Close

سفری کوتاه به کاشان

4.2
از 16 رای
به شهر سراهای مجلل ایران خوش آمدید! +‌تصاویر

سفر چه کوتاه باشه چه زیاد لذت خودشو داره چه با قطار باشه چه با هواپیما چه با اتوبوس یا هر وسیله نقلیه دیگه لذت خودشو داره البته! چیزی که توی سفر مهمه همسفر خوبه اگه همسفر خوب داشته باشی اون مکانی که سفر میکنی حتی اگه جذاب دیدنی برات نباشه ولی لذت بخشه.

 

مسافر نصف جهان بودم

یک ماه از سفر مشهدم گذشته بود برنامه ریزی کرده بودم که برای سفر بعدی برم اصفهان ایرانگردیم تازه شروع کردم دوست داشتم همه جایی ایران بگردم،ولی نشد کلا برنامه برای سفر رفتن به اصفهان بهم خورد و به دلایل مختلف کنسل شد.

 

خرید فرش از کاشون

میتونم بگم کاشان مرکز همه جور سوغاتی هست از خوراکی گرفته تا فرش و.... که بعضی هاشون هم اصلا خبر نداریم فرش هامون قدیمی  شده بود و با پیشنهاد مادرم  تصمیم گرفتیم ی سفر کوتاه بریم کاشان فرش سفارش بدیم برگردیم اخه کیفیت فرش های کاشان خیلی خوبه،و اینکه متاسفانه بعضی از فرش فروش های اهواز فرش های به نام فرش کاشان میفروشند که اصلا فرش کاشان نیست و کیفیت مطلوب و خوبی نداره یا اینکه دو الی سه میلیونی گرون تره .

27شهریور 99تصمیمون گرفتیم اماده رفتن به کاشان شدیم دوست داشتم بعد از 7سال با قطار سفر کنم اخه سفر کردن با قطار واقعن لذت خاص خودشو داره،صدای قطار،تکون خوردن قطار هنگام حرکت، دیدن منظره های خوشکل طبیعت زیبا و خیلی از خوبی های قطار که باید داخل قطار باشی تا حس قطار واقعن تجربه کنی، نگاهی به قطار ها کردیم برای اینکه ما بریم کاشان باید بلیط اهواز تهران میگرفتیم که قم پیاده بشیم و از اونجا بریم کاشان بنده هم بعد از سرچ کردن تصمیم گرفتیم که قطار فدک کلاس بیزینس بگیریم، هم تعریفشو از قبل شنیده بودم هم واقعن توی عکس هاش انگار بهتر هواپیما حتی بود، و اینکه به ادعایی خودشون اولین قطار پنج ستاره ایران هستن،خلاصه همون کلاس بیزینس قطار فدک گرفتیم که مبلغ 331هزار تومان شد و ما با تخفیف که خودمون کد داشتیم از قبل 280خریدیم.

 

30شهریور روز حرکت

ساعت 15:40دقیقه حرکت بود، وسایل مورد نیازمون جمع کردیم، نهارمون خوردیم (وسایل زیاد با خودمون نبوردیم) پدرجان  مارو به راه آهن رسوند از خانه ما تا راه آهن زیاد راه نیست و سریع رسیدیم.

 

تصویر1= ورودی راه آهن اهواز{عکس از اینترنت}

راه-آهن-اهواز.jpg

ساعت 14:00بود که اونجا بودیم که البته یکم زود بود ولی خوب منتظر موندیم توی لحظه وردمون خیلی خلوت بود ایستگاه، به طوری که اصلا فکر میکردم تعطیل هست ولی کم کم تا ساعت 15:40دقیقه که حرکت بود مسافر ها اضافه میشدن

تصویر2= سالن راه آهن اهواز

983c0e53-1469-406d-9778-2374f93febad.jpg

من و مادر ساعت 15:20از گیت رد شدیم و به سمت قطار رفتیم( قبل اینکه سوار قطار بشیم بارهامون ضد عفونی میکردن) این کار فقط مخصوص قطار فدک بود و اینکه ما واگن5 کوپه دو بودیم

تصویر3= قطار فدک

5ec3f610-d01d-4e74-b75c-593d7afeb50e.jpg

وارد قطار که شدیم واقعن خیلی ذوق زده شدم خیلی قشنگ شیک و مرتب بود همه چی به ترتیب، نظم، تمیز بود در مرحله اول یه پک بود که داخلش هندفری، خمیر دندان، مسواک،شانه، ژل ضد عفونی، چشم بند با ارم شرکت، و یک ماسک معمولی که این ها داخلش بود و به عنوان پک مسافرتی شناخته میشد (هر نفر یک پک داشت ).

