروف و داستانی و بالاخره موزه زندگینامه حیدر علیف می باشد. که همش دیدنی و خاص است. ضمنآ این موزه بخش دیگری هم داشت شامل اتومبیلهای شخصی حیدر علیف که با پرداخت 10 منات جداگانه دیدنش میسر بود که البته علایرغم میل باطنیم از دیدن آن صرف نظر کردم.

IAsnZFYg83vLj8ttZA7VIfxxZU0IW41P7JEAuScU.jpeg
 q4L1WkAoPFpPLokViJHl2nWE95Et8bhFj3TrdckC.jpeg
 موزه حیدرعلیف


 
از جاذبه های خوب شهر باکو وجود پارک بلوار است . بلواری بسیار عریض زیبا و تمیز  می توان از قدم زدن در این بلوار که وای فای رایگان در طول آن وجود دارد به معنی واقعی کلمه لذت برد .چه خوشبخت اند مردم باکو که چنین بلواری برای پیاده روی دارند. در طول بلوار کافه رستورانهای متعدد و شیکی وجود دارد و شامل جاذبه های زیادی چون چرخ و فلک، موزه فرش، ونیز کوچک باکو که قایق سواری در آن بامزه است، مرکز تجاری، پارک بلوار و کشتی سواری است که همه اینها برای سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت عالیست. ضمنآ یک سازه بزرگ به شکل گل نیز در حال ساخت است که به گمانم مرکز تجاری تفریحی خواهد شد.

SI4X6WArt0FKkEesW3evA2wqRTVfCELuOGQBtfig.jpeg
 پارک بلوار


 
از خیابانهای باکو برایتان بگویم که صاف و استاندارد است و اکثر رانندگان با سرعت مجاز در حال حرکت اند و کسی این خیابان ها را با پیست اشتباه نمی گیرد این در شرایطی است که باکو خود پیست اتومبیل رانی است. همان طور که علاقه مندان خوب می دانند چند سالی است که در تیر ماه مسابقات GT و فرمول یک در باکو برگزار می شود. البته باید بگویم این استاندارد فقط مربوط به خیابانهای اصلی است و در خیابانهای فرعی و کوچه ها وضع آسفالت به خیابان های خودمان شباهت دارد. این را هم باید اضافه کنم که نمایندگی پاره ای از خودروهای خاص و لوکس مثل فراری  بنتلی  آستون مارتین  و .. در آنجا وجود داشت و من شاهد بودم که پسر عزیزم دهانش از دیدن این خودروهای بی نظیر لحظاتی باز مانده بود.!
یک جمله معروفی است که می گوید ما ایرانی ها همه چیمان به هم می آید. به گمانم این جمله در مورد مردم باکو هم صادق است.
 
بام باکو یا همان Up Land  از جاذبه های دیگری است که دیدن آن واقعآ می ارزد. اگر با تور گروهی بیایید شما را با ماشین ون تا جایی می آورند  که با سپری نمودن دهها پله به بام باکو می رسید اما اگر مثل ما تنها به این سفر آمده اید (منظورم بدون لیدر و گروه است ) شاید بامزه ترین راه رسیدن به آپ لند استفاده از فونیکلار باشد. فونیکلار دقیقا روبروی موزه فرش پارک بلوار قرار دارد. یک تراموایی است که شما را به دو قدمی آپ لند می رساند. وقتی آنجا می رسید سه جاذبه در مجاورتتان وجود دارد اول برج های شعله را می بینید که سه برج با ارتفاع متفاوت یکی هتل دیگری مسکونی وآخری اداری است. که ما به دیدن آنها از همان جا بسنده کردیم. این را اضافه کنم که دیدن برج های شعله که از بسیاری از نقاط شهر قابل رویت است درشب فوق العاده دیدنی است آن هم بخاطر نورپردازی های زیبا و مفهومی آن.

