Close

سفر به شهر طلائی چای ایران

4.6
از 36 رای
سفربه کلای چای، شهر طلایی چای ایران + تصاویر
  • 31 تیر 1397 09:00
  • 38
  • 16.3K

سفر به شهرطلائی چای ایران

 

          دوم اردیبهشت بود ، طبق معمول روزانه که ساعتی پشت لپ تابم مشغول وبگردی بودم ، چشمم به یک آفرجالب دریکی از پکیجهای آژانس پرشین گلف (مجری تورهای گردشگری بازنشستگان کشوری) افتاد : تور اقامتی 3شب و 4 روز از دهم تا سیزدهم اردیبهشت 97درهتل آسمان کلاچای به اتفاق یک نفر همراه بابیمه، صبحانه، ناهار و شام، 70000 تومان!!!! و چی بهتر از این!!!با توجه به تعطیلی روز چهارشنبه 12 اردیبهشت به مناسبت نیمه شعبان، زمان هم از نظر مرخصی گرفتن همسرم مناسب بود. پس بیدرنگ و بدون فوت وقت، بصورت  اینترنتی ثبت نام کردم.

شروع سفر

       چون مسیر طولانی بود ، ترجیح دادیم یکروز زودتر حرکت کنیم و شب را در بندر انزلی سپری کنیم . عجله ای نداشتیم و هدف ،استفاده کامل از زیبائیهای مسیر هم بود. بنابراین صبح روز یکشنبه، نهم اردیبهشت97 با خودرو شخصی، تبریز را به مقصد بندر انزلی ، ترک کردیم تا بعد از اقامت یکشبه در آنجا ،با حوصله و بدون دغدغه  و استرس ،ظهر دوشنبه دهم اردیبهشت خودمان را به کلاچای و هتل آسمان آن شهر برسانیم.

 

نقشه سفر به کلای چای

اردیبهشت ماه و طبیعت زیبای گردنه حیران مارا برآن داشت تا مسیرتبریز، اردبیل، آستارا را برای رفت به بندر انزلی انتخاب کنیم.

فیلم... گردنه حیران:

فاصله زمینی تبریز تابندرانزلی 435 کیلومتر است ( تبریز-آستارا 290 و آستارا-انزلی145 کیلومتر) و فاصله بندر انزلی تا کلاچای حدود 120 کیلومتر می باشد.

سفر به کلای چای

سفر به کلای چای

    با حوصله ،توقف در چند جاو استفاده کامل از زیبائیهای مسیر، به راهمان ادامه دادیم .ناهار را دراکبرجوجه- شعبه آستارا صرف کرده و حوالی ساعت 17 به بندر انزلی رسیدیم.ابتدا بعد از بررسی چند هتل، در نهایت هتل آپارتمان تک ستاره شالیزار را واقع درکیلومتر 5 بلوارساحلی( بلوارپاسداران)،برای اقامت شبانه برگزیدیم.

هتل آپارتمان شالیزار

    هتل تمیزی بود و برای اقامت یک شب و صرفا خواب ،بد نبود. مخصوصا که کنار ساحل دریا بود و دید خوبی به دریا داشت.

هتل آپارتمان شالیزارهتل آپارتمان شالیزارهتل آپارتمان شالیزار

    چون به تعطیلات آخر هفته چند روزی مانده بود، هم هتلها خلوت بود و هم شهر.شب را به انزلی گردی با خودرو و پیاده روی در پارک زیبا و آرام ساحلی اختصاص دادیم و بعد از صرف شام مختصر، ساعت 22 جهت استراحت به هتل بازگشتیم.

سفر به انزلی

 

مخارج روز اول:

بنزین:55000تومان

صبحانه:6000

ناهار:51000

شام:15000

 

روز دوم

    صبح زود، با نوازش نسیم خنک بهاری وصدای امواج خروشان اما دلنشین دریای خزر از خواب بیدار شدیم و اولین و بهترین گزینه را انتخاب کردیم.ساعتی پیاده روی تند همراه با نرمش ، لذت خاصی روی شنهای خیس ساحل داشت.

ساحل انزلی

ساعت 10بعد از استحمام و صرف صبحانه و پرداخت 80000تومان هزینه یک شب اقامت، با هتل چک اوت کردیم.

بخاطر داشتن فرصت کافی،زمان را غنیمت شمرده وسر راهمان به کلاچای، از منطقه آزاد انزلی دیدن کردیم.