تصویر4= پک مسافرتی

ce382766-dea2-4f44-95d1-816a37dd792e.jpg

و یک آب معدنی، دمپایی برای هر نفر ملافه های خواب همه شسته بودن و بسته بندی شده و تمیز بودند داخل کوپه دوتا مانیتور مخصوص وجود داشت که داخل اون مانیتور ها امکانات  زیادی بود که شامل فیلم که بیش از 20فیلم ایرانی جدید و خارجی داشت، آهنگ ،دعا ،مداحی، وضعیت آب هوا، اوقات شرعی ،جی پی اس بین راهی که مسافت ایستگاه در حال حاظر با ایستگاه بعدی میگفت و حتی احضار مهماندار هم داشت که وقتی میزدی روی دکمش مهماندار میومد هر درخواستی داشتین میتونستین مطرح کنید. از نظر من که قطار فول اپشن بود و واقعن راضی کننده بود به قیمتش می ارزید و اینکه ( بخاطر شرایط کرونا داخل کوپه چهار نفره بود ولی حداکثر دو نفر میتونستن داخل کوپه باشند که خیلی به نفع ما شد راحت بودیم).

تصویر5= داخل کوپه

5a577202-b405-4a0f-b4d6-e2fb1076971b.jpg

تصویر6= داخل کوپه

7dbddd91-cb0d-48f2-87b1-ab8a9f8a5032.jpg

تصویر7= داخل کوپه-مانیتور مخصوص فدک

4cb5d815-198e-4b2a-ad5d-e45f58f52605.jpg

تصویر8= جی پی اس- داخل کوپه

09a3b539-9acb-4886-82f2-2f3cb775fd4e.jpg

و خیلی امکانات دیگه که سفر خیلی خیلی راحت میکرد و واقعن لذت سفر خیلی بیشتر میکنه پیشنهاد میدم حتما اگه میخواستین بلیط قطار بگیرین حتما قطار فدک رزرو کنید، درسته که یکم قیمت بالای داره ولی خیلی خیلی بهتر قطار های سه ستاره و بقیه هست. 

تصویر9= قطار فدک

d53e05dc-64d8-48a9-8ba2-d434f14060e3.jpg

بعد از نیم الی یک ساعت برامون میان وعده اوردن که شامل:

کیک، آبیموه و ساندویچ ناگت با پنیر بود که طعم خیلی لذیذی داشت. همراه با سس و چاقو قاشق و... بود ولی انصافا تمام رعایت پروتکل های بهداشتی انجام شده بود و عالی بود و بسته بندیشون هم شیک خوب بود. نوش جان کردیم اشغال هاشو توی دوتا نایلون زباله ای که داده بودن گذاشتیم. می تونستیم نوشیدنی های گرم مثل نسکافه چای و چای سبز به صورت نامحدود درخواست کنیم که کاملا رایگان بود!! بعد اینکه میان وعده بمون دادن بلافاصه چای یا نسکافه یا چای سبز میخواستی براتون میریختن.
ما هم جاتون خالی یک نسکافه یک چای گرفتیم.
 
تصویر10=پک خوراکی میان وعده
 
a3a68d60-5df5-4143-a3f9-0fc5864d22a8.jpg
تصویر11= ایستگاه هفت تپه ایستگاه هفت تپه بین راه که فک کنم بعد 2ساعت رسیدیم
ef62160c-304e-4d1f-8855-ef76bcadd11f.jpg
خودمون سرگرم کرده بودیم کلی فیلم دیده بودیم تا شب شده بود وحسابی گرسنمون شده بود بی صبرانه منتظر غذا بودیم که لطف کنن بیارن.
ساعت 8شب بود که مهماندار عزیز و مهربان اومدن و پیشنهاد غذای انتخابی کردن که پلو گوشت داشتن چلو جوجه که من و مادر هردوتامون چلو جوجه گرفتیم که همون لحظه گرم بهمون تحویل دادن.
 
تصویر12= عکس غذا متاسفانه تار افتاد درست عکس نگرفتما
2737cb7c-30b7-4e6f-9bda-8b9ac9996380.jpg 
 
غذا اصلی که توی ظرف کوچیکی بود، انتظار نداشتم انقد کم باشه!! مخلفات هم نوشابه، نان،سالاد، ماسک خیار بود و اینکه من اصلا فکر نمیکردم سیر بشم ولی خدارو شکر سیر شدم. درباره ای  غذا هم عرض کنم که چلو جوجه خوبی بود و کیفیتش عالی بود. همون چیزی بود که من انتظار داشتم دوست داشتم، سالاد هم تازه و خوب بود. ماست خیار و بقیه چیز ها هم قابل قبول بود.
بعد از غذا من عادت دارم که حتما چای یا نوشیدنی گرمی بخورم درسته واقعن خیلی ضرر داره ولی خوب عادته دیگه، نمیشه کاریش کرد. خانوم مهماندار از طریق مانیتور خواستم که اومدن و قهوه و چای سبز گرفتم. جاتون خالی خیلی چسبید عالی بود.
 
تصویر13= نسکافه همراه با قند
af616a90-f917-45cd-af27-9fb1889e7a92.jpg
 
حدودا یک الی دو ساعت دیگه اومدن و یک پک خوراکی دیگه بهمون دادن که پیراشکی و یک بسته ای بود که داخلش شکلات قند و بقیه ظروف یک بار مصرف بود و اینکه همون لحظه هم پیشنهاد نوشیدنی کرده بودن که ما هم هوس کردیم با پیراشکی میل کردیم.
 
