اولین سفر مجردی به کیش

2.8
از 17 رای
سفرنامه نویسی لست‌سکند - جایگاه K دسکتاپ
اولین سفر مجردی به کیش
آموزش سفرنامه‌ نویسی
04 اسفند 1402 12:00
4
17K

تا قبل از سفرم به کیش فقط با خانواده سفر کرده بودم و سفرهایی که با دوستام داشتم اکثرا شهرستان بود و نه بیشتر، اما تنهایی سفر کردن واقعا یه عالم دیگه داره برای اینکه انسان رشد حقیقی رو بدست میاره، بزرگ و پخته تر میشه! و اولین سفر من، تور جنوب و سفر به جزیره کیش بود اما به سفر ماجراجویانه و جالبی تبدیل شد، اینجا من تجربیات و اتفاقاتی که برام افتاد رو با شما خواننده عزیز به اشتراک میذارم. تاریخ این سفر به سال 99 برمیگرده اون موقع 27 سالم بود و من این سفرنامه رو در آبان 1402 در 30 سالگی در حالی می نویسم که کلی سفر کردم و نکات مهمی رو براتون به اشتراک میذارم.

undefined

اولین سفر من هوایی از مبدا شیراز شروع شد قبل از ظهر بود که هواپیما بلند شد و بعد از رسیدن به فرودگاه جزیره کیش ساعت 12ظهر بود و با کوله ای که بیش از 10 ساله همسفرم هست به درب خروج فرودگاه رفتم و خیابان فرودگاه رو به سمت مرکز شهر پیاده رفتم تا به یه رستوران رسیدم و جاتون خالی خوراک جوجه سفارش دادم، رستوران خیلی زیبا با عکس هایی از قدمتش و تصاویر سیاه و سفید از روزای اولش و تصاویر تاریخی دیگه بود، خلاصه  بعد از خوردن ناهار دم در رستوران اولین تاکسی سوار شدم و مقصدم رو بهش گفتم، مقصدم رو از شیراز مشخص کرده بودم یه هتل کنار دریا و شرق جزیره چون دوست داشتم طلوع خورشید رو ببینم. خیلی راننده گرم و باحالی بود و کلی گپ زدیم و تا مقصد مورد نظرم یادمه 50هزار تومن ازم گرفت (سال 99) منم شماره تماسش رو گرفتم.

undefined

 هتل گاردنیا کیش

وارد هتل شدم و یه خانوم با شخصیت و البته مسن در پیشخوان هتل بود بعد از سلام و احوال پرسی بهم گفت اتاق های ما فقط دوخوابه هستن و شبی یک میلیون تومان هم هزینه هر یک شب میشد. باهاش چونه زدم و گفتم من از هتل شما خوشم اومده و حقیقتا میخوام پولامو هزینه تفریح کنم اگر امکان داره تخفیف بده و در کمال تعجب 50درصد بهم تخفیف داد و منم در پوست خودم نمی گنجیدم از شادی!!! اما  خیلی به روی خودم نیاوردم و با یه تبسم و تشکر محترمانه برای دو روز اتاق گرفتم .

واقعا هتل لذت بخشی بود ویو خوبی داشت به دریا، اما با کمی فاصله از ساحل . وسایلم گذاشتم و زدم بیرون و به همون راننده زنگ زدم و ازش خواستم به یکی از دفترهای تفریحی منو برسونه فکر کنم سه تایی بود اما یکی که از همش بهتر بود منو رسوند و بعد فهمیدم که برای راننده ها پورسانت داشته که البته خیلی هم کار خوبیه! خلاصه بلیط غواصی و پاراسل گرفتم و  رفتم سمت دریا و اول برای پاراسل نوبت گرفتم که چون یه نفر بودم یه خانوم با پسر کوچیکش با من سوار شناور شدیم و رفتیم که پاراسل تجربه کنیم، جالب بود برای خودش تجربه دیدن منظره جزیره از ارتفاع بسیار بالا از سطح دریا.