سفر به انزلی

   منطقه آزاد تجاری-صنعتی انزلی در حدفاصل بندر انزلی و رشت ، در قسمت شمالشرقی بخش حسن رود واقع شده است. مغازه ها و پاساژهای منطقه آزاد انزلی را بهترو مدرنتر از منطقه آزاد ارس دیدم. اجناس نسبتا لوکس و متنوع بودند اما قیمتها کمی گرانتر از ارس به نظر می رسید. محیط بزرگ ،دلگشا و پارک زیبا و سرسبزی داشت. هرچند در دو ساعت نمیشد همه جا رو دید اما تقریبا عیار کل منطقه آزاد بدستمان آمد.

   پس از دو ساعت گشت و گذار درمنطقه آزاد انزلی، حوالی ساعت 12 بطرف کلاچای حرکت کردیم. بعد از گذر از شهرهای خمام، آستانه اشرفیه، لاهیجان، لنگرودو رودسر، ساعت 14 به شهرکوچک و زیبای کلاچای رسیدیم.

کلاچای

    کلاچای از بخشهای شهرستان رودسر استان گیلان محسوب میشود. بطوریکه از شمال به دریای خزر،از غرب به رودسر، از شرق به شهرستان چابکسر، از جنوب به ارتفاعات جنگلی البرز و شهر رحیم آباد منتهی می گردد.

وجه تسمیه:  به عقیدهٔ بعضی از قدیمی‌ها به علت وجود بازار پر رونق و وفور نعمت به لحاظ تولیدات دامی و جالیزی نام آن طلاچای بوده‌است.  اما برخی آن را کله‌چه به معنی مرکز بوته‌های کوچک می‌دانند. احتمال محتمل‌تر این است که:نام کلاچای در واقع همان گل لای جای است (یعنی جای گل و لای) بدین صورت که گل ولای رسوب‌گذاری‌شده توسط رود خانهٔ پلرود در این محل سبب شده نامش گلاجای باشه که به مرور به کلاچای تغییر یافته باشد.

مهمترین محصولات کشاورزی کلاچای عبارتند از:چای، برنج، گل گاوزبان، مرکبات وفندق که ما بغیر از فندق از چهار محصول دیگر در طول سفر خریداری کردیم.

هتل سه ستاره آسمان، تقریبا در انتهای شهر(به سمت چابکسر) و سمت چپ بلوار اصلی، واقع شده است.

هتل آسمان کلاچای

 

بلافاصله چک این کرده و اتاقمان را (اتاق 102) تحویل گرفتیم.

 

هتل آسمان کلاچای

 

   چون زمان صرف ناهار از ساعت 13:30 تا 14:30بود، برای صرف ناهار به رستوران هتل واقع در طبقه پنجم رفتیم. ناهار امروز، غذای محلی و خوشمزه سبزی پلو با ماهی بود .

 

هتل آسمان کلاچایهتل آسمان کلاچای

بعد از کمی استراحت در هتل،عصر بطرف جنوب کلاچای، منطقه رحیم آباد و اشکورات رفتیم. بعد از عبور از شهر رحیم آباد به منطقه اشکورات رسیدیم.

منطقه اشکورات

منطقه جنگلی ، سرسبز و توریستی اشکورات 450 روستا دارد و انتهای جاده آن ( که شاید خاکی و صعب العبور باشد) به قزوین منتهی می شود. دو محصول عمده این منطقه گل گاو زبان و فندق می باشد.

فیلم 1 اشکورات:

منطقه اشکوراتمنطقه اشکورات

ازیکی از فروشگاه‌های بین راهی آن منطقه، مقداری گل گاو زبان تازه و خشک شده سالجاری به قیمت هرکیلو 220000 تومان خریدیم.

منطقه اشکورات

در قسمت بالائی شهر رحیم آباد و در جهت مهار رودخانه پلرود،عملیات سد سازی در حال انجام بود.

شهر رحیم آباد

رودخانه پلرود،از مهمترین واز اصلی ترین رودخانه های  این منطقه بشمار میرود. سرچشمه این رودخانه از آب شدن برف و یخچالهای طبیعی کوه های منطقه اشکورات می باشد.به همین دلیل در اوایل بهار شاهد سیلابهایی ازاین رودخانه هستیم. کشاورزان منطقه شهرستان رودسر برای آبیاری شالیزارهای خود از آب این رودخانه استفاده می کنند.

