سفربه سیراف وعسلویه و پارسیان (تجربه سواحل هاوایی درایران)

سواحل جنوبی استان فارس وبوشهروهرمزگان از آبان ماه تا اخرفروردین باهوای خوش ومناظربکردریاوسواحل ماسه ای واب شفاف وزلال خودش خیلی هاروبه سمت خودش میکشونه امامتاسفانه هنوز بطورکامل به ظرفیتهای گردشگری این منطقه پرداخته نشده بنابراین بجزمردم این استانها کمترکسی اون مناطق وسواحل رومیشناسه. این منطقه مدتها درذهن ما به عنوان مقصدبعدی سفرهایمان باقی مانده بود تا اینکه بالاخره اواخراسفند95 بودکه با تعدادی ازدوستان ساکن درشیراز تصمیم گرفتیم که پیش از شروع تعطیلات نوروزی سفر چهار روزه ای به سواحل خلیج فارس بریم وچندروزی رو در انجا به گردش بپردازیم. دربرنامه ریزی اولیه تعداد ما هشت نفربودکه بادوتاماشین قصد حرکت ازشیرازروداشتیم اما کم کم وقتی خبر سفر ما بین دوستان پخش شد خانواده های دیگری هم باماشین خودشون به ماپیوستن. اینطوری شدکه ما با6 تا ماشین و سی نفر سفرمون رو آغازکردیم.

قرارمون رو ساعت7 صبح 27 اسفنددرمیدان گل سرخ جلوفرودگاه شیراز گذاشتیم و بعد از جمع شدن همه و تجدید دیدارو احوالپرسی های معمول به سمت فیروزاباد حرکت کردیم.fROmhwUkWwmXTOSrqGPIsX0xXIKFG0qmxct1p81S.jpeg

تصویر1مسیر شیراز به فیروزاباد

درسفرهای اینچنینی که چندتاماشین باهم بصورت کاروان درجاده سفرمیکنند یکی از کارهایی که لازمه انجام بشه  تعیین یک مسوول برای هرماشین هست و اینکه مسوول هرماشین مراقب سرنشینان خودش باشه وخودش روبا بقیه ماشینها هماهنگ کنه وبدون اطلاع ازگروه جدانشه.

قبلا رسم بود برای شناسایی ماشینهای همسفردر جاده همه گروه روبان همرنگ روی آنتن رادیوی ماشینها نصب میکردن اما اینروزها با پیشرفت تکنولوژی کارای دیگه ای هم میشه کرد.مثلا نصب اپلیکیشن life360 یا مشابه اون درموبایل. در این نرم افزار کاربران میتوانند همدیگررو به یک گروه خصوصی دعوت کنند و باروشن نگه داشتن اینترنت و GPS موبایل، ازموقعیت مکانی هم گروههای خودشون باخبرباشن. اینطوری هرکسی در هر موقعیت مکانی باشه توسط نرم افزار توسط قابل رویت هست و همسفران میتونن در جاده بصورت لحظه ای از جاهای همدیگر مطلع باشن و مدام نگران عقب افتادن یا گم شدن همسفرانشون نباشن و تلفن کردن های اضافی ونگرانی های بی مورد رو کاهش میده.

ما درسفرمون هردوروش رو انجام دادیم یعنی هم روبانها رو نصب کردیم وهم اپلیکیشن رو وبعد حرکتمون رو شروع کردیم.البته پیش از سفرهم با تشکیل یک گروه تلگرامی اطلاعات مسیر وسفر رو دراختیارهمه گذاشته بودیم.بعداز رد کردن شهر کواروقبل از رسیدن به فیروزاباد ازکنار قلعه دختر ساسانیان که بربالای کوهی بنا شده رد شدیم ولی به دلیل ذیق وقت ازدیدن این قلعه صرف نظرکردیم وموکول کردیم به برگشت. ازاونجاییکه کسی از گروه هنوزصبحانه نخورده بود، قرارشد صبحانه رودرکنار کاخ واتشکده ساسانی فیروزاباد صرف کنیم. یک ونیم ساعت بعد به اتشکده اردشیررسیدیم.این اتشکده در یک جاده فرعی قرار گرفته و 5 دقیقه از جاده اصلی شیراز به جم فاصله داره.درمحوطه جلو اتشکده یک زمین باز برای پارک ماشینها وجودداشت ویک سرویس بهداشتی. چندین سوپرمارکت برای خرید خوراکی هم بودند وغرفه های محلی کوچکی که غذای سنتی ارائه میدادند.

