5شنبه صبح دوست جانمان با یک پیام صوتی در تلگرام روحمان رو نوازش داد.چطور؟ با گفتن اینکه شب وسایلتونو جمع کنید شب میریم ازغد که اخر هفته رو اونجا بگذرونیم.با شنیدن پیغامش از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم، به دو دلیل: اول اینکه ما پارسال هم به این روستای زیبا رفته بودیم و میدونستم چی در انتظارمه و دوم اینکه مدتها بود گشت و گذاری نداشتیم و این جان دردری ما در بدن آرام و قرار نداشت.با ذوق و شوق فراوان وسایل مورد نیاز رو جمع کردیم و پیش نیاز صبحانه و ناهار رو از مسیر آماده کردیم و پیش به سوی ازززغغغد زیبا.

 

لازمه یه توضیحات کوچولو درباره مقصدمون بهتون بدم:

 

روستای ازغد یکی از روستاهای زیبا و بکر منطقه طرقبه در دامنه رشته کوههای بینالود می باشد.این روستا در فاصله ۲۲ کیلومتری طرقبه در یکی از دره های منتهی به شمال رشته کوه بینالودواقع شده است. روستای ازغد به دلیل موقعیت جغرافیایی و ساخت منازل که به صورت پلکانی بوده دارای ارزش معماری سنتی است.

 

معنی ازغد چیست؟

 

در قدیم نام روستا ازقد نگارش می شد که مخفف از قدیم به معنی باقی مانده از زمان گذشته و قدیم می باشد.مردمان ازغد به آن زقی می گویند.

(تصویر شماره 1)

1.jpg

آخر شب بود و بلوار وکیل آباد و همچنین جاده طرقبه خوشبختانه بی ترافیک بود.راه دسترسی به این روستا باید وارد جاده طرقبه شد.

 

اواسط راه در سمت چپ جاده، مسیری وجود دارد که به خیابان امامزادگان ناصر و یاسر معروف است این جاده را در پیش گرفتیم و پس از روستای حصار گلستان با رسیدن به دوراهی بین روستای ازغد و مایان راه سمت راست را پیش گرفتیم و پس از سپری کردن حدود ۱۲ کیلومتر به روستای تاریخی ازغد رسیدم. تمام جاده آسفالت می باشد و آسمان بسیار زیبا بود و در کنار راه درخت های توت منظره ای زیبا به این مسیر بخشیده اند.(البته ما چون قبلا این مسیرو در روز طی کردیم میدونستیم کنار جاده چی هست!!)

 

شب رو در هوای جان افزای ازغد گذروندیم.خود من از شدت این همه پاکی و اکسیژن خوابم نمی برد.صبح زود ساعت 7 بیدار شدیم و دوست جانمان پیشنهاد کوهنوردی قبل از ناشتایی رو داد ما هم که کم رو و اهل تعارف !!!! پذیرفتیم.خلاصه دست جمعی همگی به سمت کوه ارس حرکت کردیم.وجه تسمیه این کوه به دلیل وجود درختی به همین نام است که در افسانه های قدیم مردم ازغد آمده و دلیل پیدایش و پایداری روستا هم به خاطر وجود همین درخته تا جایی که گفته میشه اگر این درخت قطع بشه اثری از روستا به جای نمیمونه.لازم به ذکره که برای علاقه منده کوه نوردی ، ازغد با کوه ها و دره های معروفش میتونه یکی از زیباترین خاطرات کوهنوردی تونو رو رقم بزنه.

(تصویر 2)

2.jpg

خلاصه حدود ساعت 10 صبح به محل استقرار رسیدیم و پیش به سوی تهیه املت آتیشی.عکس شماره 3 منظره پیش چشم ما از خونه روستایی که در آن مستقر بودیم.

(تصویر 3)

3.jpg

خلاصه بعد از دو سه ساعت پیاده روی و کوه نوردی عالی در آن روز نیمه ابری به محل استقرار رسیدیم و آقایون گرامی شروع به پخت املت آتیشی کردن.جای دوستان عاشق طبیعت و گشت و گذار خالی که املت آتشی با نان داغی محلی و منظره کوه های قهوه ای بینالود و باغ های سبز میوه ازغد لذتی بس توصیف نشدنی دارد.

 (تصویر ۴ و ۵)3.jpg11.jpg

بعد از صبحانه به پیشنهاد دوست عزیز ابتدا کمی در کوچه  پس کوچه های  ازغد چرخیدیم و سپس سری به مسجد جامع  و قبرستان تاریخی ازغد زدیم.

(تصویر6)

4 (2).jpg

مسجد جامع ازغد که مربوط به دوره تیموریان می باشد. در داخل مسجد ۱۲ ستون کنده کاری شده وجود دارد و درب این مسجد از چوب صندل هندی ساخته شده که بسیار نایاب و گرانبها است.

(تصاویر 7و 8)

5.jpg

7.jpg

همچنین این مسجد دارای 3 کتیبه تاریخی از جنس چوب، سنگ و گچ می باشد.و در حقیقت کتیبه ای که از جنس چوب هست روی یکی از ستون های چوبی مسجد جای گرفته. من متاسفانه نتونستم از کتیبه سنگی عکس بگیرم.

(تصاویر 9و 10و 11)

12.jpg

6.jpg

13.jpg

 

قبرستان این روستا دارای سنگ نوشته های عبری می باشد که خود سند محکمی بر قدمت این روستا است.

ناهار ما هم جوجه کباب طبیعی آتشی به همراه برنج دم کشیده آتشی بود.همین الان که دارم سفرنامه رو مینویسم عطر خوش برنج و طعم عالی جوحه رو احساس میکنم.

 

برنامه بعد از ظهر قدم زدن در میان باغ زیبای دوستمان بود.مسافت حدودا یک ساعته طی کردیم تا به باغ برسیم.در میان راه اهالی بسیار خونگرم و خوش مرام روستای ازغد از ما با میوه های باغشان پذیرایی کردند.در باغ دوستمان کلی تمشک و سیب دلبر خوردیم.انصافا طعم سیب ها بهشتی بود و نظیر نداشت خلاصه از مسیر رودخانه برگشتیم و کلی هم تمشک خوردیم.

(تصاویر12 و 13)

8.jpg

9.jpg

در این منطقه گیاهان دارویی و معطر زیادی هم به صورت خودرو وجود دارد از جمله گلپر، گل خطمی، کاکوتی، بابونه و ... که با مقداری از این گیاهان چای شبانه به زلالی اشک درست کردیم.آخر شب با روحی سرشار از طراوت و ذهنی مملو از عطر گیاهان و درختهای جنگلی این روستای زیبا رو به سمت مشهد ترک کردیم.

 

 تشکر جانانه دارم از دوست مهربان و گلم که میزبانمان بودند ، همسر پایه و مهربانم و سایر دوستان عزیزم که این مسافرت کوتاه رو برامون شیرین تر از باقلوا کردند.

 

در انتها خوشحالم از اینکه در منطقه خشک خراسان این روستای با اصالت و سرسبز با مردمان مهربان و با شرافت و موفق وجود داره(آقایان رسول خادم و امیر رضا خادم و همچنین آقای رحیم پور ازغدی از اهالی این خطه هستند).به مسافران مشهد و همشهریان عزیز بازدید از این خطه زیبا رو قویا پیشنهاد میکنم

فقط جان ما مواظب طبیعت و حیوانات باشید.

 

نویسنده :فاطمه شهرستانی

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.