رودخانه پلرود:

رودخانه پلرود

شب هنگام به کلاچای و هتل آسمان بازگشتیم.این هتل 6 طبقه، در سال 93 ساخته شده و 20اتاق با 64 تخت دارد. سه طبقه هر کدام 6 اتاق دارد (طبقات یک،دو و سه) ودو اتاق هم در طبقه چهارم واقع شده است. طبقه 5 رستوران و طبقه 6 کافی شاپ بوده که صبحانه در آنجا سرو می شد.

لابی هتل آسمان کلاچای:

لابی هتل آسمان کلاچای

 

    چون زمان صرف شام از ساعت 21تا 22:30 بود ،بلافاصله جهت صرف شام به طبقه پنجم هتل رفتیم. شام امشب،کشک بادمجان و ماکارونی بود.

 

هتل آسمان کلاچای

این هتل توسط افراد یک خانواده اداره میشد.پدر نقش مدیر، مادر سرآشپز و دختر خانواده نیز در رسپشن مشغول فعالیت بودند بنابراین یکی از دو غذای ناهار و یا شام، سنتی و بسیار خوشمزه بودند. نکته جالب هتل، سوال از میهمانان در وعده غذائی شام، برای ناهار و شام فردا بود که از سه غذای پیشنهادی ،یک غذا رو بایدهر فرد انتخاب میکرد. ما برای ناهار فردا دو نوع خورشت محلی به نامهای خورشت ترش واش و خورشت آلو قیصی با برنج و برای شام کتلت با باقلا قاتوق را انتخاب کردیم.

مخارج امروز:

کرایه یک شب هتل در انزلی 80000تومان

انعام به خدمتکارهتل  5000

ورودی منطقه آزاد انزلی 2000

صبحانه 4000

بنزین 50000

گل گاو زبان50000

 

روز سوم

    سه شنبه 11 اردیبهشت 97: زمان سرو صبحانه از ساعت 8 تا 9:30 در کافی شاپ، واقع در طبقه ششم هتل بود.

صبحانه هتل آسمان کلاچای

 

نمای شهر(جنوبشرقی) و ساحل دریا(نمای شمالی) از طبقه ششم هتل ، زیبا و دیدنی بود.

 

هتل آسمان کلاچایهتل آسمان کلاچای

    برنامه از قبل تنظیم شده ای برای امروز قبل از ظهرداشتیم. بعد از صرف صبحانه، ابتدا به سمت چشمه دمکش رفتیم. در منطقه اوشیان (کیلومتر15 کلاچای به چابکسر) ودر محله فکچور (جنوبغرب چابکسر و یا جنوبشرق کلاچای) چشمه مسحور کننده ای به نام "چشمه دمکش "وجود دارد.

مسیر جنگلی روستای اوشیان بطرف محله فکچور:

مسیر جنگلی روستای اوشیان

چشمه دمکش:

چشمه دمکشچشمه دمکشچشمه دمکشچشمه دمکشچشمه دمکش

بعداز ساعتی استراحت و استفاده از طبیعت زیبا و آب گوارای چشمه، بطرف منطقه زیبای سرولات رفتیم. حدود دو کیلومتری جاده چابکسر به کلاچای ( یا 17 کیلومتری کلاچای به طرف چابکسر)، جاده ای جنگلی و زیبا به سمت جنوب وجود دارد که به منطقه توریستی سرولات معروف است.

منطقه توریستی سرولات

مسیر جاده تا روستای سرولات زیاد نبود اما در این فاصله چندین رستوران و ویلا وجود داشت. یک عده از سرمایه داران هم در حال ساخت ویلاهائی به شکل و شمایل کاخ سفید بودند.

منطقه توریستی سرولات

تااینکه بعد از کمی رانندگی در میان جنگلها ، به بالای کوهی رسیدیم که ازمیان دره ای که دو طرفش جنگلهای انبوه و سرسبز بود، منظره شهر چابکسر و دریای مازندران بخوبی و با زیبائی هرچه تمامتر جلوه گر شد.

منطقه توریستی سرولات

نام رستوران معروف: خاور خانم" را زیاد شنیده بودم اما تا حالا از نزدیک ندیده بودم. درست 100متر جلوتر از جائی که توقف کرده بودیم و مشغول خرید پرتغال بومی بودیم و بستنی میخوردیم، با دیدن این رستوران جا خوردیم. بله، حالا درست مقابل این رستوران معروف بودیم. رستورانی که از ساعتها قبل از ناهار انبوه مشتریان، مسافران و گردشگران در صف صرف ناهار بودند.

