با عرض سلام خدمت خواننده‌های عزیز و تشکر ویژه ازسایت لست سکند که هم مرجع کاملی برای بدست آوردن اطلاعات برای سفر به اقصی نقاط جهان به زبان فارسی هست، هم امکان مقایسه ی تورهای مختلف را در یک مکان فراهم کرده است.

مسافرت از زمان های دور یکی از جنبه های اساسی زندگی انسان بوده و به عقیده بسیاری از بزرگان باعث رشد وتعالی شخصیت آدمی است. همان طور که سعدی میگوید:بسیار سفر باید تا پخته شود خامی....

معرفی:

سفربه جام جهانی روسیه یکی ازبهترین وهیجان انگیز ترین تجربه هامون بود، همراه با خنده و شادی وچالش های فراوان. قصد داریم در این سفرنامه، شادی ها وتجربه های خود را با شما به اشتراک بگذاریم.

درباره روسیه:

روسیه با نام رسمی فدراسیون روسیه، پهناورترین کشور جهان است که در شمال اوراسیا قرار دارد. این کشور در عرضهای بالای جغرافیایی واقع شده‌است و بیشتر مناطق کشور سردسیر و کم بارش است. روسیه، با توجه به ساعت تابستانی، ۱ ساعت و نیم از تهران عقب‌تر است.

 واحد پول روسیه، روبل با علامت اختصاری (RUB) است. روسی، زبان رسمی هست به علاوه ۳۰ زبان رسمی در مناطق مختلف روسیه وجود دارد. جهت رانندگی راست و ولتاژ برق 220 ولت است.

1.gif

جایگاه کشور روسیه در جهان
2.jpg موقعیت مسکو و سنت پترزبورگ در کشور پهناور روسیه

دراین سفرنامه سعی شده نکات مفید و جدیدی که بنده از مطالعه سفرنامه ی دوستان، تجربه شخصی، مطالعه کتاب" آشنایی با کشورهای جهان، روسیه" مطالعه تاریخ کمونیست و سایت تریپ ادوایزر بدست آمده به طور جامع گنجانده شود.

نکته: خوندن کتاب هایی مانند: تاریخ بلوک شرق و انقلاب روسیه به دید بازتر شما تو سفر کمک شایانی میکنه.

 

ایده سفر:

بنده و همسرم عاشق سفر هستیم و هر تایمی که امکان سفر برایمان پیش بیاید به نحو احسن از آن استفاده می کنیم.

آبان 96 بود که همسرم پیشنهاد سفرهیجان انگیز به روسیه، جهت تماشای جام جهانی 2018 رو بهم داد. پیش از این، برنامه‌ی سفر ما برای سال 97، کشور اوکراین بود.

 ابتدا که این پیشنهاد از طرف همسرم مطرح شد، اولین تصورم قیمت بسیار بالا در زمان جام جهانی، آن هم در کشور گرانی مانند روسیه بود و اصلا برایم قابل توجیه نبود که در این زمان بتوانیم با هزینه مناسب به روسیه سفر کنیم.

در ابتدا شروع به برآورد هزینه های کلی سفر در خرداد 97 از طریق سایت بوکینگ و جاباما (برای هتل)، سایت های ایرانی و خارجی خرید بلیط هواپیما (مانند علی بابا، رسپینا 24، اسکای اسکنرو چیپ او ایر) کردیم.

علت اینکه ما تور رو برای سفر خود انتخاب نکردیم به چند دلیل بود:

1.هزینه بسیار بالای تور ها در زمان جام جهانی (بین 12 تا 40 میلیون)

2.طولانی بودن تایم تورها( بعضا چهارده روزه)

3.عدم انعطاف در برنامه ریزی سفر

و اینکه جرات سفر بدون تور و مدیریت کردن تمام کارها توسط خودمان برای ما لذتی بسیار داشت.

البته سفر بدون تور نیاز به پیگیری های زیاد، جستجوی طولانی مدت، تسلط کامل به قوانین گردشگری کشور مقصد، تسلط به زبان انگلیسی، پذیرفتن چالش های احتمالی و توانایی مدیریت آن هست.

مقدمات سفر:

برای کاهش هزینه ها، از شش ماه قبل شروع به خرید بلیط، رزرو هتل و جمع آوری اطلاعات کردیم.

اولین مرحله، بدست آوردن اطلاعات در مورد قیمت و نحوه خرید بلیط بازی ها بود. بخش اول از مرحله دوم فروش بلیط ها بعد از قرعه کشی نهایی جام جهانی و از 5 دسامبر یا 14 آذر شروع میشد و تا 31 ژانویه ادامه داشت. در این مرحله فروش قطعی نبود و تنها ثبت نام اولیه صورت می گرفت که در صورت پر شدن ظرفیت ورزشگاه قرعه کشی بین تماشاچیان از طرف فیفا صورت می گرفت. صندلی افراد هم به صورت رندوم انتخاب می شد.

بلیط بازی برای خارجی ها با سه نرخ و سه جایگاه به فروش می رسید؛ 105،165،210 دلار. همراه با خرید بلیط بازی ها، فیفا، اجازه ثبت نام کارتی به نام فن آی دی برای هواداران می داد که مزایای زیادی داشت، از جمله: عدم نیاز به ویزا، قطار بین شهری رفت و برگشت رایگان به شهرهای محل بازی، استفاده رایگان از وسایل حمل و نقل عمومی در روز مسابقه، تخفیف برخی رستوران ها، موزه ها و...

اولین مسئله ای که ما با آن روبرو شدیم، ثبت نام برای بلیط بازی ها بود.

بدین منظور ما نیاز به کردیت کارتی به نام خودمون داشتیم تا بعد از اتمام ثبت نام مرحله دوم، پول بلیط از حساب اعلام شده برداشت شه.

بنده و همسرم حساب بین المللی نداشتیم نمیدونستیم چه کاری میتونیم بکنیم؛ اما تصمیم نهاییمون رو برای حضور در روسیه در زمان جام جهانی گرفتیم حتی بدون بلیط بازی!!!

به این دلیل که اولا افراد در اون زمان از تمام کشورها حضور دارن و همه صرفا برای شادی کنار هم جمع شدن دور از هر کینه و دشمنی، ثانیا امکان خرید بلیط بازی ها در استادیوم وجود داشت، ثالثا میشد بازیها رو در محل های مخصوصی که تلویزیون های بزرگی داشت( فن فست) تماشا کرد.

چون بنده و همسرم امکان حضور در تمام بازی های ایران رو به دلیل مرخصی طولانی نداشتیم، از بین بازی های ایران، بازی ایران-مراکش رو انتخاب کردیم به دو دلیل:

1.اولین و مهمترین بازی ایران که امکان برد ایران وجود داشت که خوشبختانه همین طور هم شد.

2.بازی در سنت پترزبورگ بود که شهری بسیار زیباتر از 2 شهر دیگر بازی های ایران یعنی، سارانسک و کازان بود.

اواخر آذر بود و ما حدود یک ماه و نیم زمان برای خرید بلیط بازی ها در این فاز رو داشتیم. این کار رو گذاشتیم برای بعد و دنبال بلیط هواپیما رفتیم. آژانس رسپینا 24 برای شب یلدا 20% تخفیف روی تمام پروازهاش گذاشته بود. بنده پرواز پگاسوس تهران تا مسکو رو با توقف 6 ساعته تو استانبول( فرودگاه سابیحا گوچن)، نفری 570 هزار تومان (با میزان بار مجاز 20 کیلوگرم) برای تاریخ 21 خردادگرفتم.

نوبت به خرید بلیط برگشت رسید. پرواز از سنت پترزبورگ به تهران، برای ما که از مسکو برای تماشای بازی به سنت پترزبورگ می رفتیم زحمت زمان و هزینه برگشت به مسکو رو کم می­کرد. پرواز بوتا رو برای برگشت انتخاب کردم که یک استاپ تو باکو داشت. از اونجا که تا آن زمان سفری به باکو نداشتیم تصمیم گرفتیم یک شب رو در باکو بگذرونیم. قیمت بلیط برگشت 700 هزارتومان برای هر نفر در تاریخ 28 و 29 خرداد (با میزان بار مجاز 10 کیلوگرم) خریداری شد.3.jpg

بلیط رفت

2222222222222.jpg

بلیط برگشت

 از آنجا که ما حساب بین ­المللی نداشتیم و بیشتر ایرانیان هم با این مشکل روبرو هستند، از دوستمون که ساکن کشوری اروپایی هست کمک گرفتیم. ایشون با کارت اعتباریشون مارو در سایت فیفا ثبت نام کردند. به علت قوانینی که فیفا جهت خرید در این مرحله گذاشته بود، ما مجبور به خرید 3 بلیط (2 بلیط برای خودمون، یک بلیط برای صاحب کارت) شدیم. ما بلیط که سه رو به قیمت نفری 105 دلار ثبت نام کردیم. البته کمی بعد هم فدراسیون فوتبال ایران با موافقت فیفا به علت مشکلات ایرانیان در ثبت نام، تعداد محدودی بلیط پیش فروش کرد؛خوشبختانه مشکل ایرانیان برای تهیه بلیط حل شد.

بعد اینکه خیالمان از بابت بلیط بازی ها راحت شد، رفتیم سراغ رزرو محل اقامتمون.

در اون تاریخ قیمت ها به شدت افزایش یافته بود. بدین منظور ما برای مسکو از سایت بوکینگ از هتل دو ستاره در مرکز شهر، اتاق 2تخته، به قیمت 150 دلار و یک آپارتمان در سنت پترزبورگ به قیمت 95 دلار برای 3 شب بدون پیش پرداخت رزرو کردیم.

اواسط بهمن بود که ایمیلی از طرف فیفا دریافت کردیم مبنی بر قطعی شدن بلیط بازیمون. خوشحالی ما وصف ناپذیر بود فکر حضور در جام جهانی وتماشای بازی تیم ملی کشورمون در استادیوم مارو به وجد می آورد.

 

 5.jpg

تاییدیه بلیط بازی ها

بعد این مرحله نوبت به ثبت نام فن آیدی رسید؛ مدرکی که به منزله ویزای ما برای ورود به روسیه و استادیوم برای دیدن بازی به همراه مزیت های دیگری که در بالا عرض کردم، بود.

  سایت: www.fan-id.ru/registration.html

  بعد از دریافت تاییدیه فن آی دی و دریافت کد، در سایت حمل ونقل روسیه اقدام به رزرو رایگان بلیط قطار از مبدا مسکو به مقصد سنت پترزبورگ نمودیم. تعریفی که ما از مناظرسرسبز مسیر شنیده بودیم، اشتیاق مارو برای سفر با قطار در روسیه بیشتر می کرد.

سایت: Transportation.Russia2018.com   

متاسفانه اسفند ماه بود که ایمیلی از طرف سایت بوکینگ دریافت کردیم مبنی بر اینکه هتلمون درمسکو قابلیت ارائه خدمات به ما رو در اون تاریخ نداره (در واقع این بهانه ای برای افزایش قیمت بود.) ما هم بعد از چند روز جست و جو هتل 3 ستاره” Maxima Slavia”  در مسکو که رنکینگ 8.3 داشت رو از سایت جاباما به مدت 3 شب بدون صبحانه به قیمت 570 هزار تومان رزرو کردیم. دیگه کارای اصلی انجام شده بود و خیالمون تا حدودی راحت شد.

1.jpg

هتل مسکو

Capture.JPG

آپارتمان سنت پترزبورگ

 فروردین اصل فن آیدی از روسیه با پست، به دم در خونه اومد.

8.jpg

فن آیدی بنده

 بعد از تعطیلات عید بود که با افزایش قیمت دلارتا 6500 مواجه شدیم. در اون بحبوحه مقداری دلار به قیمت نرخ آزاد، حدود قیمت 4950 برای سفر تهیه کردیم.

تا تاریخ پرواز، ما به جمع آوری اطلاعات کامل از شرایط سفر و جاهای دیدنی این کشور زیبا، به همراه یک برنامه زمان بندی در روزهای اقامت پرداختیم و مناطق دیدنی رودر گوگل مپ انتخاب و نشانه گذاری کردیم.

به لحاظ آب و هوای روسیه باید خدمتتون عرض کنم، در تابستون که شما تشریف ببرید سنت پترزبورگ و مسکو، همیشه در طول روز بارونیه و آفتابیه و نیمه ابریه یا بادی. هوا بسیار متغیره، ممکنه یک ساعت شما نیاز به کاپشن داشته باشین، ساعتی دیگر از گرما و آفتاب کلافه شین!!!