تصویر14= پیراشکی و...
1139f941-ff08-4be7-a346-6f1d08c8e90a.jpg
 
اما یک مورد هم فراموش کردم که موقع نماز هم بهمون جانماز و مهر برای هر کوپه یکی دادن که یک بار مصرف بود و مسافر میتونست با خودش ببره.
 
تصویر15= مهر و جا نماز شخصی
6f581975-0ac4-448f-af75-1f6a930b14e3.jpg
 
ساعت 12بود که یهو دیدیم ساعت دوباره 11شد که مطلع شدیم ساعت ها یک ساعت برگشته! به مادر گفتم که شما بخوابین من بیدار میمونم و اینکه ساعت 4صبح تقریبا میرسیم قم و دوست ندارم بخوابم و زود بیدار شم. خوابم بهم میریزه! تا ساعت 4 صبح فیلم میدیدم از ایستگاه های قطار بین راهی دیدن میکردم و لذت میبردم.
 
تصویر16 و 17= ایستگاه راه آهن شازند اراک
cfcf9fa0-fa57-4f24-a7da-42a0d158ac5d.jpg
ad91ca7c-63e3-475b-a148-ec7c1f40d350.jpg
مسافر های خیلی کمی هم توی تمام ایسگاه بین راهی وجود داشت. ساعت 03:09هست و 50کیلومتر دیگه تا قم هست بقیه سفرنامه وقتی جایی مستقر شدم ادامه‌شو تایپ میکنم.
 

31شهریور99

سرانجام ساعت 4صبح رسیدیم قم. از ایستگاه رفتیم سمت ماشین های مسافربری -که گفتن تا حرم 8000هزار تومان دونفرمون میبرن ماهم قبول کردیم. بعد 6دقیقه رسیدیم حرم نسبت به راهی که رفتیم به نظرم زیاد گرفت ازمون، وسایلمون تحویل امانتداری دادیم رفتیم هم نماز بخونیم هم زیارت کنیم و وقتی که هوا روشن شد بریم کاشان.
 
عکس 18 و 19 حرم حضرت محصومه- قم
1bbc5cc6-a30a-466c-9943-44a95404dc19.jpgee8cd911-1e14-43fc-bdeb-e841e6d65653.jpg
تا خادمان میدیدن کسی خوابیده زود بیدارشون میکردن. نمی دونم دلیل چیه اخه مگه چقد جا میگیرین دلم برای کسای که بیدار میکردن می سوخت.
میخواستیم هتل بگیریم ولی گفتیم نمیصرفه چون ما عجله داشتیم. سریع میخواستیم بریم فرش بگیریم بیایم و اینکه برای چند ساعت که صبح بشه بدرد نمیخورد، با هر دردسری بود موندیم تا یکم هوا روشن بشه که بتونیم بریم کاشان. حرم خلوت بود و هوا هم برای ما اهوازی ها قابل قبول و خنک بود.
ساعت 6 شد هوا روشن شد. رفتیم که صبحانه بخوریم، هرچی دور اطراف حرم گشتیم همه بسته بودن. هیچکدوم باز نبود که چیزی بخوریم!! گرسنمون هم شده بود چاره ای نداشتیم گفتیم حالا بریم کاشون اونجا میخوریم.
از کسایی که پرسیده بودیم گفته بودن برای رفتن به کاشان باید به میدان 72تن رفت، وسایلمون رو از امانتداری گرفتیم رفتیم درب حرم صحبت کردیم و با ماشین از حرم تا میدان 72تن 10هزار تومان مارو بردن.
 
تصویر20=آب شور قم در جریان
 
4dfba2be-b63a-47f5-975d-7f3cab020834.jpg
 
به میدان 72تن که رسیدیم همون موقع شانس ما اتوبوس بود. سوال پرسیدیم گفتن که 15 تومان میبرن بااتوبوس و ماشین های شخصی هم 30t. تا کاشان با اتوبوس رفتیم هم ارزون بود هم تا سوار شدیم حرکت کردیم. اتوبوس هم خداییش تمیز vipبود و اینکه از این اتوبوس های قدیمی نبودو
 
تصویر21= سوار در اتوبوس برای حرکت به کاشان
5992f7df-41b0-4bef-b9fb-3eb172c86efa.jpg
مشعول صحبت های راننده با زبان شیرین اصفهانی بودیم که بعد یک ساعت بین دو راهی قرار گرفتیم که دو سه تا تاکسی بودن و هماهنگ کرده بودن که مارو تا کاشان ببرن و خود اتوبوس میخواست بره از کمربندی بره اردستان (راننده اتوبوس هزینش هم قبلا حساب کرده بودن با تاکسی ها) و با یک خانوم دیگه جمع سه نفر میخواست مارو ببره (مدخل فکنم میدانی بود مرکز شهر بود ). حالا به هر حال در بین راه اون خانوم پیاده شد و اینکه به راننده گفتیم که ببره مستقیم مارو تا فین بزرگ اخه اونجا یک اقامتگاه سنتی قدیمی رزرو کرده بودیم. انقد دور خوردیم بین خودمون تا پیدا کنیم خونه قدیمی همه کوچه ها مثل هم پیچ در پیچ بودن. خدارو شکر بعد از یک ساعت نیم پیداش کردیم پیاده شدیم و راننده بخاطر معطلی که داشت 4000 بیشتر گرفت و 14000هزار تومان بهش دادیم.
 