رستوران خاور خانم:

رستوران خاور خانمرستوران خاور خانمرستوران خاور خانم

مسیر را ادامه دادیم و حدود دو کیلومتر بعد و در انتهای جاده به رستوران "باغ آرامش خاله مرضیه" رسیدیم.

باغ آرامش، باغ و منزل مسکونی خاله مرضیه است که در بالای کوههای سرولات و در لبه دره ای سبز و رویایی واقع شده است.. برای رسیدن به باغ آرامش خاله مرضیه، باید از جاده بسیار زیبای روستای لیمه سرا در منطقه سرولات چابکسر عبور کنید و احتمالا در انتهای مسیر به ترافیک سنگین رستوران خاور خانم هم برخورد خواهید کرد. بعد از آن اما به نقطه ای به غایت زیبا و فعلا خلوت می رسید. خاله مرضیه، باغ بزرگ چند هزار متر مربعی بسیار زیبا دارد که در امتداد دره تا لب رودخانه آچیرود به پایین کشیده شده است. چون ناهار ما در هتل آماده بود، فرصتی نداشتیم تا حداقل یکی از 170 نوع غذای سنتی و خوشمزه استان گیلان را در یکی از این رستورانها تست کنیم.

باغ آرامش خاله مرضیه:

باغ آرامش خاله مرضیهباغ آرامش خاله مرضیه

باغ آرامش خاله مرضیهباغ آرامش خاله مرضیه

موقع بازگشت از باغ آرامش، کنار یکی از دکه های فروش محصولات بومی در اطراف رستوران خاور خانم، مدتی توقف کردیم و حاج خانم یه دل سیر از انواع ترشی،مربا،زیتون و...خرید کردند.

سوغات کلای چای

عقربه ها ساعت 14 را نشان میداد و سریع خودمونو برای صرف دو خورشت خوشمزه محلی به هتل رساندیم.

 

ناهار روز دوم خورشت ترش واش و آلو قیصی:

ناهار هتل آسمان

برنامه عصر امروزما ابتدا دیدن شهر "واجارگاه "در جنوبشرقی و چسبیده به کلاچای و خرید چای خشک از یکی از کارخانجات چای خشک کنی بود.

واجارگاه

در زبان محلی گیلکی"واجار"یعنی بازار و گاه به معنی زمان آمده است.در مجموع واجارگاه به مفهوم" محل بازار" معنی میدهد.شهر واجارگاه مرکز تهیه چای خشک است. بنابراین به یکی از چند کارخانه چای خشک کنی سرزدیم اما چون زمان خرید برگ سبز چای بود، هنوز کارخانجات، چای خشک برای فروش نداشتند.

برگ سبز چای:

واجارگاه

اطراف شهر طبیعت سرسبز و زیبائی داشت. پر از مزارع  برگ سبزچای بود.

روستای فشکل پشته

یکی از روستاهای دیدنی آن منطقه ، روستای فشکل پشته بود که در نوع خودش جالب و تماشائی بود.

روستای فشکل پشته

در جاده خلوت، زیبا ودیدنی واجارگاه به رحیم آباد و املش از مجتمع توریستی مهستان در روستای بیجارپشته که خانه بومگردی هم داشت، دیدن کردیم.

مجتمع توریستی مهستانمجتمع توریستی مهستانمجتمع توریستی مهستانمجتمع توریستی مهستانمجتمع توریستی مهستان

یکی از دیدنی های استان گیلان، بازارهای محلی آنست. چون آنروز، سه شنبه بود و بازار محلی شهر املش از رونق و معروفیت خاصی برخوردار بود بطرف آن شهر حرکت کردیم. فاصله این دو شهر بیشتر از 20 کیلومتر نبود اما بسیار زیبا و پر از مزارع برنج بود. کشاورزان سرگرم نشائ برنج بودند.

مسیر املش

فیلم 2 مسیر واجارگاه به املش و رحیم آباد:

بعد از گشت و گذاری کوتاه در بازار محلی املش،موقع بازگشت به هتل به جاده اصلی رودسر-کلاچای وارد شدیم. نزدیک غروب آفتاب بود و خواستیم یه سری به ساحل زیبای شهر رود سر بزنیم .مجبور شدیم از داخل شهر عبور کنیم. رودسر واقعا شهر بسیار بزرگی بود و مدتی تو ترافیکش گیر کردیم. در جائی که سه راه بود و مسیرمان به چپ و راست منتهی میشد، علامت تابلوهای مسیر مستقیم برایم خیلی جالب بود.