 

برنامه های مورد استفاده ما تو روسیه که خیلی بهمون کمک کرد:

  • :Yandex metro جهت مسیریابی خطوط و ایستگاه های مترو در کشور روسیه
  • : نقشه شهرها و مکان های تاریخیMaps
  • : معرفی مکانهای دیدنی، رستوران ها کافی شاپ ها و ... در شهرهای برگزار کننده بازی ها Welcome 2018
  • : گرفتن تاکسی به صورت اینترنتی با قیمت های مناسب.Uber
  • ترجمه متن به تمام زبان ها به صورت آنلاین و آفلاین با دانلود زبان مورد نظر. Translator
  • سایت kovalut.com : پیدا کردن صرافی با بهترین نرخ چنج در روسیه

1.jpg

در آخر هم هتل Sebail Inn (هتلی 4 ستاره با رنکینگ 7.5) برای 1 شب به قیمت 50 منات از بوکینگ رزرو کردیم.دو هفته قبل از شروع بازی ها فیفا اعلام کرد، ایرانی هایی که آدرس تحویل بلیط ها رو ایران داده بودن به علت تحریم ها بلیط برایشان پست نمی شود و باید بلیط ها رو در فرودگاه یا مکانهای تعیین شده در روسیه تحویل بگیرند. فیفا در توضیحات خود در سایت آورده بود که بلیط ها به سرگروه(کسی که بلیط ها با کارت اعتباری او خریداری شده) تحویل داده می شه. اگر سرگروه امکان حضور نداشته باشد، باید یک وکالت نامه از طرف وی، برای افراد زیرگروه او تنظیم گردد به همراه اسکنی از پاسپورت ایشان، تا افراد میهمان بتوانند اصل بلیط خود رو دریافت کنند.

برای خرید لباس تیم ملی، یک روز رفتیم منیریه و خرید کردیم.

هفته قبل پرواز عوارض خروج از کشور به مبلغ 220 هزار تومان برای هر نفرپرداخت و حواله 500 یورویی از بانک با پرداخت نفری 2540 تومان برای هر نفر دریافت شد. دیگه فقط مونده بود چمدونا که اون رو هم یکی دو روز قبل شروع سفر بستیم.

قبل سفر درتهران به هایپر مارکت رفتیم و مقداری کنسرو و غذای حاضری برای خود در سفر گرفتیم که در کل سفر اونها رو به عنوان وعده های نهار و شام مصرف کنیم. 

2.jpg 

در اینجا لازم هست که وسایل ضروری سفر به روسیه رو خدمتتون عرض کنم:

  •  لباس‌ پاییزی، کاپشن گرم، چتر،کفش‌ مناسب پیاده روی طولانی، پاور بانک، کارت حافظه، کیسه فریزر، دمپایی برای استفاده در هتل و از همه مهم تر، نقشه پرینت شده رنگی ایستگاههای مترو بعلاوه پلان برنامه ریزی کل سفر.

 

روز اول:

 روز موعود فرا رسید. ساعت 00:30  بامداد آژانس گرفتیم که 3 ساعت قبل پرواز تو فرودگاه باشیم. رفت و برگشت با آژانس برای تهرانی ها  به‌صرفه‌تر بوده و در ضمن خیالتون راحت هست که ماشینتون تو پارکینگ خونتونه و از گزند آفتاب سوزان پارکینگ روباز فرودگاه درامان هست.

بعد از صفی 20 دقیقه ای، بلیط پرواز رو دریافت کردیم. بعد از گذر از چک پاسپورت، بدون هیچ معطلی 1000 یوروی خود را از بانک سامان دریافت کردیم. حتی یک نفر هم نبود و کارمند بانک داشت چرت می زد!!! چون هنوز تایم داشتیم، کمی روی صندلی های راحت فرودگاه دراز کشیدیم و منتظر باز شدن گیت پرواز پگاسوس شدیم.

پرواز بدون تاخیر در ساعت 4:35 بلند شد و در ساعت 6:30 در فرودگاه سابیحا گوچن استانبول به زمین نشست.

نکته: پرواز های پگاسوس هیچ گونه پذیرایی رایگانی ندارن.

از اونجا که پرواز دوم به مسکو ساعت 12:20 ظهر بود، برای گردش در بخش آسیایی استانبول 6 ساعت زمان داشتیم.

در برنامه ما، گشت در خیابان بغداد (معروفترین خیابان بخش آسیایی) بود، اما به دلیل ضیق وقت و سختی مسیر، با پرس و جو از افراد و تاکسی ها در حوالی فرودگاه، برنامه خود را تغییر دادیم و به منطقه خوش آب و هوا و زیبای "بستانچی" که در کنار دریای مدیترانه قرار داره، رفتیم.

تو فرودگاه کمی دلار به لیر، به نرخ هر دلار 0.23  چنج کردیم و با اتوبوس به سمت بستانچی، حرکت کردیم. بعد 40 دقیقه حرکت در کنار ساحل دریای مرمر، به منطقه مورد نظر رسیدیم.

کنار ساحل کشتی هایی بود،که مانند تمام شهرهای ساحلی دنیا، با تورهای تفریحی چند ساعته، افراد رو به گردش در دل دریا می بردند. از کنارشان رد شدیم و محل دنجی برای صبحانه خوردن در ساحل سنگی پیدا کردیم. بعد از صرف صبحانه در کنار ساحل و خریدی کوچک، دوباره با همون اتوبوس ها به فرودگاه برگشتیم.

 10.jpg

 در مسیر بستانچی آپارتمان های رو به ساحل

IMG_5357.jpg

دیدن متنی فارسی بالای آبخوری در استانبول

IMG_5368.jpg

ساحل بستانچی

در فرودگاه با چندی از ایرانیان که چه با تور و چه به صورت انفرادی به روسیه می رفتند، صحبت و خوش و بش کردیم و از هم اطلاعات گرفتیم. ایرانی هایی که 6 ساعت داخل فرودگاه وقت گذرانده بودند، با شنیدن توصیف ما از منطقه بستانچی، به جهت ماندن در فرودگاه، اظهار پشیمانی کردند.

هواپیما بدون تاخیر بلند شد. ما هم به محض لندینگ، از فرط خستگی و بی خوابی شب گذشته، کل مسیر رو خوابیدیم. ساعت 15:20 به وقت مسکو بود که هواپیما به زمین نشست.

بعد از خروج از هواپیما  به صف کنترل پاسپورت رفتیم که خیلی خلوت بود. خانم آفیسر ازم درخواست فن آیدی به همراه پاسپورت رو کرد. بعد از چک نهایی  برگه "Migration" رو بهم داد تا امضا کنم. یکی از برگه هارو به من داد، دیگری رو خودش برداشت. در نگهداری این برگه کمال دقت رو مبذول دارید، زیرا نبود این برگه در طول سفر و موقع خروج براتون دردسرساز میشه.

 11.jpg

برگه میگریشن

در اولین فرصت، به دنبال مکان اختصاص یافته به فیفا در فرودگاه، جهت تحویل بلیط بازی ها رفتیم. دختر و پسرهای جوان روسی با لباس های ورزشی طراحی شده برای جام جهانی روسیه تو فرودگاه حضور داشتند تا هوادارهارو راهنمایی کنند ودر صورت نیاز نقشه شهر رو در اختیار افراد قرار بدهند. البته خیلیاشون انگلیسی نمیدونستن. مخصوصا داخل شهر این مورد بیشتر احساس می شد.

اولین و بزرگ ترین چالش ما در سفر اینجا رخ داد. وقتی فن آیدی، پرینت تاییدیه بلیط و وکالت نامه از طرف دوستمون که بلیط رو خریداری کرده بود رو به مسئولان فیفا تحویل دادیم، پرسیدند که فرد اصلی یا سرگروه شما کجاست؟ جواب دادیم که نتونسته بیاد اما به ما این وکالت نامه با امضای دو شاهد رو داده به همراه اسکن پاسپورت.

اینجا بود که متوجه شدم نداشتن کارت اعتباری، چه معضلاتی رو برای فرد ایجاد میکنه و شما ممکنه با پرداخت 310 دلار نتونین حتی یک بلیط رو دریافت کنید.

حدود یک ساعت بحث و کلنجار با مسئولان فیفا نتیجه نداشت. روس ها خیلی سرسخت تر از این حرفا بودند. مسئولین گفتند به دلیل متقاعد نشدن در مورد وکالت نامه و صحت آن نمیتونن بلیط هامون رو پرینت بگیرن. اولین شرایط سخت و بد در این سفر برامون رخ داد و ما به شدت ناراحت و نگران شدیم. مجبور بودیم در مکان دیگری شانس خود رو برای تحویل بلیط امتحان کنیم. دیگه فرصتی نداشتیم و باید سراغ کارهای برنامه ریزی شده خود می رفتیم. از مسئولان فرودگاه خواهش کردیم که با هتل تماس بگیرند و تاخیر ما رو به آنها اطلاع دهند.

1.jpg

محل اخذ بلیط بازیها

تو فرودگاه چند تا صرافی بودکه آخری با نرخ بهتری یورو چنج می کرد. رفتیم صرافی و چهل دلار با نرخ 57.5 برای رسیدن به هتل و خرید سیم کارت چنج کردیم.

2.jpg

صرافی فرودگاه

بعد ازچنج دلار، نوبت به سیم کارت رسید. داخل فرودگاه چندین جا استند فروش سیم‌کارت رو دیدیم. از دو جا که سوال کردم قیمت 1500 و 2000 روبل رو برای سیم کارت MTC، ام تی اس (C در زبان روسی S خوانده می شود) بهم داد با توجه به قیمت هایی که از قبل و درسفرنامه ها خونده بودم 3 برابر حالت عادی بود. سومین جا قیمت 500 روبل رو داد که با توجه به قیمت های قبلی معقول بود.

 5 گیگ اینترنت پرسرعت و 200 دقیقه امکان مکالمه به مدت یک هفته داشت که البته برای ما که 7 روز روسیه بودیم مناسب بود. اون آقا سیم‌کارت رو انداخت داخل گوشی، خط و اینترنت را فعال کرد. بعد از اتصال به اینترنت به خانواده‌ها خبر رسیدنمون رو دادیم.

3.jpg

سیم کارت MTC

بعد این ماجراها خسته به سمت قطار به راه افتادیم. برای ورود به قطار، چمدان ها در گیت بازرسی چک شد. این بازرسی ها را، در چند جای دیگر شهر هم به دلایل امنیتی، دیدیم.

 نزدیک باجه خرید بلیط قطار، یک پسر جوون آلمانی که  Backpackerبود به ما پیشنهاد داد که بیاین چهار نفر بشیم و بلیط قطار رو نصف قیمت خریداری کنیم. من این مطلب رو جایی نخونده بودم که چهار نفر می توانند بلیط را به نصف قیمت خریداری کنند. ما کنار منتظر ایستادیم تا ایشون یک نفر دیگه رو هم پیدا کنه بعد پیدا شدن یه پسر آمریکایی بلیط رو به قیمت 250 روبل(در حالت عادی 500 روبل) خریدیم. واقعا خدا خیرش بده.

وارد قطار شدیم، قطار بسیار تمیزی بود. چهار نفری روبروی هم نشستیم، تا هم با همدیگر صحبتی داشته باشیم و هم موقع چک بلیط مشکلی پیش نیاید. پسر آلمانی خیلی از ما در مورد ایران سوال کرد. گفت که می دونه ایرانیا احساساتی هستن!!! به میزان زیادی در مورد سیاست و جامعه ی هر دو کشور با هم صحبت کردیم و اطلاعات جالبی رو بدست آوردیم. راجع به سفرش به کریمه گفت. تعریف کرد که خیلی زیبا بوده و سعی او بر اینه که به ایران هم سفر کنه. ایشون عضو کمپینی بودن که آشتی و دوستی بین آلمانی ها و روس ها را تبلیغ می کردند.14.jpg
 کمپین دوستی بین آلمان ها و روس ها

بعد از گذشت نیم ساعت، که با وجود هم صحبتی ما با دوستای آلمانی و آمریکایی و لذت دیدن درخت های متراکم سپیدار و بارون از پشت پنجره به سرعت برق و باد گذشت به ایستگاه مترو رسیدیم . قبل از خارج شدن از قطار، به دلیل بارش باران، لباس گرم به تن کردیم.


