Close

در امتداد دریای سیاه، بندریست برای آرامش (سفرنامه باتومی)

4.3
از 25 رای
دیدار با دو عاشق اسطوره‌ای! +تصاویر
  • 16 بهمن 1398 09:00
  • 38
  • 11.5K

راهيان باتومي

 

سفر ما به باتومی متفاوت با تمام سفرهای قبلی بود! 

مريم: سه شنبه عصر بود که پیامی روی صفحه گوشی نمایان شد: "آفری داریم برای 4 نفر از کاربران فعال در زمینه سفرنامه نویسی برای سفر به باتومی از جمعه تا دوشنبه. این سفر بصورت انفرادی هست و امکان داشتن همراه وجود ندارد. اگر امکان حضور داريد اعلام کنيد تا بررسی کنیم".

آخرین ساعات کاری بود و بین کارهای عقب افتاده ام معلق بودم و نمیتوانستم به متن پیام فکر کنم. سفر! الان! بدون برنامه ریزی! بدون همسر! گوشی را کناری گذاشتم و مشغول کارهایم شدم.

شب که با همسر مشغول گفتگو بودیم دوباره حرفش پیش آمد. موضوع از طریق دوستان مشترک به گوشش رسیده بود. 

-چرا نمیری؟

- کار زیاد دارم. تازه مرخصی گرفتم، نمیتونم دوباره مرخصی بگیرم.

- کار همیشه هست. برو کمی استراحت کن!

- تنها برم؟ دوست ندارم.

- آره چرا که نه؟ خوش میگذره حتما. این هم یک نوع سفره دیگه.

- نمیدونم. 

8صبح چهارشنبه بود. در راه رفتن به محل پروژه کاری ام بودم. جاده شلوغ بود و ماشین های بزرگ و کوچک با شتاب در حال سبقت گرفتن بودند. عجیب دلم هوس سفر کرده بود. یک ساعتی تا سایت راه بود. بی اختیار گوشی را برداشتم و به رئیسم پیام دادم:

  • امکانش هست از شنبه تا دوشنبه مرخصی بگیرم؟

همزمان به تیم لست سکند هم پیام دادم:

  • من تمایل دارم در تور باتومی شرکت کنم اگه امکانش باشه.

ساعت 9 صبح که به سایت رسیدم، همه چیز هماهنگ شده بود. مرخصی را گرفته بودم و اسکن پاسپورت را هم ارسال کرده بودم. سفری در پیش بود!

ميثم:  پیامی مشابه به گوشی من هم رسیده است.

وقت تنگ است و جواب پیشنهاد یهویی را باید یهویی داد! اصلا مگر می شود به این پیشنهاد هیجان انگیز جواب رد داد؟! حتی اگر مقصد تکراری باشد وكارهاي عقب افتاده تلنبار شده باشند.

اما به قول معروف کار همیشه هست ولی موقعیت سفر آن هم با همچین همسفرانی کم پیش می آید.

هماهنگی ها به سرعت انجام می شود. با وعده سفر دسته جمعی جایگزین، از خانواده خداحافظی میکنم و با آخرین پرواز پنجشنبه شب اهواز را به مقصد تهران ترک می کنم.

پوریا یکی از همسفران نیم ساعتی هست که به تهران رسیده است و به همراه جواد دوست مشترکمان در فرودگاه منتظرم هستند.  چه حسی خوبی دارد استقبالی که انتظارش را نداری.

شب مهمان جواد هستیم و گفت و شنودها تا دير هنگام ادامه پيدا مي كند.

صبح زود با غرولندهای راننده اسنپ که از سهمیه بندی یهویی بنزین گلایه می کند به سمت فرودگاه امام حرکت می کنیم.

 

پوريا: روزهای پایانی آبان ماه است و در گیر و دار مشغله های کاری، یک سفر یا بهتر بگویم ماموریت در پیش دارم. ماموریت به شهر و کشوری که در گذشته نیز به آن سفر کرده بودم و دوباره فرصتی پیش آمده بود تا خاطرات سفر پیشین برایم زنده شود. همسرم مرا تا فرودگاه شیراز بدرقه میکند. لحظاتی را در ماشین گپ میزنیم و تا دقایقی دیگر سفری بدون او برایم رقم خواهد خورد. از اینکه در این سفر همسفر همیشگی ام نمیتواند مرا همراهی کند ناراحت هستم اما شرایط اینگونه ایجاب کرده بود.

 وارد سالن فرودگاه میشوم و چمدانم را که این بار سبکتر از سفرهای گذشته است تحویل داده و کارت پرواز را دریافت میکنم. چرخی در اینترنت میزنم و بدنبال مکانهای جدیدی برای بازدید در باتومی میگردم. برای سوار شدن به سمت هواپیما میروم و پس از چند دقیقه چرخهای هواپیما از باند جدا می شود و به سوی تهران اوج میگیرم. قرار بود میثم یکی از همسفرهایم را در تهران ملاقات کنم و شب را در منزل دوست مشترکمان سپری کنیم. شبی را تا دیر هنگام در کنار دوستان عزیزم با خاطرات و شوخی و خنده میگذرانیم و صبح ساعت 6 به سمت فرودگاه امام میرویم جایی که دو همسفر دیگر به ما می پیوندند تا سفری را به یکی از زیباترین شهرهای گرجستان آغاز کنیم.

 

سيمين: چشم باز میکنم خودم را در جاده برفی فیروزکوه می بینم. خدا را شکر میکنم یکروز زودتر راه افتادم و نگران بسته شدن راه نیستم. هوای ساری هم این چند روز بشدت سرد و بارانی شده. قرار هست جایی بروم که هنوز سوز سرما به آنجا نرسیده ... جایی که پاییزش خیلی زیباست. خوشحالم که مدیر لست سکند این فرصت را در اختیارم گذاشت تا با سه نفر دیگر از دوستان همسفر بشوم به مروارید دریای سیاه، باتومی.

برایم باور کردنی نیست؛ هیچ وقت یکروزه تصمیم به سفر نگرفته بودم. البته خیالم راحت بود چون میدانستم دوستانی که قرار است در این سفر همراهم باشند در مدیریت و برنامه ریزی سفر عالی هستند. قرار است شب را در منزل مریم یکی از همسفرها بمانم و صبح باهم به فرودگاه برویم. لست سکند دوستانی با ارزش به من داده کسانی که بی دریغ محبت میکنند و خالصانه کمکت میکنند تا نگرانی بابت چیزی نداشته باشی. از آسانسور که بالا می آیم هنوز در را باز نکرده عطر قرمه سبزی مستم می کند. خنده ام می گیرد بیاد حرف مریم می افتم که می گفت همیشه قبل از سفر و بعد از سفر قرمه سبزی درست می کنم. در را که برایم باز می کند حدسم به یقین تبدیل می شود. جایتان خالی شام دلچسبی در کنار صاحبخانه مهربان نوش جان کرده و شب را با شنیدن خاطرات جالب و خنده دار آشنایی و دوران دانشگاه مریم جانم و آقای فراهانی خوش صحبت سپری کردیم. صبح دوستان شیرازی و اهوازی را در فرودگاه ملاقات می کنیم ، تیم ما آماده هست برای شروع سفر...

اسم گروهمان را گذاشته ایم راهیان باتومی !

 

 

روز اول - جمعه 24 آبان 98

بالاخره ما چهار نفر از چهار گوشه ایران در فرودگاه امام گرد هم آمدیم. یکی از تهران، یکی از اهواز، یکی از شیراز و آخری از ساري. با توجه به آشنایی نسبی که از همایش های قبلی لست سکند داشتیم همصحبت شدن و شروع سفر چندان هم سخت نبود.