اقامت توی خانه قدیمی

ساعت 9صبح بود که رسیده بودیم. صاحب خانه یک پیرزن پیرمرد مهربان بودن و با استقبال خوبی همراهمون کرده بودن هزینه اقامت هم شبی 80هزار تومان بود. برای دو نفرمون بدون صبحانه، نیم ساعت بعد اینکه وسایلمون گذاشتیم لباسمون عوض کردیم، برامون نیمرو با نان بربری گرم تازه که معلوم بود برامون تازه خریده بودن و سبزی از باغ خودشون اورده بودن که بدون هزینه بود. قوری چای هم همراهش بود ازشون تشکر کردیم. ما هم از خدا خواسته خیلی گرسنمون بود نوش جان کردیم جاتون خالیی.
 
تصویر 22 و 23 و 24= خانه سنتی
 
4a250707-843f-47db-afe5-30477c27e2cb.jpg60115104-08d5-4228-adab-6cbb37d9061f.jpg
df2ef9a3-7504-4079-8d94-8a91b9435029.jpg
 
تصویر25= صبحانه در خانه قدیمی
 
1b36b632-c9bc-4b45-857b-d4638b642447.jpg
 
خیلی خوابمون می اومد، فک کنم دو یا سه ساعت تو قطار خوابیده بودیم به قول معروف بیهوش شده بودیم، برای همین خوابیدیم.
 
 

ظهر روز دوشنبه

ساعت یک ظهر بیدار شدیم، حیاطی پیش خونشون بود(چسیبده به خونه تقریبا) رفتیم اونجا خیلی قشنگ بود. انواع اقسام درخت، چندتا صندلی راحتی یک تخت برای نشست بود، روی تخت نشستیم.
 
تصویر26= باغ خانه ننه جون
b0511759-89a3-4eea-94af-7142964b9c9d.jpg
با ننه جون هم کلام شدیم { صاحب خانه خوش قلب ما، نوه هاش بهش میگفتن ننه جون ما هم عادت کرده بودیم میگفتیم بهشون ننه جون } ماشالله خیلی پر حرف بود. از گرفتاری هاشو شروع کرد تا خوش اقبالی هایش. ما هم گرسنمون شده بودیم چاره ای نداشتیم به حرفایی قشنگش گوش دادیم.
ازشون شماره تلفن یک رستوران خواستیم که برامون غذا بیاره، که ننه جون ناراحت شد، و گفت من براتون کوفته آب سماق کاشونی درست کردم و اصلا نگذاشت زنگ بزنیم سفارش غذا بدیم از بیرون، بعد نیم ساعت برامون سفر چیدند- غذای محلی کاشان کوفته آب سماق برامون گذاشت. جاتون خالی واقعن خیلی خوشمزه بود طعم شیرینی داشت و من غذا های شیرین دوست دارم واقعن لذت بردیم. ترکیبات این غذا را از ننه جون پرسیدیم که گفتن این غذای محلی ماست و بیشتر مواقع توی عروسی ها درست میکنیم خیلی مقوی خوشمزه هست و شامل:
  • گوشت چرخ کرده
  • آب     
  • آرد نخودچی   
  • سماق
  • کره
و نمک فلفل هست گفتن چیزی که این غذا خوشمزه میکنه آشپزه!! و ماهم از اطلاعاتی که به ما گفت ازشون  تشکر کردیم.
 
تصویر27= کوفته آب سماق
2d9ec2e5-0ef1-4a58-9d00-ba634e3c78f1.jpg
 
خلاصه خیلی طعم خوبی داشت و من غذا های محلی خیلی دوست دارم. ولی یکم بی نمک بود که نمکدارش کردیم نمی دونم! شاید من خیلی نمک میریزم توی غذا.
 

گشتی توی بازار کاشون

نهارمون که خوردیم، چند ساعتی با گوشی و صحبت با ننه جون وقتمون گذراندیم، بی استثنا من هر شهری که میرم حتما باید از بازار های سرپوشیدش دیدن کنم و سوغاتی های محلی اون شهر خرید کنم. کاشان هم یک شهر قدیمیه اصلا نمیشه بازار سنتیشو نرفت، ساعت سه نیم بود که اسنپ گرفتم تا بازار سنتی، سوار شدیم رفتیم به سمت بازار.
جاده فین بزرگ خیلی قشنگه، همش باغ ویلا هست و انگاری مثل ویلا های دزفول خوزستان یا باغ های لواسان تهران، خیلی طبیعت قشنگ سرسبزی داره، به اول بازار که رسیدیم راننده بهمون پیشنهاد داد از یک عرق فروش به نام فک کنم بهشتیان خرید کنیم. گفتن که هم کیفیت خوبی دارن هم اینکه قیمت ارزون مثلا شیشه شربت های که همه جا بیست و پنج هزار تومان _ اینجا ده هزار تومان، ما هم به حرفشون اعتماد کردیم. دقیقا جفت همین عرق فروش مارو پیاده کردن و 10هزار تومان پول کرایه بردن (خدارو شکر هزینه های کرایه در کاشان به خاطر اینکه شهر کوچیکی هست کمه مثلا اهواز نیست که حداقل 20هزار تومان هست از اینور کوچه تا اونور کوچه)
 