Picsart_23-11-05_04-39-44-970.png
پاراسل (عکس از اینترنت)

البته این عکس رو از اینترنت برداشتم و اینجا گذاشتم که متوجه بشید و بعد از پاراسل هم رفتم برای غواصی که از تفریحات کیش هست، نوبت بگیرم که گفتن باید برای فرداش نوبت بگیرم چون نزدیک غروب بود .راستای ساحل رو گرفتم و رفتم سمت جاهای جذاب مثل مجتمع ها و بازی های تجاری و تفریحی یه کمی اونجا چرخ زدم تا شب شد و رفتم هتل، البته یه شام کوچولو خوردم که یادم نمیاد چی بود.

بالاخره خوابیدم و اولین روز سفرم رو به پایان رسوندم.روز دوم صبح زود بیدار شدم که به همه تفریح ها برسم ، رفتم پایین و صبحانه هتل رو خوردم و زنگ زدم به یکی از دوستام (فرهاد) که توی جزیره کار میکرد اونم کلی خوشحال شد و گفت برم سمتش اونجا توی کارگاه مکانیکی ماشین های خارجی کار میکرد دو تا دوچرخه بود سوار شدیم و رفتیم سمت ساحل که یه چیز جدید دیدم اونجا یه ساحل جدیدتری بود و موتور برقی کرایه میدادن ، قبلا گفتم گه خیلی از هتل تا ساحل راهی نبود و به فرهاد دوستم گفتم بریم دوچرخه ها بذاریم محوطه هتل و بیایم متور برقی سوار شیم و خدا رو شکر هتل گاردنیا محوطه باز و بزرگی داره دوچرخه ها گذاشتیم و رفتیم پیاده تا رسیدیم به موتورها و دو تاش رو کرایه کردیم و کلی جاتون خالی چرخ زدیم.

اونجا آبمیوه و بستنی سفارش دادیم و دوباره یه دور دیگه زدیم تا ظهر شد و ناهار هم باهم زدیم و من نوبت غواصی رو گرفتم و رفتم سر کلاس نکات مهم غواصی در حدی که توی اون چند دقیقه که پایین هستیم ایمنی رو رعایت کنیم. درواقع مهم ترین مسئله عادت کردن به نفس کشیدن با دهان، تجربه فشار زیر اب و گرفتگی گوش، طرز صحیح بستن ماسک روی چشم ها و بخصوص اسنورکل تنفسی و در آخر علامت شصت به سمت بالا یعنی سیگنال مثبت و همه چی اوکی هست و سیگنال منفی یعنی شصت به سمت پایین و بروز مشکل. بعد از کلاس سوار شناور روباز شدیم و رفتیم چند صد متر وسط دریا و یکی یکی ما رو میبردن پایین تقریبا 5 نفری بودیم و اسنورکل به ماسک و دهنی وصل بود و تا کپسول امتداد داشت و یه دکمه خلاصی روش بود واسه زمانی که اب به هر دلیل از کنار اسنورکل وارد دهان میشد با اون دکمه اکسیژن با فشار بالا اب رو بیرون می کرد و تنفس طبیعی از دهان مجدد ادامه داشت.

حتما غواصی رو در تور کیش تجربه کنید چون دنیای زیر آب واقعا زیبا و تجربه بی وزنی زیر اب خیلی جالب انگیزه.بعد از ده دقیقه ای زیر آب و تماشای منظره زیبا و رنگ های متفاوت و ماهی های متفاوت اومدیم بالا و برگشتیم ساحل و با فرهاد مجدد سوار موتور شدیم و رفتیم که غروب آفتاب رو ببینیم توی مسیر کشتی یونانی به گل نشسته رو دیدیم و تا غروب منتظر موندیم کلی دور دور کردیم با موتور و حسابی فرهاد عکس انداخت واقعا عکاس ماهری هست.

undefined
غرب جزیره کیش، غروب آفتاب

خب روز دوم هم به پایان رسانیدم و با فرهاد رفتیم هتل همونجا شام خوردیم و خوابیدیم فردا فرهاد رفت سر کار و منم وسایل هام جمع کردم و راهی سفر دوم تور ایرانگردی از مسیر دریایی به سمت بندر چارک به مقصد بندر عباس شدم.