-لست سکندیها!

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

این تور شامل سه شب اقامت در هتل 5 ستاره ایفوریا بصورت HB(یعنی به همراه صبحانه و شام) و با پرواز مستقیم تابان بود. اسپانسرهاي این سفر آژانس "هورگشت پارس" و "آریو پرواز قرن" بودند و ما افراد خوش شانسی بودیم که قرعه به ناممان افتاده بود و از طرف لست سکند به اين تور دعوت شده بوديم.

ماموریت ما ارزیابی کیفی و کمی این تور و شهر باتومی و میزان جذابیت آن در فصل پاییز و ارائه گزارش در اين زمينه بود.

 

و اما باتومی؛

دومین شهر بزرگ و پایتخت توریستی و گردشگری گرجستان محسوب می شود. این شهر بندری در کناره دریای سیاه و در دامنه رشته کوه های قفقاز در جنوب غربی گرجستان قرار دارد.

 

لينك نقشه باتومی

 

باتومی بدلیل نزدیکی به ایران و تردد بدون نیاز به ویزا و هزینه های مناسب در چند سال اخیر به یکی مقاصد جذاب گردشگران ایرانی تبدیل شده است.

بهترین زمان سفر به این شهر نیمه اول سال بخصوص تابستان می باشد. اما با توجه به شرجی بودن آن هوا در پاییز هم خیلی سرد نمی شود و در سفر ما که در آبان ماه انجام شد دمای هوا بسیار مطبوع و بین ۱۰ تا ۲۰ درجه بود.

ساده ترین راه دسترسی به این شهر برای ما ایرانی ها از طریق فرودگاه این شهر می باشد که در حال حاضر پروازهای منظمی بین تهران و باتومی بوسیله ایرلاین تابان انجام می گیرد.

 

فرودگاه باتومي

راهيان باتومي

 

از طریق ریلی هم این شهر به راه آهن سراسری گرجستان متصل می باشد و روزانه چند قطار بین باتومی و تفلیس در حرکت هستند.

 راه آهن باتومي

راهيان باتومي

 

اما یکی از پرطرفدارترین مسیر های ورود به باتومی گذرگاه مرزی سارپ می باشد. 

 مرز سارپ

راهيان باتومي

 

این گذرگاه بین ترکیه و گرجستان واقع شده است و مسافرینی که به قصد باتومی به ترکیه می روند، معمولا از این مرز وارد گرجستان و باتومی می شوند. ظاهرا اخیرا برای بعضی از هموطنان در این مرز مشکلاتی ایجاد شده است. بنابراین توصیه می شود هنگام ورود به گرجستان بلیط برگشت، رزرو هتل، بیمه نامه و پول به مقدار لازم يا حتي بيشتر همراه داشته باشید تا هنگام ورود با مشکلی مواجه نشوید.

 مرز سارپ

راهيان باتومي

 

پرواز ساعت 9 صبح بود و با حدود نیم ساعت تاخیر پرید. پرواز تابان با یک هواپیمای بویینگ ام دی پا به سن گذاشته انجام شد و کیفیت پرواز و پذیرایی در حد پرواز های داخلی بود. اما مستقیم بودن آن مزیت خوبی به حساب میامد.

-صبحانه هواپیما

راهيان باتومي

 

پرواز بدون مشکل خاصی انجام شد و پس از 1:45 دقیقه در فرودگاه کوچک باتومی به زمین نشستیم. فرودگاه باتومی در کنار دریا قرار دارد و باند درست از لبه ساحل شروع میشود و لحظات فرود زیبایی را تجربه خواهید کرد.

لحظه فرود در فرودگاه

راهيان باتومي

 

 فرودگاه خیلی کوچک بود و پروسه کنترل گذرنامه و مهر ورود از 4 گیت و به کندی انجام می شد. به هنگام ورود سوال خاصی از ما پرسیده نشد و مدرک خاصی نیز درخواست نکردند، اما از برخی مسافران بلیت برگشت، رزرو هتل و بیمه را درخواست کرده بودند. تمامی مسافران پرواز بدون مشکل خاصی از گیت عبور کردند و رفتار پرسنل فرودگاه نیز برخلاف شنیده های اخیر کاملا مودبانه بود.

فرودگاه باتومی

راهيان باتومي

 راهيان باتومي

 

کارگزار تور در باتومی، شرکت Georgia Destinations بود. لیدرها در فرودگاه به استقبال مسافرین آمده بودند که بسیار خوش برخورد و کمک رسان بودند. بنابر توصیه لیدر مقداری پول در فرودگاه باتومی چنج کردیم که نرخ خوبی داشت. در مجموع در داخل شهر نیز نرخها تقریبا ثابت بود و هر یک دلار تقریبا معادل 2.95 لاری بود. صرافی فرودگاه فقط اسکناس 100 دلاری به بالا چنج میکرد اما برای تبدیل یورو محدودیتی وجود نداشت. ابتدا نفری 20 یورو چنج کردیم و 65 لاری تحویل گرفتیم که تا انتهای سفر (به جز مخارج شخصی مانند خرید) کفایت مخارج سه روزه ما را کرد. هر لاری در زمان سفر ما در حدود 4هزار تومان بود.

لاری، واحد پول گرجستان

راهيان باتومي

 

بخش عمده ای از مسافران هواپیما عازم هتل ایفوریا شدیم. ابتدا گشت کوتاهی در شهر زدیم. لیدر توضیحات مفیدی در مورد شهر باتومی داد. به هر گروه یک سیم کارت داده شد که با گرفتن کد #100* فعال میشد. البته سیم کارتها فاقد شارژ بودند اما فعال کردن آنها ضروری بود تا لیدر در صورت نیاز بتواند با شماره تماس بگیرد. 

البته تقریبا بصورت دائمی یکی از لیدرهای شرکت Georgia Destinations در لابی هتل ایفوریا مستقر بود و به سوالات و ابهامات مسافران پاسخ میداد. 

مطابق روال تمامی تورها، کاتالوگی ارائه شد که در آن تورهای اختیاری درج شده بود. ما قصد استفاده از تورها را نداشتیم و هدفمان گشتن در شهر بصورت شخصی بود. لیدرها نیز اصراری به خرید تور نداشتند و بسیار خوش برخورد بودند.

کاتالوگ تورهای اختیاری

راهيان باتومي

 

وقتی به هتل رسیدیم، قبل از ما دو اتوبوس دیگر به هتل رسیده بودند و ما بایستی برای چک این صبر میکردیم. بنابراین تصمیم گرفتیم چمدانها را در اتاق نگهداری چمدان هتل بگذاریم و برای نهار به مرکز خرید مجاور هتل برویم. در اینجا بد نیست نگاهی به هتل و امکانات آن بیاندازیم.

 

هتل پنج ستاره ایفوریا

هتل Euphoria Batumi Hotel یک هتل پنج ستاره در خیابان Lech and Maria Ksczynski است که در کنار بلوار ساحلی باتومی و در چند قدمی از ساحل واقع شده است. فاصله این هتل از فرودگاه حدود 5 کیلومتر و با تاکسی 5 دقیقه مسافت می باشد. لابی هتل بزرگ، شیک و درخور یک هتل پنج ستاره بود.

