شهر سپید با نقش و نگار سبز و نگین های آبی!

حدود يك سال پيش به خاطر توصيفي كه از زيبايي سواحل و شهر بدروم شنيده بودم تصميم گرفتم كه تابستان امسال به همراه خانواده (مادر و خواهر) به اين شهر سفر كنم. قبلا شهرهاي ديگر اروپايي مثل رم، پاريس، ... و از تركيه هم شهر كوش اداسي رو سفر كرده بودم. اما با تحقيقاتي كه انجام دادم و عكس هايي كه ديده بودم ميدونستم كه زیبایی ها و درياي  منحصربفرد اين شهر من رو حسابي مجذوب خودش مي كنه.

از آژانس مهرپرواز سيوان يك تور هشت روزه (به ازای هر نفر 3498000 تومان) خريداري كرديم ولي بعد از خريد متوجه شديم كه ساعت پرواز رفت ما حوالي ساعت 17 هستش يعني در واقع روز اول رو تهران هستيم و نه در بدروم(البته در فرودگاه امام ساعت پرواز رو ساعت 18:30 زده بودن!). در واقع گرونتر بودن تور اين آژانس رو ما به دليل يك روز بيشتر در بدروم ماندن قبول كرده بوديم در حاليكه تور 7 روزه و مثل بقيه آژانس ها بود منتهي با اختلاف قيمت بيشتر و گرانتر.  البته اين تجربه اي شد كه در آينده علاوه بر تعداد روزها، ساعت پروازها رو هم موقع تصميم گيري مد نظر داشته باشيم و خيلي روي حرفهايي كه بهمون زده ميشه حساب نكنيم.

پرواز قشم اير با يك خاطره كاملا متفاوت در روز جمعه دهم شهریور ماه آغاز شد. دليل اين تفاوت تعداد زياد بچه هايي بود كه در اين پرواز به همراه والدينشون با ما همسفر بودند. خيلي جالب بود. يه چيزي شبيه به مهد كودك شده بود. البته بيشتر مسافران مقصدشون كوش آداسي بود و فقط تعداد انگشت شماري به بدروم اومدند. بعد از رسيدن به فرودگاه ازمير و جمع شدن مسافرها به همراه تور ليدرمون علي آقا با يك اتوبوس به طرف بدروم حركت كرديم. حدود سه ساعتي در راه بوديم و تقريبا ساعت 1:30 صبح به هتل رسيديم. به خاطر خستگي زياد به محض تحويل گرفتن اتاق به خواب رفتيم.

روز اول:

به خاطر خستگي شب قبل، كمي دير از خواب بيدار شديم و بعد از صرف صبحانه در هتل اول مشغول شناسايي فضا و امكانات موجود در هتل شديم. هتل داياموند را به خاطر نزديك بودن به مركز شهر انتخاب كرده بوديم. خدمات هتل شامل صبحانه، ناهار، عصرانه و شام، نوشيدني ، استخرسر باز و سر پوشيده و ساحل اختصاصي  و سالن بدنسازي و يك سري امكانات در اتاق مثل سيف باكس و يخچال بود. البته خدمات ماساژ و حمام تركي و... هم داشت كه اونها شامل شارژ جداگانه بودند. قيمت ماساژ در مقايسه با شهر كوش اداسي تقريبا دوبرابر بود.  ساحل به طرز جالبي از طريق يك تونل سنگي كه از زير خيابان رد ميشد به هتل ميرسيد. ساحل كوچكي بود كه در امتداد خود به سواحل ساير هتل ها و سپس به محوطه ازاد و رستورانهاي بسيار و سپس به بندر گاه بدروم منتهي ميشد. قلعه معروف بدروم از تراس هتل ديده ميشد و با 5 دقيقه پياده روي ميشد به انجا رسيد.

در فضاي باز هتل تراس هاي متعدد و بزرگي وجود داشت كه براي هر نوع سليقه اي ميتوانست راضي كننده باشد. يكي از تراسها براي دراز كشيدن و افتاب گرفتن دور تا دور از تشك ها و بالش هاي بزرگ مملو بود. ديگري صندلي هاي راحتي رو به دريا داشت.  در قسمت لابي و اخرين طبقه هتل نيز تراس هاي ديگري وجود داشت كه منظره روبروي هركدام از انها بي نهايت زيبا و ديدني بود. اگر مثل ما فقط مدت كوتاهي داخل اتاق مي مونيد و آن هم براي استراحت و تجديد قوا پس بهتون توصيه ميكنم اتاق هاي رو به دريا sea view رو انتخاب نكنيد چون تا پاسي از شب صداي موسيقي كه در محوطه هتل پخش ميشه ممكنه مخل استراحت شما بشه. البته اين موضوع كمي سليقه اي است.