نکته مهم

برای سفر دریایی از جزیره کیش به قشم فقط چهارشنبه ها بلیط برای قشم هست و مابقی روزها فقط میتونید برید چارک و ازونجا سوار تاکسی میشید به مقصد بندر عباس و اونجا می تونید اقامت کنید و همه جزیره ها رو از جزیره قشم با قایق موتوری ببینید، جزیره ناز، هنگام، هرمز و... .  

undefined

فرهاد، کیش

اینم عکسی از دوستم فرهاد البته از پشت سر گذاشتم شاید ناراحت بشه. خب روز سوم هتل رو به مقصد بندر عباس ترک کردم رفتم اسکله و بلیط شناور برای چارک گرفتم و از اونجا هم وقتی رسیدم چارک تاکسی گرفتم واسه بندر عباس ، فکر کنم 70 تومنی هزینه تاکسی شد . اونجا دو سه تا هتل گشتم و یه هتل خوب و خوش قیمت پیدا کردم به نام هتل دریا شبی 100 تومن بود و واسه سه شب رزرو کردم اتاق رو گرفتم و رفتم بالا و وسایلم گذاشتم.من خیلی اهل عکس گرفتن توی سفر نیستم و بیشتر دوست دارم لذت ببرم از سفر و این عکسایی که میذارم جنبه یادگاری داره. مثل این یکی که تا وارد اتاق شدم عکس گرفتم و توی گوگل درایوم بودش.  

undefined

هتل دریا ، بندر عباس

اینم از کوله ای که گفتم 10ساله باهامه.  

undefined

همسفر 10 ساله

زدم بیرون و رفتم کنار ساحل و تخم مرغ بندری خوردم که اسمش نان تمشی بود.بعد از صرف شام راسته ساحل گرفتم و تا دیر وقت پیاده روی کردم.  انقدر پیاده روی کردم تا به یه سفره خونه رسیدم که 50 متری تا پیاده رو فاصله داشت و روی اسکله کوچیکی بود و رفتم اونجا از بس همه جا دودی بود چشم چشم رو نمیدید. یه قلیون سفارش دادم و بقیه اش یادم نیست چی شد و برگشتم هتل .

سفره خانه اسکله

سفره خانه اسکله

حالا وقتش رسیده بود که برنامه ریزی برای فرداش کنم اول که نظرم بود اول برم آب گرم گنو بندر عباس بعد از پس فرداش برم جزیره ها رو بگردم چون دستم 4-5 ماه قبلش شکسته بود و تو گچ بود و دکتر بهم گفت آب گرم معدنی خیلی خوبه واسه همین هم برنامه سفرم رو نوشتم اول گنو بعدش یه روز کامل قشم و روز سوم فقط جزیره ها و خدارو شکر همینطور هم شد . واقعا با برنامه ریزی و نوشتن ذهن رو آماده می کنید که به خاطر داشته باشه و براش مهم باشه در مرحله بعدب هم اولویت بندی می کنیم.

من همیشه مقاله هام خوب شروع میکنم ولی نمیدونم چطوری تمومش کنم اما یه چیزی به ذهنم رسید.. دریا اونم دریای جنوب که به اقیانوس میرسه و از خلیج فارس و بندر های زیادی میگذره کلی حرف ، داستان، اتفاق و تاریخ توی خودش جا داده اینو وقتی متوجه میشید که به جزیره های اطراف قشم سفر میکنید بومی ها رو میبینید و اولین سوالی که ذهنتون درگیر میکنه اینه که این ها از کی اینجا بودن؟ اب شیرین از کجا تهیه میکردن؟ نه تنها انسان ها که توی جزیره "هنگام" و هرمز که برید اونجا آهو یا غزال میبینید خب جدا آب شیرین از کجا گیرشون میاد ؟!