نقشه هتل

 

 هتل دارای یک استخر روباز (در ایام تابستان) و یک استخر سر پوشیده، سونای بخار و خشک، مجموعه ماساژ، جکوزی خصوصی، حمام ترکی، سالن بدنسازی، صرافی، کازینو، پارکینگ غیر مسقف، کیوسک گردشگری، سالن مراسم، کافی شاپ، چند فروشگاه کوچک و ... می باشد.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

شش آسانسور در قسمت های شرقی و غربی هتل مهمانان را بین طبقات جابجا می کردند. مساحت اتاق ها مناسب و از تمیزی خوبی برخوردار بود.  اتاق دارای safe box، تلویزیون، کتری برقی و مینی بار (که خالی بود و در صورت تمایل مسافر شارژ میشد) بود. از نکات مثبت این اتاق می توان به نمای بسیار زیبا به ساحل دریای سیاه و بلوار باتومی اشاره کرد.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

33.jpg

راهيان باتومي

 

رستوران اصلی هتل بسیار وسیع می باشد. تنوع غذاها برای صبحانه و شام بسیار مناسب بود و برای شام تقریبا در هر شب چند آیتم جدید سرو میشد و اکثر غذاها از کیفیت و طعم بسیار خوبی برخوردار بودند.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

فیلم هتل ایفوریا:

 منوی صبحانه شامل تخم مرغ آب پز، دو مدل املت، نیمرو، انواع سالاد، پنکیک تازه به همراه شکلات و عسل، میوه، سالاد میوه، انواع پنیر، کره و مربا، چای، قهوه، شیر، آب میوه، کیک و ... بود. برای منوی شام شاورما مرغ، جوجه کباب، پیتزا، استیک گوشت و مرغ، ماهی سرخ کرده، پوره سیب زمینی، انواع سالاد، میوه، کیک، آب میوه و ... بود. تنها نکته منفی در خصوص رستوران استفاده از آب میوه های نه چندان خوش طعم بود. ساعت استفاده از رستوران برای صبحانه از ۷ تا ۱۱ صبح و برای شام از ۷ تا ۱۰ شب می باشد. 

راهيان باتومي

 

در کنار هتل مرکز خرید مترو سیتی قرار دارد که با یک راهرو به لابی هتل مرتبط است. 

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

برای نهار به فودکورت طبقه دوم مرکز خرید رفتیم و رستوران اوستا دونرجی را انتخاب کردیم. ساعت حدود 3 بعدازظهر بود و در آن زمان تنها اسکندرکباب و غذاهای برپایه دونر موجود بود. سفارش ما 3 پرس اسکندرکباب بود که هر کدام 12.95 لاری قیمت داشت. حجم و کیفیت و طعم غذا خوب بود و از صرف غذا در تراس رستوران با نمای زیبایی از ساحل لذت بردیم.

نهار روز اول

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

بعد از نهار به لابی هتل برگشتیم. همه مسافرها اتاق هایشان را تحویل گرفته بودند، ماهم به سمت پذیرش رفتیم و بعد از تحویل پاسپورت ها برای اسکن، درخواست کردیم که در صورت امکان اتاق های رو به دریا به ما بدهند. پذیرش اعلام کرد که باید ببینیم چه اتاقی برای شما رزرو شده است. بعد از چند دقیقه با لبخند پاسپورت ها را به همراه دو عدد کارت ورودی اتاق و دو کارت استخر برای هر اتاق تحویل داد و گفت اتاق های شما رو به دریا و در طبقه های چهارم و پنجم هستند.

وارد اتاق هایمان شدیم همانطور که انتظار میرفت اتاق ها بزرگ، جادار و تمیز بودند. کمی استراحت کردیم و طبق قراری که با همسفرها گذاشته بودیم راس ساعت 4 در در لابی حاضر شدیم. برنامه روز اول پیاده روی در امتداد بلوار ساحلی تا مرکز شهر بود.

ابتدا به اسکله مجاور هتل رفتیم و نظاره گر دریای سیاه شدیم که برخلاف اسمش آبی، آرام و دلنشین بود. آبان ماه بود اما هوا برخلاف تصور قبلی ما بسیار مطبوع و خوب بود و نوید یک سفر دل انگیز را میداد.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

سپس در امتداد ساحل به سمت مرکز شهر رفتیم. ساحل باتومی ساحلی سنگی است و در امتداد خط ساحلی بلواری برای پیاده روی قرار دارد. ساحل تقریبا سوت و کور بود و کافه ها نیمه تعطیل، اما اینها چیزی از زیبایی دریای سیاه کم نمی کرد. 

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

در امتداد خط ساحلی مسیر دوچرخه سواری نیز وجود دارد که میتوان با قیمت 5 لاری برای یک ساعت  دوچرخه کرایه کرد. همچنین امکان استفاده از ماشینهای برقی نیز وجود داشت.

راهيان باتومي

51.jpg

پس از نیم ساعت پیاده روی به رستوران مک دونالد رسیدیم. مک دونالد باتومی با سایر شعب این رستوران متفاوت است. ساختمان آن شیشه ای جذاب و منحصر بفرد است که معماری داخلی بنا نیز جذاب و بصورت چند طبقه است و درانتهای طبقه فضای سبزی نیز برای نشستن وجود دارد. برای سفارش بایستی از نمایشگرهای لمسی سفارش خود را ثبت کنید که بسیار راحت است. میتوانید با کارت اعتباری پرداخت کنید و یا فیش را جهت پرداخت نقدی دریافت کنید. سپس فیش را به صندوق داده و غذا را تحویل بگیرید.

ساختمان متفاوت مک دونالد

52.jpg

 

نقشه مك دونالد

 

 ما برای خوردن بستنی های معروف مک دونالد به این رستوران رفتیم. هر بستنی 1.5 لاری معادل 6 هزار تومان قیمت داشت که خوشمزه بود و حجم آن نیز زیاد بود.

 

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

هوا رو به تاریک شدن بود و به بلوار ساحلی برگشتیم و به سمت پارک 6می رفتیم. ساخت این پارک زیبا و بزرگ در سال 1881 میلادی توسط شخصی به نام پروسی رسلر آغاز شد و در حقیقت یکی از قدیمی ترین پارک های گرجستان به شمار می آید. پارک 6 می دارای باغ وحش، دلفیناریوم، شهربازی و یک دریاچه است. دریاچه که نوریگلی نام دارد و نام آن به داستان غرق شدن پسری به نام نوری در این دریاچه برمیگردد که مادرش هر روز کنار دریاچه جمله "نوریگلی" یعنی "نوری منتطرت هستم" را تکرار میکرد.

راهيان باتومي

سپس به ساختمان دانشگاه رسیدیم که نورپردازی زیبایی در شب داشت. در کنار ساختمان زیبای دانشگاه و آب نمای روبروی آن چند عکس گرفتیم و مسیر را به سمت میراکل پارک ادامه دادیم.

در این بین از تعدادی از غرفه های فروش نمادهای شهر دیدن کردیم و مگنتی به یادگار خریدیم. قیمتها در تمام شهر تقریبا یکسان بود.

ساختمان دانشگاه

راهيان باتومي

نمادهای باتومی

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

در ادامه مسیر به فواره های موزیکال رسیدیم. فواره موزیکال در نزدیکی بلوار ساحلی قرار دارد و شبها از ساعت 8 شب به بعد میتوان از تماشای آن لذت برد. برنامه ها پیاپی اجرا میشوند و پس از پایان هر آهنگ، آهنگ بعدی در چند دقیقه شروع میشود. پس نگران از دست دادن رقص فواره ها نباشید. نمایش این فواره ها در مقابل فواره هایی مانند دبی بسیار پیش پا افتاده است، پس توقع چندانی از آن نداشته باشید.

