bn41.jpg

به نام خدا

با سلام خدمت تمامی دوست داران سفر و کاربران عزیز سایت وزین لست سکند سفرنامه ام به کشور آذربایجان , شهر زیبای باکو را نوشتم تا کمی از دین ام را به نویسندگان سفرنامه ها که خواندن سفرنامه هایشان بسیار زیاد در انتخاب مقصد و طول سفر کمک حال من بود را ادا کنم. امیدوارم خوانندگان ارجمند , عذر خواهی من را در کمی و کاستی های این سفرنامه پذیرا باشند. جهت اطلاع شما خواننده عزیز , زمان سفر در اول شهریور 96 و نرخ تبدیل 170 منات به ازای هر 100 دلار بود.

 

مقدمه :

من و همسرم هر دو علاقه زیادی به سفر داریم و بخشی از درآمد را برای سفر پس انداز می کنیم. اواسط فصل مرداد تابستان سال 96 بود که تصمیم گرفتیم یک کشور خارجی را برای سفر انتخاب کنیم , ابتدا گزینه ترکیه را بررسی کردیم و با توجه به اینکه مهرماه سال قبل به استانبول سفر خوبی را تجربه کرده بودیم ترجیح دادیم به ازمیر , آنکارا و یا کوشی آداسی بریم اما با بررسی لحظه به لحظه قیمت ها متوجه این شدیم که هزینه های سفر به ترکیه در حال سیر صعودی است و باید فکر جای دیگری با هزینه مناسب تر باشیم , به توصیه همسرم کشور آذربایجان را انتخاب کردم و چون قبل از ازدواج به همراه خانواده ام تجربه چندین سفر به ترکمنستان شهر عشق آباد را داشتم ذهنیت من کشوری همانند ترکمنستان بود اما بعد از سفر به باکو علیرغم تشابهات فرهنگی نظرم به کلی دگرگون شد و شهر باکو و مردمانش خاطره ایی خوش در ذهنمان به جای گذاشت.

 

در این سفر افتخار همسفر شدن با مادرم برایم میسر شد که با توجه به آشنایی مادرم به زبان آذری , ارتباط با آدم های اونجا برایمان ساده تر شد. همانطور که می دانید زبان رسمی مردم باکو بسیار به زبان آذری های ایران نزدیک می باشد و ناگفته نماند که تسلط من و همسرم به زبان انگلیسی و آشنایی من نیز به زبان روسی موجب شد تا در این سفر بدون هیچ مشکلی بتوانیم با مردم اونجا ارتباط برقرار کنیم.برخلاف تصور ذهنی قبلی من , جوان های آذربایجانی به راحتی میتوانستند انگلیسی صحبت کنند که این برای من باعث خوشحالی و کمی دور از انتظار بود.

 

گام اول ( گرفتن ویزا  و  رزرو هتل )

برای این سفر گرفتن ویزا الزامی بود که این مورد با یک جستجو ساده در لیست آژانسهای معتبر در سایت لست سکند که تورهای آذربایجان را برگزار می کردند بسیار ساده انجام شد. البته ما ویزای الکترونیکی را به قیمت 130 هزار تومان تهیه کردیم که توسط بعضی برگزار کنندگان تور آذربایجان با قیمت 115 هزار تومن نیز امکانپذیر بود اما من ترجیح دادم کمی هزینه بیشتری پرداخت کنم و به نوعی پول پرداختی ام را بیمه کنم.

 

نمونه فایل ویزای الکترونیکی

Visa.jpg

بعد از پرداخت 390 هزارتومن و گذشت 3 روز ویزا بصورت فایل برایم ارسال شد که دارای 2 ماه اعتبار بود.

در انتخاب هتل من همیشه سعی میکنم هتل 4 ستاره برای سفر انتخاب کنم اما به نظرم برای شهر باکو انتخاب درستی نبود چون تصور ذهنی من از هتل 4 ستاره بر پایه ذهنیت من از کشورهایی نظیر تایلند , امارات , ترکیه و ... بود و متاسفانه این هتل به مراتب ضعیف تر از اون چیزی بود که از یک هتل 4 ستاره می توان انتظار داشت و حتی اگر با هتل های کشورمان هم بخواهم این رو هتل را مقایسه کنم به سختی 3 ستاره هم به آن تعلق می گرفت.