يكي از ورودي هاي هتل در خيابان پشتي و ورودي ديگر در خياباني بود كه در امتداد خط ساحل ادامه داشت. خيابان هاي بدروم علي رغم باريك بودن كاملا خلوت و ساكت و ارام هستند و به ندرت اتومبيلي از انها رد ميشد. تازه انهم با سرعت  كم و بدون سر و صدا. ارامش محض بود ان هم در مرکز شهر!

بعد از شناسايي محيط اطراف براي شنا به ساحل رفتيم. آب واقعا تميز و شفاف بود به طوري كه در عمق حدود 3متر به وضوح كف دريا و ماهي هاي زيباي اون رو مي شد تماشا كرد. يه نكته جالب ديگه اين بود كه درياش اصلا موج نداشت و آب كاملا آرام و بي صدا بود. درست مثل يك استخر بزرگ و طبيعي و زيبا. به خاطر همين ما تا روز آخر فقط از دريا براي شنا استفاده كرديم و سراغي از استخر نگرفتيم. بعد از ناهار خوشمزه هتل، براي خريد تور قايق به خيابانهاي اطراف سر زديم و يك تور قايق به مبلغ 45 لير براي هر نفر رو خريداري كرديم.

(تصویر1) قسمتهایی از هتل

 iNZOPyKhgL3WCodyWRt3Pu9G8zQrcgBlUK9Q5lo5.jpeg

(تصویر2) خیابانهای خلوت اطراف هتل

 2oRCap2OjXHLRVL3cvT4DJhzQZaEuVGrtXYqxiV5.jpeg

(تصویر3) ورودی رو به دریا

 A014LfDaZIynFlZA1vQpMDCJ7StvtR4UX7ygroJK.jpeg

(تصویر4) رستوران هتل

 سفر نامه بدروم

 

روز دوم:

بعد از صرف صبحانه و كمي قدم زدن به بندر رفتيم چون قرار بود تور قايق ما ساعت ده صبح شروع شود. طبق تجربيات قبلي ترجيح داديم از تورهاي داخل شهر خريد كنيم و هم از لحاظ هزينه و هم از لحاظ تنوع در سفر راضي بوديم چون تمام مسافران اون تور مردم تركيه بودند و اين تجربه سفر ما رو تكميل مي كرد چون دوست داشتيم با فرهنگ اونجا بيشتر آشنا بشيم. تور با يك ساعت تاخير آغاز شد و در طول سفر با موسيقي زيباي تركيه اي تعدادي از مسافران رقصيدند. طبقه اول قايق سايه بان داشت و طبقه دوم در معرض افتاب قرار داشت و اين تفكيك براي هر سليقه اي هماهنگي داشت. طبق برنامه قرار بود در چند مسير و نزديك چند جزيره توقف براي شنا داشته باشيم. توقف اول كوتاه و در حد نيم ساعت بود. اما همان نيم ساعت براي تماشاي بهشت شفافي كه در اطراف و زير پايمان قرار داشت بسنده كرد. آب دريا بي نهايت تميز و زيبا و خوش رنگ بود. بچه ها و بزرگترها از طبقه دوم قايق با شعف به داخل اب شيرجه ميزدند و بازي ميكردند.

توقف بعدي حدود يك و نيم ساعت  به طول انجاميد و شامل شنا و صرف ناهار در قايق مي شد. در توقف دوم تعداد قايق ها و كشتي هاي مجاور افزايش يافت اما از ميزان تميزي و شفافيت دريا كم نكرد. اگر عاشق طبيعت هستيد پيشنهاد مي كنم حتما دوربين ضد اب همراه خودتون ببريد. موقع صرف ناهار به خاطر شنا، حسابي گرسنه بوديم و با وجود اينكه غذاي ساده اي سرو شد اما به مذاق هر سه نفرمون خيلي خوشمزه به نظر رسيد. يك بشقاب پاستا به همراه چيزي شبيه ناگت مرغ و مقدار كمي سالاد و نان تست. نوشيدني را بايد جداگانه خريداري مي كرديم كه ما دوغ يا همان آيران(به زبان تركيه اي) رو سفارش داديم. قیمت هر لیوان 7 لیر بود.