4.jpg 

نمای قطار به درختان متراکم سپیدار

16.jpg

قطار فرودگاه تا مترو

در مترو از دوستامون خداحافظی کردیم و براشون آرزوی موفقیت کردیم. وارد مترو شدیم به سمت باجه خرید بلیط مترو رفتیم. از بین گزینه های مختلف بلیط 20 سفره رو به قیمت 747 روبل خریداری کردیم.

بنده بسیار تو سفرنامه ها خونده بودم که داخل مترو تنها به زبان روسی نام ایستگاهها وجود داره. خوشبختانه به دلیل جام جهانی ترجمه انگلیسی متون هم به تابلوها اضافه شده بود. به هرحال یادگیری الفبای سیریلیک میتونه تو سطح شهر، عصای دستتون باشه.

به محض ورود به ایستگاه مترو، اولین چیزی که جلب توجه کرد شلوغی، ازدحام و بزرگی ایستگاه مترو بود. جمعیت به طرز عجیبی این طرف و اون طرف می رفتند و ما هم با چندین چمدون سنگین سردرگم در ایستگاه بدنبال یافتن مسیر بودیم. با کلی پرس و جو بالاخره مسیر رو پیدا کردیم.

تو توضیحات در مورد مترو، جونم براتون بگه که بسیاری از ایستگاهها محل تقاطع 2 یا چند خط هست. به همین دلیل ایستگاههای این چنینی دو یا چند نام متفاوت دارند که ممکن هست افراد غریبه رو برای بار اول سردرگم کنه. قبل از رسیدن به ایستگاه بعد، مانند مترو تهران، اسم ایستگاه را به روسی و انگلیسی اعلام می کنند.

واگنهای مترو مسکو بسیار قدیمی هستند و صدای گوشخراشی دارند. قطارها پشت سر هم و به فاصله یک دقیقه می رسند. در بیشتر ایستگاهها تقریبا صندلی برای انتظار وجود ندارد؛ زیرا فاصله انتظار برای قطار بسیار کوتاه هست.
17.jpg

متروی مسکو

5.jpg

واگن های قدیمی متروی مسکو

 مترو ها خیلی عمیق هستند.گاها برای رسیدن به مترو 5 دقیقه با پله برقی زمان می برد تا به واگن برسیم. هنگام پرس و جو در مورد ایستگاهها، متوجه شدیم که اکثر مردم ایستگاهها و خط ها رو از روی رنگشون می شناسند.

19.jpg

پله برقی عمیق و حرکت افراد از سمت چپ

در مترو کسی برای ورود به واگن ها عجله نداشت، زیرا متروی بعدی زود می رسید. مثل تهران، فاصله 5 تا 20 دقیقه ای بین ورود دو مترو به ایستگاه، به علت کمبود واگن نبود!!! امکان نداشت حتی در شلوغترین ساعت شما صندلی خالی پیدا نکنید!!! حتی اگه صندلی خالی نبود، آقایون به محض دیدن افراد مسن یا خانمهای همراه با کودک، بدون هیچ حرفی بلند می شدند و جایشان را تعارف می کردند؛ چیزی رو که در باکو هم ما شاهدش بودیم.

خوب برگردیم به سفرنامه. دو خط عوض کردیم تا به ایستگاه VDNKH یا ودنخا که نزدیکترین ایستگاه به هتل ما بود رسیدیم.

اولین چیزی که توجه ما رو بعد از پیاده شدن از این ایستگاه جلب کرد، ساختمان و نماد موزه ی هوافضا در این میدان بود. بعد از کلی سوال از دیگران، متوجه شدیم که باید با اتوبوس شماره 333 به سمت هتل برویم. ولی بعد از یک ساعت انتظار اتوبوس نیومد و با پرداخت 50 روبل برای هر نفر، با مینی باس دیگری به سمت هتل رفتیم. در روزهای آتی متوجه شدیم که بیشتر اتوبوس و مینی باس ها رو می توانیم سوار شویم. این معطلی باعث شد که ساعت 9 شب به هتل برسیم.

 20.jpg

نماد موزه هوا و فضا

6.jpg

ایستگاه اتوبوس و مینی باس نزدیک متروی ودنخا

نکته: مردم اندکی در روسیه انگلیسی میدونن پس حتما یک برنامه آفلاین دیکشنری انگلیسی به روسی مانند Translator رو دانلود کنید.

بالاخره بعد از 10 دقیقه به هتل رسیدیم. یک هتل 7 طبقه جمع و جور. پذیرش هتل در طبقه همکف بود. مسئولین کاملا انگلیسی متوجه می‌شدند.

 با آنکه ما خیلی خسته بودیم، حدود 30 دقیقه معطل شدیم تا کلید اتاقمان را تحویل دادند.

21.jpg
 نمای هتل ماکسیما اسلاویا

به صورت کلی هتل آرام و تمیزی بود. اما داخل اتاق ها دمپایی، کتری برقی، شامپو و آب معدنی نداشت. در صورت نیاز، با پرداخت مبلغی امکان استفاده از این خدمات وجود داشت. مورد منفی دیگر سرد بودن اتاق بود.حتی زمانیکه این مورد رو بهشون اعلام کردیم پاسخشون این بود: چون تابستونه ، سیستم گرمایش خاموشه و فقط سرمایش کار می کنه !!!

22.jpg

 اتاق ما( عکس از اینترنت)

در مورد دسترسی هتل به مترو و اتوبوس خدمتتون عرض کنم که، فاصله هتل تا مترو با اتوبوس 10 دقیقه بود و اتوبوس و ون های های زیادی دقیقا از کنار هتل می گذشتند.

تو رسپشن آقایی رو دیدیم که خبرنگار آرژانتین بود. به ما گفت که کمپ آرژانتین در همین نزدیکی هست اما به دلیل برنامه فشرده ما با وجود علاقه بسیار، فرصت نشد که به کمپ سری بزنیم. تیم ملی ایران هم در کمپ لوکوموتیو مسکو بود.

از رسپشن هتل درخواست رجیستر کردیم. گفتند فردا صبح برگه رجیستر رو هم بهمون خواهند داد، که جهت تردد در شهر همراه با پاسپورت و برگه امضا شده در فرودگاه، همیشه باید همراه داشته باشیم.

بعد از تحویل اتاق در طبقه هفتم با ویو عالی به خیابون، مشغول به خالی کردن چمدان و مرتب کردن لباس‌ها شدیم. به علت خستگی زیاد ترجیح دادیم شب اول رو استراحت کنیم تا فردا با انرژی مضاعف به برنامه هامون برسیم. چیزی که شب اول برای ما جذاب بود دیدن رنگ آسمان بود، آبی کمی تیره که اصلا سیاهی شبای ایران رو نداشت تصویری که قبل از اون تو ساعت 10 شب ندیده بودیم.  23.jpg
 ساعت 10 شب مسکو(دید از اتاق هتل)

3.jpg

روز دوم:

صبح، به جهت صرف صبحانه به رستوران هتل رفتیم. چون رزرو هتل ما، صبحانه رو شامل نمیشد، نفری 500 روبل برای صبحانه پرداخت کردیم. رستوران کوچکی بود و با تنوع صبحانه قابل قبول. اما به نسبت هتل های 3 ستاره ایران صبحانه ای شاهانه داشت!!!!

به علت نرخ بالا و اقتصادی کردن سفر، ترجیح دادیم که در روزهای دیگر باخرید از فروشگاه، صبحانه بخوریم.

24.jpg

رستوران هتل (عکس از اینترنت)25.jpg
 صبحانه در هتل

بعد از صرف صبحانه، آماده برای گشت و گذار شدیم. از رسپشن هتل، فرم رجیستر رو تحویل گرفتیم و کنار مدارک خود قرار دادیم. از هتل که بیرون آمدیم در انتهای خیابان تراکم بالایی از درختان بود. در واقع حس میکردی در دل جنگل، شهر ساخته شده. درخت ها با تراکم بالا رشد کرده بودند. تو ایران این حجم از درخت رو در یک جا ندیده بودم.

در نزدیکی هتل، دو هایپر مارکت بسیار بزرگ 24 ساعته (حداقل 4 برابر هایپر مارکت های تهران) وجود داشت. تصمیم گرفتیم برای خرید، موقع برگشت سری به هایپرمارکت بزنیم. هیچ مغازه ی خرده فروشی در کل روسیه وجود نداره تنها هایپر مارکت ها در سطح شهر فعالیت دارند.

 برای رفتن به ایستگاه مترو، نیاز به رفتن به سمت دیگر بزرگراه داشتیم. پل هوایی، هم در اون حوالی نبود (در هیچ کجای روسیه شما پل هوایی نمیبینید تا از لحاظ شهرسازی ظاهر زیبای شهر حفظ شود.) هیچکس هم از اتوبان یا خیابون رد نمیشد. با دیدن روس ها متوجه شدیم که برای عبور از خیابان و اتوبان باید از زیرگذر رد شویم. (پیش از اون این مطلب رو اصلا نمیدونستیم.)26.jpg
 خیابان روبروی هتل

با پرداخت نفری 55 روبل، به وسیله اتوبوس به ایستگاه مترو رفتیم. مسیر رو که نگاه می کردیم تمام ساختمان ها به صورت برج هایی با واحد های بسیار بودند و حتی یک آپارتمان 6 یا 7 طبقه یا خانه ویلایی در سطح شهر ندیدیم. علت رو هم باید در نظام و زندگی 70 ساله کمونیستی جست و جو کرد.

وارد مترو شدیم با برنامه یاندکس مترو و با عوض کردن 3 خط در ایستگاه ploshchad revolyutsii خط آبی پیاده شدیم با تعداد زیادی مجسمه به شکل های مختلف روبرو شدیم که یکی از اونها مجسمه برنزی زنی بود که خروس در آغوش داشت و به عنوان یک نماد مقدس توسط مردم لمس میشد. زیرا روسها معتقدند که خروس و سگ براشون شانس میاره بطوریکه رنگ مجسمه بعلت لمس زیاد عوض شده بود.

27.jpg
 

متروی پلوشاد28.jpg
  

 29.jpg

مجسمه های متروی پلوشاد

30.jpg

برنامه آفلاین یاندکس

نکته: در مترو و خیابان های معروف شهر، اینترنت رایگان وجود داره که میتونین بهش کانکت شین.

از مترو که بیرون اومدیم با فضای بسیار رویایی ساختمان های قرمز رنگ اطراف میدان سرخ روبرو شدیم. متاسفانه به علت تعطیلی آن روز ورود به میدان سرخ مقدور نبود؛ به همین علت به باغ الکساندر که در ضلع غربی کرملین هست رفتیم.n1C8WoevKyzl1GwSCklIn5KYJAvPD9GDzX8d0bJW.jpeg
 دروازه رستاخیز و ساختمان شهرداری

مسکو یکی از سرسبزترین شهرهای دنیاست و پارک ها و باغ های خوش منظره زیادی دارد. یکی از دیدنی ترین باغ های مسکو باغ الکساندر است؛ با حدود 200 سال قدمت، یکی از اولین پارکهای موجود در مسکو می باشد. باغی تماشایی با گل های رنگارنگ و چمنزارها که چشم اندازی جذاب از کاخ کرملین دارد و یکی از پر بازدید ترین جاذبه های مسکو است. این باغ به غیر از اینکه طبیعتی رنگارنگ را به نمایش گذاشته جایی برای تماشای تاریخ است.32.jpg
 باغ الکساندر

در قسمت میانی این باغ یک غار زیرزمینی نیمه کاره ای هست که در زیر برج آرسنال ساخته شده و سنگ هایی که در تزئین غارها به چشم می خورد بقایای سنگ های  ساختمان های ویران شده در جریان تصرف مسکو توسط فرانسه هستند. در باغ الکساندر به هر طرف که نگاه می کنید یادبودی می بینید؛ دروازه آهنی و مشبک یادبود پیروزی های روسیه در برابر ناپلئون است. در جلوی این غارها یک ستون هرمی هست که در سال ۱۹۱۴ برپا شده و بر روی سنگ گرانیت آن اسامی تزارهای رومانوف حکاکی شده است.33.jpg

 غار سنگی

 34.jpg
 ابلیسک رومانوسکی(عکس از اینترنت)

 داخل پارک بنای یادبود سربازان گمنام قرار دارد.کمی براتون از تاریخچه این بنا عرض کنم. هرکشوری یک بنای یادبود از سربازان گمنام که برای دفاع از سرزمین خود در جنگ کشته ‌شده‌ اند داراست. پنجاه سال پیش در نزدیکی دیوار کرملین مقبره ‌ای به نام آرامگاه سرباز گمنام ساخته شد. آرامگاه سرباز گمنام با یک مجسمه‌ ی غم ‌انگیز و به همراه یک آتشدان در باغ الکساندر و در پای دیوار کرملین پشت کاخ آرسنال نزدیک به بخش شمالی آن واقع‌ شده است. این مقبره متشکل از یک کلاه نظامی و پرچم از جنس سنگ و یک ستاره‌ ی پنج پر شعله ‌ور از جنس برنز می ‏باشد که این ستاره همیشه شعله ور است. دو سرباز با لباس نظامی و اسلحه از آن ساعت ها  محافظت می ‌کنند که دیدن این گارد منظم از نکات خاص این آرامگاه به شمار می ‏رود. آرامگاه سرباز گمنام یک بنای یاد بود برای قدردانی از شجاعت سرباز گمنام شوروی و همچنین تمامی کشته شدگان جنگ جهانی دوم ساخته ‌شده است. آرامگاه سرباز گمنام همیشه با تاج گل ‌هایی از طرف اهداکنندگان مزین می ‏شود.