چون تعداد مازیادبود ترجیح دادیم که یک قهوه خانه سنتی که در همون جا بود رو قرق کنیم و برای سی نفر نیمرو سفارش دادیم. صاحب قهوه خانه انتظار اینهمه مشتری رونداشت و نیم ساعتی طول کشید وبه چند نفر تلفن کرد تا تونست نان و تخم مرغ و چای به تعداد نفرات تهیه کنه و در نهایت با همکاری چندتا از همسفران در نقش گارسون تونستیم غدایی به معده های گرسنه مون برسونیم و برای بقیه سفرانرژی بگیریم. این پروسه حدود دوساعت طول کشید ولی دورهم بودن ما اونقدر صمیمی وشاد بود که متوجه گذرزمان نشدیم.براساس آمار حدود80 عددتخم مرغ و 50 عددنان لواش مصرف کردیم.

بعدازصرف صبحانه ساعت 11به سمت سیراف حرکت کردیم. چون صرف صبحانه وقت زیادی ازمون گرفته بود باتوافق همه بازدید از کاخ ساسانی روهم به روزبرگشت موکول کردیم.

ازاونجاییکه در بسیاری از مناطق ایران به علت کوهستانی بودن مسیرها اینترنت ممکنه ضعیف باشه ونتونید از نقشه گوگل کمک بگیرید برای راحت پیداکردن جاده ها، من کتاب اطلس راههای ایران انتشارات گیتاشناسی رو پیشنهاد میکنم.این کتاب جامعترین ودقیقترین کتاب نقشه ای هست که درایران چاپ میشه .هرسال هم تجدید چاپ و بروز میشه ومن درهرسفری اخرین چاپش رو باخودم میبرم که هم درجاده گم نشم هم بدونم هر منطقه چه جای دیدنی داره.

ازاونجاییکه در دوهفته پیش از سفر باران بی سابقه ای در استان فارس وبوشهرباریده بود تمام مسیر سرسبز بود وحتی روی کوهها از علف یک لایه سبز مخملین پوشیده شده بود وهوا از انتظارما سردتر بود.رودخانه های بین راه همه پراب بودند و درقسمتهایی برکه های بزرگی  تشکیل شده بود که حتی درختها رو هم درخودش غرق کرده بود وخیلی از مسافران کنارشون توقف کرده بودندو این  مناطق رو برای پیک نیک وعکس گرفتن انتخاب کرده بودند.

تصویر4 مسیر فیروزاباد تاسیرافPCSVWl0irmt4iaiehzBlSxgC1eafa4LVaRLPogms.jpeg

درسی کیلومتری فیروزاباد از کنار چهارطاقی ساسانی بنام "چهارطاقی کنار سیاه " هم رد شدیم. این چهارطاقی درفهرست اثارملی ثبت شده و فعلا درحال بازسازی هست اما امکان بازدیدش وجودداره.البته در منطقه فارس به کرات میشه چهارطاقی ها رو دید که ازاثاردوره ساسانی هستند و در اون زمان نقش اتشکده و دیده بانی و ایستگاههای راهنمای بین راهها روداشتند.تعدد این چهارطاقی ها وکاروانسراهای مخروبه در مسیر بین فیروزاباد وبندرسیراف نشون میده که این جاده حتی در 2500 سال پیش محل عبورومرور کاروانها بود.

تصویر5 چهارطاقیG4eAgofPaZixmcUM5finnGFBz4SlJ52hMRx6PpC2.jpegG4eAgofPaZixmcUM5finnGFBz4SlJ52hMRx6PpC2.jpeg

ساعت حدوددوبعدازظهربود که به سیراف رسیدیم.