فواره رقصان

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

Colonnade

راهيان باتومي

 

سپس به برج الفبا رسیدیم هوا کاملا تاریک بود. چرخ و فلک و برج الفبا با نورپردازی زیبایشان دیده میشدند. 

برج الفبا در شب

راهيان باتومي

برج الفبا در روز

67.jpg

 

برج الفبا به طول ۱۳۰ متر نمادی از قدمت طولانی الفبای گرجی است و طرح آن شبیه ساختار DNA انسان هست و با استفاده از آلومینیوم ساخته شده که در بالای آن نیز یک رستوران واقع شده است. حروف الفبای گرجی بر بدنه برج نقش بسته و میتوان با استفاده از آسانسور به بالای برج رفت.

چرخ و فلک پارک میراکل

راهيان باتومي

 

با توجه به تاریکی هوا و ساعت سرو شام هتل که تا 10 شب بود تصمیم گرفتیم به هتل برگردیم و ادامه گشت ساحلی را به روز بعد موکول کنیم. تاکسی به مبلغ 8 لاری گرفتیم و به هتل برگشتیم. 

برای شام به رستوران هتل رفتیم. بوفه شام مفصل و بسیار متنوع بود بطوریکه نتوانستیم از تمامی غذاها امتحان کنیم. کیفیت و طعم غذاها نیز خوب و مطابق با ذائقه ایرانی بود.

 

روز دوم -شنبه 25 آبان 98

پس از صرف صبحانه ای مفصل از هتل خارج شدیم. برنامه امروز ما به شهرگردی اختصاص داشت. این بار تصمیم گرفتیم با اتوبوس عازم مرکز شهر شویم.

 ایستگاه اتوبوس دقیقا در جلوی هتل و روبروی مرکز خرید متروسیتی قرار دارد و با خط 3 و10 میتوان به مرکز شهر رفت. البته ما در روز اول این ایستگاه را ندیدیم و مسافتی پیاده رفتیم تا به ایستگاه بعدی رسیدیم. در طول این مسیر متوجه سگ های مهمان نواز باتومی شدیم که ما را اسکورت می کردند و اجازه نمی دادند غریبه ها به ما نزدیک شوند! تجربه جالب و عجیبی بود.

 میدانستیم که برای استفاده از اتوبوس لازم است "باتومی کارت" تهیه کنیم اما شیوه تهیه آن را نمی دانستیم و از اینترنت چیزی دستگیرمان نشده بود. 

هنگام سوار شدن به راننده گفتیم کارت نداریم و پول نقد می دهیم و سوار شدیم. کرایه هر مسیر برای هر نفر 0.3 لاری معادل 1200 تومان است. تمام اتوبوس مردم محلی بودند و زیر چشمی ما را نگاه می کردند. پس از چند ایستگاه به مرکز شهر رسیدیم و پیاده شدیم. البته راننده پول نقد نیز قبول نکرد و در واقع رایگان سوارمان کرد! البته شانس آوردیم چون در روزهای بعد دیدیم که بصورت اتفاقی مامورها سوار اتوبوس می شوند و کارتها را چک می کنند.

باتومی کارت

راهيان باتومي

70.jpg

راهيان باتومي

 

برنامه ما با بازدید از فواره نپتون آغاز شد. این فواره در کنار ساختمان تئاتر باتومی قرار گرفته و در سال ۲۰۱۰ ساخته شده است. این مجسمه و آب نما یک کپی از نمونه ایتالیایی هست که در سال ۱۵۸۷ در شهر بولونیا ساخته شده است.

فواره نپتون

راهيان باتومي

 

ساختمان تئاتر باتومی

راهيان باتومي

سپس عازم پارک ساحلی شدیم و در طول مسیر مجددا چند سگ ما را همراهی کردند. به ساحل رسیدیم. هوا گرم و آفتابی بود و بعضی ها مشغول شنا بودند. کمی در ساحل قدم زدیم و سگ های باتومی زیر آفتاب درخشان کنار ساحل لم دادند و ما را فراموش کردند.

استراحت سگ ها در ساحل

راهيان باتومي

 

پس از تماشای دریای آرام به سمت مجسمه علی و نینو رفتیم. روی نیمکتی در نزدیکی مجسمه نشستیم تا وصال و جدایی این دو عاشق را نظاره گر باشیم. 

علی شیروانشیر که از پسران عالی رتبه آذربایجان بود، عاشق نینو کیپریانی دختر یک بازرگان مسیحی با اصلیتی گرجی شد. علی و نینو که از دو کشور و فرهنگ متفاوت عاشق هم دیگر میشوند، با وجود مشکلات و اختلافات فراوان برای عشق خود میجنگند و به هم میرسند اما با شروع جنگ از هم دور شده و با مرگ علی در جنگ برای همیشه جدا میشوند. این مجسمه با الهام از رمانی عاشقانه به قلم قربان سعید که در سال ۱۹۳۷ آن را نوشته بود ساخته شد. اين تنديس كه حدود 7متر ارتفاع دارد همين جدايي و وصال را به شما نشان ميدهد.  در سال ۲۰۱۶ نیز فیلمی با همین نام و داستان به کارگردانی Asif Kapadia ساخته شده است.

مجسمه متحرک علی و نینو

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

انتظار ما بیش از ده دقیقه طول کشید و دو مجسمه قصد یکی شدن نداشتند. پس به سمت میدان اروپا به راه افتادیم.

 گرجستان عضو ناظر اتحادیه اروپاست و این ارتباط نزدیک با این اتحادیه رفته رفته در زندگی مردم گرجی و حتی معماری این شهر تاثیر گذاشته است. میدان اروپایی شهر باتومی یکی از نمادهای اروپایی ست که در این شهر ساخته شده است. 

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

این میدان خلوت و دنج بود اما حال و هوای خوبی داشت. در این میدان میتوان از جاذبه هایی مانند ساعت نجومی و مجسمه مدیا دیدن کرد.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

مجسمه مدیا

راهيان باتومي

 

سپس به سمت کلیسای جامع مادر مقدس حرکت کردیم. در طول مسیر از دیدن محله های تمیز و سنگفرش شده لذت بردیم و گهگاه هم نشانه های گذشته را میشد در شهر دید.

خیابانها و خانه ها

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

 کلیسای جامع به عنوان یک کلیسای کاتولیک رومی و با حمایت برادران Zubalashvili (تاجران کاتولیک گرجی) در بین سالهای ۱۸۹۸ و ۱۹۰۲ بنا شده است. در زمان اتحاد جماهیر شوروی این کلیسا بسته شد و در سال ۱۹۸۹ پس از بازگشایی به کلیسای ارتدوکس تغییر یافت.

 امروزه در شهر باتومی مریدان مذهب کاتولیک به کلیسای Holy Spirit که در سال ۲۰۰۰ ساخته شد مراجعه میکنند.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

92.jpg

راهيان باتومي

 

نقشه كليسا

در هنگام ورود به این کلیسا تعدادی فقیر در کنار درب ورودی نشسته بودند که منظره چندان جالبی نبود.

 کلیسا نسبتاً فضای کوچکی داشت و با معماری Gothic Revival ساخته شده بود که این سبک معماری از سال ۱۷۴۰ در انگلستان آغاز شد. شیشه های رنگین پنجره ها زیر نور خورشید خودنمایی و برای لحظه ای چشمان شما را به خود خیره میکردند. 