رودسر

مدتی در کنار ساحل رودسر قدم زدیم و دیدن شتر در ساحل، تعجب برانگیز بود.

ساحل رودسر

ساعت22 به هتل رسیدیم و بلافاصله به طبقه پنجم رفتیم. برای شام کتلت و باقالاقاتوق داشتیم و برای فردا ناهار، قورمه سبزی با مرغ ترش و برای شام میرزا قاسمی با یک نوع غذای اسپانیائی (تورتیا) سفارش دادیم.

هتل آسمان

مخارج امروزسه شنبه:

1-خرید پرتقال محلی:       20000  تومان

2-بستنی                        4000

3- ورودی چشمه دمکش     5000

4-یک کیلو چای خشک از فروشگاهی در داخل شهر واجارگاه24000

5-آلوچه،زیتون،مربا،ترشی و...150000

 

روز چهارم

چهارشنبه 12 اردیبهشت97

امروز آخرین روز اقامتمون در هتل آسمان کلاچای بود.فردا صبح باید برمیگشتیم.از قبل برای امروز برنامه رامسر چیده بودم. چون آنروز مصادف با جشن نیمه شعبان بود، برای صبحانه، هم با شکلات پذیرائی شدیم وهم آپشن خوراک عدسی داشتیم.

صبحانه هتل آسمان

چون تا حالا جواهرده رو ندیده بودیم، تصمیم گرفتیم قبل از ظهر بریم رامسر و مسیر زیبای روستای جواهر ده رو از نزدیک لمس کنیم. سرراهمان در خروجی چابکسر بطرف رامسر، سری به فروشگاه ایران کتان زدیم. اکثر جنسها ایرانی بودند و با کیفیت خوب. اما قیمتها کمی به نظر بالا می آمد.

رامسرایران کتان رامسر

چیزی مورد پسندمان واقع نشد و بعد از کمی گشت در داخل آن، فروشگاه رو به سمت رامسر ترک کردیم. بعد از رسیدن به شهر رامسر، مسیر جواهرده را پیدا کرده و راهی آنجا شدیم.در ابتدا یکی دوتا آبشار زیبا رو پشت سرگذاشتیم تا تقریبا در اواسط مسیر 25 کیلومتری رامسر-جواهر ده به آبشاربین راهی اصلی به نام "چوکاسراپشته "رسیدیم.

آبشار چوکاسراپشته(آبشار بین راهی اصلی):

آبشار چوکاسراپشته

محل زیبا و شلوغی بود.معمولا مسافران وقتی این آبشار زیبا رو می دیدند، وسائل نقلیه خود را خاموش و برای دقایقی استراحت کرده و از طبیعت آنجا و بوفه های عرضه انواع تنقلات و نوشیدنیها استفاده میکردند. در اینجا از دو خانم محلی یک قرص نان بومی به قیمت 5000تومان صرفا جهت کمک به آنها ، خریداری کردیم.

فیلم 3  آبشار جواهرده:

مناظرطبیعی، جاده و هوای دلپذیر همه دست بدست هم داده بودند تا متوجه زمان و مسافت نشویم وچنان محو تماشای زیبائیهای اطراف بودیم که یهو متوجه شدیم که در ورودی روستای زیبای جواهر ده و محل اخذ عوارضی هستیم.

طبیعت مسیر رامسر-جواهرده:

مسیر رامسر-جواهرده

بعد از پرداخت2000تومان عوارض، وارد روستای توریستی جواهرده شدیم.

روستای توریستی جواهرده

بعد از کمی گشت و گذار در داخل روستا و استفاده از زیبائیهای آنجا، حوالی ظهر برای صرف ناهار به هتل بازگشتیم.

فیلم 4 مسیر جواهرده:

ناهار امروزما برنج با دو نوع خورشت قورمه سبزی مخصوص گیلان با سبزیهای متفاوت و خورشت مرغ ترش بود.

ناهار هتل آسمان

بعد از کمی استراحت در هتل ،ساعت 17 ابتدا سری به بازار محلی که چهارشنبه ها در چابکسر برپا می شود، زدیم.

چهارشنبه بازار چابکسر

سپس راهی رامسر شدیم تا سوار تله کابین بشویم. به مناسبت نیمه شعبان،مراسم جشنی در کنار تله کابین و با حضور مجری معروف، آقای بهمن هاشمی در حال اجرا بود.