یکی از همسفران ما در سیراف یک راهنمای محلی رو میشناخت که ازقبل باهاش هماهنگ کرده بود وسفارش ناهاربرای سی نفرروبهش داده بود. راهنمای ما با ماشین غذاهارو درظروف یکبارمصرف برامون به پارک ساحلی سیراف اورد و ما همونجا زیلوهاروپهن کردیم و درصفاوصمیمیت غذاهاروخوردیم. باوجوداینکه کناردریابودیم ولی شرجی هوا اونقدرزیادنبود که اذیتمون کنه وافتاب هم لطف کردوپشت ابرموندتاما به راحتی ناهارمون رو بخوریم.

طبق رسوم همه غذاهایی که سفارش داده بودیم غذاهای دریایی محلی جنوب مثل قلیه ماهی ، کباب ماهی و میگو بودند که همگی خوشمزه و عالی بودندو هیچ کس از غذاش ناراضی نشد. البته چون حجم پرسها زیاد بود مقدارزیادی غذا اضافه امد که برای جلوگیری از اسراف با خودمون برای شام شب همراه بردیم ولی تاشب همه ماشینها بوی غذاگرفته بودند و پشیمون شدیم که چرا غذای کمترسفارش ندادیم.

همه مامشتاق بودیم که سیراف رو ببینیم. بندرطاهری یابندرسیراف یکی از قدیمیترین بنادر ایران است که زمانی دارای رونق فراوانی بوده‌است و روابط تجاری زیادی با کشورهای مهم دنیا مثل چین وهند و افریقا در دوره‌های ساسانی و اسلامی داشته. شهرسيراف در قرون اوليه اسلامي، شهري آباد، با عظمت و بسيار ثروتمند بوده. در بندر سيراف خانه هاي چندطبقه مي ساختند و شهر، داراي سيستم فاضلاب و لوله كشي سفالي بوده و بيمارستان بزرگي در آن احداث شده بوده. تجارت مروارید دراینجارونق داشته ولی متاسفانه شهر با عظمت و پرشكوه سيراف در زلزله هولناكي كه در قرن چهارم هجري رخ داد به كلي ويران شد و بخش قابل توجهي از آن نيز به زير آب فرو رفت. االان از آن همه شكوه، تنها ستون هاي نيمه فرو ريخته، ديوارهاي شكسته، قبرهاي متروك باقي مانده است. بااینحال هنوز ارزش دیدن رو داره.

بعدازصرف ناهار نیم ساعتی رو به گشتن درساحل پارک گذروندیم خصوصا که نمیشد کودکان همراهمون روراضی کنیم ازدریاجدابشن.

تصویر6منظره پارک ساحلی سیراف28YsQuR28WnCwJIQ6VGXjYFSGwapzFUVxphqJr1u.jpeg

بعدش به سمت قلعه بندرسیراف که بالای تپه بود رفتیم ولی چون قلعه درحال تعمیروبازسازی بودفقط تونستیم از بیرون چندتا عکس بگیریم و منظره دریارو ازاونجا ببینیم.

تصویر7درب قلعه سیراف6D5vEkA6JC6y2GlYa8Vbzpk2Ar0OWF6Q8YESbCsZ.jpeg

تصویر8محوطه داخلی قلعه درحال بازسازیZYUOCmZkCcHGPIGmgehDeeNuOU0snIT7XnvaCoge.jpeg

تصویر9منظره شهر ازبالای تپهPmiE9xLv8dZj5pMeGCAR98rAVZPrJY7dvNklQuMm.jpeg

بعدازاون به سمت دخمه های سنگی سیراف رفتیم. در ارتفاعات مشرف بر سیراف یک سری حفره های سنگی مستطیل شکل دستکند با نظم وترتیب یکجا نشستن که منظره بسیارزیبایی رو ایجاد کردند. هنوزبرسر فلسفه وجودی این گودالهای سنگی بین باستان شناسان بحث هست که ایا اینهادخمه هاو استودانهایی برای دفن استخوان مردگان درزمان پیش ازاسلام بوده اند یا گودالهایی برای جمع اوری اب باران. بهرحال دیدن همچین اثرتاریخی عجیبی فارغ از کاربردش، بسیار جذاب بود.