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

دقایقی در این کلیسای زیبا و باابهت ماندیم و عکاسی کردیم. 

سپس به سمت میدان پیازا رفتیم. قدم زدن در کوچه های این بخش از شهر واقعا لذت بخش بود و هوا نیز کاملا مطبوع بود. 

میدان پیازا در خیابان Parnavaz Mepe و روبروی کلیسای سنت نیکولاس واقع شده است. این میدان یکی از محبوب ترین و شلوغ ترین جاذبه های باتومی می باشد و قدم زدن در آن حس و حال میدان های معروف اروپایی را به شما القا میکند. معماری این میدان کاملا به سبک اروپایی ایتالیایی می باشد. دور تا دور این میدان پر از کافه و رستوران هست و یک برج هتل زیبا هم با نام Piazza Boutique Hotel در میدان قرار گرفته است که بالکن آن مکان محبوبی برای عکاسی عروس و دامادها بود.

در گوشه ای از این میدان نیز محلی برای برگزاری کنسرت موسیقی و پخش فیلم تهیه شده است. که معمولا در تابستان کنسرت هایی با میزبانی کافه لابرییوژ ( La Brioche )در این میدان برگزار می شود. در کف میدان نیز نقش رنگی زیبایی نقش بسته است.

نقشه میدان

راهيان باتومي

98.jpg

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

نزدیک ظهر بود و میدان خلوت بود و متاسفانه فرصت نشد شلوغی این میدان را در شب ببینیم.

در پشت این میدان کلیسای یونانی سنت نیکولاس قرار دارد. کلیسای سنت نیکولاس ارتودوکس (st. Nicholas Orthodox) یک کلیسا با قدمت بیش از ۱۵۰ سال است و آغازگر ساخت کلیسا جامعه یونانی است و توسط شهردار شهر که یک یونانی بود، ساخته شده است.

کلیسای سنت نیکولاس

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

لینک نقشه كليسا

 

ظهر شنبه بود که به این کلیسا رسیدیم و خوشبختانه در کلیسا مراسمی در حال اجرا بود. در سکوت وارد کلیسا شدیم و شاهد مراسم غسل تعمید کودکان شدیم. مراسم چندین مرحله داشت و برای هر کودک انجام شد و در انتها نیز کشیش مادران را موعظه نمود.

مراسم غسل تعمید

راهيان باتومي

 

فیلم

پس از غسل تعمید نوبت مراسم ازدواج بود. چندین عروس و داماد به محوطه کلیسا آمده بودند و منتظر بودند تا پس از پایان مراسم وارد کلیسا شوند. ما نیز به همراه خانواده عروس و داماد وارد شدیم. 

گرچه خیلی متوجه مراسم و دعاهایی که خوانده میشد نمی شدیم، اما شمعی در دست گرفتیم و در کنار خانواده این زوجها ایستادیم و برای خوشبختی شان دعا کردیم.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

107.jpg

108.jpg

zE3UQ98vmRm3md6dT9qBmOGI5OCoPOvXyfvRshNL.jpeg

راهيان باتومي

 

اگر بخت با شما یار بود و مراسم اینچنینی را دیدید حتما سکوت را در کلیسا رعایت کنید و بیش از حد عکسبرداری و فیلمبرداری نکنید تا موجب ناراحتی کشیش و خانواده ها نشوید.

پس از دیدن کلیساها نوبت مسجد بود که در همان نزدیکی قرار داشت. حدود ۲۵ درصد جمعیت باتومی را مسلمانان تشکیل داده اند و این مسجد به عنوان تنها مسجد این شهر در سال ۱۸۸۶ و با حمایت خانواده Khimshiashvili از مسلمانان گرجی بنا شد. دیوارهای این مسجد توسط برادران Laz با رنگهای روشن به زیبایی نقاشی شده و امروزه با نام مسجد جامع میانی نیز شناخته می شود که دلیل آن قرار گیری آن بین دو مسجد بود که تنها این مسجد از گذشته باقی مانده است. 

راهيان باتومي

لینک آدرس مسجد

مسجد در حال حاضر در محله ترک نشین باتومی قرار دارد جایی که در آن تا چشم کار می کند رستوران و کافه های ترکی می باشد. این مسجد دارای یک گلدسته می باشد و نشان از سنی بودن آن است. در تاریخهای خاص همچون عید قربان جمعیت مراجعه کننده به این مسجد آنقدر زیاد می شود که صف نمازگزاران به کوچه های کنار مسجد نیز میرسد. 

 در امتداد دریای سیاه، بندریست برای آرامش (سفرنامه باتومی)

در امتداد دریای سیاه، بندریست برای آرامش (سفرنامه باتومی)

در امتداد دریای سیاه، بندریست برای آرامش (سفرنامه باتومی)

در امتداد دریای سیاه، بندریست برای آرامش (سفرنامه باتومی)

در امتداد دریای سیاه، بندریست برای آرامش (سفرنامه باتومی)

پس از بازدید از مسجد تصمیم گرفتیم در یکی از رستورانهای ترکی این محله استراحتی به خود بدهیم. زمان نهار گذشته بود و ما هم بدلیل صبحانه مفصلی که خورده بودیم میلی به غذا نداشتیم. در نهایت به رستوران استانبول رفتیم و باقلوا و چای و قهوه سفارش دادیم.

لینک نقشه رستوران

میان وعده ترکی

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

کمی در رستوران نشستیم تا به غروب نزدیک شویم چون قصد داشتیم غروب زیبا را از بالای تله کابین و بام شهر ببینیم. با اینترنت رستوران مشغول شدیم اما ظاهرا اینترنت در ایران به دلایل امنیتی قطع شده بود. حس بی خبری حس خیلی بدی بود. حدس میزدیم که حال خانواده هایمان خوب است چون روز قبل با آنها صحبت کرده بودیم اما وقتی به صفحه موبایل هایمان نگاه میکردیم و پیام ها را میدیدیم که هنوز خوانده نشده، دلشوره عجیبی داشتیم. سعی کردیم این لحظات خوش سفر را با افکار آشفته خراب نکنیم و از رستوران خارج شدیم. گشتی در فروشگاه های سوغاتی فروشی این محله زیبا زدیم و به سمت اسکله رفتیم.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 اسکله در بعدازظهر شنبه آرام و دنج بود. مردهای محلی قلابی به آب انداخته بودند و امید داشتند که ماهی نصیبشان شود. کمی در اسکله قدم زدیم و سعی کردیم آرامش و تمیزی این محیط و این هوا را  به یاد بسپاریم.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

کمی آن طرف تر تله کابین آرگو قرار دارد که یکی از محبوبترین جاذبه های توریستی این شهر هست و شما را به ارتفاعات باتومی میبرد جایی که شاهد زیبایی دریا و جنگل هستید. 

نقشه تله کابین 

فیلم

 

بلیت را به قیمت 15 لاری تهیه کردیم. صفی در کار نبود و بلافاصله سوار شدیم. مسیر تله کابین طولانی بود و میشد نمای زیبایی از اسکله، دریا و شهر را دید. خانه های دو سه طبقه ای که با سقفهای شیروانی شان چهره حقیقی شهر را نشان می دادند که بسیار زیباتر از برجهای آسمان خراش هستند. نمیفهمم چرا بعضی ها فکر میکنند هر چه برج های بلندتری بسازند شهر زیباتری خواهند داشت؟!