 کتیبه ‌ای گرانیتی در سمت چپ آرامگاه بر روی دیوار قرار دارد که این متن بر روی آن حکاکی شده است:

"ممکن است شما ناشناس باشید اما اعمال شما جاودانه است. برای تمام کسانی که در سال‌ های ۱۹۴۱-۱۹۴۵ برای حفظ سرزمین مادری کشته شدند."

در مرکز میدان St.Marsسنت پترزبورگ این شعله در سال ۱۹۵۷ ایجاد شد و پس‌ از آن شعله‌ ی ستاره‌ ی پنج پر در سال ۱۹۶۷ به مسکو منتقل و در نزدیکی دیوار کرملین در آرامگاه سرباز گمنام قرار داده شد و از آن با نام شعله‌ ی ابدی یاد می‌ کنند. سی سال پس از ساخت مقبره برای حفاظت از آن توسط حکم ریاست جمهوری پست نگهبانی شماره یک از مقبره‌ ی لنین به مقبره‌ ی سرباز گمنام منتقل شد.

 35.jpg
 یادبود شهدای گمنام

کمی در باغ قدم زدیم و با مردمی که در باغ بودند، به گفتگو و عکس گرفتن پرداختیم.عده ای از هموطنانمون هم با پرچم کشور ایران به شادی و سروصدا پرداخته بودند که ما هم با اونها همراه شدیم و لحظات جالبی رو سپری کردیم.

ما که از زمان ورود به روسیه، میزان حداقلی از دلار رو صرفا جهت رسیدن به هتل چنج کرده بودیم، برای ورود به کاخ کرملین و پرداخت هزینه صبحانه هتل، نیاز به روبل داشتیم. بدین منظوردر حوالی میدان سرخ به دنبال صرافی گشتیم شخصی مارو به سمت غرب میدان سرخ راهنمایی کرد ما هم به همان سمت حرکت کردیم. در همین اثنا از دور با کتابخانه ملی روسیه و مجسمه داستایوفسکی روبرو شدیم. جهت رساندن خود به بنای کتابخانه باید از خیابون رد می شدیم و ماهم طبق عادت به هوای قرمز بودن چراغ راهنمایی و رانندگی که صرفا برای عبور ماشین ها بود نه عابر پیاده بهمراه افرادی از کشور کوبا از خیابان عبور کردیم که با بوق و سوت ماشینها و پلیس حاضر در آنجا مواجه شدیم. بعد از رد شدن از زیرگذر خیابون، بنای کتابخانه ملی روسیه و مجسمه داستایوفسکی رو از نزدیک دیدیم این کتابخانه یکی از بزرگترین کتابخانه های دنیاست و تمام افراد بالای 18 سال میتوانند به صورت رایگان از رسانه های الکترونیکی آن استفاده کنند و دسترسی به سایر موارد با تهیه کارت مقدور می باشد.

 36.jpg
 کتابخانه ملی روسیه 

37.jpg

 مجسمه داستایوفسکی

تعدادی کبوتر در جلوی کتابخانه بودند. مقداری خرده نان همراه داشتیم که برای کبوترها روی زمین ریختیم. یک‌دفعه از گوشه و کنار، کبوترها هجوم آوردن!

7.jpg

 کبوترها

 برای پیدا کردن یک صرافی در امتداد همون خیابون حرکت کردیم. ولی متاسفانه بعلت تعطیلی هم بانک ها بسته بود و هم ما نتونستیم صرافی پیدا کنیم.

راه رفته رو برگشتیم و به سمت میدان مانژ در نزدیکی قسمت شمالی رفتیم. ساعت آب نمای این میدون بر روی گنبد شیشه ای، زمان مهمترین شهرهای نیم کره شمالی رو نشون میده. نمادهایی از فیفا در کنار این میدون گذاشته بودند که همه با اونها عکس می گرفتند. 2 روز به شروع بازیها مونده بود که یکی از تابلوهای روز شمار فیفا این موضوع رو در یکی از تابلوها به معرض نمایش گذاشته بود.38.jpg
 سمبل هایی از جام جهانی در میدان مانژ(عکس از اینترنت)

در پایین این میدون مرکز خرید "اوخودنی ریاد" است که اگر اهل خرید هستید می توانید به آنجا هم سر بزنید. بعد از دیدن میدان مانژ از این مرکز خرید هم دیدن کردیم. آب و هوا، خنک بهمراه بادی ملایم بود. هوایی که انگیزتون رو برای گشتن بیشتر میکرد.

39.jpg
 میدان مانژ 

8.jpg
9.jpg مرکز خرید اخودنی ریاد زیر میدان مانژ

41.jpg

 نماد فیفا

نهاری که همراهمون آورده بودیم، خوردیم. هنوز در فکر چنج کردن پولمون بودیم و تشنگی هم داشت مارو اذیت می کرد. با دوستم پوریا تماس گرفتم (پوریا دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه ملی روسیه است که 5 سالی هست که در مسکو سکونت داره). ازش در مورد صرافی پرسیدم و اون هم به من راهنمایی کرد که صرافی به زبان روسی "آبمین والوت" گفته می شود. از اون به بعد دیگه هرکسی رو که میدیدیم تنها می گفتیم "آبمین والوت". بالاخره بعد از 30 دقیقه در خیابان Tverskaya راه رفتن و جست وجو، شخصی به ما کمک کرد و ما رو به تنها صرافی موجود که در اون دور و ور باز بود رساند. واقعا کمک زیادی به ما کرد. حدود 10 دقیقه به همراه ما اومد و سوال پرسید تا صرافی رو پیدا کنه. صرافی با نرخ 72.5 ، هر یورو رو برای ما چنج کرد. تو خیابون مذکور هتل The Ritz-Carlton بود که بسیار شیک و مجلله.

1.jpg

هتل The Ritz-Carlton

در خیابان Tverskaya فروشگاه محصولات جام جهانی رو دیدیم که یکی از محصولات بسیار جالب آن توپ 40 تیکه از پرچم کشورهای حاضر در جام بود. در این خیابان واقعا بزرگی ساختمونها و خیابونا برای ما تعجب آور بود. از افراد، آدرس تالار بولشوی رو پرسیدیم و اونها مارو به سمت راست خیابان راهنمایی کردند.

43.jpg

فروشگاه فیفا و پرچم ایران در توپ 40 تکه

44.jpg

خیابون Tverskaya

وارد خیابانی شدیم که پر از دختر و پسر نوجوان و جوان بودکه همراه ساز خود جمع شده بودن و شخصی برایشان سخنرانی می کرد. از این همه توجه به هنر و موسیقی در شهر تعجب می کردیم و حسرت می خوردیم که چرا در ایران نباید به هنرمند بها داده بشه.
10.jpg

خیابون به سمت بولشوی

بعد از کمی پیاده روی در خیابان های زیبا و ارزشمند نزدیک میدون سرخ، تالار بولشوی رو دیدیم. وااااای خدای من چه عظمتی، چه ساختمون زیبایی. بولشوی، نام تئاتری تاریخی در مسکو است و اجراهای اپرا و باله در آن برگزار می‌شود. این تئاتر تا قبل از «انقلاب اکتبر»، بخشی از تئاترهای سلطنتی امپراتوری روسیه به حساب می‌ اومده. شرکت رقص باله و اپرای بولشوی، بزرگ‌ترین و یکی از قدیمی‌ترین کمپانی‌های باله در جهان به شمار می‌ره و بیش از 200 رقصنده داره. ساختمان اصلی تئاتر را چندین بار در طول تاریخ بازسازی کرده‌اند. تصویر ساختمان نئوکلاسیکش رو بر روی اسکناس 100 روبلی روسیه می توانید ببینید. اونقدر این ساختمون بزرگ بود که ما برای عکاسی مجبور شدیم از ساختمون دور بشیم تا کل تالار تو عکس بیوفته.

برای خرید بلیط، امکان مراجعه حضوری و همچنین خرید اینترنتی هست اما گیشه ارزانتر هست.

سایت خرید بلیط تالار بولشوی:

www.bolshoi.ru/en/timetable 

45.jpg
 تالار بولشوی

به سمت متروی پلوشاد حرکت کردیم که مجسمه کارل مارکس، را روبروی تالار بولشوی دیدیم.46.jpg
 مجسمه کارل مارکس

 تو همون میدون اتوبوس های "هیپ آن، هیپ آف" بودند که با دریافت هزینه ای، توریست هارو به گشت زنی در مناطق زیبا و توریستی شهر می بردند.

47.jpg
 اتوبوس های هیپ آن-هیپ آف(عکس از اینترنت)

 در کنار ورودی مترو، به مناسبت جام جهانی، گروه خواننده های خانم، آهنگ روسی می خوندند و می رقصیدند که اجرایشان بخشی از موزیک و رقص فولکوریک روسی بود.

 48.jpg

خوانندگان روسی

دوباره به قسمت ورودی کاخ کرملین که از باغ الکساندر بود رفتیم، اما انگار درب ورودی بسته شده بود و کسی تردد نمی کرد.

2روز به بازی افتتاحیه مونده بود و ما هنوزبلیط بازی ها رو تحویل نگرفته بودیم. از باجه های مستقر فیفا در ورودی مترو پلوشاد آدرس مرکز تحویل بلیط رو گرفتیم و با مترو به آنجا رفتیم، آنجا با صف طولانی برای خرید یا تحویل بلیط بازی ها روبرو شدیم. بارون شدیدی در حال باریدن بود. یک ساعت زمان برد تا نوبت به ما شد. مدارک رو تحویل دادیم. خدارو شکر بر خلاف فرودگاه به نبود سرگروه گیر ندادن و گفتند نگران نباشید بررسی میکنیم و بلیط ها تحویل داده میشه؛ همین طور هم شد. خیلی خوشحال بودیم که اولین مشکل بزرگمون به خیر و خوشی حل شد و ما می تونیم با خیال راحت، روزای آتی رو به گشت و گذار در مسکو بپردازیم.

49.jpg
 محل تحویل بلیط

به دلیل خستگی، ساعت 15  به سمت هتل رهسپار شدیم نزدیک هتلمون که از مینی باس پیاده شدیم بارون در حد سیل میبارید. چترمون بر اثر باد شدید برعکس شد وکفش هامون خیس شد به طوری که یک روز تمام زمان برد تا کفش هایمان خشک شود. لرزان و خیس از سوپر مارکت  خرید کردیم و به هتل رفتیم.

نکته: خرید از فروشگاههای 24ساعته و بزرگ معمولا به صرفه تر هست. اجناس معمولا با تخفیف ارائه می شوند.