تله کابین رامسر

مدتی شاهد هنرنمائیهای شاد ایشان شدیم و چون نزدیک غروب آفتاب بود،ترجیح دادیم تا هوا روشنه سوار تله کابین بشویم. بعد از تهیه بلیط دو نفره 60000تومانی، در صف سوار شدن تله کابین قرار گرفتیم.

تله کابین رامسر

تجربه خوبی بود و بعد از رسیدن به بالای کوه، ساعتی هم به گشت و تفریح در بام رامسر پرداخته و بعد از غروب آفتاب به پائین بازگشتیم.

بام رامسربام رامسربام رامسربام رامسر

جنب تله کابین و روبروی جاده،شهربازی سرزمین رویاها وجودداشت اما بعلت دیر وقت بودن تنها گشتی زدیم و از یکی از فروشگاهها مقداری آب نبات خریدیم.

تفریح در رامسر

ساعت 22 به هتل بازگشتیم و آخرین شام هتل را صرف کردیم.شام امشب طبق سفارش دیشب، میرزاقاسمی با یک غذای اسپانیائی به نام تورتیا (کوکوی سیب زمینی خرد شده و پیازسرخ شده در روغن و فلفل دلمه ای باکمی ادویه  که زمان دانشجوئی در خوابگاه اغلب درست میکردیم اما اسمشو نمیدونستیم.گویا قبل از ما اسپانیائیها اسمشو بنام خودشون به ثبت روسوندند)بود.

شام هتل آسمان

مخارج امروز:

بلیط تله کابین60000تومان

ورودیه تله کابین:2000

نان محلی 5000

ورودیه جواهرده2000

آبنبات 12000

 

روزآخر

پنجشنبه 13اردیبهشت97

صبح زود وسایلمان را جمع کردیم و در خودرو جادادیم. سپس صبحانه راصرف کرده و بعد از چک اوت، حوالی ساعت 9 هتل را به مقصد تبریز ترک کردیم. چون قصد داشتیم مسیر برگشتمان متفاوتتر باشه و کمی زودتر به منزل برسیم، مسیر رشت-رودبار- طارم-زنجان و درنهایت تبریز را انتخاب کردیم.

نقشه مسیر کلاچای تا تبریز

البته این مسیر هم دقیقا مثل مسیر رفت (تبریز-اردبیل-آستارا-انزلی-کلاچای)، 555 کیلومتر بود . اما حسنش ترافیک کمتر و بخاطر اتوبان تبریز- زنجان حدودا از نظر زمانی، دو ساعت نزدیکتر بود و ضمنا مسیر جدیدی برای ما بود که تا حالا فاصله رودبار- زنجان را از این جاده تجربه نکرده بودیم.

بعد از عبور از شهرهای رودسر و لنگرود، از فروشگاه مرکزی کلوچه نادری واقع در ورودی شهر لاهیجان، مقداری سوغات گیلان مثل کلوچه، کیک، مرباو چای خشک واز شهر آستانه اشرفیه هم دوکیسه ده کیلوئی برنج  برای منزل خریداری کردیم.سپس وارد اتوبان رشت-قزوین شدیم. آمپر بنزین ماشین داشت یواش یواش به آخر خط میرسید اما تا رودبار هیچ پمپ بنزینی نبود.حتی تو خود رودبار هم پمپی ندیدم تادرورودی تونل از جاده فرعی وارد جاده منجیل به زنجان شدیم. از یک مغازه دار، محل پمپ بنزین را پرسیدم و آقا هه گفت: درست 35 کیلومتر بعد در شهر گیلوان یک پمپ بنزین وجود دارد وماشین ما تنها به اندازه 35 کیلومتر بنزین داشت. دقیقا بعد از 35 کیلومتر به شهر گیلوان ،مرکز کشت وعرضه زیتون رسیدیم.

باغات زیتون اطراف گیلوان:

کلاچای

تا چشم کار میکرد ،آن منطقه پراز باغات زیتون بود.

خوشبختانه درست در آخرین قطرات باقیمانده بنزین، به محل پمپ بنزین رسیدیم و باک خودرو رو پر کردم. تا گیلوان ،جاده خلوت، صاف و بدون سربالائی و سرازیری بود اما از آنجا به بعد" چشمتان روز بد نبینه". چندین کوه بلند سلسله جبال البرز را تا آخر رفتیم بالا و آمدیم پائین. طوری که دیگه واقعا داشتم کلافه میشدم. فکر کنم تنها جاده ای در جهان باشه که اینقدر سربالائی تند و سرازیری دارد. هرچند خود جاده از نظر آسفالت، کیفیت مطلوبی داشت.