تصویر10دخمه های سیرافYQu0jWunxbodmGuFufuo0hjwEOsaBMQGiI5lpG2o.jpeg

تصویر11گودالهای سنگی 609rVtYeA2Zv0MPi8bcY8W4arkYDMlGvQoJyTONJ.jpeg

تصویر12نمای کلی محوطهj21YBYok2V51tkkbIro74A9WtQdl0LPFRV5M4p8j.jpeg

این منطقه تاریخی با ایجادیک مسیرپیاده روی وکاشت درختان  درکنارش بسیارزیباترشده و منظره بسیارجالبی رو بوجود اورده. دوساعت دراطراف اون دخمه ها چرخیدیم وعکس گرفتیم واز صحبتهای راهنما استفاده کردیم .سپس به سمت شهر پارسیان حرکت کردیم. درراه از شهرعسلویه رد شدیم ولی چون محل اقامت ما در پارسیان انتخاب شده بود وهمچنین راننده های ماشینها خسته بودند وبه استراحت نیازداشتند درشهرتوقف نکردیم و بازدیدعسلویه رو به روز دیگری موکول کردیم.

بعداز عسلویه به خلیج وتنگه نایبند رسیدیم و دقایقی رو به دیدن غروب زیبای خورشید برروی دریا از این دماغه اختصاص دادیم و بعد به سمت پارسیان رفتیم. پارک ملی، دریایی نایبند، از پارکها ی ملی جنوب ایران است و به عنوان نخستین پارک ملی دریایی کشور ثبت شدو دارای مجتمع‌ های مرجانی، علفهای دریایی، خورهای متعدد، جنگلهای حرا، سواحل ماسه‌ ای زیباو سواحل صخره‌ ای میباشد.

تصویر13پارک ملی ساحلی نایبند عکس از اینترنت73BU0XsIqOoPrRSXGKg1SvNq2yb7yV8yZEdImJ42.jpeg

محل اقامت مادرحاشه پارسیان یک اقامتگاه سه طبقه با تعدادزیادی اتاق ویک حیاط بزرگ و دلباز وپارکینگ به تعداد کافی بود. دراتاقها به تناسب فضا ازدوتا4 تخت جاداده بودند.اکثراتاقها حمام وتوالت داشتند و چند سرویس بهداشتی عمومی هم در طبقات وجودداشت.متاسفانه اتاقهای مسافرخانه با انچه ازعکسایش دیده بودیم خیلی فرق داشت .خصوصا نظافت مسافرخانه تعریفی نداشت و فرش و ملحفه ها تمیزنبودند و بوی فاضلاب بعضی اتاقها ازاردهنده بود. همه شوکه شده بودیم و به صاحب مسافرخانه اعتراض کردیم ولی چون جای دیگری دران وقت شب نمیشد برای سی نفرپیداکردوگزینه چادرزدن هم منتفی بود، مجبوربه تحمل شرایط بودیم. برای کم کردن مشکل، کولرهاروروشن کردیم و تعدادی هم جارو بدست گرفتند و دستی به سروروی اتاقهایشان کشیدند وفضاراکمی قابل تحمل ترکردند. اکثر همراهان با خودشان ملحفه وپتوی مسافرتی وکیسه خواب همراه داشتنددر نتیجه تعدادی به حیاط یا پشت بام رفتند و انجا خوابیدند و بقیه ما ملحفه های تمیز راروی تختها پهن کردیم و خوابیدیم. البته سحرگاه بارش باران باعث شد کسانی که بیرون خوابیده بودند به داخل اتاقها پناه بیاورند.

فرداصبح ساعت 8برای صرف صبحانه به اشپزخانه مسافرخانه رفتیم. علی رغم مشکلات وحالگیری شب قبل همه پرانرژی و سرحال و با دید مثبت حاضرشدند وصبحانه شامل کره ومربا و پنیروگردو تخم مرغ اب پز ونیمرو درفضای گرم وصمیمی صرف شد.البته هوای تمیز و خنک صبح و ترو تازه بودن باغ و درختان حیاط مسافرخانه بعد از باران سحرگاهی هم مزید بر علت شادی همه شده بود.

پس ازصرف صبحانه رفتیم که به ساحل گردی وشنا بپردازیم. تصمیم داشتیم به ساحل نایبند برویم ولی چون تعداد مون زیاد بود حدس میزدیم نتوانیم درساحل نایبند جای دنج مناسبی پیداکنیم وبااین تعداد مزاحم دیگر مسافران هم خواهیم بود بنابراین به توصیه مردم محلی ساحل کوچکترولی خلوت دیگری را درهمان حوالی پارسیان انتخاب کردیم.