 بعد از کمی استراحت و تعویض لباس دوباره راه افتادیم. به سمت متروی Arbatskaya (خط آبی تیره شماره3) و خیابون آربات. تو یکی از ایستگاه ها یه خانم و آقا شروع کردن با ویلون، آهنگ time to say goodbye’" رو اجرا کردند. تو این 2 روز بارها در مترو اجراهای مختلفی از هنرمندان رو دیده بودیم، اما تا حالا اینقدر تحت تاثیر یک موسیقی و آهنگ قرار نگرفته بودم. واقعا لذت بردیم. با پرداخت چندین روبل این هنر ارزشمند راحمایت کردیم.
50.jpg

هنرمندان داخل مترو

 خوب برسیم به خیابان آربات قدیم:

این خیابان سنگ فرش شده، یکی از زیباترین و معروف ترین خیابان های مسکو هست که در مرکز تاریخی شهر قرار دارد و به شانزه لیزه مسکو معروفه. این خیابان از قرن پانزدهم در شهر وجود داشته و یکی از قدیمی‌ترین خیابان‌های سالم مانده در پایتخت روسیه محسوب می‌شود. در قرن هجدهم نجیب زادگان روسی به اینجا نقل مکان کردند و خیلی زود آربات به عنوان یکی از معتبرترین نقاط مسکونی مسکو شهرت پیدا کرد. در قرن نوزدهم و اوایل بیستم اینجا به عنوان سکونتگاه ثروتمندان، هنرمندان و اساتید دانشگاهی معروف شد. آربات، دارای کافه، رستوران های فراوان و محل تجمع هنرمندان هست. همگی این ویژگی ها این خیابان رو به یک خیابان فوق العاده تبدیل کرده. اگر می‌خواین سوغاتی بخرید، حتما سری به مغازه‌ها و کیوسک‌های رنگارنگش بزنید. اما قیمتای بالاش رو هم در نظر بگیرین.

تو خیابون قدم می زدیم و نظاره گر هنر هنرمندان بودیم. از نقاش هایی که در 15 دقیقه بهتر از عکس، نقاشی می کشیدند تا حرکات آکروبیک گروه های هنری، از نوازندگان و خوانندگان سبک های راک تاکلاسیک.

2.jpg

51.jpg

نقاش حرفه ای

52.jpg

خیابان آربات

اواسط خیابان آربات قدیم، دیواری پر از نوشته و نقاشی بود(دیوارنگاری یا گرافیتی) که به افتخار "ویکتور سوی" رنگ و نقاشی شده. ویکتور یه نوازنده معروف در زمان شوروی سابق بوده در اون زمان موسیقی ممنوع بوده اما ویکتور به عنوان اعتراض و شورش توی خیابون ها ساز میزده.

3.jpg

 انتهای خیابان آربات، به موزه الکساندر پوشکین رسیدیم این موزه برای یادبود پوشکین، بزرگترین شاعر روسیه بنا شده و در آن مراحل مختلف زندگی وی به تصویر کشیده شده. در ورودی موزه، مجسمه پوشکین و معشوقه اش قرار داره که باهاشون عکس گرفتیم.

 54.jpg

مجسمه پوشکین

4.jpg

هفت خواهران

حدود ساعت 9:30 به سمت هتل رفتیم از هایپر مارکت 24 ساعته دم هتل برای شام و صبحانه فردا خرید کردیم و شام رو خوردیم و خوابیدیم.

4.jpg

 

روز سوم:

بعد از صرف صبحانه، به سمت مترو روانه شدیم تا از مرکز نمایشگاهی در پارک ودنخا و موزه هوا فضا دیدن کنیم. از آنجا که هتل ما نزدیک پارک ودنخا بود با یک اتوبوس و طی 10 دقیقه به پارک رسیدیم.

 در پارک ودنخا یکی از بزرگترین مکانهای فرهنگی روسیه با 80 سال قدمت قرار دارد.

مخفف کلمات روسی "نمایشگاه دستاورد های اقتصادی اتحاد شوروی" هست.(V.D.N.KH)

ورودی فضا یک فضای فوق العاده باز و عظیمی بود. در بالای ورودی مجسمه زن دهقان و مرد کارگر روسی رو که خوشه گندم را به دست دارند، قرار داشت. چیزی که تو مجسمه های روسی برام جالب بود این بود که مجسمه زنان هم به اندازه مردان دیده میشد در تمام موضوعات حتی کار و فعالیت.

 55.jpg

ورودی نمایشگاه

 56.jpg

پاویلیون مرکزی

بعد از گذراندن ورودی و ساختمان پاویلیون وارد میدانی با فواره طلایی شدیم. این فواره شامل 15 مجسمه زیبا هست که هر کدام نشانه یکی از جمهوری های شوروی سابق هست.

57.jpg

میدان فواره ها

 حدود 80 بنا با معماری زیبا در اطراف میدانی بزرگ قرار داشت. در انتهای ساختمانها که هرکدام متفاوت از دیگری و زیبایی های خودش را داشت.

58.jpg

فضای نمایشگاهها

به اولین شاتل فضایی که روسیه به فضا پرتاب کرده رسیدیم قصد داشتیم از داخل شاتل بازدید کنیم که متاسفانه ساعت 9 صبح فردی رو در اونجا ندیدیم.

59.jpg
 شاتل فضایی

با پرداخت 500 روبل وارد موزه شدیم. روسیه از دیرباز از لحاظ علوم هوا فضا از مدعی های جهان به شمار می رفته. این موزه با هدف نمایش و حفاظت از دستاوردهای و اکتشافات فضایی اتحاد جماهیر شوروی ساخته شد. این مکان در سال 1964 منهدم گردید، اما مجدداً در سال 1981 و در بیستمین سالگرد اولین فتح فضا باز شد. این موزه نمایشی شگفت انگیز از افتخارات کیهانی روسیه و شوروی سابق، مانند مدل های ماهواره ای، عکس ها و اسناد مربوط به فضانوردان معروف نظیر یوری گاگارین و بسیاری از آثار هنری مربوط به علاقه انسان ها به فضا را به نمایش می گذارد. کانسپت فضای اصلی این موزه، از محیط کیهانی و هوا فضا الهام گرفته و حسی جذاب به بازدیدکنندگان میدهد. سالن این موزه به شکل سفینه طراحی شده و در آن، انواع تجهیزات ووسایل معیشت فضانوردان به نمایش گذاشته شده.

شما در این موزه میتوانید با اولین های حوزه فضا نوردی آشنا شوید. مانند اولین موجودات زنده که سالم به زمین برگشتند( دو سگ روسی)، اولین انسانی که پا به فضا گذاشت: یوری گاگارین روسی

در بخش نمایش فیلم، مستنداتی از نحوه آمادگی فضانوردان و زندگی آنها در فضا پخش می شود.

60.jpg
4ZvyAeE310zwAVMMVdsxWvMFv7VCCUGfulYFfxIY.jpeg
 
  بازدید از داخل موزه

بعد از دیدن فضاهای مختلف پارک به سمت موزه هوا فضا راه افتادیم. نماد موزه، در واقع یک هواپیمای پرتاب شده در دل آسمونه.

 63.jpg

برج هوا فضا

11.jpg

نقش برجسته پایه ی نماد موزه هوا و فضا

در محوطه موزه، تعدادی مجسمه افراد مشهور در حوزه هوا و فضا قرار داده شده بود.

 

64.jpg

محوطه موزه هوا و فضا

 از دور برج استانکینو دیده میشد که این برج با ارتفاع 540 متر(برج میلاد با ارتفاع 435 متر ) در مسکو با کاربری برج رادیو و تلویزیون هست.این برج جزء بلندترین برج های جهان می باشد. این برج به نشانه ی پنجاهمین سالگرد انقلاب اکتبر ساخته شده است و کار ساخت آن 4 سال به طول انجامیده است.

65.jpg
 برج استانکینو

به سمت میدون سرخ رفتیم تا از قسمتایی که دیدن نکرده بودیم دیدن کنیم. دوباره میدون سرخ به دلایل امنیتی بسته بود. از مسئولان که پرسیدیم گفتند: احتمالا از تاریخ 21 ژوئن به بعد میدون باز می شود. امروز حتی باغ الکساندر هم بسته بود. به سمت مترو  Pushkinskayaرفتیم.

تو راه کافه پوشکین، مجسمه معروف پوشکین رو هم دیدیم.

66.jpg
 مجسمه پوشکین

ایران که بودیم بنده از سایت کافه پوشکین به آدرس: www.cafe-pushkin.ru/en/contact-details/ برای روز ۱۳ جون ساعت ۱۲ در قسمت کتابخانه، طبقه دوم جا رزرو کرده بودم. این کافه در بلوار  Tverskaya قرار دارد.

کافه پوشکین حدود 20 سال قدمت دارد از 4 قسمت مجزا به نام های Pharmacy Hall،Fireplace hall، the library، the summer terrace تشکیل شده.

تاریخچه کافه از اینجا شروع میشه که بیش از 50 سال پیش، گیلبرت بیکو افسانه ای فرانسوی  را در مسکو اجرا کرد. وقتی او به پاریس بازگشت، آهنگ "ناتالی" را نوشت و آن را به راهنمای روسی اختصاص داد. این آهنگ می گوید: "ما در حال راه رفتن در اطراف مسکو هستیم و به میدان سرخ می رویم، و به من می آموزید که چیزهایی درباره لنین و انقلاب یاد می گیرید، اما فکر می کنم، آرزو می کنم که ما در کافه Pushkin بودیم، به دنبال برف خارج از پنجره. ما شکلات داغی می خوریم و در مورد چیزی کاملا متفاوت صحبت می کنیم ... "

این آهنگ به طور باورنکردنی در فرانسه مشهور شد و جای تعجب نیست که بازدیدکنندگان فرانسوی در سفر به مسکو سعی کردند «کافه پوشکین» را پیدا کنند. آنها نمی توانستند آن را پیدا کنند، فقط به عنوان یک فانتزی شاعرانه در آهنگ Bécaud بود. این آهنگ، الهام بخش Andrei Dellos، هنرمند و رستوراندار برای ایجاد "کافه Pushkin" بود.

در 4 ژوئن 1999، "کافه Pushkin" در یک عمارت باروک در بلوار Tverskoy  افتتاح شد. معماران این بنا ایتالیایی هستند در مراسم افتتاحیه، گیلبرت بیوود آهنگ معروف جهان خود "ناتالی" را اجرا کرد.

بلوار Tverskoya و خیابان های اطراف آن نقش مهم و تقریبا عرفانی در زندگی شاعر روسیه الکساندر پوشکین ایفا کرده است. هنگامی که بلوار در سال 1796 افتتاح شد، آن را به عنوان یک مکان مورد علاقه در میان جامعه مسکو برای قدم زدن شد. اغلب پوشکین رو میشد در این بلوار پیدا کرد.

راس ساعت 12 به کافه رسیدیم کافه ای با معماری باروک و پر از جلال و شکوه که وصف این همه زیبایی در لغات نمیگنجه. با عنوان کردن نام خود جای رزرو شده برایمان رو بهمون نشون دادند. ما سالاد سزار، شیرینی ناپلئونی، آب میوه طبیعی سفارش دادیم که طعم بسیار لذیذ و متفاوتی نسبت به سالاد سزارها و ناپلئونی هایی که در ایران خورده بودیم داشت. پیش خدمت ها لباسهای متناسب با معماری باروک و تاریخ قرن 18 و 19 داشتند. حس میکردیم تو تاریخ قرن 18 مسکو قدم گذاشتیم.این سفارشات برای ما 2000 روبل آب خورد. داخل کافه عکاسی آزاد اما فیلم برداری ممنوع هست.

67.jpg
 جای رزرو شده ی ما 

68.jpg
 قسمت کتابخونه کافه 

1.1.jpg
 طبقه همکف کافه

69.1.jpg 

سالاد سزار!!!

69.2.jpg
 شیرینی ناپلئونی

1.jpg

صورت حساب70.jpg

 کافه پوشکین نمای بیرونی

بعد از صرف غذا و عکاسی در این فضای خاص، به سمت برنامه بعدیمون یعنی خرید سوغات از بازار ایزماییلوف که در سفرنامه عزیزان شنیده بودیم رفتیم. در ایستگاه پارتیزان اسکایا پیاده شدیم.

 71.jpg

ایستگاه پارتیزان اسکایا

حدود 5 دقیقه از ایستگاه مترو پیاده به سمت بازار رفتیم. در سمت چپ هتل های 4 گانه آلفا، بتا، وگا و دلتا  قرار دارد که برای المپیک 1980 ساخته شده بودند.