 

از طریق سایت booking.com  دیدن تصاویر هتلها به نظرم هتل 4 ستاره vania از جهت دسترسی به مترو , قیمت و تمیزی که کاربران نظر داده بودند گزینه مناسبی بود. هتل رو برای 4 شب از پنجشنبه تا دوشنبه با دو اتاق (یک دونفره , یک نفره) رزرو قطعی و واچر هتل رو گرفتم.

نمای ورودی هتل وانیا 

Vania-Hotel-Baku.jpg

75.png

 

شروع سفر :

سفر ما ساعت 11 صبح از مشهد شروع شد , طبق پیشبینی باید صبح زود به آستارا می رسیدم که در سفرهای زمینی به سختی می شود طبق برنامه پیش رفت. به دلیل خستگی , توقف و استراحت های مکرر حدود ساعت 12 ظهر به آستارا رسیدیم که مسیر طی شده از تهران را در اینجا برای شما می گذارم.

1.png

برای صرف نهار طبق پرس و جو از افراد محلی در خصوص رستوران خوب , رستوران رومی را انتخاب کردیم که پیشنهاد می کنم این رستوران را در برنامه سفر زمینی به باکو از مرز آستارا داشته باشید چون کیفیت غذاهاش بسیار بالا بود.

 

تصویر تابلوی رستوران رومی

۲۰۱۷۰۸۱۷_۱۲۲۹۲۰.jpg

تصویر ماهی و کباب ترش و خورشت که سفارش داده بودیم.

۲۰۱۷۰۸۱۷_۱۲۰۵۵۲.jpg

 

برای خرید منات به یک صرافی در آستارا که در مقابل یک میدان بود مراجعه کردم که به قیمت مناسبتر از باکو خریدم و توصیه می کنم همیشه ارز را از صرافی بخرید تا خیالتون بابت ارز تقلبی راحت باشد .

در مرز آستارا یک پارکینگ رو باز وجود دارد که با پرداخت شبی 7 هزارتومان میتوانید ماشینتان را پارک کنید . از مسئول پارکینگ روباز نشانی پارکینگ مسقف را که در کنار پاساژ ولیعصر بود را گرفتم اما مستقیم اعلام کرد که اونجا ظرفیتش تکمیل شده و در صورت مراجعه مجدد به این پارکینگ برای ماشین من جایی وجود نخواهد داشت و از پذیرش ماشین من خودداری خواهد کرد. با توجه به وجود ردیاب ماهواره ایی نصب شده بر روی ماشین ام , من ترجیح دادم اگر پارکینگ مسقف نبود ماشین را در خیابان پارک کنم چون عملا تفاوتی در خیابان و پارکینگ روباز کنار گمرک پیدا نکردم.

 البته من پیشنهاد می کنم شما ابتدا به پارکینگ مسقف بروید اگر ظرفیتش تکمیل بود سپس به پارکینگ روباز مراجعه کنید که مشکل گذاشتن ماشین در پارکینگ روباز را پیدا نکنید.

بعد از رسیدن به پارکینگ مسقف , علیرغم اعلام مسئول پارکینگ روباز جا برای پارک به قدر کافی بود و من ماشین را به همراه یکسری لوازم از جمله لپ تاب و ... که در باکو نیازی به اونها نداشتم در پارکینگ با هزینه شبی 8 هزارتومن و 3 هزارتومن ورودی از روز پنجشنبه تا دوشنبه پارک کردم , که البته در برگشت هزینه یک شب اضافه گرفته شد به دلیل اینکه روز پنجشبه رو هم حساب کردند که لازمه این مورد را حتما با مسئول پارکینگ هماهنگ کنید.

بعد از رسیدن به مرز در سالن گمرک ایران  متوجه شدم که باجه بانک ملی بسته است و از انجایی که من عوارض خروج از کشور را واریز نکرده بودم خیلی نگران شدم در همین حال به سرعت یکی از کارمندان بخش حمل و نقل گمرک به من گفت در صورت تمایل و با پرداخت هزینه نفری 40 هزار تومان میتواند ما را خارج کند(عوارض خروج برای سفرهای زمینی در سال 96 نفری 25 هزار تومن بود ) که با مخالفت من برای پرداخت هزینه بیشتر مواجه شد . اما در آخر مجبور به پرداخت  نفری 33 هزار تومان و مجموعا 100 هزارتومن رضایت دادم  چون انتخاب بهتری نداشتم .