خلاصه ساعت 14 به شهر زنجان رسیدیم و طبق معمول، ناهار را در رستوران گلریز صرف کردیم.

رستوران گلریز زنجان:

غذا در کلاچای

 

ساعت 15 ،ازطریق اتوبان تبریز-زنجان به تبریز بازگشتیم و ساعت18 به منزل رسیدیم.

مخارج روز آخر:

خرید از فروشگاه کلوچه نادری: 85000تومان

خرید برنج و آرد برنج از آستانه اشرفیه: 125000

بنزین                                    60000

ناهار در زنجان                        45000

عوارض بزرگراه                      5000

کل مخارج سفر 5 روزه(9تا 13 اردیبهشت97) به شمال با در نظر گرفتن خرید و سوغاتی:992000تومان

کل مخارج سفر 5 روزه(9 تا 13 اردیبهشت97) به شمال، بدون در نظر گرفتن خرید و سوغاتی:442000تومان(با در نظر گرفتن یارانه هتل آسمان کلاچای با وعده های غذائی آن)

پایان

نویسنده: فرشاد شفیعی شهیدلو

 

نویسنده : فرشاد شفیعی شهیدلو

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.

نظرات کاربران (38 نظر)

× در حال پاسخ به:

سید اسکندر سیدحسینی 7 مرداد 1398 ساعت 16:30

بنام خدا ..امروز 7/5/1397 از مطالعه سفرنامه جالب جناب آقای فرشاد شفیعی شهید لو به کلاچای و اقامت در هتل ما هتل آسمان کلاچای بسیار لذت بردم. لذا از ایشان و همسر بزرگوارشان دعوت می شود اینبار بمدت سه الی چهار شب فولبرد مهمان ویژه خانودادگی ما باشند. به خاطر شغلم در واخ بسیار به اروپا و بخصوص آمریکای لاتین سفر کرده ام. این سفر نامه مرا بیاد سفرنامه آقای ضابطیان در باره هاوانا انداخت. ندا در ضمن علاقمندم در صورت امکان بتوانم با جناب شفیعی صحبتی داشته باشم. منتظر پاسخ می مانم. سیدحسینی مالک هتل آسمان کلاچای-

سیمین ابراهیمی کرمانی 21 مرداد 1397 ساعت 12:32

سلام جناب شفیعی سپاسگزارم بابت این سفرنامه زیباتون. سری بعد که تشریف بردید رودسر چای بهاره و کلوچه گردویی تازه رو میتونید از شیرینی سرای محجوب تهیه کنید کافیه از یک نفر ادرس رو بپرسید براحتی پیدا میکنید. شاد باشید

علیخانی 16 مرداد 1397 ساعت 09:28

دوست عزیز ، جناب آقای مهندس شفیعی
با سلام و عرض ارادت ،سفرنامه تان طبق معمول با دقت ، ریز بینی و نکته سنجی تنظیم شده بود طوری که انگار در این مسافرت همراهتان بودم ، البته امیدوارم فرصت همسفری مجدد با حضرتعالی بار دیگر نصیب اینجانب گردد .
با آرزوی توفیق و سلامتی

mahak jahani 6 مرداد 1397 ساعت 06:21

بسیار عالی بود .با اینکه خودم گیلانی هستم و به ان مناطق رفته ام ، ولی بسیار لذت بردم از سفر زیبای شما .انگار برام تازگی داشت.موفق باشید

محسن نامور صدیق 4 مرداد 1397 ساعت 18:57

سلام جناب آقای شفیعی
ضمن تشکر از نگارش سلیس و روان سفرنامه وماجراهای سفرو درج عکسها و ویدئوهای زیبا از گیلان، اردیبهشت بهترین زمانی است که به گیلان تشریف آوردید. استفاده از هوای خوب، آرامش طبیعت و منطقه، فاکتورهای مهم سفر به استان گیلان هستند.
امّا حیف که مدت کمی را مهمان این منطقه بودید. در واقع گشت و گذار در گیلان زیادش هم کم است! نقطه به نقطه این استان حال و هوای خاص خودش را دارد و تنوع در همه چیز و همه جای آن هست! مخصوصاً شرق گیلان و عروس آن (لاهیجان) و شهر خاص کلاچای که خود آنها هرکدام به تنهائی حکایت دیگری دارند.
امیدوارم درسفرهای بعدی جنابعالی به گیلان از مواهب طبیعی و آرامش منطقه لذت کافی را ببرید و خاطرات خوش و ماندگاری را رقم بزنید.

daviid 3 مرداد 1397 ساعت 15:31

سلام... عالی بود
موفق باشید و همیشه به سفر...