توی این بازار، انواع آثار هنری، صنایع‌دستی، عتیقه‌جات، یادگارهای دوره‌ی کمونیسم و در واقع همه جور سوغاتی روسیه، از جمله عروسک‌های تودرتوی ماتروشکا، را پیدا می‌کنید. بعضی مغازه‌ها هم فرش‌های سنتیِ ناحیه‌ی قفقاز و آسیای مرکزی، سفال، کتان، جواهرات، کلاه‌های خز و اسباب‌بازی‌های جورواجور می‌فروشند.

اینجا می‌تونید چونه بزنید، اما انتظار نداشته باشید که فروشنده‌ها خیلی با شما راه بیایند. بدون چانه زدن، می‌توانید از دست‌فروش‌ها حدود ۱۰ درصد تخفیف بگیرید. مغازه‌های اینجا هر روز باز هستند، اما بیشتر دست‌فروش‌ها فقط آخر هفته به این بازار میان.

قیمت ها به نسبت مرکز شهر و نزدیک میدان سرخ مناسب بود سوغاتی های معروف روسیه عبارتند از:

  • کهربا (russian amber) صمغ درختانی است که پس از سال‌ها در زیرآب قرارگرفته و با گذر زمانی نزدیک به پنجاه سال تبدیل به یک ماده سخت مانند سنگ شدند. نمونه‌های قدیمی این سنگ ارزشمند، تصویری از گذشته زمین را در اختیار محققین می‌گذارد با حشرات، گیاهان و … که در دام این صمغ‌ها افتاده‌اند و به‌راحتی در داخل سنگ‌ها دیده می‌شوند رنگ این سنگ زیبا نارنجی طلایی است. طبق اعتقادات مردم روسیه کهربا علاوه بر زیبایی، خواص بسیاری دارد که مهم‌ترین آن‌ها آرامش بخشی، دفع انرژی‌های منفی و نشاط‌آور بودن آن است.
  • عروسک ماتروشکا (russian doll matryoshka) که بابوشکا نام روسی آن‌ها است، از ماتریونا و ماتریوشا به معنای مادربزرگ الهام گرفته‌اند. این عروسک‌ها مجموعه‌ای از دخترانی هستند که لباس گلدار رنگی به تن دارند و برخی به یک شکل هستند و تنها در اندازه متفاوت‌اند و به‌صورت تودرتو داخل هم قرار گرفته‌اند.
  • ظروف خولخوم روسیه (russian khokhloma)، ظروفی از جنس چوب هستند که زمینه طلایی رنگ دارند و طرح‌های زیبای سنتی بر روی آن‌ها ایجاد شده‌اند.
  • روسری (russian scarves)  همزمان با ورود مسیحیت در کشور روسیه، پدید آمد. کلمه شال هم پس از روسری از زبان فارسی گرفته شد و در روسیه به وجود آمد و به معنای روسری بزرگ که بر روی آن طرح‌هایی از ترکیب عکس شرقی و سنتی دیده می‌شد.

دیگر سوغاتی های روسیه:72.1.jpg ماتروشکا 

72.2.jpg

تخم مرغ فابرژه

73.jpg 

سرامیک های گژل 74.jpg کلاه خز بازار ایزماییلوف

سوغاتی هایمان را خریدیم و به سمت کاخ شکارگاهی و پارک ایزمایلوفسکی در کنار بازار رفتیم.

EPxGCFBwSzZEJWYW1Ge9EsuiRBdtLvCDJBs8q6IP.jpeg کاخ شکارگاهی

کاخ شکارگاهی یک کاخ با چندین ساختمان هست که به رنگهای شاد و متنوع مزین شده در اینجا هم با چند برزیلی هم صحبت شدیم و عکس یادگاری گرفتیم و به سمت پارک رفتیم. پشت این کاخ پارک ایزماییلوفسکی قرار داره.این پارک هم با حدود 90 سال قدمت، یک پارک تفریحی،فرهنگیه و یکی دیگر از بزرگترین و قدیمی ترین پارک های روسیه هست که فضای سبز بکر و تماشایی دارد.یه برکه زیبا هم داخل پارک وجود داره که امکان قایق سواری هم داخل این برکه هست.

76.jpg پارک ایزماییلوفسکی

هنگام برگشت به سمت مترو، در پاساژ روبروی هتل آلفا به صرافی رفتیم و مقداری از پولمون رو به نرخ 73 روبل برای هر یورو چنج کردیم. از معماری چندین ایستگاه مترو شاخص از جمله prospect mira, comsomolskaya, arbatskaya,  در مسیر، دیدن کردیم.

77.jpg 78.jpg

1.jpg

ایستگاهای زیبای مترو

خودمون رو برای ساعت 5 به پارک گورکی رسوندیم تا کشتی رادیسون رو سوار شیم. قیمت کشتی برای کلاس اصلی برای هر نفر 1100 روبل برای 2 ساعت کشتی سواری بود. 79.jpg کشتی  رادیسون

بلیط ها رو خریدیم و به طبقه فوقانی کشتی رفتیم. هوا فوق العاده عالی بود. کشتی ساعت 5 راه افتاد. کمی بعد از حرکت کشتی چشممان به مجسمه پتر کبیر خورد. این مجسمه از فاصله چند ده متری بسیار عظیم و زیبا بود. ارتفاع مجسمه 98 متر هست.کشتی داخل رود مسکوا به جلو می رفت. از کنار کلیسای مسیح منجی، کاخ کرملین، فضای پانوراما 360 درجه نزدیک کلیسای سنت بازیل، یکی از ساختمان های هفت خواهران و کاخ سفید روسیه گذشتیم.

 80.jpg

مجسمه پتر کبیر81.jpg

کاخ کرملین

82.jpg

پانوراما نزدیک میدان سرخ

83.jpg

 ساختمان هفت خواهران

84.jpg

کلیسای عیسی منجی

 85.jpg

کاخ سفید روسیه

در هنگام رد شدن از کنار کلیسای عیسی منجی، از عظمت کلیسا به وجد اومدیم. این کلیسا بزرگترین کلیسای ارتدکس جهانه. الکساندر اول، به مناسبت شکست ناپلئون در سال 1812 تصمیم به ساخت کلیسا گرفت. ساخت این کلیسا توسط نیکلای اول متوقف و محل جدیدی برای آن در نظر گرفته شد. ساخت کلیسای جدید در 1883 به پایان رسید. حدود 50 سال بعد، استالین تصمیم گرفت که کلیسا رو از بین ببره و جای اون کاخ شوراها (یکی از ساختمان 7 خواهران) رو بسازه. بعد از سقوط کمونیست، شهرداری مسکو در سال 1992 ساخت این بنا رو، دقیقا از روی بنای قدیمی آغاز کرد. این کلیسا در نزدیک میدان سرخ و کاخ کرملین قرار داره. ورود به کلیسای عیسی منجی مسکو آداب خاص خود را دارد و همانطور که در مساجد باید حجاب اسلامی رعایت شود ورود به این کلیسا با هر پوشش نامتعارفی امکان پذیر نخواهد بود و تنها مسافرین که پوشیدگی لازم را داشته باشند امکان بازدید از کلیسای عیسی منجی مسکو را دارند.

بعد از دو ساعت گردش و لذت در رود مسکوا در پارک گورکی پیاده شدیم. این پارک رو به افتخار نویسنده معروف "ماکسیم گورکی" به این نام می خوانند که قدمتی 90 ساله دارد تو این پارک بچه ها به اسکیت بازی و دوچرخه سواری مشغول بودند. در داخل سبزه ها تشکچه های بزرگی جهت لم دادن و استراحت افراد قرار داده شده بود. پارک گورکی به دلیل ساخت فیلمی با همین نام در سال ۱۹۸۳ میلادی در سطح دنیا معرفی شده و شهرت پیدا کرد. اما نکته جالب درباره فیلم فوق الذکر؛ این است که در سراسر فیلم هیچ صحنه ای که واقعا متعلق به این پارک باشد، وجود ندارد و به دلیل محدودیت های موجود در زمان جنگ سرد، تمامی این فیلم در فنلاند فیلمبرداری شده است.86.jpg پارک گورکی

 اونجا ما دو تا از ایرانیهای مقیم آمریکا رو دیدیم که برای بار دوم به روسیه سفر میکردند و قصد داشتند همان شب به سنت پترزبوگ بروند بعد از ساعتی مصاحبت با این دوستان و  راهنمایی گرفتن از آنها، خداحافظی کردیم. زیبایی از گوشه و کنار روسیه میباره. موقع خروج از پارک سردر زیبای پارک رو دیدیم و مقهور این همه هنر و روح مکان قوی در روسیه شدیم که حتی پارک هم از هنر و معماری بی بهره نیست. این سردر مربوط میشه به زمان شوروی کمونیستی. یادگاری از اون زمان هست. به سمت مسکو سیتی که جایگاه بلندترین برج های اروپا و قسمت مدرن شهر هست حرکت کردیم.

87.jpg سردر ورودی پارک گورکی

با مترو به ایستگاه  Vystavocheskaya رفتیم. از خود ایستگاه مترو، مدرن بودن این منطقه مشخص بود. فضای این بخش کاملا با بقیه مسکو متفاوت هست.

از مترو خارج شدیم کمی در محوطه برج ها قدم زدیم و عکس گرفتیم. تعدادی از برج ها در حال ساخت بودند. خسته ولی خوشحال از دیدن این همه زیبایی در یک روز پربار، به سمت هتل به راه افتادیم و بعد از صرف شام حاضری در هتل از خریدایی که از هایپرمارکت کرده بودیم، خوابیدیم.

2.jpg

 متروی Vystavocheskaya

88.jpg مسکو سیتی

5.jpg

روز چهارم

صبح که از خواب بیدار شدیم سریع چمدان هایمان را بستیم. امروز باید اتاق ها را تحویل می دادیم؛ بنابراین، چمدانها را تحویل رزوپشن دادیم تا قبل رفتن به راه آهن دوباره به هتل بازگردیم و چمدان ها رو تحویل بگیریم. چون امروز، روز افتتاحیه بود تصمیم گرفتیم لباس تیم ملی که تهیه کرده بودیم رو به تن کنیم. بعدا متوجه شدیم که با این لباس روسها بیشتر هوامون رو داشتن و ملل مختلف گاهی ازمون می پرسیدن ایرانی؟. اینجا بود که متوجه شدیم چرا برخی افراد از اون اول فن آیدیشون به گردنشون بود و لباس تیم ملی بر تنشون!

با مترو خودمون رو به میدان سرخ رساندیم.

در اکثر شهرهای بزرگ و قدیمی دنیا مکان‌ هایی وجود دارد که بار تاریخی و احساسی آن شهر و چه بسا آن کشور را به دوش می‌ کشند. مکان هایی که بودن و حضور در آنها باعث قوت قلب شهروندان و گردشگران می شود و آنها را به خواندن و شنیدن تاریخ پر رمز و راز خود فرا می خواند. اهمیت میدان سرخ  نه فقط به دلیل تاریخچه اش، بلکه به دلیل موقعیت جغرافیایی آن نیز هست. این میدان در مرکز شهر تاریخی مسکو قرار گرفته است و اکثر مسیرها و راه ها به آن منتهی و از آن دوباره آغاز می شوند. میدان مربعی شکل سرخ با وسعت 73 هزار مترمربع و با یادگارهایی از دوران مختلف روسیه اکنون به یکی از جذابترین و مشهورترین مکان های گردشگری این کشور تبدیل شده است. با حضور کلیسای سنت باسیل در جنوب این میدان که با معماری منحصر به فرد خود هر بیننده ای را مسحور سلیقه و خوش ذوقی معمارش می کند، با استواری کاخ کرملین در غرب آن که نماد سیاست و حکومت در روسیه است، با بنای موزه تاریخی دولت و کلیسای زیبای کازان در شمال آن که بازگوکننده قرن ها تلاش انسان هاست و با فریبندگی بازار باشکوه گوم در شرق میدان وسیع سرخ؛ این ها تمام آن چیزی است که هر گردشگر برای سفر به شهری با عظمت مسکو تصور می کند.