در زمان خروج یک شخص با یک بسته پلاستیکی مشکی به من گفت در صورت امکان بسته را به اون سوی مرز منتقل کنم که وقتی با مخالفت شدید و واکنش تند من روبرو شد به نظرم در لحظه ایی غیب شد.من اکیدا به هموطنان توصیه می کنم از قبول هر گونه بسته ایی از افراد ناشناس جدا خود داری کنند تا خدایی نکرده دچار مشکلات در کشور بیگانه نشوند. چون در اکثر این بسته ها مواد مخدر یا کلاهای قاچاق جاسازی شده است .

به سرعت از قسمت مرز ایرانی گذر کردم و بعد از عبور از یک پل زیبای کوچک مرزی که ظاهرا بین خط مرزی ایران و آذربایجان قرار گرفته وارد کشور آذربایجان شدیم.

 در سفرنامه ها درباره ی گرفتن رشوه از آذربایجانی ها خونده بودم به همین دلیل خودم را آماده پرداخت رشوه کرده بودم اما چون از 50 مناتی در جیبم پول خورد تری نداشتم , بسیار استرسی شدم چون تمایل نداشتم این مقدار پول را رشوه بدم. با کمال تعجب با رفتار نسبتا مودبانه ایی از طرف پلیس آذربایجان مواجه شدیم و بدون دادن یک منات رشوه به سرعت از مرز گذشتیم .برخلاف تصور ذهنی ام از سفر زمینی که قبلا به ترکمنستان داشتم که بایستی از هفت خوان رستم عبور می کردیم اینجا گذر از مرز به سرعت انجام شد.

برای رفتن از مرز آستارا آذربایجان تا باکو شما می توانید از قطار و یا خودرو سواری استفاده کنید. چون ساعت رسیدن ما به مرز نامشخص بود ترجیح دادیم از خودرو سواری استفاده کنیم. که ظرفیت هر خودرو سواری 3 مسافر است. نرخ سواری دربست از مرز آستارا تا هتل مورد نظر در باکو بین 50 تا 60 منات برای هر خودرو هست که عموما خودروهایی بنز از مدل 2000 تا 2008 رو می توان در مرز دید.

توصیه می کنم که از کسانی که در مرز ایران به شما پیشنهاد سواری دربست به باکو با قیمت مناسب تر را می دهند را رد کنید چون من این اشتباه را انجام دادم و متاسفانه وقتی به مرز آذربایجان رسیدم علیرغم اینکه با هزینه 50 منات مسیر را توافق کرده بودیم اما اونجا از 80 منات کمتر رضایت ندادند . چون ما رو معرفی شده از اون سمت می دانستند سواری های دیگه تا حدودی از قبول ما خودداری کردند که نهایتا چون مادرم همراهمون بود و تمایل نداشتم بیشتر از این ایستاده نگهش دارم با قیمت 80 منات به شرط روشن بودن کولر تا خود باکو ما با قانع کردن خودمان که ماشین در نظر گرفته شده از ماشین های سواری همکارانش بهتر و جدیدتر هست سوار ماشین نیسان جوک مدل 2016 شدیم. با وجود اینکه ما در ساعت آخر مرز به آذربایجان رسیده بودیم در آن سوی مرز سواری به اندازه کافی دیده می شد.

برخلاف مرز ارمنستان که شما با گذشتن از اون به ناگهان به طبیعت زیبا تری می رسید در این قسمت کاملا متفاوت است و شما با دور شدن از مرز سرسبزی شمال زیبای ایران رو به تدریج از دست می دهید و مناظری دور از انتظار از ساحل دریای مازندران که همیشه در ذهن داشتید مواجه می شوید که مناظر اون با توجه به ساحلی بودن تقریبی جاده که شما گاهی می توانید این دریا رو ببینید هیچ شباهتی به ساحل زیبای ایران نخواهد داشت. طبق انتظارم جاده های منتهی به باکو هیچ شباهتی به جاده نداشت , و تقریبا نصف راه دو طرفه , جاده در دست ساخت و بسیار داغون و پر از چاله بود که با نزدیک شدن به باکو اتوبانی مناسب البته نه به کیفیت اتوبان های ایران اما بسیار بهتر از قسمت شروع اون از مرز به شهر زیبای باکو می رسید. 

بعد از گذشت 5 ساعت در جاده به شهر زیبای باکو رسیدیم. اینبار هم با رسیدن به باکو تصورات ذهنی من و همسرم کاملا دگرگون شد و شهر باکو رو شهری بسیار تمیز , ساختمان های نوساز , آدمها با لباسهای خوب و مرتب دیده می شدند که در نهایت شهر زیبا تر از اون چیزی بود که انتظارش رو می کشیدیم.