زمان به سرعت سپري ميشد و موقع رفتن به جزيره سوم ميرسيد. در توقف سوم به دليل كم شدن شدت نور افتاب و كمي خنك شدن هوا از تعداد شناگران كاسته شد اما همچنان مناظر اطراف زيبايي خود را در معرض چشم ما گذاشته بودند. حتي بعضي از قايق ها هم توجه مسافران رو جلب مي كردند مثلا كشتي های به سبک  دزدان دريايي معروف.

عصر با چاي و هندوانه و بيسكوييت از مسافران پذيرايي شد. با دو خانم ترك در اين تور اشنا شديم كه يكي از انها به زبان انگليسي تسلط داشت، هم اطلاعات مفيدي به ما داد و هم باعث خنده و شوخي و خاطرات خوب بيشتر بين ما شد.  ظاهرا قيمت بليط تورها براي مسافراني كه اهل تركيه هستند حدود ده لير كمتر است. البته اين قضيه در كشور خودمان نيز مصداق دارد و براي توريستها خدمات مشابه را به قيمت بيشتر ارائه مي كنند. با تمام اين احوال باز هم خريد تور از داخل شهر قيمت بسيار كمتري نسبت به تورهاي ايراني داخل هتل دارد. تنها نكته اي كه در اين تور به حال ما خوش نيامد كثرت ميزان سيگار كشيدن مردم تركيه بود. متاسفانه علي رغم هواي خوب و نسيم دريايي، به ميزان زيادي(جوان و مسن و زن و مرد) سيگار مي كشند. موقع غروب افتاب تور زيبايمان به اتمام رسيد و براي استراحت و صرف شام با يك پياده روي 5 دقيقه اي به هتل رسيديم. عليرغم خستگي از رقص و پايكوبي كه در تراس هتل برگزار شده بود نيز بي نصيب نمانديم.

 

(تصویر5) کشتی به سبک دزدان دریایی

 سفر نامه بدروم

(تصویر 6) کشتی دزدان دریایی از نمای داخل هتل

سفر نامه بدروم 

 

روز سوم:

طبق قراردادي كه با اژانس بسته بوديم قرار بود امروز يك گشت شهري رايگان به همراه ناهار داشته باشيم اما به ما اعلام كردند كه فقط يك گشت نصفه روزه در بعدازظهر خواهيم داشت. به چند مركز خريد مراجعه كرديم اما خريد زيادي انجام نداديم. در واقع شهر بدروم چندان براي خريد مناسب نيست. ما هم با اين قضيه مشكل چنداني نداشتيم چون بيشتر براي لذت بردن از طبيعت زيبا و تفريحات آبي به اين شهر رفتيم. هم با لیر و هم با یورو میتونید خرید کنید.  به خاطر تعدد و فراوانی مسافرانی که از اتحادیه اروپا به اینجا میان واحد پولی یورو به راحتی توسط فروشندگان پذیرفته میشه. در يكي از مراكز خريد موسيقي زنده اجرا ميشد و ماهي هاي زيباي درشتي در حوض وسط مركز خريد به سمت مردم به صورت دسته جمعي شنا مي كردند. معلوم بود كه به محض ديدن مردم به ياد غذا دادن انها و دوستي بين انسانها و حيوانات مي افتند.

يكي از چيزهايي كه برايم جالب و شيرين بود مهرباني مردم اين سرزمين با حيوانات(سگ، گربه ، پرنده و...) است. به دفعات سگ هاي درشت و رنگارنگ  در كوچه وخيابان ها و حتي ساحل ديده مي شن .كافي است يك جمله يا كلمه با محبت به انها گفته شود. با اشتياق و بدون كوچكترين ازاري به سمت شما مي آيند و حتي تا مسافت زياد قدم زنان در ركاب شما خواهند بود. اگر هم حرفي به انها نزنيد كه اصلا دنبالتان روانه نخواهند شد. باهوش و مسلط به تمام زبانهاي عاطفي سراسر دنيا!  شب ها هركجا كه دلشان بخواهد حتي جلوي درب ورودي مغازه ها دراز ميكشند و به خواب مي روند بدون اينكه كسي مزاحم روياي شيرين انها شود. چه خوب ميشد اگر در همه دنيا اين محبت و ارامش نصيب همه انسان ها و حيوانات شود.