جاذبه دوم پارک شهیدان است که برای ما دیدن آنجا فرصت نشد و سر آخر خود بام باکو است که ویوی بی نظیری رو به دریای خزر دارد.
یک اتفاق جالب این بود که یکی از بستگان نزدیک خود را آنجا دیدیم . اینجا بود که من یاد آن جمله معروف افتادم که  "دنیا چقدر کوچک است " و جالبتر اینکه فامیل عزیزمان ده سال قبل به باکو سفر کرده بودند و به من نشان دادند که بخش  قابل توجه ای از شهر که اتفاقا پر از آپارتمانهای بزرگ و زیبا بود اصلا وجود نداشت ! همه اینها طی همین ده سال اخیر ساخته شده است. البته جمله های مشابهی را از افراد با تجربه پیرامون سرعت سریع شهر سازی در باکو و مدرن شدن و پیشرفت هر روزه آن شنیده بودم که تحسین من را برانگیخته بود.  باید اذعان کنم بارها دیده ام از تلویزیون ایران افرادی از کشور های مختلف مثلا بورکینافاسو نشان می دهند که در حال تعریف از ایران و ایرانی و اسلام و مسلمین هستند و در راه رضای خدا یکبار هم نشده که همان بورکینافاسویی از فرهنگ و آداب و مردم خود برایمان تعریف کند و اصلا به نظر قرار نیست چنین اتفاقی بیافتد. قرار است ما همیشه فکر کنیم که چه مردمان تحفه ای هستیم در کره زمین و چه فرهنگ و اخلاق بی نظیری داریم . واقعیت این است تا مادامی که اینگونه فکر می کنیم حال و روزمان بهتر از این نمی شود .نه تنها از فرهنگ و اخلاق عقب افتادیم بلکه به قول فروغ  ما " پس نرفتیم بلکه فرو رفتیم." من در اینجا می خواهم از تریبون لست سکند استفاده کنم و به عنوان یک ایرانی از باکو و مردم متمدنش تعریف کنم و  بلند بگویم  "یاشاسین آذربایجان"  مرحبا به این مردم باکو  مرحبا به این شهر زیبا و مرحبا به فرهنگ رانندگیشان . مردم باکو به نظر مردمان ساده ای می آیند و شاید خیلی دارای IQ  بالایی  هم نباشند ولی بی شک کار را به کاردان سپرده اند که چنین شهر آبادی نصیبشان گشته است. بی شک مدیران لایق و دلسوز و کاربلدی داشته اند که به چنین نظم و رونقی دست یافته اند. و بی شک من برای دیدن مجدد باکو دلتنگ خواهم شد.
بگذریم. جاهای دیدنی دیگری در باکو وجود داشت  مانند پارک مفاخر و .... که فرصت دیدار آنها برایمان میسر نشد.

2meqNLvIN7RapSPYDYIriJkwqss8qmLJ3J1quZCg.jpeg
 آپ لند


 
شهر دو میلیونی باکو دارای چندین مرکز تجاری بزرگ است  ویژگی اکثر این مراکز داشتن چند طبقه فروشگاهای برند و معروف دنیا است و  بیشتر آنها در طبقات آخر شهربازی  فوت کورت و گاهی سینما دارند. البته مراکزی خارج از شهر هم وجود داشت که اتفاقآ ما برای دیدن یکی از آنها یعنی بازار صدرک اقدام کردیم این بازار از بس بزرگ است سر و ته نا معلومی دارد. و اغلب اجناس آن معمولی و ارزان است . قبلا شنیده بودم که دیدن همه این بازار در یک روز ممکن نیست که البته گمانم بیشتر از دو سه روز وقت نیاز دارد و اگر ندانید بازار هر محصولی در کدام قسمت واقع است به راستی سرگیجه می گیرید. اگرچه ما خریدهایی هم انجام دادیم ولی ترجیح دادیم زودتر برگردیم.


مراکز تجاری لوکس یکی پارک بلوار مال است که قبلا به آن اشاره کردم واقع در پارک بلوار . مرکز دیگر 28 مال است در میدان 28 می که مرکز بزرگ و خوبی است. بعدی مرکز خرید متروپارک است که در کنار پارک نریمانف قرار دارد. و ما بعد از دیدار از موزه دیدنی حیدر علیف با 20 دقیقه پیاده روی به آنجا رسیدیم. مرکز دیگر پورت باکو است که از حیث کلاس نسبت به باقی مراکز تجاری بالاتر به نظر می رسد و یک مرکز تجاری دیگر با نام گنجلیک  که به نظرم  از بقیه مراکز تجاری بزرگتر و متنوع تر بود.