 

تصویر از اینترنت

ut29-spring-ed-letters-baku.jpg 

 

نمایی از شهر باکو ( مترو گانجیلک )

۲۰۱۷۰۸۱۸_۱۶۳۶۱۰.jpg

 

نمایی از شهر باکو

۲۰۱۷۰۸۲۰_۱۱۲۳۰۶.jpg

 

نمایی از شهر باکو از کاخ شیروانشاه

IMG_1765.JPG

 

نمایی از شهر باکو

۲۰۱۷۰۸۱۸_۱۴۵۴۰۳.jpg

حدود ساعت 8 شب به وقت باکو که تفاوت زمانی نیم ساعت جلوتر از وقت با ایران را دارد به هتل وانیا رسیدیم.

متاسفانه علیرغم رزرو قطعی و در دست داشتن واچر هتل برای 2 اتاق (دو تخته و یک تخته) پذیرش اعلام کرد که هتل ظرفیتش تکمیل شده و با نرخ سایت booking.com  به ما می توانند یک اتاق چهارتخته به قیمت اتاق سه تخته بدهد که متاسفانه وقتی اعتراض من را دیدند به جای حل مشکل پذیرش هتل گفت شما میتوانید به هتل دیگری بروید و من چون مادرم در طول سفر خسته شده بود با اکراه این مشکل رو پذیرفتم. ضمن این که آسانسور هتل خراب بود. و مجبور بودیم سه طبقه پله را طی کنیم.

امکانات هتل وانیا برخلاف اون چیزی که در سایت خوانده بودم فاقد صندوق امانت داخلی , یخچال و چای ساز بود که وقتی من اعتراض کردم یک صندوق کلید دار به اتاق آوردند و به دلیل عدم اعتماد من به صندوق قدیمی که هیچ امکان رمز دهی نداشت برایمان در طول سفر بی استفاده بود . همچنین آوردن یخچال تا روز آخر به تعویق افتاد. از مزایای هتل می توان به رفتار خوب پرسنل هتل و تمیزی خوب اتاق ها اشاره کرد که تا حدودی رضایتمندی را افزایش می داد. شما می توانید با اخطار به پذیرش هتل در خصوص ثبت کردن موارد منفی هتل در سایت booking تا حدودی خواسته های منطقی خود را برآورده سازید. ولی در مجموع هتل وانیا انتخاب خوبی برای اقامت نیست.

 بی درنگ بعد از استقرار در هتل , با همسرم تصمیم گرفتیم به خیابان تارگوی بریم , متاسفانه مادرم به علت سن زیاد و خستگی راه ترجیح داد به جای همراه شدن با ما به استراحت در هتل بپردازد.

 حدود ساعت 9 شب بود که از هتل بیرون اومدیم , نور کوچه ها بسیار ضعیف و تقریبا اگر چراغ سر در خونه ها روشن نبود برای راه رفتن به مشکل می خوردیم , طبق راهنمای نقشه گوگل به ایستگاه گنجیلک با حدود 10 دقیقه پیاده روی رسیدیم و با گرفتن یک کارت و شارژ اون با قیمتی بسیار مناسب برای هر سفر 20 قوپیک بعد از 2 ایستگاه به ایستگاه ساحیل رسیدیم که با 2 دقیقه پیاده روی در حدود ساعت 9:15 در تارگوی بودیم.

 مترو ایستگاه ساحیل ( تارگوی )

۲۰۱۷۰۸۱۷_۲۳۳۳۵۷.jpg

 

نمای خیابان تارگوی

۲۰۱۷۰۸۱۷_۲۳۲۳۱۴.jpg

 

شاید بتوانید خیابون تارگوی رو به خیابان استقلال استانبول یا خیابان کنزو میهانلو در بلگراد تشبیه کرد , اما خیابان آن کوتاه تر و کوچکتر و با پوشاکی گران تر از استانبول بود. با توجه به اینکه باکو تولید کننده پوشاک نمی باشد و اکثر پوشاک خودش را از ترکیه تامین می کند انتخاب مقصد باکو برای سفری صرفا جهت خرید مناسب نیست. اما اکثر برندها مثل جیوکس , بنتون , اسپرینگ فیلد قیمت مناسب تری از ایران دارند.

البته در نزدیکی ایستگاه گنجیلک مرکز خرید بزرگی به نام گنجیلک مال وجود داره که خرید رو میتونید از اونجا بهتر و با قیمت مناسب تری  به نسبت مراکز خرید تارگوی و 28 می و دیگر مراکز خریدی که من در باکو دیدم انجام بدهید.