محسن سنایی 1 مرداد 1397 ساعت 16:40

با سلام
سفرنامه ای بسیار روان و جذاب که ترغیب کننده انجام سفر مشابه بود.
بسیار عالی بود ممنونم.
فقط شما خودتون بازنشسته بودین؟ واسه بستگان هم این تخفیف وجود داره؟

سعید 1 مرداد 1397 ساعت 11:35

سلام بر شما دوست عزیز! به جرات بگویم که سفرنامه داخلی به این روانی، با ذکر جزئیات که خواننده را بیقرار چنین سفری کند، نخوانده بودم! بسیار مفید و لذتبخش بود. برای جنابعالی و خانواده محترمتان تندرستی و سفرهای پربار آرزو کرده و در انتظار سفرنامه های بعدیتان هستم.

دریای کاسپین 1 مرداد 1397 ساعت 11:08

سفر نامه شمال را خیلی خوب نوشتی.دلنشین و جذاب بود به ویژه آنکه سفرنامه همراه با تصاویر زیبا و فیلم هم بو که سفرنامه را جذاب تر و دینی تر کرده است.دست به قلم خوبی داری.

نانا 1 مرداد 1397 ساعت 10:13

با سلام ممنون از سفرنامه خوبتان ایده گرفتم و حتما این مسیر را امتحان می کنم

alidmax 31 تیر 1397 ساعت 17:22

سلام
با دقت و روان نوشته شده است این سفرنامه .... و مخصوصا غذا های خوشمزه که با ظرافت کامل عکس برداری شده بود .. تشکر از شما و سایت لست سکند

نادر مزرعه شادی 31 تیر 1397 ساعت 15:48

سلام
نظم و روانی متن سفرنامه عالی بود.کاش سفرنامه تون قبل سفر اخیر ما منتشر شده بود.ممنون بابت معرفی چشمه دمکش.سفر بعدی به شمال حتما ازش بازدید می کنم.
مسیر رودبار،طارم زنجان و هفتاد کیلومتر نهایی کمی حوصله می خواد.ما بار اول که از اون مسیر رفتیم واقعا غافلگیر شدیم.یه دکل بلند میدیدیم بالای کوه و می گفتیم دیگه به اون دکل برسیم سربالایی تمومه بعد میدیدی همون دکل در ارتفاع پایینی موند و ما همچنان صعود می کنیم.

ویدا مهین پو 31 تیر 1397 ساعت 13:23

با سلام
بنده سعادت دیدن منطقه زیبای کلاچای را نداشتم و به لطف سفرنامه عالی شما و عکس های زیبایتان این سعادت نصیبم شد!! چند نکته در سفرنامه تان برایم لذت بخش بود:
- ریتم سفرنامه کوتاه و دلنشین بود و عجله نداشتن شما برای دیدن مناطق مختلف حس آرامشی خوبی را به خواننده منتقل میکرد.
- نظم و ترتیب خوبی در قسمت بندی مطالب داشتید.
- ساده نگاری سفرنامه سبب خواندن راحت آن شد و خوب است زیاد به فکر شاخ و برگ دادن به سفرنامه نبودید.
از اینکه ما ر اشریک دیدن زیبایی های این خطه ارزشمند سرزمینمان کردید سپاسگزارم.
شاد باشید

نسیم 31 تیر 1397 ساعت 12:25

تا بحال چند سفرنامه داخلی خیلی خوب با معرفی عالی منطقه از شما دیدم موفق باشید

کریم شقاقی 31 تیر 1397 ساعت 11:37

دوست بزرگوارم جناب آقای شفیعی
همه چی در حد عالی بود و با اینکه خودم ایرانگرد هستم ولی مناطق جنگلی رحیم آباد و چشمه دمکش برایم خیلی جالب بود . عکسهایتان هم مثل همیشه مکمل خیلی خوبی برای سفر نامه تان بود . ادبیات نگارشی هم در سطح بالا قرار داشت .
منتظر سفر نامه های دیگری از شما هستیم .

مشاهده نظرات بیشتر