شنیده بودم مردم ترکیه معتقدند که حیوانات باعث برکت در زندگیشان میشوند و با مهربانی با انها رفتار میکنند. و چه اعتقاد خوبی!

(تصویر7) فضای داخل شهر

  سفر نامه بدروم

(تصویر8) کوچه های شهر

  سفر نامه بدروم

(تصویر9) درختان موز

  سفر نامه بدروم

 

روز چهارم:

صبح وقتي از خواب بيدار شديم با منظره جالبي روبرو شديم. از انجايي كه هتل ما به بندرگاه شهر بسيار نزديك بود و هر سه شنبه كشتي كروز به انجا مي امد و عصر همان روز از شهر مي رفت، ديدن كشتي بزرگ و باشكوه كروز در آنجا توجه هركسي را جلب ميكرد. روز چهارم مصادف با سه شنبه بازار بدروم بود. جايي كه مردم محلي براي خريد انواع ميوه و سبزي و صنايع دستي و... به انجا مي روند. تماشاي سه شنبه بازار خالي از لطف نبود. مخصوصا ميوه هاي بسيار خوشرنگ و خوشمزه اين سرزمين كه شباهت زيادي به ميوه هاي ايران دارد. بعضي ميوه ها شبيه و برخي كمي متفاوت بودند مثلا خربزه ها داراي پوست تيره تر با نقش و نگار متفاوت و طعمي با شيريني كمتر داشتند. اسم بعضي از ميوه ها را به خاطر شباهت تلفظشان به تلفظ فارسي ميشد متوجه شد مثلا نار يعني انار- هووج يعني هويج- اينجير يعني انجير- پرتكال يعني پرتقال و...از يكي از سوپرماركت ها به ميزان زيادي شكلات براي سوغاتي و مصرف خودمان خريديم. قيمت شكلات ها در مقايسه با قيمتهاي ايران (همان مارك)خيلي كمتر بود. مثلا برخی مارکها حدود 2 تا 4 لیر برای هر بسته قیمت داشت. عصر بعد از خريد به سمت بندر حركت كرديم تا كشتي كروز را با نگاهمان بدرقه كنيم. كشتي با ابهت، بعد از بوقي ممتد و طولاني با صداي موسيقي بسيار شاد و گوش نواز به ارامي به حركت درامد. چنان ارام كه گويي اصلا در حال حركت نيست.

ناگفته نماند كه وقت شام غذاهاي معروف تركيه مانند كوفته را هم در منوي غذاي هتل امتحان كرديم و از طعم انها واقعا لذت برديم. جاي همه خالي! گرچه نوشيدني هاي هتل از كيفيت مناسبي برخوردار نبود و مثلا قهوه ترك با غلظت و كيفيت كمتر از حد معمول به مسافران عرضه مي شد. روز ارام و پر از خوردني به پايان رسيد و شب دوباره بعد از شام در محوطه كنار استخر با مسابقه اي كه در هتل براي مهمانان تدارك ديده بودند سپري شد. مسابقه كارائوكه. هر كسي از هر مليتي مي تونست شركت كنه و خواننده مورد علاقه كشورش رو انتخاب كنه و با اهنگش اواز بخونه.

 

(تصویر10) تزیینات منازل شهر

  sojephuaHJJ4ZiiN43oNjjJtSgWdDjuUecEy4VvD.jpeg

(تصویر11) کشتی کروز

  twrgBWoaKGOP4mz2JH4AxG9g5rqQbl5l4OV61hii.jpeg

(تصویر12) مناظر اطراف

  سفر نامه بدروم

(تصویر 13) مناظر اطراف

  JLMygxNLJf1csSQR7AWFKUBPLVRHd0AktjvUqabj.jpeg

(تصویر 14) مناظر اطراف

  سفر نامه بدروم

(تصویر 15) میوه های فصل

 سفر نامه بدروم 

 

روز پنجم:

يه چيزي كه بيشتر روزها تكرار ميشد اين بود كه صبح زود حوالي ساعت 7  از هتل بيرون مي رفتيم و از دربي كه سمت ساحل بود وارد خيابون شده و حدود يك ساعتي قدم ميزديم. اون موقع از روز شهر كاملا ساكت و خلوت بود. انگار تنها مهمانان بيدارهتل،  ما سه نفر بوديم. باوركردني نبود كه شب قبل تا پاسي از شب، همه جا پر از اواي موسيقي و نور  و مسافراني بود كه حتي يك صندلي خالي در رستوران هاي اطراف ساحل باقي نمي گذاشتن و صبح زود تمام شهر در خواب عميقي فرو مي رفت و مثل يك تابلوي نقاشي بدون هيچ اوايي ما رو مجذوب خودش مي كرد. در مورد شب هاي بدروم قبلا شنيده بودم و واقعا هم شب هاش رو دوست داشتم. اما به نظرم در مورد صبح هاي قشنگش هم بايد نوشت. بعد از صرف صبحانه دوباره از هتل بيرون زديم و مشغول تماشا و گرفتن عكس شديم. يكي از چيزهاي جالب، سنگ هاي آبي خوشرنگي بود كه براي محافظت از چشم زخم همه جا ديده مي شد. روي ديوار خونه ها و حتي روي زمين! منظره چشم نوازي بود : خونه هاي سفيد با نگين هاي ريز و درشت آبي در اغوش طبیعتی سرسبز.

سليقه و ذوقي كه در نحوه چيدمان حياط و تراس خانه ها به كار برده شده بود تحسين برانگيز بود. يكي از خانه ها به قدري سرسبز و زيبا بود كه من اول به اشتباه اون خونه رو با يك هتل سه ستاره كوچك اشتباه گرفتم. وقتي صاحب خونه كه يك خانوم مسن و خوش برخورد بود در جوابم گفت كه اونجا خونه اش هستش، نتونستم از تحسين منزل و سليقه قشنگش خودداري كنم.  يك جاي ديگه به پيرمردي برخورديم كه خودش سر صحبت رو با ما باز كرد و وقتي فهميد ما ايراني هستيم گفت ايران و تركيه مثل دو برادر هستن. شنيدن اين جمله از زبان ميزبانان و همسايگان كشورمون براي ما خالي از لطف نبود. كمي با پيرمرد مهربان كه علي رغم كهولت سنش قادر به صحبت به زبان انگليسي بود، گپ دوستانه زديم و باز به راهمون ادامه داديم. از فانوس دريايي و قلعه بدروم هم  ديدن كرديم. در قلعه بدروم اشياي قديمي از دوران باستان ديده ميشد. اين قلعه از دوران 15 ميلادي ساخته شده. ظاهرا قبلا كليسا داشته ولي در دوران عثماني كليسا رو تبديل به مسجد كردند. موقعيت قلعه درست روبروي دريا قرار داشت. شب ها بيرون قلعه با نور پردازي قشنگي تزيين ميشد كه از دور هم قابل رويت بود.

براي صرف ناهار به هتل برگشتيم و بعد از ظهر همسفران من مشغول استراحت شدند. منم سري به سالن بدنسازي هتل زدم و حدود يك ساعتي اونجا ورزش كردم. شب بعد از شام در محوطه زيباي هتل و ساحل به تماشاي مناظر اطراف پرداختيم و گپي هم با بعضي از مردم ساكن در انجا زديم. طي اين صحبت كوتاه دوستانه متوجه شديم كه مردمان كرد ساكن در تركيه بسياري از واژه هاي مشترك و مشابه ما را در زبان خود دارند.

روز ششم:

امروز دوباره پياده روي بامدادي سه نفري خودمون رو تكرار كرديم. در همون آغاز صبح متوجه حضور يك كشتي كروز ديگه شديم. از همون بندرگاه تورهاي يك روزه به جزاير زيباي حوالي يونان اجرا ميشه كه براي استفاده از انها نياز به ويزاي شنگن هست. در راه بازگشت وسايل اسنوركلينگ خريداري كرديم و مستقيم به ساحل رفتيم. اين بار شنا به مدت طولاني تري ادامه پيدا كرد و امكان تماشاي ماهي ها با تجهيزات موجود، بيشتر و بهتر شد. بعد از شنا در ساحل  زير افتاب دراز كشيديم و خيلي زود خوابمون برد. وقتي بيدار شدیم مشغول عكاسي شديم.  روزمون با حال و هواي شنا و دريا و ساحل به بهترين نحو ممكن سپري شد و شب تا دير وقت در شبهاي زنده شهر قدم زديم. در ميان ديدني هاي كوچه پس كوچه هاي شهر به ديوارهايي رسيديم كه بسيار بلند بودند و درختهاي بسياري را در خود احاطه كرده بودند و هيچ شباهتي به ساير ساختمانهاي اين شهر كه اكثرا داراي ديوارهاي كوتاه و سفيد بودند، نداشتند. راستش ما اول فكر كرديم شايد زندان شهر باشد اما بعد از پرس و جو از اهالي ان منطقه دريافتيم كه يك مدرسه است. نميدانم چرا ديوارهاي به ان بلندي براي يك مدرسه ساخته بودند. از گردش در ان منطقه زيبا سير نميشديم اما به دليل خسته گي مادرم بايد به هتل برميگشتيم. براي ما اين ميزان امنيت بسيار قابل توجه و ارزشمند بود به طوري كه ساعت حدود 12 نيمه شب بود و ما در شهر بدون كوچكترين نگراني گردش مي كرديم. دلموش ها هم تا نيمه شب مشغول رفت و امد هستن كه البته در مسيري كه ما مي رفتيم كمتر به اونها برخورديم چون نزديك ساحل بيشتر محل تردد عابر پياده بود. نوشيدن آب پرتقال تازه روي صندلي هايي كه كنار پياده رو گذاشتن رو از دست ندين(قیمت هر لیوان 4 لیر). با توجه به اينكه هيچ ترافيكي در خيابون ها مشاهده نميشه نشستن در حوالي اون ها خيلي هم لذت بخشه. يكي از مشخصه هاي بارز مردم اين بود كه همه جا پرچم كشور خودشون رو نصب كردند. روي قايق ها، سر در بعضي مغازه ها و حتي خونه ها. به نظرم اين مي تونه حاكي از حس غرور ملي مردم اين كشور باشه. روی سقف خیلی از خونه ها چیزهایی نصب شده بود برای استفاده از انرژی پاک خورشیدی.

بعضي جاها دست فروش ها صدف تازه دريايي مي فروختن که راستش از شما چه پنهان جرات امتحان کردنش رو پیدا نکردم.

دماي هوا حتي در اون موقع از شبانه روز باز هم معتدل و مطبوع بود. فقط در بعد از ظهر یکمی افتاب شدید می شد. يك تابستان دلچسب در تمام ساعات شبانه روز!

 

روز هفتم:

از انجايي كه روز پاياني سفرمان اغاز شده بود و ما مي بايست اتاق را تا ساعت 12 ظهر تحويل مي داديم لذا بعد از صبحانه مشغول جمع اوري وسايل و چمدانها شديم. زمان به سرعت باد سپري شد و موعد رفتن فرا مي رسيد. از دوستان جديد و قديمي، ايراني و غير ايراني خداحافظي كرديم و سوار اتوبوسي شديم كه به دنبالمان امده بود. دوباره همان تور ليدر شب اول ورودمان را ملاقات كرديم كه ما را همراهي كرد. يك توقف كوتاه 15 دقيقه اي در بين راه داشتيم و پس از طي يك مسير حدودا 4 ساعته به فرودگاه عدنان شهر ازمير رسيديم. ما بدروم را ترك كرديم اما در حالي كه براي سفر اتي خود به اين شهر هنوز ليست دلپذيري از برنامه ها را براي تجربه كردن و لذت بردن داريم. تجربه هايي نظير غواصي و بازديد از ساير مناطق و ...

 پرواز  يك ساعت و نيم تاخير داشت كه البته ما انقدر گرم صحبت و خاطرات خوب سفرمان بوديم كه چندان متوجه مرور زمان نشديم. مخصوصا اينكه دوباره همان مسافران يك هفته پيش را در فرودگاه ملاقات كرديم كه از كوش اداسي بازميگشتند و از سرماي هوا در ان شهر گلايه مند بودند. در پايان مزايا و معايب هتل محل اقامتمان را به صورت خلاصه ذكر ميكنم:

نكات مثبت هتل: تنوع غذايي خوب، ميوه هاي تازه، كاركنان صميمي، موقعيت مكاني عالي و دسترسي سريع و آسان به مركز شهر، محيط تميز و ساحل اختصاصي

نكاتي كه نياز به اصلاح و بهبود دارند: اينترنت ضعيف، عدم تسلط كافي پرسنل پذيرش به زبان انگليسي

 

(تصویر 16)  نمایی از یک خانه

  سفر نامه بدروم

 

(تصویر 17) نقشه شهر

  سفر نامه بدروم

(تصویر 18) نقشه منطقه

  سفر نامه بدروم

 

نویسنده :تهمینه م

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.