تصویر28= عرقیجات بهشتی- روبه روی بازار
04dc8811-412d-4a88-a7b5-32a839989d33.jpg
تصویر29= شربت های بهشتیان
1f53d49e-c522-4000-9e00-9afcb3b65ced.jpg
تصویر29= گل اماده برای گلاب شدن
cdc735ff-80c8-4675-8422-3876d3fbccc4.jpg
 
انقد سرشون شلوغ بود که به زور نوبت ما شد. خو کاشونی ها بیشتر ازشون خرید میکردن تا مسافر های عادی !! ازشون 5 تا شربت، سه تا گلاب، یکی زعفران و یکی نعنا گرفتیم. گلاب هم 3تا گرفتیم ولی انصافا وقتی درشو باز میکردی و یکم بو میکشیدی انگار مست میشدی از بس بوی خوبی داشت سرت گیج میرفت. خیلی بو خوبی داشت، حتما اگه اومدین کاشان، خرید کنید از این مغازه پشیمون نمیشین.
(البته عرض کنم که الکل بهداشتی و ماسک همیشه همراهمون بود و استفاده میکردیم ولی متاسفانه مردم کاشان اصلا استفاده نمی کردن!! فقط راننده های اسنپ استفاده می کردند که اونم بخاطر کارشون بود و مجبور بودن)
 
تصویر30= ورودی بازار
1ee4d10e-aeb4-4297-ba3a-172e656795e5.jpg
وارد بازار شدم حس حال بازار قدیمی مثل بازار نهاوند، بازار شیراز،بازار تبریز، داشتم و خاطره های قدیمی دوباره برام زنده شد البته بازار های سنتی کمی باهم فرق دارن و هرکدومشون زیبایی و سوغاتی، فروشنده های خاص خودشو دارن از اول بازار یک مغازه کوچک بود که نان محلی شیرین میفروخت، تقریبا همون نون قندی خودمون که حالا متاسفانه اسمشو یادم نیست ولی گرم تازه بود و معلوم بود چند دقیقه ای میشه که از فر درشون اورده، سه چهارتا بسته گرفتیم( که همون موقع تست نکردیم ببینیم چه جوریه ولی وقتی اهواز رسیدیم همش حیف دریغا میخوردم که چرا بیشتر نگرفتم).
 
تصویر31= بازار سنتی کاشان
f8ede3f1-4459-4334-8d81-3f1d5138ece6.jpg
 
تصویر32= نان قندی محلی کاشان
ec331ada-65c5-4c18-9c59-55ded75c314a.jpg
تصویر33= نان سنتی کاشان2
f45c491e-d5b2-44fd-9aae-978c0e50150f.jpg
 
خلاصه مشغول به گشتن توی بازار بودیم و متاسفانه هم بیشتر مغازه ها بسته بود_ و مادر از هر فرصتی که بود استفاده می کرد همش به مغازه های پارچه فروشی میرفت و من بی حوصله همش غر میزدم، هی میگفتم اخه مگه این پارچه ها توی اهواز نیست؟ چرا میخوای از اینجا بخری؟!!!
میخواستیم شیرینی بگیریم هم خودمون بخوریم، هم سوغاتی بخریم. همینطور که بیشتر شما میدونید شیرینی های کاشان توی رتبه های بالاست، کسبه های بازار تعریف شیرینی نبات ریز میدادن، چون هم پیشکسوت شیرینی پزی تو کاشون بودن هم تنوع، و شیرینی های تازه ای داشتن بعد از پرس جو بعد دو الی سه خیابان رسیدیم.
 
تصویر34= شیرینی فروشی نبات ریز
30246bb2-a554-4627-8045-8ffb39100154.jpg
 
هر جور شیرینی که میخوای داشتن انواع اقسام شیرینی های سنتی از کرمان گرفته تا کرمانشاه از تبریز گرفته تا بوشهر واقعن تنوع خیلی بالایی بود.
 
تصاویر35 و 36 = قنادی نبات ریز 
2d065547-11f2-4c4d-aa8e-9a2efb8fa4ac.jpg447f79d1-8a1f-4811-a062-ac97abc4ad43.jpg
از لحاظ قیمت هم نسبت به کیفیت خیلی خوب بود، اونجا هم فک کنم اندازه 400هزار تومان فقط شیرینی خریدیم و خارج شدیم.
 