به کمک کارکنان مسافرخانه شماره تلفن چند قایقران در اسکله شهرکوچک "تنبک" راپیداکردیم و باانها برای کرایه چند قایق برای گردش دردریا هماهنگ کردیم.همچنین برای صرفه جویی در وقت و استفاده کامل اززمان درکناردریا و سواحل زیبای تنبک قرار شد قایقرانها مسوولیت تهیه ناهار ماراهم به عهده بگیرند وما مجبورنباشیم برای صرف ناهار به شهربرگردیم.

طبق قرار یک ساعت بعد دراسکله کوچک تنبک حاضرشدیم. این اسکله بیشتربرای ماهیگیری و تجارت اهالی تنبک ساخته شده و بجز کپر قایقرانان محلی و یک اتاقک انتظامی ویک سرویس بهداشتی چیز دیگری درآن نبود. حضور پلیس باعث شد با خیال راحت ماشینها رو درانجا رها کنیم وبه دریا بزنیم.قایقرانها مارا سوارکردند و بعداز نیم ساعتی گرداندن دردریا ونشان دادن مناظر بسیارزیبای خلیج فارس، صخره های فسیلی مرجانی و آیهای ابی شفاف در ساحل خشک شنی کوچکی که بین دو صخره محصورشده بود پیداکردیم و اونجا پیاده شدیم و زیراندازها رو پهن کردیم.

تصویر14منظره ساحل YQEBplFpbUqg0zhHQnnLaYsDo3TTMSPAGornzhSX.jpeg

تصویر15منظره ساحل اختصاصی ما3zJQ9idhanu6l5CJwMnJHlU5gjL5xqIh9F8FzqM3.jpeg

همه در انجا خودشون رو به دست طبیعت سپردن و به شنا و پیاده روی و شن بازی پرداختن و تاحوالی غروب از افتاب و ساحل و مناظر لذت بردیم. قایقرانها هم طبق وعده، ظهر برای ما غذای دریایی خوشمزه خانگی اوردند و که در اون فضا و هوا بسیار بهمون چسبید.ازاونجاییکه ناهارروزقبل رو در ظروف یکبار مصرف خورده بودیم وکلی عذاب وجدان داشتیم، اینبار از قایقرانها خواستیم که برای حفظ محیط زیست از ظروف یکبار مصرف استفاده نکنند و چندتا سینی برامون بیارندکه بصورت سنتی ودورهمی درانهاغذابخوریم اما اونها وقتی تعهد مارو به حفظ محیط زیست دیدن، درحقمون کم نذاشتن و باخودشون یک سرویس کامل ظروف چینی  اوردن. این همه مهمان نوازی ومشتری مداری واقعا شایسته احترام بود. غذاخوردن دراون سواحل زبا در ظروف چینی بهمون حس لاکچری بودن داده بود. بعدش هم یک خواب لذت بخش درساحل به خودمون هدیه دادیم.

عصرکه شد به علت مد دریا، اب کم کم بالا امد و اروم اروم داشت ساحل زیبای مارو درخودش غرق میکرد.بنابراین بساطمون رو جمع کردیم وبا قایق به اسکله برگشتیم وبعدش هم به مسافرخانه.

پس از اینکه همه حمام رفتند ودوش گرفتند تصمیم گرفتیم شام رو در حیاط دلباز مسافرخونه صرف کنیم. اون شب بجز ما سی نفر مهمان دیگری درمسافرخانه نبود ما هم تاتونستیم گفتیم وخندیدم و شب زنده داری کردیم.

فرداصبح بعدازصرف صبحانه ای مثل صبحانه دیروز،به قصد سواحل بندر"مقام" وجزیره شیدور که تعریفش رو بسیارشنیده بودیم حرکت کردیم. این جزیره کوچک که نیمی ازاون صخره ای ونیمی ساحل مرجانی است درواقع یک قطعه سنگ بزرگه که درجوار جزیره لاوان قرارگرفته .اینواضافه کنم که طبق نقشه تقسیمات کشور سیراف جزء استان بوشهر، پارسیان جزء استان فارس و بندرمقام جزء هرمزگان هست یعنی ما طی سه روز مرز سه استان رو طی کرده بودیم.