در مورد سفر به جزیره ها توی سفرنامه بعدیم میگم اما در مورد آب شیرین جالبه بدونید که این آب دقیقا از زیر زمین جایی که جزیره به کف اقیانوس منتهی میشه میاد یعنی اون صفحه که زیرش آب شیرین هست زیر اقیانوس و یه جوری راهشو به جزیره پیدا کرده و ازین عجایب خیلی زیاد دریا داره واسه همینه که واقعا از سفرهای دریایی و جزیره ای نگاه تون سیر نمیشه. مورد دوم اینکه وقتی به اونجا سفر می کنید اگه با مردم صحبت کنبد اللخصوص ماهیگیرها و کسایی که روی آب هستن چیزایی براتون تعریف می کنند که از نظر شما خرافات شاید به نظر بیاد ولی خودشون باهاش کنار اومدن. اما مورد سوم اینکه این بنادر فتوحات و جنگ های بسیاری رو تجربه کردن به خصوص در زمانی که پرتغالی های مسلمان در کشورگشایی و گسترش دریا ها بودن و رقابت داشتن با بریتانیا ، خیلی از جزیره ها رو به تصرف خودشون دراوردن و قلعه های پرتغالی ها توی اکثر جزیره ها و بنادر دیده میشه.

حتی توی استانبول هم من دیدم که در سفرم به استانبول حتما تعریف میکنم براتون. پرتغالی ها در زمان خودشون خیلی فتوحات انجام دادن و ازونجایی که علاقه شدیدی به ادویه داشتن بسیار زیاد به ایران رفت و آمد داشتن و البته مسلمان بودن و یه سری خط قرمزها برای خودشون داشتن برای اطلاعات بیشتر میتونید سفرنامه ماژلان رو بخونید اولین دریانوردی که اروپا رو به مقصد آسیا برای اولین بار از سمت غرب و امتداد به سمت غرب دریا نوردی کرد و کره زمین رو دور زد و به شرق کره زمین یعنی آسیای شرقی و کشورهای اون ناحیه مثل تایلند رسید و این اولین و آخرین سفری بود که کره زمین رو دور میزد چراکه توسط آدم خوارهای اون منطقه خودش و سربازهاش خورده شدند و تنها سفرنانه نویسش همراه با چند خدمه دیگر باقی موندند و کشتی رو از اون بندر به مقصد یکی از بنادر ایران ترک کردند.

جالبه بدونید سفرنامه نویس ماژلان در تمام داستان نقش یم آقا رو داره و فقط ماژلان میدونسته که این دختر هست چون علاقه زیادی به دریانوردی داشته ماژلان بهش این فرصت رو میده ولی به شرطی که وانمود کنه آقا هست و همین اتفاق می افته و متاسفانه اواسط کتاب ماژلان کشته میشه توسط آدم خوارها . البته چند تا جزیره و کشور توقف می کنند تا به اون مکان کذایی برسن ولی همون مکان های قبلی هم که توقف دارن اصلا جاهای جالبی نیست واقعا افتخار میکنم ایرانی هستم با تمدن زیبا و بخصوص رهبران بزرگی با بینش و منش بسیار بالا همچون هخامنشی ها .

سفرنامه نویس ماژلان تعریف میکنه توی یکی از جزیره ها برای خیر مقدم نشون دادن به ما برامون انسان قربانی کردن انگار مرغ آدم سر میبریدن و بیشتر هم دختران کم سن و سال، خیلی وحشتناکه توی جایی زندگی کنی که هر لحظه استرس و ترس از دست دادن جونت اونم انقدر مسخره و بی معنی باشه. واقعا افتخار میکنم ایرانی هستم. 

این سفرنامه برداشت و تجربیات نویسنده است و لست‌سکند، فقط منتشر کننده متن است. برای اطمینان از درستی محتوا، حتما پرس‌وجو کنید.

اطلاعات بیشتر