تصویر37= قاب عکس قدیمی قنادی نبات ریز
df461edf-3007-4f75-9c65-fa0a72727d2c.jpg
 
ساعت 7شد هوا هم کم کم داشت تاریک میشد، ما هم اسنپ گرفتیم تا اقامتگاه. با نه و پونصد اوردن مارو- رسیدیم توی اقامتگاه. ننه جون برامون از قبل آش رشته درست کرده بود و توی حیاط سر تخت نشستیم خوردیم واقعن خیلی لذت بخش بود /توی هوای سرد آش گرم/ متاسفانه مشغول خوردن بودیم یادمون رفت عکس بگیریم شرمنده. خیلی خیلی ننه جون مارو شرمنده کرده بود. اصلا انگار رفته بودیم پیشش مهمونی نه اینکه اقامتگاه رزرو کردیم. حتی پول اقامتگاه میخواست بهمون پس بده، که اصلا قبول نکردیم و گفتیم اگه میخواین پس بدین دیگه نمیایم پیشتون و از این حرفا. ننه جون مهربان ما هم با هزارتا زور التماس قبول کرد!!
 

مردم عزیز کاشان

خیلی مردم کاشان خوبن از کوچیکشون گرفته تا بزرگ. واقعن همه مهمان نواز و غریب پرست هستن. از جایی سوالی میکردیم همون لحظه مارو دعوت میکردن، البته این مهمان نوازی مخصوص کاشانی ها نیست همه ایران مهمان نواز هستن و خیلی به غریبه ها اهمیت میدن.
شانس ما هم دخترخانوم ننه جون اومده بودن، درباره سفرمون که برای خرید فرش بوده باهاش صحبت کرده بودیم گفتن که خودشون مارو فردا صبح میبره شهرک صنعتی که اذیت نشیم چون با تاکسی سخته رفتن به اونجا و همش باید پیاده سوار بشی ازشون تشکر کردیم، و رفتیم خوابیدیم تا صبح بتونیم راحت بیدار شیم.
 
 

1مهر

صبح ساعت 8 بلند شدیم از خواب، ننه جون برامون صبحانه اماده کرده بود، صبحانه خوردیم و اینکه دیرمون نشه با کتایون خانوم دختر ننه جون رفتیم.
 
صبحانه ننه جون که برامون اورد< و اینکه این عکس با دوربین کتایون خانوم گرفته شده>
93cac665-8978-4d69-9147-3e6aeb68bef4.jpg
شهرک صنعتی، به شهرک رسیدیم. وایییی چقد فرش تا حالا انقد نمایشگاه فرش فروشی ندیدم تو عمرم، خیلی عجیب بود برام. هر نمایشگاه که میرفتیم انواع اقسام فرش ها داشت، یعنی مثلا یک نمایشگاه با نمایشگاه دیگه فرش هاشون یکی نبود کاملا متفاوت بود.
 
تصویر 38تا 44 بخشی از تصاویر فرش ها کاشان
5085cdc0-b725-4039-bd60-72903f1f958b.jpg
39
b813d577-b286-4866-9206-fae1fef318f3.jpg
40
ac40e40e-3476-40b7-93ad-a910cc4c9da4.jpg
41
51628370-bc15-4963-8e4d-aebdca39d014.jpg
42
a326a077-cc45-405e-b5d2-a9e85b96ce41.jpg43c161c7fc-e2ad-404f-844e-47828228b8c5.jpg44
ac40e40e-3476-40b7-93ad-a910cc4c9da4.jpg
 
دوباره برگشتیم به مغازه اولی که اومده بودیم اخه هم فامیل دور کتایون خانوم بود و هم اینکه قیمت های مناسب خوبی داشت ( اینو بگم که اگه وزن فرش بیشتر باشه کیفیت بهتری داره).
 
قیمت 1200شانه گرون تر از  700شانه بود ولی خوب کیفیت بهتری داشت و بهتر بود. دوتا 12متری و یک پادری فاکتور کردیم مبلغشو پرداخت کردیم. دقیقا بعد 1ساعت زنگ زدن به خانوم فروشنده و بهشون گفتن که 300هزار تومان روی قیمت فرش ها اضافه شده!!! فقط توی 2ساعتی که توی مغازه بودیم!!! (خدا به خیر کنه) خدارو شکر ما فاکتور کرده بودیم دیگه اضافه نمیشد کرد مبلغ- با صحبتی که باهاشون داشتیم گفتن بعد 10روز برامون ارسال میکنن به اهواز و اینکه هزینه حملش حدودا 70هزار تومان میشه. بقیه صحبت ها رو کردیم و خداحافظی ازشون کردیم رفتیم
 
ساعت 3 ظهر بود که از کتایون خانوم خواهش کردیم مارو ببره میدونی که اتوبوس های مسافربری هستن، تا بریم قم اخه برای ساعت 7شب بلیط قطار گرفته بودیم و باید میرفتیم. انقد کتایون خانوم اصرار کرد که ننه جون غذا پخته باید بریم نهار بخوریم بعد برین،که ما هم دیگه رومون نمی‌شد، مزاحمش بشیم قبول نمیکردیم. فک کنم از شهرک تا میدون مسافربری 30بار هی گفتن بیاین خونه مادر غذا پخته و... ولی تشکر کردیم گفتیم لطف کنن مارو برسونن تا بریم قم.
 