اینبار تا نزدیک دروازه معاد رو برای توریست ها باز کرده بودند. دروازه معاد میدان سرخ را به میدان مانژ متصل میکند این ساختمان در کنار ساختمان زیبای شهرداری و موزه تاریخ دولتی قرار داره. این دروازه محل ورود به میدون سرخه که ما تو تایم سفر خود هیچ گاه نتوانستیم ازش رد بشیم!89.jpg
 دروازه معاد

روبه‌روی دروازه معاد، روی زمین با فلز دایره ای برنزی، درست کردند که نقطه صفر مسکو نام داره. در قدیم واحد مسافت از نقطه صفر پایتخت ها محاسبه میشده. البته تنها بیست سال از زمان رسمی شدن آن گذشته و یک جاذبه نو پا به حساب می‌آید. بر اساس شواهد، این نشان متعلق به سال ۱۹۸۵ بوده و به خاطر بحث بر سر اینکه در کدام نقطه کشور قرار بگیرد، در طی رویدادهای تاریخی آن زمان مفقود گشت. خوشبختانه این نشان در سال ۱۹۹۵ در یک انبار پیدا شده و به عنوان مکانی پر افتخار در شهر مسکو نصب گردیده.

روس ها، معتقدند اگر کسی روی نشان ایستاده، سکه‌ای بالای شانه‌اش پرتاب کند و آن سکه داخل دایره برنزی بیفتد، آرزوی او برآورده می شود و یا به مسکو برمی گردد.90.jpg
 نقطه صفر مسکو

از دروازه معاد به سمت کلیسای سنت بازیل حرکت کردیم. چون باز هم مانند روزهای قبل میدان سرخ بسته بود مجبور شدیم کاخ و میدان رو دور بزنیم تا به کلیسا برسیم. از خیابان های اطراف دیدن کردیم. هرکجا که می رفتیم ساختمان یا مجسمه زیبایی برای لذت بردن بود. خیل جمعیت در خیابان ها بودند.

91.jpg
 کلیسایی زیبا در مسیر

در خیابان جنوبی سنت بازیل هم نماد های جام جهانی رو جهت عکاسی قرار داده بودند.

 92.jpg

سمبل های فیفا برای عکاسی

93.jpg
 کلیسای سنت بازیل

بعد از عکاسی وارد صفی طولانی برای خرید بلیط ورودی کلیسا شدیم. کنار ما برج ساعت نمایان بود که هر ساعت آهنگ می نواخت و گذشت زمان رو بهمون یادآوری می کرد. برج ساعت جدید، در کارخانه برادران Butenop و در سال 1852 ساخته شد، اما برج قدیمی سالها قبل در این مکان وجود داشته.

 94.jpg

برج ساعت و صف خرید بلیط کلیسا

95.jpg

دید به میدان سرخ از پشت محافظ

قبل ورود به این کلیسای معروف که نماد مسکو هست، کمی توضیح در مورد تاریخچش لازمه.

کلیسای سنت بازیل به عنوان نمادی از فتح خانات قازان (دولت تاتار قرون وسطایی) و برای تشکر به خاطر شکست قوم سپاهیان جنگجوی مغول ساخته شد. یاکلووف معمار این بنای شگفت انگیز بوده که به دستور ایوان مخوف نزدیک به 450 سال قبل کلیسا رو می سازه. بعد از اتمام ساخت، ایوان مخوف از او پرسید توانایی ساخت دوباره چنین بنایی رو داری؟ پاسخ معمار مثبت بود همونجا ایوان مخوف حکم کور کردن معمار رو داد تا دیگه نتونه بنایی به این زیبایی بسازه! اما این موضوع افسانه ای بیش نیست و در حقیقت آن معمار بعد از واسیلی یک کلیسای جامع دیگر در «ولادیمیر» نیز ساخت! جسارتی که در فرم و رنگ این کلیسا می‌بینید در هیچ کجای دنیا مشاهده نمی‌شود. یکی از سیاستمداران فرانسوی درباره این بنا می‌گوید: «پولک‌های یک ماهی قرمز، پوست براق یک مار، صورتی و لاجوردی گردن یک کبوتر و رنگ‌های متغیر یک آفتاب‌پرست را می‌توان در این کلیسا دید! وی متعجب بود از «مردانی که برای پرستش خدا به یک جعبه شیرینی می‌روند.»

 این کلیسا محل عبادت روسها بود تا زمان شوروی. کمونیست به دنبال ضعیف کردن نقش دین در زندگی مردم و کم اهمیت کردن کلیساها بود. در همین دوره سنت باسیل تبدیل به موزه شد. این کلیسا از ابتدا رنگی نبوده در قرون بعدی گنبدها را به صورت اخیر رنگ آمیزی شده. امروزه هم این مکان کاربری موزه دارد. ساختمان کلیسا از 8 گنبدشعاعی حول یک گنبد مرکزی با ظاهر متفاوت تشکیل شده. این بنا، بارها گرفتار آتش شده و مورد بازسازی قرار گرفته.

مجسمه های دو فرمانده ای که مقابل کلیسای سنت باسیل می ببینید فرماندهان ارتش روسیه در جنگ علیه لهستان در قرن 16 هستند که در جنگ پیروز شدند. این مجسمه‌ها در ابتدا در میدان سرخ قرار داشتند اما دولت شوروی احساس کرد که آن‌ها مزاحم رژه ارتش بوده و در سال ۱۹۳۶ به روبروی کلیسای جامع منتقلشان کرد.

4.jpg

داخل صف که بودیم با افراد دور و بر خود که کره ای بودند کمی درباره فوتبال و هم گروهی های کشورشان صحبت کردیم و از آسون بودن حریفان کره ای ها حرف زدیم. جلوی مجسمه فرماندهان، دست جمعی با دیگر ملل عکس گرفتیم.

بلیط ورودی رو به قیمت 1000 روبل که با تعجب ما همراه بود تهیه کردیم. زیرا در سفر نامه دوستان خوانده بودیم که قیمت 350 یا 400 روبل بوده. روس ها هم از تایم پیک سفر به کشورشون استفاده کرده بودند و قیمت ورودی رو به سه برابر قیمت افزایش داده بودند.

همان طور که مستحضر هستین در معماری تمام کلیساها، سقف ها و دیواره ها مزین به نقاشی از چهره ی حضرت مریم، عیسی مسیح و حواریون هست( برعکس دین اسلام که هر گونه نقاشی و مجسمه از شمایل انسانی و حیوانی در مسجد حرام هست و تنها مساجد به تصاویر انتزاعی از گیاهان مزین شده ) کلیسای سنت بازیل هم پر از نقاشی های زیبا از مقدسات دین مسیحیت، تزیینات گلدار و هندسی بود.

داخل سنت بازیل، وسایل و متعلقات کلیسا با تزیینات  فراوان  از 400 سال قبل به همراه توضیحات در فضاهای زیر گنبد قرار داده شده بود. در یکی از اتاق های کلیسا، گروه کر یا همسرایان، با استفاده از سازهای زهی و بادی در حال اجرای سرود مذهبی بودند که خیلی حرفه ای و دل نواز اجرا شد.

96.jpg
 97.jpg
 

2.jpg

3.jpg98.jpg
 سقف گنبد کلیسای سنت بازیل

(فیلم سرود مذهبی کلیسا)

از طبقات بالای کلیسا ویو به میدان سرخ و خیابان های  اطراف وجود داشت. ما که متاسفانه افتخار زیارت میدون سرخ رو تو این 3 روز نداشتیم، از همین فاصله عرض ادبی کردیم.

بعد از دیدن کلیسا، به سمت بازار گوم حرکت کردیم. خیل جمعیت هوادار در خیابون بودند.

مرکز خرید گوم، در سال 1893 در شرق میدان ساخته شد. سقف شیشه‌ای با سازه فلزی آن از مدرن ترین تکنولوژیهای زمان خود بود و نمای داخلی و خارجی که در سه طبقه می بینید هویت و تاریخ زمان ساختش رو به رخ بیینده میکشه. در زمان شوروی علاوه بر دین زدایی، کاهش تجمل گرایی هم در برنامه دولت بود و با همین توجیه، استالین این مرکز خرید که 1200 مغازه رو در خود جای داده بود تعطیل کرد و به مقر مقامات دولتی تبدیل کرد! در 1953 دوباره این مرکز خرید به کاربری اصلی برگشت و امروزه بهترین برندهای دنیا رو در خود جا داده.99.jpg
 مرکز خرید گوم

برای داخل شدن به مرکز خرید باید از گیت بازرسی رد می شدیم. کیف ها و خودمان که چک شدیم وارد این مرکز خرید مجلل شدیم انگار در یک کاخ قرن نوزدهمی قدم میزدیم. به مناسبت جام جهانی مرکز خرید رو با توپ تزیین کرده بودند و در اواسط مرکز خرید هم محلی بود برای خرید محصولات جام جهانی که واقعا زیبا بودند و صد البته گرون.

12.jpg

از دکه های طبقه همکف بستنی به نرخ 100 روبل(در سفرنامه دوستان خوانده بودم 50 روبل!) خریداری کردیم که خوشمزه بود و به یک بار تجربه کردن می ارزید. وارد چند مغازه شدیم و قیمت ها رو چک کردیم. بنده به شخصه چیزی کمتر از 18000 روبل  ندیدم.

101.jpg

مرکز خرید گوم، فضای داخلی

بعد از چرخی در طبقات مرکز خرید و لذت از زیبایی های یک مال (که ما در کشورمون به جز در گذشته و در بازارهامون همچین فضایی با روح مکان و زنده نداریم)، به سمت کلیسای کازان رفتیم.

در ضلع شمال شرقی میدان سرخ، کلیسای کوچک اما جذاب کازان خودنمایی می کند. اگر بدانید کلیسای کازان چه گذشته ی پر پیچی و خمی را پشت سر گذاشته است، بازدید از آن برایتان جذاب تر می شود. کلیسایی که در قرن ۱۷ به یاد دفاع در مقابل مهاجمان لهستان تاسیس شد. بعدها با بلایایی مثل آتش‌سوزی و دستور تزارها، بنای کلیسا تغییرات بسیاری کرد. نزدیک به 100 سال پیش روسها این کلیسا رو بسیار شبیه به نمونه اولیه‌اش بازسازی کردند. در سال 1936 استالین دستور داد که هر چه کلیسا در میدان سرخ وجود دارد باید از بین برود! با وجود مخالفت های بارانوسکی این کلیسا خراب شد اما بعد از سقوط شوروی کلیسای کازان اولین کلیسایی بود که به طور کامل دوباره ساخته شد و در ساخت آن از اندازه ها و عکس های کلیسای اولیه استفاده شد تا کلیسا شبیه کلیسای اولیه شود. وارد کلیسا شدیم که کوچک و بدون بلیط بود و عکسبرداری از داخلش ممنوع.

102.jpg

کلیسای کازان

 متاسفانه تو این 3 روز هر چه تلاش کردیم که کاخ کرملین رو ببینیم نشد.

103.jpg

مکان یابی فضاهای کاخ از سمت باغ الکساندر

 برنامه بعدیمان یعنی تماشای برنامه افتتاحیه جام جهانی در فن فست(فضای وسیعی که در شهرهای میزبان برای هواداران به جهت تماشای فوتبال به صورت دست جمعی در تی وی های بزرگ در نظر گرفته شده بود.) در تپه گنجشک ها یا بام مسکو مشرف به استادیوم لوژنیکی و مجاور دانشگاه ملی روسیه  روانه شدیم.

نکته:جهت استفاده از سرویس ها در گوم شما ملزم به پرداخت 50 روبل برای هر نفر هستید!!!!!

در خیابونی نزدیک میدان سرخ که چراغانی شده بود و محل تجمع هواداران بود قدم زدیم و عکس های زیبایی با ملل مختلف گرفتیم.

104.jpg

خیابان چراغانی شده نزدیک میدان سرخ به مناسبت جام جهانی

مزیتی که این تایم در سفر به کشور میزبان جام جهانی داره، در کنار معایبی مانند گرانی، حس همدلی و دوست بودن افراد تمام دنیاست. افراد با تمام ویژگی های مختلف و متفاوت کنار هم می رقصند و می خندند و تنها از این گرد همایی لذت می برند. همین دلایل هست که جام جهانی رو به یکی از مهمترین رویدادها در جهان تبدیل کرده.

کمی در میدون سرخ با هموطنان شعار " ایران ایران " سر دادیم به همراه استفاده از بوق. ملل مختلف برای کشورمان آرزوی موفقیت کردند و همچنین برخی از مراکشی ها برایمان کری خواندند.

چون فردا بازی ایران و مراکش در سنت پترزبورگ بود تعدادمان در میدان سرخ زیاد نبود بیشتر کلمبیایی ها، مکزیکی ها و پرویی ها اینجا سرو صدا میکردند و نام کشورشون رو یکصدا فریاد می زدند.