 

تصویر گانجیلک مال در شب

 ۲۰۱۷۰۸۱۷_۲۳۴۴۳۳.jpg

تصویر گانجیلک از داخل

 ۲۰۱۷۰۸۱۸_۱۶۳۹۴۸.jpg

 موقعیت گانجیلک مال ( دقیقا مقابل ایستگاه مترو گانجیلک )

2.png

 

ساعت کار متروی باکو تا ساعت 12 شب می باشد ولی در حدود ساعت 10 شب تقریبا فروشگاه های تارگوی تعطیل و کافه ها و رستوران های فقط باز هستند.

بعد از قدم زدن در خیابان سنگفرش تارگوی , نوبت به صرف شام رسید که من به رستوران دونار 202 رفتم ودو عدد لهما دونار با دو نوشابه فانتا رو به همراه همسرم سفارش دادیم. که قیمت هر پرس اون حدود 7 منات شد که بسیار خوشمزه و با توجه به حجم و طعم اون کاملا راضی کننده بود.

 ۲۰۱۷۰۸۱۷_۲۳۰۷۵۶.jpg

 

تصویر خوراک سفارش داده شده 

۲۰۱۷۰۸۱۷_۲۲۵۵۰۹.jpg

 

 بعد از کمی گشت و گذار در خیابان تارگوی حوالی ساعت 1 شب با تاکسی با نرخ حدود 5 منات به هتل برگشتیم.

 

روز دوم

صبح ساعت 7 صبح بیدار شدیم و جهت صرف صبحانه به لابی هتل رفتیم که متاسفانه صبحانه هتل هیچ شباهتی به صبحانه های هتل 4 ستاره نداشت و خبری از صبحانه گرم در اون دیده نمی شد. صبحانه ساده در حد چند تا آبمیوه فوری , قهوه و چای به همراه چند مدل مربا  , کره , پنیر و کالباس بود. بعد از صرف صبحانه نه چندان دلچسب به سمت ایچری شهر جایی که شهر باکو از اونجا توسعه یافته بود حرکت کردیم.

برای رفتن به ایچری شهر می توانید از مترو استفاده کنید. یک ایستگاه دقیقا به نام ایچری شهر وجود دارد که نقطه شروع خوبی برای دیدن آثار باستانی باکو می تواند باشد. در ایچری شهر می توان کاخ شیروانشاه , قسمت قدیمی شهر و قلعه دختر را در چند ساعت بصورت پیوسته با هم بازدید کرد.این شهر تاریخی، محصور میان دیوارهای کنگره‌دار در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز ثبت شده است.

 

تصویر کاخ شیروانشاه از اینترنت

کاخ-شروان-شاهان-باکو-311.jpg

 

نمای داخلی کاخ شیروانشاه ( تصاویر گرفته شده توسط خودم )

IMG_1781.JPG

IMG_1758.JPG

IMG_1789.JPG

IMG_1787.JPG

IMG_1786.JPG

 

ورودی داخل کاخ شیروانشاه

IMG_1769.JPG

موزه داخل شیروانشاه

IMG_1776.JPGIMG_1774.JPG

این بنا بزرگترین بنای شروانشاهان از حکومت‌های محلی است که در شیروان قفقاز مصادف با حکومت عباسیان تشکیل و در دوران صفویان به دست شاه طهماسب یکم برچیده شده‌ است.این قصر زیبای ماسه‌ سنگی محل سلطنتشان بوده. وارد حیاط اصلی کاخ که بشوید، دروازه کوچکی سمت چپ می‌بینید که به دیوان‌خانه می‌رود. دیوان‌خانه ساختمان گنبدی‌ شکل هشت ضلعی است که شروانشاه خلیل الله اول جلسه دیوان خود را اولین بار در آنجا تشکیل داد. طاق‌های سنگی و کنده‌کاری‌های ظریف قصر را که تماشا کردید، سری هم به مسجد کاخ بزنید که سه ورودی مختلف دارد: یکی برای شاه، یکی برای زنان و یکی برای کارکنان قصر. اگر چند منات اضافه‌تر بدهید و از راهنمای صوتی هم می توانید استفاده کنید که اطلاعات کامل و جالبی در مورد تاریخچه قصر می‌دهد.

 بلیط ورودی برای کاخ شیروانشاه 4 منات نفری می باشد.