رسیدیم میدون،ازشون خیلی خیلی تشکر کردیم، دعوتشون کردیم عید سال دیگه حتما بیان اهواز میزبانشون باشیم، سوار اتوبوس، کاشان-قم-تهران شدیم با مبلغ 15هزار تومان رفتیم، که بین راه هم بهمون یک آب میوه و بسکوییت دادن. یکم توی اتوبوس خوابیدم، تا اینکه ساعت 4ربع رسیدیم قم و ما رو میدان 72تن پیاده کردن.
 
تصویر45 و 46 داخل اتوبوس در حال برگشت
fdfef288-dc9a-4766-bcae-d2846f848468.jpg46
10ce72c9-386f-41f3-8e66-2f87ee00c72d.jpg
از اونجا هم دوباره سوار شدیم تا میدان راه اهن که مبلغ 11هزار تومان شد.
از ساعت 4 و نیم تا ساعت 7شب توی راه آهن قم بودیم. چندتا قطار حومه ای بود که میرفتین تهران و جمکران و بخاطر اینکه امروز سه شنبه بود حسابی شلوغ شده بود. از صبح نهار نخورده بودیم و شدید گرسنمون بود. از بوفه راه آهن دوتا ساندویچ کالباس خریدیم به مبلغ 8000هزار تومان و مشغول خوردن شدیم (متاسفانه یادم رفت عکس بگیرم). تا ساعت 19:00 اونجا بودیم و اینکه 20دقیقه معطلی داشت، ساعت 19:22 سوار قطار شدیم.
 
تصویر47= سالن راه آهن قم
b0dc90e1-a4f6-4aec-b54e-03c86030345d.jpg
 
تصویر48 و 49 داخل قطار سه ستاره نگین
9ff23ea4-5e37-454f-be66-ef8a30f5ad12.jpg499d8d5244-4fab-44b5-b7a2-b2a5bcd8dc86.jpg
قطار ما قطار سه ستاره نگین بود. وقتی وارد کوپه خودمون شدیم، حسابی اعصابم خورد شد که انقد بی کیفیت کثیف بود کوپه. همون لحظه بود که قدر قطار فدک رودونستم و تصمیم گرفتم از این به بعد فقط فقط با قطار فدک برم و از اون بدتر با صحبتی که با شرکتشون داشتم گفتن که توی کوپه 4 نفره 2نفر سوار میشن فقط ولی یکدفعه دیدم مهماندار قطار با پرووویی تمام دو نفر خواهر برادر اورد توی کوپه ما و حسابی بهم ریخت!! و فقط ساکت موندیم هیچی نگفتم، مهماندار تا دید من انقد ناراحتم گفتن که الان رییس قطار میاد و اگه میخواین این دو نفر برن یه کوپه ای دیگه بهشون بگین. اتفاقا خودشون هم راضی بودن یک کوپه ای دیگه باشن. خوب هر دو خانواده راحت تر بودیم، وقتی رییس قطار اومد باهاشون صحبت کردیم و براشون یک کوپه ای دیگه ای گرفتن، واقعن سخت بود با اینکه قطار قدیمی بی کیفیت سوار شدیم، دو نفر غریبه دیگه هم بیاد پیشت بشینه.
 
از پذیرایی قطار هم بگم که فقط یک آبمیوه از این 2000هزاری و یک بیسکوییت 500تومانی و یک ماسک برامون اوردن. تلویزیون خراب تعداد کم وسایل خواب، قفل در کوپه خراب بود، دستشویی آب نداشت و.... خیلی ناراضی بودم از این قطار. خیلی حرص خوردم که کاش که برای برگشت هم فدک میگرفتم. خوب اشکال نداره دیگه تکرار نمیشد شب به زور خوابیدیم. با تخت های فوق العاده تنگ و فشرده و تا صبح انقد قطار تکون خورد که هی بیدار میشدیم.
 

2مهر 99

با هر بدبختی بود شب صبح کردیم ساعت 7و نیم صبح برامون صبحانه اوردن!!! چه عجب؟!!
 
تصویر50= صبحانه ای قطار سه ستاره نگین
f270c825-35bc-428d-834b-a899c53941fc.jpg
 
صبحانه هم شامل دوتا چای دوتا نان لواش بسته بندی شده، شکر، قند، عسل، پنیر و یک فلاسک دادن که اگر میخواستیم دوباره چای بریزیم. بلاخره ساعت هشت و نیم صبح رسیدیم اهواز و با ماشین های که درب راه آهن وایساده بودن تا منزل رفتیم.
 

چند نکته

_حتما اگر میخواستین با قطار سفر کنید حتما قطار های پنج ستاره بگیرین مثل فدک که یا چهار ستاره که اذیت نشین و واقعن لذت سفر بیشتر میشه.
_سعی کنید اگه میخواستین فرش بگیرین از کاشان حتما با ماشین شخصی برین.
-غذا های چرب تو قطار اصلا نخورین
 
ممنون از تک تک شما بابت خواندن سفرنامه بنده
 
 
نویسنده: sadegh afshar ahvaz
 

تمامی مطالب عنوان شده  نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات بر عهده نمی‌گیرد.