افرادی از آمریکای جنوبی و مرکزی لباسهای خاصی بر تن کرده بودند که نماینده سنت کشورشان بود و خبرنگاران در حال مصاحبه و گرفتن فیلم از آنان بودند افراد هم برای عکس گرفتن با آنها دورشان جمع شده بودند. در مورد ایرانیان هم شنیدیم که شخصی با لباس زمان هخامنشی در گردهمایی ها حضور یافته که این موضوع مارو خوشحال کرد و حس میهن پرستی رو در ما زنده کرد.

105.jpg

خیل جمعیت

106.jpg

پوشش خاص یکی از هواداران

وارد مترو شدیم و به سمت متروی Vorobyovy Gory رهسپار شدیم. وقتی از مترو پیاده شدیم با صحنه بسیار زیبایی روبرو شدیم. از روی رودخانه ای پرآب گذشتیم که در حاشیه رودخانه اش تا چشم کار میکرد درخت بود و دانشگاه ملی روسیه نیز از دور خودنمایی می کرد. صحنه ی فوق العاده ای بود. منطقه ای کوهستانی و جنگلی با آب و هوای مطبوع که شمارو مجذوب خود میکنه. من این حجم از سرسبزی رو در هیچ کجای ایران ندیده بودم.

1.jpg

در مسیر خارج شدن از مترو

جوانان روسی به عنوان نمایندگان فیفا، حضور داشتند تا افراد رو به سمت فن فست راهنمایی کنند. بعد از حدود 10 دقیقه پیاده روی به خیابانی که در امتداد فن فست بود رسیدیم. در بین راه پرچم روسی خریدیم تا در بین هواداران، از تیم روسیه حمایت کنیم. اتوبوس های رایگانی جهت رسیدن به تپه ی گنجشک ها در نظر گرفته شده بود.

بعد از پیاده شدن از اتوبوس از بام مسکو، شهر و ورزشگاه لوژنیکی را نظاره کردیم.

108.jpg

دید از تپه گنجشک ها به ورزشگاه لوژنیکی 2 ساعت قبل از بازی افتتاحیه جام جهانی 2018

 قبل از ورود به قسمت فن فست روس ها، نمایش های هنری اجرا میکردند و هواداران رو سرگرم می کردند.

109.jpg110.jpg

هنرمندان در محوطه فن فست

برای ورود به فن فست ایستگاهای بازرسی در نظر گرفته شده بود.

dZ4b1Bpm5LFSTAI7boAvvhL9OUglh63isosu7bcK.jpeg

ایستگاههای بازرسی فن فست

بعد گذر از ایستگاه های بازرسی ما منتظر دوست ایرانیمون پوریا که سه سال بود جهت ادامه تحصیل به مسکو آمده بود و دانشجوی همون دانشگاه روبروییمون بود شدیم. ایشون که تشریف آوردند، بعد از سلام و احوال پرسی با هم به سمت تی وی بزرگ راه افتادیم. در مسیر پر از دکه برای خرید نهار و آب وجود داشت که قیمت های فوق العاده بالا بود مثلا یه بطری آب کوچک رو خریدیم 200 روبل. اونجا بود که فهمیدم در تمام دنیا در فضاهای خاص قیمتا 2 تا 20 برابره. یک ساندویچ کوچک به نرخ 400 روبل خریدیم.

3.jpg

دکه های خرید آب و ساندویچ

پوریا از فرهنگ روسی و روسیه برایمان گفتند که در روسیه خانواده و نظام آن جدی گرفته میشود جوانان اصولا تا قبل از ازدواج با خانواده خود زندگی میکنند و اینکه اروپایی ها اونها رو خیلی آزاد نمیدونن.

در محوطه دانشگاه فضای چمن وجود داشت که جهت جلوگیری از بین رفتن آن توسط افراد روی آن را با تایل پی وی سی پوشانده بودند پوریا میگفت که تو دانشگاه خیلی از افراد با محل فن فست مخالفت کرده بودند. زیرا باعث خرابی چمن ها و ضربه به محیط زیست خواهد شد که در آخر با این تایل ها قضیه فیصله داده شده.

112.jpg

فن فست مسکو در محوطه دانشگاه ملی مسکو

بعد از خوردن ساندویچ، نزدیک تی وی رفتیم همه جمع شده بودن دی جی در حال پلی آهنگ های هیجانی تا شروع افتتاحیه بود. هیجانی که اون زمان ما تجربه کردیم تو غالب کلمات نمی گنجه. نزدیک افتتاحیه که بود کل فضای باز دانشگاه پر شده بود.

113.jpg

فیفا فن فست

(فیلم افتتاحیه جام جهانی 2018)

نیم ساعت قبل بازی، برنامه افتتاحیه از تی وی پخش شد. کمی هم رقص و آهنگ سنتی روسیه انجام شد. بعد از سخنرانی رئیس فیفا و پوتین (که روس ها با علاقه بسیار به او و سخنانش گوش می دادند و در خاتمه با تشویق گرم حضار همراه بود.) بازی شروع شد ما که خیلی بهمون خوش گذشته بود و علاقه ای به ترک فضا نداشتیم، اما هم باید از پارک پیروزی دیدن میکردیم هم ساعت حدود 10 باید تو ایستگاه راه آهن می بودیم. به ناچار بعد از تماشای نیم ساعت از بازی به سمت مترو راه افتادیم.

 متروی نزدیک به تپه گنجشک ها را به دلیل تردد بیش از حد افراد بسته بودند. مجبور به 20 دقیقه پیاده روی تا مترو شدیم.

از آنجا برای دیدن پارک پیروزی به ایستگاه Park Pubedy رفتیم   .

.پارک پیروزی در شهر مسکو را می‌توان یکی از خاص‌ترین پارک‌های روسیه دانست

در طول تاریخ سرمای طاقت فرسای روسیه عامل مهمی در پیروزی حاکمان این منطقه بر متجاوزان بوده به طور مثال روزگاری ارتش ناپلئون توانست تا قلب روسیه پیشروی کرده و شهر مسکو را فتح کند، اما با فرا رسیدن زمستان، نیروهای فرانسوی شکست سنگینی را متحمل شد. این اتفاق در جنگ جهانی دوم نیز رخ‌ داده. شکستی که در نهایت منجر به سقوط برلین و پایان جنگ جهانی دوم شد.

 پارک پیروزی، به‌صورت نمادین در شهر مسکو ساخته‌ شده است که تداعی‌کننده این پیروزی بزرگ و سرنوشت‌ساز است. در پارک پیروزی، بسیاری از تزئینات و موضوعات ارائه‌ شده به‌ طور مستقیم به موضوع جنگ جهانی دوم و به‌ شکل خاص به نبرد بین روسیه (شوروی) و نیروهای آلمان نازی اختصاص دارد.

1.jpg

3.jpg

پارک پیروزی

114.jpg

طاق نصرت

پارک پیروزی در سال 1995 میلادی و هم‌زمان با پنجاهمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم افتتاح شد. انتخاب این محل برای ساخت پارک، هوشمندانه بوده و این محل دقیقاً جایی بوده که روزگاری ناپلئون بناپارت جهت تصرف شهر مسکو پس از شکست روسیه، تشریفات خاصی را برگزار کرده بود.شما با ورود به پارک پیروزی احساس می کنید در طول تاریخ قدم زده این پارک به‌طور دقیق دارای 1418 آب‌نمای مختلف است که به تعداد روزهای جنگ جهانی دوم برای روسیه اشاره دارد.

یک ستون هرمی ویژه در مرکز پارک قرار دارد که 150 متر ارتفاع داشته و بر فراز آن مجسمه الهه پیروزی در اساطیر یونان باستان یعنی "نایک"دیده می‌شود  در پای این ستون هم مجسمه قدیسی در حال کشتن اژدها دیده میشود.

115.jpg

موزه پیروزی و ابلیسک جلوی آن

تو پارک هم باز سنجابای شیطونی رو  دیدیم که به دنبال غذا بودند.

 چون وقت تنگ بود نشد از موزه جنگ بازدید کنیم. با اینکه پویا خیلی از این موزه و تاثیر کاریزماتیکش برامون گفته بود، به سمت هتل رفتیم تا چمدان هارو تحویل بگیریم. بعد از خروج از مترو ودنخا، برای آخرین بار، مسیر مترو تا هتل رو می دیدیم و مرور خاطرات این چند روز رو می کردیم وناراحت از اینکه این شهر زیبا رو مجبوریم که ترک کنیم. با تحویل چمدان ها، به مترو آمدیم بلیط 20 سفره ما به اتمام رسیده بود اما متصدی مترو که دید ما با چمدان هستیم و لباس تیم ملی به تنمون هست با مهربانی برایمان کارت زد. موقع ورود به مترو هم یه پسر روسی که دید خانمم تو برداشتن چمدان به مشکل خورده سریع اومد و مارو تو حمل چمدان یاری کرد؛ ما هم یه عکس به یادگار باهاش گرفتیم که یادش از ذهنمون بیرون نره.

ساعت 10 بود که به ایستگاه komsomolskaya  رسیدیم و به ایستگاه راه آهن رفتیم .با پرس و جو، گیت خروجی رو پیدا کردیم.

116.jpg

ویو از ایستگاه راه آهن

5.jpg

داخل کوپه

با چند نفر از ایرانی های مقیم اروپا و خود مسکو آشنا شدیم و کمی با ایشان مصاحبت کردیم اون ها هم قصد تماشای بازی ایران مراکش رو داشتند.

خانمی که با خانوادشان 11 سال بود که مقیم روسیه بودند از پیشرفت های چشمگیر روسیه در این مدت گفتند و اینکه این کشور به اشخاص اقامت دائم نمیده. با اونها بعد از کمی صحبت خداحافظی کردیم و به سمت قطار به راه افتادیم.

 واگن و کوپه خود را پیدا کردیم و وارد قطار شدیم. کوپه 4 تخته و تمیز بود یک میز برای صرف غذا داشت. موقع انتخاب صندلی به علت کمبود جا مجبور شدم برای خودم در یک کوپه و برای همسرم در کوپه مجاور، صندلی رزرو کنم. دعا میکردیم که یکی از کوپه ها فول نباشه تا ما شب رو کنار هم باشیم که خوشبختانه همین طور شد و هر 2 کوپه جای اضافه داشت.

 

وسایل رو جابجا کردیم درکوپه ملحفه سفید و حوله بزرگ قرار داشت که بعدا از همون خانواده ایرانی مقیم روسیه شنیدیم که روس ها در قطار، صبح ها در حد حمام کردن خود را می شویند. تنها هم کوپه ای ما یه پسر روسی 27 ساله بود شروع به صحبت کردیم و اون قدر با هم صمیمی شدیم که در روز بعد تو سنت پترزبورگ باهاش قرار گذاشتیم و دوستیمون بعد سفر هم ادامه دار شد. غذای حاضری که تهیه کرده بودیم خوردیم. تو قطار به واگن های دیگه رفتیم همون خانواده ایرانی رو دوباره دیدیم و ساعتی با هم بودیم. در کوپه آن ها مرد بامزه ی مکزیکی بود که بهمون سعی داشت اسپانیایی یاد بده کلی از دستش خندیدیم. برای خواب، دوباره به کوپه بازگشتیم و بعد از کمی هم صحبتی با روسلان، حدود ساعت 1 خوابیدیم.

از میان تمام وسایل نقلیه مسافرتی، قطار احتمالا بهترین مددکار اندیشیدن است: مناظر بیرون به هیچ‌وجه یکنواختی بالقوه مناظر بیرون کشتی یا هواپیما را ندارد، سرعتش به حدی است که مجال درگیر شدن به آدم نمی‌دهد در عین حال چنان کند است که چیزها را تشخیص می‌دهی. لحظه‌های کوتاه و برانگیزاننده‌ای از خلوت افراد را به ما می‌نمایاند.

آلن دوباتن

 

6.jpg

جاذبه های زیبایی در مسکو که با وجود علاقه فراوان به دلیل ضیق وقت، نشد که ببینیم اما به شما توصیه می کنم که حتما از اونها بازدید کنین: 

کاخ کرملین و مقبره لنین، سیرک نیکولین، نمایش رقص فولکلوریک، آکواریوم مسکو، صومعه نودویچی یا گورستان مشاهیر.