 مسیر تله کابین

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

پس از دقایقی به بام شهر رسیدیم. شهر زیر پایمان بود اما انگار بخت با ما یار نبود، هوا غبارآلود بود و دید واضحی نداشتیم. سری به کلیسای کوچکی زدیم که در آنجا خودنمایی میکرد. البته درب کلیسا بسته بود.

راهيان باتومي

130.jpg

سپس از اینترنت رایگان محوطه استفاده کردیم تا با گذشت زمان غروب زیبای شهر را از آن ارتفاع بتوانیم ببینیم.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

برای برگشت نیز با اسکن بلیتی که در مسیر رفت تهیه کرده بودیم، سوار کابین شدیم و برای آخرین بار نظاره گر شهر از بالا شدیم. 

این بار تصمیم گرفتیم با اتوبوس عازم هتل شویم. پس از پرس وجو متوجه شدیم در کنار ایستگاه های اتوبوس دستگاهی وجود دارد که از طریق آن میتوان "باتومی کارت" گرفت و آن را شارژ کرد. البته زبان دستگاه گرجی است و بایستی از مردم محلی و یا بازرسهای اتوبوس برای گرفتن کارت کمک بخواهید. برای دریافت کارت لازم نیست هزینه ای بپردازید فقط کافی است آن را شارژ کنید. هر کارت برای هر تعداد نفرات قابل استفاده است.

دستگاه های فروش و شارژ کارت

133.jpg

 

ساعت حدود 7 شب بود و تصمیم گرفتیم شام زودهنگامی بخوریم تا پس از آن فرصت برای سر زدن به مرکز خرید متروسیتی باشد.

شام مانند شب قبل مفصل و با کیفیت بود و بخشی از غذاها نیز جدید بود.

 

سپس از راهروی مرتبط به مرکز خرید به متروسیتی رفتیم و سری به فروشگاه ها زدیم. این مرکز خرید که در دو طبقه قرار گرفته دارای برندهای Alexander Gardi, Delfos, Bata Georgia, Collezione, Corso Italia, Factory, Flo,Defacto, LC Waikiki و ... می باشد. در طبقه دوم این مرکز خرید فودکورت قرار دارد که برگر کینگ, ساب وی و دیگر فست فودها در آن شعبه دارند. قیمتهای اجناس این مرکز خرید حدوداً از ایران پایین تر و از ترکیه بالاتر می باشد.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

در مرکز خرید بودیم که برای لحظاتی اینترنت بخشی از ایران وصل شده بود. از طریق واتس اپ در حال صحبت بودیم اما تماس در وسط صحبت قطع شد و چه حس بد و عذاب آوری بود. کمی خرید کردیم و به هتل برگشتیم.

 

 روز سوم -یکشنبه 26 آبان 98

روز سوم سفر بود و عازم باغ گیاه شناسی بودیم. مشغول صرف صبحانه جذاب هتل بودیم که یکی از لیدرها به سراغمان آمد. گویا مامور مخفی های لست سکند شناسایی شده بودند!

 خانم لیدر نظر ما را در مورد هتل و سایر خدمات تور پرسید و مدتی با هم گپ زدیم. در انتها از ما خواستند در برنامه های امروز تور شرکت کنیم. ما از قبل قصد داشتیم به باغ گیاه شناسی برویم پس قرار شد بعد از اجرای برنامه شخصی مان در رستوران محل برگزاری برنامه به آنها ملحق شویم.

برای رفتن به باغ گیاه شناسی می توانید از تاکسی و یا اتوبوس استفاده کنید. ما چهارنفر بودیم و از آنجا که بایستی تا ظهر برمی گشتیم تصمیم گرفتیم با تاکسی برویم.

به کنار خیابان مجاور هتل رفتیم و با یک تاکسی به مبلغ 30 لاری برای رفت و برگشت توافق کردیم. باغ گیاه شناسی حدود 10 کیلومتر از مرکز شهر فاصله دارد و در منطقه ای به وسعت 108 هکتار و چسبیده به دریای سیاه قرار گرفته است. ساخت این باغ در سال 1880 توسط گیاه شناس روسی بنام Andrey Nikolayevich Krasnov آغاز و در سال 1912 به طور رسمی افتتاح شد. در زمان افتتاح، این باغ بزرگترین باغ گیاه شناسی جماهیر شوروی بود. در حال حاضر این باغ از 9 بخش اصلی تشکیل شده و شامل گیاهان گرمسیری مرطوب قفقاز، آسیای شرقی، نیوزیلند، آمریکای جنوبی، هیمالیا، مکزیک، استرالیا و مدیترانه میباشد. 

پس از حدود 30 دقیقه به باغ رسیدیم و برای یک ساعت و نیم بعد مقابل درب خروجی باغ با راننده قرار گذاشتیم. دقت کنید که شما از یک درب وارد شده و از درب دیگر خارج میشوید و بایستی این موضوع را با راننده هماهنگ کنید و یا کل مسیر را برگردید.

لینک نقشه بوتانيكال

 

قبل از گیت ورودی در سمت جنوبی باغ ساحل و اسکله زیبا و بکری قرار دارد که حتما به آن سر بزنید.

لینک فیلم :

 

کمی در اسکله قدم زدیم با آبی دریا، آبی آسمان، نرده های زنگ زده اسکله و دم تکان دادنهای سگی آرام که ما را همراهی میکرد. چند ماهیگیر هم در انتهای اسکله قلاب هایشان را در آب انداخته بودند و منتظر صید ماهی بودند. برای دقایقی در انتهای اسکله ایستادیم و به منظره شهر باتومی که از دور دست ها پیدا بود خیره شدیم.

سپس به ورودی باغ برگشتیم و بلیت ورودی به مبلغ 15 لاری را تهیه کردیم. 

نقشه باغ

138.jpg

139.jpg

 

اسکله

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

با توجه به تابلوها گردشمان را شروع کردیم و از بخشهای مختلف دیدن کردیم. در همان اوایل مسیر ماشینهای برقی هستند که افراد مسن و ناتوان می توانند از آنها برای بازدید از باغ استفاده کنند.

ماشینهای برقی

راهيان باتومي

 139-1.jpg

 همه جای باغ زیباست و لازم نیست هدف خاصی داشته باشید. پاییز همه جا را رنگارنگ کرده بود و مشغول عکاسی بودیم. به سکویی رسیدیم که از فراز آن میشد ساحل و دریاي سیاه را دید و همچنین مسیر عبور قطاری که از وسط این باغ میگذرد. سپس به سمت باغ بامبوها رفتیم و در مسیرمان از کنار مزرعه رزها رد شدیم.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

156.jpg

راهيان باتومي

در ادامه به بخش باغ مکزیکی رفتیم که مجسمه Andrey Nikolayevich Krasnov بنیانگذار باغ نیز در این بخش قرار داشت.

160.jpg

 

در ادامه به باغ ژاپنی رفتیم که گیاهان این بخش ظرافت و زیبایی خاصی داشتند.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

مشغول عکاسی از باغ ژاپنی بودیم که صدای سوت قطار را حوالی 12:30 ظهر شنیدیم. متاسفانه فاصله ما تا محل عبور قطار زیاد بود. اما شما میتوانید زمان را طوری تنظیم کنید که شاهد عبور قطار از میان باغ و کنار دریا باشید.

به انتهای باغ رسیده بودیم که دیدیم راننده مهربان گرجی از دور برایمان دست تکان می دهد. سوار ماشین که شدیم با يك سبد نارنگی که مشخص بود تازه چیده شده اند از ما پذیرایی کرد.