همینجا برای علاقه مندان به سوغاتی عرض کنم از بهترین سوغاتی های باکو  شکلات های خود آذربایجان است که اتفاقا هم خوشمزه است و هم ارزان. از دیگر سوغاتی های خوردنی می توانم به باقلوای مخصوص و بی نظیر آذربایجان اشاره کنم که خیلی شبیه باقلوای یزدی است. اگر نگویم خوشمزه تر لااقل قابل برابری است و در دو مدل گردویی و بادامی عرضه می شود . من این باقلوا را در چند جای شهر که ارائه می کردند تست نمودم از جمله ایچری شهر که خوب نبود. به توصیه یکی از دوستان همسرم برای خرید باقلوا به هایپر مارکت براوو واقع در مرکز تجاری گنجلیک رفتیم که بدون اغراق باید بگویم باقلوایش حرف ندارد و به همه توصیه می کنم برای خرید باقلوا خود را سرگردان نکنند و به براوو بیایند. قیمت متوسط باقلوا کیلویی 10 منات است که طبعآ منطقی است.

باید اشاره کنم ما درطول اقامتمان خیلی خرید نکردیم البسه  اندکی که خریدیم از نمایندگی LC Waikiki بود که در چند مرکز تجاری از جمله 28 مال و گنجلیک و ... شعبه داشت. ضمنآ  باید اضافه کنم قیمت اجناس نسبت به ایران گران تر است و به قول همسرم فقط شکلات ها و لوازم آرایشی و بهداشتی ارزانتر می باشد. از آنجا که آذربایجان تولید چندانی ندارد اکثر محصولات آن از ترکیه و چین و ... وارد می شود البته برندهای اروپایی هم کم نیستند.
این را هم دوست دارم بنویسم که از هر برندی در آنجا خودرو دیده می شود .با وجودی که برندهای کره ای و ژاپنی خیلی زیادند اما بنظرم مردم باکو ارادت خاصی به برند های آلمانی دارند بگونه ای که بنز و ب ام و و فلکس واگن و اپل و ... فراوان است البته برندهای چینی هم کم نبودند و من در تک مواردی پراید و سمند و رانا  هم دیدم.

uw16ZeUjNgFJM5alQPyQ35OZ8gGXwZukNll6J5ai.jpeg

چند مرکز تجاری در باکو


 
قیمت غذا در آذربایجان مناسب است .و غذاهای آنجا خیلی به ذائقه ما ایرانی ها نزدیک است. اگر چه ما هر وعده نهار و شام به  رستوران نرفتیم و گاهی بچه ها با خوردن چیپس و ماست بسیار خوشمزه آنجا شب را سر نمودند. با این حال  تجربه خوب و خاطره خوبی از غذاهای آنجا داشتیم . ما رستوران فیروزه واقع در میدان فانتین را امتحان کردیم. من و همسرم پلوی مخصوص آنجا را سفارش دادیم و برای بچه ها کباب کوبیده یا به قول خودشان لوله کبابی سفارش دادیم. پلوی مخصوص دو کوزه بود که یکی پلوی پخته شده دقیقآ مشابه پلوی خودمان و در کوزه دیگر مخلوطی از تکه های مرغ سرخ شده قیسی آلو بهمراه شاه بلوط پخته شده و پیاز بود. ما از این غذا خیلی لذت بردیم حتی دختر کوچک من هم نوش جان نمود و خیلی خوشش آمد. البته من کوبیده را هم تست نمودم که خیلی لذیذ بود به نظرم با گوشت گوسفندی درست شده بود.
ما رستوران سلطان احمد کوفته چی را هم که در مرکز تجاری مترو پارک قرار داشت امتحان کردیم که خوب بود. البته پسرم از غذای آنجا خوشش نیامد در نتیجه از فست فود ویلا در همان جا برای ایشان پیتزا سفارش دادیم که اینبار خیلی خوشش آمد . هزینه های دو رستوران نامبرده در بالا بین 40 تا 60 منات شد. پیتزا هم شش منات بود.
ما رستوران چاناک قالا هم رفتیم که باغی بود بسیار بزرگ و پر از توریستهای ایرانی که بواسطه موسیقی زنده  شبی خاطره انگیز می ساخت . به غیر از فرزند کوچکمان از ما سه نفر 105 منات یعنی برای هر نفر 35 منات گرفتند که بنظر زیاد می آمد منتهی پذیرایی که شدیم شامل میوه های مختلف نان وانواع پنیر به همرا سبزی چند مدل غذا همرا با کباب های متنوع و سرآخر چای و شکلات بود و من شاهد بودم برای هر میزی به همین صورت پذیرایی ها مدیریت می شود. و از آنجاییکه محیط  شاد و خوبی بود کاملا ارزشش را داشت. 