درراه از سه روستای بستانو، زیارت و مغدان رد شدیم و کوهها و تپه های با اشکال عجیب و جالبی در کنار انها دیدیم.بخاطر مناظر بسیار زیبای جاده ساحلی بارها وبارها کنارجاده توقف کردیم وعکس گرفتیم واز مناظر لذت بردیم.هر تکه این سواحل مثل جواهری ابی رنگ میدرخشیدند و باورمون نمیشد چنین گنجی درایران قرار داره وحسرت میخوردیم که چرا از ظرفیتهای تفریحی اینجا برای جذب گردشگر استفاده نمیشه.

تصویر16 مسیر پارسیان به بندرمقامNQqUkq7JBRZD3aw3QlXYO5AsRz1hpb77yP77DmSl.jpeg

تصویر17منظره جاده ساحلی8XJi1hQyATEKaeFbU2P1HCJ0q6ymLFpXNp4WAvzU.jpeg

تصویر18 پرتگاههای مسیرساحلی

wdWE2ft5ufGvj8rTRJ2Blmpwd8lxF2lXIce7tHvj.jpeg

حدود ساعت12 به بندرمقام رسیدیم وطبق قرار قبلی با یکی از قایقرانان محلی، بازهم به دریازدیم و به جزیره "شیدور"رفتیم. محلی ها به این جزیره میگن جزیره "مارو" و اعتقاددارن مارهای ابی سمی در زیر علفهاوبوته هاش زندگی میکنن که اگرکسی رونیش بزنن قبل از رسیدن به ساحل اصلی میمیره.البته دران چند ساعتی که ما انجا بودیم مارندیدیم ولی قایقرانمون اصرار داشت که انها وجوددارند و بهتره از بوته ها دوری کنیم و به سمت مرکز جزیره نریم.جزیره بسیارکوچک هست و اگر روی یک صخره بایستید تهش رو میبینید.در فصولی ازسال این جزیره کاملا به زیراب میره بنابراین خیلی مهمه که قبل از رفتن به اونجا اب و هوا رو بسنجید یا ازمردم منطقه میزان امنیت رو بپرسید. ابهای شفاف و اینه گون جزیره بسیار برای اسنورکلینگ وشنا وماهیگیری مناسب بود.متاسفانه ما خیلی دیر به جزیره رسیدیم وفقط چند ساعت فرصت داستیم از ساحل سفید و ابهای شفاف استفاده کنیم.

تصویر 19منظره ساحل شیدورNoUHMjSzSy8JKogtm9gClZyo0YJFpjThKWKBSPQo.jpeg

تصویر20 ابهای تمیزو شفافzN8CvhSMe4IqXe4HLcdbDEhB3BjhNxfAoVcXHecb.jpeg

قایقرانمون هم برامون تعدادی ماهی وخرچنگ تازه تهیه کرده بود وهمونجا اتیش کوچکی برپا کردو ماهی ها را کباب کردوباکمی نمک ونان به ماتحویل داد. غذامون درعین سادگی بسیارخوشمزه بود.

تصویر 21خرچنگهای کباب شده

J01smwyQGExgm4UIEHGY05T7qdwy09thRBQ73w0P.jpegعصرهواکم کم طوفانی شد واب داشت بالا میامدو دریا مواج میشدکه به توصیه قایقرانمون سریع از جزیره خارج شدیم وبه بندرمقام برگشتیم.باوجوداینکه با غرغروبی میلی از جزیره خارج شدیم ولی بعدا فهمیدیم که موندنمون در انجا اصلا ایمن نبوده وخبردارشدیم متاسفانه درهمان روز موجهای بلند و قوی در سواحل اطراف همون منطقه باعث غرق شدن یک خانواده که درساحل چادر زده بودند،شده.درمسیربرگشت به پارسیان بارش شدید باران و تاریک بودن جاده ونااشنایی با مسیر،حرکت ماشینها رو دران جاده باریک وناصاف خیلی کند کرده بود و واقعا رانندگی احتیاط زیادی میطلبید.