 

تصاویری که از قلعه دختر گرفتم

IMG_1794.JPG

 

IMG_1795.JPG

 

تصویر قلعه دختر از اینترنت

برج3.jpg

برج دختر که آذری‌ها به آن قیز قالاسی می‌گویند، مهم‌ترین نماد تاریخی شهر باکو است. از بام این برج  می‌توان دیدنی های باکو به خصوص شهر قدیم و خلیج باکو را تماشا کرد .این قلعه در روزگار کهن، نیایشگاه آناهیتا بوده و زرتشتیان برای زیارت به آن‌جا می‌رفته‌اند که از آثار دوره ساسانی است . اسم این برج باعث شده داستان‌های عجیب و غریب و افسانه‌های جالبی در موردش گفته شود که در بیشترشان رد پای یک دختر شاه پریان دیده می‌شود. برج دختر با ۲۹ متر ارتفاع و ضخامت ۵متری دیوارهایش، در زمان خودش سازه باورنکردنی و شگفت‌انگیزی بوده است که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌است.

بلیط ورودی برای قلعه دختر 8 منات می باشد.

ضمنا موزه تاریخ شناسی هم در کنار قلعه دختر وجود داره که دیدنش خالی از لطف نیست.

 

ماکت ایچری شهر

IMG_1780.JPG

 

اگر هم به اشیا قدیمی و عتیقه علاقه دارید در ایچری شهر میتونین تهیه کنین که البته قوانین خروج از آذربایجان رو در این خصوص مطالعه بفرمایید که دچار مشکل نشوید.

 

حوالی ظهر بود که بازدید ما از ایچری شهر به پایان رسیده بود به نظرم دیگه وقت نهار بود. اما خواستیم قبلش به فروشگاه IKEA  برای خرید بریم.  چون قبلا از IKEA  استانبول خرید خوبی برای لوازم خونه کرده بودیم تصمیم گرفتیم با توجه به اینکه سفر زمینی بود و محدودیت چندانی برای وزن بار نداشتیم خریدی هم از IKEA  باکو انجام بدیم. طبق نقشه گوگل با حدود 5 منات با تاکسی به فروشگاه IKEA  رفتیم که متاسفانه دیدیم یک فروشگاه بسیار کوچک در حد یک سوپر مارکت به جای تصورمون از نمایندگی IKEA  اونجا بود که عملا چیزی برای خرید وجود نداشت.

 هوا گرم شده بود و تصمیم گرفتیم زودتر برای نهار به نزدیکی هتل بریم. به فود کورت واقع در فروشگاه گنجیلک که نزدیک هتل بود رفتیم. امکان نداره با توجه به تنوع فروشگاه های زنجیره ایی رستوران از KFC , MCdonal  , کباب ترکی , خوراک برنجی و ... چیزی برای خوردن باب طبع خودتون چیزی پیدا نکنید. فروشگاه های برند لباس هم تقریبا در تمامی طبقات پایین گنجیلک وجود داره که به نظرم از بابت قیمت و تنوع بهترین جای باکو واسه خرید هست. قیمت لباس های باکو همونطور که قبلا هم گفتم بین قیمت ایران و استانبول هست اما بالاخره میتونین واسه خودتون لباس با سلیقه اتون پیدا کنید.

 من ترجیح دادم برای نهار به همراه همسرم کباب ترکی و مادرم ترجیح داد مک دونالد بگیره و به راحتی در کنار هم مشغول شدیم. سفارش من و همسرم هر دو با 3 نوشابه که البته نوشابه سوم برای مادرم بود شد 12.5 منات و غذای مادرم شد 7 منات و در کل با 20 منات یک نهار دلچسب خوردیم.

بعد از صرف نهار برای استراحت به هتل رفتیم. به نظرم بهترین جا برای خرید در باکو همین گنجیلک هست در نزدیکی این مال بزرگ یک ایستگاه مترو به همین نام گنجیلک وجود داره که میتونین از هرجایی خودتون رو خیلی ساده اونجا برسونید. بعد از گذاشتن مادرم در هتل که حسابی خسته شده بود و استراحتی کوتاه مجدد به گنجیلک برگشتیم و با همسرم خریدمون رو تموم کردیم. و حدود ساعت 11 شب به هتل برگشتیم که به نظرم امنیت کاملا در باکو برقرار هست و احساس نا امنی یا کارتن خواب دیده نمیشد.