فاصله باغ گیاه شناسی با رستوران ریوریا که از طرف کارگزار تور برای صرف نهار و تماشای رقص سنتی گرجستان دعوت شده بودیم زیاد نبود و حدود 10 دقیقه بعد رستوران بودیم.

نقشه رستوران

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

این رستوران در خیابان Tamar Mepe و نزدیک ورودی شهر باتومی از سمت چاکوی و در کنار ساحل قرار گرفته است. رستوران با فضای بزرگ و طراحی شیک و دور تا دور آن شیشه بود که دریای سیاه از پشت آن خود نمایی میکرد. چند صندلی هم در تراس و در کنار دریا قرار داده شده که در تابستان صرف غذا در آنجا بسیار لذت بخش خواهد بود. ما اولين گروهي بوديم كه وارد رستوران شديم و هنگام ورود ما میزها چیده شده بود و روی میز شامل غذاهای: پیتزا، دو نوع سالاد که هر دو بسیار خوشمزه بودند، قارچ با پنیر، بادمجان شکم پر، اوجاخوری (غذای محبوب گرجی) و ... بود. در مجموع کیفیت غذاها خوب بودند.

میز نهار تور گرجی

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

برنامه شامل صرف نهار و اجرای موسیقی بود. ابتدا دی جی موزیکهای ایرانی پخش کرد و شور و هیجان را به برنامه آورد. پس از هنرنمایی هموطنان، مراسم رقص سنتی گرجی توسط سه هنرمند گرجی اجرا شد.

رقص سنتی گرجی ریشه در حرکات نظامی، ورزش های باستانی و رقصهای قرون وسطی دارد و توسط یک زوج گرجی که بنیانگذار رقص باله گرجی هستند گسترش پیدا کرده است.

راهيان باتومي

 

 

پس از مراسم رقص گرجی با اتوبوس که ایستگاه آن در نزدیکی رستوران بود عازم هتل شدیم. کمی استراحت کردیم و خودمان را به یک قهوه با نمای زیبای دریا دعوت کردیم.

راهيان باتومي

 

برای برنامه بعدازظهر به  دو گروه تقسیم شدیم.

مريم و سيمين:  تصمیم گرفتیم  برای آخرین بار گشتی در شهر بزنیم. مجددا با اتوبوس عازم مرکز شهر شدیم. در محله های غیرتوریستی پیاده شدیم تا کمی با حال و هوای محلی شهر آشنا شویم.

وجود ساختمانهايي بلند، قديمي و گاهي ترسناك به سبك كمونيستي در اين مناطق بيشتر به چشم مي آمد.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

170.jpg

 

 سپس پیاده تا میدان اروپا رفتیم. میدان اروپا آرام و خلوت بود. کمی ماندیم تا نورپردازی ساختمانها بیشتر شود اما خبری نبود. پس از کمی پیاده روی مجددا به هتل برگشتیم.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

ميثم و پوريا: برای بررسی امکانات تفریحی هتل و تجربه آب تنی در استخر هتل پنج ستاره تصمیم گرفتیم به طبقهR  هتل برویم. وارد مجموعه Shangrila Luxury Spa & Fitness شدیم. این مجموعه شامل یک آرایشگاه، استخر روباز (برای ایام تابستان)، استخر سرپوشیده، سونای بخار، سونای خشک، مجموعه ماساژ، سالن بدنسازی، دو حمام ترکی، جکوزی خصوصی و دو رختکن مجزا برای آقایان و خانم ها بود.

با تحویل دادن کارت استخر و دادن 40 لاری دیپوزیت دو عدد حوله دریافت کردیم و وارد شدیم. بعد از تعویض لباس به سمت استخر رفتیم. سردی آب استخر(دماي حدود 27 درجه) و تذکر های نجات غریق بخاطر همراه نداشتن کلاه شنا باعث شد ربع ساعتی بیشتر نتوانیم در آب بمانیم و به سمت سونا حرکت کردیم. ابتدا سونای بخار و بعد سونای خشک و یک دوش آب سرد باعث شد تمام خستگی این پیاده روی های چند روزه را از تن بدر کنیم.

استفاده از جکوزی، حمام ترکی و اسپا شامل هزینه بود که بسیار هم گران بودند اما سایر موارد برای مسافرین هتل رایگان بود. ابعاد استخر بر خلاف خیلی از هتلها بسیار مناسب بود و به راحتی میشد در آن شنا کرد و اطراف آن هم صندلی برای ریلکس کردن قرار داشت.  به یاد داشته باشید که همراه داشتن دمپایی و كلاه شنا در این مجموعه بسیار ضروری می باشد.

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

به اتاق برگشتیم تا بعد از استراحتی مختصر برای رفتن به برنامه "شب ایرانی" به دعوت شرکت Georgia Destinations آماده شویم.

این برنامه در سالن مراسمات هتل حدود ساعت 9 شب شروع شد. ابتدا شام بصورت بوفه سرو شد و بعد تعدادی از هنرمندان ایرانی به اجرای برنامه های شاد پرداختند.

تصاویر برنامه شب ایرانی

راهيان باتومي

راهيان باتومي

راهيان باتومي

 

حدود ساعت 11 شب بود که خستگی بر ما غلبه کرد و ترجیح دادیم تا اندکی انرژی داریم به اتاق برویم و مشغول بستن چمدانها بشویم.

 

روز چهارم - دوشنبه 27 آبان

امروز روز آخر سفر بود و می بایست ساعت 10 صبح برای رفتن به فرودگاه در لابی باشیم. پس از صرف صبحانه چک اوت کردیم که بسیار سریع و بدون معطلی بود. با ترانسفر تور عازم فرودگاه شدیم.

فرودگاه باتومی در نزدیکی این شهر قرار دارد و با تاکسی و همچنین اتوبوس در دسترس است. فرودگاه بسیار کوچک است و در آن ساعت فقط مسافران پرواز ما در فرودگاه بودند و دو گیت به پرواز ما اختصاص داده شده بود و ثبت اطلاعات بار هم بصورت دستی و به کندی انجام می گرفت.

 قبل از سالن خروجی فرودگاه، صرافی، غرفه کوچک سوغاتی فروشی، کرایه تاکسی، کافه، سرویس بهداشتی وجود دارد.

 صرافی فرودگاه نرخ مناسبی دارد و برابر با صرافیهای داخل شهر است. پس از گیت کنترل پاسپورت، فری شاپ قرار داشت که قیمتهای آن به یورو و گران بود. پس اگر قصد خرید سوغاتی دارید از داخل شهر خرید کنید. در فرودگاه اینترنت رایگان وجود دارد که با ثبت اطلاعات ایمیل فعال میشد. پس از خداحافظی از لیدرها بدون مشکل خاصی از گیت گذرنامه گذشتیم و مهر خروج بر پاسپورتمان نشست. 

پرواز برگشت با همان هواپیما و کادر پروازی رفت و تقریبا به موقع انجام شد. کیفیت پرواز مانند مسیر رفت بود. نهار شامل سالاد الویه و آبمیوه و ژله بود که پس از چند روز تجربه صبحانه و بوفه شام مفصل هتل چندان به دل نمی نشست.

179.jpg

 

حدود ساعت 2 بود که به فرودگاه امام رسیدیم. چمدانهایمان را برداشتیم و هر یک عازم مقصد خود شدیم، به امید روزی که دوباره فرصتی برای این دیدارها دست بدهد!

راهيان باتومي

در پایان از مدیریت محترم مجموعه لست سکند جناب آقای مهندس عسگری که فرصت این سفر را براي ما فراهم كردند کمال تشکر و قدردانی را داریم.