بخاطر علاقه فرزندانم به غذاهای فست فودی یکبار از مک دونالد و KFC هم غذا گرفتیم که قیمتشان بین 20 تا 25 منات شد. باید اشاره کنم تب رفتن به باکو اخیرا بسیار زیاد شده و من بستگان و دوستان و همکاران زیادی را سراغ دارم که یا به باکو آمده اند و یا قصد سفر دارند. در ایامی که ما آنجا بودیم یعنی اواسط شهریور با توجه به اوج مسافرت باکو پر بود از هموطنان عزیزمان از این رو هیچ احساس غربت نکردیم بلکه در پاره ای موارد دوست هم پیدا کردیم.
 
پنج شب و شش روز اقامت ما در باکو رو به اتمام بود. خوشحالم که به خانواده عزیزم خوش گذشت و همه از این سفر راضی بودیم. جریان بازگشت ما از باکو به آستارا خیلی شبیه رفتنمان بود. گمرگ آذربایجان به همان اندازه رفت شلوغ بود و درست رسیدن به خاک ایران دو ساعت به طول انجامید.

اکنون که وقت بازگشت است بغضی از روی علاقه به میهن و مردمم گلویم را می فشارد. به یاد قصه ای افتادم که سالها قبل در یکی از زیباترین کتابهایی که در عمرم خوانده ام یعنی "لذات فلسفه" ویل دورانت مطالعه نموده بودم. قصه فردی به نام "کندرسه" که در جریان انقلاب فرانسه برای برقراری دموکراسی و آزادی در کشورش خوشبینانه ترین کتاب تاریخ را نوشت ودر آن آرزوهای زیادی برای مردم و کشورش نمود. که به گفته ویل دورانت در سالهای بعد مردم فرانسه بسیاری از این رویا ها را محقق دیدند. در اینجا دلم می خواهد برای شما خواننده عزیز چند جمله خوشبینانه بنویسم به امید سربلندی ایران عزیزم.
 
آرزو می کنم آنقدر عدالت و دموکراسی در کشورم زیاد شود و آنقدر همدیگر را دوست داشته باشیم که مردم دنیا برای آمدن و دیدن ایران سر از پا نشناسند.  آرزو می کنم وقتی عابری می خواهد از خیابان عبور کند تمام ماشین ها به احترام عبور آن شهروند هشت متر عقب تر بایستند تا آن عابر محترم بدون هیچ استرسی و با کمال آرامش از خیابان بگذرد.
آرزو می کنم برخی از پزشکان متخصصمان که طبابت را با تجارت اشتباه گرفته اند یادشان باشد که بهای سلامتی یک جامعه  ملک و املاکشان نیست.
آرزو می کنم آنقدر مردم من غنی باشند که هیچ کس ناچار نباشد برای رفت و آمد خودش و خانواده اش از موتور استفاده کند و هرگز جان هیچ فردی به این واسطه به خطر نیفتد.
آرزو می کنم هر چه کلام فحش و زشت وجود دارد از زبان فارسی برچیده شود. هیچ زخم زبانی نباشد وهمه زیبا و فاخر سخن بگویند.
آرزو دارم همه بنز سوار شوند (البته منظورم خودرو های خوب و با کیفیت است) که آنهم توسط کشور خودمان ساخته شده باشد و از تولید ملی به تولید جهانی رسیده باشیم بطوریکه دنیا به تولید خودرو ما افتخار کند.
و صد ها آرزوی دیگر که شما با ذهن زیبایتان می توانید به این مجموعه اضافه کنید.  و آخرین آرزو اینکه امیدوارم روزی که قرار است از باکو به ایران بازگردیم افسوس نخوریم و از اینکه به سرزمین مادریمان پا می گذاریم خوشحال خوشحال باشیم.
 

از همه سروران و خوانندگان عزیزی که با صبر و حوصله این مطالب را دنبال نمودند صمیمانه تشکر می کنم.
و آخرین جمله اینکه
 
گرچه روح و خاطرم آزرده بود
دل ز ناکامی دوران مرده بود
لست سکند انگیزه این سوز شد
در شبستان شمع شب افروز شد
 
 شاد باشید و عاشق


شهریور 1396
 
 

نویسنده : سهیل شیرخانی

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.