اطلاعات بیشتر

سفرنامه های مرتبط

نظرات کاربران (19 نظر)

× در حال پاسخ به:

سعید ا. 16 مهر 1399 ساعت 10:26

دوست گرامی جناب افشار! درود بر شما و سپاس از زحمت اشتراک گزاری خاطرات و تجربیات سفرتان. سایر بزرگواران به نقاط قوت سفرنامه اشاره کردند و من از تکرار آنها خودداری میکنم. اما نکته جذاب و قابل تاملی که سفرنامه تان به من آموخت اینکه حتی یک سفر ساده و کوتاه هم ارزش نگارش و اشتراک گزاری را دارد. باید اعتراف کنم که قضاوتم بعد از مطالعه آن، در مقایسه با شروع آن، 180 درجه متفاوت بود! بسیار لذت بردم و در انتظار سفرنامه های بعدی تان هستم. همیشه تندرست و در سفر باشید.

شکوفه شاه حسینی 14 مهر 1399 ساعت 12:32

سلام سفرنامه خوب ومفیدی بود وراهنماییهای ارزنده کاش نام اقامتگاه وادرس را مینوشتید وهمینطور از چه سایتی رزرو کردید ممنون

علیرضا 14 مهر 1399 ساعت 08:32

سلام آقا صادق ممنون که تجربه سفرتان را به اشتراک گذاشتید، کاش اسم اقامتگاه بومی کاشان را می دادید، عجب میزبان خوبی داشتید، راستش تا حالا فقط بنده یک مرتبه سوار قطار شده ام و تجربه خوشایندی نیز از آن ندارم! مسیر زاهدان - تهران را مجبور شدم با قطار طی کنم که کوپه شش نفره بود وکلی تاخیر در مسیر زاهدان- کرمان داشت در ضمن بسیار کهنه و فرسوده بود! دست تان درد نکند زیبا بود.

حمید 13 مهر 1399 ساعت 12:34

با سلام به دوستان عزیزم.من کرمانی هستم هر وقت صحبت از فرش میشه فکر میکنم الان بحث کرمان و فرش دست باف کرمونه.توصیه میکنم برای یک بارهم شده سری به کرمان و فرشهای دست بافش بزنید تا هنر کرمان و کرمانی جماعت معلوم شود و لذت ببرید از فرش زیبای کرمونی.و ببینید هر تار و گره فرش دست باف چه ارزشی دارد.منتظر قدوم شما به کرمان هستیم

ددددد 13 مهر 1399 ساعت 01:55

دوست عزیز خواهشا این رقم ها رو درست بنویسید.
8000هزار تومان یعنی هشت هزار تا هزار تومان!
اگه می خواهی بنویسی دو هزار تومان یا بنویس 2000 تومان یا دو هزار تومان. دیگه 2000 هزار تومان خیلی تومان میشه!

روزبه شهنواز 13 مهر 1399 ساعت 01:19

آقا صادق عزیز، شما در عنوان سفرنامه هم تاکید بر کوتاهی سفرت کردی و مخاطب این رو میدونه.پس من هم نمیتونم گلایه‌ای از کوتاهی داشته باشم اما قطعا مثل تمام سفرنانه‌ها کاستی هایی هست که میسپرم به بقیه دوستان و بیشتر دوست دارم نقاط قوت سفرنامه‌تو بگم. روان و با ریتم مناسب مینویسی که خیلی دوست دارم این روان نویسی رو. توضیحات خوبی در مورد قطارها نوشتی که خیلی کارآمد و به‌درد بخوره. در مورد بازار فرش کاشان هم توضیحات خوبی داده بودی...
من هم مثل شما کاشان رو خیلی دوست دارم، مخصوصا مردم خونگرم و مهربانش رو ... در پایان برات آرزوی بهترین‌ها رو دارم و دوست دارم سفرنامه‌های بیشتر و البته کامل‌تری ازت بخونیم. موفق باشی

سید رضا کریمی 12 مهر 1399 ساعت 13:41

واقعن جناب افشار عزیز لذت بردم از سفرنامه شما با اینکه دومین سفرنامه شما هست ولی عالی تر قبل هست تشکر میکنم

آراد 12 مهر 1399 ساعت 12:41

سفرنامه جالب خوبی بود ممنون از وقتی که گذاشتین

مهدی رشیدی 12 مهر 1399 ساعت 12:21

صادق جان با تشکر از سفرنامه روان و عکسهای گویا
منتظر سفرنامه های بعدی شما هستم.

amirkamranfar 12 مهر 1399 ساعت 10:05

سلام
سفرنامه شما رو خوندم و چند نکته رو یاد گرفتم:
_حتما اگر میخواستین با قطار سفر کنید حتما قطار های پنج ستاره بگیرین مثل فدک که یا چهار ستاره که اذیت نشین و واقعن لذت سفر بیشتر میشه.(تا حالا سوار قطار نشدم، باید یکبار تست کنم)
_سعی کنید اگه میخواستین فرش بگیرین از کاشان حتما با ماشین شخصی برین.( والا ما از اصفهان گرفتیم پنجاه کرایه گرفت آورد دم خونه...)
-غذا های چرب تو قطار اصلا نخورین

امیدوارم همیشه در سفر باشید و در حال سفرنامه نویسی...