 

 روز سوم

صبح روز سوم برای رفتن به ساحل دریای خزر آماده شدیم. ساحل های زیادی در باکو وجود دارد اما طبق تحقیقی که کردم شیکترین ساحل، ساحل آمبوران است که ما انتخاب کردیم . یک پلاژ خصوصی با ورودی 25 منات که البته همراه ورودی کارتی هم به شما می دهند که بعد از تحویل اون و میزان استفاده شما از صندوق امانت و خوراکی های اونجا الباقی رو به شما بر می گردونند. ساحل بسیار بسیار تمیزی بود و اگر اطلاعی از اینکه این جا هم قسمتی از ساحل دریای کاسپین هست نداشتم باور نمی کردم اینچنین ساحلی به این تمیزی و زیبایی در کنار دریای خزر وجود داشته باشد . کنارش دو استخر تمیز که هر لحظه یک برنامه برای نمایش  داشت , یک رستوران فست فودی با غذای بسیار عالی و با کیفیت , دوش آب به اندازه کافی و دو سرسره آبی خیلی کوچیک به همراه آرامش و استراحت در کنار دریا برای ما یک روز زیبا رو رقم زد.  حدود ساعت 6 ما تصمیم به برگشت گرفتیم و چون این ساحل از باکو فاصله دارد و ما نمیدونستیم دقیقا تا چه ساعتی تاکسی میتونیم بگیریم بعد از پس دادن کارت و برگشت مبلغی از ورودی با هزینه 15 منات برای یک تاکسی به هتل برگشتیم. هزینه کل این روز حدود 150 منات برای ما بود که کاملا ارزشش رو داشت.

ساحل آمبوران

IMG_1797.JPGIMG_1799.JPG۲۰۱۷۰۸۱۹_۱۱۴۵۳۲.jpg

 به هتل که برگشتیم مادرم ترجیح داد استراحت کند و ما علیرغم خستگی به پارک آتاتورک در نزدیکی هتل رفتیم و بعد از صرف چای در یکی از کافه هایی که اکثر مردم آنجا در حال بازی تخته نرد بودن به همراه همسرم و قدم زنان درپارک ناخواسته به گنجیلک رسیدیم. چون انتهای پارک آتاتورک به گنجیلک می رسد که البته پارک خاصی برای دیدن نیست و فقط در مسیر ما بود.  حدود ساعت 11 شب گنجیلک بسته میشود  و به نظرم اگر به فکر خوردن شام در اونجا هستید زودتر خودتون رو به اونجا برسونید.

 

روز چهارم

صبح به مرکز خرید 28 مال باکو رفتیم , ایستگاه مترو به همین نام 28 مال هست. خوشحال از اینکه خرید ها را  از گنجیلک کرده بودیم چون در 28 مال تنوع کمتر و قیمت بالاتر از گنجیلک بود. واقعا توی باکو اگر خریدی دارید همون گنجیلک کارتون رو راه میندازه البته اگر دنبال برندهای میلیونی نباشید و برندهای متوسط شما رو راضی کنه وگرنه پورت باکو برندهای معتبر و بسیار گرانی بود که میتونین از اونجا استفاده کنین مثل آرمانی , مکس مارا و دیزل

به پیشنهاد همسرم که معمار هست در حدود ساعت 11 صبح به سمت موزه حیدر علی اف یکی از شاهکارهای معماری معاصر اثر معمار معروف زاها حدید رفتیم. به جرات میتونم بگم یکی از زیباترین بناهایی بود که تابحال دیده بودم , در لحظه دیدن این بنا میتونین اثر معماری را در مبهوت کردنتون لمس کنین و متوجه می شید که کاربرد معماری بسیار بیشتر از یک سقف برای زندگی است. وقتی مقابل این سازه باشکوه بایستید احساس می کنین از اون طرح هایی هست که بیشتر به رویا شبیه هست تا یک اثر معماری .

 

تصویر موزه حیدر علی اف

۲۰۱۷۰۸۲۰_۱۱۳۰۲۴.jpg

 ۲۰۱۷۰۸۲۰_۱۱۳۲۴۰.jpg۲۰۱۷۰۸۲۰_۱۱۳۲۴۲.jpg

داخل مرکز نمایشگاه دائمی از لوازم، هدایا، اتومبیل‌ها و لباس‌های حیدرعلی‌اف، رییس جمهور محبوب آذربایجان می‌بینید. در این مرکز، کنسرت و برنامه‌های فرهنگی و هنری مختلف برگزار می‌شود. که البته ما بازدید نکردیم و به قول شاعر هر چه بود زودتر از اینها گفته بود.

نماد I Love Baku  هم در پارک روبروی اون وجود داره که گرفتن عکس یادگاری در کنار اون خالی از لطف نیست.