شب رو به سلامت به پارسیان برگشتیم ومانند شبهای پیشین درمسافرخانه گذراندیم و اینباربخاطر باران نتونستیم از فضای حیاط استفاده کنیم .پس دراشپزخانه دورهم جمع شدیم و شام مختصری خوردیم وبه گپ وگفتگو گذشت. فرداش 30 ام اسفند ماه بود وسال نو ساعت1 بعدازظهر تحویل میشد .عده ای از دوستان اظهارتمایل کردند که حتما برای لحظه تحویل سال نو درشیراز باشندولی اکثریت ترجیح میدادند که سال نورودرکنار اتشکده اردشیر ساسانی درفیروزاباد بگذرانند. بنابریان مقرر شد دوتا ازماشینها ساعت 5 صبح به سمت شیراز حرکت کنند و بقیه دیرتر راه بیفتند.همان شب خداحافظی هاراانجام دادیم و فرداسحرگاه دوماشین راهی شیرازشدند.

بقیه که ماندگارشده بودیم، روزچهارم بعدازصرف صبحانه وجمع اوری وسایل ،اتاقهاراتحویل دادیم وهزینه رو پرداخت کردیم. اینم بگم که باوجود اینکه نظافت اتاقها مشکل اساسی داشت ولی امنیت اونجا خوب بودوباوجود اینکه دوروزهمه وسایل ارزشمندمون رو در اتاقها رهاکرده بودیم ،هیچ مشکلی براشون پیش نیومد.

حوالی ساعت  8به عسلویه رفتیم.

عسلویه یک منطقه صنعتی هست که درکناره خلیج فارس قرار گرفته و بخاطر کارخانه هاوصنایع نفتی اطراف خودش در مدت کوتاهی به سرعت ازیک روستای کوچک به شهری بزگ تبدیل شده.متاسفانه بافت تاریخی زیادی درعسلویه باقی نمونده و همه چیزنوساز شده.الودگی هوای کارخانه ها هم باعث شده اقامت درعسلویه در ماههایی از سال غیرقابل تحمل باشه اما این شهر در زمستان واوایل بهارزیبایی وسرسبزی وتمیزی رو تجربه میکنه. شهر دارای چندین هتل واقامتگاه گردشگری هست و چندرستوران بزرگ درخیابان ساحلی داره.همچنین دکه های سمبوسه وفلافل فروشی این شهرهم معروفن. شهر درشب هم بخاطر چراغهای همیشه روشن کارخانه های اطراف خودش ومشعلهایی بزرگی که دردل کوهها میسوزند همیشه پرنوروروشنه.

تصویر 22 میدان لنج عسلویهV8jcDNjSrtzMgNmIzPVgQPG5uy523hYKZBFiPdkc.jpeg

تصویر23اسکله شهر عسلویهyhthj9nKhNAfCjBFo90sXLSVDQieFkJG14rTwKLY.jpeg

صبح ساعتی رودرحوالی میدان لنج عسلویه وخیابان بازار به خرید سوغاتی پرداختیم.فروشگاههای عسلویه بخاطر فروش خوراکی های بسته بندی خارجی یا همان "ته لنجی ها" با قیمت پایین معروف هستند. چند نفری ازدوستان هم انجا از یک دکه یک لقمه سنتی بنام "محوه" خریدند وامتحان کردند که با سس ماهی درست میشه .البته این غذا اصالتا از غذاهای سنتی شهر لار دراستان فارس هست و انواع مختلفی داره.

تصویر 24نان محوهcMY4tDJm3z4mfMUpj9Eb0ERcrnTh6XdZqYHvuK2g.jpeg

بااینکه قیمتهادرعسلویه پایین است اما چونکه انجا منطقه ازاد تجاری است، خارج کردن محصولات درحجم وتعداد بالابصورت غیرقانونی وبدون پرداخت هزینه گمرک از این منطقه ممنوع است و پلیس درجاده جلو ماشینهایی که مشکوک به قاچاق کالا را میگیرد. بعدازساعتی خریدوگشت درعسلویه به سمت فیروزابادحرکت کردیم تا برای لحظه تحویل سال انجا باشیم.