 

 نویسندگان: سیمین ابراهیمی کرمانی، مریم رجایی، پوریا اقتداری، میثم قبیتی

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.

اطلاعات بیشتر
نظرات کاربران (38 نظر)

× در حال پاسخ به:

جواد قدسی 26 بهمن 1398 ساعت 10:23

با سلام
دوستان عزیز سفر نامه خیلی جالبی بود و میشود گفت باتومی را کامل به تصویرکشیده بودید و تصاویر حرف میزدند برایتان بهترینها آرزومندم همیشه در سفر باشید با لبان خندان
با احترام جواد از تبریز

منصوره اسکندری 26 بهمن 1398 ساعت 00:17

خانم ابراهیمی عزیز
ممنون بابت سفرنامه زیباتون
سوالی که دارم اینه که آیا عکسها رو بهینه کردید طبق دستور العمل؟

مسافر 23 بهمن 1398 ساعت 10:28

مبلغ تور و میزان آفر چقدر بود؟

تهمینه م 23 بهمن 1398 ساعت 09:56

با سلام و تشکر. میشه لطفا در مورد نحوه بهره مندی از این نوع تخفیفات سایت لست سکند راهنمایی بفرمایید؟ من اطلاعی از این نوع مزایا و تخفیفات نداشتم. آیا جایی در سایت معیارهای انتخاب افراد برای استفاده از این نوع تورها و امکانات را اعلام کردند؟ منطقا باید شفاف سازی و اطلاع رسانی شده باشه.

-nazarian 22 بهمن 1398 ساعت 23:34

درود دوستان عزیز
سفرنامه خوبتون رو از شهر باتومی خواندم که زیبا ، روان و دلنشین بود و البته با عکسهای زیبا . و از اینکه تجارب سفرتون رو با ما به اشتراک گذاشتین و همچنین باعث تجدید خاطره سفرمان از شهر زیبای باتومی شدید سپاسگزارم .
شاد و پیروز باشید با سفرهای شیرین

منصوره اسکندری 21 بهمن 1398 ساعت 20:57

سفرنامه بسیار خوبی بود و از خوندنش لذت بردم، شاد و سلامت باشید

سیمین ابراهیمی 20 بهمن 1398 ساعت 21:21

با سلام خدمت نویسندگان محترم از خواندن سفرنامه شما خیلی لذت بردم اینقدر کامل توضیح داده بودید که انگار خودمم در کنار شمام. راستش تولست سکند دنبال تورارزان برای عید بودم که چشمم به اسم خودم افتاد و اینطور شد که سفرنامه زیبای شما رو خوندم خانم ابراهیمی عزیز که با من همنام هستید تبریک میگم بهتون بخاطر همسر فهیم و دلسوزتون که شما رو تشویق به رفتن کرده انشااله همیشه شاد وسلامت در کنار هم زندگی کنید . بازم از همه شما تشکر میکنم . سیمین ابراهیمی از همدان

فرشاد شفیعی شهیدلو 19 بهمن 1398 ساعت 12:47

سلام گرم خدمت هر چهار عزیز لست سکندی،سفرنامه زیبایتان را با حوصله و به دقت خوندم. بسیار به دلم نشست. یاد آور خاطرات شیرین چند سفرم به باتومی زیبا بود. پائیز هزار رنگ باغ بوتانیکال (که البته بنده در پائیز توفیق دیدنشو نداشتم)،بسیار زیبا بود. برایتان بهترین آرزوها رو دارم . امیدوارم همواره در زندگی موفق و شاد باشید.

درویش 17 بهمن 1398 ساعت 21:22

باسلام هر نان از عمل خویش خورد. منت حاتم طایی نکشد موفق باشید

کریم شقاقی 16 بهمن 1398 ساعت 22:59

دوستان عزيز لست سكندي و نويسندگان محترم سفرنامه ميثم، مريم، سيمين، پوريا
خواندن سفرنامه از چهار سفر برو و نويسنده حرفه ايي برايم بسي دلچسب و لذتبخش بود. با شما چهار نفر دوست عزيز از اهواز، شيراز، ساري و تهران تا باتومي و سواحل درياي سياه همسفر شدم و چقدر اين سفر هرچند به صورت مجازي ولي شيرين و خاطره انگيز شد برام. سطح نوشتار بالا، كيفيت عكسها عالي و قصه سفر زيبا. به اميد تكرار همچين سفرهاي
و تشكر از مديريت محترم لست سكند

سپيده محمدي 16 بهمن 1398 ساعت 19:30

دوستان عزیزم
خانم ابراهیمی، خانم رجایی، اقای قبیتی و اقای اقتداری
با سلام و احترام
از سفرنامه مشارکتی تان لذت بردم، تلفیق حس و حال همه شما در کنار هم برایم جالب بود. تا قبل از سفرنامه شما ایده ای درباره سفر در فصل سرد به باتومی نداشتم، اما حالا می شود این مقصد را به عنوان سفری جذاب و نسبتا ارزان در فصل پاییز انتخاب کرد. از تمامی عکسها خصوصا عکس از باغ گیاه شناسی بسیار لذت بردم.
با ارزوی سفرهای جذاب برای شما
شاد باشید

ود پارسا 16 بهمن 1398 ساعت 17:42

سلام.خسته نباشین.سفرنامه خیلی خوبی بود. کاشکی یکی از این سفرهام به ما بدن.هههه. میگم فقط ای کاش یه فیلمم از شام هتل میگرفتین.

احساناتان 16 بهمن 1398 ساعت 13:55

سبک عکسایی که گرفته بودین خیلی جالب بود و به صورت واضحی نمای شهر و سبک شهری رو نشون میداد، خیلی هم باکیفیت بودن، خدا قوت همشهری

نیلوفر ورزش نژاد 16 بهمن 1398 ساعت 12:58

دوستان عزیزم، خانم ابراهیمی، خانم رجایی، آقای اقتداری و آقای قبیتی
سفرنامه خوبتون رو خوندم و لذت بردم. مخصوصا مقدمه و بخش ابتدایی سفرنامه که از زبان هر چهار نفرتون نوشته شده بود. هم متن و نوشتار و هم عکس ها عالی بود. البته از چهار نویسنده توانمند انتظار دیگه ای هم نمی شد داشت.
خوشحالم که سفر خوبی رو تجربه کردید و بهتون خوش گذشته. من قبلا خیلی گرجستان و باتومی تو برنامه های سفرم نبود ولی الان برام جذاب تر شد.
امیدوارم همواره سفرهای دلنشین و پر خاطره ای رو تجربه کنید و شاد و سلامت باشید

حمید حقانی 16 بهمن 1398 ساعت 11:31

با درود و سلام بر سرکار خانم "سیمین ابراهیمی"
بسیار سودمند و پر از عکس های قشنگ بود. باتومی را با توصیف شما بسی زیبا یافتیم، خاصه در پاییز. به قول دوستی دیگر که نظر خود را در پای همین سفرنامه داده بود، تجربه ی چهار نویسنده و چهار دیدگاه که در برخی بخش های این متن، آمده بود خود شیوه ای جذاب بود که به نظر، نو بوده است. کار زیبای سایت لست سکند در ایجاد موقعیت و هماهنگی برای انجام چنین سفرهایی نیز در جای خود ستودنی است. امیدوارم همیشه به سفرهای خوب بروید و تجربه های زیبایتان را برایمان به اشتراک بگذارید. شاد و سلامت و پرسفر باشید.

مشاهده نظرات بیشتر