۲۰۱۷۰۸۲۰_۱۱۴۰۲۳.jpg

حدود عصر به همراه مادرم که امروز تصمیم گرفته بود تا آخر شب با ما باشد به طرف بلوار ساحل که نزدیکی خیابون تارگوی هست رفتیم .  بلوار باکو، خیابان اصلی شهر است که بلوار بلندی در امتداد دریای خزر که با کافه‌های ریز و درشت ، فواره‌های دیدنی و فضاهای سبزش پاتوق عصرگاهی اهالی باکو است. نسیم خنکی که از روی آب بلند می‌شود ، خانواده‌ها ، زوج‌های جوان و نوازندگان آماتور را به این بلوار می‌کشاند و فضای دلچسب و صمیمی درست می‌کند. ضمنا مرکز تجارت باکو ، مرکز خرید چهار طبقه پارک بلوار و مرکز بین‌المللی موغام. حوالی این بلوار منطقه ایی برای خرید هم هست. اگر علاقه مند به دوچرخه باشید امکان کرایه دوچرخه نیز وجود دارد. ضمنا یک کشتی هم اونجا با هزینه ایی مناسب وجود داره که میتونین سوارش بشید و تقریبا حدود 1 ساعتی شما رو به آرامی در دریا تا برج های شعله گشت میدهد که چون صف شلوغی داشت ما ترجیح دادیم پیاده در مسیر کنار ساحل قدم بزنیم.

 

برج های شعله با حدود ارتفاع 160 تا 180 متر شامل سه برج شیشه‌ای با انحناهای زیبا و رنگ آبی که بلندترین آسمان‌ خراش‌ های شهر باکو و نماد معماری معاصر آن هستند را می توان تقریبا از هرجایی در شهر دید که البته اگر شب در بلوار ساحل باشید نورپردازی شبانه آن‌ها طوری است که مثل شعله‌های آتش روی سیاهی آسمان دیده می‌شوند که گاهی پرچم آذربایجان بر روی آنها نقش می بندد.

با توجه به اینکه تصاویر گرفته شده توسط من در شب از بلوار ساحل واضح نبود تصویر اینترنتی اون رو در پایین واستون می گذارم.

baku-boulivard.jpg

 

روز پنجم :

با پذیرش هتل شب قبل جهت کرایه خودرو تا مرز هماهنگ کرده بودم که ما را به مرز ایران ببرد بعد از صرف صبحانه راننده خیلی استرس داشت که سریع تر راه بیفتد و ما معنی اون همه استرس رو وقتی که به مرز ایران رسیدیم فهمیدیم , تقریبا ظهر مرز بسته خواهد شد و ما نفرات آخری بودیم که از مرز گذشتیم که متاسفانه سرباز آذربایجانی تا نفر آخر آذربایجانی ها رد نشدند اجازه خروج را به ما نداد که خوشبختانه در سمت ایران , پلیس مرزی ایران ما رو زودتر از آذربایجانی ها پذیرش کرد که پاسخ مناسبی برای کار زشت سرباز آذربایجانی بود. حدود ساعت 3 ظهر بود که در ماشین خودمون در ایران بودیم و به سمت مشهد حرکت کردیم.

حدود هزینه برای من و همسرم حدود سه میلیون و هشتصد هزار تومان ( مرداد 96 ) شد.

 

چکیده نکات من از سفر به آذربایجان :

  • خروجی زمینی رو در شهر خودتون واریز کنید که ساعت کار باجه بانک ملی اونجا همیشگی نیست.
  • این طرف مرز با کسی برای تاکسی هماهنگ نکنید اونطرف به اندازه زیاد تاکسی هست.
  • صبح زود تر به مرز برسید چه در مسیر رفت چه در مسیر برگشت.
  • بهترین مرکز خرید همان گانجیلک هست و به طور کل باکو شهر مناسبی برای خرید نیست.
  • در صورت حساسیت به محل اقامت حتما هتل 5 ستاره بگیرید چون واقعا کیفیت هتل های 4 ستاره اش مناسب نیست.
  • از قبول بسته از افراد ناشناس خودداری کنید و مواظب باشید حواس شما رو پرت نکنند تا در ساک شما چیزی بگذارند.
  • برای دیدن آثار باستانی از ایچری شهر یک صبح تا ظهر کفایت میکند.
  • هوا در تابستان گرم و تا حدودی شرجی , کرم ضد آفتاب و لباس نخی فراموش نکنید.

 

آرزو میکنم همیشه در سفر باشید.

 

نویسنده : همایون

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.