درنزدیکی های فیروزاباد دستفروشهایی کنار جاده بودند که میوه درخت کنار(درخت سدر) و پنیرک نخل میفروختند که طعم خاص وخوشمزه ای داشتند.

تصویر25 پنیرک نخل از اینترنتey6eAhLvKxEflzQTkYZ78CjcZdggt2XLDHvoPorm.jpeg

تصویر26 میوه کنارازاینترنت5zY3cuxl4QiCiGWkgZQI8xs2uxsFf3g0DuAwRzxz.jpeg

نیم ساعت قبل ازتحویل سال نو به کاخ اردشیر رسیدیم.(همان محلی که صبحانه روزاول رادرانجا صرف کرده بودیم.)درانجا به یکی از غرفه های محلی روبروی کاخ سفارش ناهاردادیم وقرارشدبعدازتحویل سال به منزلشان برای صرف ناهاربرویم. البته خود شهرفیروزاباد هم چند رستوران و فست فود خوب داره ولی ماترجیح دادیم از مردم محلی خرید کنیم. من به خرید وحمایت از محصولات محلی در سفرخیلی پایبند هستم چون هم باعث تقویت اقتصادی مردم ان منطقه میشه هم بهشون اعتماد به نفس میده که کشاورزی وصنایع دستی و معماری محیط  ورسوم خودشون رو با اصالت نگه دارندو شبیه شهری ها نشوند.

سپس بلیط خریدیم ووارد محوطه کاخ شدیم وپس ازبازدیدازاین اثرارزشمند تاریخی، سفره هفت سین ساده ای با هرچه که دراختیار داشتیم چیدیم وبا همدلی وخوشحالی سال نورادرکنارهمدیگر تحویل کردیم.

تصویر27 کاخ ارشیربابکان از اینترنتCkInPjMTo3m188h01QwvARDa1Ksy89cT8afVpEOb.jpeg

بعدازتحویل سال به منزل خانواده ای که برایمان ناهار اماده کرده بودند رفتیم ویک ناهار خوشمزه محلی درسالن بزرگ منزل ایشان که به پذیرایی از مسافران اختصاص داده بودند، صرف کردیم.پس ازتشکروپرداخت هزینه ناهارومقداری هم عیدی ، به سمت شیراز حرکت کردیم.همزمان بارش شدید باران هم اغازشد.به همین دلیل توقف دیگری درمسیر نکردیم و قلعه دختررانتوانستیم بازدید کنیم.پس از غروب همه با صحت وسلامت به شیراز رسیدیم.

از انجاییکه مابرای این سفر یک نفررو به عنوان مادرخرج انتخاب کرده بودیم ، نمیتونم به تفکیک هزینه های سفررو بنویسم ولی کل هزینه شامل اقامت ، وعده های غذایی ،هزینه قایقها و بنزین ماشینها بعد از سرشکن شدن، نفری 300 هزارتومان شد.

این سفرنامه رو نوشتم چون امید دارم با نوشتن سفرنامه ها سنت پسندیده سفرهای داخلی رواج پیدا کنه و مردم بعداز اشنا شدن با زیبایی های ایران کمتر به سراغ سفرهای خارجی بروند و به اقتصاد وگردشگری داخلی کمک بشه. منطقه پارسیان و اطراف اون جاهای دیدنی زیادی داره که با یکروز بیشتر میشه انها رو هم بازدید کرد مثل منطقه حفاظت شده نخیلو و ابشار چله و اب انبارهای کوچک وبزرگ که متاسفانه ما دراین سفر فرصت دیدنش رو نداشتیم.

همچنین امیدوارم همه کسانی که به محیطهای بکری مثل سواحل جنوب ایران میروند از ریختن زباله در این مناطق پرهیز کنند و محیط زیست رو برای بقیه هم سالم وتمیز نگه دارند.احترام به جامعه وسنتهای محلی در سفر به مناطق روستایی جنوب که مردم سنی مذهب هستند از اوجب واجبات هست وامیدوارم هر مسافر به اون منطقه یک سفیر فرهنگی و حافظ ارزشها وشئون مردم باشه.

باتشکرازسایت لست سکند

 

نویسنده : س.جعفری

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.